خبرگزاري فارس: فيلم "اخراجيها" به كارگرداني مسعودده نمكي در سه روز نخست نمايش نزديك به 65ميليون تومان فروش كرد.
علي سرتيپي مدير پخش فيلميريان در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: اين فيلم درروز چهار شنبه 8 ميليون ،در روز پنج شنبه 25 ميليون و در روز جمعه 29 ميليون تومان فروش كرده ا ست .
در اخراجيها كه با فيلمنامهي از دهنمكي ساخته شده است، بازيگراني چون كامبيز ديرباز، اكبر عبدي، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، سيدجواد هاشمي، قاسم زارع، مريلا زارعي، نيوشا ضيغي، نگار فروزنده به ايفاي نقش ميپردازند. در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: مجيد از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پيرمرد عارفي به نام ميرزا ميشود. ميرزا شرط ازدواج مجيد و دخترش را سر به راه شدن او ميداند. مجيد تصميم ميگيرد براي اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود كه بقيه دوستانش نيز همراه او ميشوند.
ساير عواملي كه در اين پروژه همكاري دارند عبارتند از: مدير فيلمبرداري: حسن پويا، تدوين كننده: رضا بهار انگيز، سازنده موسيقي متن: فريدون شهبازيان ، چهره پرداز: امير اسكندري، صدا بردار: مهران ملكوتي ، صداگذار: بهروز شهامت، طراح صحنه و لباس: مجيد ميرفخرايي، محمدرضا شجاعي ،جلوه هاي ويژه: محمد جواد شريفي راد و تهيه كننده: حبيباله كاسهساز.
اخراجي ها
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
اخراجي ها همچنان مي فروشد
فيلم اخراجي هاي مسعود ده نمکي که در جشنواره سر و صداي زيادي به پا کرد در اکران نوروزي خود رکوردار فروش گيشه سينماهاي کشور شده است.
با فروش 38 ميليون توماني در يك روز، فيلم «اخراجيها» در اولين نمايش خود، ركوردي تاريخي را به خود اختصاص داد.
علي سرتيپي، تهيهكننده و پخشكننده سينما و مدير پخش اين فيلم، اعلام كرد:اين فيلم در روز پنجشنبه 24 اسفند توانست 38 ميليون تومان در 18 سينما بفروشد كه با توجه به محدوديت سالنهاي نمايش، آن هم در يك پنجشنبه از آخرين روزهاي ماه اسفند كه مردم سرگرم خريد و تدارك برنامههاي نوروزي خود هستند، فروشي فوقالعاده است.
وي با اشاره به فيلمهايي كه پيشتر ركورددار فروش روزانه بودهاند، متذكر شد: فيلم مارمولك حدود 37 سالن در اختيار داشت و بيشترين فروش روزانهاش از 27 ميليون تومان فراتر نرفت اما در قانون فعلي اكران براي سينماهاي آزاد مثل گذشته وجود ندارد و ما با سالنهاي محدود به اين رقم فروش دست يافتهايم.
سرتيپي همچنين افزود: فيلم اخراجيها، در سينماي آفريقا، حدود 5/7 ميليون تومان در يك روز فروش داشته كه اين رقم فروش در يك سالن هم بينظير است و به عنوان مثال، بالاترين آمار فروش فيلم در همين سالن، براي فيلم آتش بس با قيمت بليت فعلي، حدود 6 ميليون تومان بوده و بيشتر فيلمهاي ركورددار هم فروش روزانه زير 6 ميليون در يك سالن را ثبت كردهاند.
سرتيپي در ادامه به افتتاحيه موفقيتبار فيلم اخراجيها در شهرستانها اشاره كرد و گفت: نمايش فيلم اخراجيها در برخي شهرستانها مثل اصفهان، رشت و مشهد آغاز شده كه افتتاحيه موفقيتآميزي داشته است.
به گفته وي؛ نمايش فيلم در اصفهان، با يك شروع 9/1 ميليون توماني آغاز شده كه ركوردي منحصر به فرد است. همچنين اخراجيها در سينما ميرزا كوچكخان رشت، با 4/1 ميليون تومان افتتاحيهاي جالب توجه داشته است.
اخراجيها در شرايطي به اوجگيري خود در گيشه ادامه ميدهد كه بنا به گفته پخشكننده فيلم، با اقدامات امنيتي گسترده در كدگذاري و همكاري سينمادارها با نيروهاي امنيتي و پليس، تاكنون نسخه قاچاق فيلم اخراجيها تهيه و تكثير نشده است.
در حالي كه نمايش موفقيتآميز اين فيلم در سينماهاي تهران و شهرستانها به روزهاي اوج خود نزديك ميشود، اين فيلم ركوردي جالب توجه در سانسهاي فوقالعاده سينماهاي تهران ثبت كرده است.
علي سرتيپي در اين زمينه گفت، استقبال مردم از سانسهاي فوقالعاده اين فيلم حتي از زمان جشنواره فيلم فجر نيز وسيعتر است، چنانچه در يكي دو سينماي تهران از جمله ايران و آفريقا، ازدحام جمعيت موجب شده تا نمايش فيلم به پاسي از شب بكشد.
وي افزود: در حالي كه پيشتر، سانسهاي فوقالعاده فيلمهاي ايراني، نهايتا به سانس 10 تا 12 حتم ميشد، براي اخراجيها در شبهاي پنجشنبه 24 و جمعه 25اسفند، سانسهاي 12 تا 2 و 2 تا 4 صبحهم داشتهايم كه براي خود ما هم عجيب و باورنكردني است.
"اخراجيها" بيش از 500 ميليون تومان فروخت
بعد از گذشت 17 روز از اكران فيلم اخراجي ها خبر از فروش بيش از مرز 500 ميليون تومان اين فيلم به گوش مي رسد.
علي سرتيپي، در اين رابطه گفت: اين فيلم همزمان با 29 سينما در تهران، در سينماهاي اكثر استانها در حال اكران است و استقبال خيلي خوبي هم صورت گرفته، بطوري كه شب گذشته در مشهد بيش از 4 ميليون تومان فروش داشته كه اين بي سابقه است.
وي اظهار اميدواري كرد: بعد از تمام شدن تعطيلات نوروز و بازگشت مردم به تهران استقبال بهتري از فيلم شود.
فارس_ ايسنا
با فروش 38 ميليون توماني در يك روز، فيلم «اخراجيها» در اولين نمايش خود، ركوردي تاريخي را به خود اختصاص داد.
علي سرتيپي، تهيهكننده و پخشكننده سينما و مدير پخش اين فيلم، اعلام كرد:اين فيلم در روز پنجشنبه 24 اسفند توانست 38 ميليون تومان در 18 سينما بفروشد كه با توجه به محدوديت سالنهاي نمايش، آن هم در يك پنجشنبه از آخرين روزهاي ماه اسفند كه مردم سرگرم خريد و تدارك برنامههاي نوروزي خود هستند، فروشي فوقالعاده است.
وي با اشاره به فيلمهايي كه پيشتر ركورددار فروش روزانه بودهاند، متذكر شد: فيلم مارمولك حدود 37 سالن در اختيار داشت و بيشترين فروش روزانهاش از 27 ميليون تومان فراتر نرفت اما در قانون فعلي اكران براي سينماهاي آزاد مثل گذشته وجود ندارد و ما با سالنهاي محدود به اين رقم فروش دست يافتهايم.
سرتيپي همچنين افزود: فيلم اخراجيها، در سينماي آفريقا، حدود 5/7 ميليون تومان در يك روز فروش داشته كه اين رقم فروش در يك سالن هم بينظير است و به عنوان مثال، بالاترين آمار فروش فيلم در همين سالن، براي فيلم آتش بس با قيمت بليت فعلي، حدود 6 ميليون تومان بوده و بيشتر فيلمهاي ركورددار هم فروش روزانه زير 6 ميليون در يك سالن را ثبت كردهاند.
سرتيپي در ادامه به افتتاحيه موفقيتبار فيلم اخراجيها در شهرستانها اشاره كرد و گفت: نمايش فيلم اخراجيها در برخي شهرستانها مثل اصفهان، رشت و مشهد آغاز شده كه افتتاحيه موفقيتآميزي داشته است.
به گفته وي؛ نمايش فيلم در اصفهان، با يك شروع 9/1 ميليون توماني آغاز شده كه ركوردي منحصر به فرد است. همچنين اخراجيها در سينما ميرزا كوچكخان رشت، با 4/1 ميليون تومان افتتاحيهاي جالب توجه داشته است.
اخراجيها در شرايطي به اوجگيري خود در گيشه ادامه ميدهد كه بنا به گفته پخشكننده فيلم، با اقدامات امنيتي گسترده در كدگذاري و همكاري سينمادارها با نيروهاي امنيتي و پليس، تاكنون نسخه قاچاق فيلم اخراجيها تهيه و تكثير نشده است.
