درسهایی از قران

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با آموزش و يادگيري به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

زكات علم، خدمت به مردم

بيمارى مى‏رود پيش پزشكى، پزشك مى‏فهمد كه اين بيمار شب آخر عمرش مى‏باشد، ولى بهش نمى‏گويد: بالاخره يك نسخه درمانى مى‏دهد، آدرس مى‏گيرد و طبق آدرس، به خانمش زنگ مى‏زند كه من امشب يك بيمارى دارم و دير، يا به منزل نمى‏آيم، مى‏رود مقدار چيزهايى كه لازم است بر مى‏دارد و در كيف مى‏گذارد و مى‏رود در خانه بيمار، در را مى‏زند، اطرافيان بيمار مى‏بينند كه پزشك بيمار آمده، مى‏گويند كسى سراغ شما آمده است، خوب شما چطور آمده‏ايد اينجا، مى‏گويد: من آمده‏ام امشب پهلوى بيمار بمانم، مجّانى هم هست پول نمى‏خواهم، تشريف بياوريد مى‏آيد و يك تشكى مى‏اندازد پهلوى بيمار مى‏خوابد، طبق پيش بينى حال بيمار بد مى‏شود، بيدار مى‏شود و هر چه در توان دارد تلاش مى‏كند و اين را از مرگ نجات مى‏دهد و صبح مى‏گويد: يك شب نخوابيدم و يك نفر را از مرگ نجات دادم.

بعد يك نفر را كه از مرگ نجات بدهى در تمام اجرهايش شريك هستى، حالا من آمپولى زدم پرستارى كردم، نه خير بنده اگر افتادم شما با تخصّص و تعهّد و سوزى كه دارى، با تلاش و زحمت و بى خوابى كشيدى، من را از مرگ نجات دادى من تا آخر عمر هرچه آيه و حديث در تلويزيون بخوانم، شما هم در ثواب من شريك هستى، دانشجوى پزشكى، شما چون دانشجو هستيد مى‏گويم، شريك در همه خيرها هستيد كه بعداً انجام مى‏شود. كار خيلى مقدّسى است. بسيار كار مقدّسى است. و اين زكات متخصصان است. دوّم امام مى‏فرمايد: صفاى دل: آخر ما يك كيفهايى هم داريم، بعضى كيف‏ها را، بعضى يك كيف هايى دارند، بعضى كيف ها گيرشان نمى‏آيد. مثلاً يكى از اين كيف‏ها اين است كه آدم موكت هايش را بفروشد و قالى كند خانه‏اش كه قالى شد به خصوص اگر انسان از پشم كيف مى‏كند قبلاً زيلو ونخ بود الآن پشم .

يك كيف ديگر هم داريم كه انسان قالى اش را بفروشد يك مقدارى ارزان‏تر كند، چهارتا ديگر هم مى‏خواهند، آن هم يك كيف است. يك كيف اين است كه آدم تنها بخورد و شكمى از عزا در بياورد و يك كيف اين است كه يك خورده آدم كمش بگذارد و دونفر ديگر هم چونه‏اش بجنبد. نگاه مى‏كند سر سفره مى‏بيند همه چونه‏ها مى‏جنبد و اين به خاطر اين است كه من صبح تا به حال زحمت كشيده‏ام دارند مى‏خورند، يك صاحبخانه كه مهمانى دارد آن خانم يا مرد مى‏آيد نگاه مى‏كند مى‏بيند كه همه مهمانها دارند مى‏خورند، خوردن ديگران هم براى صاحبخانه لذّتى است، به خاطر اگر گفتند خانم، گفته بودى براى غذا من معذورم كلّى حال او گرفته مى‏شود. يعنى اين كه انسان زحمت بكشد و يك كسى بخورد، خلاصه زكات دادن كيف دارد بعضى پولها كيف دارد مثلاً سيسمونى كه آدم مى‏خرد زحمت مى‏كشد، نوه اوّل است، لذّتى هم دارد .

امام رضا «عليه السلام» فرمود: «زكات» هم لذّتى دارد پول دادن به فقرا لذّت دارد.

آن‏ها كه پول به فقرا نمى‏دهند مثل يك آدمى است كه يك حسّ دارد.

«و هو موعظة لاهل الغضل»: يك موعظه هم براى غنى هست.

پس چى گفتم جملاتى كه هست. ميفرمايد: 1 - شكر است 2 - صفاى دل است 3 - موعظه است.

امروز تو مى‏دهى، فردا هم ممكن است تو به همين سرنوشت مبتلا شوى .

«تلك الايّام نداولها». امروز تو بهارت هست و پائيز او، فردا هم بهار او و پائيز تو مى‏شود، عبرت است
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آثار زكات در فرد و جامعه

در زكات و خمس و كمك به فقرا چند صفت در انسان زنده مى‏شود؛ 1 - سخاوت 2 - عطوفت 3 - ايثار 4 - نوعدوستى 5 - مبارزه عمل با فقر 6 - تعادل اجتماعى 7 - وحدت و هماهنگى، يعنى كمك به فقير يك چيز مادرى است. آخه ببينيد، گاهى وقتها يك كسى ورزش مى‏كند همينطور دستهايش را الكى همچين مى‏كنديا دولّا مى‏شود و خم مى‏شود. يك وقت همين ورزش كردن را در لباس شستن انجام مى‏دهد، وقتى لباس شسته مى‏شود اين عرق بدن در آيد، لباس و دست خودش هم پاك مى‏شود، غذايش هضم مى‏شود چند تا كار با يك كاراست. يك كسى فقط مى‏دود، و يك كسى مى‏دود كه به نماز برسد دو همان دو است، خاصيّت ورزش را دارد به يك ركعت نماز هم رسيده، يك كسى صورتش را مى‏شورد و يك كسى وقتى مى‏شورد قصد وضو مى‏كند. همان طراوت شستن صورت را دارد علاوه بر آن كه يك چيز اضافه هم گيرش مى‏آيد، هميشه مذهبى‏ها زرنگ هستند، خيلى من غصّه اينها را مى‏خورم كه مذهبى و بى دين هستند، خيلى خسارت است يعنى هيچ كمالى اضافه گيرشان نمى‏آيد، تمام لذّتهايى كه مذهبى ها دارند با غير مذهبى‏ها يكى هستند هر دو سيب زمينى و برنج مى‏خورند هر دو مى‏خندند وازدواج مى‏كنند، هر دو بچّه دار شده و مسافرت مى‏كنند هردو صورتشان را مى‏شورند و هر دو شيرجه مى‏روند، منتهى هميشه مذهبى است. علاوه بر لذّتهاى مذهبى كه دارد، لذّت معنوى هم اضافه دارد يعنى همان شيرجه را هردو مى‏روند: ولى مذهبى مى‏گويد امروز جمعه است قصد غسل روز جمعه هم بكنيم، همان زير آب قصد مى‏كند، همين پولى كه به فقير مى‏دهد آن غير مذهبى به نيّت اينكه.، وجدانش آرام شود، مى‏بيند اين فقير است دلش سوخت، براى سوز دلش است، دوّم مى‏گويد: نه حالا گيرم دلم هم سوخت، براى رضاى خدا باشد مذهبى هميشه، ما چادر مى‏خريم براى خانم، همه چادر مى‏خرند براى خانمشان، مذهبى مى‏گويد خوب حالا باشد شب تولّد حضرت زهرا مى‏خرم، ما كه چادر مى‏خريم شب تولّد حضرت زهرا مى‏خريم، مى‏شود عبادت، مى‏شود همه كارها را رنگ عبادت كرد، چون پول مى‏گيريم بايد كار بكنيم نه خير. يك مسلمان را اگر من نجاتش بدهم خدا راضى است. البتّه پول هم مى‏گيريم، مذهبى‏ها هميشه روشنفكرترين هستند و غير مذهبى‏ها امل‏ترين، چون غير مذهبى فقط جلوش را مى‏بيند يك خورده آنورتر هم نمى‏بيند، اصول دين چند تا است ميگويد سه تا خوراك، پوشاك، مسكن، چرا آمده‏اى اين كار را بكنى، اسكناس حقوق مرخّصى بيمه، تأمين اجتماعى اصلاً غير از امروز و خوراك و پوشاك و مسكن چيز ديگرى نمى‏بيند، مذهبى همين‏ها تأمين است. تأمين اجتماعى و خدمات و بازنشستگى و بيمه و بهداشت وهمه آنهايى را كه اون دارد اون هم دارد منتهى او پشت قصّه را هم مى‏بيند. عميق‏تر است، دور نظرتر و روشنفكرتر است. صفاى دل راجع به زكات،
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

