تاریخچه دانش

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ، فرهنگ و تمدن به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

تاریخچه دانش

پست توسط ganjineh »

پزشكان چين باستان


شايد نخستين بار كه شنيديد با فرو كردن سوزن در پوست ، مي توان برخي از بيماري‌ها را درمان كرد، به معتادان در ترك سيگار ياري رساند، يا بدون بهره‌گيري از بيهوش‌كننده‌ها، ‌عمل جراحي دردناكي را تحمل كرد، ‌شگفت زده شديد. اما طب سوزني، طي هزاران سال در چين مرسوم بوده است.

چيني‌ها به جاي باور به اين كه ارواح شيطاني باعث بيماري مي‌شوند، عامل بيماري را در درون بدن مي‌جستند. آنان بر اين باور بودند كه هر شخص دو نيروي دروني مخالف به نام "يين" و "يانگ" دارد . يين مظهر زنانگي، رطوبت و تاريكي و يانگ مظهر مردانگي، خشكي و روشني است.

در كتاب پزشكي چين باستان، كه "ني‌چينگ" نام دارد، آمده است كه يين و يانگ به كمك فرمان‌روايان و مديران كارآزموده، كشور تن را اداره مي كنند. اين كشور 12 رودخانه دارد كه نظام ارتباطي آن را مي‌سازند. اين رودخانه‌ها كه تعداد آن‌ها با تعداد رودخانه‌هاي بزرگ چين برابر است، به كانال‌هاي كوچك‌تري تقسيم مي‌شوند. درون اين كانال‌ها، خون و مايع ديگري جريان دارد كه انرژي حياتي بدن است.

كانال‌ها، اندام‌ها را به يكديگر متصل مي‌كنند. براي مثال، كليه‌ها به گوش، شش‌ها به بيني و قلب به زبان متصل مي‌شوند. به نظر چيني‌هاي باستان، هنگامي كه اين كانال ها خوب كار مي‌كند، بدن سالم است . اگر به هر دليلي در كار اين كانال‌ها اختلال ايجاد شود، بدن بيمار مي‌شود. زيرا ، تعادل يين و يانگ به هم مي‌خورد. آن‌گاه، پزشكان چيني با فرو كردن سوزن در جاهاي ويژه‌اي از بدن، جريان حياتي را به حالت اول بازمي‌گرداندند.

در هر گوش بيش از 100 جاي ويژه‌ي طب سوزني وجود دارد. بنا به باور چيني‌هاي باستان، اين جاها در راستاي كانال‌هايي هستند كه اندام‌ها را به يكديگر مرتبط مي‌سازند.

با فروكردن سوزن در جاهاي ويژه اي در گوش بيروني، ممكن است درد و بيماري در بخش‌هاي ديگر بدن، فروكش كند. البته، شما خود اين كار را نكنيد. طب سوزني مهارت و تجربه زيادي مي‌خواهد.

درآيين‌هاي چيني‌، كالبدشكافي ممنوع است. به اين خاطر، پزشكي در روزگار باستان بر اساس اين كانال‌ها بنا شده بود كه به نظر پزشكان چيني بر همه‌ي بدن تاثير مي‌گذارند. امروزه ،چنين باورهايي چندان زياد مورد پذيرش نيست. هر چند اساس طب سوزني هنوز براي ما روشن نيس، اما به نظر مي رسد، سوزن‌ها از راهي بر اندام‌هاي بدن اثر مي‌گذارند و باعث آرامش و فروكش كردن درد مي شوند.

پزشكان چيني گياهان دارويي را نيز به خوبي مي‌شناختند. ريشه گياه "جين سنگ" كه كمي به بدن انسان شباهت دارد مورد توجه بيش‌تر پزشكان آن روزگار بود. علاوه بر گياهان دارويي،‌آنان براي درمان كم خوني از آهن و براي درمان برخي از بيماري‌ها از عاج فيل بهره مي‌گرفتند.

چيني‌ها براي درمان زخم‌هاي پاي خود، روي آن ها نان كپك‌زده مي‌گذاشتند. امروزه مي‌دانيم كپك‌ها منبع انواع پادزي‌ها(آنتي بيوتيك‌ها) هستند. به علاوه، آنان براي پيشگيري از آبله‌مرغان شديد، پودر زخم آبله را به صورت قرص درآورده بودند و آن را به افراد سالم مي‌دادند تا در برابر آبله، واكسينه شوند. گاهي نيز ترشح‌هاي زخم‌هاي آبله را از خراشي به بدن افراد وارد مي‌كردند.

منبع:

Angela Royston,100 Greatest Medical Discoveries,
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

جمجمه های سوراخ

تصویر
در طول تاريخ بسياري از مردم تصور مي‌كردند روح‌هاي شيطاني و پليد درد و بيماري را به وجود مي‌آورند. بسياري معتقد بودند تندرستي پيامد رويارويي نيروهاى نيك با نيروهاى پليد است. از اين رو، از جادوگران، جن‌گيرها و دعاخوانان مي‌خواستند با كلمه‌ها و عبارت‌هاي ويژه‌ي خود به نيروهاى نيك كمك كنند و روح‌هاي شيطاني و نيروهاى پليد را از تن و روان بيماران بيرون كنند.

بخشي از كار پزشكان آن روزگار نيز دور كردن نيروهاي شيطاني از تن بيماران بود. اما اگر وردخواني و دعاخواني باعث بهبودي بيمار نمي‌شد، پزشكان به شيوه‌اي از جراحي ابتدايي به نام ترپاني روي مي‌آوردند. آنان ابزاري را به كار مي‌بردند كه مانند مته‌ي نجاري بود و جمجمه‌ي بيماران را با كمك آن سوراخ مي‌كردند تا به خيال خود راهي براى بيرون رفتن روح‌هاي شيطاني ايجاد كنند.

