من اين مطلب را فقط به خاطر اينکه مطلب جالبي بود پست کردم ...
اما نميدونم چرا يه عده اي سريع وکيل مدافع آمريکا شدند....
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند ....
Reza 313جان ما داریم فاکتور های توسعه جامعه ی امریکایی رو با جامعه ی اروپایی مقایسه میکنیم وبرای این که به یه نتیجه درستی برسیم ما باید چشممون رو به سوی سیاست خارجی امریکا واروپا ببندیم. نمی دونم چرا برخی دوستان سیاست خارجی امریکا رو دخالت میدن
آمريكا شايد از نظر علمي پيشرفته باشه اما از نظر فرهنگي در 1500 سال پيش ما زندگي مي كنن ، به طوري كه ما در 1500 سال پيش برده داري و نژاد پرستي و خيلي چيزهاي ديگه رو ممنوع اعلام كرديم ، مداركي هست كه نشون مي ده قبل از اسلام هم در ايران برده داري وجود خارجي نداشته و تمام كارگران حقوق دريافت مي كرند و اين در سنگ نوشته هاي تخت جمشيد كه نحوه و باني ساخت اين بناي تاريخي رو در خود جاي داده كاملا مشهود هست
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
امریکا شماره یک در هیچ اما شماره یک در اسلحه ، مصرف ، بدهی و فریب ...
به نظر من كاملا درسته ، از نظر توليد جنگ افزار ، از نظر توليد وسائل شكنجه ، از نظر رابطه ي نامشروع ، از نظر سوء استفاده از كودكان ، از نظر فاصله ي طبقاتي و ...
جالبه دوستان بدونن اين آمريكايي كه دم از حق و حقوق مردم جامعه ميزنه و از اعدام در كشورهايي كه باهاش همراه نيستن دم مي زنه بالاترين آمار اعدام رو در اخيار داره .
از نظر فاصله طبقاتي هم جرج موش ( اوه ببخشيد مثل اينكه اشتباه نوشتم ) به جاي اينكه ماليات افراد فقير و كم در آمد رو ببخشه ، ماليات افراد ثروتمند رو بخشيد .
دوست خوبم يه کم آرامتر اينای که شما ميگيد اصلا منبع دقيقی داره ؟ کی گفته فاصله طبقاتی تو امريکا خيلی خيلی زياده؟ کدوم منبع علمی معتبر حرف شما رو تائيد ميکنه؟
از کدوم منبع حرف شما نقل قول شده؟ مگه فاصله طبقاتی تو کشورهای ديگه نيست مگه تو ايران عزيز خودمون نيست يا شما
شايد فکر ميکنی تو کشور خودمون خيلی کمه؟ عزيز تو امريکا به جز چند ايالت از جمله تگزاس و 2 ايالت ديگه حکم
ا عدام نداريم اينو حتماً ميدونيد؟ آره؟ و هر چند که من از اين جرج بوش فوق العاده بدم ميآد ولی شما نميدونيد نبايد حرفامون
به قصد توهين باشه حتی اگر منفورترين شخص دنيا باشه؟ شما تا حالا ديديد يکی از بزرگان و سردمداران ايران عزيز به کسی توهين کنّد؟ که ما که عضوی از جامعه هستيم اينکارو بکنيم دوست خوبم همانطور که توی پستها ی ديگر شما گفتم به کرات بيا يکم بازتر دنيا رو ببينيم
در خاک غریب پرسه بی انتهاست - هم گریز غربتم زادگاه من کجاست؟
به نظر منهم از لحاظ تمام ايتمهای پيشرفت جلوتر از بقٔيه است به جز چند مورد که ژاپن بيشتر از بقيه است