در حالي كه نمايش موفقيتآميز اين فيلم در سينماهاي تهران و شهرستانها به روزهاي اوج خود نزديك ميشود، اين فيلم ركوردي جالب توجه در سانسهاي فوقالعاده سينماهاي تهران ثبت كرده است.
علي سرتيپي در اين زمينه گفت، استقبال مردم از سانسهاي فوقالعاده اين فيلم حتي از زمان جشنواره فيلم فجر نيز وسيعتر است، چنانچه در يكي دو سينماي تهران از جمله ايران و آفريقا، ازدحام جمعيت موجب شده تا نمايش فيلم به پاسي از شب بكشد.
وي افزود: در حالي كه پيشتر، سانسهاي فوقالعاده فيلمهاي ايراني، نهايتا به سانس 10 تا 12 حتم ميشد، براي اخراجيها در شبهاي پنجشنبه 24 و جمعه 25اسفند، سانسهاي 12 تا 2 و 2 تا 4 صبحهم داشتهايم كه براي خود ما هم عجيب و باورنكردني است.
"اخراجيها" بيش از 500 ميليون تومان فروخت
بعد از گذشت 17 روز از اكران فيلم اخراجي ها خبر از فروش بيش از مرز 500 ميليون تومان اين فيلم به گوش مي رسد.
علي سرتيپي، در اين رابطه گفت: اين فيلم همزمان با 29 سينما در تهران، در سينماهاي اكثر استانها در حال اكران است و استقبال خيلي خوبي هم صورت گرفته، بطوري كه شب گذشته در مشهد بيش از 4 ميليون تومان فروش داشته كه اين بي سابقه است.
وي اظهار اميدواري كرد: بعد از تمام شدن تعطيلات نوروز و بازگشت مردم به تهران استقبال بهتري از فيلم شود.
فارس_ ايسنا
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 763
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
- محل اقامت: مشهد
- سپاسهای دریافتی: 196 بار
- تماس:

-
- پست: 1086
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۳۸ ق.ظ
- محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
- سپاسهای ارسالی: 103 بار
- سپاسهای دریافتی: 117 بار

- پست: 763
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
- محل اقامت: مشهد
- سپاسهای دریافتی: 196 بار
- تماس:
من که تا حالا بالاي 1000 بار ديدم و هر دفعه واسم تازگي داره
توقيفش که کشکه شما يه آدمي رو پيدا کنيد که نديده باشه فيلم مارمولک رو به نظر من در درجه اول از همه لحاظ حتي پر فروش ترين همين مارمولکه
حالا بزار ببينيم اين فيلم اخراجي ها رو
من آشناهاي رو دارم که اصلا خندشون در نمياد ولي فيلم مارمولک و اخراجي ها رو رفتن ديدن خيلي تعريفش کرن بي صبرانه دوست دارم يکي فيلمش رو بزاره رو نت

توقيفش که کشکه شما يه آدمي رو پيدا کنيد که نديده باشه فيلم مارمولک رو به نظر من در درجه اول از همه لحاظ حتي پر فروش ترين همين مارمولکه
حالا بزار ببينيم اين فيلم اخراجي ها رو
من آشناهاي رو دارم که اصلا خندشون در نمياد ولي فيلم مارمولک و اخراجي ها رو رفتن ديدن خيلي تعريفش کرن بي صبرانه دوست دارم يکي فيلمش رو بزاره رو نت


- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
نا گفته هاي مجيد سوزوكي (كامبيز دير باز) از « اخراجيها»
محدثه واعظي پور:كامبيز ديرباز بازيگري سينما را با نقشهاي كوتاهي در «دختران انتظار» و «نغمه» شروع كرد.بازي در «دوئل» و دريافت سيمرغ بلورين آغاز يك جريان تازه در كارنامه حرفهاي اين بازيگر بود. ديرباز پس از «دوئل» در فيلمهاي «گرداب»، «به نام پدر»، «مقلد شيطان»، «سرگيجه» و «اخراجيها» بازي كرد. اين گفتوگو به بهانه اكران «اخراجيها» فيلمي كه ديرباز در آن نقش مجيد سوزوكي شخصيت اصلي را بازي كرده انجام شده در روزهاي پاياني سال 85 كه ديرباز مشغلههاي زيادي داشت. چند روز را سر صحنه مجموعه «در چشم باد» در شمال كشور ميگذراند و چند روز به تهران ميآمد تا به ضبط برنامه نوروزياش در راديو برسد.
بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ چه اتفاقي افتاد؟ به نظر ميرسد كامبيز ديرباز كاملاً حرفهاي با موضوع برخورد كرده، احساساتي نشده و فقط به فكر بازي در نقش اول نبوده. در عين حال كه به تنوع انتخابهايش هم اهميت داده.
قطعاً اينها كه گفتيد در ذهن من بوده، البته چقدر به اين ايدهآل نزديك شدهام، بحث ديگري است. بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ بلورين و پخش «تب سرد» پيشنهادهاي زيادي داشتم. تا جايي كه توانستم سعي كردم به متن اهميت بدهم و به اينكه پيشنهاد در مديوم سينماست يا تلويزيون كمتر توجه كردم. سعي كردم به عنوان يك مخاطب با پيشنهادهايم برخورد كنم، خيلي حسي انتخاب كردم و پيشنهادهايي را پذيرفتم كه دوستشان داشتم. همين حساسيتها باعث شد 14 ماه هيچ كاري را قبول نكنم تا «به نام پدر».
كار با حاتميكيا برايتان مهم بود؟
در كنار همكاري با آقاي حاتميكيا كه مهم بود، نقش و فيلمنامه را هم دوست داشتم.
نقش هم با كارهاي قبليتان متفاوت بود.
بله. ميثم با پيمان در «تب سرد» ويحيي در «دوئل» خيلي تفاوت داشت. من هم تمام انرژيام را گذاشتم كه اين تفاوتها به چشم بيايد.
پروژه «در چشم باد» بعد از «به نام پدر» پيشنهاد شد؟
بله. «در چشم باد» يك كار ويژه و متفاوت تلويزيوني است. نقشي را كه در اين مجموعه بازي ميكنم خيلي دوست دارم.
در اين مدت به نظر ميرسد تعمداً نخواستهايد كار تلويزيوني قبول كنيد؟
اگر «در چشم باد» را جزو مجموعههاي مرسوم تلويزيون حساب نكنيم، 3 سال است كه در مجموعهاي بازي نكردهام. با وجودي كه به متن فيلمنامه اهميت ميدهم اما در انتخابهايم سعي كردم نگاهم به سينما باشد.
در اين فاصله در نمايش «يك زن، يك مرد» هم روي صحنه رفتيد. آزيتا حاجيان درباره انتخاب شما درست عمل كرد. ويژگيهاي چهرهتان طوري است كه هم براي بازي در نقش مثبت مناسب هستيد، هم منفي و يكي از بازيهاي خوبتان را در قالب يك شخصيت كاملاً خبيث در اين نمايش ديديم.
خيلي وقت بود روي صحنه نرفته بودم و خيلي خوشحالم كه با آن نقش، دوباره به تئاتر برگشتم. بازي در نقشي با اين ميزان جذابيت يك تمرين فوقالعاده بود. يك نكته ديگر كه در اين نمايش برايم اهميت دارد، استقبالي است كه از آن شد. كار ما بدون مخاطب بيمعني است، دوست ندارم فقط براي دلم بازي كنم.
در «به نام پدر» با آزيتا حاجيان همبازي بوديد. احتمالاً به همين دليل براي بازي در اين نمايش انتخاب شديد.
تجربه مشتركي كه در «به نام پدر» داشتيم در انتخاب من تاثير داشت. خانم حاجيان بازيگردان آن فيلم بود و احتمالاً شناختي كه از جنس بازي من داشته باعث شده من را انتخاب كند.
گفتيد كه مخاطب خيلي برايتان اهميت دارد. اگر پيشنهاد بازي در فيلمي داشته باشيد كه در چند جشنواره داخلي و خارجي نمايش داده شود اما اكران عمومي گسترده نداشته باشد، رد ميكنيد؟
اگر يك فيلم اكران محدود داشته باشد به معني اين نيست كه مخاطب ندارد. بعضي فيلمها، اصلاً مخاطب ندارند حتي اگر در تعداد زيادي سينما روي پرده بروند. فيلمهايي كه جنبه هنري و فرهنگي بيشتري دارند هم مخاطب دارند و بازي كردن در آنها، تجربه خوبي است. همانطور كه گفتم فيلمنامه و نقش براي من اهميت زيادي دارد. وقتي فيلمنامهاي را ميخوانم تقريباً ميتوانم تشخيص بدهم كه مخاطب چگونه با آن برخورد ميكند. در اين مدت در يك فيلم كوتاه هم بازي كردم. اين فيلمها مخاطب كمتري نسبت به فيلمهاي سينمايي دارد، اگر براي من فقط مخاطب انبوه مهم بود در چنين فيلمي بازي نميكردم اما اين تجربهها هم مخاطب خاص خودش را دارد و اين مخاطب براي من مهم است.
