......:::::: جن و ارواح ::::::......

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

پست توسط gigi64 »

من با نظر zector عزیز کاملآ موافقم.
این که جن وجود دارد اصلآ شکی نیست چون تو قرآن اومده .(سوره جن)و اینکه جنیان هر موقع خواستند ظاهر می شوند رو هم به نظر من درسته و اینکه با اجازه خداوند هر موقع خواستند ظاهر می شوند کمی جای بحث داره؟اصلآ چرا باید ظاهر بشن؟مگه ما و جنیان از دودنیای متفاوت نیستیم؟پس چرا گاهی ظاهر می شوند و در بعضی مواقع مفید هستند و گاهی هم ضرر رسان؟؟این سوال ها این سوال رو پیش روی ما قرار میده که آیا ما به حال خود رها شدیم و هیچ نظارتی بین ما و روابط با جنیان وجود نداره؟به نظر من ما و بشریت روی یک سیستم از پیش تائیین شده هستیم و خداوند در این دنیا هیچ عملی رو انجام نمی ده و تنها نظارت به عمل می آورند(دلیلش رو نمی دونم)و همه خوبی و بدیها ،اعمال و رفتار آدمها،اتفاقات مختلف و همه و همه اینها در اون دنیا پاسخ داده خواهد شد(اینکه می گن این دنیا امتحان هست همینه).پس به نظر من هر اتفاقی در این دنیا ممکن هست.ظهور جن ،ظهور روح ممکن برای هر کسی بیفته(که البته نیاز به روش های خودش رو داره)تو یکی از این مطالبی که پست کرده بودم به این نکته اشاره شده بود که هیچ بعید نیست قبل از انسان روی زمین جنیان زندگی می کردن و وقتی انسان ها آفریده شدن بنا به دلایلی جدا شدند یا اینکه حداقل به گونه ای که اکنون شاهدش هستیم به همزیستی در کنار هم مشغول هستیم(به سادگی قادر به دیدن هم نیستیم،تحت شرایطی خاص)...
خلاصه اینکه تو این دنیا ما هیچی نیستیم هیچی چون هیچی نمی دونیم (واقعآ تو این دنیا کی به کیه)بازم بگم هر اتفاق عجیب غریب و ناشدنی ممکنه مثل آب خوردن اتفاق بیفته ،بنابراین ما نمی تونیم راجب اینجور مسائل با قاطعیت صحبت کنیم .
:shock: :?
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar »

zector, gigi64,
ما که نگفتيم جن وجود ندارد .بلکه وجود دارد ولي به شکل خودشان :shock:
zector,
انرژي مي تواند به شکل هاي گوناگون تبديل شود و از قضا چون جن از آتش و شکلي از انرژي است و خداوند توانايي براي آن بوجود آورده است توان تغيير شکل را هم دارد. و اگر به گفته شما جن خود را به شکل انسان در آورد به طور يقين همانند انسان است و تفاوتي با ديگر انسان ها ندارد(در صورتي که امکان پذير باشد) و کسي نمي تواند آنها را تشخيص دهد. و از نظر بدني نيز کاملا مانند انسان خواهد بود.
ولي ماهيت اصلي جن آتش و شکلي از نيرو است که توانايي انجام کار دارند.قرار نيست جن همانند ماده باشد.
که حتی مواد تشکیل دهنده روح را هم تجزیه کرده اند و دیده اند که بیشتر از سدیم و پتاسیم و غیره تشکیل شده است و حتی نبض روح را هم گرفته اند!! شما چرا کتاب مزبور را مطالعه نمی کنید ؟

روح ماده نيست که از ماده تشکيل شده باشد.
شما مي توانيد براي عشق يا دوستي ماده تعريف کنيد؟
البته تمام این حرف هایم با توجه به دانستنی های فعلی من می باشد و می تواند عوض شود. :D
هیهات منا الذلة
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