زكات دهنده، سخى‏ترين مردم

از چيزهايى كه نگفته مانده اين است كه از امام سجّاد «عليه السلام» در حال طواف سؤال شد جواد كيست؟ يعنى «جواد» سخى. سخى كيه ؟

فرمود: سخى كسى است كه اونى كه واجب است بدهد. خيلى از افرادى هستند كه حساب سال ندارند، خمس نمى‏دهند ولى هر كسى كه مى‏زايد كادو مى‏برند، هركس خانه نو خريد چشم روشنى مى‏برند، سفره مى‏دهند بريز و بپاش دارند. سوغاتى، خيلى بريز و بپاش دارند ولى اين بريز و بپاش‏ها حساب نمى‏شوند جايى يعنى از صبح تا شب شماره مى‏گيرند ولى آن شماره‏اى كه بايد نمى‏گيرند، خوشا به حالت، كى برق روشن مى‏شود وقتى كه دستت‏را گذاشتى روى كليد با يك فشار همه سالن روشن مى‏شود، اگر آن كليد نباشد همه ديوارها را هم زورش كنيد باز تاريك است. گاهى شما مثال پزشكى مى‏زنم، گاهى شما برش خونى پيدا مى‏شود مى‏گوئيد باندى بياور بپيچم اگر حالا بيست تا لحاف كرسى هم براى شما بياورند، شما اين لحاف كرسى ها رابه عنوان باند قبول نمى‏كنى، در ارتش مى‏گويد دستت را بياور اينجا، بگو من به شما خيلى علاقه دارم مى‏خواهم دوتا دستهايم را بگذارم اينجا، فورى مى‏زنند توى گوشت،بگو آقا تو گفتى يك دست، من دو تا دست شما گفتى به پيشانى من گذاشتم روى سرم، مى‏گويد: همه كارها را كردى اما اونى كه من مى‏خواهم انجام ندادى. امام جواد «عليه السلام» فرمود: اونى كه خدا مى‏خواهد خمس و زكات است اگر كسى خمس و زكات ندهى و ده برابرش را جاى ديگر بايد خرج كنى، مثل زدم كه پرستار مى‏گويم باند بياور مى‏رود لحاف كرسى مى‏آورد، به ارتش مى‏گوييم ادب بده دستش را مى‏گذارد روى سرش

شيطان به خدا گفت: به من گفتى يك سجده بكن، اين سجده به آدم را بردار من تا آخر عمر براى تو سجده مى‏كنم، فرمود: اينكه من مى‏خواهم. خوب، اين مال معناى «جواد» است، جواد كيست؟ سؤال از كيست؟ از امام سجّاد «عليه السلام» در حال طواف، سؤال اين است كه جواد كيست؟ سخى؟ فرمود: سخى آن است كه پول واجب را بدهد. «اَسخى الناس من اَدّ زكات ماله»:، سخى‏ترين افراد كسى است كه زكات مالش را بدهد.

روايت داريم كه پيامبر كه پيامبر «صل الله عليه و اله و سلم» در حجة الوداع آخرين خطبه‏اى كه پيامبر خواند، فرمود: «ايها الناس» اى مردم، «ادّوا زكات اموالهم»: خدا هر چيزى كه به شما داده به فقرا هم بدهيد كسى كه اين كار نكند «لاصلوة له» نمازش قبول نيست، «ومن الصلوة له» «لادين له»، «لاحج له» اگر كمك نكنيد، نمازتان، حج، مدّت‏ها من جبهه بوده‏ام، بله شما ايّام جنگ خيلى وقت جبهه بوده‏اى اما حالا پولهايت جمع شده، سرت به حساب نيست. اگر اجازه بدهيد يك بار ديگر تكرار كنم، آيه خيلى عجيبى است، افرادى با پيامبر «صل الله عليه و اله وسلم» رفته‏اند پيروز شدند غنائم جنگى گرفته‏اند، خدا مى‏فرمايد: «واعلمو» بدانيد «انّما غنتم من شى» آن غنائمى را كه گرفتيد بايد خمس را بدهيد بعد مى‏گويد، «ان كنتم امنتم» اگر دين داريد. به كسى مى‏گويد كه اگر دين داريد؟ به كسى كه كنار پيامبر «صل الله و عليه واله و سلم» رفته خون بدهد. ممكن است آدم جبهه برود، پهلوى پيغمبر هم باشد، به قصد جبهه و شهادت هم برود، در عين حال دين نداشته باشد، چون مى‏گويد: دينت اينجا معلوم مى‏شود: اگر دين دارى بايد حالا كه غنائم گرفتى بايد خمسش را هم بدهى، يعنى افرادى از جون مى‏گذرند ولى از پول نمى‏گذرند.

«ان كنتم امنتم» يعنى: اگر ايمان دارى، به كسى مى‏گويد اگر دين دارى كه سالها، مدتها جبهه بوده آن هم در كنار پيامبر «صل الله عليه و اله وسلم» سپس حتّى در جبهه، پهلوى پيامبر هم نشانه ايمان نيست بله شما سالها و مدّتها جبهه بودى، الآن چند سال است در آمد اضافه دارى هيچ كارى به فقرا ندارى مسئله مهمّى است، خوب يك صلوات بفرستيد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

زكات امرى حكومتى است، نه فردى

يكى از مسائلى كه در مسئله ما بحث زكات است متصدّى كيست؟

اكثر آقايان، فتوى امام «ره» بسيارى از مراجع، مقام معظم رهبرى، اين‏ها مى‏گويند: بايد پول برسد به رئيس حكومت اسلامى، چرا، قرآن مى‏فرمايد: «خُذ من اموالهم صدقه» حالا چرايش را من مى‏گويم .

