**.** عشق **.**
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 1045
- تاریخ عضویت: شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ب.ظ
- محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
- سپاسهای ارسالی: 2945 بار
- سپاسهای دریافتی: 2311 بار
عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگیست عشق بازان جملگی دیوانه اند عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند عشق کو عاشق کجاست معشوق کیست جنبش نفس است که عشقش خوانده اند آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما گر بیابد بیشتر گر ببیند دلبران تازه تر عشق عالم سوز خاموش می شود چهره ی ما هم فراموش می شود سنگ قبرم را نمی سازد کسی مانده ام در کوچه های بی کسی بهترین دوستم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد
[External Link Removed for Guests]
Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتم
Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتم


- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:
نشانههاى عاشقى
عشق شتاب نمىكند چرا كه تا بىنهايت فرصت دارد. هر وقت براى ايجاد رابطه عجله كردى بدان كه از تنهايى مىترسى. احساس بىپناهى با ديگران از بين نمىرود، با تنهايى و بىپناهىات روبرو شو و آنها را ببين. عشق در تو بود و تو بىخبر بودى، خسته شدى از تنهايى ناگه به عشق رسيدى.
اگر به تصوير خيالى معشوق بچسبى، عشق را عقب خواهى راند. ذهن سعى مىكند آنچه معشوق «هست» را به آنچه بايد باشد تبديل كند و اين «بايد»، عشق را مسدود مىكند. تصوير خيالىاش نقش روى آب است؛ خودش را عاشق شو!
عشق را نمىتوانى در خود از بين ببرى! عشق نابود نمىشود. تو فقط مىتوانى بر آن سرپوش بگذارى. چند لحظه از زندگيت گذشت و عشق در آن دست نخورده باقى ماند؟!
اگر به دنبال آن هستى كه با ديگران خلأ درونى خود را پر كنى؛ عاشق نيستى! هر نيازى تنها مىتواند از درون تو سيراب شود. نخواه كه عشق كاستىهايت را پركند براى او راهى به درون تو نيست.
عشق وابستگى نيست رها شدن است. وقتى به ديگرى وابسته مىشوى بدان كه مىترسى و مىخواهى از احساس ناامنى خلاص شوى، در حالى كه هيچ كس نمىتواند ناامنى و ترس را در تو از بين ببرد. تنها خودت مىتوانى با ترسهايت روبرو شوى. تنها با نيروى عشقى كه از درونت مىجوشد احساس ايمنى خواهى كرد و ترسهايت فرو خواهد ريخت. هر چه بيشتر بخواهى نگهش دارى از دستش مىدهى وقتى مىماند كه بخواهد.
به سرچشمه اصلى وجودت بازگرد؛ تو خود عشقى! اعمال و حرفهايت تو نيستند. اگر بتوانى دوست داشتنى بودنت را دريابى اعمال و حرفهايت را از خود جدا خواهى ديد. بدان كه؛ تو ريشه در خدا دارى پس؛ به سرچشمهات بازگرد.
فقط كافيست كه عشق را باور داشته باشى! هرقدر عشق را باور داشته باشى قدرت دارى. هرقدر عشق را باور داشته باشى آرامش دارى و هرقدر باورش داشته باشى؛ ايمن هستي.
هنگام عاشقى؛ همچون درخت برگهاى كهنه گذشته را رها كن و دوباره جوانه بزن. براى «هست» خود ارزش قائل باش نه براى آن چه در گذشته انجام دادهاى؛ و عشق را محدود نكن.
با سنگ شيشه قلبت را نشانه گرفت؛ اما عشق نشكست. عشق شكست نمىخورد اين تو هستى كه در برابر آن سد مىسازى. عشق همواره جارى است تو بر سر راه آن سنگ مىاندازى.
عشق هرگز نمىميرد و هميشه با طراوت و شاداب مىماند. از عشق كم نمىشود. عشق مثل رود بهارى همواره پر آب و خروشان است. هرلحظه حس تازهاى خواهى داشت هنگام عاشقى.
عاشق شدن تصادفى نيست. هرآن چه قرار است عشق در ما متحول سازد در ناخودآگاه ما وجود دارد ولى ما از آن بىخبريم. وقتى از نوميدى و تنهايى خسته شوى عشق ناگهان در تو شكوفا خواهد شد. قبل از پيوند تو جدا بودهاى. بدون جدايى هيچ كششى در تو به وجود نمىآمد. جدايى و عشق با هم در تو وجود دارند. غم از هجر يار نيست تو از خود دورى.
