Re: صندلی داغ با حضور Shola...!
ارسال شده: سهشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۸, ۱:۵۴ ب.ظ
Mil@d نوشته شده:سلام!
طبق معمول این محمد 1985 غیبش زد تا موقع تقسیم غنائم!
از پست قبلی دو تا چیز جا موند چون دیر اضافه کردم!.چه روشی رو برای شکنجه محمد 1985 پیشنهاد میکنی؟ترجیحا خیلی دردناک باشه!
چه طوره یه بمب ضامن دار با یک غلاف ثانیه دار ببندیم گردنش و کلیدباز شدن اون غلاف را در پشت چشم سمت چپی اش جاسازی کنیم و بعد بوسیله عکس بهش نشان بدیم برای ازاد شدن باید چشم سمت چپی اش رو دربیاره تا کلید رو پیدا کنه تا بتونه غلاف بمب رو از گردنش ازاد کنه چه طور بود
در وقت اضافه یکی از رزمندگان از مرخصی(آشپز خانه جبهه) اومد بیرون!پس به لیست اضافه میشه!
fereshte blue
1.نه بابا مثل اینکه در پس چهره آرام شیطنت شیرینی خوابیده بود!
چه شیطتنتیاز من ساده تر تا حالا دیده بودی؟
2.ماجرای درس خواندن و انتخاب رشته را تا تنور گرمه بچسبونش!
خوب سال اولی بود که کنکور می دادم و بر خلاف انتظار خود و خانواده ام رتبه جالبی نیاوردم به همین خاطر هم تو بگیر نگیر انتخاب رشته شوت شدم مشهد دانشگاه فردوسی برای رشته نرم افزار که بهش علاقه زیادی داشتمخوب برای دوباره امتحان دادن مجبور شدم 1 سالی را در مشهد بمانم و تا دوباره بتونم کنکور بدم اما این بار پیش دستی هم کردم و ازاد هم پبت نام کردم به هر حال با اطمینان از قبولی امسال از دانشگاه انصراف دادم و منتظر نتایج شدم ولی چشمتون روز بد نبینه از چاله افتادم تو چاه بله ریاضی قبول شده بودم(یک اشتباه سهوبی بود وقتی بعد از کلی برو بیا کد رشته ام رانشانم دادند تازه فهمیدم چه کار که نکردم) ازاد هم چون دست بال خیلی گرفته بودم ابهر رشته مهندسی پتروشیمی قبول شدم (خیلی دوست داشتم برم ولی علاوه بر هزینه های تحمیلی فاصله زیاد با خانوده مانع از انجان این کار شد) به هر حال حالا دیگه می بایست ریاضی می خوندم تا اینکه دوباره شیطان رفت تو جلدام و رفتم دانشگاه (علمی کاربردی)ثبت نام کردم و سرضرب رشته ایونیک قبول شدم حالا می بایست ارام و قاچاقی در دو تا رشته درس می خوندم اوایل خیلی خوب بود ولی کم کم متوجه شدم مسیولین دانشگاه دارند مشکوک بازی در میارن(چک کرذدن کد نظام وظیفه و تطبیق مدارک تحصیلی) بالاخره متوجه شدند و علاوه بر اینکه من رو از دانشگاه دوم اخراج کردند با یک جریمه انضباطی (بهترین حالت می خواستند کلا از هر دو جا مرخص ام کنند که خدا نگذاشت) سنگین در همین دانشگاه موندم
حالا به این جمع یک رشته دندان پزشکی هم اضافه کنید و دانشگاه افسری را هم در این بین می توان به انها اضافه کرد(3 بار برای تست فنی افسری اعزام شدم ولی هر بار به دلایل خیلی ساده که یکی اش اشتباه دکتر داندان پزشک در پر کردن دندانم بود افتادم)
3.بازار کار رشته ریاضی چطوره؟
اگه بخواهید معلم حق التدریسی با حقوق بخور نمیر شید(عین واقعیت است) می توانید به لیسانستان دل خوش باشید ولی اگر واقعا می خواهید یک زندگی متوسط داشته باشید(از نظر مالی) بایستی حداقل فوق داشته باشید اگر هم بتوانید که در سنین جوانی دکترا بگیرد که دیگه به قول معروف نونتان تو روغنه
4.تو چه شهرهایی آواره بودی و به سبک تعریف یک فیلم برامون شرح بده!
