سايت معتبر «ديليكمرا» در مقالهاي با برشمردن 32 جنگ انجامشده از سوي آمريكا، انگيزه مشترك آمريكا از راهاندازي آنها را بيان كرده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «توماس جي لميوكس» در اين مقاله مينويسد: سخنان بسياري درباره مسئوليت بوش براي حمله به عراق به ميان آمده است، اما دو بحث براي توجيه آن مخفي مانده؛ بوش به عنوان فرمانده كل نيروهاي آمريكايي، حمايت هر دو حزب را در كنگره براي حمله به ملت داراي حاكميت عراق به بهانه سلاحهاي كشتارجمعي جلب نمود و ديگر آنكه ما را به جنگي وارد كرد كه در تاريخ سابقه نداشت. رئيسجمهور به خاطر اين اعمال و اقدامات، بدون توجه به نظرات نمايندگان، بايد مسئوليت جنگ را بپذيرد. او به عنوان فرمانده كل قوا درخواست حمله كرد.
مهمتر از آن، تاريخ نشان ميدهد كه حتي امپراتوريهاي موفق نظامي هم اوج و انحطاط داشتهاند، از مصر تا بابل تا پارسيان تا يونان تا رم، اسپانيا، هلند، بريتانيا و ايتاليا همگي متلاشي شدند. تكنولوژي، هر روزه سلاحها را قدرتمندتر، دوربردتر و در دسترستر ميكند. استفاده از نيروي نظامي توسط آمريكا، كشورهاي ديگر را متقاعد ميكند كه امپراتوري آمريكا نيز زماني از هم فرو ميپاشد.
دلايل و فاكتورهاي بسياري هست كه نشان ميدهد آمريكا منافع گستردهاي در كشورهاي مختلف دنيا دارد و اغلب با نام «دمكراسي»، حمايت از متحدان و يا كمك به آنها وارد عمل ميشود. قدرت و كنترل منابع و زمين در كنار تحميل ايدئولوژي آمريكا، معمولا اهداف مخفي چنين اقداماتي است كه چند نمونه كوچك آن عبارتند از:
• در سال 1893، «لورين تارستون» و «جان استيونس» براي حمايت از يك شركت شكر آمريكايي در هاوايي، موجبات سقوط پادشاهي هاوايي را فراهم كردند كه سرانجام منجر به تشكيل كشور مستقل هاوايي شد.
• در 1910، «تفت» رئيسجمهور آمريكا و «ناكسي» وزير امور خارجه، موجبات جانشيني «زلايا»، رئيسجمهور نيكاراگوئه با «خووان استرادا» را فراهم كردند. در سال 1912 آمريكاييها هدايت بانك ملي نيكاراگوئه، راهآهن و كشتيهاي بخار اين كشور را در اختيار گرفتند.
• در سال 1911 تاجري به نام «سام رموراي» با كمك «تفت» و «ناكس»، انقلابي را در هندوراس پايهريزي كردند كه باعث سقوط دولت «داويلا» و جانشيني «مانوئل بونيلا» شد كه دوست آمريكاييها بود. «بوئيلا» بعدها پنجاه هزار هكتار زمين و پانصد هزار دلار وام را در ازاي حمايتهاي «زموراي» به او داد.
• در سال 1953 عوامل «سيا» در تهران، نخستين كودتا را پايهريزي كردند و دولت مصدق كه رهبري مردمي بود و نفت ايران را ملي كرده بود، سرنگون كردند. اين كودتا از سوي «سيا» هدايت شده و توسط دولتهاي آمريكا و انگليس حمايت شد.
كه البته نمونههاي زياد ديگري هم وجود دارد.