«خذ»: مى‏گويد بگير، به كسى مى‏گويد بگير، به پيغمبر مى‏گويد: دستور بگير به پيغمبراست، دستور گرفتن به شخص پيغمبراست، وقتى مى‏گويد زكات را تقسيم كن، مى‏گويد: بده زكات را به «والعاملين عليها» به كارگزاران بده، اينها كسى اند يعنى «والعاملين عليها» كسانى كه مسئول جمع زكات، يك، جمع زكات تقسيم زكات دو، بين فقرا، آنها كه دست اند كار گرفتن، و دادن هستند، اگر حكومتى سر كار نباشد خودش آدم زكات را مى‏دهد به فقيرى كه سراغ دارد، ديگه كار گزار نمى‏خواهد، من خودم زكات دارم، مى‏فهميم كه فلانى همسايه مان فقير است بهش مى‏دهم، اينكه ميگويد به كارگزاران، پيداست تشكيلاتى است. كارگزار ندارد. سوم - گروهى هستند اهل تخمين قبل از آنى كه زكات برسد، افرادى را مى‏فرستاد كه برو به مزرعه ببين چقدر جو و خرما و گوسفند و طلا و نقره دارد، اينكه افرادى را مى‏فرستد، تخمين مى‏زنند، اگر مرد به مرد خواسته باشد بدهد نيازى به اين نيست، اين هم در صورت تشكيلات مسئله «وامؤلفه قلوبهم» مى‏گويد بخشى از پول را بده براى اينكه دل‏ها را جذب كنى افرادى كه مسلمان نيستند و كافرند. حتى ممكن است رئيس جمهور كشور هم كافر باشد. لازم باشد به خاطر اينكه ما قلب او را جذب كنيم، يا رئيس فلان قبيله، مايه قالى ابريشمينه هم بهش بدهيم، كمك فرد به فرد نياز به قلّاب كردن رؤساى قبيله‏ها نيست بنده فقير پولدارم، آن آقا را هم فقير، مى‏شناسم بهش مى‏دهم، اينكه مى‏گويد پول را يعنى از اين چهار تعبير كلمه كشانيدن دل ديگران به سمت اسلام، چون فرد به فرد كه كمك مى‏كند فقط شكمش را سير مى‏كند، ملّت‏ها و قبايل را جذب به اسلام كردن اين كار حكومتى است، در تاريخ هم ديدم منتهى اين حالا به درد زندگى، فعلاً ولى خوب نيم دقيقه مى‏ارزد شخصى بنام عبّار بود به سوى قبيله سليم رفت، شخصى بنام رافع بود حضرت فرستادش به سوى قبيله جحينيّه و شخصى به نام بُسر فرستادش به سوى بنى كلب و شخصى از بنى سعدبود فرستاد براى قبيله خود بنى سعد وليدبن عقبه بود سوى قبيله بنى المصطلق، اينها كسانى بودند كه شخص پيغمبر، مأموريت بهش مى‏داد كه برو سراغ قبيله براى جمع كردن زكات پس عمل پيغمبر هم و بعد از پيغمبر، خلفا هم اين برنامه را داشتند. اين مال اينكه متصدى كيست؟ متصدى حكومت است منتهى رئيس حكومت، مرجع تقليد و حكومت مى‏تواند بگويد آقا من به شما اجازه مى‏دهم كه اگر خودت هم فقير سراغ دارى بده، آن وقت شما مى‏شوى نماينده او، نماينده او كه شدى حل مى‏شود، به فقيرى كه مى‏شناسى مى‏دهى، خيلى‏ها هم اين كار را مى‏كنند، مى‏روند پهلوى مرجع تقليد مى‏گويند آقا من اينقدر بدهكارم اما در فاميل و همسايه خودم كسانى هستند خيلى داغون هستند شما اينها را نمى‏شناسى، اجازه بده من وكيل شما باشم بدهم، با اجازه دادن حل مى‏شود، يعنى هم زير نظر ولايت فقيه مى‏شود وهم به همان فقيرى كه شما شناختى عميق دارى داده مى‏شود، خوب اين يك مسئله، مسئله ديگر اين كه :

- چقدر بدهيم؟ در يك جلسه گفتم بعضى‏ها تنگ نظرند بابا خمس و زكات بهش بدهيد، دختر و پسر دانشجو داره، عروسش دو قلو زائيده، پريشب افطارى داده، فكر مى‏كند اگر كسى افطارى داده اگر تخم كدو شكست، و يك كسى يك بار يك پيراهن نو پوشيد اين ديگه نه،

رواياتى داريم كه مى‏فرمايدكه: «حتّى تغنيه» آنقدر مى‏شود بهش داد تا غنى شود حتى اگر پيرمرد يا پيرزنى، پرستارى، كلفت و نوكر مى‏خواهد، مى‏شود، آقا من خودم تنها هستم، اون نوكرهم داره، آقا اون پير و نابيناست عصاكشى مى‏خواهد ممكن است شما عصا كش نداشته باشى، شما بايد خمست را بدهى به اون، اون هم پول مى‏دهد به عصا كشش، يعنى افراد در شرائطى ممكن است، يك چيزى داريم كه مى‏گويد: امام سجّاد«عليه السلام»: «واجعل» خدايا قرار بده «اوسع رزقك» وسيع‏ترين رزقت را به من بده«عليّاذاكبرت» خدايا وقتى پير شدم رزق به من بده، چون وقتى پير مى‏شود همه نوه ها و عروس‏ها و فاميل‏ها مى‏آيند خانه پدر بزرگ: پدر بزرگ هم توليدش كم ولى خرجش زياد: خدايا وقتى پير شدم وضعم را خوب كن، بنابراين سه تا تعبير است چقدر بدهيم، تعبيرهايى كه داريم، يك «حتّى يلحقهم بالناس»: تا ملحق شود به مردم، يعنى آنقدر بهش بده تا زندگى او هم مثل مردم عادى بشود، تعبير ديگرى داريم،« حتّيتغسيهم» تا غنى كنى او را و لذا يك كسى آمد پهلوى حضرت گفت آقا چقدر بدهم به فلانى؟ تعبيرش را اينجا برايتان نوشته‏ام، فرمود سيصد تا بدهم فرمود بله گفت: آقا چهار صد تا فرمود: بله گفت: آقا هر چه مى‏گويم مى‏گويى بله، آنقدر بهش بده تا بيايد در حدّ عادى، مثل دكتر آقا، تا كى بخورم، تا ديگه دردش تمام بشود تا كى به اين دكتر، تا بچّه‏ام خوب بشود، بنده بچّه‏ام كه مريض شود، سه تا دكتر مى‏روم، بايد آنقدر بروى تا بچّه‏ات، من اگر مريض بشوم 16 تا قرص بيشتر نمى‏خورم بايد بخورى تا خوب شوى، آنقدر دكتر برويم نسخه را عمل كنيم تا خوب بشويم. اين هم مال اينكه بعضى‏ها مى‏پرسند كه. بعد هم مى‏فرمايند،« و تيزّوج بها» ازدواج كند، جوان است مى‏توان از زكات بهش داد داماد شود آقا من پول بدهم جون كنده‏ام عرق ريخته‏ام برود داماد بشود كيف كند بابا جون به تو چه ازدواج براى اين حق است يا باطل اگر حق است، ما گاهى وقتها فكر مى‏كنيم، حتماً وقتى كمك مى‏كنيم براى نخ بخيه باشد در عمل جرّاحى، اين هم مال چقور بدهيم .