مسعود دهنمكي سوابق سياسي روشني دارد. از همكاري با او و داوريهايي كه ممكن بود درباره شما و فيلم «اخراجيها» بشود، نترسيديد؟
ديدگاه و سوابق سياسي آقاي دهنمكي به خودشان مربوط است. من از زماني كه با او آشنا شدم به عنوان يك كارگردان به او نگاه كردم و او هم من را به عنوان بازيگر فيلمش پذيرفت، رابطهاي كاملاً حرفهاي بين ما حاكم بود.
در اين مدت با كارگردانهايي كار كردهايد كه اولين فيلمشان را ميسازند. اعتماد كردن به قابليتهاي اين كارگردانها آسان است؟ دهنمكي البته دو فيلم مستند ساخته، آنها را ديده بوديد؟
در مقطعي كارگرداني به من اعتماد كرده و فرصت داده در فيلمي مثل «دوئل» براي اولينبار به طور جدي خود را محك بزنم. اين اعتماد را من به عنوان بازيگر به بعضي فيلمسازها دادهام و هيچوقت فكر نكردهام نبايد با يك كارگردان فيلم اولي همكاري كرد. در مورد آقاي دهنمكي هم دو فيلم مستند از او ديده بودم. «فقر و فحشا» به نظرم فيلم جسورانه و متفاوتي است. در همان مستندها هم ميتوان استعداد آقاي دهنمكي در فيلمسازي را تشخيص داد. در كنار اينها تيمي كه قرار بود در ساخت «اخراجيها» او را كمك كند، تيمي حرفهاي بود و من ميدانستم نتيجه همكاري اين گروه اگر شاهكار نشود، كار قابل دفاعي ميشود.
كسي توصيه نكرد با دهنمكي همكاري نكنيد؟
نه. اصلاً. واقعاً كسي چنين توصيهاي نكرد.
مجيد سوزوكي كاراكتري است كه دهنمكي او را ديده، يك كاراكتر واقعي كه وجود داشته. بازي در چنين نقشي جذابيت خاصي دارد؟
آقاي دهنمكي عكس او را به من نشان داد، خاطرات مختلفي از او برايم تعريف كرد كه شناخت من را از اين كاراكتر بيشتر ميكرد. مجيد، جواني است با ذهنيت مثبت، كمحرف و جدي. تلاش من و آقاي دهنمكي اين بود تا تصويري كه از مجيد سوزوكي ارائه ميدهيم واقعاً به او نزديك باشد.
اين شباهتها در ويژگيهاي ظاهري هم رعايت شد؟ يعني نوع لباس پوشيدن و گريم شما قرار است مجيد سوزوكي واقعي را تداعي كند.
نوع لباس پوشيدن، شكل گريم، انگشترهايي كه در دست من است و حتي استفاده از تكيهكلام ما چاكريم در جهت نزديك شدن به آن شخصيت بود. شخصيتي كه ميخواستيم دوباره او را زنده كنيم.
جديتي كه در بازي شما ميبينيم دقيقاً خواسته دهنمكي بود؟ اين جديت كه در رفتار مجيد هست، جنس شوخيها و نوع متلكها او را كاملاً از دوستانش متفاوت كرده.
از قبل رويش فكر كرده بوديم و خواسته آقاي دهنمكي بود. دوستان مجيد به جز مصطفي كه سينهسوخته و از همه بزرگتر است، بقيه اهل فكر كردن نيستند، آنها اول عمل ميكنند بعد فكر ميكنند (ميخندد) اما مجيد سوزوكي با بقيه فرق دارد. در اين گروه، فقط او هدف دارد و به همين دليل، از بقيه متفاوت است.
مرگ مجيد در پايان فيلم، قابل پيشبيني و كليشهاي است. هر چند دهنمكي سعي كرده روي تحول مجيد خيلي تاكيد نكند.
مرگ مجيد بايد اتفاق ميافتاد. در دنياي واقعي هم مجيد سوزوكي در جبهه شهيد شد و اين فيلم بخشي از زندگي او را به تصوير ميكشد. همان بخشي كه با مرگش به پايان ميرسد.
در واقعيت هم مجيد سوزوكي همين مدت در جبهه بوده و در همين فاصله زماني شهيد شده؟
بله، مجيد سوزوكي ميآيد كه در جبهه گشتي بزند و بعد برگردد كه شهيد ميشود.
تحول مجيد براي شما قابل قبول است؟
به نظر من تحول باسمهاي در فيلم نميبينيم. زماني كه فيلمنامه را ميخواندم آرزو ميكردم مجيد در پايان متحول نشود. اگر ميشد اين نقش را بازي نميكردم. وقتي فيلمنامه به آخر رسيد خيلي خوشحال بودم كه تحول باسمهاي اتفاق نيفتاد و مجيد در لحظات آخر زندگي هم مرام خودش را دارد. اگر تحولي در مجيد ميبينيم از جنس خود اوست.
فكر ميكرديد براي بازي در نقش مجيد سوزوكي نامزد سيمرغ بشويد؟
موقع فيلمبرداري نميشود به اين چيزها فكر كرد. موقع بازي در اين نقش اصلاً به اين بخش از ماجرا فكر نميكردم.
يعني اصلاً گرفتن سيمرغ يا نامزد شدن در جشنواره اهميتي ندارد؟
مگر ميشود اهميت نداشته باشد. ديده شدن بازيام در جشنواره و بعد از آن خيلي مهم است. درباره «اخراجيها» اين اتفاق افتاد و من حس كردم كه مردم بازي من را ديدهاند. اگر نامزد ميشدم يا جايزه ميگرفتم اين شيريني بيشتر ميشد ولي براي من كه يك بار سيمرغ بلورين گرفتهام، نظر مردم و استقبال آنها اهميت بيشتري پيدا كرده است.
اين روزها مشغول اجراي يك برنامه در راديو هستيد. اولين بار است كه در راديو فعاليت ميكنيد؟
اجراي يك برنامه سينمايي را برعهده دارم. با برگزيدگان سينماي ايران در سال 85 صحبت ميكنيم. اين روزها مشغول ضبط برنامه هستيم و از فروردينماه پخش برنامه شروع ميشود. خوشبختانه اولين تجربهام در راديو، اجراي يك برنامه سينمايي است كه در سرتاسر ايران پخش ميشود.
به نظر ميرسد به بازيگر محبوب كارگردانهاي سينماي جنگ تبديل شدهايد؟
(ميخندد) «به نام پدر» فيلم جنگي نبود.
حاتميكيا بيشتر در حوزه سينماي جنگ فعاليت كرده.
به هر حال فيلمنامه خوب معيار انتخاب من است. اگر باز هم در اين حوزه پيشنهادهايي بشود ميپذيرم.
«اخراجيها» جزو فيلمهايي است كه دوستش داريد؟
من همه فيلمهايي كه بازي كردهام، دوست دارم. خوشحالم كه «اخراجيها» فيلمي است كه هم من آن را دوست دارم، هم مردم.
به اندازه «دوئل» آن را دوست داريد؟
«دوئل» براي من يك قصه ديگر دارد و آغاز يك جريان است و با ديگر تجربههايم قابل مقايسه نيست.
ksabz
بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ چه اتفاقي افتاد؟ به نظر ميرسد كامبيز ديرباز كاملاً حرفهاي با موضوع برخورد كرده، احساساتي نشده و فقط به فكر بازي در نقش اول نبوده. در عين حال كه به تنوع انتخابهايش هم اهميت داده.
قطعاً اينها كه گفتيد در ذهن من بوده، البته چقدر به اين ايدهآل نزديك شدهام، بحث ديگري است. بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ بلورين و پخش «تب سرد» پيشنهادهاي زيادي داشتم. تا جايي كه توانستم سعي كردم به متن اهميت بدهم و به اينكه پيشنهاد در مديوم سينماست يا تلويزيون كمتر توجه كردم. سعي كردم به عنوان يك مخاطب با پيشنهادهايم برخورد كنم، خيلي حسي انتخاب كردم و پيشنهادهايي را پذيرفتم كه دوستشان داشتم. همين حساسيتها باعث شد 14 ماه هيچ كاري را قبول نكنم تا «به نام پدر».
كار با حاتميكيا برايتان مهم بود؟
در كنار همكاري با آقاي حاتميكيا كه مهم بود، نقش و فيلمنامه را هم دوست داشتم.
نقش هم با كارهاي قبليتان متفاوت بود.