نيازى نيست تلاش كنى در چشم معشوق جذاب به نظر برسى. هر تلاشى در اين راه نشان نااميدى است! جذابيت و زيبايى در قلب تو وجود دارد، اما ذهن؛ تو را مىترساند و اعتمادت را به شك مبدل مىسازد. آنگاه تو بازيچه ذهنت مىشوى و تلاش مىكنى خود را بيارايى تا زيبا و جذاب جلوه كنى در حالى كه، جذبه امواجى از سوى قلب است و بدون نياز به اين همه تلاش به قلب ديگرى راه مىيابد.
عشق شتاب نمىكند چرا كه تا بىنهايت فرصت دارد. هر وقت براى ايجاد رابطه عجله كردى بدان كه از تنهايى مىترسى. احساس بىپناهى با ديگران از بين نمىرود، با تنهايى و بىپناهىات روبرو شو و آنها را ببين. عشق در تو بود و تو بىخبر بودى، خسته شدى از تنهايى ناگه به عشق رسيدى.
اگر به تصوير خيالى معشوق بچسبى، عشق را عقب خواهى راند. ذهن سعى مىكند آنچه معشوق «هست» را به آنچه بايد باشد تبديل كند و اين «بايد»، عشق را مسدود مىكند. تصوير خيالىاش نقش روى آب است؛ خودش را عاشق شو!
عشق را نمىتوانى در خود از بين ببرى! عشق نابود نمىشود. تو فقط مىتوانى بر آن سرپوش بگذارى. چند لحظه از زندگيت گذشت و عشق در آن دست نخورده باقى ماند؟!
اگر به دنبال آن هستى كه با ديگران خلأ درونى خود را پر كنى؛ عاشق نيستى! هر نيازى تنها مىتواند از درون تو سيراب شود. نخواه كه عشق كاستىهايت را پركند براى او راهى به درون تو نيست.
عشق وابستگى نيست رها شدن است. وقتى به ديگرى وابسته مىشوى بدان كه مىترسى و مىخواهى از احساس ناامنى خلاص شوى، در حالى كه هيچ كس نمىتواند ناامنى و ترس را در تو از بين ببرد. تنها خودت مىتوانى با ترسهايت روبرو شوى. تنها با نيروى عشقى كه از درونت مىجوشد احساس ايمنى خواهى كرد و ترسهايت فرو خواهد ريخت. هر چه بيشتر بخواهى نگهش دارى از دستش مىدهى وقتى مىماند كه بخواهد.
به سرچشمه اصلى وجودت بازگرد؛ تو خود عشقى! اعمال و حرفهايت تو نيستند. اگر بتوانى دوست داشتنى بودنت را دريابى اعمال و حرفهايت را از خود جدا خواهى ديد. بدان كه؛ تو ريشه در خدا دارى پس؛ به سرچشمهات بازگرد.
فقط كافيست كه عشق را باور داشته باشى! هرقدر عشق را باور داشته باشى قدرت دارى. هرقدر عشق را باور داشته باشى آرامش دارى و هرقدر باورش داشته باشى؛ ايمن هستي.
هنگام عاشقى؛ همچون درخت برگهاى كهنه گذشته را رها كن و دوباره جوانه بزن. براى «هست» خود ارزش قائل باش نه براى آن چه در گذشته انجام دادهاى؛ و عشق را محدود نكن.
با سنگ شيشه قلبت را نشانه گرفت؛ اما عشق نشكست. عشق شكست نمىخورد اين تو هستى كه در برابر آن سد مىسازى. عشق همواره جارى است تو بر سر راه آن سنگ مىاندازى.
عشق هرگز نمىميرد و هميشه با طراوت و شاداب مىماند. از عشق كم نمىشود. عشق مثل رود بهارى همواره پر آب و خروشان است. هرلحظه حس تازهاى خواهى داشت هنگام عاشقى.
عاشق شدن تصادفى نيست. هرآن چه قرار است عشق در ما متحول سازد در ناخودآگاه ما وجود دارد ولى ما از آن بىخبريم. وقتى از نوميدى و تنهايى خسته شوى عشق ناگهان در تو شكوفا خواهد شد. قبل از پيوند تو جدا بودهاى. بدون جدايى هيچ كششى در تو به وجود نمىآمد. جدايى و عشق با هم در تو وجود دارند. غم از هجر يار نيست تو از خود دورى.
نيازى نيست تلاش كنى در چشم معشوق جذاب به نظر برسى. هر تلاشى در اين راه نشان نااميدى است! جذابيت و زيبايى در قلب تو وجود دارد، اما ذهن؛ تو را مىترساند و اعتمادت را به شك مبدل مىسازد. آنگاه تو بازيچه ذهنت مىشوى و تلاش مىكنى خود را بيارايى تا زيبا و جذاب جلوه كنى در حالى كه، جذبه امواجى از سوى قلب است و بدون نياز به اين همه تلاش به قلب ديگرى راه مىيابد.
.................... دنياي ديگري هم هست كه ميتوان در آن آواز خواند ...................

- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:
من الان بيشتر از يك سال ميشه كه از عشقم بيخبرم ولي هميشه به يادشم
دوستا نظرتون چيه يك تاپيك بزنيم و از علت شكست خوردن در عشقمون سحبت كنيم شايد برا بقيه مفيد بشه و به درد ما گرفتار نشن
دوستا نظرتون چيه يك تاپيك بزنيم و از علت شكست خوردن در عشقمون سحبت كنيم شايد برا بقيه مفيد بشه و به درد ما گرفتار نشن
Empty spaces - what are we living for?
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

- پست: 352
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۳ دی ۱۳۸۵, ۶:۴۱ ب.ظ
- محل اقامت: saboonat- kazamon
- سپاسهای ارسالی: 16 بار
- سپاسهای دریافتی: 62 بار
- تماس:
مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق
---------------------
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت.
------------------------
وقتي كه حس كردي همه درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه، دستترو تا جايي كه ميتوني رو به آسمون بلند كن و با همه توانت بكوب توي سرت.
ARMIN : سه پست متوالي شما ادغام شد. طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي مجاز نمي باشد. لطفا رعايت کنيد.
---------------------
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت.
------------------------
وقتي كه حس كردي همه درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه، دستترو تا جايي كه ميتوني رو به آسمون بلند كن و با همه توانت بكوب توي سرت.
ARMIN : سه پست متوالي شما ادغام شد. طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي مجاز نمي باشد. لطفا رعايت کنيد.

- پست: 1468
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
- محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 186 بار
سلام
pejman جان, من خودم بار ها به فکر اين موضوع افتادم ولي به اين تنيجه رسيدم که انسانها باهم تفاوت زيادي دارند در روابط عشقي خيلي کم مي شود ار تجربه ديگران استفاده کرد . تجربه در خيلي از مسائل به درد مي خورد ولي براي يک رابطه روحي و عشقي که به طور کامل با احساسات يک فرد در ارتباط است استفاده از تجربه ديگران مفيد نمي تواند باشد.
در ضمن ايجاد چنين تاپيکي تنها به مطرح کردن مسائل ختم نمي شود و بحث هاي فراواني را پيش مي آورد و نظرات زيادي را ايجاد و مطرح مي نمايد که نظارت و هماهنگي اين گونه بحث ها آسان نيست و تجربه نشان داده اختلاف نظر ها باعث بروز کدورت مي شود.
با تشکر
pejman جان, من خودم بار ها به فکر اين موضوع افتادم ولي به اين تنيجه رسيدم که انسانها باهم تفاوت زيادي دارند در روابط عشقي خيلي کم مي شود ار تجربه ديگران استفاده کرد . تجربه در خيلي از مسائل به درد مي خورد ولي براي يک رابطه روحي و عشقي که به طور کامل با احساسات يک فرد در ارتباط است استفاده از تجربه ديگران مفيد نمي تواند باشد.
در ضمن ايجاد چنين تاپيکي تنها به مطرح کردن مسائل ختم نمي شود و بحث هاي فراواني را پيش مي آورد و نظرات زيادي را ايجاد و مطرح مي نمايد که نظارت و هماهنگي اين گونه بحث ها آسان نيست و تجربه نشان داده اختلاف نظر ها باعث بروز کدورت مي شود.
با تشکر

Don't play games with the ones who love you

- پست: 1487
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 16 بار
- سپاسهای دریافتی: 209 بار

