گُرگ (نام علمی: Canis lupus) پستانداری گوشتخوار از خانواده سگسانان است. گرگها در قدیم در همه جهان پراکنده بودند ولی امروزه تنها در خاور میانه، اوراسیا و امریکای شمالی دیده میشوند.
در ایران هم گرگ های مختلف وجود دارد 1 نمونه آن گرگ خاکستری ایرانی می باشد. گرگ سگسانی است بزرگ شبيه به سگ با دم افتاده. رنگ گرگ متغير است ولی بطور کلی خاکستری و زرد يا قهوهای مخلوط با موهای سياه می باشد. انفرادی يا جفت زندگی می کند وگاهی بصورت يک خانواده يا گلهای که از چند خانواده تشکيل شده ديده میشود. معمولاً در روز شکار میکند، بویژه صبح زود به گله گوسفندان حمله میکند، و گاهی هم شبها به آغل گوسفندان حمله میکند.
گرگها معمولاً زير ريشه و تَنهِ درختان افتاده و يا حفرهايی که بوسيله جانوران ديگر ساخته شده بسر میبرند، احياناً در سوراخ کوهها نيز آشيانه می گيرند، گرگها در جلگهها و جگنلها و مناطق کوهستانی ديده میشوند. گرگ حيوانی بسيار خطرناک است. اگر زياد گرسنه باشد گاهگاه انسان را نیز مورد حمله قرار می دهد.
یوزپلنگ یا یوز جانوری است مهرهدار از رده پستانداران، راسته گوشتخواران، خانواده گربهسانان. نام علمی این جانور (Acinonyx jubatus) است. بدن این گربه سان بیهمتا طی چندین میلیون سال تکامل طوری طراحی شده است که به این جانور امکان حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را میدهد. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و دارا بودن جمجمهای کوچک، ظریف وگرد، یوز را به سریعترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده میشوند. این امر به دلیل وجود خالهای روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشمهای بالا قرار گرفته و گوشهای کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز میکند. طعمه معمول آنها غزالها (به ویژه غزال تامسون)، ایمپالا، آنتیلوپها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار میکند اما مادههای دارای توله تقریباً هر روز به شکار میپردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمههای خود میروند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید با حرکتی سریع به طرف او یورش میبرد. تعقیب طعمه به طور متوسط بیست تا شصت ثانیه به طول میانجامد و این زمان در یک فاصله ۱۶۰ متری صرف میشود. (حداکثر ۵۰۰ متر) و پس از آن دیگر طعمه را دنبال نمیکند. ضریب موفقیت او در شکار پنجاه درصد اندازه گیری شده است. میزان تغذیه روزانه آنها به طور متوسط در روز دو کیلوگرم است که به نظر غذای زیادی نیست. طول سر و بدن او بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر، طول دمش ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر و وزن او بین ۳۹ تا ۶۵ کیلوگرم اندازه گیری شده است. (نرها ۱۵ درصد درشت جثه تر از مادهها هستند) طول دوره عمر آنها در طبیعت هفت سال گزارش شده اما به نظر میرسد حداکثر تا ۱۲ سال هم عمر کنند. عمر آنها در اسارت تا ۱۶ سال هم گزارش شده است. مادهها هر دو سال یک بار زایمان دارند و نرها در سه سالگی به سن بلوغ میرسند. یوزها به دو حالت در طبیعت دیده میشوند: گروه خانوادگی و نرهای سرگردان. نرهای سرگردان معمولاً برادر بوده و اغلب یک ائتلاف دو یا سه نفره را تشکیل میدهند؛ به ندرت اتفاق میافتد که یک نر تنها زندگی کند. این ائتلاف در کنار هم قرار داشته، با هم به شکار رفته و معمولاً محدوده زندگی آنها با قلمرو چند ماده هم پوشانی دارد. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیه مرطوب است انتخاب کرده و یک تا شش توله ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمی میزاید. این تولهها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظهای آنها را تنها نمیگذارد. در سه یا چهار ماهگی تولهها از شیر گرفته شده و توسط غذای حاصل از طعمه تغذیه میشوند. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچهها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارتهای شکار را با طعمههای زندهای که مادر به کنام باز میگرداند فرا میگیرند، هر چند این تولهها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی میمانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی میمانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه میدهند.
