به طور ساده سیاه چاله قسمتی از فضا است که جرم متمرکز بسیار زیادی دارد بطوری که هیچ جسمی هیچ شانسی برای فرار از جاذبه ی اون نداره تا به امروز بهترین تئوری برای جاذبه تئوری نسبیت اینشتین است و ما باید در نتایج این نظریه به اندازه ی کافی دقیق شویم تا بتوانیم سیاه چاله ها را در جزئیات این نظریه پیدا کنیم اما بیایید قدم ها را کم کم برداریم و به جاذبه فکر کنیم.
فرض کنید شما روی سطح سیاره ای ایستاده اید و سنگی را به هوا می اندازید اگر اونو به اندازه ی کافی با شدت به بالا پرتاب نکنید اون سنگ به اندازه کمی بالا می رود اما بعد از مدتی به علت شتاب جاذبه زمین اون سنگ شروع به سقوط می کنه اگر شما به اندازه ی کافی اون سنگ رو محکم به هوا پرتاب کنید شما می توانید اون رو از دام جاذبه ی اون سیاه خارج کنید و اون تا ابد در حال اوج گیری نسبت به اون سیاره به حرکت خود ادامه می دهد به سرعتی که شما لازم دارید تا سنگ از جاذبه ی اون سیاره فرار کند '''' سرعت گریز '''' گفته می شود همان طور که حدس زده می شود سرعت گریز به جرم سیاره بستگی داره اگر سیاره به اندازه ی کافی جرم زیاد داشته باشد قاعدتا سرعت گریز بیشتری را طلب می کند البته این تنها عامل سرعت گریز نیست بلکه فاصله ما تا مرکز سیاره هم شرط دیگری است که بر سرعت گریز تاثیر می گذارد رابطه ی فاصله با سرعت گریز رابطه ی عکس است برای مثال سرعت گریز از سطح سیاره ی زمین 11/2 کیلومتر بر ثانیه است یا 25000 مایل بر ساعت در صورتی که سرعت گریز از سطح ماه فقط 2/4 کیلومتر بر ثانیه است یا 5300 مایل بر ساعت (برای تبدیل این سرعت ها از سیستمی که در پایین صفحه قرار دارد می توانید استفاده کنید)
حال تصور کنید که جسمی با جرمی فوق العاده زیاد و شعاع فوق العاده کم داریم که سرعت گریز از سطح آن به اندازه ی سرعت نور است
برای یادآوری عرض کنم که سرعت گریز را از رابطه ی زیر محاسبه می گردد : V^2=MG/R
که در آن V سرعت گریز از مرکز ، M جرم سیاره ، G ثابت گرانش و R فاصله ما تا مرکز سیاره است که اگر ما روی سطح آن قرار گرفته باشیم برابر با شعاع آن سیاره خواهد شد.
شروع اولیه ی مطالعه ی چگالی شدید سیاه چاله ها در سده ی 18 شروع شد ، تقریبا به فاصله ی کمی از انتشار نظریه ی نسبیت اینشتین کارل شوارتسشیلد موفق به حل معادله ای شد که در مورد یک شی بحث می کرد بعد ها اشخاصی مانند اپنهایمر ، ولکف و اشنایدر در سال 1930 متوجه وجود شی ای به نام سیاه چاله در جهان شدند (البته واژه ی سیاه چاله در سال 1969 توسط دانشمندی به نام جان آرچیبالد ویلر ابداع شد) این دانشمندان نشان دادند که وقتی ستارگان پر جرم سوخت خود را به طور کامل از دست می دهند نمی توانند خود را تحمل کنند و نیروی جاذبه خودشان بر خودشان غلبه می کند و آنها را به اصطلاح رمبیده می کند به درون خود.
در جهان نسبیت گرانش خود را در لباس خمش فضا و زمان نشان می دهد . اجرام پر جرم فضا زمان را خمیده می کنند ، به این دلیل است که هندسه نمی تواند آن را توصیف کند در کنار سیاه چاله خمش فضا بسیار شدید است و به همین دلیل خصوصیتهای سیاه چاله عجیب به نظر می رسد
سیاه چاله ها دارای خصوصیتی به نام افق رویداد است این افق رویداد سطحی کروی شکل است که از آن به مرز سیاه چاله ها نام برده می شود شما می توانید داخل آن شوید اما نمی توانید از آن خارج شوید در واقع به محض آنکه شما وارد آن شوید شما محکوم شده اید که به سمت مرکز تکینگی که در مرکز سیاه چاله واقع شده است کشیده شوید .
شما می توانید فکر کنید که افق رویداد مکانی است که سرعت گریز از آن برابر با سرعت نور است قاعدتا خارج است افق رویداد سرعت گریز کمتر از سرعت نور است
برای یک رصدگر وقتی که به افق رویداد نگاهی می اندازیم البته نه با امکانات رصد چشمی بلکه رادیویی و ... افق رویداد را سطحی کاملا کروی ثابت خواهیم یافت ولی اگر به آن کمی نزدیک تر شویم متوجه تندی آن می شویم در واقع اون دارد با سرعت نور حرکت می کند پس ما برای اینکه بتوانیم از سیاهچاله فرار کنیم باید سرعتی مافوق نور داشته باشیم .
هنگامی که به افق وارد شوید مختصات وضعیت فاصله شما از مرکز به طور شتابداری کم می شود ولی در عوض به خاطر هندسه ی منحصر به فرد سیاه چاله ها مختصات زمان شما به طور شتابدار به سمت جلو می رود به طوری که شما فلواقع در آینده به سر خواهید برد .
اندازه ی سیاه چاله ها چقدر است ؟
برای این سوال 2 جواب وجود دارد یکی اینکه ما از دیدگاه جرم به سوال بنگریم پس بهتر است بپرسیم که جرم سیاه چاله ها چه اندازه است ؟ یا اینکه از لحاظ اشغال فضا یا همان حجم سیاه چاله ها را بررسی کنیم پس در آن صورت بهتر است بپرسیم که حجم سیاه چاله ها چه اندازه است ...
پس بیایید ابتدا در مورد جرم آنها بحث صحبت کنیم .
به طور کلی هیچ حدی برای بزرگی جرم یا کوچکی جرم یک سیاه چاله نداریم و نمی توان گفت فلان سیاه چاله پر جرم ترین یا آن یکی کم جرم ترین آنهاست .
ابتدا ما باید بدانیم که چقدر جرم لازم است تا چگالی به آن زیادی را ایجاد کند حال ما
می دانیم که سیاه چاله ها سرنوشت ستارگان پر جرمی بوده اند و همچنین ما انتظار داریم وزن سیاه چاله ها بیشتر از وزن ستارگان پر جرم باشد به طور استاندارد سیاهچاله 10 برابر جرم خورشید جرم دارد یا به طور تقریبی همچنین ستاره شناسان حدس می زنند که سیاه چاله های پر جرمی در وسط کهکشان ها وجود داشته باشند که جرم آنها چیزی در حدود یعنی یک میلیون برابر جرم خورشید .
دومین برداشت ما از سوال مربوط به حجم اشغالی سیاه چاله در فضا بود ، در واقع شعاع شوارتسشیلد (منظور همان شعاع کره ی افق رویداد است) و جرم یک سیاه چاله در تناسب نسبت به هم قرار دارند اگر جرم سیاه چاله ای 10 برابر سیاه چاله ی دیگر باشد شعاع شوارتسشیلد آن هم 10 برابر آن یکی است برای مثال اگر جرم سیاه چاله ای به اندازه ی جرم خورشید باشد شعاع شوارتسشیلد آن 3 کیلومتر خواهد بود یا به ترتیب سیاه چاله هایی که 10 برابر و 1 میلیون برابر جرم منظومه ما جرم دارند(سیاه چاله ی واقع در مرکز کهکشان ما) دارای شعاع 30 کیلومتر و 3 میلیون کیلومتر هستند . 3 میلیون کیلومتر شعاع به نظر ما بسیار زیاد می آید ولی در واقع در مقابل استاندارد های موجود شعاع زیاد بزرگی هم محسوب نمی شود برای مثال خورشید ما دارای شعاع 700000 کیلومتر است و سیاه چاله های پر جرم تر شعاعی به اندازه ی 4 برابر شعاع خورشید دارند .
"ســـیـــاهــچـــالــــــه ها"
مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 3047
- تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۹:۴۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 58 بار
- سپاسهای دریافتی: 384 بار
- تماس:

- پست: 15899
- تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 72687 بار
- سپاسهای دریافتی: 31681 بار
- تماس:
آرمان,
اين موضوع شايد بشه در ردهي هوافضا قرارش داد، نام بخش تصحيح و تکميل شد
اين موضوع شايد بشه در ردهي هوافضا قرارش داد، نام بخش تصحيح و تکميل شد

زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد

- پست: 763
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
- محل اقامت: مشهد
- سپاسهای دریافتی: 196 بار
- تماس:
++++ سياهچالهها ++++
دانشمندان ناسا با کمک ماهواره ژاپنی «سوزاکو» مشاهدات شگفتانگیز و جدیدی از سیاهچالهها انجام دادهاند؛ جزييات عجیبی از فضا-زمان منحنیوار كه قبلا با این دقت مشاهده نشده بود.
به نوشته سايت پارس اسكاي، اين دانشمندان سرعت چرخش سیاهچالهها را اندازهگیری كردند و همينطور زاویه ریزش مواد به داخل آن را اندازه گرفتند.
این مشاهدات بر پایه عكسالعمل نور هنگام نزديكي به يك سیاه چاله و رسيدن به مرزي که به آن «مرز آهنیK» گفته میشود انجام شده.
وجود این نوار مرزی قبلاً مورد تردید بود چون شواهد کافی برايش وجود نداشت. اما حالا با قاطعیت ثابت شده كه اين نوار مرزي وجود دارد و بهعنوان یک معیار قابل قبول از جاذبه خردکننده سیاهچالهها مورد قبول قرار گرفتهاست.
ماهواره سوزاکو آشكارساز اشعهایکس و طيفنگار اشعهایکس دارد. این دو دستگاه با هم ميتوانند طيف گستردهای از انرژیهای اشعه ایکس بهخصوص در سطوح انرژي بالا را شناسایی کنند.
براي شروع اين مشاهدات، سیاهچالههایی با جرمهای فوقالعاده زیاد در اولویت گرفتهاند.
این گونه سیاهچالهها در مرکز اغلب کهکشانها وجود دارند و جرمشان میلیونها تا ميلياردها برابر خورشید است و اندازهشان به وسعت کل منظومه شمسی ماست.
سیگنالهای طیفی سیاهچالههایی که «سوزاکو» آنها را ردیابی کرده است پیش از این هم توسط ماهواره اروپایی «نیوتون» دیده شده بود، اما سوزاکو حساسیت بسیار بالاتری نسبت به انواع پيشين خود دارد.
مجموعهای از مشاهدات صورت گرفته با سوزاکو نشان میدهد که مرز آهنیK در تمامی کهکشانها وجود دارد و سیگنالهای دریافتی از آن ناشی از وجود جاذبه شدید در جوار اين مرز است.
به همين علت هدف بلندمدت اکتشافات فضایی ناسا بر مبنای کشف و شناسايي مرز آهنیK برای يافتن تصویری مشخص از یک سیاهچاله قرار گرفته است.
***
به تازگي ناسا با همكاري جمعي از دانشمندان ایتالیایی با استفاده از دادههاي ارسالي فضاپیمای «سويفت» برای اولین بار توانستند نوع موادی که از سیاهچالهها به خارج از آن پرتاب میشوند را مشخص کنند.
مواد موجود در اين فورانهاي سياهچالهاي عموما در كوازارها و سایر اجرام سماوی نيز دیده میشوند این مواد اغلب با سرعت نزديك به نور به خارج پرتاب میشوند. این تیم تحقیقاتی موفق به گشودن معمايي شده که پیشینه آن به دهه هفتاد ميلادي برمیگردد.
فورانهای مواد سیاهچالهای عموما مرزهای کهکشانها را برای صدها هزار سال نوری درمینوردد.
آنها از منابع اولیه توزیع مواد و انرژی در جهان و همچنين کلید فهم و درک چگونگي شکلگیری کهکشانها و بسیاری معماهای گشوده نشده، همچون منشأ انرژی در جهاناند.
فورانهای سیاهچالهای یکی از بزرگترین پارادوکسهای موجود در اخترشناسی هستند چراكه از يك سو هيچ چيزي در جهان نميتواند ازجاذبه فوقالعاده شديد سياهچالهها بگريزد و از سوي ديگر مواد سياهچالهاي با سرعت نور به فضای لایتناهی پرتاب میشوند.
ما هنوز نمیدانیم این فورانها چگونه شکل میگیرند و تنها چیزی که تا حال به قطعیت دریافتهایم این است که از چه موادی تشکیل شدهاند.
مبحث سیاهچالهها برای چندين دهه است که به بحث داغ روز محافل علمی تبدیل شدهاست.
دانشمندان اكنون همگی بر این ايده اتفاق نظر دارند که مواد فورانی یا باید از الکترون و پوزیترون تشکیل شده باشند و یا از الکترون و پروتون.
البته اطلاعات حاصله از فضاپیمای سویفت شواهدی دال بر وجود پروتون در این مواد را دارد.
اغلب کوازارها نیر فورانهایی دارند. این تیم تحقیقاتی نوعی کوازار را با نام بلازار مورد بررسی قرار دادند. بلازارها کوازارهایی هستند که جهت فوارانهایشان همیشه رو به سمت ما است انگار که در مقابل یک لوله تفنگ قرارگرفته باشیم.
این تیم دو بلازار را مورد مطالعه قرار دادند 0212+735 و PKS 0537-286 که در فاصله ده ميليارد سال نوری از ما قرار دارند.
تا پیش از اين، تلسکوپها قدرت دیدن جزيیات فورانهای سیاهچالهای را كه در طول موجهای بین طول موج امواج اشعه ایکس و طول موج امواج اشعه گاما و با انرژی معادل ده کیلو الکترون ولت (keV) و حتي بيشتر به فضا پرتاب ميشوند را نداشتند.
این تیم در مسیر تحقیقات خود به فوتونهایی برخورد کردهاست که پس از رسیدن به حداکثر10 keV دچار افت انرژی میشوند. این همان فوتونهای اشعه ایکس است که تا 10 keV به اوج انرژی خود میرسند و سپس افت میکنند.
این کشف وجود زوجهای الکترون پوزیترون را رد میکند. این تجزیه و تحلیل در چندین مرحله انجام شد. اطلاعات «سویفت» بر این اساس بود که سرعت پاشندگی مواد سیاه چالهای 9/99درصد سرعت نور است.
باتوجه به این مسئله دانشمندان توانستند در وهله اول کل انرژيِ جنبشی این مواد را محاسبه کنند و در قدم بعدی با مقایسه بین میزان این انرژی جنبشی با میزان انرژی فوتونهاي نور، توانستند جرم مواد پاشنده و در نهایت ترکبیات آن را بهدست آورند.
میزان جرم محاسبه شده تقریباً به اندازه جرم سیاره مشتری است به این صورت که مرکز سیاه چاله همانند یک مسلسل جرمی معادل مشتری را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به خارج از کهکشان پرتاب میکند و انرژی فوقالعاده زیادی را در جهان تولید میکند.
این یافته یک سر آغاز مهم برای دانستن این نکته است که مواد چگونه شکل گرفتهاند و هدفی برای فعاليتهاي آتي ناسا با استفاده از تلسکوپ فضاییGLA و ماهواره ژاپني سوزاکو خواهد بود.
به نوشته سايت پارس اسكاي، اين دانشمندان سرعت چرخش سیاهچالهها را اندازهگیری كردند و همينطور زاویه ریزش مواد به داخل آن را اندازه گرفتند.
این مشاهدات بر پایه عكسالعمل نور هنگام نزديكي به يك سیاه چاله و رسيدن به مرزي که به آن «مرز آهنیK» گفته میشود انجام شده.
وجود این نوار مرزی قبلاً مورد تردید بود چون شواهد کافی برايش وجود نداشت. اما حالا با قاطعیت ثابت شده كه اين نوار مرزي وجود دارد و بهعنوان یک معیار قابل قبول از جاذبه خردکننده سیاهچالهها مورد قبول قرار گرفتهاست.
ماهواره سوزاکو آشكارساز اشعهایکس و طيفنگار اشعهایکس دارد. این دو دستگاه با هم ميتوانند طيف گستردهای از انرژیهای اشعه ایکس بهخصوص در سطوح انرژي بالا را شناسایی کنند.
براي شروع اين مشاهدات، سیاهچالههایی با جرمهای فوقالعاده زیاد در اولویت گرفتهاند.
این گونه سیاهچالهها در مرکز اغلب کهکشانها وجود دارند و جرمشان میلیونها تا ميلياردها برابر خورشید است و اندازهشان به وسعت کل منظومه شمسی ماست.
سیگنالهای طیفی سیاهچالههایی که «سوزاکو» آنها را ردیابی کرده است پیش از این هم توسط ماهواره اروپایی «نیوتون» دیده شده بود، اما سوزاکو حساسیت بسیار بالاتری نسبت به انواع پيشين خود دارد.
مجموعهای از مشاهدات صورت گرفته با سوزاکو نشان میدهد که مرز آهنیK در تمامی کهکشانها وجود دارد و سیگنالهای دریافتی از آن ناشی از وجود جاذبه شدید در جوار اين مرز است.
به همين علت هدف بلندمدت اکتشافات فضایی ناسا بر مبنای کشف و شناسايي مرز آهنیK برای يافتن تصویری مشخص از یک سیاهچاله قرار گرفته است.
***
به تازگي ناسا با همكاري جمعي از دانشمندان ایتالیایی با استفاده از دادههاي ارسالي فضاپیمای «سويفت» برای اولین بار توانستند نوع موادی که از سیاهچالهها به خارج از آن پرتاب میشوند را مشخص کنند.
مواد موجود در اين فورانهاي سياهچالهاي عموما در كوازارها و سایر اجرام سماوی نيز دیده میشوند این مواد اغلب با سرعت نزديك به نور به خارج پرتاب میشوند. این تیم تحقیقاتی موفق به گشودن معمايي شده که پیشینه آن به دهه هفتاد ميلادي برمیگردد.
فورانهای مواد سیاهچالهای عموما مرزهای کهکشانها را برای صدها هزار سال نوری درمینوردد.
آنها از منابع اولیه توزیع مواد و انرژی در جهان و همچنين کلید فهم و درک چگونگي شکلگیری کهکشانها و بسیاری معماهای گشوده نشده، همچون منشأ انرژی در جهاناند.
فورانهای سیاهچالهای یکی از بزرگترین پارادوکسهای موجود در اخترشناسی هستند چراكه از يك سو هيچ چيزي در جهان نميتواند ازجاذبه فوقالعاده شديد سياهچالهها بگريزد و از سوي ديگر مواد سياهچالهاي با سرعت نور به فضای لایتناهی پرتاب میشوند.
ما هنوز نمیدانیم این فورانها چگونه شکل میگیرند و تنها چیزی که تا حال به قطعیت دریافتهایم این است که از چه موادی تشکیل شدهاند.
مبحث سیاهچالهها برای چندين دهه است که به بحث داغ روز محافل علمی تبدیل شدهاست.
دانشمندان اكنون همگی بر این ايده اتفاق نظر دارند که مواد فورانی یا باید از الکترون و پوزیترون تشکیل شده باشند و یا از الکترون و پروتون.
البته اطلاعات حاصله از فضاپیمای سویفت شواهدی دال بر وجود پروتون در این مواد را دارد.
اغلب کوازارها نیر فورانهایی دارند. این تیم تحقیقاتی نوعی کوازار را با نام بلازار مورد بررسی قرار دادند. بلازارها کوازارهایی هستند که جهت فوارانهایشان همیشه رو به سمت ما است انگار که در مقابل یک لوله تفنگ قرارگرفته باشیم.
این تیم دو بلازار را مورد مطالعه قرار دادند 0212+735 و PKS 0537-286 که در فاصله ده ميليارد سال نوری از ما قرار دارند.
تا پیش از اين، تلسکوپها قدرت دیدن جزيیات فورانهای سیاهچالهای را كه در طول موجهای بین طول موج امواج اشعه ایکس و طول موج امواج اشعه گاما و با انرژی معادل ده کیلو الکترون ولت (keV) و حتي بيشتر به فضا پرتاب ميشوند را نداشتند.
این تیم در مسیر تحقیقات خود به فوتونهایی برخورد کردهاست که پس از رسیدن به حداکثر10 keV دچار افت انرژی میشوند. این همان فوتونهای اشعه ایکس است که تا 10 keV به اوج انرژی خود میرسند و سپس افت میکنند.
این کشف وجود زوجهای الکترون پوزیترون را رد میکند. این تجزیه و تحلیل در چندین مرحله انجام شد. اطلاعات «سویفت» بر این اساس بود که سرعت پاشندگی مواد سیاه چالهای 9/99درصد سرعت نور است.
باتوجه به این مسئله دانشمندان توانستند در وهله اول کل انرژيِ جنبشی این مواد را محاسبه کنند و در قدم بعدی با مقایسه بین میزان این انرژی جنبشی با میزان انرژی فوتونهاي نور، توانستند جرم مواد پاشنده و در نهایت ترکبیات آن را بهدست آورند.
میزان جرم محاسبه شده تقریباً به اندازه جرم سیاره مشتری است به این صورت که مرکز سیاه چاله همانند یک مسلسل جرمی معادل مشتری را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به خارج از کهکشان پرتاب میکند و انرژی فوقالعاده زیادی را در جهان تولید میکند.
این یافته یک سر آغاز مهم برای دانستن این نکته است که مواد چگونه شکل گرفتهاند و هدفی برای فعاليتهاي آتي ناسا با استفاده از تلسکوپ فضاییGLA و ماهواره ژاپني سوزاکو خواهد بود.

-
- پست: 90
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 102 بار
- تماس:
"ســـیـــاهــچـــالــــــه ها"
چاله ها دوباره فعال می
اخترشناسان با بهره گیری از تلسکوپ فرو سرخ اسپیتزر موفق به شناسایی دو سیاه چاله ابر پرجرم درخشان شده اند.از آنجا که این گونه از سیاه چاله ها برای بلعیدن تدریجی مواد اطراف خود نیازمند زمانی نسبتا طولانی هستند،مواد باقی مانده گرم شده و انرژی بسیار زیادی تولید می نمایند که در نتیجه باعث افزایش میزان درخشندگی آنها می گردد.
بنابر نظریه ای، انرژی حاصل از این پدیده چنان زیاد است که می تواند فرایند شکل گیری ستارگان یک کهکشان را به طور کل مختل نماید.
دانشمندان بر این عقیده بودند که هنگام برخورد دو کهکشان ، سیاه چاله های پر جرم مرکزی شان با یکدیگر ترکیب شده و یک سیاه چاله ابر پرجرم (اختروش) بو جود می آورند.این سیاه چاله بلا فاصله همچون همدمی سیری ناپذیر شروع به بلعیدن مواد اطراف خود می نماید.از آنجا که ذرات گاز و غبار اطراف ،همچون پوششی مانع از رسیدن امواج ساطع شده از این سیاه چاله می شود، مشاهده فرایند بلعیدن مواد و تولید انرژی، بوسیله تلسکوپ ها ممکن نیست.
از مدتی پیش این گونه تصور می شد که برخی از سیاه چاله سرانجام اشباع (سیر) خواهند شد، تا این که این اتفاق افتاد.در این هنگام سیاه چاله ها انرژی بسیار زیادی از خود ساطع نموده و تمام موارد اطراف خود (از جمله ذرات گاز و غبار) را از بین می برند.همانطور که پیش از این نیز اشاره شده گاهی اوقات این انرژی بدان حد زیاد است که می تواند تمامی مواد مورد نیاز برای شکل گیری ستارگان یک کهکشان را نابود سازد.
بر طبق تحقیقات دکتر ماریا دل کارمن پولتا از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، دو سیاه چاله ابر پر جرم تازه کشف شده، در پوششی از ذرات گاز و غبار بسیار چگال احاطه شده اند و گسیل مقدار زیادی انرژی باعث آشکار شدن شان گردیده است.
hو می افزاید: سیاه چاله همیشه به هنگام بلعیدن مواد اطراف خود انرژی فراوانی از خود ساطع می کنند.هنگامی که جرمی وارد سیاه چاله می شود، متعاقب آن انرژی آزاد می گردد.هر چه که مقدار ماده زیاد شود انرژی آزاد شده نیز افزایش می یابد.زمانی که این میزان انرژی از حد خاصی فراتر رود سیاه چاله تمامی مواد اطراف خود را نابود می سازد. دانشمندان توانستند با برسی میزان درخشندگی سیاه چاله، مقدار انرژی گسیل شده را اندازه گیری کنند. پولتا در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که این سیاه چاله ها سه میلیارد بار از خورشید پر جرم تر بوده و قادرند 68 منظومه شمسی در سال و یا یک خورشید را در هفته ببلعند.
در این بین پوششی از ذرات گاز و غباری که در اطراف این گونه از سیاه چاله ها وجود دارند ، محاسبه میزان درخشندگی آنها را پیچیده می کنند.زیرا این ذرات مقداری از انرژی ساطع شده را جذب و مجددا آن را به صورت امواج فرو سرخ گسیل می کنند.