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:
خودت را دوست داشته باش تا به ديگران فرصت دوست داشتن بدهى.
براى عشق هيچ گاه دير نيست. پس نگران گذران عمر نباش.
عشق در بستر زمان شکل مىگيرد، پس بايد صبور باشى.
تا نگردى گمشده خود را نمىيابى و اگر هم بيابى قدر آن را نمىدانى؛ پس هيچگاه از جستجو باز نايست.
سعى کن خودت باشى. گمشده واقعى تو، تو را آنطور که هستى دوست مىدارد نه آنطور که خود مىپسندد.
عشق در بستر ارتباط شکل مىگيرد، پس سعى کن به آنکه دوستش دارى نزديکتر شوى.
گمشده واقعى تو ابتدا عاشق سيرت توست بعد عاشق صورت تو؛ بنابراين خيلى دربند ظاهر خود نباش.
بيشترين لذت عاشق از عشق است نه از معشوق، پس سعى کن عاشقتر باشى.
نمىتوان کسى را به زور عاشق کرد، فقط مىتوان عاشق بود و مهربان و اجازه داد تا عشق در معشوق رشد کند. اگر هم معشوق نصيب عاشق نشد لااقل عشق او نصيب عاشق گشته است.
کسی به کسی شک نمیکنه مگر اینکه خودش یه جای کارش بلنگه.
اگر مبنای آدمشناسی کسی این بود که هیچ کس قابل اعتماد نیست مگر اینکه خلافش ثابت بشه بدون که روى اون آدم نمیشه حساب احساسی باز کنی.
اگر کسی قدرت کمک کردن به بقیه رو داشته باشه ولی کمک نکنه یه روز اگه شما دست یاری به طرفش دراز کنی دست رد به سینت میزنه.
اگه میخوای رازت همیشه راز بمونه حتی برای خودتم تعریفش نکن!
براى عشق هيچ گاه دير نيست. پس نگران گذران عمر نباش.
عشق در بستر زمان شکل مىگيرد، پس بايد صبور باشى.
تا نگردى گمشده خود را نمىيابى و اگر هم بيابى قدر آن را نمىدانى؛ پس هيچگاه از جستجو باز نايست.
سعى کن خودت باشى. گمشده واقعى تو، تو را آنطور که هستى دوست مىدارد نه آنطور که خود مىپسندد.
عشق در بستر ارتباط شکل مىگيرد، پس سعى کن به آنکه دوستش دارى نزديکتر شوى.
گمشده واقعى تو ابتدا عاشق سيرت توست بعد عاشق صورت تو؛ بنابراين خيلى دربند ظاهر خود نباش.
بيشترين لذت عاشق از عشق است نه از معشوق، پس سعى کن عاشقتر باشى.
نمىتوان کسى را به زور عاشق کرد، فقط مىتوان عاشق بود و مهربان و اجازه داد تا عشق در معشوق رشد کند. اگر هم معشوق نصيب عاشق نشد لااقل عشق او نصيب عاشق گشته است.
کسی به کسی شک نمیکنه مگر اینکه خودش یه جای کارش بلنگه.
اگر مبنای آدمشناسی کسی این بود که هیچ کس قابل اعتماد نیست مگر اینکه خلافش ثابت بشه بدون که روى اون آدم نمیشه حساب احساسی باز کنی.
اگر کسی قدرت کمک کردن به بقیه رو داشته باشه ولی کمک نکنه یه روز اگه شما دست یاری به طرفش دراز کنی دست رد به سینت میزنه.
اگه میخوای رازت همیشه راز بمونه حتی برای خودتم تعریفش نکن!

.................... دنياي ديگري هم هست كه ميتوان در آن آواز خواند ...................

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:
عشق
عصاره پيام من، عشق است.
پيامى ساده و بىپيرايه دارم: عشق.
در عشق، ابهامى وجود ندارد،
ابهام در ماست.
مهم نيست كه به چه كسى عشق ميورزى،
متعلق عشق موضوعيت ندارد.
آنچه مهم است اين است كه
بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپرى كنى،
همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت،
بىاستثنا نفس ميكشى.
از كتاب: عشق پرندهاى آزاد و رها «نوشته: اوشو»
عصاره پيام من، عشق است.
پيامى ساده و بىپيرايه دارم: عشق.
در عشق، ابهامى وجود ندارد،
ابهام در ماست.
مهم نيست كه به چه كسى عشق ميورزى،
متعلق عشق موضوعيت ندارد.
آنچه مهم است اين است كه
بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپرى كنى،
همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت،
بىاستثنا نفس ميكشى.
از كتاب: عشق پرندهاى آزاد و رها «نوشته: اوشو»
.................... دنياي ديگري هم هست كه ميتوان در آن آواز خواند ...................
ما که از عشق خیری ندیدیم...من به خودم اطمینان داشتم که عشقم پاکه اما نشد که نشد.
الان سه هفته میشه که از عشق بی خبرم.