بدون توجه به شرايط، ميتوان به موارد متعدد دخالتهاي آمريكا اشاره كرد كه تنها در نيم قرن گذشته عبارتند از: كره و چين 1950، گواتمالا 1954، اندونزي 1958، كوبا 1959ـ61، گواتمالا 1960، كنگو 1964، لائوس 1964ـ73، ويتنام 1961ـ73، كامبوج 1960ـ70، گواتمالا 1967ـ69، گرانادا 1983، لبنان 1983ـ84، ليبي 1986، السالوادور دهه 1980، نيكاراگوئه دهه 1980، ايران 1953 و 1987، پاناما 1989، عراق 1991، كويت 1991، سومالي 1993، بوسني 1994ـ95، سودان 1998، افغانستان 1998، يوگسلاوي 1999، يمن 2002، افغانستان 2001 تاكنون و عراق 2003 تاكنون.
اين شايد هدف كنوني بوش باشد، اما مخالفتهاي اصلي از سوي عده زيادي از اتباع آمريكا، عامل مهم تخريب تلاشهاي آمريكا زير لواي دمكراسي و به هدف به دست آوردن اراضي، نفت، ميوههاي گرمسيري، كائوچو، شكر و ديگر منابع است كه يكي از روشهاي اصلي آن نظاميگري آمريكاست.
مشكلات اقتصادي و محيطي كه در قرن 21 ما را احاطه كرده، كافي است تا بودجه و نيروي انساني عظيمي را به خود جلب كند. ما نياز به يافتن راهحلهاي جديد براي رفع مشكلات داريم.
[External Link Removed for Guests]
علت جالب 32 جنگ آمريكا در يك قرن اخير
مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
علت جالب 32 جنگ آمريكا در يك قرن اخير
سايت معتبر «ديليكمرا» در مقالهاي با برشمردن 32 جنگ انجامشده از سوي آمريكا، انگيزه مشترك آمريكا از راهاندازي آنها را بيان كرده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «توماس جي لميوكس» در اين مقاله مينويسد: سخنان بسياري درباره مسئوليت بوش براي حمله به عراق به ميان آمده است، اما دو بحث براي توجيه آن مخفي مانده؛ بوش به عنوان فرمانده كل نيروهاي آمريكايي، حمايت هر دو حزب را در كنگره براي حمله به ملت داراي حاكميت عراق به بهانه سلاحهاي كشتارجمعي جلب نمود و ديگر آنكه ما را به جنگي وارد كرد كه در تاريخ سابقه نداشت. رئيسجمهور به خاطر اين اعمال و اقدامات، بدون توجه به نظرات نمايندگان، بايد مسئوليت جنگ را بپذيرد. او به عنوان فرمانده كل قوا درخواست حمله كرد.
مهمتر از آن، تاريخ نشان ميدهد كه حتي امپراتوريهاي موفق نظامي هم اوج و انحطاط داشتهاند، از مصر تا بابل تا پارسيان تا يونان تا رم، اسپانيا، هلند، بريتانيا و ايتاليا همگي متلاشي شدند. تكنولوژي، هر روزه سلاحها را قدرتمندتر، دوربردتر و در دسترستر ميكند. استفاده از نيروي نظامي توسط آمريكا، كشورهاي ديگر را متقاعد ميكند كه امپراتوري آمريكا نيز زماني از هم فرو ميپاشد.
دلايل و فاكتورهاي بسياري هست كه نشان ميدهد آمريكا منافع گستردهاي در كشورهاي مختلف دنيا دارد و اغلب با نام «دمكراسي»، حمايت از متحدان و يا كمك به آنها وارد عمل ميشود. قدرت و كنترل منابع و زمين در كنار تحميل ايدئولوژي آمريكا، معمولا اهداف مخفي چنين اقداماتي است كه چند نمونه كوچك آن عبارتند از:
• در سال 1893، «لورين تارستون» و «جان استيونس» براي حمايت از يك شركت شكر آمريكايي در هاوايي، موجبات سقوط پادشاهي هاوايي را فراهم كردند كه سرانجام منجر به تشكيل كشور مستقل هاوايي شد.
