هرکول‌ها و آشيل‌هاي جديد

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

هرکول‌ها و آشيل‌هاي جديد

پست توسط Mr.Amirhessam »

گفتار پيشين: دکترين هاي عصر اسطوره ها
امروز در غرب بحث اسطوره زنده مطرح است که به خصوص در چهره‌هاي هنري و ورزشي ديده مي‌شوند.(1) انسان‌هاي خارق‌العاده‌اي که همان هرکول‌ها، اوليس‌ها و آشيل‌ها بودند با يک سر و وضع و کارکردهاي امروزي ظاهر مي‌شوند؛ افرادي که بسيار فرهيخته و اهل فکرند يعني هم استراتژي مي‌دانند و هم وقتي که دست به اسلحه مي‌برند. همچون يک سرباز مقتدر مي‌توانند در يک صحنه کارزار عمل کنند. جامعه امروز غرب از اين اسطوره‌ها مشهون است.
اسطوره نقل کننده سرگذشت قدسي و ميتويي و راوي واقعه‌اي است که در زمان اولين يعني زمان بدايت همه چيز رخ داده است. در عصر بدايت همه‌چيز بديهي بوده است.
رويکرد استفاده از اين چهره‌ها در عرصه فرهنگ توده‌اي – چون يک فرهنگ خواص داريم يا همان نخبه‌ها و انديشمندان که ايده‌ها و انديشه‌ها آنجا مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد و يک فرهنگ توده‌اي – به عنوان الگو براي کپي برداري از رفتار و سير و سلوک آنان امروزه در غرب شايع است.
بهترين کارکردي که غرب امروز براي به دنبال خود کشاندن ساير ملت‌ها دارد با استفاده از همان مؤلفه حماسي و رزمي عصر ميتولوژيستيک خود، ساختي چنين پهلواناني است.
به همان نسبت که شما ممکن است امروز از ديدن فيلم‌هاي اين چنيني لذت ببريد و استفاده کنيد، در خواندن ايلياد و اوديسه هومر مانند فيلم‌هاي امروزي که مشهون از گزاره‌هاي حماسي و اسطوره‌اي و ابعاد تراژيک(2) در بحث روابط بين زن و مرد است اين حساسيت و لذت کاملاً مشهود است.(3) به طور مشخص گزاره امروزين الگوسازي و شخصيت‌پردازي متأثر از عصر ميتولوژيستيک مي‌باشد.شريعتي معتقد است انسان در طول تاريخ در شرق و غرب عالم خواستار يک قدرت ماورائي بوده لذا نشسته، اسطوره سازي کرده و در خيال خود آنها را پرورانده است. چه فردوسي و چه هرمر. اما معتقد است که علي تنها انساني است که بر گونه اساطير، يک حقيقت محسوب مي‌شود يعني هر آنچه که مي‌خواسته باشد، بوده است. از اين زاويه اسطوره را چيزي ببينيم که نمي‌تواند واقعاً وجود داشته باشد.
پس نه ورزشکار امروز و نه هنرپيشه امروز آن است که واقعيت دارد و توسط رسانه‌ها ساخته مي‌شود و نه هرکول و رستم و سهراب و سياوش و آشيل و پنلوپه عصر باستان. اسطوره واقعيت فرهنگي به غايت پيچيده‌اي است که از ديدگاه‌هاي مختلف و مکمل هم ممکن است مورد بررسي و تفسير قرار گيرد يعني واقعيت فرهنگي به غايت پيچيده.