مي‌دانيم كه برخي از اين افراد پس از ترپاني زنده مي‌ماندند، زيرا جمجمه‌هاى برجاي مانده از آن‌ها سوراخ‌هايي دارند كه ترميم شده‌اند. در واقع، اگر بيماري پس از اين عمل جراحي دردناك زنده مي‌ماند، زخم سر او را با تكه‌اي سنگ، صدف، پوست كدو يا حتي با نقره يا طلا مي‌پوشاندند. چنين جمجمه‌هايي در همه جاي جهان (فرانسه، آلمان، شمال آفريقا، نيوزلند، آمريكاي جنوبي و ايران) پيدا شده‌اند. اين كار بيشتر در كشور پرو معمول بوده است. در اين كشور جمجمه‌هايي با چهار تا پنج سوراخ يافت شده است.

از ترپاني براي درمان سردردها، جن‌زدگان و ديوانگان بهره مي‌گرفتند. امروزه مي‌دانيم اين عمل درمان هيچ نوع بيماري نيست و افراد جن‌زده يا ديوانگان به بيماري‌هاي عصبي دچارند، نه اين كه جن وارد بدن آنان شده است، يا ارواح شيطاني بر آنان چيره شده‌اند. براي نمونه، بسياري از حالت‌هاي افراد به اصطلاح جن‌زده، پيامد بيماري عصبي صرع است.

منبع :

Royston Angela, 100 Greatest Medical Discoveries, Grolier Academic Reference, 1997
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

البته این قسمت فکر کنم تکراری باشد اما از انجاییکه در مجموعه این تاپیک است مجددا ذکر می کنم :

خجالتي كه به نوآوري انجاميد
تصویر
در يونان باستان، پزشكان با گذاشتن گوش خود روي سينه بيماران به آواي قلب آنان گوش مي دادند، اما اين روش كم‌كم به فراموشي سپرده شد تا اين كه بار ديگر در دوره‌ي نوزايي(رنسانس) يكي از كارهاي معمول پزشكان شد. اين كار از زماني رونق گرفت كه در سال 1816 ميلادي زن جوان و چاقي به خاطر ناراحتي قلبي به نزد دكتر "لانك" رفت.

لانك خجالت مي‌كشيد گوش خود را روي سينه زن بگذارد. او به خاطر آورد روزي دو بچه را ديده بود كه از يك كنده توخالي با هم ارتباط برقرار كردند، به گونه‌اي كه يكي از آن‌ها در يك سر كنده سخن مي‌گفت و ديگري در سر ديگر به سخنان او گوش مي‌داد. لانك دسته‌اي كاغذ برداشت و آن‌ها را به صورت يك لوله‌ي كاغذي در آورد. سپس، يك سر لوله را روي سينه زن گذاشت و گوش خود را به سر ديگر لوله چسباند و با شگفتي دريافت كه در اين حالت، صداي قلب را بهتر از پيش مي‌شنود.

لانك نخستين گوشي پزشكي را از چوب تراشيد. اين گوشي 24 سانتي‌متر درازا و 4 سانتي‌متر پهنا داشت. او همه صداهايي را كه از سينه بيماران مي‌شنيد توصيف كرد و بسياري از آن‌ها را با بيماري‌هاى گوناگون ارتباط داد. گوشي چوبي تا 1850 ميلادي به كار مي‌رفت. در اين سال گوشي پلاستيكي جاي آن را گرفت. در سال 1852 ميلادي يك پزشك آمريكايي به نام "كامان" آن را به گونه‌اي تغيير داد كه بتوان صدا را با هر دو گوش شنيد. در 1878 ميلادي ميكروفون اختراع شد و آن را براي تقويت صدا در گوشي پزشكي به كار گرفتند.

منبع :

Royston Angela, 100 Greatest Medical Discoveries, Grolier Academic Reference,
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

مردي كه تب زايمان جانش را گرفت
تصویر
در گذشته بسياري از مادران، پس از به دنيا آوردن كودك، در پي تب شديدي جان مي‌باختند كه به تب زايمان شناخته مي‌شد. در اين مادران، دماي بدن بسيار بالا مي‌رفت و درد شديدي بخش پاييني شكم را فرا مي‌گرفت. سرانجام، بيماران به خاطر ناراحتي قلبي مي‌مردند. اين بيماري، اغلب مادراني را مبتلا مي‌ساخت كه در بيمارستان زايمان مي‌كردند. بيشتر پزشكان تصور مي‌كردند"مياسما" يا هواي آلوده، باعث تب زايمان مي‌شود

اما ايگناز فيليپ سيميل‌وايس(1865–1818)، پزشك مجارستاني، متوجه شد در بخشي كه ماماها اداره مي‌كردند، نسبت به بخشي كه دانشجويان پزشكي آن را اداره مي‌كردند، اين بيماري كمتر ديده مي‌شود. سيميل‌وايس دريافت دانشجويان بي آن كه دست‌هاي خود را بشويند، يكراست از سالن تشريح به بخش زايمان مراجعه مي‌كردند. سيميل‌وايس بر اين باور بود كه چيزهايي از سالن تشريح به مادرها منتقل مي‌شود. او اين چيزها را "جرثومه‌هاي فساد" مي‌ناميد.

