نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم
چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم
كه از خاك گلويم سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد
بدست كودكي گستاخ و بازيگوش
و او
يكريز و پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشكند در من
سكوت مرگبارم را…
زنده ياد دكتر علی شريعتی
تمام ناتمام من
برای تو پروانه ای به دست می آورم که در مهتاب مهتابی رنگ و در آفتاب مثال آفتاب باشد !
وقتي که تنهاي تنها مي شوي، وقتي که دوستانت آنها که نيازمند ياريشان هستي ، درست در حساسترين نقطه رهايت مي کنند، وقتي در دست همانها که پشتگرمي محسوبشان مي کردي، خنجرمي بيني، وقتي زير سنگي که به استواريش سوگند ميخوري و تکيه گاهت ميشمري ماري خفته مي بيني که درتکان حادثه از خواب جهيده است، وقتي امواج امتحان، خاشاک دوستيهاي سطحي را مي ربود ولجن متعفن خودخواهي و منفعت طلبي راعريان مي سازد، وقتي که هيچ تکيه گاهي برايت نمي ماند و هيچ دستي خالصانه به دوستي گشاده نمي گردد،يک ملجآ و اميد و پناهگاه مي ماندکه هيچ حادثه اي نمي تواند اورا از تو بگيرد.
او حتي درمقابل بديهاي تو خوبي مي آورد و بر روي زشتيهاي تو پرده اغماض مي افکند.
اگر بداني که محبت و اشتياق او به تو چقدراست، بند بند تنت از هم مي گسلد. او به عيسي مي فرمايد: اگر آنها که به من پشت مي کنند ميزان اشتياق مرا نسبت به خويش بدانند،قالب تهي مي کنند، حتماً دانسته اي که او کيست. پس چرا در انتها به او برسي ازاوآغاز کن، پيش و بيش از همه خدارا دوست بگيرو همواره ملاک و شاخص دوستيهايت قرار بده.
هرکه به خدا نزئيکتر و صفات خدايي در او متجلي تر،دوست تر و صميمي تر و تو که چنين دوستي ورفاقتي مي طلبي،خود پيش از ديگران به خلق و خوي الهي متخلق مي شوي.
دلت هميشه گرم خدا باد.
سيد مهدي شجاعي
خدایا!
از بادۀ جام تو نوشیدم وهمه چیز را از یاد بردم .
هر آنچه را که دارم ترک می کنم ، تا بادۀ تو را دوباره بیایم
بهار امده.من در گوشه خلوت پارک در نيمه شب قدم ميزنم. وفکر ميکنم به بهار قبل.دوازده ماه پيش من در همين گوشه خلوت پارک در تاريکي شب قدم ميزدم مثل سال قبل از ان.تا اينکه تابستان امد هواي گرم .گوشه خلوت پارک.قدم ميزدم و فکر ميکردم.پاييز از راه رسيد شبهاي پاييزي چقدر از قدم زدن در شبهاي پاييزي در اين گوشه خلوت پارک لذت ميبرم. زمستان امد .باد سردي ميوزد ومن از قدم زدن در اين شب تاريک سرد در اين گوشه خلوت پارک لذت ميبرم. وبهار ومن واين گوشه خلوت پارک واين سوال در ذهن "چند بهار و تابستان و پاييز زيبا و زمستان ديگر ميتوانم در همين گوشه خلوت پارک قدم بزنم و فکر کنم و لذت ببرم ؟
ديگه واقا" خسته شدم تا كي قم دوري ايا فايده اي هم داره غم خوردن نخوابيدن اشك ريختن هميه اينا زعف منو نشون ميده تو حل مساعل واقا" خسته شدم ديگه اشكي نميريزم ديگه به خاطر اون بي خوابي نميكشم ديگه ديگه .....
Empty spaces - what are we living for?
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
pejman نوشته شده:ديگه واقا" خسته شدم تا كي قم دوري ايا فايده اي هم داره غم خوردن نخوابيدن اشك ريختن هميه اينا زعف منو نشون ميده تو حل مساعل واقا" خسته شدم ديگه اشكي نميريزم ديگه به خاطر اون بي خوابي نميكشم ديگه ديگه .....
نمره شما از انشاي بالا متاسفانه 12 شد.(به دليل غلط املايي)
به خدا اصلا حوصله ندارم.....من الان باید برم تو تاپیکه بازیها ....ولی اصلا
حوصلشو ندارم.....دلم میخواد الان یه لحظه یه شوکی بهم وارد بشه و
همه ذهنم از همه چی پاک بشه....میخوام ذهنم از همه چی خالی بشه.
میخوام تمامه خاطراتمو از یاد ببرم....ای خدایه من .....ای خدایه من...
چه کار کنم من .....اگه اینجا نبودمو من این حرفامو اینجا نمیگفتم تا حالا
دیوونه میشدم....شایدم دیوونه شدمو خودم خبر ندارم.....
نمی دونم چه کار کنم ....
...ای خدا .
به خدا اصلا حوصله ندارم....شما رو به خدا یکی بیاد یه چیزی بگه....