با استفاده از اپتیک فرو سرخ تلسکوپ فضایی اسپیتزر، پولتا به همراه تیم تحقیقاتی خود موفق شدند میزان انرژی جذب شده توسط پوشش گاز و غبار را تعیین نمایند؛در نتیجه با دانستن این مقدار، میزان درخشندگی حقیقی سیاه چاله ها نیز مشخص گردید. علاوه بر این گروهی از متخصصین با بهره گیری از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا سازمان فضایی ناسا ، میزان ذرات گاز و غبار اطراف سیاه چاله ها را نیز محاسبه نمودند.
به عقیده پولتا چنین درخششی گویای این حقیقت است که تمامی ذرات گاز و غبار باید مدت ها پیش از بین رفته باشد، به بیان دیگر این سیاه چاله هم اکنون در اوج فعالیت خود به سر می برد.
اگر چه که چنین پدیده هایی در مدل های نجومی پیش بینی شده اند، اما بسیاری از اخترشناسان با برخی خصوصیات سیاه چاله های ابر پر جرم آشنایی ندارند. به دلیل برخی مشکلات، تا کنون این گونه از سیاه چاله ها به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته بودند.
نقش سیاه چاله در شکل گیری کهکشان ها هنوز هم در پرده ای از ابهام قرار دارد.ما در واقع به بخشی از زندگی یک سیه چاله نگریسته ایم.بر طبق مدل های نجومی این گونه از سیه چاله ها می بایستی مواد اطراف خود را از مدت ها پیش نابود ساخته باشند.
نتایج این تحقیقات در ماه مه سال 2006 میلادی در ژورنال اخترفیزیک به چاپ رسید.
منبع: Spitzer News Release
منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !!!

[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 90
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 102 بار
- تماس:
ابرسياه چاله فوق حجيم
تلسكوپ فضائي هابل ، رصد خانه پرتو ايكس چاندرا و رصد خانه اختر شناسي راديوئي ملي با كمك يكديگر تصويری تركيبي از خوشه كهكشاني MS0735.6+7421 كه در فاصله حدود 2.5 بيليون سال نوري از زمين قرار دارد را تهيه كردند.
تلسكوپ فضائي هابل ، رصد خانه پرتو ايكس چاندرا و رصد خانه اختر شناسي راديوئي ملي با كمك يكديگر اين تصوير تركيبي از خوشه كهكشاني MS0735.6+7421 كه در فاصله حدود 2.5 بيليون سال نوري از زمين قرار دارد را تهيه كردند. اين خوشه داراي چندين كهكشان است كه توسط گرانش به هم نگه داشته شده اند. يك ابر سياهچاله فوق حجيم نيز ذر قلب اين خوشه پرسه مي زند كه حجمي بيشتر از يك بيلوين جرم خورشيدي دارد. نواحي قرمز ، فورانهاي دوقلوي مواد هستند كه از سياهچاله به بيرون جريان دارند.

اين تصوير سه نما از ناحيه اي را نمايش مي دهد كه اختر شناسان آن را با تركيب كردن ، تبديل به يك تصوير كردند. نماي اپتيكي خوشه كهكشاني كه توسط دوربين پيشرفته تلسكوپ هابل گرفته شده است چندين كهكشان را نشان مي دهد كه گرانش آنها را به هم نگه داشته است.
گاز داغ با حرارتي معادل 50 ميليون درجه در فضاي بين كهكشانها پراكنده است. اين گاز پرتو هاي ايكس گسيل مي كند كه در تصويري كه توسط رصد خانه پرتو ايكس گرفته شده به رنگ آبي ديده مي شود. بخش پرتو ايكس تصوير ، حفره هاي بسيار بزرگي در گاز را نشان مي دهد كه قطر هر كدام از آنها 640 سال نوري يعني حدود هفت برابر قطر كهكشان راه شيري مي باشد.
حفره ها توسط ذرات بار داري پر شده اند كه گرداگرد خطوط ميدان مغناطيسي مي چرخند و امواج راديوئي گسيل مي كنند كه در تصوير گرفته شده توسط شبكه تلسكوپ بسيار بزرگ نيو مكزيكو در ماه ژوئن 1993 به رنگ قرمر نشان داده شده است. اين حفره ها توسط فورانهاي ذرات باردار كه تقريبا با سرعت نور توسط ابر سياه چاله پرتاب مي شوند بوجود آمدند.
منبع: Universetoday.com
منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !!
تلسكوپ فضائي هابل ، رصد خانه پرتو ايكس چاندرا و رصد خانه اختر شناسي راديوئي ملي با كمك يكديگر اين تصوير تركيبي از خوشه كهكشاني MS0735.6+7421 كه در فاصله حدود 2.5 بيليون سال نوري از زمين قرار دارد را تهيه كردند. اين خوشه داراي چندين كهكشان است كه توسط گرانش به هم نگه داشته شده اند. يك ابر سياهچاله فوق حجيم نيز ذر قلب اين خوشه پرسه مي زند كه حجمي بيشتر از يك بيلوين جرم خورشيدي دارد. نواحي قرمز ، فورانهاي دوقلوي مواد هستند كه از سياهچاله به بيرون جريان دارند.

اين تصوير سه نما از ناحيه اي را نمايش مي دهد كه اختر شناسان آن را با تركيب كردن ، تبديل به يك تصوير كردند. نماي اپتيكي خوشه كهكشاني كه توسط دوربين پيشرفته تلسكوپ هابل گرفته شده است چندين كهكشان را نشان مي دهد كه گرانش آنها را به هم نگه داشته است.
گاز داغ با حرارتي معادل 50 ميليون درجه در فضاي بين كهكشانها پراكنده است. اين گاز پرتو هاي ايكس گسيل مي كند كه در تصويري كه توسط رصد خانه پرتو ايكس گرفته شده به رنگ آبي ديده مي شود. بخش پرتو ايكس تصوير ، حفره هاي بسيار بزرگي در گاز را نشان مي دهد كه قطر هر كدام از آنها 640 سال نوري يعني حدود هفت برابر قطر كهكشان راه شيري مي باشد.
حفره ها توسط ذرات بار داري پر شده اند كه گرداگرد خطوط ميدان مغناطيسي مي چرخند و امواج راديوئي گسيل مي كنند كه در تصوير گرفته شده توسط شبكه تلسكوپ بسيار بزرگ نيو مكزيكو در ماه ژوئن 1993 به رنگ قرمر نشان داده شده است. اين حفره ها توسط فورانهاي ذرات باردار كه تقريبا با سرعت نور توسط ابر سياه چاله پرتاب مي شوند بوجود آمدند.
منبع: Universetoday.com
منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !!

[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 90
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 102 بار
- تماس:
ابر سياهچاله اي در حال خوردن ستاره !
يك ابر سياهچاله كه در كهكشاني دوردست قرار دارد در حال بلعيدن يك ستاره ديده شد. در واقع ، كاوشگر تكامل كهكشاني ناسا توانست تمامي اين فرايند را از آغاز تا پايان مشاهده كند.
اين نخستين باري است كه اختر شناسان كل فرايند خورده شدن يك ستاره تا آخرين ذره هاي آن توسط يك سياهچاله را مشاهده كرده اند. در گذشته اي نه چندان دور ، اين ستاره به خود جرات نزديك شدن به سياهچاله را داد كه تكه تكه شدن اين ستاره عاقبت اين ريسك بود. اين تكه ها شروع به چرخيدن به دور سياهچاله كردند كه كاوشگر مذكور انفجارهاي درخشاني از نور فرابنفش را ثبت كرد.
دكتر سووي گزاري از موسسه فناوري كاليفرنيا مي گويد" اين نوع واقعه بسيار نادر مي باشد و باعث خوشحالي است كه ما تمامي اين حادثه را از آغاز تا پايان مورد مطالعه قرار داديم.
شايد اين سياهچاله براي هزارات سال بطور خاموش در اعماق يك كهكشان بيضوي بدون نام خوابيده بود. اما ، يك ستاره كمي به اين سياهچاله خفته نزديك شد و توسط نيروي گرانش آن تكه تكه شد. بخشي از اين ستاره ، در اطراف سياهچاله چرخيد و سپس شروع به شيرجه رفتن به درون اين سياهچاله كرد كه در نتيجه فوران فرابنفش درخشاني بوجود آمد. اين فوران توسط كاوشگر تكامل كهكشاني رديابي گرديد.
اين نور فرابنفش همزمان با بليعده شدن آخرين تكه هاي اين خوراكي ستاره اي ضعيف مي شود و اين تلسكوپ فضائي بطور دوره اي به مشاهده واقعه ادامه مي دهد. اين مشاهدات در نهايت باعث خواهند شد تا درك بهتري از چگونگي تكامل سياهچاله ها بهمراه كهكشانهاي ميزبان آنها حاصل شود.
دكتر كريستوفر مارتين كه در تهيه اين گزارش با گزاري همكاري مي كند مي گويد" اين مشاهدات در وزن كشي سياهچاله ها ، درك چگونگي تغذيه و رشد آنها در كهكشانهاي ميزبان در حاليكه كيهان تكامل مي يابد به ما كمك شاياني مي كنند.

منبع: Universtoday.com
منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !!!
اين نخستين باري است كه اختر شناسان كل فرايند خورده شدن يك ستاره تا آخرين ذره هاي آن توسط يك سياهچاله را مشاهده كرده اند. در گذشته اي نه چندان دور ، اين ستاره به خود جرات نزديك شدن به سياهچاله را داد كه تكه تكه شدن اين ستاره عاقبت اين ريسك بود. اين تكه ها شروع به چرخيدن به دور سياهچاله كردند كه كاوشگر مذكور انفجارهاي درخشاني از نور فرابنفش را ثبت كرد.
دكتر سووي گزاري از موسسه فناوري كاليفرنيا مي گويد" اين نوع واقعه بسيار نادر مي باشد و باعث خوشحالي است كه ما تمامي اين حادثه را از آغاز تا پايان مورد مطالعه قرار داديم.
شايد اين سياهچاله براي هزارات سال بطور خاموش در اعماق يك كهكشان بيضوي بدون نام خوابيده بود. اما ، يك ستاره كمي به اين سياهچاله خفته نزديك شد و توسط نيروي گرانش آن تكه تكه شد. بخشي از اين ستاره ، در اطراف سياهچاله چرخيد و سپس شروع به شيرجه رفتن به درون اين سياهچاله كرد كه در نتيجه فوران فرابنفش درخشاني بوجود آمد. اين فوران توسط كاوشگر تكامل كهكشاني رديابي گرديد.
اين نور فرابنفش همزمان با بليعده شدن آخرين تكه هاي اين خوراكي ستاره اي ضعيف مي شود و اين تلسكوپ فضائي بطور دوره اي به مشاهده واقعه ادامه مي دهد. اين مشاهدات در نهايت باعث خواهند شد تا درك بهتري از چگونگي تكامل سياهچاله ها بهمراه كهكشانهاي ميزبان آنها حاصل شود.
دكتر كريستوفر مارتين كه در تهيه اين گزارش با گزاري همكاري مي كند مي گويد" اين مشاهدات در وزن كشي سياهچاله ها ، درك چگونگي تغذيه و رشد آنها در كهكشانهاي ميزبان در حاليكه كيهان تكامل مي يابد به ما كمك شاياني مي كنند.

