چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 739
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 326 بار
- سپاسهای دریافتی: 1085 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
hermes_PERSIAN نوشته شده:سلام به همه دوستان
روایت دیگر مربوط به گزنفون است که هم عصر با کورش صغیر می زیسته و نسبت به هرودوت به زمان کورش نزدیکتر بوده است. او مرگ
شاد و پیروز باشید
منظورتون همون کوروش کبیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

- پست: 464
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
- محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
- سپاسهای ارسالی: 3381 بار
- سپاسهای دریافتی: 1794 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
نه دوست عزیز
در زمان هخامنشیان دو نفر با نام کوروش وجود داشتند، نخست کورش کبیر بنیانگذار سلسله هخامنشیان و دیگری کورش صغیر که برادر اردشیر دراز دست بود و در زمان پدر ساتراپ آسیای صغیر بود، پس از مرگ پدر با برادر بزرگ خود با کمک یونانیان که در آن زمان جزیی از خاک ایران بود جنگید و شکست خورد. گزنفون در سپاه 10000 نفری یونان همراه کورش صغیر جنگید.
در زمان هخامنشیان دو نفر با نام کوروش وجود داشتند، نخست کورش کبیر بنیانگذار سلسله هخامنشیان و دیگری کورش صغیر که برادر اردشیر دراز دست بود و در زمان پدر ساتراپ آسیای صغیر بود، پس از مرگ پدر با برادر بزرگ خود با کمک یونانیان که در آن زمان جزیی از خاک ایران بود جنگید و شکست خورد. گزنفون در سپاه 10000 نفری یونان همراه کورش صغیر جنگید.
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی

- پست: 464
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
- محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
- سپاسهای ارسالی: 3381 بار
- سپاسهای دریافتی: 1794 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
برای اطلاعات بیشتر از وضعیت ایران در زمان کورش صغیر داستانی از مادر او پریساتیس آورده می شود. او در زمان پسر ارشد خود اردشیر دراز دست تیسافرن سپهسالار سپاه ایران را به انتقام کشته شدن پسر دیگر خود (کورش صغیر) کشت. از آن پس با از بین رفتن این سردار بزرگ که نقش مهمی در جلوگیری از هجوم یونانیان به ایران داشت دست اندازی های اقوام یونانی به ایران شروع شد تا اینکه در زمان اسکندر گجستک به اوج رسید.
داريوش دوم ( اخوس ) پسر اردشير دراز دست به ظاهر پادشاه ايران بود ولي در عمل پريساتيس ( پروشات ) سلطنت مي كرد .
وي اولين كسي است كه در ايران يك واحد سپاهي از زن ها بوجود آورد و به آنها لباس نظامي پوشانيد و پس از او نيز تا انقراض هخامنشيان ديگر كسي چنين كاري انجام نداد البته بايد توجه داشت كه گيرشمن فرانسوي كشف كرده كه در ادوار ما قبل از تاريخ زنان زمامداران ايران بودند و سپاهي از زنان داشتند اما در دوران تاريخي پريساتيس اولين زني است كه چنين كاري كرده . وي بدون ترديد از نوادر روزگار بود و با وجود تعنه ها و نيش هايي كه مورخين يوناني همواره به ايرانيان مي گيرند در هيچ يك ار تاريخ هاي آنها پروشات را از لحاظ اخلاقي مورد ايراد قرار ندادند وي براستي زني سلحشور و فرمانده جنگي لايقي بود اما به هيچ وجه استعداد زمامداري و اصلاح امور را نداشت و صفاتي چون كوروش كبير به هيچ وجه در او ديده نمي شد در نتيجه براي بهبود زندگي ايرانيان كاري نكرد و تنها به فكر اين بود كه لباس هاي گرانبها بپوشد و بر ارابه هاي زرين سوار شود و شكوه خود را به ديگران نشان دهد . دي نون پريساتيس را به هنگام سواري بر اسب چنان توصيف كرده كه گويي از الهه هاست . . پريساتيس هرگاه فكر مي كرد سزاي كسي قتل است بدون اطلاع دادن به اخوس دستور قتل را صادر مي كرد و جلاد در حضور وي امر را اجرا مي كرد و پريساتيس هرگز از اين صحنه ها متاثر نمي شد .