از لحاظ کاری و دستمزد هم خوبه تقريبا ميشه گفت خوبه ولی ساعت کاريش بالاست از لحاظ بيم مردمش هم خوب عمل ميکنه ماليات هم که دوست خوبم گفته بود بخشيده
چيزی به معنی اين ماليات ما اونا ندارند ماليات هر چيز همون زمان خريد کم ميشه حتی کتاب و خونه بر فرض مثال اگر يک جايزه تلويزيونی ببری ميتونی همون لحظه بگيری و مالياتش رو بدی يا
بزاری در مدت چند سال بگيری بدون ماليات درامد بر حسب ساعت کار محاسبه ميشه يه نفر که توی پارکينگ کار ميکنه در روز 10 سا عت در روز 100$ حقوق ميگيره
و برای خريد وسايل مورد نياز يک هفته 200 تا 250 $ کاملا کافی هست يه چيزی هم ميتونی ذخيره کنی
در کل امار زندگی خوبه و هيچ وقت موجهای بلند اختلاف بين دولت و مردم ديده نميشه چون توی نطفه خفه ميشه
برای همين ازادی بيان نداريم که البته تقرييبا همه کشورهای دنيا همين حالت رو دارند به جز تعدادی کشور اروپايی
ولی زندگی اونجا يعنی کار فقط با قانون سخت ولی منظم
در خاک غریب پرسه بی انتهاست - هم گریز غربتم زادگاه من کجاست؟
دوست خوبم يه کم ارومتر اينای که شما ميگيد اصلا منبع دقيقی داره ؟ کی گفته فاسله تبقتی تو امريکا خيلی خيلی زياده؟ کدوم منبع علمی معتبر هف شما رو تعيد ميکنه؟ از کدوم منبع هرف شما نقل قول شده؟ مگه فاسله تبقاتی تو کشورهای ديگه نيست مگه تو ايران عزيز خودمون نيست يا شما شايد فکر ميکنی تو کشور خودمون خيلی کمه؟ عزيز تو امريکا به جز چند ايالت از جمله تگزاس و 2 ايالت ديگه هکم ا عدام نداريم اينو حتماً ميدونيد؟ آره؟ و هر چند که من از اين جرج بوش فوقلع اده بدم ميآد ولی شما نميدونييد نبايد هرفامون به قصد توهين باشه هتی اگر منفورترين شخص دنيا باشه؟ شما تا حالا ديديد يکی از بزرگان و سردمداران ايران عزيز به کسی توهين کنّد؟ که ما که عزوی از جامعه هستيم اينکارو بکنيم دوست خوبم همونتور که توی پستها ی ديگتونم گفتم به کرات بيا يکم بازتر دنيا رو ببينيم
Fantoom121, عزيز منبع من شبكه ي خبره و مي تونيد بريد و فيلم هاشو بگيريد اما اينكه بتوني ازشون بگير خيلي وقت گيره . در ضمن من توهين نكردم فقط خصلتش رو گفتم .
تو ايران خومون هم افقانها شهروند درجه..... هساب ميشند
دوست عزيز افغانيها اسمشون روشونه (افغاني) يعني اهل افغانستان و اصلا شهروند ايران به حساب نمي آن فقط مهاجر غير قانوني هستند همين ، البته تعداد كمي هستند كه اجازه ي اقامت داشته باشند حتي اونهاي كه اجازه ي اقامت دارند شهروند به حساب نمي آن . اون درجه بندي كه شما مي گين مربوط به كشورهاي اروپايي و امريكاست كه تبعيض نژادي به حساب مي آد و در ايران به هيچ عنوان درجه بندي نداريم به طور مثال يه نفر مليونر سفيد پوست آمريكايي كه جزو شهروند درجه 1 به حساب مي آد يك رايش برابر با 100 راي درجه 2 يا 3 هست (اگه اشتباه نگفته باشم) هر موقع توي ايران هم كسي تونست به اندازه ي 100 نفر حق راي داشته باشه با صحبتهاي شما موافقت مي كنم .
