خبرگزاري انتخاب : با وجودی که بوش گفته بود كه «تصميم ندارد طي هفته آينده در نيويورك يا هيچ زمان ديگري و در هيچ جاي ديگر با احمدينژاد ديدار كند، مگر اين كه دولت ايران، خواستههاي آمريكا را بپذيرد» اما همراهان بوش گفتهاند كه آنها توجه زيادي به اين موضوع نخواهند داشت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، يكي از همراهان بوش كه نخواست نامش فاش شود، گفت: اهميت اين موضوع به اندازه ديدار خروشچف و كندي نيست، ما داريم درباره رییس جمهور ایران حرف ميزنيم.
او گفت: ممكن است اين دو نفر در ضيافت شام كوفي عنان جايگاهي نزديك به هم داشته باشند و به هر حال اگر احمدينژاد با آغوش باز به سمت بوش بيايد، كسي جلوي او را نميگيرد!
علي رغم همه اينها مقامات كاخ سفيد گفتهاند كه از اين همه جنجالي كه به خاطر چنين مواجهه احتمالي به وجود آمده، متعجب شدهاند، به خصوص اين كه اين دو رييس جمهوري سال گذشته هم چنين موقعيتي داشتهاند.
این در حالی ست که شنیده شده محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران در ضيافت روسايجمهور و روساي دولت جهان به دعوت كوفي عنان دبيركل سازمان ملل در چارچوب مجمع عمومي سازمان ملل به دليل پذيرايي با مشروب، شركت نخواهد كرد.
Reza6662,
من از خدامه که اينا با هم شام بخورند (يه چيزي هم به ما برسه )
امروز داشتم صحبت هاي احمدي نژاد رو گوش مي کردم بد حرف نمي زد(فقط اين عدالت گفتنش منو کشته بود )
مقامات بلندپايه روسيه، از جمله شخص پوتين، در جلسات خصوصي در واكنش به طرح موضوع گفتوگوي آمريكا با ايران و سوريه درباره عراق، از احتمال نزديكي آمريكا با ايران و برقراري تماس اين دو كشور ابراز نگراني كردهاند.
يك ديپلمات اروپايي در گفتوگو با خبرنگار «بازتاب» در لندن، از نگراني روسيه از نزديكي احتمالي آمريكا با ايران خبر داد.
وي ادعا كرد: تقويت ارتباط كشورهاي قدرتمند عضو اتحاديه اروپا، منافع بيشتري نسبت به نزديكي با روسيه براي ايران به همراه خواهد داشت.
وي با اشاره به برخي اطلاعات رسيده به كشورش اضافه كرد: مقامات بلندپايه روسيه، از جمله شخص «ولاديمير پوتين» در جلسات خصوصي در واكنش به طرح موضوع گفتوگوي آمريكا با ايران و سوريه درباره عراق، از احتمال نزديكي آمريكا با ايران و برقراري تماس اين دو كشور ابراز نگراني كردهاند.
اين ديپلمات اروپايي در پايان به خبرنگار «بازتاب» گفت: مقامات روسي، همچنين با اشاره به روي كار آمدن دمكراتها در آمريكا اظهار كردهاند كه اين تحول، نتيجه مثبتي براي ايرانيها ندارد و آنان بايد همچنان با تكيه به ما، ديپلماسي خود را به پيش ببرند.
نزديکي ايران به آمريکا باعث نفوذ کامل آمريکا در خاورميانه و آسياي مرکزي مي شود و بعد انقلاب هاي رنگين در کشورهاي آسياي ميانه و نزديکي آنها به آمريکا مانند گرجستان و اکراين و اين يعني محاصره کامل روسيه و اينکه آمريکا به پشت مرزهاي روسيه مي رسد و اگر روسيه زماني بخواهد براي آمريکا مشکل ايجاد کند و يا قدرت بزرگي شود آمريکا با کمک به استقلال طلبان روسيه و مخالفان داخلي روسيه به شدت به اين کشور اسيب ممي رساند
● در 4 نوامبر، پل کروگمن، سرمقاله نویس نیویورک تایمز مصاحبه ای با نوول ابسرواتور بعمل ﺁورد . در این مصاحبه ، کروگمن توضیح می دهد چرا می ترسد:
* من می ترسم، پیش از همه ، بخاطر دموکراسی می ترسم. بخاطر اقتصاد و بخاطر سیاست خارجی امریکا می ترسم. ما با یک گروه روبرو هستیم که حکومت را در دست دارند که احساسات سخت ضد دمکراتیک دارند و برای حفظ قدرت ، از هیچ کار فروگذار نکرده اند.