تعريفي که از ديگر تعريف‌ها کمتر نقص دارد- زيرا گسترده‌تر از بقيه آنهاست- اين است: اسطوره نقل کننده سرگذشت قدسي و ميتويي و راوي واقعه‌اي است که در زمان اولين يعني زمان بدايت همه چيز رخ داده است. در عصر بدايت همه‌چيز بديهي بوده است. اگر شما گفتيد اهريمني باشد که نصف تنه آن انسان باشد و نصف تنه آن حيوان، در آن عصر همه چيز امکان‌پذير و بديهي بود. در آن عصر اسطوره نقل کننده و روايت‌کننده وقايع آن روز است. مينوئيک را به امر معنوي و آسماني تفسير مي‌کنند. امروز هم همين‌گونه است يعني هر آنچه را غير واقعي است از پرده سينما مي‌بينيم و يک واقعه قلمداد مي‌کنيم. به بيان ديگر اسطوره حکايت مي‌کند چگونه از به برکت کارهاي نمايان و برجسته موجودات فوق طبيعي، واقعيتي- چه کل واقعيت يعني کيهان و يا فقط جزئي از واقعيت يعني جزيره‌اي، - سلوک و کرداري انساني و غيره، پا به عرصه وجود نهاده است. يعني وجودسازي مي‌کنيم. اونتولوژي (ONTOLOGY) در فلسفه به معني هستي شناسي نيست. به معني هست‌شناسي يا موجود‌شناسي است. اينکه يک شخصيت اسطوره‌اي مثلاً آرنولد – در فيلم‌هاي هاليوود – وجود داشته باشد اصلاً اهميت ندارد. مهم اين است که آرنولد موجود و قابل لمس است.
چهره‌اي مانند مايکل جکسون که بارها تغيير جنسيت داده امروز وقتي وارد پراگ مي‌شود 8 جوان از فرط علاقه به اين آدم خودکشي مي‌کنند: در سال 1989 وقتي اين فرد وارد ژاپن شد بسياري از افراد به دليل بيهوشي و يا خودزني روانه بيمارستان شدند. شخصيت افسانه‌اي که رسانه‌ها براي اين فرد ساخته‌اند قابل توجه است.
وقتي تصاوير حضرت مسيح را حتي در غرب مشاهده مي‌کنيم چهره‌يشان در حاله‌اي از نور به چشم مي‌خورد. در برخي برنامه‌هايي که از مايکل جکسون به نمايش گذارده مي‌شود توسط نورپردازي که مي‌کنند همانند حاله نور مشهود است.
حرکت‌هاي ريز و نمادين وي در صورت عادي آن براي ما يک موسيقي است و عنوان مبتذل هم روي آن مي‌گذاريم. اما زماني عمق اين مسئله مشخص مي‌شود که مي‌بينيم در تمام ميادين مرکزي شهرهاي جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته شوروي سابق هر کجا مجسمه لنين را پايين آوردند مجسمه و تنديس عظيم مايکل جکسون را بالا بردند. يعني اسطوره‌سازي در غرب امروز متأثر از نگرش‌هاي اسطوره شناختي 2700 تا 3000 سال پيش غرب است.
نفوذ اساطير به جاي جاي تمدن غرب
اگر عنوان خدايان عصر متيولوژيستيک را بنگريم امروز از اين نام‌ها را بر روي بخش‌هاي مختلف غرب مي‌بينيم. اسامي خدايان يوناني پس از موضوعيت يافتن امپراطوري روم به نام‌هاي ديگر تبديل شد و اسم‌هاي آن‌ها را امروز به صورت دو وجهي مي‌شناسيم.

