* چه بر تيم گذشت كه نتوانست بازيكنان مورد نيازش را به دوحه ببرد؟
اطراف تيم اميد به قدري مشكل رخ داد كه مدام سعي ميكرديم اين اتفاقات را به روي كسي نياوريم. از چند ماه قبل وقتي با باشگاههاي شجاعي، آندو و نكونام صحبت كرده بوديم، مخالفتي براي در اختيار گذاشتن اين بازيكنان به ما نداشتند؛ اما درست در لحظه آخر مخالفت كردند. به همين دليل هم در اردوهايي كه داشتيم، بازيكنان متفاوت ميشوند.
* برخي بازيكنان معتقد بودند، اردوي برزيل توريستي بود؟
دليل اين ادعا را نميفهمم. تيمي كه با پنج بازيكن مليپوش مقابل ما قرار گرفت و نقش بچههاي ما را گرفته بودند، چطور امكان دارد توريستي باشد. تيمهاي برزيلي به هر تيمي بها نميدهند. به واسطه احترامي كه برزيليها براي سيموئز قابل بودند، همه درها براي ما باز بود. نگذاشتيم سيموئز تواناييهاي فنياش را نشان دهد. اگر آن تيمي كه ميخواست، در اختيارش ميگذاشتيم، اين اتفاقات نميافتاد. براي برگزاري هر اردو مشكل داشتيم.
* چه مشكلي؟
هر موقع ميخواستيم اردو برگزار كنيم، باشگاهها بازيكنان را در اختيارمان نميگذاشتند؛ در صورتيكه براي تيم ملي همه بايد در خدمت باشند. از بعضي تيمها تقاضا ميكرديم تا بازيكنان را به اردو بفرستند. سيموئز از اين رفتارها هميشه متعجب بود.
* سيموئز اين تيمي كه به دوحه رفت را دوست نداشت. يكي از مشكلات تيم بحث حضور بازيكنان صغرسني بود. داستان اين بازيكنان چه بود؟
در تاريخ شناسنامهي برخي بازيكنان ابهاماتي وجود داشت. احتمال اين را داريم كه بودن اين بازيكنان در شرايطي كه بحث تعليق فوتبال مطرح شده بود، دردسرساز شود. به همين دليل تمامي مسئولان فدراسيون و كميته ملي المپيك تاكيد داشتند اين تيم بايد به دور از هرگونه ابهامي انتخاب شود. يكي به من گفت، چند بازيكن در رده سني اميد قرار نميگيرند كه اگر بودند، در باشگاههاي خود در فهرست اميدها قرار ميگرفتند.
* اين ضعف فدراسيون بود كه نتوانست اين بازيكنان را از قبل شناسايي كند.
براي اعزام آنها مشكلي نداشتيم؛ خودمان نميخواستيم دنبال دردسر بگرديم.
* اما بازيكني مثل مهدي رحمتي صغرسن را قبول نداشت.
خودم با او صحبت كردم و گفتم ما هم از اين بابت ناراحتيم؛ اما براي جلوگيري از مشكل احتمالي، نميتوانيم او را با خود ببريم. اين مسئله درمورد مهرزاد معدنچي و سياوش اكبرپور هم صدق ميكرد.
* يعني خود قلعهنوعي هم كه برخي از آنها را معرفي كرد، از اين قضيه خبري نداشت؟
او هم فكرش را نميكرد، اين بازيكنان مورد داشته باشند. نميدانيد به اين تيم چقدر استرس وارد شد. البته ضعف تيم را به گردن كسي نمياندازيم.
* معيار انتخاب بازيكن چه بود؟ چرا شماري از بازيكنان شايسته از حضور در تيم محروم ماندند؟
اين بحثها فني است كه اگر بخواهيم وارد آنها شويم، اظهارنظرهاي مختلفي ميشود. بحث سليقه مطرح است. خيليها بودند ميتوانستد دعوت شوند؛ اما مهم نظر سيموئز بود.
* مطمئن هستيد سيموئز بازيكنان سفارشي را دعوت نكرد. درست مثل برانكو؟
سيموئز برنده تر از آني بود كه بخواهد سفارش كسي را قبول كند. شايد يك جاهايي نظرم را ميدادم و سيموئز به حرفم گوش نميداد. وقتي به حرفم ميرسيد، از من عذرخواهي ميكرد. به نظرم كار درست را او ميكرد. مربي بايد به تفكرش اعتقاد داشته باشد و به عقايدش پايبند باشد. سيموئز هميشه نظر دستيارانش را ميپرسيد؛ اما همان لحظه اعمال نميكرد.