مسئله ديگه اين كه در آيه خمس خداوند مى‏فرمايد: «والله عليم حكيم» اين مى‏گويد ببين روشنفكر بازى در نياوريد، هر چى خدا گفته او حكيم است (ولى علّى حكيم) كارهاى خدا روى حكمت است اگر گفت اينجا نصفه يا دوبله يا اگر يا اگر اينجا كار خدا، اگر گفته زن نصف مرد ارث مى‏برد حالا نمى‏خواهد بگويى به اسم دفاع از زن، اسلام كه گفته، خدا حكيم است، گفته كه اين 30 تومان را، مثلاً 30 تومان پول است مردها مى‏روند، مى‏گويند 20 تومانش را بده به پسرها 10تومان را بده به دخترها، بعد خدا حكيم است يعنى چه؟ يعنى اسلامى كه مى‏گويد به اين خانم ده تومان بده مى‏گويد: اين خانم هيچ خرجى روى دوشش نيست، شما خانم، دختر خانم، شما اين ده تومان را بگير، بار زندگى روى دوش من است، اين هم مال پسر آقا، دختر و پسر با هم ازدواج مى‏كنند، دختر خانم ده تومان اينجا قايم مى‏كند، پس انداز مى‏كند،مى‏آيد ازدواج مى‏كند، اين 20 تومانى كه مال پسر است وارد زندگى هر دو مى‏شود، اين دختر خانم ده تومان از اينجا هُ‏ش مى‏كشد، و ده تومان هم سوائى دارد يعنى آن دين كه مى‏گويد ك دختر خانم ده تومان بارى روى دوش او نيست اين پول جيبى است، برو ازدواج كن از اونجا بكش بالا، بنابر اين قرآن در آيه زكات مى‏گويد: بله، (والله عليم حكيم) كارهاى خدا روى حكمت است. هر جا ما به اسلام عمل نكرديم، سيلى خورديم، چقدر از شير خشك تبليغ شد، حالا هِى كنگره و كنفرانس مى‏گيرند كه شير مادر، از اول اسلام، اين همه روايت داشتيم كه بهترين غذا براى نوزاد شير مادر است چرا گوش نداديم؟ وقتى اسلام مى‏گويد: زير درخت نخواب، بدنت را با سدر بشور، حالا اين گرد و برگ سدر با پوست بدن چى مى‏كند؟ لباس پنبه‏اى بهتر از لباس پشمى است، نه خير، لباس من پشميه، به يه نفر گفتند لباست نخيه غيظ كرد، حالا مثلاً اگر به نخ شما بگويند پشم (به پشم بگويند نخ) فشار خون شما بايد برود بالا به تازه از نظر اسلام لباس پنبه‏اى بهتر از لباس پشمى است، روايت زياد داريم، حالا ممكن است بعد دكترهاى پوست در آينده، حقيقت آن را دريابند، كه پنبه با پوست سازگاريش بشتر است هر چه اسلام گفته عمل كنيم، وقتى مى‏گويد: آب انار نخور با هسته‏اش بخور، هسته انار مثل سنگ پا به ديوار مثل شن، به ديوار معده كشيده مى‏شود و جرم بدن را مى‏گيرد، مى‏گويند: دم غروب مطالعه نكن الان متخصصين، فوق تخصص چشم گفته‏اند اين حرف درست است، دم غروب براى سلول‏هاى چشم، بدترين وقت است براى مطالعه، شكم پُر مطالعه نكن، چَشم، نور كافى باشد، چَشم،خونه ات را رنگ سفيد كن، بعضى‏ها اطاقشان را را سرخ مى‏كنند مى‏گويند رنگ اطاق سفيد باشد، سبز كم رنگ باشد، سفيد باشد، لباس مى‏پوشى لباس شفّاف بپوش، حتى خانم‏هاسَرِ كلاس وقتى مدرسه دخترانه است و مردى حاضر نيست دليلى ندارد كه مانتو سياه و سرمه‏اى برود دليلى ندارد، تخته‏ها را ميگويند سبز كنيد، رنگ لباس روشن باشد، زن‏ها در مسجد الحرام مه كه مى‏روند با چادر سفيد مى‏روند، حالا اين دختر چهل تا دختر نشسته‏اند نگاه مى‏كنند به يه خانمى كه لباسهايش مشكى است. كدام آيه و حديث داريم بله بيرون داريم جداست، اما سَرِ كلاس بگذار وقتى بچه نگاه مى‏كند چشمش تار نشود. در غذا خوردن، در فوت كردن، يك دقّت هايى اسلام گفته، هر چه اسلام گفته، دستورهاى اسلام همه، حقوقى‏اش، بهداشتى‏اش، همه‏اش، (والله عليم حكيم) داريم‏كه اگر خدا مى‏دانست واقعاً فقرا نياز دارند، زكات و خمس را بيشتر مى‏كرد، زكات را بيشتر مى‏كرد خدا مى‏داند كه اگر مردم زكات بدهند ديگه فقيرى نمى‏ماند، ما در اين چند جمله راجع به اين صحبت كرديم اميدواريم كه هر كس از آبرويش، تخصّصش، از خطاطى اش، از بيانش، هر كس، هر چى دارد در راه خدمت به ديگران بگذارد، (قريةالى الله) يعنى از مردم توقّع نداشته باشد، اگر خدا نباشد، مى‏گويد اينقدر سور داديم آخرش مردم رفتند پاى صندوق به او رأى دادند. بعضى كانديدا هستند پلو مى‏پزند مردم اينجا مى‏خورند به او رأى مى‏دهند اگر براى خدا نباشد مى‏زنى روى دستت، اى منِ بدبخت رفتم قرض كردم، نه وقتى آدم براى خدا شكمى را سير كرد رأى دادند، ندادند سلام كرده يا نكردند، آدم وقتى با خدا معامله كرد هيچ وقت عقده‏اى نمى‏شود و غصه نمى‏خورد، اما اگر براى غير خدا كار كردى همين كه تأويلت نگرفتند غصه مى‏خورى، بنابراين يكى از بركات اخلاص اين است كه مخل هيچ وقت مضطرب نيست، دلهره ندارد چه خواهيم كرد چه خواهد شد، من براى خدا گفتم هر جورى مى‏خواهد بشود، با خدا معامله كرده‏ام، وقتى با خدا معامله كردم عقده‏اى مى‏شود نه انتظار دارد، نه منّت مى‏گذارد، هيچ وقت هم پشيمان نمى‏شود، پشيمانى و عقده‏اى در مخلصين نيست. غير مخلصينند كه گاهى عقده‏اى ميشوند و گاهى پشيمان، به همين خاطر مى‏گويند خمس و زكات بايد قربت الله، و باقى عبادات هم همينطوره خوب نيم ساعت ما تمام شد والسلام عليكم و رحمه الله

ما تولد پدر عزيز حضرت مهدى عليه السلام حضرت عسگرى عليه السلام را تبريك مى‏گوييم و يك چيز قشنگى هم ايشان دارد. سوغاتى است برايتانم بگويم، امام حسن عسگرى عليه السلام فرمود:

«الفقيه» خيلى مهم است اين كلمه، حتماً نشنيده‏ايد، خيلى هاتون نشنيده‏ايد، امام حسن عسگرى فرمود: «الفقيه» كه مى‏گويند ولايت فقيه «من» كسى است كه «انقذ الناس» من شّر اعدائهم، تولد امام حسن عسكرى «عليه سلام» تولدش هست. «الفقيه» فقيه كيست؟ كسى است كه «من»، «انقذ» نجات بدهد «انقذالناس» نجات بدهد مردم را، از كسى، «من شّر اعدائهم» فقيه كسى است كه جامعه را از شّر دشمن نجات بدهد، مصداق بارزش حضرت امام بود كه ايران را از شّر آمريكا نجات داد، فقيه اين است، ممكن است كسى خيلى هم درس بخواند اما فقط، كلّه‏اش پر علم است اما در عمل هيچ كس را از هيچ مسئله‏اى نجات نمى‏دهد، فقط علامه است تا بخواهى سوال كن جواب مى‏دهد. مى‏گوييد: فقيه كسى است مه جامعه را از شّر دشمن نجات بدهد اين «القفيه من انقذ الناس من شّر اعدائهم» اين خيلى به ما خط مى‏دهد كه به كى بگوييم اسلام شناس به كى بگوييم فقيه به كى بگوييم مجتهد، بله مجتهد است اما پسرهاى خواهر و برادر خودش را، اصلاً يك جلسه‏اى با فاميلش، چه مقدار نقش داشته توى شهر و روستا و كشور، داخل و خارج نقش عملى فقيه را مى‏خواهد بگويد فقيه كسى نيست كه كلّه‏اش پر علم باشد، كسى است كه علاوه بر علم جامعه را از شّر دشمنان نجات بدهد، و دشمن شناس باشد، ببيند دشمن امروز چيه، امروز تهاجم فرهنگى است يا نظامى پيشبينى بكند و پيش بينى او هم به حق باشد، روز تولد امام حسن عسگرى را به فرزند عزيزش حضرت مهدى عليه السلام تبريك مى‏گوييم.خدايا: تو را به حق محمد و آل محمد فرزندش امام زمان «عليه السلام» را از ما راضى. ما را از ياران حضرت مهدى «عليه السلام» قرار بده.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

زكات در اسلام (5)

آداب پرداخت زكات
پرداخت سهم امام زمان (عجل اللّه تعالي فرجه شريف)
اخلاص در پرداخت زكات
پنهانى بودن پرداخت زكات
دورى از منّت گذاردن
كوچك شمردن كارهاى نيك
آداب پرداخت زكات

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

اللهم صلى على محمد و آل محمد الهى انطقنى بالهدى و الهمنى به التقوى‏

اسلام با خاطر جامعيتى كه دارد براى هر كارى آداب و رسومى دارد. از چيزهاى خيلى ساده و پست به نظر ما، كه هيچ آيت الله و استاد دانشگاه و آدم تحصيل كرده‏اى حاضر نيست درباره آن حرف بزند مى‏گويد اين خيلى پست است. از آن چيزهاى خيلى پائين و جزئى حرف دارد تا مسائل بسيار بزرگ.