سيميل‌وايس، از همه‌ي دانشجويان خواست دست‌هاي خود را با كلريد آهك بشويند، اما آنان به شدت اعتراض كردند. سرانجام پذيرفتند و با اين كار شمار مادراني كه از تب زايمان مي‌مردند، كاهش چشمگيري پيدا كرد. سيميل‌وايس كتابي درباره‌ي تب زايمان نوشت، اما بسياري از پزشكان نظريه‌ي او را درباره‌ي عفونت نپذيرفتند و پس از مرگش، پژوهشگران ثابت كردند كه نظريه‌ي او درست است.

در سال 1865 ميلادي همان باكتري كه باعث تب زايمان مي‌شود، باعث مرگ سيميل‌وايس شد. او در جريان كارهاي پژوهشي‌اش دست خود را بريد و از اين راه با خون آلوده به بدنش وارد شد. كوشش پزشكان براي نجات جان او بي‌نتيجه ماند و زمان كوتاهي پس از آلودگي جان باخت.

منبع :

Royston Angela, 100 Greatest Medical Discoveries, Grolier Academic Reference, 1997
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

افشره‌ي نجات بخش

تصویر
در سده‌ي هجدهم ميلادي، بيش‌تر دريانوردان به نوشيدن الكل عادت داشتند، اما جيمز ليند نوشيدني ديگري را به كشتي‌ها واردكرد. زماني كه او جراح نيروي دريايي اسكاتلند شد، بسياري از دريانوردان به‌‌ويژه در سفرهاي دراز به اسكوروي دچار مي‌شدند. اين بيماري، كه آن را با نام طاعون دريا مي‌شناختند، باعث خونريزي از لثه‌ها، پوست و مفصل‌ها مي‌شد.

دريانوردان مانند بسياري از مردم مي‌دانستند كه براي سالم ماندن بايد مقدار معيني گوشت، مواد قندي و نمك‌هاي معدني مصرف كنند. دريانوردان براي به دست آوردن غذاي تازه، جانوران اهلي را در كشتي نگهداري مي‌كردند. اما ميوه و سبزي‌هاي تازه به همراه نداشتند، زيرا در سفرهاي خراب مي‌شدند.

ليند گمان مي‌كرد كه اسكوروي به علت محدوديت رژيم غذايي كشتي‌ها به وجود مي‌آيد. او تصميم گرفت آن را به شيوه‌اي بنيادي درمان كند. از اين رو، كاركنان يك كشتي را كه همه به اسكوروي دچار شده بودند، به گروه‌هايي تقسيم كرد و به هر گروه تا چهارده روز مكمل‌هاي غذايي متفاوتي داد. او دريافت گروهي كه پرتقال و ليمو خورده بودند، پس از شش روز از ديگران بهتر شدند.

ليند نتيجه‌ي آزمايش‌هاي خود را در سال 1754 ميلادي منتشر كرد، اما دريانوردان سفارش‌هاي او را به كندي به كار بستند. يكي از دريانورداني كه سخنان او را پذيرفت، كاپيتان كوك بود. او طي سفرهاي درازش به جنوب اقيانوس آرام، در 1770 ميلادي به ملوانانش ميوه هاي تازه مي‌داد. سرانجام، از 1795 ميلادي همه‌ي دريانوردان انگليسي هر روز از آب ليمو استفاده مي‌كردند و در ميان دريانوردان كشورهاي ديگر به ليمويي‌ها مشهور شده بودند.

منبع :

Royston Angela, 100 Greatest Medical Discoveries, Grolier Academic Reference, 1997
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

سرگذشت واكسيناسيون

آدمي از ساليان دور دريافته بود كه اگر از دست برخي از بيماري ها جان سالم به در ببرد، بار ديگر به آن‌ها دچار نمي‌شود. از اين رو، پزشكان و خانواده به اميد پيشگيري از آبله مرغان شديد، كودكان را در برخورد با كساني مي گذاشتند كه به آبله مرغان خفيفي دچار شده بودند.

چيني‌هاي باستان براي پيشگيري از آبله مرغان، پودر زخم هاي آبله مرغان را به بيني وارد مي‌كردند. زنان قبيله‌هاي قفقازي پوست بخش‌هايي از بدن كودكانشان را كه در ديد نبود، خراش مي‌دادند و عصاره‌ي زخم هاي آبله را روي آن ها مي‌گذاشتند. از اين رو، بر صورت اغلب دختران آن قبيله‌ها، زخم‌هاي آبله ظاهر نمي‌شد. به اين خاطر، آن زيبارويان مورد توجه ويژه شاهان عثماني بودند.

مايه‌كوبي آبله در سده‌ي هجدهم ميلادي از استانبول به اروپا راه يافت. برخي از پزشكان از اين شيوه براي پيشگيري از آبله مرغان شديد بهره مي‌گرفتند. اما مايه‌كوبي خطرهايي نيز در پي داشت. مايه‌كوبي، هميشه خوب جواب نمي‌داد. برخي از بيماران پس از مايه‌كوبي به شدت بيمار مي‌شدند و بسياري از آنان مي‌مردند.

در سال 1797 ميلادي، ادوارد جنر، پزشك انگليسي، دريافت دختراني كه شيرگاوهاي مبتلا به آبله‌ي گاوي را مي دوشند، نسبت به آبله مرغان ايمن هستند. هر چند آبله‌ي گاوي باعث كاهش شير گاوها مي‌شود، اما در انسان به وضعيت خطرناكي نمي‌انجامد. جنر تصور مي‌كرد ،‌تماس پوست دست دختران شير دوش با زخم‌هاي آبله‌ي گاوي در پستان گاو، باعث ايمني آنان به آبله مرغان شده است.