* نوول ابسرواتور می پرسد، با توجه به وضعیت مالی فاجعه ﺁمیز امریکا ﺁیا حکومت بوش ناگزیر نمی شود میانه روی روش کند؟ و کروگمن پاسخ می دهد : نه، هیچ باور نمی کنم. چهار سال مشروعیت نیز نداشت اما فقدان مشروعیت مانع از ﺁن نشد که از همه قشرها تقاضای فداکاری کند. از مقرری بازنشسته ها ، از کمک به بیماران سالمند و... کاست و خرج جنگ کرد. چرا همین کار را دوباره نکند ؟ او باکی از کسر بودجه ندارد.
* نوول ابسرواتور می پرسد : برخی فکر می کنند که بوش با سازمان ملل ﺁشتی خواهد کرد و چند جانبه گرائی را رویه خواهد کرد. نظر شما چیست ؟ کروگمن پاسخ می دهد : خیال نباید بافت. محافظه کاران جدید همچنان برکارند و ﺁنها بر این مرام هستند که امریکا هر چه را درست تشخیص می دهد، بی اعتناء به موافقت یا مخالفت دیگران، باید بکند. حکومت بوش می تواند عراق را به نیروهای مسلح محلی سپارد و 5 تا 10 قشون خویش را بیشتر نگاه ندارد تا جلو عصیان عراقیهارا بگیرد و بقیه قوای خویش را بر ضد ایران وارد جنگ کند من هم اکنون قول ﺁنها را می شنوم . می گویند: " نگران نباشید! جنگ با ایران چون عراق نخواهد شد. ایرانیها ما را بمثابه ﺁزادیبخش خواهند پذیرفت "
● و فیگارو، (20 اکتبر 2004) نظر نایب رئیس مؤسسه هودسن ، یکی از مؤسسه هائی را انتشار داده است که سازندگان و تبلیغ کنندگان ایدئولوژی محافظه کاران جدید، دست نشاندگان سلطانهای اسلحه و نفت هستند . کن وینشتن در باره ایران گفته است :
وضعیت ایران بیش از پیش نگرانی ﺁور شده است. رژیم انتگریست ایران غنی سازی اورانیوم را از ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی مخفی کرده بود. من تردید دارم که رویه اروپا در قبال ایران به نتیجه ای بیانجامد. اقدام نظامی از سوی امریکا نیز کم احتمال است. زیرا مراکز اتمی ایران پراکنده اند. راه حل یک مجازات شدید است. باید همان تحریم اقتصادی عراق را با ایران نیز کرد و همان " نفت در ازای غذا " را عملی کرد.
● در 4 نوامبر، میدل ایست نیوز ﺁن لاین ، گزارش کرد که موضع اول سیاست خارجی امریکا در دومین دوره ریاست جمهوری بوش، ایران است. یک مقام حکومت بوش گفته است : در باره ایران ، تدابیر مشخصی اتخاذ و به اجرا گذاشته خواهد شد.
● هاﺁرتص ( 7 نوامبر ) گزارش مفصلی را در باره تدارک جنگ بر ضد " برنامه اتمی ایران " که یا امریکا و یا اسرائیل و امریکا بدان دست خواهند زد انتشار داده است. برخی نکات این گزارش عبارتند از
* بکار بردن قوه نظامی بر ضد ایران ، بیش از پیش، محتمل شده است. سال جدید ، سال رویاروئی نظامی خواهد شد. ایرانیان تسلیم نخواهند شد . بوش هم لاقید نمی ماند. و اسرائیل نیز بیرون نزاع نمی ماند.
* ارتش امریکا و سیا در تهیه نقشه عملیات نظامی هستند. حتی اگر کری نیز انتخاب می شد، این نقشه می باید ﺁماده می شد. حال که بوش برنده شده است و همان سیاست ادامه خواهد یافت . رأی مردم امریکا نشان داد که تروریستها نمی توانند این مردم را بترسانند و ناگزیرشان کنند حکومت خویش را تغییر دهند.
