که از همه ی گل های رز تنها به خاطر اينکه خار يکی
از آن ها در دستمان فـرو رفتـه است ، متنفـر باشيم .
کـه همه ی رويـاهای خود را تنها به خاطـر اين که
يکی از آن ها به حقيقت نپيوسته است ، رهـا کنيم .
... اين ديوانگيست ...
که اميـد خود را به همه چيز از دست بدهيم ، بـه
خاطر اين که در زندگی با شکست مواجه شده ايم .
که از تلاش و کوشش دست بکشيم به خاطراين
که يکی از کارهايمان بي نتيجه باقی مانده است .
... اين ديوانگيست ...
که همه ی دست هايی را که برای دوستي به سوی ما
دراز می شوند به خاطـر ايــن که يکی از دوسـتانمان
رابطــه مان را زيـر پـا گذاشـته است ، رد کنيـــم .
که هـيچ عشقـــي را بـاور نکنيـم به خاطـر اين که
در يکــی از آن هـا بـه مـا خيــانت شـــده است .
... اين ديوانگيست ...
که همـه ی شانـس ها را لگـد مـال کنيم به خاطـر
ايـن که در يکی از تلاش هايمان نـاکـام مانـده ايم .
... بــه اميـــد ايـن کـه در مسيــر خـــود
هرگــز دچـار ايـن ديوانگــی هـا نشويـم ...
susan