او براي بررسي فرضيه‌ي خود آزمايش جالبي انجام داد. او پسر بچه‌اي را با عصاره‌ي زخم آبله‌ي گاوي مايه‌كوبي كرد. پس از شش هفته، آن پسر بچه را با عصاره‌ي آبله مرغان مايه‌كوبي كرد. آن پسر سالم ماند. جنر اين تجربه را روي 23 نفر ديگر آزمود و به درستي فرضيه‌ي خود پي برد . سه سال بعد تنها در انگلستان ، 000/100 نفر به همين شيوه واكسينه شدند و نزديك سال 975 ، آبله مرغان به طور كامل در همه جاي جهان ريشه كن شد.

هر چند كوشش و پي‌گيري‌هاي جنر را بايد ارج نهاد، اما او نخستين كسي نيست كه نظريه‌ي ايمني اكتسابي را مطرح كرد. در سال 910 ميلادي، يعني نزديك 900 سال پيش از جنر، محمد زكرياي رازي، دانشمند ايراني، براي نخستين بار آبله مرغان را به صورت علمي توصيف كرد. او در يكي از كتاب‌هاي خود اشاره كرده است كه اين بيماري از فردي به فرد ديگر منتقل مي‌شود، اما اگر كسي از اين بيماري جان سالم به در برد، بار ديگر به اين بيماري دچار نمي‌شود.

امروزه، واكسن‌ها را از ميكروب‌هاي ضعيف شده يا بخش‌هايي از پيكره آن‌ها به دست مي‌آورند. ما عليه بيماري‌هاي گوناگون از جمله كزاز ، سرخك و فلج اطفال واكسينه مي‌شويم. ما اين موفقيت را مديون كوشش‌هاي لويي پاستور، دانشمند فرانسوي، هستيم. او در سال 1879 ميلادي متوجه شد جوجه‌هايي كه به آن‌ها كشت قديمي ميكروب وبا تزريق شده بود، بيمار نشدند و زماني كه بار ديگر به آن‌ها كشت تازه‌اي را تزريق كرد، آن ها باز هم سالم ماندند. اين مشاهده باعث شد، او به روش‌هاي گوناگون باكتري‌هاي مختلف را ضعيف كند و از آن ها به عنوان واكسن بهره بگيرد.

منبع :

Barquet and Domingo,Smallpox, Annals of Internal Medicine,15 Oct 1997
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

تصويرهاي جادويى

كونراد رونتگن، فيزيكدان آلماني،پرتوهاي كاتدي را با گذر دادن جريان الكتريكي از لوله‌ي شيشه‌اي ويژه‌اي، مطالعه مي‌كرد كه به طور اتفاقي پرتو ناشناخته‌اي را كشف كرد. اگر چه لوله با مقوايي پوشيده شده بود، كاغذ آغشته به ماده‌ي فلورسانس، كه به طور اتفاقي نزديك لوله افتاده بود، هنگام گذر جريان الكتريكي مي‌درخشيد. چيزي سواي پرتوهاي كاتدي بايد از مقوا گذر مي‌كرد و بر كاغذ عكاسي اثر مي‌گذاشت. رونتگن آن پرتو ناشناخته را پرتو ايكس ناميد.

رونتگن دريافت كه پرتو ايكس از يك كتاب هزار صفحه‌اي، چوب و لاستيك مي‌گذرد، اما نمي‌تواند از سرب گذر كند. او براي اطمينان بيش‌تر قطعه‌ي كوچكي از سرب را جلوي اين پرتو نگه داشت. سايه‌ي قطعه‌ي سربي و سايه دستش با خط‌هاي اصلي استخوان‌هايش روي فيلم عكاسي ظاهر شد. او كشف خود را در 1895 ميلادي در روزنامه‌اي گزارش كرد. آن روزنامه به خاطر انتشار اين كشف مهم شهرت زيادي پيدا كرد.

پرتو ايكس در پزشكي كاربرد مهمي پيدا كرد. درآغاز از آن تنها براي مشاهده‌ي استخوان‌ها بهره مي‌گرفتند. اما به كمك رنگ‌هاي ويژه اي كه وارد اندام‌ها مي‌شوند، مشاهده‌ي اندام‌ها ديگر نيز امكان پذير شد. با اين همه، برخي از مردم در آغاز به پرتو ايكس بدگمان بودند. آنان نگران بودند كه مبادا فردي بتواند با كمك آن پرتوهاي بي‌نام و نشان، زير چشمي آنان را از زير پوشاكشان ببيند. يك شركت انگليسي با تبليغ " زير پوش‌هاي ضد ايكس " توجه بسياري را به خود جلب كرد.

آرام آرام بهره‌گيري از پرتو ايكس چنان معمول شد كه در دهه‌ي 1990 ميلادي حتي كفش‌فروشي‌ها براي بررسي اندازه بودن يك كفش هم از پرتو ايكس بهره مي‌گرفتند و پزشكان براي بررسي وضعيت رشد و نمو بچه به مادران باردار پرتو ايكس مي تابانيدند. سال ها طول كشيد تا مردم فهميدند تا جايي كه امكان دارد بايد از پرتو ايكس كم‌تر بهره بگيرند. از اين رو، متخصصان عكسبرداري با پرتو ايكس، هنگام تهيه‌ي عكس از درون بدن پشت صفحه‌اي سربي جاي مي‌گيرند تا زياد در معرض اين پرتوهاي آسيب‌رسان نباشند.