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
دوست خوبم يه کم ارومتر اينای که شما ميگيد اصلا منبع دقيقی داره ؟ کی گفته فاسله تبقتی تو امريکا خيلی خيلی زياده؟ کدوم منبع علمی معتبر هف شما رو تعيد ميکنه؟ از کدوم منبع هرف شما نقل قول شده؟ مگه فاسله تبقاتی تو کشورهای ديگه نيست مگه تو ايران عزيز خودمون نيست يا شما شايد فکر ميکنی تو کشور خودمون خيلی کمه؟ عزيز تو امريکا به جز چند ايالت از جمله تگزاس و 2 ايالت ديگه هکم ا عدام نداريم اينو حتماً ميدونيد؟ آره؟ و هر چند که من از اين جرج بوش فوقلع اده بدم ميآد ولی شما نميدونييد نبايد هرفامون به قصد توهين باشه هتی اگر منفورترين شخص دنيا باشه؟ شما تا حالا ديديد يکی از بزرگان و سردمداران ايران عزيز به کسی توهين کنّد؟ که ما که عزوی از جامعه هستيم اينکارو بکنيم دوست خوبم همونتور که توی پستها ی ديگتونم گفتم به کرات بيا يکم بازتر دنيا رو ببينيم
Fantoom121, عزيز منبع من شبكه ي خبره و مي تونيد بريد و فيلم هاشو بگيريد اما اينكه بتوني ازشون بگير خيلي وقت گيره . در ضمن من توهين نكردم فقط خصلتش رو گفتم .
تو ايران خومون هم افقانها شهروند درجه..... هساب ميشند
دوست عزيز افغانيها اسمشون روشونه (افغاني) يعني اهل افغانستان و اصلا شهروند ايران به حساب نمي آن فقط مهاجر غير قانوني هستند همين ، البته تعداد كمي هستند كه اجازه ي اقامت داشته باشند حتي اونهاي كه اجازه ي اقامت دارند شهروند به حساب نمي آن . اون درجه بندي كه شما مي گين مربوط به كشورهاي اروپايي و امريكاست كه تبعيض نژادي به حساب مي آد و در ايران به هيچ عنوان درجه بندي نداريم به طور مثال يه نفر مليونر سفيد پوست آمريكايي كه جزو شهروند درجه 1 به حساب مي آد يك رايش برابر با 100 راي درجه 2 يا 3 هست (اگه اشتباه نگفته باشم) هر موقع توي ايران هم كسي تونست به اندازه ي 100 نفر حق راي داشته باشه با صحبتهاي شما موافقت مي كنم .
ببخشيد کی گفته هر چی شبکه های خبری دنيا ميگند درسته ؟ کی ميگه تاريخ 100% درسته تاريخ هميش رسته؟ شبکه های خبری بنا به نياز جامعه خبر سازی ميکنّد اينم مخسوس هيچ کشوری نيست همع دنيا همينتوره شما هم زهمت بکش هر وقت خاصی
منبع بدی يه منبع درست و در دست همگان بده اک نه چيزی که متمين باشی کسی نميتونه بش دسترسی داشته باشه اينکه کاری نداره ممن همين الان ميگم ديروز يه هواپيما طراحی کردم و ترهم قبول شد ميتونييد بريد مدارکشو بگيريد تو اسناد مهرمانه
دانشگاه هست به نظرتون ميتونييد ؟ دوست خوبم ميدونم الان ميگيد صدا و سيما مهرمانه نيست ولی لطف کن يکم يکم کمتر بپيچون يا با مدرک و معلومت اطلاع ات بده ممنونم
در خاک غریب پرسه بی انتهاست - هم گریز غربتم زادگاه من کجاست؟
Fantoom121, آخه دوست عزيز من توي اخبار شبكه خبر ديدم نمي تونم و ذكر كردم اگه مي خواي قرار بذار با هم بريم صدا وسيما ، نمي تونم يه منبع فرماليته از خودم در بيارم كه .
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
اگر دوست دارید بدانید که آمریکا چگونه به این پیشرفتها رسیده اینن مقاله را بخوانید
اندرو واکر
گزارشگر بی بی سی
گشودن اسرار فنی آلمان نازی: دستاوردی به کدام بها؟
شصت سال قبل، آمريکا دانشمندان نازی را برای هدايت پروژه های پيشرو اين کشور مانند رقابت برای تسخير فضا به خدمت گرفت. اين مردان فناوری های مرزشکنی را در اختيار آمريکا گذاشتند که حتی امروز نيز در خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما اين دستاورد بی هزينه نبوده است.
پايان جنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست يافتن به اسرار انبوه فنی آلمان نازی بود. متفقين برای به چنگ آوردن حداکثر تجهيزات و تخصص ممکن از ويرانه های رايش تقلا می کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سايرين به اين اسرار شوند.