منبع: Universtoday.com
منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !!!

[External Link Removed for Guests]

- پست: 1420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
- محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
- سپاسهای ارسالی: 1082 بار
- سپاسهای دریافتی: 869 بار
- تماس:
"ســـیـــاهــچـــالــــــه ها"
پایان کار سیاهچالهها
اگر سیاهچالهای به اندازه کافی به ما نزدیک بود، قادر بودیم نیروی جاذبه آن را احساس کنیم، اما وقتی سیاهچاله ای در مسافتی بسیار دور قرار داشته باشد، آیا میتوان وجود آن را ثابت کرد؟ نکته مهم این است که سیاهچاله نوری از خود ساطع نمیکنند. اما این به معنای عدم شناخت سیاهچاله نیست. چرا که ، خوشبختانه راه حلی برای این مساله وجود دارد و اگرچه سیاهچاله ها هیچ نوری از خود منتشر نمی کنند، اما اجرامی که در سیاهچاله ها سقوط می کنند (جالب اینکه به صورت مداوم و پی در پی اجرام در حال سقوط به درون سیاهچاله ها هستند) و همین امر باعث پیدایش مقدار زیادی اشعه ایکس است. البته در بسیاری موارد در نزدیکی یک سیاهچاله اجرام چندانی وجود ندارد.
برای مثال ، فرض کنید که خورشید منظومه ما به یک سیاهچاله تبدیل شود. باز هم سیارات به صورت مداوم به دور آن خواهند چرخید. ولی باز هم یک نکته وجود دارد. بسیاری از ستاره های آسمان به صورت جفت هستند و معمولا یکی از آنها به سیاهچاله تبدیل میشود. سیاهچاله و ستاره خواهر به دور هم می گردند و لایه های بیرونی غول قرمز جدید، در طرف رو به سیاهچال تحت تأثیر خاصیت جزر و مدی آن قرار گرفته و به سمت آن کشیده میشود. در این حالت موادی از غول قرمز جدا میشوند و به تدریج به درون سیاهچاله سقوط میکنند و در همین حال مقادیر زیادی اشعه ایکس ایجاد میشود. جالب اینکه ، این عمل میتواند هزاران سال به طول انجامد و اشعه ایکس را به صورت مداوم در تمامی جهات منتشر سازد. مقدار این پرتو آنقدر زیاد خواهد بود که ما میتوانیم از فواصل بسیار دور آن را دریافت کنیم. ستاره شناسان از روی زمین محل تابش پرتو ایکس در آسمان را مشخص میکنند. اگر این پرتوها از یک نقطه واحد سرچشمه گرفته باشند، احتمالا منبع تولید آنها یک ستاره نوترونی با سیاهچاله خواهد بود. اگرپرتو ایکس از یک ستاره نوترونی ساطع شده باشد به صورت تپشهای تند مطابق با چرخش ستاره نوترونی دریافت خواهد شد، اما اگر منبع تولید آن یک سیاهچاله باشد، پرتوها به صورت متوالی و مداوم به ما خواهند رسید، چرا که از خود سیاهچاله منتشر نمی شوند، بلکه از موادی که درون سیاهچاله فرو می ریزند ایجاد میگردند. بنابراین علی رغم وجود تغییرات غیر مشخص ، قابل تفکیک از پرتوهای ساطع شده از ستاره های نوترونی خواهند بود. یکی از نخستین منابع پرتو ایکس آسمان در سال 1965 در صورت فلکی سیگنوس کشف شد. در سال 1969 یک ماهواره مخصوص توانست پرتوهای ناشی از آن را شناسایی کند، و با در نظر گرفتن چگونگ نوسانات آن سیاهچاله، بودن مرکزمورد نظر مشخص شد. بخصوص اینکه دانشمندان وستاره شناسان امواج رادیویی را نیز دریافت کردند و به کمک آنها محل دقیق سیاهچاله را مشخص کردند. جالب این که ستاره بزرگی نیز در نزدیکی آنوجود داشت که با عنوان HD-226868 ذکر شده بود. این ماجرا برای ستاره شناسان سرآغار شناسایی سیاهچاله های گوناگون شد. همانطورکه ملاحظ شد، سیاهچاله ها از فرو ریختن ستاره ها پدید می آیند. هنگامیکه این سیاهچاله ها ایجاد میشوند وزن آنها برابر وزن ستاره اولیه است، اما به تدریج بر وزن آنها افزوده میشود. اما یکی از دانشمندان ثابت کرد که سیاهچاله ها قارد به از دست دادن وزن نیز هستند. مقداری از انرزی جاذبه ای آنها در خارج محدوده مشخصی به ذرات ماده تبدیل میشود و ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند. و به این ترتیب مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله از آن خارج میشوند که به این عمل اصطلاحا "تبخیر" هم میگویند. جالب اینکه این عمل در مورد سیاهچاله های کوچکتر با سرعت بیشتری انجام می پذیرد و برای مثال ، سیاهچاله هایی که 15000 میلیون سال قبل پدید آمده اند، ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. اما هنوز هم سیاهچاله هایی وجود دارند که تا میلیونها سال دیگر باقی خواهند بود و این برای ستاره شناسان مایه خوشحالی است تا همچنان تحقیقات در مورد سیاهچاله ها را ادامه دهند.
هنگامی که هسته ستاره منفجر میشود پوسته های بیرونی آن به بیرون پرتاب میشوند ستاره تنها در خلال چند ساعت انرژی را منتشر میکند که خورشید ما در مدت پنج میلیون سال منتشر میکند در این حال ستاره چندین برابر درخشانتر میشود، این پدیده را ابر نواختر مینامند.
منبع:سایت نجوم + سایت پارس اسکای + دانشنامه رشد
اگر سیاهچالهای به اندازه کافی به ما نزدیک بود، قادر بودیم نیروی جاذبه آن را احساس کنیم، اما وقتی سیاهچاله ای در مسافتی بسیار دور قرار داشته باشد، آیا میتوان وجود آن را ثابت کرد؟ نکته مهم این است که سیاهچاله نوری از خود ساطع نمیکنند. اما این به معنای عدم شناخت سیاهچاله نیست. چرا که ، خوشبختانه راه حلی برای این مساله وجود دارد و اگرچه سیاهچاله ها هیچ نوری از خود منتشر نمی کنند، اما اجرامی که در سیاهچاله ها سقوط می کنند (جالب اینکه به صورت مداوم و پی در پی اجرام در حال سقوط به درون سیاهچاله ها هستند) و همین امر باعث پیدایش مقدار زیادی اشعه ایکس است. البته در بسیاری موارد در نزدیکی یک سیاهچاله اجرام چندانی وجود ندارد.
برای مثال ، فرض کنید که خورشید منظومه ما به یک سیاهچاله تبدیل شود. باز هم سیارات به صورت مداوم به دور آن خواهند چرخید. ولی باز هم یک نکته وجود دارد. بسیاری از ستاره های آسمان به صورت جفت هستند و معمولا یکی از آنها به سیاهچاله تبدیل میشود. سیاهچاله و ستاره خواهر به دور هم می گردند و لایه های بیرونی غول قرمز جدید، در طرف رو به سیاهچال تحت تأثیر خاصیت جزر و مدی آن قرار گرفته و به سمت آن کشیده میشود. در این حالت موادی از غول قرمز جدا میشوند و به تدریج به درون سیاهچاله سقوط میکنند و در همین حال مقادیر زیادی اشعه ایکس ایجاد میشود. جالب اینکه ، این عمل میتواند هزاران سال به طول انجامد و اشعه ایکس را به صورت مداوم در تمامی جهات منتشر سازد. مقدار این پرتو آنقدر زیاد خواهد بود که ما میتوانیم از فواصل بسیار دور آن را دریافت کنیم. ستاره شناسان از روی زمین محل تابش پرتو ایکس در آسمان را مشخص میکنند. اگر این پرتوها از یک نقطه واحد سرچشمه گرفته باشند، احتمالا منبع تولید آنها یک ستاره نوترونی با سیاهچاله خواهد بود. اگرپرتو ایکس از یک ستاره نوترونی ساطع شده باشد به صورت تپشهای تند مطابق با چرخش ستاره نوترونی دریافت خواهد شد، اما اگر منبع تولید آن یک سیاهچاله باشد، پرتوها به صورت متوالی و مداوم به ما خواهند رسید، چرا که از خود سیاهچاله منتشر نمی شوند، بلکه از موادی که درون سیاهچاله فرو می ریزند ایجاد میگردند. بنابراین علی رغم وجود تغییرات غیر مشخص ، قابل تفکیک از پرتوهای ساطع شده از ستاره های نوترونی خواهند بود. یکی از نخستین منابع پرتو ایکس آسمان در سال 1965 در صورت فلکی سیگنوس کشف شد. در سال 1969 یک ماهواره مخصوص توانست پرتوهای ناشی از آن را شناسایی کند، و با در نظر گرفتن چگونگ نوسانات آن سیاهچاله، بودن مرکزمورد نظر مشخص شد. بخصوص اینکه دانشمندان وستاره شناسان امواج رادیویی را نیز دریافت کردند و به کمک آنها محل دقیق سیاهچاله را مشخص کردند. جالب این که ستاره بزرگی نیز در نزدیکی آنوجود داشت که با عنوان HD-226868 ذکر شده بود. این ماجرا برای ستاره شناسان سرآغار شناسایی سیاهچاله های گوناگون شد. همانطورکه ملاحظ شد، سیاهچاله ها از فرو ریختن ستاره ها پدید می آیند. هنگامیکه این سیاهچاله ها ایجاد میشوند وزن آنها برابر وزن ستاره اولیه است، اما به تدریج بر وزن آنها افزوده میشود. اما یکی از دانشمندان ثابت کرد که سیاهچاله ها قارد به از دست دادن وزن نیز هستند. مقداری از انرزی جاذبه ای آنها در خارج محدوده مشخصی به ذرات ماده تبدیل میشود و ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند. و به این ترتیب مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله از آن خارج میشوند که به این عمل اصطلاحا "تبخیر" هم میگویند. جالب اینکه این عمل در مورد سیاهچاله های کوچکتر با سرعت بیشتری انجام می پذیرد و برای مثال ، سیاهچاله هایی که 15000 میلیون سال قبل پدید آمده اند، ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. اما هنوز هم سیاهچاله هایی وجود دارند که تا میلیونها سال دیگر باقی خواهند بود و این برای ستاره شناسان مایه خوشحالی است تا همچنان تحقیقات در مورد سیاهچاله ها را ادامه دهند.
هنگامی که هسته ستاره منفجر میشود پوسته های بیرونی آن به بیرون پرتاب میشوند ستاره تنها در خلال چند ساعت انرژی را منتشر میکند که خورشید ما در مدت پنج میلیون سال منتشر میکند در این حال ستاره چندین برابر درخشانتر میشود، این پدیده را ابر نواختر مینامند.
منبع:سایت نجوم + سایت پارس اسکای + دانشنامه رشد

-
- پست: 90
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 102 بار
- تماس:
سیاه چاله ای در خوشه ستاره اى کروى
اخترشناسان اخیرا برای نخستین بار سیاه چاله کرم جرمی را در میان یک خوشه ستاره اى کروى کشف کردند.بدین ترتیب آنها اطمینان کامل دارند که در مرکز هر کهکشان یک سیاه چاله ابر پرجرم وجود دارد.
به عقیده اخترشناسان سیاه چاله گريزان تازه کشف شده داری جرمی نسبتا متوسط می باشد.خوشه های ستاره ای کروی از هزاران و یا حتی میلیون ها ستاره تشکیل شده اند و پیش از این هیچ کس گمان نمی کرد که بتوان در قلب چنین خوشه هایی، سیاه چاله یافت.
بنا بر شبیه سازی های رایانه ای سیاه چاله ای که در چنین مکانی شکل می گیرد به مرکز خوشه فرو کشیده می شود. اما پس از مدتی در اثر برهم کنش های گرانشی با ستارگان خوشه، ناچارا به فضای بیرون رانده می شود.