منبع :

Royston Angela, 100 Greatest Medical Discoveries, Grolier Academic Reference, 1997
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

تار نوازي عجيب

مغز انسان مركز فرماندهي بدن است و آسيب ديدن آن به مفهوم آسيب ديدن همه‌ي بدن است. از اين رو، از مغز به خوبي محافظت مي‌شود. استخوان‌هاي محكم جمجمه، مغز را در بر گرفته‌اند و چون سپري آهنين از آن محافظت مي‌كنند. اما جاي گرفتن مغز در محفظه‌اي استخواني مي‌تواند چالش‌هايي را در پي داشته باشد، زيرا سپردن مغز نرم به دست استخوان سخت درست نيست. از اين رو، استخوان و مغز به طور مستقيم با هم تماس ندارند. سه پرده از جنس بافت پيوندي مغز را در بر گرفته‌اند و فضاي بين دو پرده را مايعي به نام مايع مغزي نخاعي پر مي‌كند. مايع مغزي نخاعي و پرده هاي مغز حكم ضربه‌گير را دارند و از تماس مستقيم مغز و جمجمه در اثر ضربه جلوگيري مي‌كنند.

با اين همه، گاهي ضربه‌‌ها به اندازه‌اي محكم هستند كه باعث آسيب به مغزي مي‌شوند. در اين حالت، ممكن است بينايي و گفتار شخص آسيب ببيند. گاهي ضربه چنان شديد است كه باعث ترك خوردن جمجمه مي‌شود. امروز با كمك دستگاه هاي كامپيوتري از مغز تصويربرداري مي‌شود تا پزشك از وجود آسيب‌هاي احتمالي در مغز آگاه شود. اما در روزگاران گذشته تشخيص ضربه‌هاي مغزي به سادگي امكان‌پذير نبود.

لانفرانك ايتاليايي پزشك و جراح ماهري بود كه به بررسي آسيب‌هاي مغزي علاقه زيادي داشت و نخستين كسي بود كه ضربه‌ي مغزي را به طور علمي توصيف كرد. هم‌چنين، روش جالبي را براي تشخيص شكستگي جمجمه پيشنهاد كرد. بر اساس پيشنهاد او جراح يا پزشك بايد ضربه‌ي ملايمي به جمجمه بيمار وارد كند. اگر صداي برخاسته از جمجمه واضح بود (شبيه صداي زنگوله‌اي كه هيچ گونه تركي ندارد) جمجمه شكستگي ندارد. او روش بهتري نيز ابداع كرد. او نخ آغشته به مومي را به دندان بيمار مي‌بست، آن را محكم مي‌كشيد و همانند سيم تار آن را با انگشت تكان مي‌داد. بسته به اين كه جمجمه شكستگي داشت يا نه، نخ طنين متفاوتي پيدا مي‌كرد. او از اين راه مي‌توانست به آسيب جمجمه پي ببرد.

منبع :

Royston Angela, 100 Greatest Medical Discoveries, Grolier Academic Reference, 1997
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

روزي كه اديسون مرغ شد

تصویر
آن روز بعد از ظهر، اديسون غرق در تفكر ناپديد شد. پدر كه نگران شده بود، همه جا را به دنبال او گشت؛ آبگذر نزديك خانه، كه يك بار نزديك بود اديسون در آن غرق شود؛ آسياب بزرگ شهر كه ماشين هاي بخار پرسروصداي آن هميشه توجه اديسون را جلب مي كرد؛ پيرامون ساختمان الوارسازي پدر و سرانجام پدر او را در حالي كه روي حصيرهاي انبار پهلوي خانه دراز كشيده بود، يافت. زير او، لا به لاي توده‌اي از تخم‌مرغ‌هاي شكسته و زرده‌هاي بيرون زده، تعداد زيادي تخم‌مرغ سالم نيز ديده مي شد!

اديسون پسر كنجكاوي بود كه در هر كاري سرك مي‌كشيد. او با ديدن چيزهاي تازه، به فكر فرو مي‌رفت و با پرسش‌هايش مردم را به ستوه مي‌آورد. سپس براى آزمودن پاسخ‌هايي كه شنيده بود، آزماش‌هايي انجام مي‌داد. آن روز هم اديسون در حال آزمايش گفته‌هاي مادرش بود. او از مادر پرسيده بود كه چرا مرغ روي تخم‌هايش مي‌خوابد. مادر دليل آن را برايش توضيح داده بود. او پرسيده بود كه چرا مرغ مي‌خواهد تخم‌هايش را گرم كند. مادر باز هم پاسخ او را داده بود. اديسون تصميم گرفت در اين‌باره آزمايشي انجام دهد. نتيجه آزمايش او اين شد كه مرغ‌ها مي‌توانند روي تخم‌ها بخوابند و جوجه بياورند، اما آدم ها به دلايلي نمي توانند اين كار را انجام دهند.
اما مدرسه از اين شاگرد كنجكاو استقبال نكرد. مدير مدرسه مانند همه‌ي معلمان آن زمان، عقيده داشت كه دانش و دانستني‌ها را بايد با خشونت به شاگردان آموخت. اديسون زياد مي‌پرسيد و همين موضوع معلم را بيشتر خشمگين مي‌كرد. معلم پرسش‌هاي زياد او را نشانه كند ذهني‌اش مي‌دانست! اديسون بارها به خاطر پرسش‌هاي فراوانش تنبيه شد. سرانجام بدرفتاري معلم، باعث شد اديسون از مدرسه بگريزد و ديگر به آنجا باز نگردد. اديسون را پس از آن به مدرسه ديگري فرستادند، اما او اين مدرسه را نيز دوست نداشت و اغلب در كلاس درس حاضر نمي‌شد. به ناچار مادرش تصميم گرفت خودش آموزش او را بر عهده بگيرد.
در نه سالگي، مادر نخستين كتاب علمي را به او داد. نام آن، مكتب فلسفه طبيعي بود. آن كتاب آزمايش‌هاي ساده‌اي را شرح مي‌داد كه خواننده در خانه نيز مي‌توانست آن‌ها را انجام دهد. زندگي اديسون با خواندن آن كتاب دگرگون شد. او كتاب را با اشتياق از آغاز تا پايان خواند و همه‌ي آزمايش‌ها را انجام داد. سپس تصميم گرفت آزمايشگاهي براي خودش بسازد. او مقداري مواد شيميايي خريد و خرده ريزه‌هايي از وسايلي مانند سيم، از اينجا و آنجا فراهم كرد و آزمايشگاهي در اتاق خوابش ترتيب داد.