واقعا از بعضي حرفها واقعا خيلي تعجب ميکنم که چرا تعدادي بجاي رجوع به قرآن و احاديث و کتب مذهبي سراغ کتاب افراد به اصطلاح دکتر روح شناس غربي ميروند؟! :-?
دوستان من خداوند علم روح شناسي به انسان نداده است و هيچ وقت ما نخواهيم توانست به ماهيت روح پي ببريم و اين موضوع در دين اسلام هم وجود دارد و روح و سعادت جزو دو مجهولات هميشگي براي بشر هستند و بشر هرگز قادر نيست روح را بشناسد همانطور که نميتواند راه سعادت خود را پيدا کند اما با يک تفاوت که درباره سعادت خداوند بواسطه پيامبران و امامان راه را به انسان نشان داده است.
اولا روح انسان با روح ساير موجودات کاملا تفاوت دارد.
ثانيا روح ماده نيست.
ثالثا روح انسان از وجود خود خداوند هست و چون انسان توانايي هضم علم الهي را ندارد پس شناختن روح هم غير ممکن است. اگر کسي ادعا دارد جنس روح از پتاسيم هست پس لابد جنس خداوند هم از پتاسيم است! :x اين يعني تناقض در خلقت يعني اينکه خداوند ذات هست نه ماده و اگر ماده هست چطور خود ماده را آفريده است که خود از آن است؟! :x
جمله زير را هم نگو که بهت ميخندن
تشکیل دهنده روح را هم تجزیه کرده اند و دیده اند که بیشتر از سدیم و پتاسیم و غیره تشکیل شده است و حتی نبض روح را هم گرفته اند

قرار نيست آدم هر کتابي را خواند باورش کند و چه زياد کتابهايي که به ظاهر تخصصي هستند ولي نويسنده آنها بيسواد است و از بيسوادي مردم سوء استفاده ميکند! :-)
Major
Major
پست: 422
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 181 بار

پست توسط zector »

من با نظر zector عزیز کاملآ موافقم.
این که جن وجود دارد اصلآ شکی نیست چون تو قرآن اومده .(سوره جن)و اینکه جنیان هر موقع خواستند ظاهر می شوند رو هم به نظر من درسته و اینکه با اجازه خداوند هر موقع خواستند ظاهر می شوند کمی جای بحث داره؟اصلآ چرا باید ظاهر بشن؟مگه ما و جنیان از دودنیای متفاوت نیستیم؟پس چرا گاهی ظاهر می شوند و در بعضی مواقع مفید هستند و گاهی هم ضرر رسان؟؟این سوال ها این سوال رو پیش روی ما قرار میده که آیا ما به حال خود رها شدیم و هیچ نظارتی بین ما و روابط با جنیان وجود نداره؟به نظر من ما و بشریت روی یک سیستم از پیش تائیین شده هستیم و خداوند در این دنیا هیچ عملی رو انجام نمی ده و تنها نظارت به عمل می آورند(دلیلش رو نمی دونم)و همه خوبی و بدیها ،اعمال و رفتار آدمها،اتفاقات مختلف و همه و همه اینها در اون دنیا پاسخ داده خواهد شد(اینکه می گن این دنیا امتحان هست همینه).پس به نظر من هر اتفاقی در این دنیا ممکن هست.ظهور جن ،ظهور روح ممکن برای هر کسی بیفته(که البته نیاز به روش های خودش رو داره)تو یکی از این مطالبی که پست کرده بودم به این نکته اشاره شده بود که هیچ بعید نیست قبل از انسان روی زمین جنیان زندگی می کردن و وقتی انسان ها آفریده شدن بنا به دلایلی جدا شدند یا اینکه حداقل به گونه ای که اکنون شاهدش هستیم به همزیستی در کنار هم مشغول هستیم(به سادگی قادر به دیدن هم نیستیم،تحت شرایطی خاص)...
خلاصه اینکه تو این دنیا ما هیچی نیستیم هیچی چون هیچی نمی دونیم (واقعآ تو این دنیا کی به کیه)بازم بگم هر اتفاق عجیب غریب و ناشدنی ممکنه مثل آب خوردن اتفاق بیفته ،بنابراین ما نمی تونیم راجب اینجور مسائل با قاطعیت صحبت کنیم .