شیر (نام علمی Panthera leo) جانوری قوی با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند است. اندازهٔ بدن او ۱۴۰ تا ۲۰۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم او ۶۷ تا ۱۰۰ سانتیمتر است. نوع نر بزرگتر از مادهاست و نرها بر روی گردن و شانهٔ خود دارای یال نیز میباشند. رنگ بدن شیرها بین قهوهای مایل به زرد و قهوهای مایل به سرخ متغیّر است. رنگ یال شیرهای نر نیز از زرد روشن تا سیاه متغیّر است. همچون دیگر گربه سانان بزرگ شیرها نیز میتوانند به سرعتهای بالا دست یابند و آن را برای مدّت کوتاهی حفظ کنند. در گذشته در آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا به وفور یافت میشدند ولی اکنون فقط در جنوب صحرای بزرگ در آفریقا و در منطقهٔ حفاظت شدهای در شمال غربی هند زندگی میکنند. شیر برخلاف مشهور بودن به سلطان جنگل در بیشهها زندگی میکند. این جانور ۲۰ ساعت در روز به استراحت میپردازند. شیرها معمولاً در طول روز به شکار میپردازند ولی در مناطقی که آنها را شکار میکنند تنها در هنگام شب فعّال هستند. آنها گروهی زندگی میکنند و هر گروه متشکّل از سه شیر نر، پانزده ماده و توله هایشان در یک قلمرو مشخّص است. شیرها از قلمرو خود در مقابل بیگانگان که گاهی شیرهای نر غریبه هستند دفاع میکنند. گروههای دیگری نیز هستند که فقط از شیرهای نر مجّرد تشکیل شدهاند. شیرها جانورانی مانند گوراسب و غزال را برای تغذیه شکار میکنند. آنها جانوران بزرگتر مانند بوفالوها و زرّافهها را نیز به صورت دست جمعی و به کمک یکدیگر شکار میکنند. حتّی پرندگان و گاهی کروکدیلها نیز به دست آنها گرفتار میشوند. شکارکردن بیشتر به عهدهٔ شیرهای مادهاست.
شیرها زمان و دورهٔ جفتگیری مشخّصی ندارند. آنها پس از ۱۰۲ تا ۱۱۳ روز بارداری ۱ تا ۶ توله به دنیا میآورند. امّا اکثراً تعداد تولههای به دنیا آمده ۲ یا ۳ است. تولهها نزدیک به شش ماه از شیر مادر تغذیه میکنند ولی از سه ماهگی آغاز به خوردن گوشت میکنند. وقتی که گروه برای شکار میرود یک یا دو شیر بالغ میمانند و از تولهها نگهداری میکنند ولی زمانی که جانوری شکار میشود یک شیر ماده میآید و آنها را به مکان شکار میبرد. تولهها پس از چهارماهگی میتوانند هنگام شکار با مادر خود باشند. آنها از سنّ هجده ماهگی قادر به تولید مثل میشوند؛ نرهای جوان از گروه بیرون رانده میشوند ولی مادهها در گروه میمانند.
ببر ایرانی یا ببر مازندران نام علمی(Panthera tigris virgata) در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ میزیسته که امروزه نابود شده است. آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ میگفتند در سال ۱۳۳۸ ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است. عکسها و پوستها نشان میدهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا
اندازهای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است. موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است. ببر مازندران مارال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار میکرد. شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است.
جگوار یا پلنگ خالدار آمریکایی (نام علمی Panthera onca) بزرگترین جانور از تیرهٔ گربهسانان در قارّهٔ آمریکا محسوب میشود. محّل زندگی جگوار از شمال آرژانتین در آمریکای جنوبی تا جنوب غربی ایالات متّحده در آمریکای شمالی است. جنگلها و جلگهها زیستگاه این جانوران هستند. اندازهٔ بدن آنها ۱۵۰ تا ۱۸۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم آنها ۷۱ تا ۹۱ سانتیمتر است. جگوار شباهت زیادی به پلنگ دارد. پاهای جگوار نسبتاً کوتاه ولی حجیم و نیرومند هستند. رنگ بدن آنها از زرد روشن تا قهوهای مایل به سرخ متغیّر است و حاوی خالهای سیاه میباشد. جگوار میتواند مانند پلنگ از درختها بالا برود و در آنجا کمین کند. آنها شناگران خوبی نیز هستند. این جانور میتواند مانند سایر گربهسانان به سرعتهای بالا رسیده و آن را برای زمان کوتاهی حفظ کند. به همین دلیل باید به طعمهٔ خود بسیار نزدیک شود تا بتواند او را شکار کند. جگوارها از جانوران بسیاری از جمله بزکوهی، آهو، سمور، پرندگان، لاک پشت و ماهی تغذیه میکنند.