او در آزمايشي بايد موي دو گربه را به هم مالش مي‌داد تا الكتريسيته ساكن توليد شود. او دم گربه را به سيمي بست، اما تنها نتيجه اي كه نصيبش شد، مجروح شدن با پنجه گربه ها بود! در يكي ديگر از آزمايش‌هايش مقدار زيادي بي‌كربنات سديم (جوش شيرين) به يكي از دوستانش خوراند تا گازي كه در معده اش به وجود مي آيد، او را مانند بالوني كه از هواي سبك پر مي شود، به هوا بلند كند! پدر آن پسر به دنبال اديسون بود تا او را به هوا بفرستد، اما دستش به او نرسيد.
مادرش هميشه از او پشتيباني مي‌كرد، اما چندي پس از از متلاشي شدن وسايل خانه، اصرار كرد كه آزمايشگاه اديسون به زيرزمين برده شود. با اين همه، سرو صدا و انفجارهاي ناشي از آزمايش‌ها گاهي خانه را مي لرزاند. با برخاستن صداي انفجار، پدر تركه‌اي بر مي‌داشت تا پسر غيرعادي و يك دنده‌اش را تنبيه كند. اما مادر او را آرام مي‌كرد و به او اطمينان مي‌داد كه پسرشان به درستي مي‌داند چه مي‌كند. پشتيباني‌هاي آن مادر فهيم كه به‌راستي پس از آزمايش و تجربه، تنها آموزگار اديسون بود، باعث شد او ۱۰۹۳ اختراع را در جريان زندگي خود به ثبت رساند.
مردم، اديسون را جادوگر مي ناميدند، زيرا با دست‌هاي جادويي خود ورق قلع را به صدا و نخ را به روشنايي تبديل كرد. در واقع، او از هر ماده اي براي تبديل گذشته به آينده‌اي بهره برد كه اكنون از آن ماست.
• برگرفته از: اديسون در ۹۰ دقيقه، نوشته آنا اسپرول/ترجمه مسعود سلطانی
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

همه چيز با هفت چيز

سال‌ها پيش، چيني‌ها نوعي بازي فكري به نام تنگرام ابداع كردند. مربعي كه هفت قطعه هندسي ساده(پنج مثلث متساوي الساقين قائم الزاويه، يك چهار ضلعي و يك مربع) تقسيم شده است و اندكي فكر، مواد لازم براي اين بازي است. اين بازي از چين به ديگر جاهاي جهان سفر كرد و مورد توجه قرار گرفت. اين بازى تجسم هندسي ذهن شما را تقويت مي‌كند.


اين قطعه‌ها را مانند شكل زير از مقوا ببريد و با كنار هم قرار دادن آن‌ها، شكل‌هاي گوناگوني مانند گلدان، آدمك، اسب، خانه، مرد اسب سوار يا فانوس دريايي بسازيد.
تصویر
در پايگاه ويژه تنگرام كه چيني‌ها راه اندازي كرده اند، مي‌توانيد طرحي را برگزينيد و قطعه‌هاي تانگرام را مانند آن كنار هم بچينيد. پس از وارد شدن به اين پايگاه، از دكمه‌هاي انتخاب آن به صورت زير استفاده كنيد. شايد هنگام وارد شدن به اين پايگاه با پيام نصب قلم (Install) رو به رو شويد. فقط چيني‌زبان‌ها به نصب قلم نياز دارند و شما به اين قلم نياز نداري
د.تصویر
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

يافتم يافتم

تصویر

ارشميدس، رياضيدان بزرگ يوناني، سه قرن پيش از ميلاد در سيراكوز اقامت داشت. وي به دليل اختراعاتي همچون اهرم، «پيچ ارشميدس» (كه هنوز هم در بعضي از جاهاي مصر براي بالا كشيدن آب از رود نيل و آبياري زمين هاي كشاورزي استفاده مي شود) و قانون هاي هيدرواستاتيك، كه به «اصول ارشميدس» نيز معروفند، به شهرت رسيد. ارشميدس كسي بود كه يك بار برهنه از حمام عمومي بيرون دويد و در خيابان هاي سيراكوز فرياد زد «اورِكا، اورِكا» يعني «يافتم، يافتم» اما به‌راستي ارشميدس چه چيزي يافته بود كه وي را چنين به هيجان آورد كه حتي فراموش كرد لباسش را بپوشد؟