نمایی خیالی از یک خوشه ستاره اى کروى
این سیاه چاله توسط تلسکوپ پرتو ایکس ایکس.ام.ام نیو تن (XMM-Newton) رصدخانه جنوبی اروپا کشف شد.سیاه چاله به خودی خود تاریک است ،اما موادی که با سرعت زیاد در اطراف آن می گردند ، قبل از بلعیده شدن گرم شده و از خود مقادیر زیادی انرژی و پرتو ایکس گسیل می کنند.
این سیاه چاله در خوشه ستاره ای کروى در نزدیکی کهکشان بيضوى ان جی سی 4472 (NGC 4472) به فاصله 50 میلیون سال نوری از ما در خوشه سنبله واقع شده است.
این گونه تصور می شود که چنین سیاه چاله ای با پیوند خوردن به سیاه چاله های دیگر و همچنین جذب مواد اطراف ،جرم مورد نیاز برای ثابت نگاه داشتن موقعیت خود در مرکز خوشه ستاره ای را بدست آورده و تبدیل به یک سیاه چاله ابر پرجرم کوچک شده است.بدین ترتیب با جرم کافی دیگر ستارگان توانایی بیرون انداختن سیاه چاله را از خوشه نخواهند داشت.
منبع: Universetoday.com
برگرفته شده از سایت آسمان پارس
منتظر نظرات و سوالات شما دوستان عزیز هستم !!!
به عقیده اخترشناسان سیاه چاله گريزان تازه کشف شده داری جرمی نسبتا متوسط می باشد.خوشه های ستاره ای کروی از هزاران و یا حتی میلیون ها ستاره تشکیل شده اند و پیش از این هیچ کس گمان نمی کرد که بتوان در قلب چنین خوشه هایی، سیاه چاله یافت.
بنا بر شبیه سازی های رایانه ای سیاه چاله ای که در چنین مکانی شکل می گیرد به مرکز خوشه فرو کشیده می شود. اما پس از مدتی در اثر برهم کنش های گرانشی با ستارگان خوشه، ناچارا به فضای بیرون رانده می شود.

نمایی خیالی از یک خوشه ستاره اى کروى
این سیاه چاله توسط تلسکوپ پرتو ایکس ایکس.ام.ام نیو تن (XMM-Newton) رصدخانه جنوبی اروپا کشف شد.سیاه چاله به خودی خود تاریک است ،اما موادی که با سرعت زیاد در اطراف آن می گردند ، قبل از بلعیده شدن گرم شده و از خود مقادیر زیادی انرژی و پرتو ایکس گسیل می کنند.
این سیاه چاله در خوشه ستاره ای کروى در نزدیکی کهکشان بيضوى ان جی سی 4472 (NGC 4472) به فاصله 50 میلیون سال نوری از ما در خوشه سنبله واقع شده است.
این گونه تصور می شود که چنین سیاه چاله ای با پیوند خوردن به سیاه چاله های دیگر و همچنین جذب مواد اطراف ،جرم مورد نیاز برای ثابت نگاه داشتن موقعیت خود در مرکز خوشه ستاره ای را بدست آورده و تبدیل به یک سیاه چاله ابر پرجرم کوچک شده است.بدین ترتیب با جرم کافی دیگر ستارگان توانایی بیرون انداختن سیاه چاله را از خوشه نخواهند داشت.
منبع: Universetoday.com
برگرفته شده از سایت آسمان پارس
منتظر نظرات و سوالات شما دوستان عزیز هستم !!!

[External Link Removed for Guests]

- پست: 1420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
- محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
- سپاسهای ارسالی: 1082 بار
- سپاسهای دریافتی: 869 بار
- تماس:
برخوردِ سه تاییِ سیاهچاله ها
برخوردِ سه تاییِ سیاهچاله ها
تیمی ازاختر شناسانِ دانشگاه های نورس وسترن، هاروارد و میشیگان با استفاده از کامپیوتری جدید،برای اولین بار نشان داد؛سیاهچاله های اَبَرپُرجرم طی واکنش های متقابل سه گانه در هم می آمیزند.این سیاهچاله ها در مرکز(هسته) بیشترکهکشان ها وجود دارند.فردریک راسیو،اختر شناس و فیزیکدان دانشگاه نورس وسترن،هشتم جولای در ملاقاتی با انجمن نجوم آمریکا،این اکتشاف را ارائه داد.
نتایج تئوری به دست آمده خوشحال کننده است،زیرا با نظریه های قبلی مطابقت دارد و یافته اخیر دانشمندانِ انستیتو کالیفرنیا مبنی بر احتمال وجود کوازارهای سه گانه را تایید می کند.
راسیو می گوید:«هنگامی که سیاهچاله های اَبَرپُرجرم،توده بزرگی از گازهای کهکشان میزبان را می بلعند،مقدار بسیار زیادی انرژی به طرز چشمگیری آزاد می شود.در این حالت یک سیاهچاله مانند یک کوازار مشاهده می شود.مطالعه سه نمونه از کوازارهای مجاور نشان داد؛که واکنشهای متقابلی بین آنها رخ داده است؛که شبیه سازی های کامپیوتری آنها را از قبل پیش بینی کرده بودند».
این تصویر با تلسکوپ کِک گرفته شده است.
سیاهچاله های اَبَرپُرجرم دوتایی وقتی شکل می گیرند که دو کهکشان درهم بیامیزند و هسته های آنها با هم یکی شوند.اختر شناسان این فرایند را سال ها پیش توضیح داده اند.اما راسیو درکشفِ جدید خود نشان داد که این واکنش های متقابل بسیار متعددند و پیاپی تکرار می شوند.با کشف اخیر، برخورد دو کهکشان و به وجود آمدن کهکشان اَبَرپُرجرم دوتایی نمونه ساده ای به نظر می رسد و تصورآمیزش سه کهکشان سخت ترخواهد بود.
راسیو افزود:«تفاوتهای مطالعاتی این دو نمونه آشکار است. بررسی فرآیندهای دوتایی از نظر نحوه به وجود آمدن و تاثیرات گرانشیِ هنگام تشکیل،بسیار سخت تر از نمونه های سه تایی است،در حالیکه بررسی حرکت سیستم های دو تاییِ بعد از تشکیل،آسان تر از سیستمهای سه تایی است».
واکنشهای سه تایی مهیب،درابتدا با کهکشان های کوچکتر صورت می گرفت وتعداد برخورد ها بیشتر بود.در آن دوران،کهکشان ها در محیطی پرتراکم بودند و جهان در حال انبساط بود و باید به اندازه کنونی آن می رسید.درنتیجه کهکشان های کوچک با هم ترکیب می شدند وکهکشان های امروزی را به وجود می آوردند.با اینکه این فرآیند در زمان ما نیز دنبال می شود؛ولی به علت تراکم کمتر،آرام ترادامه می یابد.کهکشان راه شیری نیزاین فرآیند را با کهکشان همسایه خود(کهکشان آندرومِدا) درآینده تجربه خواهد کرد.
لورِن هافمَن (Loren Haffman)دانشجویِ دانشگاهِ هاروارد ویکی از اعضای تیمِ پژوهش،می گوید:«سیستم های سه تایی سیاهچاله ها بسیار پیچیده هستند. معمولا در این فرآیند،واکنشهای آشوبی همراه با پرتاب مواد از کهکشان میزبان هستند».
مارتا وُلِنتِری (Marta Volenteri)،ازاعضای این تیم می گوید:«شناسایی سیاهچاله های دو تایی سرگردان در فضا،نشانه هایی از بُروز واکنشهای سه تایی است.به نظر می رسد امواج گرانشی هم تنها راه دسترسی ما به این سیستم های دو تایی است.»آمیزش سیاهچاله های اَبَرپَُرجرم دوتایی،منبع اصلی تابش ها است .اخترشناسان امید وارند که بتوانند در آینده،این بررسی ها را به وسیله ی امواج دیگری،مانند لیزرادامه دهند.
منبع: [External Link Removed for Guests]
تیمی ازاختر شناسانِ دانشگاه های نورس وسترن، هاروارد و میشیگان با استفاده از کامپیوتری جدید،برای اولین بار نشان داد؛سیاهچاله های اَبَرپُرجرم طی واکنش های متقابل سه گانه در هم می آمیزند.این سیاهچاله ها در مرکز(هسته) بیشترکهکشان ها وجود دارند.فردریک راسیو،اختر شناس و فیزیکدان دانشگاه نورس وسترن،هشتم جولای در ملاقاتی با انجمن نجوم آمریکا،این اکتشاف را ارائه داد.
نتایج تئوری به دست آمده خوشحال کننده است،زیرا با نظریه های قبلی مطابقت دارد و یافته اخیر دانشمندانِ انستیتو کالیفرنیا مبنی بر احتمال وجود کوازارهای سه گانه را تایید می کند.
راسیو می گوید:«هنگامی که سیاهچاله های اَبَرپُرجرم،توده بزرگی از گازهای کهکشان میزبان را می بلعند،مقدار بسیار زیادی انرژی به طرز چشمگیری آزاد می شود.در این حالت یک سیاهچاله مانند یک کوازار مشاهده می شود.مطالعه سه نمونه از کوازارهای مجاور نشان داد؛که واکنشهای متقابلی بین آنها رخ داده است؛که شبیه سازی های کامپیوتری آنها را از قبل پیش بینی کرده بودند».
این تصویر با تلسکوپ کِک گرفته شده است.
سیاهچاله های اَبَرپُرجرم دوتایی وقتی شکل می گیرند که دو کهکشان درهم بیامیزند و هسته های آنها با هم یکی شوند.اختر شناسان این فرایند را سال ها پیش توضیح داده اند.اما راسیو درکشفِ جدید خود نشان داد که این واکنش های متقابل بسیار متعددند و پیاپی تکرار می شوند.با کشف اخیر، برخورد دو کهکشان و به وجود آمدن کهکشان اَبَرپُرجرم دوتایی نمونه ساده ای به نظر می رسد و تصورآمیزش سه کهکشان سخت ترخواهد بود.
راسیو افزود:«تفاوتهای مطالعاتی این دو نمونه آشکار است. بررسی فرآیندهای دوتایی از نظر نحوه به وجود آمدن و تاثیرات گرانشیِ هنگام تشکیل،بسیار سخت تر از نمونه های سه تایی است،در حالیکه بررسی حرکت سیستم های دو تاییِ بعد از تشکیل،آسان تر از سیستمهای سه تایی است».
واکنشهای سه تایی مهیب،درابتدا با کهکشان های کوچکتر صورت می گرفت وتعداد برخورد ها بیشتر بود.در آن دوران،کهکشان ها در محیطی پرتراکم بودند و جهان در حال انبساط بود و باید به اندازه کنونی آن می رسید.درنتیجه کهکشان های کوچک با هم ترکیب می شدند وکهکشان های امروزی را به وجود می آوردند.با اینکه این فرآیند در زمان ما نیز دنبال می شود؛ولی به علت تراکم کمتر،آرام ترادامه می یابد.کهکشان راه شیری نیزاین فرآیند را با کهکشان همسایه خود(کهکشان آندرومِدا) درآینده تجربه خواهد کرد.
لورِن هافمَن (Loren Haffman)دانشجویِ دانشگاهِ هاروارد ویکی از اعضای تیمِ پژوهش،می گوید:«سیستم های سه تایی سیاهچاله ها بسیار پیچیده هستند. معمولا در این فرآیند،واکنشهای آشوبی همراه با پرتاب مواد از کهکشان میزبان هستند».
مارتا وُلِنتِری (Marta Volenteri)،ازاعضای این تیم می گوید:«شناسایی سیاهچاله های دو تایی سرگردان در فضا،نشانه هایی از بُروز واکنشهای سه تایی است.به نظر می رسد امواج گرانشی هم تنها راه دسترسی ما به این سیستم های دو تایی است.»آمیزش سیاهچاله های اَبَرپَُرجرم دوتایی،منبع اصلی تابش ها است .اخترشناسان امید وارند که بتوانند در آینده،این بررسی ها را به وسیله ی امواج دیگری،مانند لیزرادامه دهند.
منبع: [External Link Removed for Guests]