امام صادق عليه السلام خواست قصه را بيان كند به يكى از يارانش گفت: اجازه مى‏دهى دستت را فشار دهم گفت: خواهش: خواهش مى‏كنم در خدمت شما، امام صادق عليه السلام دست ايشان را گرفت و يك كمى فشار داد، دستش را برداشت گفت: ببين جا برداشت. اسلام براى همين مقدارى كه جاى فشار انگشت حكم دارد. كه اگر كسى دست كسى را فشار داد به جورى كه جا برداشت حكمش چيست؟ براى گرفتن ناخن دستور داد.چه روزى بگير. بعد بين ناخن پسر و دختر فرق گذاشته. براى رنگ ناخن و گرفتن آن زمان ناخن، ناخن گرفته راچكار كن، واقعاً هيچ مكتبى به اين مسائل جزئى نمى‏پردازد، مسئله‏اى نيست مگر اينكه اسلام روى آن نظر دارد، شايد هيچ مكتبى حاضر نباشد مثلاً راجع به مسئله دستشويى قانون وضع كند. توهين و زشت است. ولى براى اين اسلام شايد پنجاه تا دستور داده، ايستاده و رو به باد، و رو به خورشيد و ماه، پاى درخت ميوه، و مسير راه مردم كوچه، نهر آب و رو به قبله، رو به كعبه، رو به قبله، رو به انسان نباشد. يه چيزهايى انسان فكر مى‏كند اين هم دستور است ولى اسلام است ديگر، از ناخن گرفته تا دستشوئى كه خيلى جزئى و پست است تا برخورد با سران كفر كه قرآن مى‏فرمايد: «فقاتلو الكفر» تا روابط بين المللى با كب باشه با كى نباش، حتى دست از مرده افراد بر نمى‏دارد «!!» مى‏كويد: اگر مرده منافق است به جنازه‏اش نماز نخئان .

«لاتصل على احد منهم مات ابدا» اين‏ها كه از جبهه فرار كرده‏اند اگر مردند تشع جنازه‏اش نرو. براى عيادت و تشيع جنازه، داد و ستد كه اوه چند هزار حديث داريم و براى خوردنى‏ها و آشاميدنى‏ها چند هزار حديث داريم برا يمسائل پزشكى و بهداشت. شايد دويست عنوان داشته باشيم فقط درباره لباس رنگ و جنس و دوخت و اسراف و بهداشت و تجمل و تفاخر، لباس، لباس باران ئ احراو و جنگ و عروسى و آخرين لباس كفن اوه لباس نوزاد، جنس لباس، پنبه يا كتان يا پشم رنگ لباس يا خيلى اسلام ظريف است.

حالا يكى از دستوراتى اسلام گفته، كمك كردن و كمك گرفتن چه آدابى دارد؟

به مناسبت بحث خمس و زكات مى‏خواهيم اين را بگوئيم آداب كمك دادن و گرفتن.

آداب پرداخت و گرفتن خمس و زكات، و انفاقات.

اصل پول دادن نشانه توحيد است. چ.ن يكى كه موحّد است هر چه ايمان و عشقش به خدا بيشتر شود راحت‏تر دل از پول مى‏كند. كسى كه مى‏گويد: خدا هست ولى اين پول را دوست دارم اين پيداست كه خدا را دوست ندارد آدم يه چيزى را دوست دارد ببينيد، چرا ده زكات گفته‏اند: صدقه «صدقه علامت صداقت است يعنى كسى كه مى‏گويد من قيامت را قبول دارم علامت اينكه صداقت دارى اين است كه يه كمكى كنى، اگر گفت نه من قيامت را قبول دارم پول را هم دوست دارم يه خورده از اون كم رنگ شده، كسى كه:

«و يطعمو الطعام على حبّه» «على حبه» سه جور معنى شده: «على حبّ الطعام» غذا را با اينكه گرسنه بودند دادند «على حبّ الله» يا «على حب المسكين» سه جورى مى‏شود معنى كرد اين را «و يطمون الطعام على حبّه»«على حب الطعام» يعنى با اينكه، آخه وقتى سير شديم، زياديهايش را مى‏دهيمبه كسى يا دوست نداشتيم، نه دوست داشتيم. امام حسن و امام حسين، امير المومنين و حضرت زهرا «سلام الله عليهم» دم افطار با اينكه خودشان ميل داشتند غذا را دادند، اونكه دوست داشت داد. يا روى عشق به خدا داد يا روى عشق به مسكين.

يه وقت آدم، بگير برو حرف نزن ديگه، اينطور نيست كه هم مسكسين را دوست دارم هم خدا و هم غذا را با اينكه ولى سه جور مى‏شود معنى كرد .

هر چه توحيد قوى‏تر باشد آدم راحت‏تر مى‏گذرد.

شما وقتى مى‏روى، داماد مى‏رود پهلوى عروس، هر چه عروس را دوست داشته باشد خواسته‏هاى عروس را بيشتر انجام مى‏دهد، اگر گفت: مى‏خواهيم برويم مسافرت، مهريه اينقدر باشد، اين شرط باشد، عاشق عروس شده تا توان دارد خواسته‏هاى عروس را تن مى‏دهد. اگر به عرئس گفت: دوستت دارم ولى اين حرف هايت را گوش نمى‏دهم ايئ را قبول مى‏كند
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

پرداخت سهم امام زمان (عجل اللّه تعالي فرجه شريف)

نمى‏شود گفت يا حجة بن الحسن من تو را دوست دارم، «عجّل على ظهورك» تشريف بياوريد، پول بهت نمى‏دهم هميطور تشريف بياوريد. يعنى كسى بگويد يا حجة بن الحسن، اسم بچه‏اش را مهدى مى‏گذارد، اما حق حضرت مهدى «عليه السلام» را مى‏گويد مشكل دارم .

اين‏ها يك مقدارى در صداقت‏ها گير داريم. البته نه اينكه مردم بنده‏ام مثل مردم هستم، بعضى از مردم و خود بنده گير دارم. مسكل داريم.

زكات يك شكر عملى است، قرآن مى‏فرمايد: انّا اعطيناك الكوثر فصّل لربك و النحر

حال كه من به تو كوثر و خير كثير، زياد داده‏ام «صّل» شكر زبانى و هم «والنحر» يه شتر ذبح كن بده، ذبح هم كافى نيست‏

شتر بايد بدهى چون كوثر است كوثر هم يعنى خير زياد كسى كه خير زياد دارد بايد كوثر بدهد، يعنى كسى كه خيلى دارد، بايد خيلى بدهد.

بله يه وقت مال در جا مى‏زند هميشه آدم يه جور پول دارد آدم هميشه هم يه جور پول مى‏دهد حقوقش ثابت است بله، اما اگر حقوق و كلاست رفت بالا، انفاقت هم بايد برود بالا ،

نقل مى‏كنند شيخ انصارى «ره» از مراجع و علمايى است كه حدود صد سال است همه ملاها كه ملا شده‏اند كتاب ايشان را هم خوانده‏اند ملّا شده‏اند. رسائل و مكاسب شيخ انصارى معروف است.