براي پاسخ گفتن به اين پرسش لازم است بدانيم ارشميدس در آن روز پيش از آن كه به حمام گام بگذارد چه فكري در سر داشت؟ هيرو حاكم سيراكوز و دوست صميمي و شايد هم از بستگان ارشميدس، به يك طلاساز سفارش داد بود تاجي از طلاي ناب براي وي بسازد. اما، هنگامي كه تاج طلا آماده شد شاه به شك افتاد كه آيا زرگر تمام طلا را در ساختن اين تاج به كار برده است؟ آيا امكان دارد كه زرگر مقداري از فلزهاي كم ارزش تر مانند نقره يا مس را به جاي طلا به كار برده و بقيه طلا را در ساختن تاج به كار نبرده و كنار گذاشته باشد؟

در آن زمان شيوه مخلوط كردن طلا با نقره و مس را مي دانستند اين مخلوط فلزها به آلياژ معروفند. حتي هنگامي كه درصد زيادي از فلزهاي ديگر براي ساختن طلا به كار مي رود، باز هم رنگ طلا محفوظ مي ماند. طلاي خالص طلاي ۲۴ عيار ناميده مي شود. طلاي ۱۴ عيار آلياژي است كه ۵۸ درصد آن طلا است و مابقي از ساير فلزها تشكيل شده است. اين آلياژ كه در جواهرسازي كاربرد دارد، هنوز هم به نظر مي رسد كه طلاي خالص است.

هيرو دوستش ارشميدس را فراخواند و مشهورترين مسئله رياضي را به وي ارائه كرد: يافتن روشي براي درك اين نكته كه آيا تاج از طلاي خالص تهيه شده است و آيا زرگر تمام طلايي را كه حاكم به وي داده بود در ساختن تاج به كار برده است يا خير. سه قرن پيش از ميلاد روش هاي تجزيه شيميايي نيز همانند رياضيات پيشرفت نكرده بود، اما ارشميدس رياضيدان و مهندس بسيار باهوشي بود. ارشميدس پيش از آن رابطه‌هايي را براي محاسبه حجم اجسامي با شكل هاي منظم همانند استوانه و كره ارائه كرده بود.

او مي دانست اگر بتواند حجم تاج هيرو را اندازه بگيرد مي تواند بگويد آيا تاج از طلاي ناب است يا در ساختن آن فلزهاي ديگر هم به كار رفته است. وي دريافت هنگامي كه به يك وان مملو از آب گام مي گذارد، مقدار آبي كه از وان سرريز مي شود درست با حجم آن قسمت از بدن وي برابر است كه در آب فرو رفته است. اكنون وي به روشي براي محاسبه حجم يك جسم غيرمنتظم، چه پاي انسان و چه تاج شاه، دست يافته بود. بنابر اين، اگر وي تاج را در ظرفي مملو از آب قرار دهد، مي توانست حجم آبي را كه سرريز مي شود اندازه بگيرد. اين حجم درست هم‌ارز حجم تاج است.

فرض كنيد كه هيرو يك شمش طلا به شكل مكعب به وزن ۵ پوند (حدود ۲۲۷ گرم) را به زرگر داده باشد. طول هر ضلع چنين مكعبي ۹/۴ سانتي متر خواهد بود. در نتيجه، حجم كل مكعب برابر ۱۱۸ سانتي متر مكعب است. اگر زرگر تاج را فقط از طلا ساخته و از هيچ فلز ديگري استفاده نكرده بود، وزن تاج درست ۵ پوند و حجم آن نيز درست برابر با حجم مكعب اوليه يعني ۱۱۸ سانتي متر مكعب بود. شكل تاج هم در اين اندازه گيري تاثيري نداشت. اما اگر زرگر در ساخت تاج از نيمي از طلاها استفاده كرده و به جاي نيم ديگر آن، فلز كم ارزش ديگري مانند نقره را جايگزين كرد بود، وزن نهايي تاج ۵ پوند مي شد، اما حجم آن ديگر ۱۱۸ سانتي متر مكعب نبود.

اگر حجم تاج را اندازه بگيريم مي بينيم حجم آن از ۱۱۸ سانتي متر مكعب بيشتر است، زيرا چگالي نقره درست نصف چگالي طلا است. چگالي به معناي وزن واحد حجم يك جسم است. چگالي طلا از هر فلز ديگري بيشتر است. چگالي طلا ۳/۱۹، نقره ۵/۱۰ و چگالي مس ۹/۸ گرم در هر سانتي متر مكعب است. تاجي ۵ پوندي كه از ۵۰ درصد طلا و ۵۰ درصد نقره ساخته شده است، حجمي برابر ۱۶۷ سانتي متر مكعب دارد.

پس از آن كه ارشميدس موفق شد به طور اتفاقي در حمام به اين كشف دست يابد، ديگر اندازه گيري حجم تاج شاه مشكل نبود. كافي است تاج شاه را در ظرف آب قرار داده شود و حجم آب جابه جا شده را اندازه بگيرند. وقتي كه هيرو متوجه شد حجم آب جابه جا شده بسيار بيشتر از حجمي است كه در صورت ساختن تاج از طلاي خالص، جابه جا مي شد، زرگر متقلب را به سخت‌ترين مجازات محكوم كرد. اين كشف اتفاقي چندان خوشايند زرگر واقع نشد. اما همين كشف اتفاقي اندازه گيري حجم اجسام جامد غير منتظم بود كه ارشميدس را به وجد آورد و باعث شد وي بي آن كه لباس بر تن داشته باشد حمام را ترك كند.