انقلاب اسلامی : میان انتخاب بوش و موضعگیری بن لادن، ربط مستقیمی وجود دارد. هاﺁرتص واقعیت را وارونه می کند. زیرا اگر بنا بر همه سنجشهای ﺁرا، مردم امربکا در قلمروهای اقتصادی و اجتماعی و... به رقیب بوش اعتماد می کردند و نه به بوش. تنها در مورد تروریسم و مقابله با وضعیت در خاورمیانه ( جنگ عراق و اتم ایران و فلسطین ) بود که به بوش بیشتر اعتماد می کردند. حال اگر، تروریسم و اتم ایران در انتخابات امریکا حضور نمی یافتند ، شکست بوش قطعی بود. به سخن دیگر، اگر نمی ترسیدند، به بوش رأی نمی دادند. اما چون ترسیدند، به بوش رأی دادند. همین ترس است که بنیادگراها و محافظه کاران جدید دستمایه کرده اند و " برنامه اتمی ایران " را خطری بزرگ جلوه می دهند.
* در اسرائیل ، تهیه نقشه برای از بین بردن تجهیزات اتمی ایران به موساد سپرده شده است. اداره جاسوسی و عملیات ویژه مأمور نقشه شده است. موساد چنان مشغول ایران است که پنداری کار دیگری ندارد. به میر داگان، رئیس موساد تذکر داده شده است تنها به مسئله موشکهای شهاب 3 نپردازد بلکه به جبهه شمالی و جنگ در مرزها با سوریه و حزب الله و نقش ایران در ﺁن نیز بپردازد.
* بنا بر این، نقشه حمله پیشگیرانه به ایران ، خواه اسرائیل تنها بدان دست زند و چه همراه با ارتش امریکا، می باید با نقشه عملیات بر ضد سوریه و حزب الله توأم باشد.
پیروزی جمهوریخواهان ممکن است سبب شود حمله مشترکی بر ضد ایران و اقمار ﺁن ( سوریه و حزب الله ) انجام بگیرد. البته ، در نوامبر 2004، هنوز اسرائیل برای این حمله ﺁماده نیست.
● در 9 نوامبر ، واشنگتن پست نوشته است :
و حالا ، بعد از پایان دور اول ریاست جمهوری ، وقت ﺁنست که بوش استراتژی خود را در قبال ایران ، معین کند. تا این زمان، سخت خطان حکومت بوش خواستار " تغییر رژیم " در ایران بوده اند. ﺁنها طرفدار حمله نظامی به ایران بودند. در برابر کسانی طرفدار پیوستن به اروپا در ناگزیر کردن ایران از چشم پوشیدن از برنامه اتمی خویش هستند. اما تغییر رژیم ایران، گرچه سخت دلخواه است اما کمتر از ﺁنچه در چندین سال پیش محتمل است . زیرا روحانیان محافظه کار ایران بر اصلاح طلبان پیروز شده اند. حمله نظامی به مؤسسات اتمی ایران نیز نتیجه بخش نیست . زیرا این مؤسسات در یک جا متمرکز نیستند. در سال گذشته ، امریکا کوشید اعضای شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی را قانع کند پرونده ایران را به شورای امنیت احاله کنند. اما این کوشش نیز بجائی نرسیده است.