وسعت و عمق دستاوردهای فنی آلمان، کارشناسان متفقين که نيروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می کردند به حيرت افکند.
راکت های مافوق صوت، گاز عصبی، هواپيمای مجهز به موتور جت، موشک های هدايت شونده، فناوری تجسسی و آلات پيشرفته زرهی تنها برخی از فناوری های بديعی بود که در آزمايشگاه ها، کارگاه ها و کارخانه های نازی، حتی در زمانی که در آستانه شکست بودند، توسعه می يافت.
آمريکا و اتحاد جماهير شوروی در نخستين روزهای جنگ سرد درگير مسابقه ای عليه زمان برای شکستن اسرار علمی هيتلر شدند.
در ماه مه 1945، قشون تحت فرمان استالين آزمايشگاه های اتمی در موسسه معتبر کايزر ويلهلم در حومه برلين را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا به زرادخانه وسيع اتمی شوروی بدل شد تقديم پيشوای خود کردند.
آمريکايی ها درست پيش از آنکه نيروهای شوروی مجتمع وسيع نوردهازن را که در دل رشته کوه های هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بود تصرف کنند، موشک های وی-2 را از آن خارج کردند.
به علاوه تيمی به سرپرستی ورنر وان بران که وی-2 را ساخته بود نيز به دست آمريکايی ها افتاد.
جنايات
هيو نِر، معاون فرمانده نيروی هوايی آمريکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از به چنگ آوردن اين غنايم نوشت: "اشغال تشکيلات علمی و صنعتی آلمان اين موضوع را که ما در بسياری از زمينه های پژوهشی به گونه تکان دهنده ای عقب مانده ايم آشکار کرد."
"اگر از اين فرصت برای به چنگ آوردن تشکيلات و مغزهايی که آن را توسعه داده اند استفاده نکنيم و آن دو را فورا به کار نگيريم، بايد برای کشف عرصه ای که قبلا کاوش شده تلاش کنيم که ما را چندين سال عقب خواهد انداخت."
به اين ترتيب پروژه موسوم به "گيره کاغذ" آغاز شد که طی آن وان بران و بيش از 700 نفر ديگر از دانشمندان آلمانی را به طور مخفيانه بدون آگاهی متحدان آمريکا به آن کشور منتقل شدند. اين پروژه هدف پيچيده ای نداشت: "بهره برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه های پژوهشی آمريکا و جلوگيری از دسترسی اتحاد جماهير شوروی به اين معدن غنی فکری."
پس از آن تحولات سريعی روی داد: پرزيدنت ترومن پروژه "گيره کاغذ" را در ماه اوت 1945 تصويب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستين گروه از دانشمندان آلمانی وارد خاک آمريکا شدند.
با اين حال يک مشکل عمده وجود داشت. ترومن به وضوح دستور داده بود که هرکسی که "عضويت او در حزب نازی ثابت می شود و در فعاليت های آن شرکت داشته يا از حاميان فعال حکومت نظامی نازی ها بوده است" از اين پروژه حذف شود.
براساس اين معيار، حتی شخص وان بران، برای خدمت در آمريکا واجد شرايط نبود. او علاوه بر عضويت در سازمان های مختلف نازی از اعضای بلندپايه "اس اس" (از سازمان های موازی گشتاپو) بود. در پرونده امنيتی او درج شده بود که وی يک "خطر امنيتی" به حساب می آيد.
افراد ذيل از جمله همکاران وان بران بودند:
آرتور رودلف، مدير کل عملياتی نوردهازن، جايی که 20 هزار برده که به کار اجباری واداشته شده بودند در جريان توليد موشک های وی-2 جان باختند. او تيم سازنده راکت "Saturn V" را که "صد در صد نازی، از نوع خطرناک" وصف می شد سرپرستی می کرد.
کرت ديبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پرونده او آمده بود: "او بايد به عنوان تهديدی برای امنيت نيروهای متفقين تحت نظر و کنترل باشد."
هوبرتوس استراگهولد، که بعدا "پدر پزشکی فضايی" لقب گرفت سيستم های "زيست ياری" تعبيه شده در فضاپيماهای ناسا را طراحی کرد. برخی از زيردستان او در اردوگاه های داکائو و آشويتس، آزمايش های انسانی انجام می دادند، جايی که اسرا منجمد شده و در اتاقک های کم فشار قرار داده می شدند که معمولا به مرگ آنها منجر می شد.