• در 1910، «تفت» رئيسجمهور آمريكا و «ناكسي» وزير امور خارجه، موجبات جانشيني «زلايا»، رئيسجمهور نيكاراگوئه با «خووان استرادا» را فراهم كردند. در سال 1912 آمريكاييها هدايت بانك ملي نيكاراگوئه، راهآهن و كشتيهاي بخار اين كشور را در اختيار گرفتند.
• در سال 1911 تاجري به نام «سام رموراي» با كمك «تفت» و «ناكس»، انقلابي را در هندوراس پايهريزي كردند كه باعث سقوط دولت «داويلا» و جانشيني «مانوئل بونيلا» شد كه دوست آمريكاييها بود. «بوئيلا» بعدها پنجاه هزار هكتار زمين و پانصد هزار دلار وام را در ازاي حمايتهاي «زموراي» به او داد.
• در سال 1953 عوامل «سيا» در تهران، نخستين كودتا را پايهريزي كردند و دولت مصدق كه رهبري مردمي بود و نفت ايران را ملي كرده بود، سرنگون كردند. اين كودتا از سوي «سيا» هدايت شده و توسط دولتهاي آمريكا و انگليس حمايت شد.
كه البته نمونههاي زياد ديگري هم وجود دارد.
بدون توجه به شرايط، ميتوان به موارد متعدد دخالتهاي آمريكا اشاره كرد كه تنها در نيم قرن گذشته عبارتند از: كره و چين 1950، گواتمالا 1954، اندونزي 1958، كوبا 1959ـ61، گواتمالا 1960، كنگو 1964، لائوس 1964ـ73، ويتنام 1961ـ73، كامبوج 1960ـ70، گواتمالا 1967ـ69، گرانادا 1983، لبنان 1983ـ84، ليبي 1986، السالوادور دهه 1980، نيكاراگوئه دهه 1980، ايران 1953 و 1987، پاناما 1989، عراق 1991، كويت 1991، سومالي 1993، بوسني 1994ـ95، سودان 1998، افغانستان 1998، يوگسلاوي 1999، يمن 2002، افغانستان 2001 تاكنون و عراق 2003 تاكنون.
اين شايد هدف كنوني بوش باشد، اما مخالفتهاي اصلي از سوي عده زيادي از اتباع آمريكا، عامل مهم تخريب تلاشهاي آمريكا زير لواي دمكراسي و به هدف به دست آوردن اراضي، نفت، ميوههاي گرمسيري، كائوچو، شكر و ديگر منابع است كه يكي از روشهاي اصلي آن نظاميگري آمريكاست.
مشكلات اقتصادي و محيطي كه در قرن 21 ما را احاطه كرده، كافي است تا بودجه و نيروي انساني عظيمي را به خود جلب كند. ما نياز به يافتن راهحلهاي جديد براي رفع مشكلات داريم.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «توماس جي لميوكس» در اين مقاله مينويسد: سخنان بسياري درباره مسئوليت بوش براي حمله به عراق به ميان آمده است، اما دو بحث براي توجيه آن مخفي مانده؛ بوش به عنوان فرمانده كل نيروهاي آمريكايي، حمايت هر دو حزب را در كنگره براي حمله به ملت داراي حاكميت عراق به بهانه سلاحهاي كشتارجمعي جلب نمود و ديگر آنكه ما را به جنگي وارد كرد كه در تاريخ سابقه نداشت. رئيسجمهور به خاطر اين اعمال و اقدامات، بدون توجه به نظرات نمايندگان، بايد مسئوليت جنگ را بپذيرد. او به عنوان فرمانده كل قوا درخواست حمله كرد.
مهمتر از آن، تاريخ نشان ميدهد كه حتي امپراتوريهاي موفق نظامي هم اوج و انحطاط داشتهاند، از مصر تا بابل تا پارسيان تا يونان تا رم، اسپانيا، هلند، بريتانيا و ايتاليا همگي متلاشي شدند. تكنولوژي، هر روزه سلاحها را قدرتمندتر، دوربردتر و در دسترستر ميكند. استفاده از نيروي نظامي توسط آمريكا، كشورهاي ديگر را متقاعد ميكند كه امپراتوري آمريكا نيز زماني از هم فرو ميپاشد.