من هم با نظر gigi64 کاملا" موافقم.
نگاه کنید تا همین چندسال پیش می گفتند شبیه سازی امکان پذیر نیست و دست توی کار خدا بردن هست و گناه هست و غیره. حالا نگاه کنید آدم را دارند شبیه سازی می کنند !
آیا همیشه از خودتان سوال کرده اید که آخر این دنیا و کهکشانها چند کیلومتر دورتر است ؟ ایا این جهان تا بی نهایت ادامه دارد و یا در خودش فروریخته است (مکان در انتهای جهان خمیدگی دارد!)!؟ انرژی تاریک چیست ؟سیاه چاله ها چیستند ؟ این مسائل کم کم دارند کشف می شوند. بشر با فرستادن سفینه ها و تلسکوپ های عظیم الجثه به فضا دارد اینها را کشف می کند.
شما در این دنیا می توانید هر کاری بکنید و هر آزمایشی را انجام دهید و بعد نتایج شگفت آورش را ببنید و باید هم تعجب بکنید.
شما باید در آن دنیا جوابگو باشید و نه این دنیا. اینجا محل آزمایش است.
:D

zector,
انرژي مي تواند به شکل هاي گوناگون تبديل شود و از قضا چون جن از آتش و شکلي از انرژي است و خداوند توانايي براي آن بوجود آورده است توان تغيير شکل را هم دارد. و اگر به گفته شما جن خود را به شکل انسان در آورد به طور يقين همانند انسان است و تفاوتي با ديگر انسان ها ندارد(در صورتي که امکان پذير باشد) و کسي نمي تواند آنها را تشخيص دهد. و از نظر بدني نيز کاملا مانند انسان خواهد بود.
ولي ماهيت اصلي جن آتش و شکلي از نيرو است که توانايي انجام کار دارند.قرار نيست جن همانند ماده باشد.

شما از کجا نمی دانی که آنها از ضدماده تشکیل شده باشند !؟ شما اصلا" نمی دانید ماهیت آنها چیست ؟
یک ضرب المثل می گوید ندانستن دلیلی بر نبودن آن چیز نیست.


واقعا از بعضي حرفها واقعا خيلي تعجب ميکنم که چرا تعدادي بجاي رجوع به قرآن و احاديث و کتب مذهبي سراغ کتاب افراد به اصطلاح دکتر روح شناس غربي ميروند؟!

اولا" من گفتم ایشان دکتری مصری هستند و استاد دانشگاه الازهر مصر و مسلمان هستند (فکر کنم الان شاید فوت شده باشند) - ضمنا" اگر غربی ها هم این جور مطالب را نوشتند از روی کفرشان ننوشته اند بلکه از روی خداشناسی نوشته اند و آنهایی که این کار را کرده اند همگی افراد متدینی بوده اند و چه بسا ایمانشان به توحید و خداپرستی بیش از من و شماست !
:P
دوستان من خداوند علم روح شناسي به انسان نداده است و هيچ وقت ما نخواهيم توانست به ماهيت روح پي ببريم و اين موضوع در دين اسلام هم وجود دارد و روح و سعادت جزو دو مجهولات هميشگي براي بشر هستند و بشر هرگز قادر نيست روح را بشناسد همانطور که نميتواند راه سعادت خود را پيدا کند اما با يک تفاوت که درباره سعادت خداوند بواسطه پيامبران و امامان راه را به انسان نشان داده است.
اولا روح انسان با روح ساير موجودات کاملا تفاوت دارد.
ثانيا روح ماده نيست.
ثالثا روح انسان از وجود خود خداوند هست و چون انسان توانايي هضم علم الهي را ندارد پس شناختن روح هم غير ممکن است. اگر کسي ادعا دارد جنس روح از پتاسيم هست پس لابد جنس خداوند هم از پتاسيم است! اين يعني تناقض در خلقت يعني اينکه خداوند ذات هست نه ماده و اگر ماده هست چطور خود ماده را آفريده است که خود از آن است؟!