يكي از برادران اخوس كه برادر تني وي بود موسوم به آرسيت بود وي در روز تاجگذاري داريوش دوم در كاخ هاي پارسه ( تخت جمشيد ) سوگند وفاداري ياد كرد تعهد تمكين نمود . آرسيت از سوي پادشاه جديد به شهرباني ( ساتراپي ) كل سوريه منصوب گرديد . آرسيت هم يك سال در سوريه شهرباني كرد اما در سال بعد سپاهي گرد آري كرد كه جمعي از آنان مزدوران يوناني بودند و پس از آن خود را شاه ايران خواند ، پريساتيس سريعا با ارتش خود راه سوريه را در پيش گرفت و گويي با دادن پول و وعده و بعيد مزدوران يوناني را از سپاه آرسيت جدا كرده و در جنگ بزرگي كه نزديكي دمشق انجام شد آرسيت را شكست داد و بدون اينكه به اخوس اطلاع دهد دستور داد زنده زنده پوست آرسيت را مقابل چشم وي بكنند !
پيشتر گفتيم كه اردشير دراز دست با دور انديشي خود قرارداد صلحي بين ايران و يونان امضا كرد اما پريساتيس بخاطر موضوعي كه حتي دو كودك با هم نزاع نمي كنند صلح را بر هم زد ، اين موضوع از اين قرار بود كه هنگامي كه پروشات در سوريه بسر مي برد از عطر قبرسي خوشش آمد و دستور داد عين آن عطر را در ايران توليد كنند اما به او گفتند اين عطر بجز در قبرس در هيچ جاي ديگر بدست نمي آيد چراكه اين عطر تنها از سايش گل بدست نم آيد و ملحقاتي به آن اضافه مي گردد كه از اسرار عطرسايان قبرسي است . اما طبق قرارداد صلح ايران و يونان قبرس جزو ساتراپ هاي يوناني بشمار مي رفت و افراد آن تبعه يونان بودند . پروشات امر كرد بروند و سه نفر از عطرسايان قبرس را از آنجا به حضور وي بياورند . امر وي انجام شد و سه عطر ساي قبرسي به حضور وي آورده شد ، پروشات پرسيد چگونه اين عطر را بدست مي آوريد ؟ آنها گفتند عصاره چند گل را با هم مخلوط كرده و سپس استاد آنها چيزي به آن مي افزايد كه ما نمي دانيم . پروشات امر كرد استاد را به حضورش بياورند ولي استاد حاضر نشد به حضور پريساتيس برسد چراكه مي دانست در صورت رفتن بايد راز خويش را فاش سازد ، حاكم يوناني قبرس نيز اجازه بردن استاد را به پيك هاي پروشات نداد . پريساتيس كه غرورش جريحه دار شده بود بالشكري كه براي جنگ با آرسيت به سوريه آورده بود و نيروي دريايي ايران كه در آسياي صغير متمركز بود به قبرس حمله ور شد و براحتي قبرس را اشغال كرد و استاد را به حضور خواست از او راز عطر را پرسيد و استاد تنها حاضر شد در گوش پروشات نام ماده را فاش كند و به پروشات گفت سولفات مس .
پس از اين پروشات امر كرد كه حاكم يوناني قبرس را به قتل برسانند و مثل هميشه حكم وي اجرا شد ، پساز اين كار پروشات بدون اينكه به كسي آزار برساند از قبرس مراجعت نمود . اما اين كار باعث شد صلح ايران و يونان بر هم خورد !!! تسالي ها آتني ها و اسپارت ها با گرد آوري قشوني به ايالات ايران در آسياي صغير حمله ور شدند و آنها را اشغال كردند و آن شهر ها هم سر به شورش گذاشته به يونانيان گرويدند و يوناني ها پس از اشغال شهرهاي ايراني مثل پروشات حاكم آن را به قتل رسانيدند .