بله. ميثم با پيمان در «تب سرد» ويحيي در «دوئل» خيلي تفاوت داشت. من هم تمام انرژيام را گذاشتم كه اين تفاوتها به چشم بيايد.
پروژه «در چشم باد» بعد از «به نام پدر» پيشنهاد شد؟
بله. «در چشم باد» يك كار ويژه و متفاوت تلويزيوني است. نقشي را كه در اين مجموعه بازي ميكنم خيلي دوست دارم.
در اين مدت به نظر ميرسد تعمداً نخواستهايد كار تلويزيوني قبول كنيد؟
اگر «در چشم باد» را جزو مجموعههاي مرسوم تلويزيون حساب نكنيم، 3 سال است كه در مجموعهاي بازي نكردهام. با وجودي كه به متن فيلمنامه اهميت ميدهم اما در انتخابهايم سعي كردم نگاهم به سينما باشد.
در اين فاصله در نمايش «يك زن، يك مرد» هم روي صحنه رفتيد. آزيتا حاجيان درباره انتخاب شما درست عمل كرد. ويژگيهاي چهرهتان طوري است كه هم براي بازي در نقش مثبت مناسب هستيد، هم منفي و يكي از بازيهاي خوبتان را در قالب يك شخصيت كاملاً خبيث در اين نمايش ديديم.
خيلي وقت بود روي صحنه نرفته بودم و خيلي خوشحالم كه با آن نقش، دوباره به تئاتر برگشتم. بازي در نقشي با اين ميزان جذابيت يك تمرين فوقالعاده بود. يك نكته ديگر كه در اين نمايش برايم اهميت دارد، استقبالي است كه از آن شد. كار ما بدون مخاطب بيمعني است، دوست ندارم فقط براي دلم بازي كنم.
در «به نام پدر» با آزيتا حاجيان همبازي بوديد. احتمالاً به همين دليل براي بازي در اين نمايش انتخاب شديد.
تجربه مشتركي كه در «به نام پدر» داشتيم در انتخاب من تاثير داشت. خانم حاجيان بازيگردان آن فيلم بود و احتمالاً شناختي كه از جنس بازي من داشته باعث شده من را انتخاب كند.
گفتيد كه مخاطب خيلي برايتان اهميت دارد. اگر پيشنهاد بازي در فيلمي داشته باشيد كه در چند جشنواره داخلي و خارجي نمايش داده شود اما اكران عمومي گسترده نداشته باشد، رد ميكنيد؟
اگر يك فيلم اكران محدود داشته باشد به معني اين نيست كه مخاطب ندارد. بعضي فيلمها، اصلاً مخاطب ندارند حتي اگر در تعداد زيادي سينما روي پرده بروند. فيلمهايي كه جنبه هنري و فرهنگي بيشتري دارند هم مخاطب دارند و بازي كردن در آنها، تجربه خوبي است. همانطور كه گفتم فيلمنامه و نقش براي من اهميت زيادي دارد. وقتي فيلمنامهاي را ميخوانم تقريباً ميتوانم تشخيص بدهم كه مخاطب چگونه با آن برخورد ميكند. در اين مدت در يك فيلم كوتاه هم بازي كردم. اين فيلمها مخاطب كمتري نسبت به فيلمهاي سينمايي دارد، اگر براي من فقط مخاطب انبوه مهم بود در چنين فيلمي بازي نميكردم اما اين تجربهها هم مخاطب خاص خودش را دارد و اين مخاطب براي من مهم است.
مسعود دهنمكي سوابق سياسي روشني دارد. از همكاري با او و داوريهايي كه ممكن بود درباره شما و فيلم «اخراجيها» بشود، نترسيديد؟
ديدگاه و سوابق سياسي آقاي دهنمكي به خودشان مربوط است. من از زماني كه با او آشنا شدم به عنوان يك كارگردان به او نگاه كردم و او هم من را به عنوان بازيگر فيلمش پذيرفت، رابطهاي كاملاً حرفهاي بين ما حاكم بود.
در اين مدت با كارگردانهايي كار كردهايد كه اولين فيلمشان را ميسازند. اعتماد كردن به قابليتهاي اين كارگردانها آسان است؟ دهنمكي البته دو فيلم مستند ساخته، آنها را ديده بوديد؟
در مقطعي كارگرداني به من اعتماد كرده و فرصت داده در فيلمي مثل «دوئل» براي اولينبار به طور جدي خود را محك بزنم. اين اعتماد را من به عنوان بازيگر به بعضي فيلمسازها دادهام و هيچوقت فكر نكردهام نبايد با يك كارگردان فيلم اولي همكاري كرد. در مورد آقاي دهنمكي هم دو فيلم مستند از او ديده بودم. «فقر و فحشا» به نظرم فيلم جسورانه و متفاوتي است. در همان مستندها هم ميتوان استعداد آقاي دهنمكي در فيلمسازي را تشخيص داد. در كنار اينها تيمي كه قرار بود در ساخت «اخراجيها» او را كمك كند، تيمي حرفهاي بود و من ميدانستم نتيجه همكاري اين گروه اگر شاهكار نشود، كار قابل دفاعي ميشود.
كسي توصيه نكرد با دهنمكي همكاري نكنيد؟
نه. اصلاً. واقعاً كسي چنين توصيهاي نكرد.
مجيد سوزوكي كاراكتري است كه دهنمكي او را ديده، يك كاراكتر واقعي كه وجود داشته. بازي در چنين نقشي جذابيت خاصي دارد؟
آقاي دهنمكي عكس او را به من نشان داد، خاطرات مختلفي از او برايم تعريف كرد كه شناخت من را از اين كاراكتر بيشتر ميكرد. مجيد، جواني است با ذهنيت مثبت، كمحرف و جدي. تلاش من و آقاي دهنمكي اين بود تا تصويري كه از مجيد سوزوكي ارائه ميدهيم واقعاً به او نزديك باشد.
اين شباهتها در ويژگيهاي ظاهري هم رعايت شد؟ يعني نوع لباس پوشيدن و گريم شما قرار است مجيد سوزوكي واقعي را تداعي كند.
نوع لباس پوشيدن، شكل گريم، انگشترهايي كه در دست من است و حتي استفاده از تكيهكلام ما چاكريم در جهت نزديك شدن به آن شخصيت بود. شخصيتي كه ميخواستيم دوباره او را زنده كنيم.
جديتي كه در بازي شما ميبينيم دقيقاً خواسته دهنمكي بود؟ اين جديت كه در رفتار مجيد هست، جنس شوخيها و نوع متلكها او را كاملاً از دوستانش متفاوت كرده.
از قبل رويش فكر كرده بوديم و خواسته آقاي دهنمكي بود. دوستان مجيد به جز مصطفي كه سينهسوخته و از همه بزرگتر است، بقيه اهل فكر كردن نيستند، آنها اول عمل ميكنند بعد فكر ميكنند (ميخندد) اما مجيد سوزوكي با بقيه فرق دارد. در اين گروه، فقط او هدف دارد و به همين دليل، از بقيه متفاوت است.
مرگ مجيد در پايان فيلم، قابل پيشبيني و كليشهاي است. هر چند دهنمكي سعي كرده روي تحول مجيد خيلي تاكيد نكند.
مرگ مجيد بايد اتفاق ميافتاد. در دنياي واقعي هم مجيد سوزوكي در جبهه شهيد شد و اين فيلم بخشي از زندگي او را به تصوير ميكشد. همان بخشي كه با مرگش به پايان ميرسد.
در واقعيت هم مجيد سوزوكي همين مدت در جبهه بوده و در همين فاصله زماني شهيد شده؟
بله، مجيد سوزوكي ميآيد كه در جبهه گشتي بزند و بعد برگردد كه شهيد ميشود.
تحول مجيد براي شما قابل قبول است؟
به نظر من تحول باسمهاي در فيلم نميبينيم. زماني كه فيلمنامه را ميخواندم آرزو ميكردم مجيد در پايان متحول نشود. اگر ميشد اين نقش را بازي نميكردم. وقتي فيلمنامه به آخر رسيد خيلي خوشحال بودم كه تحول باسمهاي اتفاق نيفتاد و مجيد در لحظات آخر زندگي هم مرام خودش را دارد. اگر تحولي در مجيد ميبينيم از جنس خود اوست.
فكر ميكرديد براي بازي در نقش مجيد سوزوكي نامزد سيمرغ بشويد؟
موقع فيلمبرداري نميشود به اين چيزها فكر كرد. موقع بازي در اين نقش اصلاً به اين بخش از ماجرا فكر نميكردم.
يعني اصلاً گرفتن سيمرغ يا نامزد شدن در جشنواره اهميتي ندارد؟
مگر ميشود اهميت نداشته باشد. ديده شدن بازيام در جشنواره و بعد از آن خيلي مهم است. درباره «اخراجيها» اين اتفاق افتاد و من حس كردم كه مردم بازي من را ديدهاند. اگر نامزد ميشدم يا جايزه ميگرفتم اين شيريني بيشتر ميشد ولي براي من كه يك بار سيمرغ بلورين گرفتهام، نظر مردم و استقبال آنها اهميت بيشتري پيدا كرده است.