خوب اول از همه در مشهد (برای تحصیل) بیش از 1 سال و چند ماهی که واقعا حوش گذشت جا دوستان سبز به دلیل اینکه مشهدی ها این خصلت را دارند که به پسر مجرد خانه اجرا نمی دهند() مجبور شدم در یکی از محلات مهم ولی قدیمی شهر خونه ایی را اجاره کنم ولی دلتان روز بد نبینه به دلیل فرسودگی و رسیدگی روزانه شهرداری به خطوط فاضلاب های ان محدوده از در و دیوار اون منطقه سوسک می ریخت اوضاع نامساعدی بود به گونه ایی که یک بار برای استفاده از سویس های بهداشتی مجبور به قتل و عام بیش از 50 سوسک (پیر و جوان) شدم تازه این خوب اش بود مواقعی که باران می امد این ارقام به بالای 200 تا هم می رسید خوب پس از اتراقی در مشهد برای مدت کوتاهی عازم شهر گل و بلبل شیراز شدم و بعد از استراحتی کوتاه به شهرستان ابهر برای اعلام موقعیت ام رفتم متاسفانه با تمام حسن هایی که داشت یک مورد بزرگ داشت که اون هم فاصله زیاد ان با مناطق جنوب شرقی بود به همین خاطر بعد از یک مسافرت 2 ماهه به کرمان بازگشتم(مسافرت برای اشنایی با شهر برای ترم جدید بود که در تابستان صورت گرفت) به هر حال با شروع ریاضی و سپس قبولی در دانشگاه علوم پزشکی یزد سفری یک ماهه هم به انجا داشتم ولی با عدم پذیرش ام(هر کار کردم مسیولین حوزه نظام وظیفه اخر اجازه این کار را به بنده ندادند) به شهرام برگشتم تا در همین جا ارام و اهسته شروع کنم
5.نظریه جالبی دادی که تا حالا بهش فکر نکرده بودم!وابستگی پسرا به مادر در دختر نما شدنشون موثره!بحث تهاجم فرهنگی هم که جاش تو صندلی نیست!
تهاجم فرهنگی ابعاد خیلی بزرگی داره (که به احتراتم شما و صندلی تان از ان چیزی نمی گویم)
6.نه درباره شعر در احوال لیلی نظر درست حسابی دادی و نه شعر فضایی گفتی!اهل ادبیات نیستی!برو شناختمت!همه ریاضی ها بی احساسند!همه رباطند!از چیزی به نام دل محرومند!
باور بکنید تا همین چند سال پیش کلی شعر از مولوی و فروغ و اخوان ثالث و دیگران به خاطر داشتم ولی نمی دانم چرا با امدن به این رشته حفظ کردن دیگه برام غیر قابل تحمل شده و ان چند بیتی رو هم که به خاطر داشتم از یاد بردم
7.چه جالب!بعد از مهدی و یاسر و مرتضی چهارمین نفری که اهل love نبوده آق عبدالرضا است!
خوب این که عالیهدعا کنید حالا حالا هم درگیراش نشوم
8.حالا این شولای عریانی با رضا چه کرده؟
نمی دانم وقتی این اسم رو می شنوم انگار دل ام ارام میشه و یاد بوی طبیعت در کنار وزش ارام باد در ساحل رود فیجی مان در اقیانوس ناشناخته شرقی منتهی الیه اقیانوس فارس غربی می افتم
9.بسیجی هستی؟از نوع مخلص معتقد یا از اینا که دنبال امتیاز هستن؟
با بچه های بسیجی رابطه خوبی دارم تا حالا که بدی ازشان ندیدم هر چی بوده خوبی بوده(قضیه افراط و تفریطی ها از این دست جداست اشتباه نکنید)
10.چرا زنها کاری جز آزار مردا ندارند؟
لابد تفریحی بهتر و سرگرم کننده تر سراغ ندارند
11.آووووووووووو...تو هم که تئوری توطئه بازی!