این جانوران تنها زندگی میکنند. جگوارهای ماده پس از ۹۳ تا۱۰۵روز بارداری یک تا چهار توله میزایند و در مکانی امن از آنها نگهداری میکنند.
شیبر جانوری دورگه بین شیر نر و ببر ماده است. شکل جسمانی آن مانند یک شیر بزرگ راهراه است. شیبر حاصل دخالت انسان در تولیدمثل دو حیوان است. این مورد در طبیعت حاصل نمیشود، چرا که سرحدات قلمروهای شیران و ببران به ندرت در یک مکان بر یکدیگر متطابق میشوند. در واقع، تنها مکان باقیمانده که هر دو حیوان را در بر میگیرد جنگل جیر در هندوستان است. به علاوه، شیران در گروه زندگی میکنند در حالی که ببر حیوانی گوشهگیر و منزوی است.
رشد شیبر هم از شیر و هم از ببر بیشتر است. دلیل این نمود نداشتن ژن محدودکنندهٔ رشد است که در شیر در حیوان ماده و در ببر در حیوان نر قرار دارد. شیبر در طی عمر خود پیاپی رشد میکند و به نقطهای میرسد که بدنش دیگر توان تحمل اندازهاش را ندارد. شیبری که در عکس نمایش داده شده ۴۵۰ کیلوگرم وزن دارد.
شیبر معمولاً عقیم است و تنها موارد نادری از تولید مثل این حیوان گزارش شده است.
نمونهٔ مقابل آن که حاصل تولید مثل ببر نر با شبر ماده است ببیر نامیده میشود. برعکس شیبر، ببیر از هر دو والدین خود کوچکتر است و رشد محدودی دارد.
ببر (نام علمی Panthera Tigris)جانوری است از تیرۀ گربه سانان که بزرگترین گونه از این تیره به شمار می رود. این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خطهای سیاه عمودی می باشد. جثّۀ ببرهای نر بزرگتر از ببرهای ماده است و همچنین موهای روی گونۀ ببر نر بلندتر از ببر ماده می باشد. ببرها جانورانی شبکار و مستقل هستند. آنها جانوران ماهری هستند و حتّی می توانند به بالای درختها بروند. این جانوران برروی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و می توانند با یک حرکت سریع طعمۀ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آنها تغذیه می کنند عبارتاند از: گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آنها شناگران خوبی نیز هستند.
نرها و ماده ها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر می مانند. ببرهای ماده پس از 103 تا 105 روز بارداری دو یا سه توله به دنیا می آورند. توله ها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی می کنند.
بیشتر زیرگونه های این جانور در خطر انقراض قرار دارند و برخی مانند ببر مازندران کاملاً منقرض شده اند. به طور کلی وزن ببرهای نر از 200تا 320 کیلوگرم است و ماده آنهااز 120 تا 180 کیلوگرم می باشد. میانگین قد در نرها 260 تا 330سانتيمتر و در ماده ها 230 تا 275سانتيمتر می باشد.
شیر کوهی (نام علمی: Felis concolor) جانوری مهرهدار از رده پستانداران، راسته گوشتخواران، خانواده گربهسانان است.
نام دیگر شیر کوهی، یوز پلنگ امریکایی میباشد. شیر کوهی در بین گربهسانان کوچک که میتوانند خرخر کنند ولی قادر به نعره کشیدن نیستند، بزرگترین جثه را دارد. شیر کوهی یک شکارچی تنها میباشد که در پگاه و شامگاه بیشترین فعالیت را دارد.
هر شیر کوهی قلمرو خاص خود را دارد. آنها به آرامی به طعمه خود نزدیک میشوند و بعد از روی یک درخت یا سنگ به روی شکار میپرند. آنها طعمه خود را بهوسیله پنجههای بسیار تیز خود نگه میدارند و بهوسیله یک ضربه روی گردن، طعمه را میکشند.