انقلاب اسلامی : در برابر تهدید به حمله نظامی ، رژیم قرارداد فروش نفت و گاز با چین امضاء کرد و تبلیغ کرد که چین قطعنامه بر ضد ایران را ، رویه کرد. اما
● استراتفور ( 12 نوامبر ) تجزیه و تحلیل مفصلی در باره اداره جهان توسط چند قطب و نیاز چین به نفت و توانائی چین در حمایت از ایران انتشار داده است : دنیای چند قطبی ، با توجه به اینکه یکدیگر را فلج می کنند، روش در خوری نست. هرگاه بنا بر مدیریت چند قطبی شود، از میان کشورهائی که در این مدیریت نقش مهمی پیدا می کند، یکی چین است. اقتصاد چین دومین مصرف کننده نفت خام در جهان است و ایران نیز سومین ذخیره نفتی جهان را داراست. ایران نیز می گوید نفت خود را به کشوری می دهد که بتواند در برابر امریکا بایستد. چین چندین قرارداد به ایران امضا کرده است که مهمترین ﺁنها ، قرارداد فروش سالانه 10 میلیون مترمکعب گاز به چین طی ربع قرن و به ارزش 100 میلیارد دلار است. قرارشان بر اینست که اگر قرارداد خوب اجرا شد، میزان ﺁن را دوبرابر کنند. شرکت دولتی نفت چین ، بنام سینوپک طرف قرارداد استخراج نفت با ایران ، در منطقه یادﺁوران است. قرار است، ظرف 4 سال ﺁینده ، روزانه 300 هزار بشکه از این منطقه نفت استخراج شود. و نیز چین، روزانه ، 4/2 میلیون بشکه نفت وارد می کند که 15 درصد ﺁن از ایران است. با توجه به اینکه، در طول 15 سال گذشته، مصرف نفت ، در چین، سالانه 7 درصد افزایش یافته اما تولید نفت در این کشور افزایش نمی یابد . بنا بر این، نیز چین به وارد کردن نفت افزایش پیدا می کند. تحریم اقتصادی ایران ، برای ژاپن و اروپا نیز خوش ﺁیند نیست اما برای چین قابل تحمل نیست. از لحاظ فنی نیز نمی تواند از نفت ایران چشم بپوشد زیرا عمق ﺁب در خلیج فارس کم است و برای نفتکشهای چینی بهترین راه دریائی است.
* اما در ﺁسیای میانه نیز ﺁنچه چین و ایران می خواهند اینست که پای روسیه و امریکا از کشورهاشان قطع شود. اما هیچیک در موقعیتی نیستند که این دو قدرت را از منطقه برانند و خود جانشینشان شوند بلند پروازیشهای پکن که روزی این کشور را در برابر امریکا قرار خواهند داد ، یک امر است و این واقعیت که در حال حاضر، در صورت مقابله با امریکا، " قطب شکست خورده " می شود، امری دیگر است
رییس انجمن ملی ایرانیان و آمریکاییان: بهای مذاکره با ایران کمتر از شکست در عراق است
انجمن ملی ایرانیان و آمریکاییان با انتشار بیانیه ای از فقدان حس گفتگو در مقامات واشنگتن برای مذاکره را با تهران به عنوان عامل اصلی بروز ناآرامی و بی ثباتی در خاورمیانه یاد کرد.
به گزارش عصر ايران (asriran.com)، روزنامه "آسپن دیلی" چاپ آمریکا نوشت: برخلاف آنچه تصور می شود، عراق نه در آستانه جنگ و درگیری قومی و مذهبی که درگیر این مساله است و تا زمانی که آمریکا از تمام کشورهای منطقه و مخصوصا ایران برای انجام فعالیت صلح آمیز در این منطقه دعوت رسمی نکند، این کشمکش ادامه خواهد داشت.
"تریتا پارسی" رییس انجمن ملی ایرانیان و آمریکاییان نیز در مصاحبه با این روزنامه گفت: هرچند ممکن است ایرانیان برای توقف سریع درگیری ها در عراق راه حلی نداشته باشد اما حداقل این همکاری می تواند از تجزیه این کشور جلوگیری کند.
"تریتا پارسی" همچنین در نامه ای خطاب به مقامات آمریکا در روزنامه "فایننشال تایمز" نوشت: در حالی که آمریکا در خط مقدم جنگ های داخلی عراق مشغول مبارزه است باید به این نکته نیز توجه داشته باشد که اگر در حلقه جنگ منطقه ای محاصره شود، اوضاع بدتر خواهد شد.
این فعال سیاسی افزود: واشنگتن چاره ای جز عقب نشینی و قبول شکست خود در عراق ندارد و این امر واقعیتی انکار نشدنی است.
پارسی تصریح کرد: عجیب است که کمیته ای برای بررسی مساله عراق تشکیل می شود و آنها نیز مذاکره با کشورهای همسایه را توصیه می کنند.
اما در عین حال پیشنهاد آنها به هیچ وجه مورد توجه قرار نمی گیرد.