ايشان طلبه بود رفت سرش را اصلاح كند ده شاهى داد نيم ريال، بعد هم با سوادتر شد باز هم نيم ريال داد، شد حجة الاسلام نيم ريال، و المسلمين نيم ريال، آيت الله نيم ريال العظمى نيم ريال مرجع تقليد نيم ريال دلّاك «اصلاگر و آرايشگر» آقا شما سى سال است پهلوى من اصلاح مى‏كنى همه‏اش ده شاهى مى‏دهى ايشان گفت: من سواد زياد شده مساحت سرم كه زياد نشده

حالا گاهى وقتها طرف رشد كرده، خوب بابا حقوق شما چند بوده چند شده سوادتان چند بوده چند شده، تو كه كوثر دارى ديگه گوسفند و بز كافى نيست «والنحر» «نحر» يعنى شتر. يعنى كلاسى كه از شما توقع بيشترى است ما نبايد نگاه كنيم بله ديگه، آدابى دارد
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

اخلاص در پرداخت زكات

آداب پرداخت كننده:

اول: شرطش اخلاص است. براى خدا بدهيم. قرآن در سوره هل اتى وقتى مى‏گويد: اين‏ها وقتى كمك كردند «و يطعمون الطعام على حبّه مسكينا و يتيما» گفتند: «لا نريد منكم جزاءً» با كه به شما كمك كرديم اراده نكرديم «جزاءً و لا شكرا». اخلاص اين است كه آدم از مردم توقّعى نداشته باشد براى خدا مگر جبهه نبوده‏اى؟ خيلى خوب، آقا من اينقدر سابقه جبهه دارم. خوب حالا مى‏خواهى چه كنى؟ بله نظام بايد افرادى كه جبهه بوده‏اند سابقه شان را حفظ كند، اما شما خوب نيست چو نه بزنى، ما شهيد داديم خوب است، خوب شهيد براى خدا داديد. نظام بايد خانواده شهدا را احترام بگذارد خود خانواده شهدا خوب نيست كه بگويد من شهيد داه‏ام. اين «لا نريد» اصلا اراده ندارد نمى‏گويد: «لا نقول» اراده يعنى توى دلمان هم نمى‏گوييم، گاهى وقتها آدم توى دلش مى‏گويد، به زبان نمى‏آورد، مى‏گويد نه به زبان كه نمى‏آورى هيچ توى دلم هم واقعا توقّع نداشته باشم، «لا نريد»گاهى وقتها يكى از اين كانديداها مى‏گويد: خواستيد بدهيد يا ندهيد اختيار با خودتان است. اين را به زبان مى‏گويد امّا توى دلش با تمام سلولهايش مى‏گويد: تو را به حضرت عباس به من راى بدهيد اين «لانريد»يعنى توى دلملن هم نگوئيم اين خيلى مهم است. توى دلمان هم نم گوئيم اين اخلاص .

2 -بايد فورى باشد، كسى كه مى‏خواهد كمك كند زودتر كمك كند. حال باشد بعد، حالا باشد بعد، چون وقتى ماند رسوب پيذا مى‏كند مال دنيا غفلت مى‏ش‏ود به روح و ديگه نمى‏شود. مى‏خواهيد بدهيد، زود بدهيد، هى نگوئيد باشد بعد، باشد بعد، مكّه مى‏خواهيد برويد. زودتر. من تعجّب مى‏كنم افرادى سرمايه دارند، اما موتور هوندا خرج پيغمبر نمى كند. بابا مكّ حالا كه گران شده يه ميليون شده، پول يه موتور هوندا است، قبر رسول الله، سلام بر پيغمبر به انندازه يك موتور هوندا نمى‏ارزد؟ چه وجودى هستى تو؟ چه جورى فكر مى‏كنى؟ «اخلد الى الارضا» فورى اقدام كنيد .

در منطقه خودتان، چقدر الان روستا داريم كه مشكل دارد. از همان روستا افرادى آمده‏اند توى شهر، يا دكتر يا مهندس، يا آيت الله يا تاجر شده‏اند، اگر اينها جمع بشوند، روستاى خودشان را احياء مى‏كنند.

ما متأسفانه روستا داريم كه دهها طلبه فاضل در قم دارد، ولى روستا مسجد هايش خاموش است. گناه اين روستا به گردن اين طلبه است. بايد اين طلبه مثلاً آقا ببيند يه دهه تو برو بر گرديد، البته اخيراً الحمدالله بعضى از طلّاب عزيز اين كار را كرده‏اند، طلبه‏هاى منطقه گفته‏اند بابا ما از اونجا هستسم، آمده‏ايم با سواد شده‏ايم، بيائيم. آيت الله جوادى آملى، آيت الله بزرگى است، هر سال چند روز ميرود آمل براى مردم آمل صحبت مى‏كند، هر كس منطقه خودش را در يابد. چند تا سخنرانى، چند تا، پزشكى است مثلاً پزشك است 5 روز، يك هفته برود اونجا بگويد: آقا من بچه شما، و اين محلّه هستم، آمده‏ام يك هفته براى شما، اگر اين كار را بكنيم هجرت روستائى‏ها كم مى‏شود، رفاقت و محبّت بيشتر مى‏شود يادمان نرود كه ما چى چى بوديم، ما تو همين كوچه بوديم.

«الم يجدك يتيما» يادت نرود پيامبر خودت هم يتيم بودى. پس «فأما اليتيم فلاتنهر» «و وجدك عائلاً فأغنى» پس «فاما السائل فلاتنهر
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

پنهانى بودن پرداخت زكات

پنهانى: در قران هر وقت بين پنهانى و آشكار است،اول پنهانى را مى‏برد، قرآن هميشه مى‏گويد: «سراًو علانيه» يعنى اول اسم «سر» را مى‏آورد بعد اسم «علانيه» را، قرآن هميشه، اين يك كدى است، قرآن هر كلمه‏اى رااوّل برد گرا مى‏دهد يعنى اين مقدّم است:

مثلا مى‏گويد: «ان الصفا و المروة شعار الله» نمى‏گويد: «ان المروة و» مى‏گويد «ان الصفا و المروه» اينكه مى‏گويد «صفا و مروه» شما هم كه مكّه رفتى شروعت از صفا باشد.

«اِبدأ بما بدأ الله» به قول حديث، چون خدااسم صفارا اول برده، شماهم در سعى صفا و مروه از كوه صفا شروع كن «سّرا و علا نيه» اسم سّر جلوتر آمده، مخفى باشد.

فيض كاشانى يه خاطراتى نوشته، نوشته كه: اصلاً بعضى‏ها به خاطره كه «سّر» باشد، كمكهايشان را به افراد نابينا مى‏كردند. كه اين فرد شكمش سير بشود و اين آقا نابيناست و طرف را نبيند، بعضى صدقه را در محل نشستن فقير قرار مى‏دادند مى‏رفتند كه دهنده شناخته نشود. بعضى‏ها وقتى مى‏آمدند كه فقير خواب است صدقه را در يك كيسه‏اى مى‏گذاشتن به لباس او گره مى‏زدند، پا مى‏شود مى‏ديد كه، يعنى اين قدر احتياط مى‏كردند كه كسى نفهمد.

بعضى‏ها هم يك سطل زباله براى كوچه شان مى‏دهند مى‏نويسند بانى اين سطل زباله محسن قرائتى، بر پدر و مادر كسى كه سيگار بيندازد لعنت اى بابا، يعنى ل‏آدمهاى هستند كه اگر يه سطل زباله بدهند تا اسمشان روش نباشد قانع نمى‏شوند، و آدمهايى هستند كه هيچ.