- پست: 1420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
- محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
- سپاسهای ارسالی: 1082 بار
- سپاسهای دریافتی: 869 بار
- تماس:
راز اطلاعات درون سياهچاله
يكي از رازهائي كه ذهن فيزيكدانان را به خود مشغول كرده مربوط به سياهچاله ها مي باشد. زمانيكه اطلاعات بدرون يك سياهچاله وارد مي شود ، آيا اين اطلاعات نابود مي شود و يا به شكل ديگري باقي مي ماند؟
استفن هاوكينگ بر اين باور بود كه سياه چاله ها طي يك زمان طولاني بخار مي شوند و به آرامي ذرات بدون شكلي را آزاد مي كنند. در نتيجه ، هر گونه اطلاعاتي كه وارد آن شد از بين خواهد رفت.
اما ، يك تحقيق جديد كه براي دانشگاه يورك و موسسه علمي ساينيك در هند انجام گرديد ديدي تازه از پارادوكس سياهچاله را عنوان كرده كه ممكن است به حل اسرار اطلاعات ورودي به سياهچاله كمك كند. اين محققين دريافت كرده اند كه اگر اطلاعات در سطح كوانتمي نابود شوند ، (اين اطلاعات) در واقع مخفي مي باشند و قادرند در جائي ديگر ظاهر شوند.
بجاي اينكه اطلاعات بطور كامل نابود شوند ، برخي ارتباط و پيوند بين ذرات بخار شده و وضعيت دروني سياه چاله باقي مي ماند.
[External Link Removed for Guests]
استفن هاوكينگ بر اين باور بود كه سياه چاله ها طي يك زمان طولاني بخار مي شوند و به آرامي ذرات بدون شكلي را آزاد مي كنند. در نتيجه ، هر گونه اطلاعاتي كه وارد آن شد از بين خواهد رفت.
اما ، يك تحقيق جديد كه براي دانشگاه يورك و موسسه علمي ساينيك در هند انجام گرديد ديدي تازه از پارادوكس سياهچاله را عنوان كرده كه ممكن است به حل اسرار اطلاعات ورودي به سياهچاله كمك كند. اين محققين دريافت كرده اند كه اگر اطلاعات در سطح كوانتمي نابود شوند ، (اين اطلاعات) در واقع مخفي مي باشند و قادرند در جائي ديگر ظاهر شوند.
بجاي اينكه اطلاعات بطور كامل نابود شوند ، برخي ارتباط و پيوند بين ذرات بخار شده و وضعيت دروني سياه چاله باقي مي ماند.
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
- محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
- سپاسهای ارسالی: 1082 بار
- سپاسهای دریافتی: 869 بار
- تماس:
پرتگاه نهایی ، سیاهچاله
شاید یکی از چالشهای بزرگ اختر فیزیک در این قرون موضوع جذاب سیاهچالهها باشد. آنسوی افق رویداد بر هیچ شخصی مشخص نیست. شاید در آنسوی آن فضایی عمیق پنهان شده باشد، شاید این فضا آن حد بزرگ باشد که برای انسان قابل تصور نباشد. انسان از گذشته میدانسته که زمین کروی بوده و به عبارت بهتر مسطح نبوده و در واقع خمیده میباشد، به عبارت دیگر کرهای است که لبه ندارد. ما از روی آن نمیافتیم زیرا نیروی سحرآمیز گرانش هر کس و هر چیزی را محافظت میکند تا به سطح سیارات دیگر نیافتد.
پس از آنکه آلبرت انیشتین و نسبیت او پا به عرصه نهادند، به این موضوع پرداخته شد که فضا خودش خمیده است. حالا ما میدانیم که سفر به دریای بیکران فضا که ما به آن جهان میگوئیم در واقع به مکانی ژرف و عمیق است و اگر مسافری بدون اطلاع به آن سفر کند ممکن است به داخل اجرامی فوق العاده عظیم سقوط کند و زندگی را برای همیشه وداع گوید و با یک ریسک جانش را از دست بدهد. او به درون افقی کاملا" مخفی سقوط میکند و ما هنوز بطور کامل نمیدانیم که برایش چه پیش میآید، این افق وحشتناک متعلق به سیاهچاله است.
گرانش مهلک
یک سیاهچاله یک جسم متناقض کیهانی است. یک ستاره تاریک ، یک جسم کاملا" نامرئی ، یک زندان برای نور. این جسم یک مرز دارد که هر چیز وارد آن شود بازگشتی نخواهد داشت، این مرز را افق رویداد میباشد. یک کره که هر چیز وارد آن شود برای ابدیت اسیر آن میشود، مکانی که دیگر امکان فرار از آن نیست. جایی که در آن سطح جامد وجود ندارد. در این هنگام هر چیز حتی نور مکیده میشود و فقط یک گرداب ژرف گرانشی مشاهده میشود، این اجرام بسیار بی رحم هستند و هر جیز را که به طرفشان بیاید جذب میکنند، در واقع آن جسم را برای همیشه از آمدش پشیمان میکند. ما از مرکز که تکینگی خوانده میشود اطلاعات چندانی نداریم، ولی میدانیم که در آنجا گرانشی مهلک حکم فرما است.
چهره این اجرام همیشه مخفی و پوشیده است. تکینگی آنها همیشه به صورت نقطهای است که نیروی گرانش فوق العادهای در آن متمرکز شده است. همه اجرام و امواج الکترومغناطیسی و انرژی که در سیاهچاله فرو افتادهاند در نقطهای فوق العاده کوچک و فوق العاده چگال فشرده شدهاند و گرانشی نامتناهی ایجاد میکنند. سیاهچالهها عموما" گازهای میان ستاره را حریصانه میبلعند. فضا از وجود این اجرام متلاطم است و هم چنین زمان از وجود آنها فشرده میشود تا اینکه متوقف شود. چون نور نمیتواند از افق رویداد سیاهچاله عبور کند ما آن مکان را لبه جهان فرض میکنیم.
ستارههای تاریک
در سال 1784 جان میشل دانشمند بزرگ ولی فراموش شده قرن 18 که کشیش نیز بود؛ (در تاریخ علم دانشمندان بزرگی مشاهده میشوند که بدون اقتضا به شغلشان کارهای فوق العاده کردهاند) از سرعت گریز بعضی از اجرام تعجب کرد (سرعت گریز حداقل سرعتی است که نیاز است تا از سطح یک سیاره یا یک ستاره جدا شویم، در واقع سرعتی است که بتوانیم از گرانش آن فرار کنیم)؛ او میدانست که گرانش یک جسم به جرمش بستگی دارد، همچنین این موضوع را میدانست که سرعت نور بسیار زیاد است، ولی با این حال متناهی است.
او از این موضوع تعجب کرد که خورشید با این جرم باز هم قادر نیست نور را در سطح خود نگه دارد و نور از سطح آن میگریزد (میدانیم که سرعت نور 299792 کیلومتر بر ثانیه است که آن را 300000 کیلو متر بر ثانیه فرض میکنند و از این سرعت تقریبی بیشتر استفاده میکنند). میشل پاسخ به این صورت استنباط کرد که اگر خورشید در همین اندازه بود ولی جرمش 500 برابر بود، نور نمیتوانست از سطح خورشید بگریزد. زیرا در این صورت گرانش آن بسیار می شد. چند سال بعد ریاضدان بزرگ فرانسوی لاپلاس بطور مستقل تنیجه را بطور یکسان شرح داد و بدین ترتیب مفهوم ستاره تاریک زاده شد.
جهان حفرهها
سیاهچاله ، این اجرام نادر و عجیب ، را میتوان نتیجه تفکرات جوان باهوش آلمانی که در سال 1919 در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود دانست. آلبرت اینشتن در سال 1919 تئوری نسبیت عام خود را که انقلابی عظیم در فیزیک نوین بود را ارائه کرد. آلبرت اینشتن پی برده بود که جهان اساسا" در مکانهای متفاوت نسبت به قوانین نیوتن قابل توضیح نیست. او گفت که سه بعد از فضا نمیتوانند به صورت مجزا از بعد چهارم یعنی زمان باشند. او گفت که اینها باهم پیوسته هستند و آنها فضا – زمان نامید. این ساختار همانند یک ساختار نامرئی است که در واقع وجود دارد. او گفت که فضا نمیتواند مطلق باشد، بلکه پیوسته است. این بافت فضا زمانی میتواند خمیده شود و یا اینکه پیچ و تاب پیدا کند.
این بافت که میتواند جالب باشد فقط در صورتی میتواند مسطح و صاف باشد که هیچ چیز در روی آن وجود نداشته باشد. اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش نیز وجود دارد و هر جا که گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا – زمان خمیده میشود. این خمیدگی این بافت برای اجرام حکم میکند که چگونه حرکت کنند، در واقع میگوید که گرداگرد این فضا – زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند. گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. اگر بخواهیم کمی سادهتر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است.
انیشتین برای تصور این واقعیت فرض کرد که کاغذی دارد و آن کاغذ را ساختار فضا – زمان فرض کرد. او جسمی سنگین را در روی آن ماغذ قرار داد (آن جسم را خورشید در نظر گرفت) و دید که در ساختار کاغذ خمیدگی و فرو رفتگی ایجاد شده است. او گفت که این فضا زمان خمیده گرانشی تولید میکند که هر چه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز قویتر خواهد بود. سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند که این خمیدگی را به نهایت خود میرسانند و تمام مسیرها را بسوی خود خم میکنند و این اجرام حقیقتا" سیاهچالههای کیهانی هستند.
تولد ستاره
برای فهم مقیاس بزرگ در جهان باید مقیاسهای بسیار کوچک را درک کنیم. با باز کردن زندگی یک ستاره میتوانیم زاده شدن یک سیاهچاله را به خوبی درک کنیم. ستارهها زمانی پدید میآیند که ابری فوق العاده بزرگ از غبارهای کیهانی و هیدروژن در زیر بار گرانش خود فشرده شوند. در این صورت گرانش به همراه افزایش چگالی فزونی مییابد و بدین ترتیب فضا – زمان خمیده و خمیدهتر میشود. پس مدتی گاز هیروژن در هسته متراکم میشود و در این تراکم شدید اتمها با یکدیگر برخورد میکنند و دمای آنها رفته رفته افزایش مییابد. زمانی که دمای هسته به 10 میلیون درجه رسید، پروتونهای هیدروژن در پی واکنشهای زنجیرهای همجوشی هستهای به هلیوم تبدیل میشوند.
در هنگام این واکنشها مقداری از جرم نا پدید میشود که تبدیل به انرژی و امواج الکترومغناطیسی همچون نور میشوند. در این صورت یک جسم که همچون یک لامپ غول پیکر کیهانی است پدید آمده است و این آغاز زندگی یک ستاره است. هر ستارهای که ما در آسمان مشاهده میکنیم در هستهاش واکنشهای عظیم همجوشی رخ داده است تا این نور تولید شود و به ما برسد. هنگامی که ستاره همانند خورشید درخشان و نورانی میشود، گرانش آن سعی میکند تا ستاره را هم چنان منقبض کند و در خود فرو کشد. اما واکنشهای عظیم هستهای که در هسته ستاره انجام میشوند انرژی عظیمی تولید میکند و همین انرژی از در هم کشیده شدن ستاره و فرو ریختن آن جلوگیری میکند.
زمانی که ستاره مورد نظر (بسته به جرمش) سوخت خود را در چند میلیون یا چند میلیارد سال مصرف کرد و تمام هیدروژنها به هلیوم تبدیل شدند ستاره وارد مرحله جدید زندگی خود میشود. در این هنگام ستاره سعی میکند تا هلیوم تولید شده را به عناصر سنگینتر همانند آهن تبدیل کند، ولی این واکنشها چندان انرژی زیادی را تولید نمیکنند تا با گرانش به مقابله بپردازد. سر انجام پس از مدتی گرانش پیروز میشود و این پایان زندگی یک ستاره است. در این هنگام ستاره نسبت به جرمش میتواند به سه حالت تبدیل شود: کوتوله سفید ، ستاره نوترونی و سیاهچاله.
پیروزی نهایی گرانش