واقعا" متاسفم. ما هرچه بگوییم شما ساز خودتان را می زنید. خدا به شما فکر و عقل داده و گفت است که در زمین بگردید. راه دست و نادرست را انتخاب کنید. خودتان باید آزمایش کنید تا به چیزی برسید. شما می گویید چون نیاکانم این طور گفته اند من هم قبول دارم. :::P :::P
اتفاقا" دلیل پیشرفت غربی ها هم همین هست. آیا می دانستید امرکایی ها دارند بر روی موتور ضد جاذبه anti-gravity کار می کنند ؟ آیا می دانستید آنها برای اولین بار توانسته بودند چندین دهه پیش ، چند نفر را طی آزمایشاتی برای کمتر از یک ثانیه غیب کنند !؟ (تمامی افراد مورد آزمایش ، بعد از آن حادثه دیوانه شدند و همگی مردند)
این همه نظریات درباره فیزیک و اتم چرا توسط غربی ها صورت می گیرد ؟ نکند آنها تافته جدا بافته هستند :::P :::P .
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar »

شما از کجا نمی دانی که آنها از ضدماده تشکیل شده باشند !؟ شما اصلا" نمی دانید ماهیت آنها چیست ؟

ببخشيد متوجه اين جمله شما نمي شود لطفا واضح تر بگوييد. :-o
هیهات منا الذلة
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

پست توسط gigi64 »

:D من نمی دونم چرا هر اتفاقی می افته گیر به این غربی ها می دین!به نظر من ما تو این دنیا هر کاری می تونیم بکنیم هر کاری اینجوری بهتون بگم شاید خیلی ها خوششون نیاد ما تو این دنیا به حال خودمون رها شدیم(یعنی هیچ دخالتی در اعمال ما صورت نخواهد گرفت این دنیا فقط امتحان هست و هر کاری قرار هست بر اساس اعمال انجام بشه تو اون دنیا هست) شما می گین جن وجود دارد اما به شکل خودش و ما نمی تونیم ببینیم!پس این جونورا که حتمآ خوندیدن، دیدین،شنیدین گهگاهی ظاهر می شوند و با اشخاصی ارتباط برقرار می کنند چی هستند؟؟؟!!!نمی شه گفت که همه اینها مشکلات روحی هست.م خودم یکی از دوستانم که هیچ مشکلی هم نداشت برام تعریف می کرد وقتی به هنگام شب می خواد بخوابه یک نفر اونو نوازش می کنه و حتی یک بار هم در حمام چندکشیده می خوره !!به من همیشه می گفت که شبها در گوشه ای از حیاطشون همیشه صدای خنده و شادی یک عده مییاد ولی هیچوقت نتونسته اونهارو ببینه .این موضوع ادامه پیدا می کنه طی 2 سال تا اینکه این بیچاره بالاخره خانوادش و راضی می کنه از اونجا به جایه دیگه ای بروند.خوب ببینید پس چرا خدا دخالتی انجام نمی ده برای چنین اتفاقی و هزاران اتفاق امثال این؟؟ما تو این دنیا به هر علم و دانشی که بخواهیم می تونیم برسیم و بقول معروف هیچ کار نشدنی نیست.البته بگم موضوع روح 180 درجه با جنیان فرق داره :D

به این مطلب توجه کنید:

اصل و ماهیت ارواح

پاسخ هایی که بدنبال سوالات آمده , پاسخ های ارواح به سوالات آلن کاردک است.

چه تعریفی می توان از ارواح کرد؟
می توان گفت که ارواح موجودات هوشمند آفرینش هستند. آنها جهان را خارج از دنیای مادی پر کرده اند.
یادداشت:کلمه روح در اینجا برای تعیین فردیت موجودات فوق مادی بکار می رود و عنصر هوشمند جهانی نیست.

آیا ارواح موجوداتی مستقل از خداوند هستند یا ناشی از خداوند و یا جزئی از او هستند و به همین خاطر پسران یا فرزندان خداوند نامیده می شوند؟
خدای من, این کار اوست , دقیقا مانند انسانی که یک ماشین را می سازد این ماشین کار بشر است و کار خدا نیست .می دانید که وقتی انسان چیزی خوش نما و مفید می سازد آن را فرزند خود و آفریده خود می نامد . خوب برای خداوند نیز چنین است ما فرزندان او هستیم زیرا مخلوق او هستیم.