اره وحشتناک بعید است بیرون از خانه برم و جایی رو نپایم و گوش به زنگ نباشم
12.اخوی نص صریح آیه قرآن است که قیامت 50 هزار سال طول میشکه! تعرج الملائکة والروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنة ...سوره معراج آیه 4
قران درست فرمدند 50 هزار سال ولی به کدم سال هجری این دنیا و اون دنیا
438 میلیون ساعت میشه!!خیلی ها هم همزمان محاسبه اعمال میشن!!!مثلا من و تو و محمد و یاسر و سامان و رامین و بابک و محمد حسین و مهدی با هم بیفتیم!ا ولی تو برو اول صف وایسا!!لبته زنا از مردا جدا محاسبه میشن چون دوبل باید عذاب بکشند!پس خانم های سنترال رو فعلا در آمار وارد نمی کنیم!
خوب اشتباهاتون اینه چون من بلند قد ترم به عنوان مبسر اونجا انتخاب می شوم و اون وقت یه مرد یه زن اش می کنم
13.بنده در سنترال هیچکاره ام! صندلی داغ سرایدار میخواست مارو استخدام کردن!
نکن اقا این کار رو شکسته نفسی تا به کجا
14.الان با توجه به سوالاتی که تو صندلی داغ از چند نفر کردی به چه نتیجه ای برای اون پژوهش اماری رسیدی؟
الان که هنوز خیلی زوده ولی اگر همین طوری پیش بریم یک نمونه تصادفی جالب از بچه های سنترال می تونیم جمع کنیم
15.آواتور جدید منو که دیگه میشناسی؟قیافه واقعی من یک چیزی تو مایه های همینه!ولی تو کف بمون هر وقت حال کردم بت نشون میدم!اینو برای دستگرمی داشته باش!
باشه حالا که خودات خواستی می خواستم بگم نمی گم
16.oh my God...!رضا محل دخترا نمیده!کوچه علی چپ دو تا خیابون بالاتر بعد از میدون کم محلی!خیابون اخم!کوچه علی چپ!بن بست غرور!
نه جناب چرا می پیجونی کوچه علی چپ همین پایین کف زمین است اخه چرا دوست داری مردم سر کار بزاری
17.جان رضا حالا با بابک هم کام شو یک معسل دوسیب نعناع بار گذاشته!
(رفیق ناباب که می گن همینه(شوخی می کنم
) )
18.آقای ضد صهیونیستیان !پپسی اسراییلی است!زم زم بخور!گهگاهی هم دلستر!
راست اش بین بچه های جنوب یه جور اصطلاحه وگرنه کی بود کی بود من نبودم
19.با کفتر من چیکار داری؟گربه ات بیاید ماتحتش را به ما راسش گره می زنم!
دست شما درد نکنه(قول می دم در کثری از ثانیه ...)
20.گوشی ات چیه و چند ساله داریش؟کی N97 میخری؟راستی چرا نوکیا تجهیزات شنود به ایران فروخت؟
گوشی ام N-70 است و الان تقریبا 3 سال میشه (هیچ وقت عوض اش نخواهم کرد که بسیار خاطره دارم از ان) -قابل توجه دوستان می خواهد ما رو حامی مالی صیهونیزم معرفی کنه- حالا چی داده؟
21.سرعت پاسخ دهیت هم خوبه!
خوبعالیه
22.سامان استراحت هم می کنی!عجله نکن!دیگه غولهای سایت چیزی ازشون نمونده!
اره اگه هم دوام بیاره خودام هستم
-----------------------------------------------------------------------------------------------
23.رضا خلبانی B-2 کجا..تکاوری تو خط کجا!الان در ذهن بعضی ها این سوال پیش اومده این کدوم دختریست که اینقدر ذهن میلاد را نسبت به جنسیت مونث بدبین کرده است!!سوالات بعدی تا حدودی موضوع را مشخص میکنه
24.راستی چرا بعضی دخترها جراتشون کمه!
حالا چه گیریه نه حالا پسرا این قدر با جرات اند که ...
25.چرا بعضی دخترا در حفظ گرمای روابط ناتوانند!
چون گرمای زیادی ضرر داره
26.ضعف یک زن در تامین همه جانبه مرد زندگیش چقدر به طلاق کمک میکنه!