اين روزها مشغول اجراي يك برنامه در راديو هستيد. اولين بار است كه در راديو فعاليت ميكنيد؟
اجراي يك برنامه سينمايي را برعهده دارم. با برگزيدگان سينماي ايران در سال 85 صحبت ميكنيم. اين روزها مشغول ضبط برنامه هستيم و از فروردينماه پخش برنامه شروع ميشود. خوشبختانه اولين تجربهام در راديو، اجراي يك برنامه سينمايي است كه در سرتاسر ايران پخش ميشود.
به نظر ميرسد به بازيگر محبوب كارگردانهاي سينماي جنگ تبديل شدهايد؟
(ميخندد) «به نام پدر» فيلم جنگي نبود.
حاتميكيا بيشتر در حوزه سينماي جنگ فعاليت كرده.
به هر حال فيلمنامه خوب معيار انتخاب من است. اگر باز هم در اين حوزه پيشنهادهايي بشود ميپذيرم.
«اخراجيها» جزو فيلمهايي است كه دوستش داريد؟
من همه فيلمهايي كه بازي كردهام، دوست دارم. خوشحالم كه «اخراجيها» فيلمي است كه هم من آن را دوست دارم، هم مردم.
به اندازه «دوئل» آن را دوست داريد؟
«دوئل» براي من يك قصه ديگر دارد و آغاز يك جريان است و با ديگر تجربههايم قابل مقايسه نيست.
ksabz
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
ده نمکي: نه طبرزدي ميشوم نه مخملباف!
كارگردان اخراجيها در نشست فيلم اخراجيها گفت:در سياست به من ميگفتند طبرزدي ميشوي و حالا كه فيلم ميسازم، مي گويند مخملباف ميشوي!
به گزارش خبرگزاري فارس، كارگردان اخراجيها درنشست نقد و بررسي فيلم اخراجيها به برخي نقدهاي فرامتني نيز پاسخ گفت: او درباره واكنش خود روي صحنه اختتاميه جشنواره بيستوپنجم، گفت: من از ابتدا هم گفتم كه به دنبال جايزه جشنواره نيستم. در مراسم پاياني هم من جزو مدعوين بودم و اگر هم روي صحنه چيزي گفتم در دفاع از تلاش و زحمت كليه گروه سازنده بود چرا كه به نظرمن همه بايد ديده ميشدند.
وي افزود: داوران ما بايد يادبگيرند كه همه تصميمهاي داوران درست نيست.در جشنواره امسال معترض كم نداشتيم اما گويا صداي من بلندتر بود. حال اين را نبايد به معناي از بين رفتن شيرازه جشنواره تلقي شود.
دهنمكي ادامه داد: سينماي ما بايد اينقدر ظرفيت نقدپذيري داشته باشد كه پايههايش با يك داد و فرياد سست نشود. اگر ناراحت نبودم حرف هاي زيادي داشتم بزنم اين به نفع داوران شد همراهي كردم با مردمي كه من را فرستادند روي سن.
وي گفت: آنهايي كه انتقادشان از روي انصاف بود و نسبت به يكسري خطوط قرمز نگران بودند، نگاهشان تغيير پيدا كرد. ولي يك دسته مخالف ديگر به فيلم اضافه شد كه مخالفت آنها ديگر به حب و بغضها و نفسانيات برميگشت.
دهنمكي افزود: نميخواهم وارد اين مباحث شوم ولي اينجا هم به عرصه سياست ميماند.
وي گفت: بعضيها نميخواستند اين كليشه شكسته شود، برخيها در نگاهشان به سينما نوعي پدرخواندگي حس ميشود، و در تقسيمبندي نگاه به نگاه بازاريها نزديك هستند. همانطور كه شكر در انحصار يكي است و سيمان در انحصار ديگري، حرف زدن درباره خدا و پيغمبر در انحصار يكسري آدم است، جنگ هم مونوپل يكسري آدم است، روشنفكربازي و اپوزيسيونبازي هم در اختيار يكسري ديگر. حالا يك فيلمي آمده و با يك مضمون عرفاني، در ژانر جنگي، دارد حرف طنز ميزند. يعني اين وسط پا در كفش همه كرده است. حتي با اين برنامهاي كه در جشنواره پيش آمد، اپوزيسيوني هم شده است! البته همه اين مقاومتها بيشتر به نفع فيلم تمام شد. فيلمي كه مظلوم واقع شد مخاطب حس كرد برود ببيند كه اين چه فيلمي است كه دربرابرش اين همه مقاومت صورت ميگيرد.
وي در ادامه گفت: آدمهايي كه با مساله تحول آدمها در اخراجيها مساله دارند، خودشان مسالهدار هستند. آدمهاي جبههنديدهاي كه دارند جبهه فيلم من را نقد ميكنند. يك بازيگر در جايي گفته بود ما نبايد پيشانيبند از پيشاني رزمندهها برداريم و به جايش دستمال يزدي قرار دهيم. اولا اين كه در "اخراجيها" برعكس اين اتفاق رخ داده، در وهله بعدي اينگونه هم نيست كه تصور كنيم در جبهه اين پيشانيبند بوده كه در جبهه به رزمنده هويت بخشيده است. اين رزمندهها بودند كه به چفيه ارزش دادند.
دهنمكي گفت: من در اخراجيها قصد فرهنگ سازي داشتم و بدين منظور از اشارههاي عرفاني در روايت استفاده كردم.
وي گفت: شما اگر با الفباي عرفان آشنا باشيد، از دقيقه اول فيلم ميبينيد كه فيلم دارد يك مضمون عرفاني را مطرح ميكند. يك عشق مجازي سبب حركت يك سالكي شده كه گام به گام دارد پيش ميرود. اصلا هم قرار نيست اين سالك كلاس درس ايدئولوژيك بگذراند و درس پس بدهد.
وي افزود: تحول كاراكترهاي اخراجيها، يك تحول دروني است نه بيروني. با فطرت مشترك آدمها ارتباط برقرار ميكند. نبايد منتظر باشيد كه در سه روزي كه مجيدسوزوكي در جبهه حضور دارد، ريش هم درآورده باشد. اين آدم همان آدم است كه اصلا فرصت نكرده ادبيات خودش را عوض كند. حتي فرصت نكرده اصول دين را بشناسد.اما يك چيز را فهميده و آن اين كه اين مملكت براي همه است و لات و حزبالهي نمي شناسد.
وي افزود: شما در اولين پلان فيلم ميبينيد كه ميرزا دارد، ساز ميزند. سازي كه صدايش بعدا در ميآيد. مسير تربيت آدمها اينگونه نيست كه شما همانموقع كاشته ها را درو كنيد. سازي است كه ممكن است صدايش يك نسل بعد دربيايد. اين كه امام(ره) فرمودهاند: بچههاي ما ره صد ساله را يك شبه طي كردند، مصداقش همين قضيه است. شما ديگر نميتوانيد اقتضائات سلوك عرفاني شصت ساله را توي اين آدمها ببينيد. كاري نداشته باشيد كه مكاشافات داشتهاند يا نه. در يك «آن» تصميم ميگيرند كه بروند روي مين. ما البته عارف 70 ساله و روحاني هم داشتهايم كه در جبهه، وقتي پاي ميدان مين ميرسيدند، كفريات ميگفتند و برميگشتند عقب. اينها در فيلم من هست اما مستتر است و رو نيست.
دهنمكي همچنين در مورد ساخت اخراجيها به عنوان يك فيلم تهييج كننده براي نسل جوان و نه يك فيلم ضد جنگ، گفت: در سينماي ما سلوك عدهاي از سينماگران سينماي دفاع مقدس، آنها را به سمت سينماي ضد جنگ برد.
وي افزود: ما در دهه 60 و در شرايط جنگ، احتياج به فيلمهاي تبليغاتي و مهيج داشتيم اما در دهه 70، وقتي آنگونه فيلمها ساخته شد، گفتند مخاطب ندارد. سينماي جنگ رفت، سينماي ضد جنگ آمد.
دهنمكي افزود: اخراجيها ميتواند در شرايطي كه در معرض تهديدها قرار داريم، فيلم مهمي باشد. اين فيلم به ما ميگويد كه ديگر نبايد مثل دوره جنگ عمل كنيم و نبايد دفاع را منحصر به يكسري آدم بكنيم. فيلم ميگويد همه بايد بروند جبهه. از اين بعد، اخراجيها ميتواند تهييج كننده بعد وطن پرستي باشد. همان حرف كه مجيد سوزوكي در فيلم ميزند.