آیا ارواح آغازی داشته اند یا همچون خداوند ازلی هستند؟
اگر ارواح آغازی نداشتند معادل خدا بودند , در حالی که آنها مخلوق خدا هستند و تابع اراده او می باشند . خدا ابدیت مطلق است , این غیر قابل بخث است اما اینکه بدانیم چه وقت و چگونه ما را آفریده است چیزی نمی دانیم. تو می توانی بگویی که ما بدون آغاز هستیم , اگر درک تو این باشد که خدا ابدی است او باید وقفه بیافریند اما چه وقت و چگونه هر کدام از ما آفریده شده ایم باز هم به تو می گویم که هیچکس آن را نمی داند , راز در اینجاست.

چون دو عنصر کلی در جهان وجود دارد : عنصر هوشمند و عنصر مادی , آیا می توان گفت که ارواح از عنصر هوشمند ساخته شده اند , همانطور که اجسام جامد از عناصر مادی ساخته شده اند؟
مسلما اینطور است , ارواح تفرید اصل هوشمند هستند.

آیا آفرینش ارواح متداوم است یا در پگاه زمان اتفاق افتاده است؟
دائمی است , یعنی خداوند حلق آنها را هرگز متوقف نکرده است.

آیا ارواح را بطور ارادی و اختیاری می سازند یا اینکه ارواح از ارواح دیگر ناشی می شوند؟
خدا آنها را می آفریند , مثل مخلوقات دیگر و با اراده خود , اما باز هم می گویم اصل آنها یک راز است.

آیا درست است که بگوییم ارواح غیر مادی هستند؟چطور می توان چیزی را تعریف کرد که برای آن زبان مقایسه نداریم و زبان ما قاصر است؟ آیا یک کور مادرزاد می تواند نور را تعریف کند؟ غیر مادی واژه مناسبی نیست , واژه بدون جسم بهتر است زیرا تو باید بفهمی که روح یک آفریده است و باید چیزی باشد آن یک ماده لطیف است , اما قابل مقایسه با شما و آنقدر اثیری و رقیق است که به حواس شما در نمی آید.
ما می گوییم که ارواح غیر مادی هستند زیرا جوهر آنها با آنچه که ما بنام ماده می شناسیم تفاوت دارد . ملت کور کلامی برای تعریف نور و اثرات آن ندارند . کور مادرزاد فکر می کند که بوسیله شنوایی , بویایی , چشایی و لمس کردن همه ادراکات را دارد او تصوراتی را که این حواس به او نمی دهند متوجه نمیشود . بهمین ترتیب برای درک جوهر موجودات فوق انسانی ما واقعا کور هستیم . ما نمی توانیم آنها را تعریف کنیم مگر بوسیله قیاس همیشه ناقص یا بوسیله تصور و خیال خود.(کاردک)

آیا ارواح پایانی هم دارند؟ اینطور فهمیده میشود که منشا اصلی آنها ابدیست اما آنچه را که ما می پرسیم این است که آیا فردیت آنها پایانی دارد و در یک زمان معین کم و بیش طولانی عنصر سازنده آنها از هم نمیپاشد و به جرم همانند جسم مادی بر نمی گردند؟ مشکل است بفهمیم که چیزی آغازی دارد و نتواند تمام بشود.؟
چیزهای بسیاری هستند که شما نمی فهمید , زیرا هوش شما محدود است واین دلیل نمی شود که آنها را رد کنیم , کودک آنچه را که پدرش می فهمد نمی فهمد و نسبت به آنچه که یک دانشمند درک می کند جاهل است . ما می گوییم که وجود ارواح پایانی ندارد , این همه آن چیزی است که اکنون می توانیم بگوییم.

آیا ارواح دنیایی مستقل و مجزا و خارج از آنچه که ما میبینیم می سازند؟
بله دنیای ارواح یا هوشهای فاقد بدن را بوجود می آورند.

کدامیک از این دو در سلسله مراتب اصلی تر واقع هستند, جهان روحی یا جهان مادی؟
جهان روحی , این جهان قبلا وجود داشته است و پس از آن نیز باقی می ماند.