فکر بدی نیست اره شاید رفتیم رو این موضوع کار کردیم (به جای علاقه به ریاضی)
27.چرا بعضی دخترها شل هستند و بی حال و تنبل و چیزی که ازشون میخوای بعد 1 ماه ok میکنن!
نمی شه یه طرفه به قاضی رفت شاید درخواست ما نامعقول بوده
28.چرا در کنترل احساسات گذرا و لحظه ایشون ناتوانند!
چون که خانم اند
29.چرا گند میزنن به همه چیز بعدش دوباره التماس میکنند؟
این همه ما گند زدیم و اونها هیچی نگفتند حالا یه بار هم اونها(جدا از شوخی اصلا برای این سوالات تصویر و درک درستی ندارم)
30.چرا بعد از گند زدن انتظار بخشش دارند؟
خوب گل بی عیب و خطا خداست اگه ما نتونیم تو این روزگار کسی رو ببخشیم چه توقعی از خدا می توان داشت که ما را به خاطر این همه خراب کاری ( گند زدن) ببخشه؟
31.حالا چیکار باید کرد؟باید بخشید؟
بخشش از بزرگان است
32.به نظرت بعد از برگشتن تغییر میکنه و میشه اون چیزی که باید باشه؟
33.چقدر امید هست این رابطه تداوم داشته باشه و در نهایت به ایشالا مبارک بادا منتهی بشه؟
البته به این صورت که شما فرمودید اول کاری و این همه کتک کاری و قهر خدا اخراش را ختم به خیر کنه
!(فقط برام حرف در نیارید-اینا درست یا غلط فقط عقاید منه-از دوران دختربازی ما مدتها گذشته!الان بی کس و کار تر از خودم ...خودم هستم!دوستانی که منو میشناسند شاهدند...)
چرا می خوای حرف تو دهن من بزاری من که چیزی نگفتم
33.5.این سوال هم پیرو سوالات قبلی ولی در حاشیه!
ببین اگه یه پسر عاشق یک دختر بشه خیلی راحت تر میتونه ابراز کنه و در اماتور ترین حالت یک افتخار آشنایی دادن و..ولی اگه یک دختر عاشق یک پسر بشه ابرازش براش سخته و معمولا این رفتار از ظرافت و ناز دختر کم میکنه و دل پسر رو سریع میزنه!چه راهی رو بشون پیشنهاد میکنی تا این مشکلشون حل بشه!البته من راه حل دارم توپ...ولی خوب به هر کسی مشاوره مجانی نمیدم!
چه عرض کنم
----------------------------------------------------------------------------------------------
34.رضا رو از لحظه دیدن یک مسئله شدیدا سخت ریاضی تا حل و رسیدن به جواب توصیف کن!
خوب بزار ببینیم اینجا چی داریم اهان خوبه این یعنی چی؟ ولش کن باقی شون رو بخون تا ببینیم چی میشه (در همین حاله که به بزرگی و عظمت ریاضی اعترافی مجدد بکنم) خوب اگه این باشه یعنی فلان بنویس و با هاش کار کن نوشتم خوبه حالا اشاره شده به این یکی خوب باید یه کاری بکنم تا به یه همچین چیزی برسم که بعد با یه تعریف حل شه خوب باشه نه این به درد نمی خوره دنبال چیز دیگه ایی باش بزار یکم فکر کنم اووووووووووووووووووووووووووووهوم این بهتر شد حالا اگه صورت اش را یه کم تغییر بدم اره خوداش اره این به این سادگی بود و اونوووقت طوری نیست بزار این هم از جواب این مساله افرین پسر خوب بود
(راست اش سوال اقا میلاد را اینطوری حل کردم جواب اش را با پیغام خصوصی براش فرستادم)
35.چقدر تو حسابت هست؟
زیاد به بانک ها اعتماد ندارم
36.دادگاه رو چطور جایی دیدی؟
ساختمونی بلند با یک تابلو سفید و ابی
37.از اختراعات و اکتشافاتت بگو؟
چیز خاص و قابل توجهی نبودی فقط یک بار یک قضیه نسبتا مهم در انالیز را اثبات کردم که دوطرفه است و با چه شرطی یک طرفه می شود (وگرنه نه چیز خاصی نبوده)
38.سنترال رو با لهجه سنگین کرمانی توصیف کن!