وي همچنين گفت: ارتباط نسل سوم با نسل جنگ قطع شده و امروزيها، آدمهاي آن دوره را اسطورههاي دست نيافتني ميپندارند. در صورتيكه تغيير آدمها، ممكن است از يك مجيد سوزوكي، مجيد خدمت بسازد. اين روند انسان سازي در همه تاريخ مي تواند ادامه پيدا كند.
دهنمكي در ادامه گفت: اگر كسي از بيرون سينما ، مسائل حاكم بر سينما را دنبال ميكرد به اين نتيجه ميرسيد كه يكسري مسئله پشت پرده، پيرامون فيلم من وجود داشته است كه به هرحال بعدا علني هم شد.
وي تاكيد كرد: يكي از داوران جشنواره امسال، در بيانيهاش اعلام كرد كه «من تعجب مي كنم از كساني كه ميآيند از يك فاشيست حمايت مي كنند!». وي افزود: داوري صحيح و منصفانه آن است كه نگاه نكند يك فاشيست فيلم را ساخته يا يك روشنفكر. فيلم را بايد به عنوان يك فيلم نگاه كند. خب اين نشان ميدهد كه وقتي فيلم من را به اسم فاشيست رد ميكنند، فيلم آن ديگري را هم به اسمي ديگر مورد توجه قرار ندادهاند. اينها در جشنواره فجر كه يك جشنواره حرفهاي است و 25 سال از عمر آن گذشته، صحيح نيست.
كارگردان اخراجيها گفت: در جشنواره فيلم فجر نگاهمان بايد حرفه اي باشد ، نه سليقه اي.(جالب آن كه روي سليقهاي بودن داوري تاكيد هم ميكنند). يعني ما آمدهايم و سينماي ملي خود را درگير سليقه چند آدم كردهايم؟
دهنمكي افزود: ايجاد بستري صحيح براي سينماي ملي، با يك نگاه باز، ميتواند به نيروهاي جوان انگيزه بدهد.
دهنمكي، در مورد استفاده از كاراكترهاي شناخته شده در اخراجيها ، گفت: با اين منظر اگر بخواهيم نگاه كنيم چارلي چاپلين يكي از ضعيفترين آدمهاي سينماست چون در همه فيلمهايش يك لباس دارد يك قيافه دارد يك بازي دارد ارائه ميدهد. براي من رضايتبخش است كه 95 درصد مخاطبان سينما كه مخاطبان حرفهاي سينما به آنها ميگويند ساعتها صف ميايستند فيلمها را انتخاب ميكنند و نگاه ميكند، يك فيلم را به عنوان فيلم منتخب خود اعلام ميكنند، اكثرا دانشجويان و علاقهمندان سينما هستند.من فكر نميكنم با وجود آقاي كيميايي و مهرجويي، 95 درصد از فيلم خوششان آمده و مثل عرصه سياست هم نيست كه بگوئيم من آوردهام فيلم را ببينند، يا اينكه از افغانستان آمدهاند تا آراي فيلم من را بالا ببرند!
وي افزود: آقاي ابطحي همفكر من نيست. ابراهيم نبوي و تاج زاده هم همفكر من نيستند. جالب است بدانيد وقتي تاج زاده از سينما بيرون آمد، همان واكنش را داشت كه حسن عباسي داشت. در سينما هم، بعد از ديدن اخراجيها، هم آن چادري گريه ميكند و هم آن بدحجاب.
وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: مجيد سوزوكي، نيروي من بوده و تخيلي و اغراق آميز نيست. اين را باور كنيم كه بچههاي جنگ سلوك ديگري دارند. من اگر مدافع بچههاي جنگ هستم، از اينها دفاع كردهام. وقتي فقر و فحشا را ساختم؛ خيليها گفتند رفتهاي روي مين. گفتم بچه هاي هم نسل ما، روي مين ميرفتند تا عراقيها نيايند سراغ نواميس ما ، حالا با دست خودمان داريم صادر ميكنيم! آن موقع روي مين ميرفتيم تا اين اتفاق نيفتد حالا بايد يكي بيايد خودكشي كند، انتحار آبرويي بكند و فقر و فحشا را بسازد كه من اين كار را كردم.
دهنمكي گفت: فرق ما با طيفهاي روشنفكري كه ميخواهند در سينما حرف بزنند، اين است كه من حرفي را كه آنها ميخواهند بزنند با زبان تودهها با مردم ميزنم.
وي گفت: من به دنبال پوپوليسم نيستم. من با زبان خدا با مردم حرف ميزنم و نه با زبان روشنفكرها. همانطور كه امام(ره) در صندلي جماران مفاهيم عميق سياسي را با زبان مردم ميگفتند.
وي تاكيد كرد: اينقدر مقابل استقبال مردم از اخراجيها موضع نگيريد. من اين مردم را باور ميكنم چون با همين آدمها بايد جلوي آمريكا بايستيم. با همين آدمها بايد انتخابات برگزار كنيم و با همين مردم بايد به جنگ دشمن برويم.
پاي منبر مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي طيف هاي مختلفي نشستند، از سروش، ميرحسين موسوي و من گرفته تا مردم پاپتي. همه هم بهره خود را از اين حرفها برده اند.
دهنمكي در پايان گفت: اخراجيها را طيفهاي مختلفي ديدهاند و از آن استقبال كردهاند. اين خود يك ارزش است. فيلم را مولفههاي مختلف ارزشمند ميسازد. اين يك نمره دارد. حال اگر مفهوم را خوب انتقال نداده، يك نمره منفي هم ميگيرد. مضمونش نوست، يك نمره ميگيرد، اگر بازيگرانش خوب هستند يا روي فروش سينما تاثير مثبت داشته، نمرات مختلفي دريافت ميكند. حرف من اين است كه اگر قرار است به فيلم نمره بدهيد، به به معدل فيلم نمره بدهيد و به خاطر اخلاق من به كل فيلم نمره منفي ندهيد.
كارگردان اخراجيها درباره نگراني از مخملباف شدنش هم گفت: از محسن مخملباف، عروسي خوبان را به شدت ميپسندم . اين فيلم حرف بچههاي ما را مي زد. اما ما خودمان مخملباف را به اين مخملباف تبديل كرديم و هل داديم به سمتي كه جهانبينياش تغيير كند. اما جهانبيني من تعريف شده است. در سياست هم به من ميگفتند طبرزدي ميشوي و حالا كه فيلم ميسازم، مي گويند مخملباف ميشوي!
-دهنمكي گفت: اگر اين فيلم را در دولت قبلي ساخته بودم، به خاطر پز دموكراسي هم شده ده تا جايزه هم گرفته بود! و ديديد بر سر اين فيلم كه همه ميگويند با رانت ساخته شده ، چه بلايي آمد.
ksabz
به گزارش خبرگزاري فارس، كارگردان اخراجيها درنشست نقد و بررسي فيلم اخراجيها به برخي نقدهاي فرامتني نيز پاسخ گفت: او درباره واكنش خود روي صحنه اختتاميه جشنواره بيستوپنجم، گفت: من از ابتدا هم گفتم كه به دنبال جايزه جشنواره نيستم. در مراسم پاياني هم من جزو مدعوين بودم و اگر هم روي صحنه چيزي گفتم در دفاع از تلاش و زحمت كليه گروه سازنده بود چرا كه به نظرمن همه بايد ديده ميشدند.
وي افزود: داوران ما بايد يادبگيرند كه همه تصميمهاي داوران درست نيست.در جشنواره امسال معترض كم نداشتيم اما گويا صداي من بلندتر بود. حال اين را نبايد به معناي از بين رفتن شيرازه جشنواره تلقي شود.
دهنمكي ادامه داد: سينماي ما بايد اينقدر ظرفيت نقدپذيري داشته باشد كه پايههايش با يك داد و فرياد سست نشود. اگر ناراحت نبودم حرف هاي زيادي داشتم بزنم اين به نفع داوران شد همراهي كردم با مردمي كه من را فرستادند روي سن.
وي گفت: آنهايي كه انتقادشان از روي انصاف بود و نسبت به يكسري خطوط قرمز نگران بودند، نگاهشان تغيير پيدا كرد. ولي يك دسته مخالف ديگر به فيلم اضافه شد كه مخالفت آنها ديگر به حب و بغضها و نفسانيات برميگشت.
دهنمكي افزود: نميخواهم وارد اين مباحث شوم ولي اينجا هم به عرصه سياست ميماند.
