در حديث مناظرهي حضرت امام صادق عليهالسّلام با شخص ملحدي آمده است که:
حضرت از او ميپرسد: آيا کشتي سوار شدهاي؟
وي جواب ميدهد: آري
حضرت ميفرمايد: هيچ اتّفاق افتاده که کشتي شما غرق شود؟
عرض ميکند: آري.
حضرت ميفرمايد: در آن وقت آيا قلبت متوجّه جايي شده که تو را از مهلکه نجات دهد؟
ميگويد: بله،
بعد حضرت ميفرمايد: «همان خداوند عالميان است.» 1
سوال:
آيا اين گونه استدلال در قرآن کريم وجود دارد؟
جواب:
مسألهي کشتي و دريا در جاهاي متعدّد از قرآن کريم 2 ذکر شده است. و اين بيانگر آن است که وقتي دست انسان از عوامل بيروني خالي شد و قلبش از تعلّق به آنها تهي گشت، خداوندِ قادرِ متعال کافي است که او را به هر کمالي که خواست برساند.
سوالي ديگر:
روشن است که اين حالت اختصاص به مشرکين ندارد، بلکه مومنين نيز هرگاه در وسط دريا کشتيشان متلاشي شد و خواستند غرق شوند، به خداوند متعال پناه ميبرند و پي ميبرند که هيچ پناهگاه و راه نجاتي جز خدا و به سوي خدا نيست.پس چرا اين دسته از آيات نظر به خصوص مشرکين دارد؟
جواب:
چون روي سخن و استدلال قرآن عليه بتپرستاني است که اعتقاد داشتند «خداوند، خالق عالم است» و اين مطلب براي آنان هيچ جاي ترديد نبود. چنان که در قرآن ميفرمايد:
"و لَئِن سَاَلتَهُم مَّن خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَرضَ لَيَقولُنَّ اللهُ" 3
"و اگر از آنها بپرسي: چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است؟ قطعاً خواهند گفت: خدا."
و تنها اختلاف اسلام و قرآن با آنان در تدبير نظام عالم بود؛ زيرا آنان اعتقاد داشتند که جهان توسّط بندگان صالح خدا اداره و تدبير ميشود، و هر کدام از آنان (بندگان صالح) بخشي از نظام آفرينش (از قبيل زمين، آسمان، صحرا، دريا، کوه، جنگل، انسان و انواع حيوانات) را تدبير ميکند و به او «ربّ» و به مجموع آنان «ارباب» ميگفتند. با اين همه، آنان را مخلوق نميدانستند و در وجود خداوند متعال نيز شّکي نداشتند و او را «ربّ الارباب» و خداي خدايان ميناميدند.
بر اين پايه، اين دسته از آيات قرآن در مقام ردّ آنان، و نظر به اثبات ربوبيّت خداوند متعال در تمام بخشهاي نظام عالم و پهنهي گيتي از جمله دريا دارند.
آخرين سوال:
چگونه ميتوان با اين دسته از آيات، بر ربوبيّت خداوند متعال استدلال نمود؟
جواب:
چون نجات از غرق و هلاکت، حاجتي است که اربابان مادّي نميتوانند آن را بر آورند، لذا انسان در چنين مواقعي از ته دل و صميم قلب ميفهمد که تنها خداوند متعال، چاره ساز و دستگير است، لاغير.
__________________
1- ر. ک: بحارالانوار، ج3، ص 41، روايت 16؛ ج 67، ص 137، روايت7؛ ج 92، ص 232، روايت 14، ص 240، روايت 48.
2- ر. ک: سورهي يونس، آيهي 22؛سورهي عنکبوت، آيهي 65 و... .
3- سورهي لقمان، آيهي 25؛ سورهي زم، آيهي 38.
در محضر علامه طباطباي
منبع : تبیان