به به ما هی می گیم نره شما می گی بدوشلهجه ندارم وگرنه حتما براتون می نوشتم
39.کمترین نمره دانشگاهی و مدرسه ای ات؟و چی شد کم گرفتی؟
مدرسه با خیانت مدیر مدرسه داز درس هندسه تحلیلی و جبر خطی 9.5 گرفتم (باور بفرمایید عین جمله مدیر است:شما ها باید می افتادید ) البته بعدا با 18.5 جبران اش کردم و دانشگاه 12 بود که به خاطر برنامه وحشتناک 2 ترم قبلی ام (5 درس اختصاصی 4 واحدی که برای بار اول باهاشون اشنا می شدم) بود
40.اون چیه گرده سبزه توش قرمز با دونه های سیاه ولی بهش میگن هندونه؟
کی گفته هندونهاین هندوانه است عزیز بیشتر دقت کن
41.نحوه مردنت دوست داری چه جوری باشه؟
دوست دارم در حالی که برای هدف والای انسانی ام جنگیدام و بدنم مملو از تیر و ترکش شده است در صندلی چوبی (که طبیعت در اخیار گذاشته) در حالی که دارم سر اون بچه ایی رو که کنارام نشسته نوازش می کنم جناب ازراعیل را در حالی دستان اش رو به نشانه تایید بر روی شانه ام می فشارد ملاقات کنم(الان تو این حالم)
42.از بی ربط گوییهات بگو که چه جوری تو گل گیر کردی؟
یادمه یه بار یکی از دوستان در راهرو دانشگاه داشت تند تند ازم سوال می کرد منم که نمی فهمیدم واقعا داره چی میگه تایید می کردم که یه دفعه بغل دستی ام گفت نه من هم دیدام که اوضاع بده شروع کردم به دلیل و منطق اوردن کلا خیلی جالب نبود
43.شکل تنبیه طرفی که باید متنبه بشه چه جوریه؟
بهترین و موثرترین شکنجه شکنجه روحی است کاری با ادم می تونه بکنه که از پس هیچ اره ساتور و ... ب نمیاد(طرف را در یک قفس کوچیک که فقط بتونه چهار دست و جمع در ان قرار بگیره قرار دهید و روزانه یکی دوبار اجازه خروج بهش بدید
44.وقتی با خودت درگیر میشی چیکار میکنی؟
انگار که چند نفر با هم درگیر شدند خودام رو مواخذه می کنم و یا گاهی هم کوک می کنم باسه ...
45.نظر غیر سیاسی مذهبی درباره حجاب؟
پس یعنی هیچی نگم اره؟ (البته از منظر من همون قدر مربوط به خود شخص است به اجتماع هم مربوط میشه)
46.نظرت درباره مواد مخد و معتادین چیه و چیکارشون باید کرد؟
باید گلوگاه های اصلی را بست و دست افراد سود جو را هر چند قدرتمند از شانه قطع کرد
47.نظرت درباره مشروبات و شرابخوارن چیه و باید چیکارشون کرد؟
حرام است باید اساسی تر از مسایلی چون مواد مخدر به ان رسیدگی کرد
48.عظیم ترین گناه عمرت چی بوده؟وچه طوری جبران کردی؟
50.از 20 صندلی داغ قبلی چند تاشو کامل خوندی؟و کدوم شخصیت از همه جالب تر بود و نکته خاصی بود که در اونها توجهت رو برای اولین بار جلب کرده باشه؟
7 تا را کامل خوندم برای اینکه در حق دوستانم کم لطفی نشه از شخص خاصی نام نخواهم برد
-----------------------------------------------------------------------------------------------
کامل کن!
1.پسرها...چه قدر تازگی ها (به قول اساتید)خوشکل شده اند
2.دخترها...همگی قد کشیدند مثل سرو ناز اگه یکی از این جماعت را با قد بالای 160 سانت دیدید به ما هم بگید
3.بچه ها...نظرتون چیه یه سفربه گینه بی صاحب چیه؟
4.رضا در محله های خلاف کرمان...داره نعره می زنه ای نفس کش (البته در دل )
5.رضا در محله باکلاس های کرمان...چرخ می زد؟ نه عزیز اشتباه دیده بودی
---------------------------------------------------------
رضا در بم 1388
وحشتناک گرم کی میشه برم کرمان
رضا و لهجه کرمانی(افسران پادگان آموزشی 05 کرمان به سربازای تازه وارد میگن :اُمِدی کِرمون خیزمَت کینی!)