وي گفت: بعضيها نميخواستند اين كليشه شكسته شود، برخيها در نگاهشان به سينما نوعي پدرخواندگي حس ميشود، و در تقسيمبندي نگاه به نگاه بازاريها نزديك هستند. همانطور كه شكر در انحصار يكي است و سيمان در انحصار ديگري، حرف زدن درباره خدا و پيغمبر در انحصار يكسري آدم است، جنگ هم مونوپل يكسري آدم است، روشنفكربازي و اپوزيسيونبازي هم در اختيار يكسري ديگر. حالا يك فيلمي آمده و با يك مضمون عرفاني، در ژانر جنگي، دارد حرف طنز ميزند. يعني اين وسط پا در كفش همه كرده است. حتي با اين برنامهاي كه در جشنواره پيش آمد، اپوزيسيوني هم شده است! البته همه اين مقاومتها بيشتر به نفع فيلم تمام شد. فيلمي كه مظلوم واقع شد مخاطب حس كرد برود ببيند كه اين چه فيلمي است كه دربرابرش اين همه مقاومت صورت ميگيرد.
وي در ادامه گفت: آدمهايي كه با مساله تحول آدمها در اخراجيها مساله دارند، خودشان مسالهدار هستند. آدمهاي جبههنديدهاي كه دارند جبهه فيلم من را نقد ميكنند. يك بازيگر در جايي گفته بود ما نبايد پيشانيبند از پيشاني رزمندهها برداريم و به جايش دستمال يزدي قرار دهيم. اولا اين كه در "اخراجيها" برعكس اين اتفاق رخ داده، در وهله بعدي اينگونه هم نيست كه تصور كنيم در جبهه اين پيشانيبند بوده كه در جبهه به رزمنده هويت بخشيده است. اين رزمندهها بودند كه به چفيه ارزش دادند.
دهنمكي گفت: من در اخراجيها قصد فرهنگ سازي داشتم و بدين منظور از اشارههاي عرفاني در روايت استفاده كردم.
وي گفت: شما اگر با الفباي عرفان آشنا باشيد، از دقيقه اول فيلم ميبينيد كه فيلم دارد يك مضمون عرفاني را مطرح ميكند. يك عشق مجازي سبب حركت يك سالكي شده كه گام به گام دارد پيش ميرود. اصلا هم قرار نيست اين سالك كلاس درس ايدئولوژيك بگذراند و درس پس بدهد.
وي افزود: تحول كاراكترهاي اخراجيها، يك تحول دروني است نه بيروني. با فطرت مشترك آدمها ارتباط برقرار ميكند. نبايد منتظر باشيد كه در سه روزي كه مجيدسوزوكي در جبهه حضور دارد، ريش هم درآورده باشد. اين آدم همان آدم است كه اصلا فرصت نكرده ادبيات خودش را عوض كند. حتي فرصت نكرده اصول دين را بشناسد.اما يك چيز را فهميده و آن اين كه اين مملكت براي همه است و لات و حزبالهي نمي شناسد.
وي افزود: شما در اولين پلان فيلم ميبينيد كه ميرزا دارد، ساز ميزند. سازي كه صدايش بعدا در ميآيد. مسير تربيت آدمها اينگونه نيست كه شما همانموقع كاشته ها را درو كنيد. سازي است كه ممكن است صدايش يك نسل بعد دربيايد. اين كه امام(ره) فرمودهاند: بچههاي ما ره صد ساله را يك شبه طي كردند، مصداقش همين قضيه است. شما ديگر نميتوانيد اقتضائات سلوك عرفاني شصت ساله را توي اين آدمها ببينيد. كاري نداشته باشيد كه مكاشافات داشتهاند يا نه. در يك «آن» تصميم ميگيرند كه بروند روي مين. ما البته عارف 70 ساله و روحاني هم داشتهايم كه در جبهه، وقتي پاي ميدان مين ميرسيدند، كفريات ميگفتند و برميگشتند عقب. اينها در فيلم من هست اما مستتر است و رو نيست.
دهنمكي همچنين در مورد ساخت اخراجيها به عنوان يك فيلم تهييج كننده براي نسل جوان و نه يك فيلم ضد جنگ، گفت: در سينماي ما سلوك عدهاي از سينماگران سينماي دفاع مقدس، آنها را به سمت سينماي ضد جنگ برد.
وي افزود: ما در دهه 60 و در شرايط جنگ، احتياج به فيلمهاي تبليغاتي و مهيج داشتيم اما در دهه 70، وقتي آنگونه فيلمها ساخته شد، گفتند مخاطب ندارد. سينماي جنگ رفت، سينماي ضد جنگ آمد.
دهنمكي افزود: اخراجيها ميتواند در شرايطي كه در معرض تهديدها قرار داريم، فيلم مهمي باشد. اين فيلم به ما ميگويد كه ديگر نبايد مثل دوره جنگ عمل كنيم و نبايد دفاع را منحصر به يكسري آدم بكنيم. فيلم ميگويد همه بايد بروند جبهه. از اين بعد، اخراجيها ميتواند تهييج كننده بعد وطن پرستي باشد. همان حرف كه مجيد سوزوكي در فيلم ميزند.
وي همچنين گفت: ارتباط نسل سوم با نسل جنگ قطع شده و امروزيها، آدمهاي آن دوره را اسطورههاي دست نيافتني ميپندارند. در صورتيكه تغيير آدمها، ممكن است از يك مجيد سوزوكي، مجيد خدمت بسازد. اين روند انسان سازي در همه تاريخ مي تواند ادامه پيدا كند.
دهنمكي در ادامه گفت: اگر كسي از بيرون سينما ، مسائل حاكم بر سينما را دنبال ميكرد به اين نتيجه ميرسيد كه يكسري مسئله پشت پرده، پيرامون فيلم من وجود داشته است كه به هرحال بعدا علني هم شد.
وي تاكيد كرد: يكي از داوران جشنواره امسال، در بيانيهاش اعلام كرد كه «من تعجب مي كنم از كساني كه ميآيند از يك فاشيست حمايت مي كنند!». وي افزود: داوري صحيح و منصفانه آن است كه نگاه نكند يك فاشيست فيلم را ساخته يا يك روشنفكر. فيلم را بايد به عنوان يك فيلم نگاه كند. خب اين نشان ميدهد كه وقتي فيلم من را به اسم فاشيست رد ميكنند، فيلم آن ديگري را هم به اسمي ديگر مورد توجه قرار ندادهاند. اينها در جشنواره فجر كه يك جشنواره حرفهاي است و 25 سال از عمر آن گذشته، صحيح نيست.
كارگردان اخراجيها گفت: در جشنواره فيلم فجر نگاهمان بايد حرفه اي باشد ، نه سليقه اي.(جالب آن كه روي سليقهاي بودن داوري تاكيد هم ميكنند). يعني ما آمدهايم و سينماي ملي خود را درگير سليقه چند آدم كردهايم؟
دهنمكي افزود: ايجاد بستري صحيح براي سينماي ملي، با يك نگاه باز، ميتواند به نيروهاي جوان انگيزه بدهد.
دهنمكي، در مورد استفاده از كاراكترهاي شناخته شده در اخراجيها ، گفت: با اين منظر اگر بخواهيم نگاه كنيم چارلي چاپلين يكي از ضعيفترين آدمهاي سينماست چون در همه فيلمهايش يك لباس دارد يك قيافه دارد يك بازي دارد ارائه ميدهد. براي من رضايتبخش است كه 95 درصد مخاطبان سينما كه مخاطبان حرفهاي سينما به آنها ميگويند ساعتها صف ميايستند فيلمها را انتخاب ميكنند و نگاه ميكند، يك فيلم را به عنوان فيلم منتخب خود اعلام ميكنند، اكثرا دانشجويان و علاقهمندان سينما هستند.من فكر نميكنم با وجود آقاي كيميايي و مهرجويي، 95 درصد از فيلم خوششان آمده و مثل عرصه سياست هم نيست كه بگوئيم من آوردهام فيلم را ببينند، يا اينكه از افغانستان آمدهاند تا آراي فيلم من را بالا ببرند!
وي افزود: آقاي ابطحي همفكر من نيست. ابراهيم نبوي و تاج زاده هم همفكر من نيستند. جالب است بدانيد وقتي تاج زاده از سينما بيرون آمد، همان واكنش را داشت كه حسن عباسي داشت. در سينما هم، بعد از ديدن اخراجيها، هم آن چادري گريه ميكند و هم آن بدحجاب.
وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: مجيد سوزوكي، نيروي من بوده و تخيلي و اغراق آميز نيست. اين را باور كنيم كه بچههاي جنگ سلوك ديگري دارند. من اگر مدافع بچههاي جنگ هستم، از اينها دفاع كردهام. وقتي فقر و فحشا را ساختم؛ خيليها گفتند رفتهاي روي مين. گفتم بچه هاي هم نسل ما، روي مين ميرفتند تا عراقيها نيايند سراغ نواميس ما ، حالا با دست خودمان داريم صادر ميكنيم! آن موقع روي مين ميرفتيم تا اين اتفاق نيفتد حالا بايد يكي بيايد خودكشي كند، انتحار آبرويي بكند و فقر و فحشا را بسازد كه من اين كار را كردم.