مثلاً هراکلس در زبان يوناني، به زبان لاتين هرکولس ناميده مي‌شود. هرکولس يا هرکول امروز نام هواپيماي 130- C است.
يا آپروديته(4) که در زبان لاتين به آن ونوس مي‌گويند امروز عنوان يکي از شبکه‌هاي گسترده غرب است يا آرتميس‌(5)‌ نام خيلي از دختران غربي است و نيروي دريايي خود ما هم حتي ناوي به همين نام دارد که در زبان لاتين «ديانا» يا «دايانا» ناميده مي‌شود.

«ولکان» (يعني خداي آتش) امروز نام يکي از پيشرفته‌ترين توپ‌ها و مسلسل‌هايي است که روي ناوهاي آن‌ها است که اين عنوان در يوناني هفايستوس(6)‌ است. «هرمس»(7) که لاتين آن را «مرکوري» گويند يا «آرس»(8) را که در لاتين «مارس» گويند نام پيشرفته‌ترين وسايل غواصي غرب است. چهر‌هايي مثل «پوسيدون»(9) را که امروزه يکي از موشک‌هاي قاره‌پيماي آمريکاست در لاتين «نپتون» گويند که نام يکي از سيارات است، «زئوس» که در لاتين آن را به عنوان «ژوپيتر» مي‌شناسيم و يا خداي خورشيد که در يوناني «هليوس» ناميده مي‌شود همان چيزي است که در انگليسي «SUN» مي‌نامند يا مواردي ديگر.

غربي‌ها نه تنها براي شناخت غرب امروز اسطوره‌هاي ديروز را با هيبت و شکل شمايل جديد کپي‌سازي مي‌کنند بلکه اصرار دارند همان نمادها و مفاهيم با همان بار فرهنگي که دارند، موجود باشند.

قطع نظر از نام‌هاي بيماري‌هاي شايع، يونانيان در هر بعد از زندگي در اسامي سياره‌هاي آسمان، اسامي فضا پيماها و راکت‌ها، در جديدترين طرح‌هاي معماري، در نمايش‌هاي معروف و در آراي مشترک ميان حوزه‌هاي فلسفه و سياست همچنان بر تمدن غرب تأثيرگذار هستند. از هنرهاي پر زرق و برق اماکن مايه گرفته تا فلسفه والا، يونانيان فرهنگ معاصر ما را هرگز تا بدين حد با گستردگي خود تحت تأثير قرار نداده بودند.


