خدا از دیدگاه ارواح

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

خدا از دیدگاه ارواح

پست توسط gigi64 »

جواب داده شده بدنبال سوالات, جوابی است که ارواح به سوالات آلن کاردک داده اند .

خدا و ابدیت:

خدا چیست؟


خدا هوش متعالی و علت اولیه هر چیز است.

تصویر

مقصود از ابدیت چیست؟
چیزی است که نه شروع دارد نه انتها و ناشناخته است و هرچه ناشناخته است ابدی است.

آیا می توان گفت خدا ابدیست؟
این تعریف ناقص است . فقر زبان انسانها , برای تعریف آن کافی نیست . نمی تواند چیزهایی را تعریف کند که در وراء هوش و فکر او قرار دارد.
خدا درکمال خودش نا متناهی و ابدی است اما نامتناهی یک صفت مجرد است و اگر بگوییم خدا نامتناهی است صفت را بجای موصوف گرفته ایم , در این صورت معرف برای معرف شناخته شده نیست.(کاردک)

دلیل وجود خدا:

کجا می توان دلیل وجود خدا را یافت؟
از لحاظ علمی هیچ علتی بدون معلول نیست . علت چیزهایی را که کار انسان نیست جستجو کنید , آنگاه عقل شما خود پاسخگوی شماست.
برای اعتقاد داشتن به خدا کافی است چشمان خویش را بر آفرینش باز کنید. کائنات وجود دارد ودارای علتی است. اگر در وجود خدا شک کنید نفی این قضیه است که هر علتی معلولی دارد و معتقد شدن به این قضیه است که عدم می تواند چیزی را بوجود بیاورد.(کاردک)

از این احساس شهودی که هر انسانی در درون خود دارد و به وجود خدا معتقد است چه نتیجه ای میتوان گرفت؟
نتیجه این است که خدا وجود دارد. اگر چیزی وجود نداشت این احساس شهودی از کجا می آمد ؟ و این باز پیرو این اصل است که هیچ معلولی بدون علت نیست.

آیا احساس فطری که ما از وجود خدا در درون خود داریم نتیجه تحصیلات و آموزش های اکتسابی نیست؟
اگر چنین است چرا حتی وحشی ها هم چنین احساسی دارند؟. اگر احساس وجود یک موجود متعال نتیجه آموزش و تحصیلات بود درست مانند مفاهیم علمی که از طریق آموزش پرورش بدست می آید این چنین کلی و جهان مشمول نبود. (کاردک)

آیا می توان علل نخستین تکوین اشیاء را ناشی از کیفیت ذاتی ماده دانست؟
حوب پس علت نخستین این کیفیات چه می تواند باشد؟ پس همیشه یک علت نخستین وجود دارد.

عقیده شما درباره این نظریه که می گوید تشکیل ابتدائی ماده در اثر یک ترکیب اتفاقی و تصادفی بوده است چیست؟
عقیده بیهوده ای است , هیچ انسانی با عقل سلیم اتفاق و تصادف را نتیجه عمل یک موجود باهوش نمی انگارد ؟ وانگهی اتفاق چیست ؟ هیچ.
نظمی که سرنوشت گیتی را رقم می زند ترکیبات و نظریات معینی را نمایان می کند و از این طریق است که قدرت هوشمند ظاهر می گردد. نسبت دادن تشکیل و تکوین نخستین اشیاء به اتفاق بی معناست , زیرا اتفاق و تصادف کور است و نمی تواند اثرات هوشمندانه بیافریند. یک اتفاق هوشمند دیگر اتفاق نیست (کاردک)

چطور می توان در علت اولیه یک هوش متعالی و مافوق همه هوشها دید؟
ضرب المثلی می گوید ( از اثر پی به موثر می بریم ) . اثر را ببینید و موثر را بیابید. این خودخواهی است که بین مردم تخم ناباوری و عدم اعتماد بپاشیم . انسان مغرور و خودخواه چیزی برفراز خویش نمی جوید و نمی خواهد , بهمین دلیل است که در جهل قرار دارد. موجود بی چاره ای که یک دم خدائی او را نابود میکند.
انسان قدرت یک موجود باهوش را از کارهایش می فهمد. هیچ انسانی نمی تواند آنچه طبیعت بوجود آورده است خلق کند, بنابراین علت نخستین هوشی برتر از هوش انسانست. هر عظمتی که کارهای انسانی داشته باشد , این کار و این هوش خود یک علتی دارد و هرچه کار انجام شده بزرگتر باشد , هوش بکار رفته بیشتر است و این هوش است که علت نخستین همه چیز است , حال هرچه می خواهید آنرا بنامید.(کاردک)

صفات خداوندی :

آیا انسان می تواند ماهیت خداوند را بفهمد؟
خیر این مفهومی است که انسان از فهم آن عاجز است.