پارسی به بوش هشدار داد: آقای رییس جمهور، شما و دولتتان باید بدانید که بهای شکست در عراق بیشتر از بهای مذاکره با ایران است.
منبع : عصرايران
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
دبيرکل اتحاديه عرب بر ضرورت راهکاري سياسي براي حل بحران سياسي عراق تاکيد کرد و توصيه گفتوگو با دو قدرت ايران و سوريه را مهم دانست.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري رسمي عربستان (سپا)، «عمرو موسي» در جريان کنفرانس مطبوعاتي خود در شهر قاهره بر ضرورت وجود راهکار سياسي براي بحران عراق تاکيد کرد و بحران ياد شده را نظير کوه يخي دانست که بخش بزرگي از آن زير آب قرار دارد.
وي در پاسخ به سؤالي درباره اينکه آيا زمان براي گفتوگو با کشورهاي همسايه عراق درباره اوضاع اين کشور از جمله ترکيه و ايران فرارسيده است، اظهار داشت: گفتوگو هيچ وقت متوقف نشده است.
دبيرکل اتحاديه عرب اشاره کرد که در حال حاضر تدابيري براي برگزاري اجلاس آشتي ملي عراق زير نظر اتحاديه عرب وجود ندارد، بلکه تلاشها صرفا در راستاي زنده نگه داشتن اين مسئله است.
وي در پاسخ به سؤالي، توصيه (کميته بيکر ـ هميلتون) گفتوگو با ايران و سوريه را مهم دانست و در اشاره به خودداري دولت بوش از گفتوگو با تهران و دمشق گفت: اگر برخي قدرتها امروز خواهان گفتوگو با ايران و سوريه نيستند؛ فردا اين کار را خواهند کرد، زيرا ايران و سوريه دو قدرت داراي منافع و نقش هستند.
«عمرو موسي» درباره موضع اتحاديه عرب در قبال ديدگاه «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريکا تاکيد کرد: اوضاع عراق تا زماني که طايفه گري وجود داشته باشد و برنامهها و اهداف پشت پرده براي حمايت از جريانهاي طايفهاي و پيروان سياست طايفه گري خواه محلي، منطقهاي يا بين المللي ادامه يابد، به ثبات نخواهد رسيد.
دبيرکل اتحاديه عرب درباره مسئله لبنان گفت که فردا با «فواد سنيوره» نخست وزير لبنان در قاهره ديدار و گفتگو خواهد کرد.
وي همچنين بر ضرورت تلاش لبنانيها براي خروج از بحران کنوني اين کشور تاکيد کرد.
موسي افزود: لبنانيها پيشنهاد هسمو و متوازن اتحاديه عرب را در اختيار دارند که از حمايت همه کشورهاي عربي برخوردار است.
عمرو موسي درباره از سرگيري تلاشها براي رسيدن به راه حلي درباره بحران سياسي لبنان در آينده نزديک ابراز اميدواري کرد.
وي همچنين درباره مسئله فلسطين تاکيد کرد: محاصره تحميلي عليه فلسطينيها نبايد ادامه يابد و ما در تلاش براي شکستن آن هستيم و تصميمي سياسي در اين زمينه وجود
[External Link Removed for Guests]
فتاب:سيدمحمدعلی حسينی سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفت: چنانچه آمريكائیها در خصوص مباحث منطقهای رسما درخواست مذاكره با ايران را مطرح كنند اين درخواست قابل بررسی است. وی همچنین از عدم تغییر درمواضع هسته ای کشورمان خبر داد و گفت :بحث تعليق غنیسازی چون مبنای منطقی و حقوقی ندارد، قابل پذيرش نيست.
حسينی در بخش ديگری از نشست مطبوعاتی خود با اشاره به راهبرد جديد آمريكا در عراق و حمله نيروهای آمريكايی به دفتر سركنسولگری ايران در اربيل عراق افزود: برنامه آمريكاييها اين است كه در آينده به بازداشت های گسترده در سطوح و مناطق مختلف عراق دست بزنند و اين رويكرد جديد تنش در عراق و منطقه را افزايش میدهد.