تمامی اين افراد از صافی اخلاقی گذرانده شدند تا به آمريکا خدمت کنند: ارتش آمريکا که پيروزی در جنگ سرد، نه برقراری عدالت را، نخستين اولويت خود می دانست، بر جناياتی که ادعا می شود اين افراد مرتکب آن شده بودند سرپوش گذاشت و لکه های سياه را از پيشينه آنها زدود.
و گيره ای که اطلاعات تازه آنها را در پرونده های شخصی محکم می کرد وجه تسميه کل اين عمليات شد. با گذشت شصت سال، ذره ای از اهميت ميراث آن پروژه کاسته نشده است.
می توان استدلال کرد که هواپيمای موسوم به "هورتن هو 229" با روکشی از تخته سه لای باردار کربنی با بال های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می مانند و در سال 1944 ساخته شد نخستين هواپيمای تجسسی جهان بود.
ارتش آمريکا يکی از اين مدل ها را در اختيار شرکت هواپيماسازی "نورتراپ" گذاشت. اين شرکت بعدا بمب افکن های تجسسی بی-2 را که از کليه جهات کاربردی نمونه مدرن هورتون بود ساخت.
موشک های کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استوار است و موتور جتی که نيروی محرکه هواپيمای "هايپرسونيک" پيشرفته ناسا موسوم به اکس-43 (با سرعتی پنج برابر صوت) را فراهم می کند تا حدود زيادی مديون پيشگامان صنعت جت آلمان است.
علاوه بر اينها، شمار بزرگ اسناد پروژه گيره کاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسياری از کارشناسان، از جمله نيک کوک، مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جينز" مظنون باشند که آمريکا ممکن است به توسعه فناوری های حتی پيشرفته تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنها دستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادير وسيعی انرژی خواهد بود.
کوک می گويد که اين فناوری "می تواند چنان ويرانگر باشد که صلح جهان را به خطر خواهد انداخت و آمريکا تصميم گرفته است آن را برای مدت های مديد مخفی نگاه دارد."
اما خيلی ها ضمن کف زدن برای موفقيت غيرقابل انکار پروژه گيره کاغذ، ترجيح می دهند هزاران نفری را که جان باختند تا نوع بشر به فضا برود به ياد بياورند.
نتیجه اگر حماقت آلمان نازی در شروع جنگ با شوروی در جنگ جهانی دوم نبود مطمئنان چیزی به نام پیروزی برای آمریکا و متحدانش در جنگ وجود نمی داشت . یکی از بزرگترین آرزوهای چرچیل افتادن هیتلر در دام روسیه بود که با بی خردی هیتلر این کار عملی شد. روسیه عملا با جنگجویان پر افتخار
خود المان را به چنان رذالتی کشاند که سر انجام با پیروزی متفقین جنگ به پایان رسید . و بسیاری علوم پیشرفته آلمان به تاراج برده شد. جای بسی تعجب است که انگلیسی که به المان نزدیکتر بود از بازار تکنولوژی نسیب چندانی نبرد ولی آمریکایی که فقط در حملات پرلهاربر ضربه خورده بود بهترین غنائم را به جیب خود زد
.
مطمئنا جای هیچ شکی نمی ماند که آمریکاییها فکرو هوش و استعداد چندانی در علوم ندارند . اگر نبودند مهاجران اروپاییو آسیایی من جمله چین و هندی و ایرانی که دارای تخصص های بالای علمی بودند آمریکا امروزه حتی به گرد کشورهایی چون آلمان هم نمی رسیدند . زیرا فکر و ذکر امریکایی همانند اجدادش کشتار و خوشگذارنیست که به وبی در آثار فرهنگیشان مشخص است
.