ندارم
رضا تماشای جلب توجه پرنده نر برای ازدواج با پرنده ماده!
اشاره به گربه نازنینم برای صرف یک غذای عاشقانه
رضا در خلیج فارس!
از اونجایی که دوستای من با کوسه ها رفیق اند با خیال راحت شنا می کنیم
رضا در خزر!
اه اه از این اب شور و بی معزه حالم بد شد
رضا در کویر(نزدیکتون هم هست)
ذوق یا العلی (ع) هذا جزا الذی ... (در ضمن به عربی هم کم و بیش واردام)
رضا و خروج از مدار!
چند درجه؟
رضا سر قرار!
خوب حالا کی هست (از انجایی که اقا میلاد یه مقدار کم خورده ... ) باید فکر و تحلیل کنم ببینم برم یا نه
رضا و درگیری با برادر!
بی خیال داداش حق با تو بود دیگه بسه ...
رضا و گرسنگی بی سابقه!
برای چند ماهی ذخیره دارم ولی فکر کنم همه چیز رو مرغ بریون ببینم
رضا و اسمایلی مورد علاقه!
رضا و خودآزاری!
بله تا حدودی لازمه
رضا و تا 10 بشمار تو مردی!
خیلی ارام تر از اون چیزی که فکر بکنی دقیقا در شماره 10 طرف مرده است
رضا و آموزش!
مبهم است اگه اموزگار خودام باشم اغلب درس را تاتی تاتی به دوستان یاد می دهم اگر هم نباشم گوش شنیدن حرف های دیگران را ندارم
رضا و دلی که با یک نگاه از دست میره!(نگو نه که این شتربالاخره خوابیدنی است)
احتمالا قضیه بابا طاهر و اون خنجر اهنی و ... دوباره تکرار خواهد شد
رضا در 1389
وحشتناک درگیر امتحان فوق لیسانس
رضا و آمپول وحشتناک!
الانه که اون ملحفه را با دندان پاره پاره کنم
رضا و یک دست ورق!
جمع کن این الات لهب و لعب را اینها می خواهند با این ... ما را شکنجه روحی کنند
رضا و نقاشی!
تا 8 سال پیش می تونستم هر چی رو که ببینم بکشم ولی الان یه خانه (باسه بچه های 6 ساله)هم نمی تونم بکشم
رضا و هنرهای دستی!
پته دوزی گلیم بافی قالی دوزیبه قول اقای کاووسی چی هنر دستی؟ هنرام کجا بود
رضا با شلوارک یا شلورا کردی یا دشداشه یا 6 جیب خونگی!
هیچ کدام نه اشتباه نشه یه زیرشلواری ساده(بدون 6 جیب)
رضا و فحش
نیازی نیست 1-2-3 ... (اصلا اهل اش نیستم)
رضا و رعایت جوانب احتیاط به علت حضور خانم ها!
سریعا
طبیعی یا سزارین!
اگه به منه طبیعی اگه به شماست سزارین
رضا و فلافل تند و داغ خوزستانی!
نه یکی نه دوتا... نه همین یکی بسه
رضا و ساموسه خوزستانی!
ما منتظر دهمی اش هستیم
رضا و نزاع دسته جمعی و حمله اوباش به سمتش با آلات قتاله!
خوب دیگه چه بکشی و چه کشته شوی پیروزی
رضا و اینترنت بدون سنترال!
امکان نداره
رضا و یک آخیش گفتن نعره وار!
اخیش اخیش
--------------------------------------------
اینم سالادی که افطار درویشی ام را درتنهایی امشب مزین نمود!![]()
[External Link Removed for Guests]
نوش جان(حالا همه اش رو تنهایی خوردی
)






















)
.
اهل بدنسازی و این تشکیلات که نیستی؟؟
بهت هم توصیه می کنم اینقدر از این فیلمهای مزخرف نگاه نکنی !