حسينی در مورد اظهارات اخير محمد البرداعی مدير كل آژانس بينالمللی انرژی اتمی مبنی بر اينكه ايران هيچ فعاليت اعلام نشدهای ندارد ابراز اميدواری كرد مسئولان ذی ربط در اروپا و غيراروپا رويكرد مذاكره را مورد توجه قرار دهند.
سخنگوی وزارت امور خارجه در خصوص زمان سفر نماينده ويژه فرانسه به تهران با اشاره به توافق هايی كه در اين زمينه ميان مقام های ايرانی و فرانسوی انجام شده، اظهار داشت: در خصوص سطح و زمان آن توافق قطعی صورت نگرفته است.
حسيني در ارتباط با پرسشی مبنی بر اينكه موضوع آزادی ديپلمات های ايرانی را در تماس مستقيم با آمريكاييها يا به صورت غيرمستقيم از طريق مسئولان عراقی دنبال میكنيد ؟ پاسخ داد: اين موضوع از طريق مقامهای عراقی دنبال میشود و ضرورتی به تماس مستقيم با آمريكاييها نيست .
[External Link Removed for Guests]
آفتاب: دكتر «ولیرضا نصر» تنها ایرانی عضو شورای روابط خارجی آمریكا چهارشنبه گذشته میهمان كمیته روابط خارجی سنای آمریكا بود. او در این نشست به همراه «ریچارد هاس» و «دنیس راس» از استراتژی جدید بوش در عراق انتقاد كرد. دكتر نصر در مورد این نشست به «روزنامه حیاتنو» که در تهران منتشر میشود گفت: هیچیك از سناتورها خواهان افزایش تنش با ایران نیستند از این جهت آنها و همچنین ریچارد هاس و دنیس راس از توصیههای من استقبال كردند.
به گفته این ایرانی عضو شورای روابط خارجی آمریکا؛ «از سال 2003 به بعد درگیری میان شیعه و سنی به عنوان یكی از عوامل اصلی تقسیمبندی سیاستها در خاورمیانه خود را نشان داده و سیاستهای ایالات متحده را در منطقه تغییر داده است. خشونتها تنها محدود به عراق نمیشود. درگیریها به صورت منطقهای گسترش یافته و از حوزه خلیج فارس به لبنان نیز كشیده شده است. به همین ترتیب درگیریهای منطقهای پیچیدهتر شده و به صورت یك چالش جدی در سیاست خارجی ایالات متحده نمایان گردیده است. ارزیابی و برآورد چنین مخاطراتی كه نتیجه چنین تغییری بوده است یكی از چالشهای مهم و عمدهای است كه سیاست آمریكا در خاورمیانه با آن روبرو است».
دکتر نصر با اشاره به این که هماکنون «عراق به مكانی برای فرقهگرایی و درگیری و رقابت در خاورمیانه تبدیل شده است» ، تاکید کرد که «خشونتها و درگیریهای فرقهای سرنوشت عراق را تعیین خواهد كرد و همچنین آینده منافع آمریكا را مشخص میكند» و افزود: فرقهگرایان یكی از مهمترین نقشها را در تعیین متحدان منطقهای در خاورمیانه و اینكه چگونه دولتهای عمده و حاشیهای در این میان وارد عمل شوند، ایفا میكنند. در این میان فرقهگرایان بر روی مسائلی چون نگرانی از موضوعات اعراب واسراییل، رفرمهای سیاسی و اقتصادی و سیاستهای حمایتطلبانه ایالات متحده و مهمتر از همه جنگ جهانی علیه تروریسم رقابت میكنند و همین موضوع بحث مدیریت و اداره ایالات متحده را كمی پیچیدهتر خواهد كرد.
متن کامل گفتههای ولیرضا نصر در «حیات نو»
وی با یادآوری این نکته که «ایران از جمله دولتهایی بود كه بازیگران شیعی خوبی را وارد عمل كرد و این تنها به دلیل همكاری شیعیان عراق با آمریكا بود» ادامه داد: سقوط سنیها در عراق پایانی بود به حكمرانی سیاسی آنها در منطقه و حركت رو به انحطاط قدرت رژیمهای سنی حاكم بر این جوامع. این باعث پس رفتگی سنیها شد كه عامل بروز خشونتهای فرقهای در عراق شد.