یک نگرش کلی کافیست تا نشان دهد که کسانی که امروزه آمریکا را به چنین مقامیرسانده اند اکثرا از ممالک شرق به این کشور مهاجرت کرده اند و فرزندانشان با استفاده از تدابیر شرقی جامعه غرب را بنا نهاد. ولی متاسفانه این خاک گویا سحری دارد که هرکه را که در ان قدم میگذارد یک یانکی واقعی میکند . این واقعیات به قدری برای امریکاییها مسلم شده که دیگر حتی حتی صدای اعتراض جامعه شناسان آمریکایی را نیز در آورده که چرا آمریکا با وجود این همه پیشرفت که میتواند برای کمک به بشریت استفاده شود باز هم به دنبال عیاشی و کشتار و جاه طلبی است .
دارا بودن آمار بزرگترین جنایات جهان ( از کشتار سرخ پوستان تا نبرد عراق) دارا بدون آمار بالای جنگ های به راه انداخته شده در جهان توسط این کشور . عادی جلوه دادن بسیاری از اعمال پلید مرتبط با خوشگذرانی از قبیل همجنس گرایی ، ارتباطات نامشروع افراد متاهل ، ارتباطات نا مشروع
محارم ، دارا بودن آمار بالای کشتارهای نژادی سیاهپوستان ( دوهفته پیش اولین شهردار سیاهپوست آمریکا ترور شد ) و بسیاری موارد دیر گویای این واقعیت است که اگر چه آمریکا در بسیاری از علوم به مدد دانشمندان غیر امریکایی در جهان پیشگام است ولی از نظر هویتی و فرهنگی جزو بازنده ترین و کثیف ترین کشورهای جهان محسوب می شود .
یک صدم بودجه نظامی امریکا کافیست تا در کمتر از یک سال بتوانند چنان مجمعی از پزشکان در جهان ایجاد کنند که علاوه بر واکسن ایدز واکسن بسیاری از بیماریهای مهلک دیگر نیز در کمتر از دوسال کشف گردیده و میلیونها انسان نجات یابند
.
ولی اصولا آمریکا به دنبال چنین چیزهایی نیست . زیرا کشتن را دوست دارد . اگر روزی خبر انفجار چند نفر را دهها هزار کیلومتر آنسوتر نشنود خوابش نمیبرد . دائم به دنبال آشیست تا نقش نخود را برای خود ایجاد کند ( جمله به سومالی نمونه بارز ان بود)
یانکی همچنان یانکیست حتی اگر لباس ابریشمین بپوشد
ایران لقمه کوچکی نیست یکی از ویِزگیهای امریکایی ها که این اواخر بهتر و بهتر اشکار شده ترسو بودن آنهاست . پس از حمله القاعده به برجهای دوقلوی آمریکایی که بدون شک با حمایت خود امریکا انجام گرفت تا جنگی را بر علیه مسلمانان به راه اندازد آمریکا نقشه حمله به افغانستان را کشید . ولی طالبان با استفاده
از تاکتیک های غیر کلاسیک حرف سرسختی برای امریکا بود و آمریکا توانایی مقابله با یک نیروی چریک را نداشت . به همین سبب به جای شرکت مستقیم در جنگ با طالبان به صورت پشتیبانی برای نیروهای اعتلاف اسلامی افغانستان عمل کرد تا چریک در برابر چریک قرار گیرد . اگر دلاورمردی
های نیروهای احمد شاه مسعود نبود امریکا کاری را که شوروی نتوانست انجام دهد هرگز نمی توانست به سر انجام رساند . علاوه بر کمک احمد شاه مسعود ایران نیز به آمریکا در این جنگ کمک کرد. بسیاری از اطلاعات از مخفیگاههای طالبان توسط نیروهای خبره و آموزش دیده اطلاعات
ایران در اختیار نیروهای احمد شاه مسعود قرار میگرفت تا آمریکا به راحتی انها را بمباران کند ولی متاسفانه یکی دیگر از ویژگیهای امریکا خوردن نمک و شکستن نمکدان است
قبل از آغاز تجاوز به عراق آمریکا میدانست با کشوری طرف است که تجربه دو جنگ جهانی را در اختیار دارد و اگر ایران قطعنامه را نمیپذیرفت در بدبینانه ترین شرایط مطمئنا در کمتر از 5 سال بر ایران فائق می امد (رجوع شود به نامه سرلشکر رضایی به امام خمینی قبل از پایان جنگ ) این