آیا روزی خواهد رسید که انسان به اسرار الهی پی ببد؟
زمانی که روحش بوسیله ماده تیر و تار نشده و کامل شود به خدا نزدیکتر شده آنگاه او را میبیند و درک می کند.
نقص استعداد های انسان اجازه نمی دهد که او به ماهیت و ذات خداوند پی ببرد. انسان در پگاه ظهور خود غالبت خدا را با مخلوقی که صفات ناقص به او می داد اشتباه می کرد اما به تذریج که محتویات و نیروی اخلاقی پیشرفت می کرد فکر او بیشتر به عمق اشیاء نفوذ کرده و عقیده ای بهتر و مناسب تر با عقل سلیم بدست آورد اگر چه هنوز هم ناقص است.(کاردک)

اگر ما نمی توانیم ماهیت و ذات خداوند را بفهمیم آیا می توانیم تصوری از صفات کمالیه او داشته باشیم؟
بله از چندتای آنان می توانیم تصوری داشته باشیم. انسان صفات کمالیه خداوند را با تعالی یافتن برفراز ماده بهتر می فهمد و آنها را با اندیشه خویش می بیند.

وقتی ما می گوییم خدا جاودانی , ابدی , تغییر ناپذیر , غیر مادی , یکتا , قادر مطلق و بطور کامل خوب است , آیا یک تصور کاملی از این صفات نداریم؟
ان نقطه نظر شما بله زیرا شما فکر می کنید که همه چیز را در بر میگیرید اما بدانید که چیزهایی وجود دارند که بر فراز هوش باهوش ترین انسانها قرار دارند , زبان شما که محدود به تصورات و حواس شما می باشد برای آنها بیانی ندارد. منطق به شما حکم می کند که خدا باید دارای صفات کمالیه در االا درجه باشد , زیرا اگر یک صنعت ناقص و یا درجه ای متناهی داشته باشد مافوق همه چیز نخواهد بود و در نتیجه دیگر خدا نیست. خدا برای آنکه مافوق همه چیز باشد نباید هیچ عیب و نقصی که انسان بتواند آنرا تصور کند نباید داشته باشد.
خدا ابدی است اگر آغازی داشته باشد لازمه اش این است که از عدم خلق شده باشد یا بوسیله موجودی پیش از خود بوجود آمده باشد. بدین ترتیب است که ماگام به گام به ابدیت و جاودانگی نزدیک می شویم.
او تغیر ناپذیر است و اگر او دستخوش تغییرات بود قوانین حاکم بر کائنات هیچگونه ثباتی نداشت.
اوغیر مادی است . یعنی ماهیت او از آنچه که ما ماده می نامیم متفاوت است, به عبارت دیگر اگر او مادی بود تغییر ناپذیر نمی شد زیرا دستخوش تغیرات ماده میشد. او واحد است. اگر خدایان متعددی وود داشتند نه وحدت نظر موجود بود نه وحدت اقتدار در نظم و نسق کائنات.
او قادر مطلق است . زیرا او یگانه است. اگر او قدرت مطلق نداشت چیزی قدرتمند تر از او بود یا با قدرت او مساوی بود , بنابراین همه چیز را نمی آفرید و خیلی چیزها کار خدای دیگر بود.
او بطور مطلق و کامل عادل و مهربان است و خرد مقدر در قوانین الهی در کوچکترین اشیاء و بزرگترین آنان وجود دارد و این خرد هرگونه شک و تردیدی را در مورد عدالت و مهربانی او رد می کند.(کاردک)

وحدت وجود :

آیا خدا موجود مستقل و مجزائی است؟ یا بر طبق عقیده عده ای نتیجه همه نیروها و همه هوش های جهان های متعددی است که بصورت یکپارچه در آمده اند؟
اگر اینطور بود خدا نبود زیرا این معلول بود نه علت , خدا نمی تواند در آن واحد هم علت باشد و هم معلول. خدا وجود دارد شما در آن نمی توانید شک کنید اساس این است و به وراء آن نروید و خودتان را در مارپیچی نیندازید که نتوانید از آن خارج شوید , وضع شما را بهتر نمی کند و شاید هم شما را مغرور می کند زیرا فکر می کنید که می دانید اما در واقع چیزی نمی دانید . بنابر این تمام این نظام ها را کنار بگارید , شما به اندازه کافی چیزهایی دارید که مستقیما شما را لمس کند , ابتدا از خودتان شروع کنید , نواقص خود را برای خلاص شدن از دست آنها مطالعه کنید , این برای شما مفید خواهد بود تا به چیزهایی نفوذ کنید که غیر قابل نفوذ کردن است.

درباره این عقیده که همه اجسام طبیعی , همه موجودات و همه کرات آسمانی بخشی از خوادند هستند و در کل خو خداوند را بوجود می آورند چه می گویید؟
انسان نمی تواند خدا بشود اما حداقل می تواند جزئی از خدا باشد.

آلن کاردک
منبع:انجمن تماس با ارواح
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”