البته خدا هم جبران مى‏كند. نقل شد كه آيت الله العظمى بروجردى «ره» مسجد اعظم قم را كه شروع كرد آيت الله العظمى گلپايگانى «ره» يه تكه زمين از ارث پدرش داشت، فروخت و يواشكى داد پول مسجد، يعنى يه آيت الله ديگه مسجد مى‏سازد يه آيت الله ديگه آمد پولش را، داشتيم آدمهاى را كه قرض كسى را داده‏اند طب كار گفته‏اند بهش بگو فقط پولى را كه طلب دارى پرداخته شد، كسى نفهمد، هر چى ميشود. فقط يكجا گفته‏اند: «علانيه» انجام بدهد و آن هم آنجايى كه متهميد. اگر كسى مورد اتهام است كه فلانى، خمس نمى‏دهد، اونجا بگو ببين اين خمس من است، بعضى جاها علنى خوب است. ما داريم بعضى تجّارى كه مى‏خواهند خمس بدهند بچه هايش را مى‏برد خونه مرجع تقليد مى‏گويد: ببينيد، من خمسم را به اين آقا مى‏دهم بعد از مردن من شما هم بايد خمستان را به مرجع تقليدتان بدهيد، خمس دادن را به بچه هاش هم ياد مى‏دهد و القا مى‏كند، البته بعضى‏ها هم به بچه هاشان نمى‏گويند، مى‏گوييند: اگر به بچه هايمان بگوييم تصميم خطرناك مى‏گيرند
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

دورى از منّت گذاردن

بدون منّت پنهانى بى منّت، منّت اجر را از بين مى‏برد، «لاتبطلوا صدقاتهكم بالمنَّ والأذى» يادت رفت من به تو وام دادم، يادت رفت براى عروسى‏ات، يادت رفت براى دامادى، در كنكور، يادت رفت، يادت رفت، هر كسى منّت بگذارد خدماتش «اجر و پاداشت» از بين مى‏رود، ممكن است منّت زن و شوهرى باشد. يادت رفت تو گدا بودى من زن تو شدم، حالا پولدار شدى بد مستى مستى مى‏كنى شوهر منّت سر زن مى‏گذارد يادت رفت كه نمى‏دونم جهازيه‏ات چنين بود، نمى‏دونم فرض كنيد، من پول دادم تو درس خواندى، من، تو شش كلاس درس خوانده بودى، به كمك من تو ديپلم گرفتى، و ليسلنس شدى منّتهايى كه زن و شوهر در خانه به هم مى‏گذارند من بودم كه، اخلاص تباه مى‏شود، منّت، بگوييم من بودم كه، يادت رفت كه، آتش مى‏زنيم بر همه خدمات،اينقدر اين استخرها را آبش مى‏كنند و آب توش نيست «؟؟!» به خاطر دارد كه از بين مى‏رود، سوراخ دارد و لذا يكى از دعاها مى‏گويد: «اللهمّ سددّنى»يعنى خدايا مرا سد سازى كن.

چون آدم اگر از نظر ايمان سد سازى نشود، هر جه هم عبادت كند عبادتش از بين مى‏رود، بى منّت كارش را كم بشمارد
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

كوچك شمردن كارهاى نيك

پنج ميليون، ده، بيست ميليون هر چى هم كمك كرديد كارتان را كم بشماريد، عبادت هم همينطور است، مطالعه هم همينطور است، بعضى افراد هستند، من خونه يه آقايى بودم مى‏خواست بخواند مى‏نوشت كه من امشب دو ساعت 2 دقيقه مطالعه كرده‏ام، امشب سه ساعت و هفده دقيقه، گفتم براى چى مى‏نويسى، حال دارى مطالعه كن و حال ندارى بگير بخواب مثلاً مى‏خواهد بگويد اين كتاب دو هزار و هفتصد و سى و چهار ساعت و سى و پنج ثانيه روش كار شد، اگر مردم استفاده كردند خداكه مى‏داند مردم هم بدانند دو هزار ساعت يا سه ساعت كه چى؟ مثلاً، خدا كسانى را كه بى حساب كار ميكنند خداهم بى حساب به انا مى‏دهند، و كسانى كه متّه به خشخاش مى‏گذارند خدا هم به اين‏ها متّه به خشخاش مى‏گذارند چون قرآن داريم كه: «حساباً شديداً»، يك آيه مى‏گويد، و ديگر مى‏گويد: «حساباً يسيراً» هر دو در قرآن هست. كسانى كه سخت مى‏گيرند خدا هم به آنها سخت مى‏گيرد، و كسانى كه نرم مى‏گيرند خدا هم به آنها، كارش را كم بشمارد. امام سجّاد «عليه السلام» مى‏فرمايد: «و استقلال الخير»، «استقلال» يعنى قليل، خدايا كمكم كن و خيرم را كم بشمارم. «و ان كثر من قولى و فعلى» يعنى خدايا خيرم را كم بشمارد اگر چه زياد است. «و استكثار الشرّ»: شرّم را زياد بشمارم «و ان قلّ من قولى و فعلى»: و اگر چه كم است .

امام سجّاد «عليه السلام» مى‏فرمايد: انسان كامل اين است كه كارش را كم بشمارد و خوبى هايش را، اصولاً در مديريّت يك مدير خوب اين نيست كه هى نگاه به پشت سرش كند، اوه ببين چقدر آمده‏ام، نگاه كن چقدر نرفتى، به نرفته‏ها نگاه كنيد كه برويد، به رفته‏ها نگاه نكنيد كه غرور بگيرتان، من دكترم، حالا دكترى چندتا كتاب مطالعه كرده‏اى؟ 300 تا، فوق ليسانس، 200 تا، 150 تا، ديپلم، 100 تا كتاب خوانده‏اى به صدو دويست كتاب خوانده نگاه نكنيد كه فكر كنيد خيلى هستيد به كتابهايى كه تا حالا مطالعه نكرديد نگاه كنيد كه آدم احساس اوه اوه .

به امير المؤمنين «عليه السلام» مى‏گفتند: خيلى عبادت مى‏كنى!! مى‏فرمود: من، من، من كجا و على كجا؟ به امام سجاد «عليه السلام» گفتند خيلى عبادت مى‏كنى!! من كجا على كجا؟ به امير المؤمنين «عليه السلام» گفتند خيلى عبادت مى‏كنى!! من كجا و رسول الله «صل الله عليه و اله و سلم» كجا؟ به رسول‏الله «صل الله عليه و اله و سلم» مى‏گفتند: چقدر عبادت مى‏كنى؟ مى‏گفت: من كجا و شكر خداكجا؟ مگر من مى‏توانم شكر كنم؟!

يكى از آداب اين است كه آدم كارش را،

هفتم: از بهترين‏ها بدهد: «لن تنالوا ابّرحتّى تنفقوا ممّا تحبّرن»

از بهترين‏ها بدهد، لباس بهتر، غذاى، نه اينكه اين لباس را رنگش را دوست ندارم. شكل و دوختش را، از مد افتاده، از بهترين‏ها بده.

به كسى كه كمك به او ثواب بيشترى دارد بدهد، به افراد با تقواترى، اگر دو فقيرند، با تقوا و بى تقوى، به اون كسى كه با تقواتر است بدهد،

به كسانى بده كه مردم فكر مى‏كنند غنى است، ولى در درون فقير است.

افرادى هستند به قول ما مى‏گويند: صورتشان را به، يعنى به پول، حالا چه خمس و زكات، سهم امام و افاق، و هر رقم كمكى كه، براى خدا باشد، فورى در منطقه خودمان، يواشكى، بى منّت، بزرگ نشماريم، اين هم هفت. از بهترين‏ها باشد، هشت به كسى كه كمال بيشترى دارد كمك كنيم. نُه به كسى كه در ظاهر فقير نيست. افرادى هستند. اخر آمد گفت: آقا پولش مى‏دهيم بچه‏اش دانشجوست، فكر مى‏كند اگر كسى بچه‏اش در دانشگاه قبول شد فقير است. افرادى هستند، چند تا دانشجو دارند بينى و بين الله هم فقيرند، نه ديروز پسرش را عروس «داماد» كرده، پسرش، پسرش را داماد كرده، دخترش را عروس كرده، خوب باشد اگر كسى پسرش را داماد و دخترش را عروس كرد، آقا رفته مشهد، مگر نمى‏شودكسى فقير با شد، آقا قايقرانى دارد. قرآن دارد مى‏گويد: «قايق لمساكين يعلمون فى البحر» يعنى چند تا فقير بود قايق را شركتى داشتند. كار هم مى‏كردند، اما در عين حال به كسانى كه قايق دارند و شريك شده‏اند خدا مى‏گويد: «لمساكين» يعنى اسم مسكين رويش باشد، يعنى وانعى ندارد كه هم مسكين باشد و هم يه تاكسى با هاش كار بكند، منتهى با اين تاكسى و وانت، قايق و كار چقدر گيرش مى‏آيد و خرجش چقدر است؟ افراد تنگ نظر

يه كسى، امام «عليه السلام» خرما داد يه كسى، يه نفر نشسته بود گفت: خدا مثل تو را زياد نكند، من مى‏دهم تو نمى‏توانى ببينى؟!