منبع:

Royston M. Roberts, Serendipity: accidental discoveries in science
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

كشف‌هايي كه مزه‌ي جهان را شيرين كرد
تصویر
شيرين كننده هاي مصنوعي از جمله «ساخارين» و «آسپارتام» به ما امكان داده اند نوشابه ها، شكلات ها و مرباهاي رژيمي توليد كنيم. اين شيرين كننده ها انرژي قابل ملاحظه اي توليد نمي كنند و برخي از آن ها بدون آن كه وارد روندهاي سوخت و سازي بدن شوند، دفع مي شوند. ميزان شيريني اين تركيبات بالاست و مي توان با مقادير اندكي از آن ها، رژيم هاي غذايي كم كالري و در عين حال ذايقه پسندي براي افراد چاق ترتيب داد، به افراد ديابتي كمك كرد و دندان هاي سالم تري داشت. اين تركيبات كه مواد غذايي و نوشيدني هاي «بدون قند» را به ارمغان آورده اند، تحفه اتفاقات جالبي هستند


ساخارين: اين شيرين كننده سي صد برابر از ساكارز شيرين تر است و يك شيميدان آلماني به نام «كنستانتين فالبرگ» آن را كشف كرد. وي در سال ۱۸۷۹ در دانشگاه «جان هاپكينز» روي تركيبات آلي كار مي كرد. يك شب پس از بازگشتن از آزمايشگاه و هنگام صرف شام، متوجه مزه شيرين عجيبي در دستان خود شد. فالبرگ احتمال داد كه آن مزه از ماده اي در آزمايشگاه سرچشمه مي گيرد. صبح كه به آزمايشگاه بازگشت به دقت روي ميزها، قفسه ها و ظروف آزمايشگاه را وارسي كرد تا سرانجام به سرچشمه شيريني پي برد. وي با تحقيقات بيشتر توانست ساختمان شيميايي ماده شيريني را تعيين كند كه آن را ساخارين ناميد و راه را براي توليد انبوه آن هموار كرد.

آسپارتام: اين شيرين كننده، دويست از ساكارز برابر شيرين تر است و در سال ۱۹۶۵ «جيمز اشلاتر» آن را كشف كرد. او براي توليد دارويي براي درمان زخم معده تلاش مي كرد. وقتي انگشت هاي خود را براي برداشتن آسان تر قطعه اي كاغذ به دهان برد، متوجه مزه شيرين جالبي شد. اشلاتر آن ماده را جداسازي و ساختمان شيميايي آن را معلوم كرد. جالب است بدانيد، اين ماده بسيار شيرين از تركيب كردن ماده بي مزه اي به نام «اسيد آسپارتيك» و ماده تلخي به نام «فنيل آلانين» به دست مي آيد.

سيكلامات: اين شيرين كننده، چهل برابر از ساكارز شيرين تر است و يك دانشجوي مقطع تحصيلات تكميلي به نام «ميشل اسودا» در سال ۱۹۳۷ آن را كشف كرد. او روي توليد تركيب ضد دردي به نام «سديم سيكلو هگزيل سولفامات» كار مي كرد. روزي هنگام كار در آزمايشگاه مشغول سيگار كشيدن بود و براي لحظه اي سيگار را روي ميز كارش قرار داد. وقتي بار ديگر سيگار را به دهان گرفت، متوجه مزه شيرين ته سيگار شد. بي درنگ همه تركيباتي را كه روي ميز كارش بود، چشيد تا سرانجام عامل شيريني سيگارش را كشف كرد. وي آن را سيكلامات نام نهاد.

سوكرولوز: اين شيرين كننده بيش از شش صد برابر از ساكارز شيرين تر است و آن را يك دانشجوي خارجي كه به زبان انگليسي تسلط كافي نداشت، در كالج سلطنتي انگلستان كشف كرد. وي در سال ۱۹۷۶ درخواست استادش مبني بر بررسي ( Test ) يك قند كلردار را به غلط، چشيدن ( Taste ) آن تركيب تعبير كرد. او متوجه شد كه آن تركيب، شيريني فوق العاده اي دارد و به اين ترتيب شيرين كننده ديگري را به دسته شيرين كننده هاي مصنوعي افزود.

پتاسيم اسسولفام: اين شيرين كننده، صد و سي بار از ساكارز شيرين تر است و در سال ۱۹۶۷ يك شيميدان آلماني به نام «كارل كلائوس» آن را كشف كرد. او مشغول بررسي چند تركيب شيميايي بود كه براي برداشتن آسان تر قطعه اي كاغذ سرانگشت خود را به دهان برد و متوجه مزه شيرين جالبي شد.

در تمامي مواردي كه ذكر شد، دانشمند در جست وجوي چيز ديگري است كه تحفه اتفاق نصيب او مي شود. اين كشف هاي اتفاقي را در زبان انگليسي Serendipity مي گويند. شايد شما از طريق كارتون سرنديپيتي با اين واژه آشنا شده باشيد. اين واژه در يك افسانه ايراني به نام «سه شاهزاده سرنديب» ريشه دارد كه بازيگران اصلي آن به طور اتفاقي، كشف هاي مهمي انجام مي دهند. البته، همان طور كه در داستان آمده، آنان از فراست و زيركي فوق العاده اي برخوردار بوده اند. بنابراين، مي توانيم نتيجه بگيريم كه تحفه اتفاق، نصيب كساني مي شود كه از هوش و فراست فوق العاده اي دارند. درست است كه برداشتن قطعه اي كاغذ يا كشيدن سيگار به كشف هاي مهمي انجاميدند، اما زيركي و پشتكار محققان نيز در اين راه نقش مهمي داشته است. چنان كه اغلب آنان براي پيدا كردن سرچشمه شيريني تمام مواد موجود در آزمايشگاه يا حداقل روي ميزكارشان را بررسي كردند. در حقيقت آنان كشف دوباره اي انجام دادند.

منبع: [External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ، فرهنگ و تمدن”