نصر افزود: شورشهایی كه ایالات متحده در دو سال ابتدایی اشغال عراق با آن روبرو بود عمدتاً ازسوی گروههای عمده سنی صورت میگرفت. این حملات ناشی از این اعتقاد بود كه آنها قدرت حكمرانی خود را در بغداد از دست دادهاند و همین عامل باعث تحریك قوم سنی، جنگجویان خارجی و ایدئولوژیهای رادیكال شد. سنیها بر این اعتقادند كه ایالات متحده قدرت را از دست آنها خارج كرده است و قدرت را به شیعیان منتقل كرده است. در دو سال نخستین تسخیر عراق توسط آمریكا شیعیان هدف شورشیان سنی قرار میگرفتند این موضوع باعث شد آیتالله سیستانی اعلام كند كه «در دام جنگ فرقهای نیفتید.»
این ایرانی عضو شورای روابط خارجی آمریکا در بخشی دیگر از گفتههایش که در روزنامه حیات نو به چاپ رسیده است، با اشاره به این موضوع که «در سال 2006 شاهد چرخش دراماتیك ایالات متحده به سمت ایران بودیم» گفت: رئیس جمهوری ایران پافشاری میكرد كه به فعالیتهای هستهای خود ادامه خواهد داد و این تنش عظیمی را برای ایالات متحده و اسرائیل ایجاد كرده بود. این اعتماد به نفس ایران باعث ایجاد نوعی تغییردر محیط استراتژیك منطقه شد. ایران اعتقاد داشت كه از یك موقعیت قویتر از آنچه كه پیشتر از سال 2003 داشته است برخوردار است. ایران از تغییر رژیم در افغانستان و عراق سود برد. سقوط طالبان و صدام حسین برای ایران شرایطی را فراهم كرد تا فضای بیشتری برای تاثیرگذاری در منطقه برای خود كسب كند. سقوط صدام بر خلیج فارس تاثیرگذار بود. جنگ آمریكا باعراق شرایط را برای آمریكا در مقابل ایرانی كه فرصت پیدا كرده بود تا بالهای خود را باز كند سختتر كرده بود.
وی با تاکید بر این «اكنون سیاست ایالات متحده به سمت مواجهه و مقابله با ایران سوق داده شده است» ادامه داد: واشنگتن اكنون متوجه نقش كلیدی ایران در منطقه شده است. اكنون درگیریهای زیادی میان آمریكا و ایران درمورد بحث هستهای ایران و نقش ایران در لبنان، درگیریهای فلسطینیان و بحث عراق وجود دارد كه اعتماد به نفس ایرانیان را نیز برانگیخته است. اما به هر حال كاملا واضح است كه ایران از برقراری ثبات در افغانستان، ایران و خلیج فارس سود میبرد.
نصر همچنین به استراتژی بوش برای افزایش نیروهای نظامی آمریکا در عراق اشاره کرد و افزود: سیاستهای خاورمیانهای آمریكا در رابطه با ایران باعث افزایش درگیریها به جای كاهش آنها در منطقه میگردد و همچنین باعث افزایش تهدیدات تروریستی علیه آمریكا میگردد. اجرای چنین سیاستی نیاز به حضور درازمدت آمریكا در خاورمیانه دارد. آمریكا باید به جای این اقدام (افزایش نیرو) به دنبال كاهش تنشها از طریق راهحلهای سیاسی درمناطق فلسطین، لبنان و عراق و ایران باشد.
این ایرانی عضو شورای روابط خارجی آمریکا در پایان به دولت جرج بوش هشدار داده است که «نباید از این درگیریها برای مبارزه با ایران استفاده كند و نباید به دنبال درگیریهای گستردهتر با ایران باشد». به گفته نصر، ایالات متحده باید قدمیدر راستای عدم تشویق بازیگران منطقهای در استفاده از سیاست فرقهگرایی به عنوان ابزاری در سیاستهای خارجی بردارد، سرمایهگذاری بر روی فرقهگرایی به خصوص سازمانهای رادیكال سنی منجر به واكنشها و افزایش درگیریها و خشونتهای فرقهای خواهد شد كه نه تنها خشونتها را در منطقه افزایش خواهند داد بلكه منافع ایالات متحده را نیز به خطر خواهند انداخت.