کشور علاوه بر تجربیات نه تنها دانش ساخت پیشرفته ترین سلاحهای نظامی را داشت بلکه به توانایی ساخت سلاح هسته ای نیز دستیافته بود که با حمله اسرائیل به مراکز هسته ای این توانایی تقریبا نابود شده بود . ولی توانایی تولید سلاحهای شیمیایی و میکروبی همچنان در اختیار عراق
بود بنابر این با استفاده از تصویب 16 قطعنامه پی در پی درسازمان ملل ترتیبی اتخاذ کرد که بازرسان سازمان ملل در کمتر از سه سال کل تسلیحات عراق را نابود کنند که حتی شامل موشکهای با برد 70 کیلومتر هم شد و در نهایت در دستان صدام چیزی جز کلاش و چند تانک و خمپاره
انداز باقی نماند . عراق مانند گرگی شده بود که دندانهایش را کشیده باشند و این یعنی بهترین حالت ممکن برای امریکا ولی باز هم آمریکا از تلفات خود می ترسید . با وجود شکستن نمکدان ایرانیها در افغانستان با کمال پررویی دست به دامان ایرانیان شد تا با استفاده از نفوذ بر کردهاو
شیعیان عراق راه را باز هم برای امریکا هم وارتر کنند . ایران نه به خاطر ترس از امریکا بلکه به دلیل نفرتی که مردم ایران از صدام داشتند و نیز سالها ظلمی که صدام بر شیعیان و کردان عراقی روا داشته بود بدون چشمداشتی به آمریکا یاری کرد و در کمتر از یک ماه عراق هم در جنگ شکست خورد .
آمریکا باز هم نمکدان دوم را شکست و این بار ندای برخورد با کسی را داد که دوبار در بدترین شرایط به او یاری رسانده بود ولی مشکلی وجود داشت
1- برخلاف افغانستان دیگر کشوری وجود ندارد که در برخورد باایران همچون ایران عمل کند . از بین کشور های خاورمیانه الا ترکی هیچکدام توان چنین عملی را ندارد . ترکیه هم آب پاکی را بر دست امریکا ریخت و تمامی سیاستمداران آن چه جمهوری خواه و چه اسلام گرا ایران را کشور دوست و برادر خود نامیده و هرگونه کمک به آمریکا را برای شرکت در جنگ با ایران رد کردند .
2- ایران چون عراق خلع سلاح نشده و داراس سلاحهای پیشرفته و استراتژیک بیشماریست در همین جنگ عراق شورشیان با استفاده از ابتداییترین تسلیحات رهگیری هواپیما چندین هواپیما و هلیکوپتر امریکا را سرنگون کرده اند پس وای به حال زمانی که ایران طرف آمریکا باشد .
پس فقط یک راه می ماند . جنجال رسانه ای . ولی باز هم می ترسد .
snipercab نوشته شده:اگر دوست دارید بدانید که آمریکا چگونه به این پیشرفتها رسیده اینن مقاله را بخوانید
اندرو واکر گزارشگر بی بی سی گشودن اسرار فنی آلمان نازی: دستاوردی به کدام بها؟
علاوه بر اينها، شمار بزرگ اسناد پروژه گيره کاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسياری از کارشناسان، از جمله نيک کوک، مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جينز" مظنون باشند که آمريکا ممکن است به توسعه فناوری های حتی پيشرفته تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنها دستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادير وسيعی انرژی خواهد بود.
.
موفق باشید
آره دوست خوبم کاملا درست ميگی يه استاد دارم به نام پروفسور زمين ( با کسره ز)
اين يه بار داست سيستم پيشرانه موشک رو توزيه ميداد به همين مطلبی که تو گفتی رسيد و دقيقا همين رو گفت و گفت به همين دليل هات که دنيا از قدرت موشکی امريکا ميترسه
با توجه به اينکه موشکهای روسی خيلی بهتر عمل ميکند از موشکهای امريکايی ودر هواپيما بر عکس ولی روسها
هم دلشون نميخود با اين سيستم در سورت وجود درگير بشند البته بودنش هنوز در آبهام هست
در خاک غریب پرسه بی انتهاست - هم گریز غربتم زادگاه من کجاست؟