یک ستاره نوترونی در برابر فشار عظیم گرانش در برابر فشرده شدن مقاومت میکند. اما اگر باقیمانده هسته پس از انفجار بیش 3 برابر خورشید جرم داشته باشد، آنگاه دیگر شرایط کاملا" متفاوت میشود. در این شرایط حتی نوترونها از فشار بی وقفه گرانش نمیتوانند در امان باشند. نوترونها در بی خبری هم چنان فشرده میشوند و هسته ستاره در زیر بار گرانش در فضای خودش از پای در میآید و از شکل میافتد و در این صورت جرمی بسیار ترسناک میشود. یک فرم تاریک که در قلب ستارهها قرار داشته است و حال بی وقفه حرکت میکند و از فضای اطراف خود مواد را میمکد و آن را به درخشش وا میدارد. این اجسام گرسنه همان سیاهچالهها هستند که در آنها گرانش به پیروزی نهایی رسیده است. هر چیز که به محدوده جادویی آن وارد شود برایش بازگشتی نخواهد بود و نخواهد توانست تا بگریزد و سرانجام آین جسم بلعیده میشود.
آن سوی تاریکی
لبه سیاهچاله را افق رویداد میخوانند، زیرا همه رویداد آن سوی آن بر ما پوشیده است و بر ما نامرئی است و فقط تا جایی ما حق مشاهده داریم که افق رویداد وجود دارد. در برخی از سیاهچالهها ممکن است شعاع افق رویداد تنها چند کیلومتر باشد. هرگاه ستارهای در مداری دوتایی با سیاهچالهای قرار گیرد هر از چند گاهی مقداری از گازهای خود را برای سیاهچاله پرتاب میکند و سپس سیاهچاله آنها را بوسیله تکینگی میرباید ؛ همانطور که گفته شد تکینگی نقطهای است که در آن چگالی بینهایت است، در واقع جرم آن بی نهایت است ولی حجم آن بسیار بسیار کوچک است. تکینگی پایان علم است و در این مکان موجودیت فضا و زمان متوقف میشود و جایگزین آن جرم آشفته و خروشانی میشود که آن را اسفنج کوانتومی مینامند.
دانشمندان حدس میزنند این نقطه جایی باشد که قوانین انیشتین و نسبیت و مکانیک کوانتوم شکسته میشود. این حوضه چیزی است که کوانتوم گرانشی نامیده میشود، در این مکان از یافتههای بسیار پیشرفته ریاضی استفاده میشود. گفته میشود که تکینگی وجود داشته است که جهان از آن آغاز شده است. در بسیاری از راههای رسیدن یک ستاره به تکینگی یک سیاهچاله فرو میریزد و این معکوس بیگ بنگ است. ما نمیدانیم که در آن سوی افق رویداد چه میگذرد، شاید در آن سویش جهانی هم چون جهان ما پنهان باشد و شاید حتی این جهان نمونهای از جهانهای موازی خود باشد.
سیاهچاله یا فیل سفید
یک سیاهچاله شکار خود را با استتار استادانه خود بدست میآورد، جایی که از تاریکترین جاهای کیهان است. برای جستجوی یک سیاهچاله اول شما باید یک ستاره مرئی را بیابید که در مدار یک سیاهچاله به دام افتاده است؛ سپس شما باید چگونگی حرکت ستاره را مورد مطالعه قرار دهید. ستاره شناسان به نور ستارهای که در مدار یار تاریک خود اسیر است توجه میکنند. یکی از بهترین نمایندهها برای این امر ستارهای است که V404 گایگنی نامیده میشود. محاسبات نشان داده است که همدم مستتر V404 دوازده برابر خورشید جرم دارد. البته هنوز مجموع جرم آن بطور کامل مشخص نشده است. اما مدار هر سیاهچاله برای به دام انداخت یک سیاهچاله باید نامرئی باشد. یکی از این سیاهچالهها میتوانند در کمین ستارهای پنهان شده باشد.
جارو برقی کیهانی
اگر چه سیاهچاله چنان قدرتی دارد که میتواند تمام اجرام را اعم از غبار و گاز را همانند جارو برقی به درون بکشد، ولی توانایی شکار کردن را ندارد. این چیزی بر خلاف اعتقادات ما است. ولی شاید اگر این موضوع را بدانیم بهتر به درک این مطلب کمک میکند. اگر ما در جای خورشید خودمان در مرکز منظومه شمسی سیاهچالهای با همان جرم قرار دهیم نخواهد توانست زمین را جذب خود کند و فقط ما از نور خورشید محروم خواهیم شد. البته شما میتوانید از زمین خارج شوید و رویدادهای جالبی را تجربه کنید. شما پس از نزدیک شدن به افق رویداد کشیده میشوید و لاغر به نظر میآیید، در این صورت شما میتوانید پاهای خود را با طول به اندازه چند کیلومتر بیابید.
پس از ورود به افق رویداد شما به ذرات بنیادی تجزیه میشوید و در پرده تاریکی از نظرها ناپدید میشوید. همانطور که گفته شد پس از ورود به افق رویداد شما هرگز دیده نخواهید شد، زیرا زمان اتساع مییابد و فوتونهای حمل کننده تصویر شما نیز در دام چنین گرانش عظیمی خود را گرفتار میبینند و بسیار تقلا میکنند تا بدن شما را ترک کنند و به بیرون روند هر چند که چنین چیزی امکان پذیر نیست، یعنی اگر یک میلیون سال هم تلاش کند نمیتواند.
قلب تاریکی
بیشتر ستاره شناسان این امر را تصدیق میکنند که سیاهچالههای سنگین وزن در مرکز کهکشانهایی همچون راه شیری هستند. آخرین برآوردها نشان میدهد که اینگونه سیاهچاله را فوق العاده بزرگ یا سنگین مینامند که در کیهان موجود میباشند. در دهه 1950 با تلسکوپهای نوری امواج بسیار قوی دریافت کردند و آنها را با تلسکوپهای رادیویی مورد مطالعه قرار دادند. منابع جستجو شده همچون ستاره نورانی بودند و امواج بسیار قوی که آن را با نام " جت " میشناسیم را از خود ساتع میکردند. اینها نخستین اجرامی بودند که شناسایی شدند و سپس کوازار یا منابع رادیویی شبه اختری نامگذاری شدند.
کوازارها در قلب فعال کهکشان فعال قرار میگیرند و گازهای بسیار داغی که به گرد آن به چرخش در میآیند با سرعتی نزدیک به سرعت نور به چرخش در میآیند و درخشنده میشوند. جتهای عظیم ذرات باردار جریان هزار سال نوری هستند که به بالا و پائین فضا راه مییابند، درست همانند محور چرخها در اتومبیل و همچون موتوری که تمام فعالیتها بطور پنهانی در آن انجام میگیرد. با این تفاوت که در مرکز کهکشان سیاهچاله بسیار کوچک و فوق العاده چگال و فشرده است. در سیاهچالههای سنگینتر گازهای دور آنها با سرعت بیشتری میچرخند. دانشمندان با تخمینهایی که زدهاند اینگونه کهکشان پنج هزار میلیون برار خورشید جرم دارند.
فرضیه ساخته شدن این کهکشانها و سیاهچالههایشان بدین صورت است که میگوید این کهکشانها از چرخش عظیم ابری از گاز بوجود میآید که همین ابر پس از مدتی تبدیل به میلیونها و یا میلیاردها ستاره میشود؛ در مرکز جایی که گازها متمرکز شده است ماده کافی برای ساخته شدن میلیونها و یا میلیاردها ستاره وجود دارد و پس مدتی اینها دست خوش تغییراتی میشوند که توسط گرانش فرو میریزند و سیاهچالهای فوق العاده بزرگ را پدید میآورند. در صورتی که همان حفره ایجاد شده هنوز در مرکز کهکشانها قرار دارد و از گازها مصرف میکند. پس از مدتی که تمام ستارهها را بلعید، سیاهچاله به حالت خاموشی و آرامی فرو میرود و نسبتا" به آرامی هسته کهکشان را ترک میکند. این تئوری درست است، زیرا در حال حاضر سیاهچالهها در مرکز کهکشانها قرار دارند.
منبع 1:مجله نجوم
منبع 2:دانشنامه رشد
پس از آنکه آلبرت انیشتین و نسبیت او پا به عرصه نهادند، به این موضوع پرداخته شد که فضا خودش خمیده است. حالا ما میدانیم که سفر به دریای بیکران فضا که ما به آن جهان میگوئیم در واقع به مکانی ژرف و عمیق است و اگر مسافری بدون اطلاع به آن سفر کند ممکن است به داخل اجرامی فوق العاده عظیم سقوط کند و زندگی را برای همیشه وداع گوید و با یک ریسک جانش را از دست بدهد. او به درون افقی کاملا" مخفی سقوط میکند و ما هنوز بطور کامل نمیدانیم که برایش چه پیش میآید، این افق وحشتناک متعلق به سیاهچاله است.
گرانش مهلک
یک سیاهچاله یک جسم متناقض کیهانی است. یک ستاره تاریک ، یک جسم کاملا" نامرئی ، یک زندان برای نور. این جسم یک مرز دارد که هر چیز وارد آن شود بازگشتی نخواهد داشت، این مرز را افق رویداد میباشد. یک کره که هر چیز وارد آن شود برای ابدیت اسیر آن میشود، مکانی که دیگر امکان فرار از آن نیست. جایی که در آن سطح جامد وجود ندارد. در این هنگام هر چیز حتی نور مکیده میشود و فقط یک گرداب ژرف گرانشی مشاهده میشود، این اجرام بسیار بی رحم هستند و هر جیز را که به طرفشان بیاید جذب میکنند، در واقع آن جسم را برای همیشه از آمدش پشیمان میکند. ما از مرکز که تکینگی خوانده میشود اطلاعات چندانی نداریم، ولی میدانیم که در آنجا گرانشی مهلک حکم فرما است.
چهره این اجرام همیشه مخفی و پوشیده است. تکینگی آنها همیشه به صورت نقطهای است که نیروی گرانش فوق العادهای در آن متمرکز شده است. همه اجرام و امواج الکترومغناطیسی و انرژی که در سیاهچاله فرو افتادهاند در نقطهای فوق العاده کوچک و فوق العاده چگال فشرده شدهاند و گرانشی نامتناهی ایجاد میکنند. سیاهچالهها عموما" گازهای میان ستاره را حریصانه میبلعند. فضا از وجود این اجرام متلاطم است و هم چنین زمان از وجود آنها فشرده میشود تا اینکه متوقف شود. چون نور نمیتواند از افق رویداد سیاهچاله عبور کند ما آن مکان را لبه جهان فرض میکنیم.
ستارههای تاریک
در سال 1784 جان میشل دانشمند بزرگ ولی فراموش شده قرن 18 که کشیش نیز بود؛ (در تاریخ علم دانشمندان بزرگی مشاهده میشوند که بدون اقتضا به شغلشان کارهای فوق العاده کردهاند) از سرعت گریز بعضی از اجرام تعجب کرد (سرعت گریز حداقل سرعتی است که نیاز است تا از سطح یک سیاره یا یک ستاره جدا شویم، در واقع سرعتی است که بتوانیم از گرانش آن فرار کنیم)؛ او میدانست که گرانش یک جسم به جرمش بستگی دارد، همچنین این موضوع را میدانست که سرعت نور بسیار زیاد است، ولی با این حال متناهی است.
او از این موضوع تعجب کرد که خورشید با این جرم باز هم قادر نیست نور را در سطح خود نگه دارد و نور از سطح آن میگریزد (میدانیم که سرعت نور 299792 کیلومتر بر ثانیه است که آن را 300000 کیلو متر بر ثانیه فرض میکنند و از این سرعت تقریبی بیشتر استفاده میکنند). میشل پاسخ به این صورت استنباط کرد که اگر خورشید در همین اندازه بود ولی جرمش 500 برابر بود، نور نمیتوانست از سطح خورشید بگریزد. زیرا در این صورت گرانش آن بسیار می شد. چند سال بعد ریاضدان بزرگ فرانسوی لاپلاس بطور مستقل تنیجه را بطور یکسان شرح داد و بدین ترتیب مفهوم ستاره تاریک زاده شد.
جهان حفرهها
سیاهچاله ، این اجرام نادر و عجیب ، را میتوان نتیجه تفکرات جوان باهوش آلمانی که در سال 1919 در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود دانست. آلبرت اینشتن در سال 1919 تئوری نسبیت عام خود را که انقلابی عظیم در فیزیک نوین بود را ارائه کرد. آلبرت اینشتن پی برده بود که جهان اساسا" در مکانهای متفاوت نسبت به قوانین نیوتن قابل توضیح نیست. او گفت که سه بعد از فضا نمیتوانند به صورت مجزا از بعد چهارم یعنی زمان باشند. او گفت که اینها باهم پیوسته هستند و آنها فضا – زمان نامید. این ساختار همانند یک ساختار نامرئی است که در واقع وجود دارد. او گفت که فضا نمیتواند مطلق باشد، بلکه پیوسته است. این بافت فضا زمانی میتواند خمیده شود و یا اینکه پیچ و تاب پیدا کند.
