چرا همیشه اول داستان ها می گن:
یکی بود یک نبود غیر از خدا هیچکس نبود یک انجمن بود خیلی خوب بود (مثال زدم)
اگه غیر از خدا هیچکس نبود پس آرتیست داستان کیه؟!!
غیر از خدا هیچکس نبود؟!
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 1468
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
- محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 186 بار
سلام
DjBoMBoXعزيز, اول بهتر است تا جايي که مي توانيم از کلمات فارسي در جملاتمان استفاده کنيم قهرمان داستان خيلي بهتر از آرتيست داستان است.
دوم در مورد سوالتان.
نظر هاي متعددي در اين مورد داده شده ولي به نظر من با توجه به اين که گفته مي شود يکي بود و يکي نبود منظور از غير از خدا هيچکس نبود، اين است که غير از خدا هيچ يکتايي نبود.
منظور اينجا اين است که هيج شخصي به مانند خدا نيست و خدا هميشه يکي است.
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچ يکتايي نبود
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچ کسي مثل خدا نبود
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچکي نبود.
تقريبا چنين سيري را گذرانده است.
ممنون از سوال خوبتان
DjBoMBoXعزيز, اول بهتر است تا جايي که مي توانيم از کلمات فارسي در جملاتمان استفاده کنيم قهرمان داستان خيلي بهتر از آرتيست داستان است.
دوم در مورد سوالتان.
نظر هاي متعددي در اين مورد داده شده ولي به نظر من با توجه به اين که گفته مي شود يکي بود و يکي نبود منظور از غير از خدا هيچکس نبود، اين است که غير از خدا هيچ يکتايي نبود.
منظور اينجا اين است که هيج شخصي به مانند خدا نيست و خدا هميشه يکي است.
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچ يکتايي نبود
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچ کسي مثل خدا نبود
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچکي نبود.
تقريبا چنين سيري را گذرانده است.
ممنون از سوال خوبتان

Don't play games with the ones who love you

- پست: 1468
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
- محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 186 بار
FarHouD جان, کلاغ آخر داستان ها يک چيز نمادين است. منظور اصلي اين است که داستان تمام نمي شود. هنوز کلاغ به خانه اش نرسيده است و مي تواند بازهم در جايي بنشيند و چيز هاي ديگري گوش دهد و داستان هاي فراواني بگويد.
کلاغ معمولا به يک موجود فضول مشهور است که در همه جا به همه چيز گوش مي دهد شايد منظور اين است که هنوز کلاغ ممکن بازهم در جايي ديگر بنشيند و داستان ديگري را پديد آورد.
ممنون از سوال تکميلي شما
کلاغ معمولا به يک موجود فضول مشهور است که در همه جا به همه چيز گوش مي دهد شايد منظور اين است که هنوز کلاغ ممکن بازهم در جايي ديگر بنشيند و داستان ديگري را پديد آورد.
ممنون از سوال تکميلي شما

Don't play games with the ones who love you