آیا جهان مادی می تواند بدون تغییر جوهر دنیایی روحی وجود نداشته باشد یا هرگز پا به عرصه وجود نگذاشته باشد؟
بله آنها مستقل هستند , مع ذالک همبستگی آنها به یکدیگر مداوم است زیرا یکی بر دیگری لاینقطع اثر می گذارد.

آیا ارواح محدوده معین و مشخصی را در فضا اشقال می کنند؟
ارواح همه جا هستند , فضای نامتناهی تا بی نهایت مشخون ارواح است . بدون انقطاع در کنار شما هستند و شما را می بینند بدون آگاهی شما بر روی شما تاثیر می گذارند , زیرا ارواح قسمتی از نیروهای طبیعت هستند و وسیله ای هستند که خداوند آنها را برای تکمیل سرنوشتتان مورد استفاده قرار می دهد : جمیع ارواح همه جا نمی روند زیرا برای ارواح عقب مانده منطق ممنوعی وجود دارد.

نوشته آلن کاردک(یکی از بزرگترین محققان در زمینه علوم غریبه)
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

zector, gigi64,
شما لطفا ابتدا چند کتاب ديني شيعه بخوانيد بعد بريد سراغ ديگر مسائل!
دوستان من قرار نيست انسان هر چيزي را که خواست بتواند انجام بدهد!
خداوند در قرآن فرموده اند که به انسان بسيار ناچيز علم داديم بطوريکه در برابر علم خدواند الکترون است نسبت به کل جهان هستي!
عزيزان من اين فکر که هر چي در اين جهان هست براي انسان و ما ميتوانيم به راز آن پي ببريم اشتباه است و ناشي از نقص ديني غربيها ميباشد که از اين موضوع که خداوند علم بشر را محدود کرده است آگاه نيستند و فکر ميکنند همه چيز در ماديات خلاصه شده است و ميتوان حتي جلوي خدا را هم با پيشرفت علم گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دخالت در کارهاي خداوند معنا ندارد و هر آنچه را که انسان بتواند انجام دهد يعني اينکه خداوند علمش را به ما داده است و بنابراين دخالت در کار خداوند نميباشد و اصلا کسي هم توان دخالت در کارهاي خداوند را ندارد.
يکي از مواردي که غربيها دچار اشتباه ميشوند همين روح است که چون دين آنها تحريف شده است نميدانند که خداوند از وجود خودش در جسم انسان روح دميد و جنس روح انسان هر چه که باشد جزئي از وجود خداوند است و به همين دليل امکان کشف آن براي بشر وجود ندارد و نه تنها خداوند علمش را به ما نداده است بلکه چنين علمي خارج توانايي انسان ميباشد.
مثل اون آيه اي که فرموده است که اگر قرآن را بر کوه نازل ميکرديم چون توانايي هضم آنرا نداشت فرو ميپاشيد.
ولي شايد بتوان به حقيقت روح ديگر موجودات پي برد که از وجود خداوند نيستند. :-(

Sardar,
خودت رو خسته نکن! :-)
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

پولترگایست ها یا ارواح شریر

پست توسط gigi64 »

پولترگایست ها (یا ارواح شریر , عصبانی و ویرانگر ) از جمله ترسناک ترین اشکال فعالیت های ماوراء الطبیعه ای به شمار می روند. گرچه فرضیه های بسیاری برای وجود این ارواح خطرناک ارایه شده اما بسیاری از پدیده های مرتبط با این پدیده همچنان توضیح ناپذیر باقی مانده است. واژه (( پولترگایست)) یک واژه آلمانی است و ((روح پر سر و صدا )) معنا می دهد , هرچند که این ارواح معمولا بسیار خشن تر و خبیث تر از آن هستند که این واژه برای توصیفشان به کار برده می شود. پولترگایست ها می توانند سبب فعالیت های زیر بشوند : حملات فیزیکی , آتش سوزی , معلق ساختن اشیا در فضا , پرتاب سنگ ایجاد اختلال الکتریکی و جاری ساختن خون از دیوارها . پولترگایست ها در اغلب موارد حضور خود در خانه ها با ایجاد سر و صدا و گاهی حملات خشن به اعضای خانواده آشکار می کنند.