يک نگاه اجمالي به شهر رم در عصر حکمراني خاندان قيصر، لندن و پاريس به هنگام رواج و رونق امپرياليسم اروپايي و شهر برلين در زمان استيلاي قواي نازي، پيشينه طولاني سبک معماري يوناني و تأثير آن را نيز در اروپا نمايان مي‌سازد. ساير ابنيه معروف جهان‌ نظير کاخ سفيد و ساختمان کنگره آمريکا نيز همين واقعيت هستند.
اساساً ويژگي هواپيماي اف – 14 داشتن موشکي پيشرفته به نام فونيکس است. فونيکس به عنوان يکي از همين چهره‌هاي افسانه‌اي آنها است، فقط اين نيست که اين نام بر روي تسليحات‌شان باشد، بلکه همين کلمه فونيکس به طور مثال نام يکي از شهر‌هاي جنوب آمريکا نيز هست. کنکورد به عنوان معروفترين هواپيماي مسافربري از نام تنها معبد بر جاي مانده از عصر پريکلس يعني معبد «کنکورد» (وفاق) گرفته شده است. کلمه اقيانوس نيز که در بين خود ما نيز مصطلح است همان نام خداي درياهاست.(10)
ميرچا ايلياده در کتاب چشم‌اندازهاي اسطوره مي‌گويد: مهمترين کارکرد اسطوره عبارت است از شفاف و آفتابي کردن پارادايم‌هاي(11) نمونه‌وار؛ آئين‌ها و فعاليت‌هاي معنادار آدمي از تغذيه و زناشويي گرفته تا کار و تربيت و هنر و فرزانگي؛ پاراديم‌هاي نمونه‌وار که از آن‌ها دکترين‌ها خارج مي‌شوند. امروزه تکنولوژيست‌ها در تقليد از طبيعت و موجودات زنده براي حل مسائل پيچيده فني مدل‌سازي مي‌کنند. روش مدل‌سازي را مي‌توان به نوعي استقراء در منطق تشبيه کرد.
آيين يکي از کلماتي است که در فارسي مقابل کلمه دکترين در يوناني قرار داده شده است. آنچه از ذاتيات يک علم مي‌آموزيم يا مي‌خوانيم، دکترين‌هاي آن علم است. مباحثي را که در هر علمي از شيمي و فيزيک گرفته تا علم سياست، از اهميت بالايي براي ما برخور دارند و براي فعاليت در آن عرصه مي‌بايست آن را فرا گيريد؛ زيرا دکترين‌هاي آن علم به خصوص است.
در ذاتيات هر علم مشخص معتقدند اسطوره‌ها، مدل‌هايي هستند که اين دکترين‌ها را مي‌سازند و آن آيين‌ها را رقم مي‌زنند. ايلياد معتقد است اساطير را بايد به مثابه پاره‌اي از تاريخ فکر و مرحله‌اي از مراحل سير و سلوک بشرمطالعه کرد. اساطير موجود در هر قلمرو و فرهنگي کليد درک مسائل خاص آن قلمرو نيز هست. به طور مثال همان‌‌گونه که بيان گرديد مثل افلاطون و اومانيزم يا انسان‌گرايي کنوني غرب لااقل قسمتي از ريشه خودشان را در اساطير به ويژه در اساطير يونان استوار کرده است. بررسي مبسوط عصر ميتولوژيستيک و اساطير غرب در شناسايي غرب بسيار حائز اهميت مي‌باشد.
لذا براي تحقق اين منظورمطالعه ايليارد و اوديسه هومر يا کتاب چشم‌اندازهاي اسطوره و يا ديگر کتب منتشر شده به زبان فارسي پيرامون اساطير يونان بسيار مفيد مي‌باشد. اگر زير ساخت‌هاي غرب را خوب بشناسيم، در غرب‌شناسي وقتي به غرب امروز مي‌رسيم تلقي ما نزديک‌تر و شفاف‌تر خواهد بود همان‌طور که اگر کسي بخواهد خود ما را از بيرون جامعه اسلامي و ايراني بشناسد، حتماً بايد مانويت و زرتشتي‌گري و پيشينه تاريخي ما را بشناسد. حتي اگر توسط حماسه سرايي مثل حکيم شيعي مسلک فارسي زبان ابوالقاسم فردوسي اين مطلب نوشته شده باشد بايد مورد بررسي قرار دهد.
پي نوشت ها:
1- ارتباط يونانيان باستان و رسانه‌هاي گروهي عصر حاضر به وضوح قابل تمايز است. «سوپرمن» همانند ايکاروس و رمبو همچون آشيل است. از سوي ديگر، نمايش صورت‌، تميز و اصلاح شده و تن و اندام ورزشي و عريان قهرمانان- که بسيار باب ميل رسانه‌ها است- از تصاوير و تنديس‌هاي ورزشکاران يونان الهام گرفته است. رسانه‌ها تصاوير و نقش‌هايي را منعکس مي‌کنند که شرکت‌هاي تبليغاتي و ورزشي مايل به نمايش آن هستند. پست مدرنيسم و اسلام – اکبرص احمد.

2- (TRAGIC (-AL: اندوهبار، غم‌انگيز، سوگ‌ ناک.