دلايل و فاكتورهاي بسياري هست كه نشان ميدهد آمريكا منافع گستردهاي در كشورهاي مختلف دنيا دارد و اغلب با نام «دمكراسي»، حمايت از متحدان و يا كمك به آنها وارد عمل ميشود. قدرت و كنترل منابع و زمين در كنار تحميل ايدئولوژي آمريكا، معمولا اهداف مخفي چنين اقداماتي است كه چند نمونه كوچك آن عبارتند از:
• در سال 1893، «لورين تارستون» و «جان استيونس» براي حمايت از يك شركت شكر آمريكايي در هاوايي، موجبات سقوط پادشاهي هاوايي را فراهم كردند كه سرانجام منجر به تشكيل كشور مستقل هاوايي شد.
• در 1910، «تفت» رئيسجمهور آمريكا و «ناكسي» وزير امور خارجه، موجبات جانشيني «زلايا»، رئيسجمهور نيكاراگوئه با «خووان استرادا» را فراهم كردند. در سال 1912 آمريكاييها هدايت بانك ملي نيكاراگوئه، راهآهن و كشتيهاي بخار اين كشور را در اختيار گرفتند.
• در سال 1911 تاجري به نام «سام رموراي» با كمك «تفت» و «ناكس»، انقلابي را در هندوراس پايهريزي كردند كه باعث سقوط دولت «داويلا» و جانشيني «مانوئل بونيلا» شد كه دوست آمريكاييها بود. «بوئيلا» بعدها پنجاه هزار هكتار زمين و پانصد هزار دلار وام را در ازاي حمايتهاي «زموراي» به او داد.
• در سال 1953 عوامل «سيا» در تهران، نخستين كودتا را پايهريزي كردند و دولت مصدق كه رهبري مردمي بود و نفت ايران را ملي كرده بود، سرنگون كردند. اين كودتا از سوي «سيا» هدايت شده و توسط دولتهاي آمريكا و انگليس حمايت شد.
كه البته نمونههاي زياد ديگري هم وجود دارد.
بدون توجه به شرايط، ميتوان به موارد متعدد دخالتهاي آمريكا اشاره كرد كه تنها در نيم قرن گذشته عبارتند از: كره و چين 1950، گواتمالا 1954، اندونزي 1958، كوبا 1959ـ61، گواتمالا 1960، كنگو 1964، لائوس 1964ـ73، ويتنام 1961ـ73، كامبوج 1960ـ70، گواتمالا 1967ـ69، گرانادا 1983، لبنان 1983ـ84، ليبي 1986، السالوادور دهه 1980، نيكاراگوئه دهه 1980، ايران 1953 و 1987، پاناما 1989، عراق 1991، كويت 1991، سومالي 1993، بوسني 1994ـ95، سودان 1998، افغانستان 1998، يوگسلاوي 1999، يمن 2002، افغانستان 2001 تاكنون و عراق 2003 تاكنون.
اين شايد هدف كنوني بوش باشد، اما مخالفتهاي اصلي از سوي عده زيادي از اتباع آمريكا، عامل مهم تخريب تلاشهاي آمريكا زير لواي دمكراسي و به هدف به دست آوردن اراضي، نفت، ميوههاي گرمسيري، كائوچو، شكر و ديگر منابع است كه يكي از روشهاي اصلي آن نظاميگري آمريكاست.
مشكلات اقتصادي و محيطي كه در قرن 21 ما را احاطه كرده، كافي است تا بودجه و نيروي انساني عظيمي را به خود جلب كند. ما نياز به يافتن راهحلهاي جديد براي رفع مشكلات داريم.
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