شاهدان عینی فعالیت های پولترگایست ها الزاما نباید از حساسیت ویژه ای برای مشاهده یا تجربه حضور این ارواح برخوردار باشند. یک نمونه از این افراد عادی وکیلی است که در سال 1978 پرونده ای را در ارتباط با فعالیت ارواح شریر در هتل شلی واقع در یکی از ایالات شرقی انگلستان در دست گرفت. او برای آشنایی بیشتر با موضوع یک شب در این هتل اقامت کرد. آقای وکیل بعدا گزارش داد که تختخواب او به ارتفاع سه اینچ از سطح زمین بلند شده بود. وکیل وحشت زده بلافاصله از هتل گریخت و با قاطعیت بر وجود پولترگایست در این مکان شهادت داد. همه روزه صدها مورد از فعالیت های شریرانه پولترگایست ها در گزارش های مردمی به پلیس ثبت می شود.

فعالیت های ارواح شریر:
در اغلب موارد دوره فعالیت های ارواح شریر کوتاه مدت است و حداکثر به چند روز یا چند هفته منحصر میشود. با این وصف مواردی هم دیده شده که این فعالیت ها آن قدر ادامه یافته تا ساکنان خانه مجبور به نقل مکان شده یا تغییراتی در ساختمان ایجاد کرده اند. در این صورت روح شریر فعالیت های خود را متوقف ساخته و پی کارش رفته است.

آیا پولترگایست ها روح هستند؟
تا قرن نوزدهم میلادی چنین پنداشته میشد که شیطان , نیروهای شریر , جادوگرها و ارواح خبیث منشاء اصلی فعالیت های شریرانه پولترگایست ها هستند که خود را معمولا در قالب انرژی فیزیکی مخرب در داخل خانه آشکار میسازند . اما با رشد و توسعه نظریه اسپیرچوالیسم ( اعتقاد به حضور ارواح) برداشت فوق تغییر یافت و چنین ادعا شد که فعالیت های پولترگایستی به سبب وجود واسطه ای فیزیکی است که به خود اجازه میدهد که موقتا از سوی ارواح به تسخیر دربیایند. این برداشت وسیعا مورد قبول قرار گرفت هرچند که بعدا روشن شد که افراد تسخیر شده نمی توانند مستقلا سبب بروز خرابکاری هایی شون که معمولا با اغلب پدیده های پولترگایستی همراه است.

قدرت ناخودآگاه:
در دوران اخیر این اعتقاد بوجود آمده که پولترگایست ها یک نمونه غیر ارادی و ناخودآگاه از انرژی های حرکتی روحی و روانی اند که در بخشی از یک موجود زنده وجود دارد. به عبارت دیگر ضمیر ناخودآگاه افراد مسئول خرابکاری های پولترگایستی تصور میشود. برای مثال تنش جنسی یا تنش دوران بلوغ در نوجوان ها یک عامل اصلی در فعالیت های پولترگایستی تلقی میشود. در اغلب موارد نیز دیده شده که کانون توجه این فعالیت های شریرانه منتسب به پولترگایست ها معطوف به عضو نوجوان خانواده ( به ویژه دختران نوجوان ) است. با این وصف نمی توان با قطعیت اعلام کرد که تنش جنسی دختران نوجوان عامل اصلی این نوع پدیده های خرابکارانه پولترگایستی است. کارشناسان ارواح در دهه های چهل و پنجاه میلادی اعلام کردند که پولترگایست ها بازتاب دهنده احساسات سرکوب شده همچون بدخواهی , خشم , عصبانیت , پریشانی و افسردگی انسان هستند. تحقیقات انجام شده در دهه شصت میلادی تا حد زیادی این فرضیه علمی را مورد تایید قرار داد.