* از اينكه چنين رفتاري داشت، ناراحت نميشديد؟
سرمربي هميشه بايد نظر نهايي را بدهد. خيلي جاها هم نظرم را اعمال ميكرد. براي كنترل يك مجموعه بايد يك نفر نظر بدهد. شايد در انتخاب بازيكن اشتباهاتي داشته باشد؛ اما براي هر كاري نظر همه را ميخواست. شخصيت «رنه» بينظير بود. شناخت فوق العادهاي از ايران داشت. در همان دوحه از باشگاههاي قطري و اماراتي پيشنهاداتي دريافت كرد؛ اما ميگفت كار در ايران را ترجيح ميدهد. در حالي اين حرف را ميزد كه با مشكلات زيادي مواجه شد. اگر همه مشكلات را بازگو كنم، اشكتان در ميآيد.
* همه مشكلاتي كه مطرح شد را قبول داريم؛ اما سيموئز يك سال در فوتبال ايران حضور داشت و اين براي ما قابل قبول نيست كه تيم تركيب اصلياش را نميشناخت.
مجبور شديم در هر بازي سيستم را تغيير دهيم. تا پيش از اعزام روي بازيكناني نظير شجاعي، آندو و نكونام حساب كرده بوديم. از سويي، فقط با پنج شش بازي تداركاتي به قطر رفتيم. تيم با هم هماهنگ نبود. مجبور بوديم به دو سه بازي اول به چشم يك بازي تداركاتي نگاه كنيم.
* عملكرد تيم را قبول داريد؟
در اين مسابقات ضعف داشتيم و تيمي كه بايد، نبوديم. مطمئن باشيد اگر اين مسائل پيش نميآمد، اول ميشديم. قطر با يك باخت اول شد و ما با يك باخت سوم.
* سيموئز هميشه ميگفت ميخواهد يك فوتبال ايراني- برزيلي نمايش دهد؛ اما از تيم اميد يك بازي زيبا نديديم.
آنجا محلي براي ارائه بازي زيبا نبود. مهم نتيجهگيري بود. سيموئز اگر بازيكناني كه ميخواست را داشت، تيم اميد بازي زيبا را هم چاشني كارش ميكرد. تيم ما در نبود آن بازيكنان، مشكل داشت.
* يكي از مشكلات فني در خط حمله بود. عدم هماهنگي بين آرش برهاني و مهرداد اولادي و تكرويهاي بيش از حد؟
ما هم مهرداد را كنترل كرديم؛ اما به او اجازه داديم تا از قدرت دريبلش استفاده كند. به خلاقيتهاي او نياز داشتيم. اشتباه است خلاقيت يك بازيكن را بگيريم. البته مهرداد و آرش تازه در دوحه كنار هم قرار گرفتند. ضعف تيم عمومي بود. در خط هافبك نوسان زياد داشتيم. دو هافبك وسطمان خصوصيات مشابهي داشتند.
* حضور شما كنار سيموئز مثمرثمر واقع شد. از شما دعوت شد كه صرفاً يك مربي ايراني كنار سيموئز باشد؟
- سيموئز در مصاحبههايش مكرر گفته كه به او كمك خيلي زيادي كردم و هميشه از من تشكر ميكرد.
* شده بود كه از نبود محمود ياوري كنارش ابراز نارضايتي كند؟
در مدتي كه با او كار كردم، حرفي از آقاي ياوري نزد.
* خود آقاي ياوري كه ميگويد سيموئز از نبود او كنار تيم ناراحت بوده و معتقد بودند اگر خودشان همراه تيم بودند، نميگذاشتند برخي مشكلات پيش بيايد؟
ترجيح ميدهم در اين باره بچهها اظهار نظر كنند. اگر يكي گفت كه تيم مشكل داشته است؟
* آقاي ياوري در جايي گفته بودند هنوز زود بود به عنوان دستيار كنار سيموئز كار كنيد و به نوعي نتوانستيد از عهده مسئوليتتان برآييد؟
عادت ندارم جواب بزرگترهايم را بدهم. حق دارد كه چنين حرفي را بزند.
