برخي تحليلگران با اشاره به شواهدي، تعرض احتمالي نيروهاي تازهنفس ارتش آمريکا به سوريه و تحرکاتي عليه ايران را هدف استراتژي تازه بوش براي عراق ارزيابي ميکنند.
به گفته آنان، دولت بوش، براي تحکيم سياست جديد خود در عراق، فرصتي شش ماهه در پيش دارد، زيرا پس از آن و با توجه به نزديکي انتخابات رياستجمهوري آمريکا، بايد راهي نو براي عبور از بحران عراق بيابد. در همين چهارچوب، دولت عراق، ايران و سوريه از هماکنون به عنوان متهمان رديف اول عوامل عدم استقرار امنيت شناخته شدهاند. دولت نوري المالکي از هماکنون در لبه تيز تهديد آمريکاست که اگر نتواند برنامه امنيتي بغداد را اجرا کند، حمايتهاي آمريکا را از دست ميدهد و در آستانه سقوط قرار ميگيرد، اما ايران و سوريه به شکل ديگري مورد عقاب قرار خواهند گرفت که همان حاکميت شمشير تجاوز نظامي بر بالاي سر اين دو کشور است که از قضا، تحولات نشان ميدهد که امکان وقوع حمله نظامي به سوريه، اکنون بيش از ايران، در سياستهاي نظامي آمريکاييها در عراق خودنمايي ميکند. دولت سوريه با آن که از نظر پاسخگويي به هرگونه تجاوزي از ابزار اعلام نشدهاي برخوردار است، از نظر استراتژيستهاي پنتاگون، قدرت پاسخگويي کمتري در مقايسه با ايران دارد. اکنون بخش اعظم نيروهاي نظامي آمريکايي در منطقه استان انبار عراق مستقرند و از سويي ديگر، ارتش اسرائيل در بلنديهاي جولان، که از نظر نظامي بر دمشق مسلط است، مستقرند و عملا ميتوانند برنامه حمله گاز انبري هم زمان با هرگونه حمله ارتش آمريکا به سوريه را طراحي و اجرا کنند.
اعزام نيروهاي تازه نفس (21500 نفري) آمريکا به عراق و برنامه استقرار آنان در استان انبار، بوي برنامهريزي براي تجاوز به خاک سوريه را ميدهد...
استقرار ارتش آمريکا در استان انبار، امکان حمايت لجستيک و هوايي آن را براي هرگونه حملهاي به سوريه تسهيل و هر گونه پايگاه امدادي و ايجاد بيمارستانهاي صحرايي و استقرار زاغههاي مهمات براي يک جنگ طولاني را فراهم ميکند. آمريکا با اين برنامه، هم درصدد خلع سلاح ايران در همپيماني استراتژيک با سوريه است و هم درصدد پايان بخشيدن به بحران كنوني لبنان است.
پنتاگون از پيش اعلام کرده بود که پيروزي در عراق و يا حتي عقبنشيني از اين کشور، باز هم مرهون قدرت نظاميآمريکاست. در فرض احتمالي عقبنشيني آمريکا از عراق، پنتاگون در نظر دارد تا قواي نظامي استراتژيک ايران و سوريه را در يک حمله محتمل به نقطه صفر برساند و به تعبير سياست نظامي آمريکاييها، دو دولت ايران و سوريه را سوار بر ويلچر در منطقه ترک کند...
علي منتظري در يادداشتي با اشاره به اين گمانهزني ميافزايد: استان انبار عراق، که نام آن از عهد ساسانيان و با معني فارسياش گرفته شده است، استان سيزدهم عراق و بزرگترين استان اين کشور با 32 درصد از مجموع مساحت عراق (437072 کيلومتر مربع) به شمار ميرود. فضاي خالي اين منطقه و اهميت استراتژيک آن به دليل هم مرزي با اردن، عربستان و سوريه، باعث شد تا ارتش آمريکا اين منطقه را به مهمترين پايگاه نظامياش مبدل کند و اين در حالي است که دسترسي نداشتن آسان به اين منطقه از سوي ايران در افق استراتژي استقرار نيروهاي آمريکايي نيز قرار داشته است.
اکنون بيش از 70 درصد از نيروهاي آمريکايي در اين منطقه مستقرند که از قضا، مرکز اصلي نيروهاي بعثي و القاعده به شمار ميرود. بنا بر مستندات تاريخي، اين منطقه از دوران ساسانيان، دژي در برابر هجوم روميان تلقي ميشد و اکنون نيز در محاسبات نظامي، از همين جايگاه براي آمريکاييها براي هرگونه عمليات نظامي در خاورميانه تلقي ميشود. شهرهاي فلوجه، حديثه، قائم و رمادي که از مراکز اصلي عمليات نظامي و هدايت کننده جنگهاي طايفي و انفجارهاي خياباني در بغداد است، در اين منطقه قرار دارند و ابومصعب زرقاوي، اين منطقه را به دليل هم مرزي با اردن و عربستان، پايگاه اصلياش قرار داده بود و در همين منطقه نيز به دست نيروهاي آمريکايي کشته شد.
بنا بر اعلام نيروهاي آمريکايي و طرحهاي جديد بوش، قرار است نيروهاي جديد آمريکايي که بالغ بر بيست هزار نفرند، در همين منطقه استقرار يابند...
منبع:بازتاب





بعضي جاها جنگ لازم است