افراد بی قرار؟
ویلیام جی رول مدیر پروژه بنیاد تحقیقات فراروانشناسی در دورهام واقع در کارولینای شمالی در آمریکا , طی گزارشی مکتوب 116 مورد از پریشانی ها و بی نظمی های پولترگایستی در طی چهار قرن اخیر را شرح داده است. این محقق چنین نتیجه گرفته است که فعالیت های پولترگایستی معمولا زمانی آشکار میشود که فرد هدف قرار گرفته توازن ذهنی اش به شکلی ناخودآگاه زایل شده باشد. وی اضافه میکند که بسیاری از این افراد از احساس خشم یا عصبیت فوق العاده ای برخوردار بوده , از عدم توازن های روحی و جسمی خاص در رنج بوده و همچنین این عدم توازن ها را به شکل واکنش های هیستریک , ترس های گوناگون , جنون وسواس و حتی شیزوفرنی آشکار می ساخته اند. تحققیقات مذکور ویلیام جی رول را نهایتا به این نتیجه قطعی راساند که مسایل و اختلالات مغزی و روحی افراد فوق ( آدم هایی که در کانون توجه فعالیت های پولترگایستی قرار می گیرند.) از طریق نوعی تله پاتی در قالب های ماوراء الطبیعه ای و خارق العاده منتقل شده و بدین ترتیب بر روی افراد , اشیاء و موجودات دور و بر تاثیر گذاشته است. اما تئوری ویلیام جی رول قادر به توضح و توجیه تمامی فعالیت های مرتبط با پولترگایست ها نیست . یان استیونسون , فراروانشناس و متخصص پدیده های ماوراء الطبیعه ای که در مورد بچه های قربانی پولترگایست ها تحقیق میکند بر این باور است که پولترگایست ها به احتمال بسیار قوی ارواح هستند. اما نظریه فوق چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این واقعیت که با عمل جنگیری می توان بسیاری از پولترگایست ها را از درون جسم دختران نوجوان و دیگر افراد تسخیر شده بیرون کشید , مدرک و نشانه ای است از کامل نبودن نظریه فوق.

پرونده روزنهایم:
در سال 1966 در شهر روزنهایم آلمان گروهی از محققان فراروانشناس به دفتر یک وکیل فراخوانده شدند تا عامل اصلی بروز مجموعه ای از اختلالات برقی و الکتریکی را در دفتر این وکیل پیدا کنند. .قبلا گروهی از مهندسان برای رفع مشکل فراخوانده شده بودند اما نتوانسته بودند مشکل را حل کنند. تیم تحقیق به رهبری دکتر هاینس بندر , نهایتا یک زن جوان 29 ساله را به عنوان عامل اصلی اختلالات برقی در دفتر آقای وکیل شناسایی و معرفی کرد. محققان متوجه شدند که اختلالات برقی درست راس ساعت 7:30 دقیقه هر روز صبح دقیقا به هنگام رسیدن اشنایدر به محل کارش آغاز میشود اشنایدر به محض اینکه در داخل دفتر راه میرفت لامپها به صورت خود بخودی روشن و خاموش میشدند و تلفن ها بی دلیل زنگ میزدند. کمدها که از چوب بلوط ساخته شده و بسیار سنگین بودند , خود بخود در طول اتاق حرکت میکردند. و این درحالی بود که برای تکان دادن این کمدها نیاز به دو مرد قدرتمند بود. همچنین کشوها بصورت خود بخودی از داخل میزها به بیرون حرکت میکردند. چراغها و لامپها می ترکیدند , و تصاویر و تابلوهای روی دیوار به زمین می افتادند. اما درست در زمانی که اشنایدر به مرخصی رفت و در دفتر کارش حاضر نمی شد فعالیت های خرابکارانه مذکور کاملا متوقف گردید. اما به محض بازگشت او مجددا از سر گرفته شد. آقای وکیل بعد از اعلام نتایج تیم تحقیق از اشنایدر خواست که استعفا بدهد و برود. بعد از رفتن اشنایدر همه چیز روال عادی خود را پیدا کرد. اما مشکلات اشنایدر در مشاغل بعدی او به همین ترتیب ادامه پیدا کرد و این درحالی بود که او زنی آرام و عادی به شمار می رفت و هیچ خطایی از او سر نزده بود. محققان نهایتا به این نتیجه رسیدند که واکنش های حسی این زن بدون اینکه نیست بدی داشته باشد , سبب فعال شدن انرژی های حرکتی روحی و روانی او میشد که ثمره آن منجر به بروز اختلالات فوق در محیط اطرافش می گردید.

نوشته کارن هارل
قفل شده

بازگشت به “ساير گفتگوها”