این بافت که میتواند جالب باشد فقط در صورتی میتواند مسطح و صاف باشد که هیچ چیز در روی آن وجود نداشته باشد. اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش نیز وجود دارد و هر جا که گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا – زمان خمیده میشود. این خمیدگی این بافت برای اجرام حکم میکند که چگونه حرکت کنند، در واقع میگوید که گرداگرد این فضا – زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند. گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. اگر بخواهیم کمی سادهتر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است.
انیشتین برای تصور این واقعیت فرض کرد که کاغذی دارد و آن کاغذ را ساختار فضا – زمان فرض کرد. او جسمی سنگین را در روی آن ماغذ قرار داد (آن جسم را خورشید در نظر گرفت) و دید که در ساختار کاغذ خمیدگی و فرو رفتگی ایجاد شده است. او گفت که این فضا زمان خمیده گرانشی تولید میکند که هر چه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز قویتر خواهد بود. سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند که این خمیدگی را به نهایت خود میرسانند و تمام مسیرها را بسوی خود خم میکنند و این اجرام حقیقتا" سیاهچالههای کیهانی هستند.
تولد ستاره
برای فهم مقیاس بزرگ در جهان باید مقیاسهای بسیار کوچک را درک کنیم. با باز کردن زندگی یک ستاره میتوانیم زاده شدن یک سیاهچاله را به خوبی درک کنیم. ستارهها زمانی پدید میآیند که ابری فوق العاده بزرگ از غبارهای کیهانی و هیدروژن در زیر بار گرانش خود فشرده شوند. در این صورت گرانش به همراه افزایش چگالی فزونی مییابد و بدین ترتیب فضا – زمان خمیده و خمیدهتر میشود. پس مدتی گاز هیروژن در هسته متراکم میشود و در این تراکم شدید اتمها با یکدیگر برخورد میکنند و دمای آنها رفته رفته افزایش مییابد. زمانی که دمای هسته به 10 میلیون درجه رسید، پروتونهای هیدروژن در پی واکنشهای زنجیرهای همجوشی هستهای به هلیوم تبدیل میشوند.
در هنگام این واکنشها مقداری از جرم نا پدید میشود که تبدیل به انرژی و امواج الکترومغناطیسی همچون نور میشوند. در این صورت یک جسم که همچون یک لامپ غول پیکر کیهانی است پدید آمده است و این آغاز زندگی یک ستاره است. هر ستارهای که ما در آسمان مشاهده میکنیم در هستهاش واکنشهای عظیم همجوشی رخ داده است تا این نور تولید شود و به ما برسد. هنگامی که ستاره همانند خورشید درخشان و نورانی میشود، گرانش آن سعی میکند تا ستاره را هم چنان منقبض کند و در خود فرو کشد. اما واکنشهای عظیم هستهای که در هسته ستاره انجام میشوند انرژی عظیمی تولید میکند و همین انرژی از در هم کشیده شدن ستاره و فرو ریختن آن جلوگیری میکند.
زمانی که ستاره مورد نظر (بسته به جرمش) سوخت خود را در چند میلیون یا چند میلیارد سال مصرف کرد و تمام هیدروژنها به هلیوم تبدیل شدند ستاره وارد مرحله جدید زندگی خود میشود. در این هنگام ستاره سعی میکند تا هلیوم تولید شده را به عناصر سنگینتر همانند آهن تبدیل کند، ولی این واکنشها چندان انرژی زیادی را تولید نمیکنند تا با گرانش به مقابله بپردازد. سر انجام پس از مدتی گرانش پیروز میشود و این پایان زندگی یک ستاره است. در این هنگام ستاره نسبت به جرمش میتواند به سه حالت تبدیل شود: کوتوله سفید ، ستاره نوترونی و سیاهچاله.
پیروزی نهایی گرانش
یک ستاره نوترونی در برابر فشار عظیم گرانش در برابر فشرده شدن مقاومت میکند. اما اگر باقیمانده هسته پس از انفجار بیش 3 برابر خورشید جرم داشته باشد، آنگاه دیگر شرایط کاملا" متفاوت میشود. در این شرایط حتی نوترونها از فشار بی وقفه گرانش نمیتوانند در امان باشند. نوترونها در بی خبری هم چنان فشرده میشوند و هسته ستاره در زیر بار گرانش در فضای خودش از پای در میآید و از شکل میافتد و در این صورت جرمی بسیار ترسناک میشود. یک فرم تاریک که در قلب ستارهها قرار داشته است و حال بی وقفه حرکت میکند و از فضای اطراف خود مواد را میمکد و آن را به درخشش وا میدارد. این اجسام گرسنه همان سیاهچالهها هستند که در آنها گرانش به پیروزی نهایی رسیده است. هر چیز که به محدوده جادویی آن وارد شود برایش بازگشتی نخواهد بود و نخواهد توانست تا بگریزد و سرانجام آین جسم بلعیده میشود.
آن سوی تاریکی
لبه سیاهچاله را افق رویداد میخوانند، زیرا همه رویداد آن سوی آن بر ما پوشیده است و بر ما نامرئی است و فقط تا جایی ما حق مشاهده داریم که افق رویداد وجود دارد. در برخی از سیاهچالهها ممکن است شعاع افق رویداد تنها چند کیلومتر باشد. هرگاه ستارهای در مداری دوتایی با سیاهچالهای قرار گیرد هر از چند گاهی مقداری از گازهای خود را برای سیاهچاله پرتاب میکند و سپس سیاهچاله آنها را بوسیله تکینگی میرباید ؛ همانطور که گفته شد تکینگی نقطهای است که در آن چگالی بینهایت است، در واقع جرم آن بی نهایت است ولی حجم آن بسیار بسیار کوچک است. تکینگی پایان علم است و در این مکان موجودیت فضا و زمان متوقف میشود و جایگزین آن جرم آشفته و خروشانی میشود که آن را اسفنج کوانتومی مینامند.
دانشمندان حدس میزنند این نقطه جایی باشد که قوانین انیشتین و نسبیت و مکانیک کوانتوم شکسته میشود. این حوضه چیزی است که کوانتوم گرانشی نامیده میشود، در این مکان از یافتههای بسیار پیشرفته ریاضی استفاده میشود. گفته میشود که تکینگی وجود داشته است که جهان از آن آغاز شده است. در بسیاری از راههای رسیدن یک ستاره به تکینگی یک سیاهچاله فرو میریزد و این معکوس بیگ بنگ است. ما نمیدانیم که در آن سوی افق رویداد چه میگذرد، شاید در آن سویش جهانی هم چون جهان ما پنهان باشد و شاید حتی این جهان نمونهای از جهانهای موازی خود باشد.
سیاهچاله یا فیل سفید
یک سیاهچاله شکار خود را با استتار استادانه خود بدست میآورد، جایی که از تاریکترین جاهای کیهان است. برای جستجوی یک سیاهچاله اول شما باید یک ستاره مرئی را بیابید که در مدار یک سیاهچاله به دام افتاده است؛ سپس شما باید چگونگی حرکت ستاره را مورد مطالعه قرار دهید. ستاره شناسان به نور ستارهای که در مدار یار تاریک خود اسیر است توجه میکنند. یکی از بهترین نمایندهها برای این امر ستارهای است که V404 گایگنی نامیده میشود. محاسبات نشان داده است که همدم مستتر V404 دوازده برابر خورشید جرم دارد. البته هنوز مجموع جرم آن بطور کامل مشخص نشده است. اما مدار هر سیاهچاله برای به دام انداخت یک سیاهچاله باید نامرئی باشد. یکی از این سیاهچالهها میتوانند در کمین ستارهای پنهان شده باشد.
جارو برقی کیهانی
اگر چه سیاهچاله چنان قدرتی دارد که میتواند تمام اجرام را اعم از غبار و گاز را همانند جارو برقی به درون بکشد، ولی توانایی شکار کردن را ندارد. این چیزی بر خلاف اعتقادات ما است. ولی شاید اگر این موضوع را بدانیم بهتر به درک این مطلب کمک میکند. اگر ما در جای خورشید خودمان در مرکز منظومه شمسی سیاهچالهای با همان جرم قرار دهیم نخواهد توانست زمین را جذب خود کند و فقط ما از نور خورشید محروم خواهیم شد. البته شما میتوانید از زمین خارج شوید و رویدادهای جالبی را تجربه کنید. شما پس از نزدیک شدن به افق رویداد کشیده میشوید و لاغر به نظر میآیید، در این صورت شما میتوانید پاهای خود را با طول به اندازه چند کیلومتر بیابید.
پس از ورود به افق رویداد شما به ذرات بنیادی تجزیه میشوید و در پرده تاریکی از نظرها ناپدید میشوید. همانطور که گفته شد پس از ورود به افق رویداد شما هرگز دیده نخواهید شد، زیرا زمان اتساع مییابد و فوتونهای حمل کننده تصویر شما نیز در دام چنین گرانش عظیمی خود را گرفتار میبینند و بسیار تقلا میکنند تا بدن شما را ترک کنند و به بیرون روند هر چند که چنین چیزی امکان پذیر نیست، یعنی اگر یک میلیون سال هم تلاش کند نمیتواند.
قلب تاریکی
بیشتر ستاره شناسان این امر را تصدیق میکنند که سیاهچالههای سنگین وزن در مرکز کهکشانهایی همچون راه شیری هستند. آخرین برآوردها نشان میدهد که اینگونه سیاهچاله را فوق العاده بزرگ یا سنگین مینامند که در کیهان موجود میباشند. در دهه 1950 با تلسکوپهای نوری امواج بسیار قوی دریافت کردند و آنها را با تلسکوپهای رادیویی مورد مطالعه قرار دادند. منابع جستجو شده همچون ستاره نورانی بودند و امواج بسیار قوی که آن را با نام " جت " میشناسیم را از خود ساتع میکردند. اینها نخستین اجرامی بودند که شناسایی شدند و سپس کوازار یا منابع رادیویی شبه اختری نامگذاری شدند.
کوازارها در قلب فعال کهکشان فعال قرار میگیرند و گازهای بسیار داغی که به گرد آن به چرخش در میآیند با سرعتی نزدیک به سرعت نور به چرخش در میآیند و درخشنده میشوند. جتهای عظیم ذرات باردار جریان هزار سال نوری هستند که به بالا و پائین فضا راه مییابند، درست همانند محور چرخها در اتومبیل و همچون موتوری که تمام فعالیتها بطور پنهانی در آن انجام میگیرد. با این تفاوت که در مرکز کهکشان سیاهچاله بسیار کوچک و فوق العاده چگال و فشرده است. در سیاهچالههای سنگینتر گازهای دور آنها با سرعت بیشتری میچرخند. دانشمندان با تخمینهایی که زدهاند اینگونه کهکشان پنج هزار میلیون برار خورشید جرم دارند.
فرضیه ساخته شدن این کهکشانها و سیاهچالههایشان بدین صورت است که میگوید این کهکشانها از چرخش عظیم ابری از گاز بوجود میآید که همین ابر پس از مدتی تبدیل به میلیونها و یا میلیاردها ستاره میشود؛ در مرکز جایی که گازها متمرکز شده است ماده کافی برای ساخته شدن میلیونها و یا میلیاردها ستاره وجود دارد و پس مدتی اینها دست خوش تغییراتی میشوند که توسط گرانش فرو میریزند و سیاهچالهای فوق العاده بزرگ را پدید میآورند. در صورتی که همان حفره ایجاد شده هنوز در مرکز کهکشانها قرار دارد و از گازها مصرف میکند. پس از مدتی که تمام ستارهها را بلعید، سیاهچاله به حالت خاموشی و آرامی فرو میرود و نسبتا" به آرامی هسته کهکشان را ترک میکند. این تئوری درست است، زیرا در حال حاضر سیاهچالهها در مرکز کهکشانها قرار دارند.
منبع 1:مجله نجوم
منبع 2:دانشنامه رشد