شاه روباه Vulpes cana جثه كمى از روباه معمولى كوچكتر است. در صورت، دو نوار سياه و مشخص دارد كه از چشمها به طرف بيرون امتداد يافته اند. دمى بسيار بلند و پر مو دارد كه رنگ موهاى انتهاى آ ن به سفيدى دم روباه معمولى نيست. گوشها بزرگ و در قاعده بسيار پهن هستند. رنگ پشت گوشها قهوه اى مايل به خاكسترى است. موهاى بدن انبوه اند، رنگ موهاى پشت خاكسترى نقره اى با سايه قهوه اى، در ناحيه ستون مهره ها كاملا قهوه اى و روى دم سياه رنگ است. طول سر و تنه 40 تا 50 سانتيمتر، دم 33 تا 41 سانتيمتر، وزن حدود 3 كيلوگرم است. زيستگاهش استبهاى كوهستانى است و كمياب ترين روباه ايران است.
خرگوش Lepus capensis جثه بزرگتر از گربه اهلى، گوشها بلند، با انتهاى گرد و نوك سياه، چشمها درشت و دم كوتاه، دستها داراى 5 و پاها داراى 4 انگشت هستند كه به ناخن هاى قوى ختم ميشوند. كف دست و پاها از مو هاى زبر و برس مانند پوشيده شده كه باعث چسبيدن و جلوگيرى از اصطكاك آنها مى گردد. پاها به طور مشخص بلندتر از دستها هستند. رنگ موهاى پشت متفاوت، از خاكسترى روشن تا قهوه اى و زير شكم سفيد است، موهاى دم بلند و نرم اند. بالاى دم سياه و زير آن سفيد است. طول سر و تنه 40 تا 65 سانتيمتر، دم 7 تا 11 سانتيمتر، پا 11.5 تا 15 سانتيمتر، گوش 8.5 تا 14 سانتيمتر، وزن 1.5 تا 6 كيلوگرم است. اكثرا در زيستگاهايى اعم از جنگلى، كوهستانى، بيابانى و استپى يافت ميشوند.
روباه پرنده نوعی خفاش است. سر این خفاش شباهت زیادی به سر روباه دارد. به همین سبب به این نام خوانده میشود.
فیزیک بدن حیوان اکثر خفاشها کوچک و شبیه موش هستند، ولی روباه پرنده اندازه سگی کوچک است. فاصله بین دو بال این جانور به 2 متر میرسد.
ویژگیهای روباه پرنده رفتار و ویژگیهای این خفاشها بسیار شبیه به خفاشهای معمولی است، با این تفاوت که آنها علاقه زیادی به میوه دارند و آفت باغهای میوه هستند
زیستگاههای طبیعی روباه پرنده گونههای مختلفی از روباههای پرنده را میتوان در مالزی، هند و سایر مناطق آسیا، جزایر اقیانوس هند و آرام یافت.
در گرفتاري شادمان و در سختيها خرم و گشاده رو باش تا در دو جهان کامروا باشي.(امام علي)
روباه قُطبی در نواحی قطبی اروپا، آسیا و آمریکای شمالی زندگی می کند. اندازه بدن آنها بین چهل و شش تا شصت و هشت سانتیمتر است و اندازه دم آنها تا سی و پنج سانتیمتر می شود. روباه قطبی از معدود جانورانیست که می تواند در برف و یخ زندگی کند. آنها پاهای کوتاه و پرمو دارند و گوشهای آنها کوچک و تقریباً گرد است. این روباه ها از جوندگان کوچک، پرندگانی که بر روی زمین زندگی می کنند، باقی مانده غذای خرس قطبی و حتّی لاشه حیوانات تغذیه می کنند. سوراخهای پای تپّه هpoo و صخره ها پناهگاه های خوبی برای روباه ها می باشند ولی آنها در طول زمستان نمی خوابند و می توانند دمای پنجاه درجه زیر صفر را نیز تحمّل کنند.
روباه های قطبی در ماه های مه و ژوئن پس از پنجاه و یک تا پنجاه و هفت روز بارداری چهار تا یازده توله به دنیا می آورند و پدر و مادر هر دو از توله ها نگهداری می کنند
نقشه پراکنش روباه قطبی:
در گرفتاري شادمان و در سختيها خرم و گشاده رو باش تا در دو جهان کامروا باشي.(امام علي)