حرف ماه و سال که باشه ... پاي هر عشقي مي لنگه
دفتر خسرو و شيرين ... توي پيته ، زير آتيش
سيب زميني ميپزن باش ... با نمک مي چسبه خاليش
دخترام غروب که ميشه ... پي نقاشي خويشن
همه تو کار گريمن ... همه نقاش باشي ميشن
گاهي تو برکه چار راه ... تو نخ يه صيد تازه
واسه بار سوم امروز ... يارو مي خواد دل ببازه
بيخيال عشق ... ما که خيري توش نديديم ... همش الافيه ... توصيه مي کنم شما هم قيدشو بزنين