* واقعاً در خودتان چنين توانايي را نميبيند؟
مطلبي ميگويم؛ سبك و سنگين كنيد ببيند جاي من كنار سيمئز بود يا نه. 10 سال بازي در تيم ملي، پرسابقهترين بازيكن ملي، 10 سال كاپيتاني تيم ملي، گذراندن تمامي كلاسهاي مربيگري در خارج از ايران و 90 بازي ملي؛ با اين تفاسير جايم دستياري سيموئز نيست. كسي ديگري را سراغ داريد مثل من باشيد؟ كسي نيست؛ اما خيلي از نفرات به چه جايگاههايي رسيدهاند كه مثل من افتخار ندارند؛ ولي تيمهاي تحت كنترلشان اوت شده و هنوز راس كار هستند. واقعاً زشت است اين حرفها را بزنم. بعضي ها در جايي هستند كه جايگاهشان نيست. بچهها خيلي هم خوشحالم بودند كه كنارشان بودم چون خودم همه اين مراحل را گذراندم و دركشان ميكردم.
* فكر ميكنيد تيم اميد نياز به مربي خارجي دارد؟
به قول سيموئز، همه ما رفتني هستيم. بهترين كار اين است كه فدراسيون از مربياني استفاده كند كه كنار مربيان خارجي كار كرده و باتجربه شده باشند.
* حالا كه مسابقات تمام شده، فكر ميكنيد كجا اشتباه كرديد؟ كدام تصميم اشتباه بود؟
تصميم اشتباهي نگرفتيم. برخي مسائل ناخودآگاه به تيم تحميل شد. هيچگاه مشكلات فني تيم را گردن بازيكن نمياندازيم. جابجاييهاي به وجود آمده در سيستم به دليل نبود برخي از بازيكنان بود. اگر ضعفي يود، مقصر كادر فني بود.
* بازيكني بود كه نتوانست انتظارات را برآورده كند؟
بازيكنان به آنچه گفتيم، عمل كردند.
* يعني عملكرد رودباريان شما را شوكه نكرد؟
- حسن مقداري مشكل روحي داشت.
* چرا؟
توقعات از او به عنوان كاپيتان تيم زياد بود. برخي واكنشهايش غيرارادي بود. متاسفانه هر روز هم از اينترنت مطالب انتقادي را ميخواند و در روحيهاش اثر ميگذاشت.
* مگر انتقادها درست نبود؟
انتقادات به جا بود؛ اما مسئله اين بود كه بدموقعي نوشته شد و نميتوانستيم جلوي بازيكنان را بگيريم تا اين مطالب را نخوانند. البته چون دوره روانشناختي را گذرانده بوديم تيم را جمع و جور ميكرديم.
* چرا نخواستيد از طالب لو استفاده كنيد؟
رودباريان دروازهبان ملي بود و به عنوان بزرگتر، به او اعتماد كرديم. براي طالب لو احترام قائليم؛ اما چارهاي نداشتيم.
* گفتيد محال است سيموئز با سفارش، بازيكني به تيم اميد دعوت كرده باشد؛ اما شنيديم بازي ندادن به برخي به اين خاطر بود.
پس چرا اين را من من اطراف تيم نديدم؟ مگر ميشود سرنوشت يك تيم اينطور تباه شود؟ اين حرفها منصفانه نيست و اگر بود، نميماندم. برايم خيلي بد است كه در چنين شرايطي كار كنم. اگر اهل اين حرفها بودم كه 15 سال از فوتبال دور نميماندم. شخصيت سيموئز هم قبول نميكرد دست به چنين كاري بزند. او هميشه به بازيكنان ميگفت، سرباز وطن هستيد و براي تفريح به دوحه نيامدهايد.
* يك مربي ايراني هستيد با چنين نظراتي در مورد سيموئزو جواد زرينچه هم مربي ديگري است كه كاملاً مخالف سيموئز بود. حرف كداميك را باور كنيم؟
برخوردها و عملكردها نشانه شخصيت آدمها هستند. سيموئز در قطر وقتي به اين تيم باختيم، گفت مقصر شكست هستم. به ندرت يك مربي چنين با صراحت همه چيز را به گردن ميگيرد. خيلي اتفاقات براي ما رخ داد كه هر كدام بهانه خوبي ميشد براي توجيه؛ اما به يكي از آنها هم اشاره نكرد. او حتي به ما گفت، بيماري دخترم را مطرح نكنيد چون تشديد بيماري او، بعد از بازي به اطلاعم رسيد. با اين حرفها، قضاوت را به خودتان ميگذارم.
* آينده تيم اميد را چطور ميبينيد؟
همه چيز بستگي به برنامهريزي فدراسيون دارد. برنامه زنجيرواري كه سيموئز تهيه كرده، بسيار جاي كار دارد و در صورت طي شدن اين مسيرها، فوتبال با رونق پيدا ميكند.