دهنمكي گفت: فرق ما با طيفهاي روشنفكري كه ميخواهند در سينما حرف بزنند، اين است كه من حرفي را كه آنها ميخواهند بزنند با زبان تودهها با مردم ميزنم.
وي گفت: من به دنبال پوپوليسم نيستم. من با زبان خدا با مردم حرف ميزنم و نه با زبان روشنفكرها. همانطور كه امام(ره) در صندلي جماران مفاهيم عميق سياسي را با زبان مردم ميگفتند.
وي تاكيد كرد: اينقدر مقابل استقبال مردم از اخراجيها موضع نگيريد. من اين مردم را باور ميكنم چون با همين آدمها بايد جلوي آمريكا بايستيم. با همين آدمها بايد انتخابات برگزار كنيم و با همين مردم بايد به جنگ دشمن برويم.
پاي منبر مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي طيف هاي مختلفي نشستند، از سروش، ميرحسين موسوي و من گرفته تا مردم پاپتي. همه هم بهره خود را از اين حرفها برده اند.
دهنمكي در پايان گفت: اخراجيها را طيفهاي مختلفي ديدهاند و از آن استقبال كردهاند. اين خود يك ارزش است. فيلم را مولفههاي مختلف ارزشمند ميسازد. اين يك نمره دارد. حال اگر مفهوم را خوب انتقال نداده، يك نمره منفي هم ميگيرد. مضمونش نوست، يك نمره ميگيرد، اگر بازيگرانش خوب هستند يا روي فروش سينما تاثير مثبت داشته، نمرات مختلفي دريافت ميكند. حرف من اين است كه اگر قرار است به فيلم نمره بدهيد، به به معدل فيلم نمره بدهيد و به خاطر اخلاق من به كل فيلم نمره منفي ندهيد.
كارگردان اخراجيها درباره نگراني از مخملباف شدنش هم گفت: از محسن مخملباف، عروسي خوبان را به شدت ميپسندم . اين فيلم حرف بچههاي ما را مي زد. اما ما خودمان مخملباف را به اين مخملباف تبديل كرديم و هل داديم به سمتي كه جهانبينياش تغيير كند. اما جهانبيني من تعريف شده است. در سياست هم به من ميگفتند طبرزدي ميشوي و حالا كه فيلم ميسازم، مي گويند مخملباف ميشوي!
-دهنمكي گفت: اگر اين فيلم را در دولت قبلي ساخته بودم، به خاطر پز دموكراسي هم شده ده تا جايزه هم گرفته بود! و ديديد بر سر اين فيلم كه همه ميگويند با رانت ساخته شده ، چه بلايي آمد.
ksabz
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
همكاري مراجع قضايي و امنيتي براي جلوگيري از نسخه قاچاق «اخراجيها»
خبرگزاري فارس: در حاليكه يك سايت اينترنتي اقدام به ارائه فايلهايي از اين فيلم براي دانلود نموده است، دستاندركاران فيلم براي جلوگيري از تهيه و تكثير نسخه قاچاق فيلم، از مراجع قضايي و امنيتي ياري ميگيرند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در شرايطي كه «اخراجيها» يا يك ميليارد و 400 ميليون تومان، ركورد فروش سينماي ايران را به خود اختصاص داده است، يك سايت به شكل غيرقانوني اقدام به انتشار فابلهاي نسخه كامل فيلم و موسيقي آن نموده و اين ميتواند زمينه را براي انتشار نسخههاي قاچاق فيلم آماده كند.
اين در حالي است كه كارگردان، تهيهكننده و پخشكننده «اخراجيها» از انجام پيشرفتهترين اقدامات امنيتي براي جلوگيري از كپيبرداري غيرقانوني خبر داده بودند.
اواخر سال گذشته، پس از تكميل 53 كپي كدگذاري شده، فيلم براي پليس امنيت انتظامي ارسال شد و كليه كپيهاي سينماها داراي كدهاي متفاوت بودند و در بستههاي مهر شده فرستاده شده بودند.
براساس اين اقدام هر كپي به مديريت هر سينما تحويل و مسئوليت حفظ و حراست كپي تا پايان نمايش آن برعهده مديران سينماها بود.
بر اساس اين گزارش، تهيهكننده و دستاندركاران فيلم درصددند تا پس از بازگشت مسعود دهنمكي از مسكو اقدامات لازم را با همكاري مسئولان قضايي و امنيتي عليه توزيع و تكثير نسخههاي قاچاق «اخراجيها» انجام دهند.
«اخراجيها» از معدود فيلمهاي مطرح و پرفروش سينماي ايران در سالهاي اخير است كه عليرغم گذشت يك ماه از اكران، نسخه قاچاق آن منتشر نشده است.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در شرايطي كه «اخراجيها» يا يك ميليارد و 400 ميليون تومان، ركورد فروش سينماي ايران را به خود اختصاص داده است، يك سايت به شكل غيرقانوني اقدام به انتشار فابلهاي نسخه كامل فيلم و موسيقي آن نموده و اين ميتواند زمينه را براي انتشار نسخههاي قاچاق فيلم آماده كند.
اين در حالي است كه كارگردان، تهيهكننده و پخشكننده «اخراجيها» از انجام پيشرفتهترين اقدامات امنيتي براي جلوگيري از كپيبرداري غيرقانوني خبر داده بودند.
اواخر سال گذشته، پس از تكميل 53 كپي كدگذاري شده، فيلم براي پليس امنيت انتظامي ارسال شد و كليه كپيهاي سينماها داراي كدهاي متفاوت بودند و در بستههاي مهر شده فرستاده شده بودند.
براساس اين اقدام هر كپي به مديريت هر سينما تحويل و مسئوليت حفظ و حراست كپي تا پايان نمايش آن برعهده مديران سينماها بود.
بر اساس اين گزارش، تهيهكننده و دستاندركاران فيلم درصددند تا پس از بازگشت مسعود دهنمكي از مسكو اقدامات لازم را با همكاري مسئولان قضايي و امنيتي عليه توزيع و تكثير نسخههاي قاچاق «اخراجيها» انجام دهند.
«اخراجيها» از معدود فيلمهاي مطرح و پرفروش سينماي ايران در سالهاي اخير است كه عليرغم گذشت يك ماه از اكران، نسخه قاچاق آن منتشر نشده است.
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 2597
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۱۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 155 بار
- تماس:
Re: همكاري مراجع قضايي و امنيتي براي جلوگيري از نسخه قاچاق «اخراجيها
Leila نوشته شده:خبرگزاري فارس: در حاليكه يك سايت اينترنتي اقدام به ارائه فايلهايي از اين فيلم براي دانلود نموده است، دستاندركاران فيلم براي جلوگيري از تهيه و تكثير نسخه قاچاق فيلم، از مراجع قضايي و امنيتي ياري ميگيرند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در شرايطي كه «اخراجيها» يا يك ميليارد و 400 ميليون تومان، ركورد فروش سينماي ايران را به خود اختصاص داده است، يك سايت به شكل غيرقانوني اقدام به انتشار فابلهاي نسخه كامل فيلم و موسيقي آن نموده و اين ميتواند زمينه را براي انتشار نسخههاي قاچاق فيلم آماده كند.
اين در حالي است كه كارگردان، تهيهكننده و پخشكننده «اخراجيها» از انجام پيشرفتهترين اقدامات امنيتي براي جلوگيري از كپيبرداري غيرقانوني خبر داده بودند.
اواخر سال گذشته، پس از تكميل 53 كپي كدگذاري شده، فيلم براي پليس امنيت انتظامي ارسال شد و كليه كپيهاي سينماها داراي كدهاي متفاوت بودند و در بستههاي مهر شده فرستاده شده بودند.
براساس اين اقدام هر كپي به مديريت هر سينما تحويل و مسئوليت حفظ و حراست كپي تا پايان نمايش آن برعهده مديران سينماها بود.
بر اساس اين گزارش، تهيهكننده و دستاندركاران فيلم درصددند تا پس از بازگشت مسعود دهنمكي از مسكو اقدامات لازم را با همكاري مسئولان قضايي و امنيتي عليه توزيع و تكثير نسخههاي قاچاق «اخراجيها» انجام دهند.
«اخراجيها» از معدود فيلمهاي مطرح و پرفروش سينماي ايران در سالهاي اخير است كه عليرغم گذشت يك ماه از اكران، نسخه قاچاق آن منتشر نشده است.
به نظرم این تلاش برای کپی نشدن این فیلم یکم بو داره چون این همه فیلم ولی فقط برای این داره تلاش میشه
دوستان در ضمن نسخه کپی هم بیرون اومده و از سایت قابل دانلود هست

ولي فيلمش فيلم خنده دارو باحالي بود و ديدنشو براي يك بار به دوستان توصيه ميكنم.




می خوام برم ببیتم خنک میشه 