3- افلاطون در کتاب جمهوري خود گويد: به والدين توصيه مي‌کنم نگذاريد فرزندانتان کتاب ايلياد و ادويسه و کتاب‌هاي هومر و هزبود را بخوانند. چون اين کتاب‌ها تصوير فحشا است.
همين امر مي‌رساند که چرا «موززفينلن» در کتاب دنياي اديسه، هومر را شاعري غيرانساني و تقريباً غيراخلاقي خواند و چرا «آرنالدو کديانو» تاريخ نگار، منظومه ايليارد را در صدر فهرست خطرناکترين کتب جهان قرار داد.
پست مدرنيسم اسلام، اکبرص احمد.
4- آ. پروديته خداي زيبايي و عشق يونانيان است. از خاورميانه برخاست و در قبرس به عنوان مادر آسمان پرستش شد. و آتن و کورنت، زنان روسپي به نام آفروديته معابدي مي‌ساختند و او را پشتيبان خويش مي‌ساختند. در برخي شهرهاي يوناني نخستين روز آوريل را به عنوان عيد بزرگ آفروديته جشن مي‌گرفتند و در اين جشن زناني آزادانه به فعاليت جنسي مي‌پرداختند. ويل دورانت، ج 2، ص 207.
5- آرتميس (ديانا در روم) الاهه عفت است و در جنگل‌ها چنان به حيوانات ماده طبيعي مي‌پردازد که براي عشق ورزي با مردان فرصتي ندارد. او عاليترين نمونه دختران جوان به شمار مي‌آيد. چون الاهه زنان باردار نيز هست زنان براي تخفيف دردهاي زايمان از او کمک مي‌خواهند؛ به اين ترتيب هنگام نيايش او مفهوم باکره و مادر درهم آميخت و کليساي مسيحي در قرن پنجم ميلاد خصايص او را به حضرت مريم عليهم السلام نسبت داد و عيد درو را که در تابستان به نام آرتميس بر پا مي‌شد به «عيد صعود مريم» تغيير نام داد. تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 2، ص 205.
6- در ميان خدايان اولمپ، هفايسنوس لنگ که مظهر صنعت است بسيار به آدميان شباهت دارد. روميان به او ولکانوس نام داده‌اند. همان، ج 2، ص 206.
7- آورده‌اند هرمس (عطارد يا مرکوريوس رومي) در ابتدا سنگ بود و پرستش او از سنگ‌پرستي آغاز شد سنگ‌هاي مرزي مزارع که علاوه بر تجديد اراضي عامل نگهباني مزارع و افزايش محصولات هستند از اوست. قدرت باروري مرد نيز که علامت‌هاي آن در مقابل خانه‌ها نصب مي‌شد مرهون هرمس است. بي‌حرمتي به اين علامات باعث ويراني آتن شد. او از آفروديته صاحب فرزندي شد به نام هرمافروديته که وي نه خاصيت مردها را داشت و نه زن‌ها را و موجودي بينابين بود. همان، ج 2، ص 207.
8- ارس (مريخ يا مارس رومي) خدايي است که در هوش و فهم امتيازي ندارد و تنها هوش جنگ کردن دارد. همان، ج 2، ص 207.
9- پوسيدون (نپتونوس رومي) حاکم درياها بود. او علاوه بر درياها، خداي رودها چشم‌ها و مجاري نهفته زمين بود و با جريان امواج مد، زلزله به پا مي‌کرد. ملاحان يوناني در جزيره‌هاي خطرناک براي او معبد مي‌ساختند تا از خشم درياها در امان باشند. همان، ج 2، ص 208
10- اوکئانوس/ اقيانوس OCEANUS يکي از تيتان‌ها؛ پسر اورانوس و گايا؛ خداي اقيانوس‌ها. با خواهر تتوس ازدواج کرد و چون در جنگ تيتان‌ها با زئوس هم‌دست تيتان‌ها نشد در صلح و آرامش زيست. او سه هزار فرزند داشت که رودها، درياها و درياچه‌ها و همه آب‌هاي روي زمين و زيرزمين از آن جمله‌اند.
11- PARADIGM الگوي نظري، مجموعه‌اي از پيش فرض‌هاي اساسي، مفاهيم و گزاره‌ها در زمينه موضوعي خاص؛ اين مجموعه‌ها به هدايت جريان پژوهش و تشکيل نظريه کمک مي‌کنند و از اين نظر با مدل مشابهت دارند. دايرةالمعارف علوم اجتماعي- دکتر ساروخاني.

منبع: سلسله مباحث غرب شناسي استاد بلخاري
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”