مقدار كمك بايد حتّى «يلحقهم بالناس»اين تو حديث است. يعنى زندگ ى اش عادى شود، مى‏شود داد به طرف به طرف تا زندگى‏اش عادى شود، آقا رو موكت نشسته پولش داد؟چون فعلاً مالى ماشين عمومى است، يعنى اينقدر مى‏توان بهش بدهى تا موكتش را بكند فرش ماشين مثلاً «؟!» نه بابا پولش دادم رفت فرش خريد، مى‏خواستى چه كند؟ تا زندگى عادى مى‏شود به فقرا كمك كرد، تنگ نظرى نكنيم، دانشجو دارد، دخترش را عروس كرده، پسرش را داماد كرده، و مشهد رفته كمك نكنيم، بسيارى از افرادهايى هستند كه واقعاً نياز به كمك دارند، گر چه به حسب ظاهر هم دست گدائى دراز نمى‏كند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

زكات در اسلام (6)

آداب پرداخت زكات
حفظ آبروى محرومان
از چيزهاى خوب در راه خدا بدهيم
دقّت در نذر و وصيّت
اولويت با بستگان محروم است
فقرزدائى نه گداپرورى
تقسيم زكات، زير نظر مرجع تقليد
آداب پرداخت زكات

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

اللهم صلى على محمد و آل محمد الهى انطقنى بالهدى و الهمنى به التقوى‏

چندين جلسه است كه درباره كمك از زكات و خمس تا انفاق صحبت كرديم، در جلسه قبل آداب پرداخت كننده را گفتيم كه بايد فورى باشد، اين فورى بودن يه بركتى دارد، بركات فورى بودن را نگفتم.

آداب پرداخت: پرداخت خمس و زكات و انفاق

در جلسه قبل گفتم فورى، بركات فورى بودن، فورى باشد، اين فورى بركاتى دارد. فورى باشد زيرا:

1 - تا شيطان وسوسه و پشيمانت نكند. اگر آدم زود تصميم نگيرد شيطان و وسوسه‏اش مى‏كند.

قرآن يه آيه دارد مى‏گويد: «انّ الشيطان يعدكم الفقر»شيطان وعده‏فقر مى‏دهد. حالا نمى‏خواهد كمك كنى پيرى دارى كورى دارى، روز مبادا دارى، شيطان مى‏آيد و سوسه مى‏كند. «و فى التأخير آفات»

2 - تا رفع اضطراب از فقرا: زئدتر بده تا فقرا.

آن زمان‏ها كه ما سخنرانى مى‏كرديم پول بهما مى‏دادند. الآن مى‏گويند: «صّلى على محمد يار امام خوش آمد» ولى وقتى پول به ما مى‏دادند دغدغه داشتيم كه چقدر تو پول، توى پاكت است اين خيلى، دلمان مى‏گفتيم اين چند است. حالا خودم كه پول مى‏دهم به كسى مى‏گويم ببخشيد اين مقدار است. ديگه طرف را، اين رفع اضطراب خودش يه چيزيه، اين دلدله، ببين آمپول دردش كمتر است سرم هى چك چك، جون آدم در مى‏آيد. يكى از شكنجه‏هاى جهنم چك چكى است، قرآن مى‏گويد: «يَتَجَرَّعُهُ»: يعنى توى جهنم جرعه جرعه. يه ديگ آب جوش سر آدم مى‏ريزند آدم يه جيغ مى‏كشد، يه بار ديگ را مى‏گذارند، چك چك، مى‏چكد روى مغز آدم اين «يتجرعه»، اين كگار را بايد، خير رابايد يه جورى انجام داد كه طرف، سوغاتى مى‏آورد همانطور سريع تقسيم مى‏كن، حالا باشد بعد، در جعبه را باز نكن باشد بعد، بچه‏ها بال بال مى‏زنند مى‏گويد: باشد بعد، كار فورى رفع اضطراب است،
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

حفظ آبروى محرومان

3 - تا فقرا به سئوال كردن و ريختن آبرو مجبور نشوند.

پدرها خودشان يه پولى كيسه بچه‏هايشان بگذارند، نگذارند پسر بگويد آقا پول دارى به من بدهى؟ پسرها يه پولى زير تشك مادرشان بگذارند، نگذارند پدر و مادر بگويد خوب دارى مى‏روى پول اگر دارى به من بده، آقا اگر مى‏شود يه خورده گوشت بستان، نگذار مادرتان بهتان بگويد، خيلى سخت است مادر و پدر به بچّه بگويند پول بده، آنقدر سخت است كه در دعا ديدم امام مى‏گويد: خدايا نبايد آن روزى كه من پير بشوم و نياز داشته باشم به بچه بگويم كمكم كن.

چون بچه وقتى به بابايش مى‏گويد بده خجالت نمى‏كشد وقتى پدر و مادر مى‏گويد بده خجالت مى‏كشد.

امام در دعا مى‏گويد: خدايا نبايد آن روزى كه، «اعوذُ» كلمه «اعوذُ» دارد، «اعوذبك» پناه مى‏برم به تو كه روزگارى بيايد كه من داشته باشم به بچّه‏ام بگويم كمكم كن.

بالاخره جوان خرج دارد. پدر و مادر خرج دارد، جورى بدهيد كه نگذاريد او بگويد بده، حتّى من اين حديث را ممكن است كه گفته باشم از اونهايى است كه اگر اجازه بدهيد تكرار كنم.

امام از يكى پرسيد زكاتت را چه مى‏كنى؟ گفت: مبرم خانه فقرا مى‏آيند مى‏گيرند. فرمود: خيلى كار غلطى مى‏كنى تو، خوب فقير كه مى‏آيد بگيردخوار مى‏شود، تو در خانه فقير ببر، بگذار فقير دم خنه ات صف بكشد، حضرت امام «خمينى ره»در تحرير الوسيله دارد، بعضى‏ها اگر بگويى آقا اين خمس است، بگو آقا اين هديه است، عيدى است، به اسم عيدى بده، منتهى در نيّتت، توى ذهنت نيّت زكات كن، خيلى آبرو مهم است، حفظ آبروى مردم خيلى مهم است، حديث دارم: امام باقر «عليه السلام» فرمود: اگر از كلمه زكات خجالت مى‏كشد به او نگو زكات است. ما داشتيم بعضى‏ها را كه مى‏رفت دكان بقالى از اين كاهوهاى زرد و سبزيهاى پلاسيده مى خريد و پول مى‏داد و مى‏گفت: آقا اين‏ها را مى‏خرم براى حيوان: چون از خوردن انسان تاريخ مصرفش گذشته ولى من مى‏خواهم يك چيزى بدهم به اين شبزى فروش، اين عيال بار است، از آن طرف اگر اگر پول صدقه هم بهش بدهم ناراحت مى‏شود. از اين چيزهاى، خيارهاى زرد و هندوانه‏هاى خرابش را مى‏خرم، مى‏دهيم به مرغها، به حيوانات، غَ‏رَضَم اين است كه يك پولى بدهم به اين، به هر بايد مواظب باشيم كه يك وقت يك چيزى مى‏دهيم، همينطور يك چيزى نباشد كه 20 هزار تومان مى‏دهيم كمك مى‏كنيم، 100 هزار تومان اين له مى‏شود
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “انجمن آموزش”