گزنفون مي گويد وقتي ارتش يونان به آسياي صغير لشكر كشيد من كودكي ده ساله بودم اما آن قدر عقل داشتم كه بفهمم اين ارتش مي رود تا انتقام حاكم يوناني جزيره قبرس را بگيرد . گزنفون مي گويد ارتش يوناني تنها موفق به كشتن دو تن از حاكمان ايراني ايالات آسياي صغير شد اما توسيديد مي نويسد كه آنها چهارتن را به قتل رساندند .
اما با آغاز زمستان يوناني ها دست از پيشروي گرفتند و پريساتيس سريعا دستور داد پادگان هاي قسمتي از ولايات ايران سربازاني را به آذربايجان بفرستند تا بعد از ذوب برف ها سريعا عازم يونان شوند . گزنفون مي نويسد پنجاه هزار سرباز پياده و سوار از پادگان هاي ولايات ايران به اذربايجان فرستاده شد و پنجاه هزار سرباز از ارتش تحت السلاح ايران كه در پايتخت بود به سربازان مزبور ملحق گرديد . قسمت اعظم ارابه هاي جنگي ايران به آذربايجان فرستاده شد . قشوني مشتمل بر يكصد هزار سرباز سوار و پياده غير از ارابه هاي جنگي و منجنيق ها و برج هاي متحرك تشكيل شد و همين كه برف ها ذوب شد پريساتيس ارتش خود را به سوي مغرب حركت داد تا زود تر به يونانيان برساند همين امر باعث شد پريساتيس يك روز زود تر از يونانيان به پل رودخانه هاليس ( قزل ايرماق ) برساند و لشكر خود را از پل به ساحل غربي كشانيد و دو سپاه براي كسب اطلاع از هم جاسوساني به سپاه هم فرستادند اما اين جاسوسان در بين راه به هم رسيدند و چون سربازان يوناني از هوپ ليت ها بودنمد براحتي سربازان ايراني را كه نه خفتان داشتند نه زره كشتند و دو تن از آنها را سير كردند و به نزد كوليوس فرمانده سپاه يونان بردند .
كتزياس كه اين واقعه را مي نويسد بيان مي كند ::
كوليوس پرسيد شماره سربازان سپاه شما چقدر است ؟
سربازها گفتند :: شماره گروهان ما صد نفر است .
كوليوس گفت :: شماره گروهان شما را نپرسيدم بلكه پرسيدم كه شماره سربازان سپاه شما چقدر است ؟
سربازان گفتند :: ما اطلاعي نداريم
كوليوس امر كرد تخت تازيانه را بياورند . يكي از سربازان ايراني را دور كردند و ديگري را به تخت بستند كوليوس از او پرسيد مي گويي شماره سربازان سپاه ايران چقدر است ؟
سرباز گفت من اطلاعي ندارم فقط مي دانم شماره گروهان ما صد نفر است .
به امر كوليوس تازيانه بر پشت آن سرباز اسير زدند اما از دهان آن مرد نه صداي ناله بلند شد نه فريادي برخاست . بعد از بيست ضربه كوليوس دستور داد از زدن ضربه دست بردارند و از سرباز پرسيد : مگر تو درد را احساس نمي كني ؟ سرباز سر را تكان داد و بي حال روي تخت نهاد . بدستور كوليوس آن قدر سرباز را زدند كه خود كوليوس خسته شد پس از آن ديدند سرباز كه موسوم بود به پاد از دهكده راگس ار هوش رفته و شب جان سپرد . بعد از سرباز اول سرباز دوم را تازيانه زدند كتزياس نام سرباز دوم را ننوشته اما گفته او نيز از دادن اطلاع امتناع كرد .بهر حال آن شب نه پروشات از سپاه يونان اطلاعي بدست آورد نه سپاه يونان از ايران . اما يك نكته لازم بذكر است و آن اينكه كوليوس پيش از آنكه عازم جنگ با ايران شود به معبد دلفي رفت و از غيب گوي معبد پرسيدكه از خدايان سوال كنيد آيا مر در جنگ پيروز خواهند كرد ؟ غيب گوي معبد دلفي گفت بله ، مشروط بر اينكه در آب نباشد ! كوليوس گفت من هرگز در آب نمي جنگم براي اينكه در دريا نمي جنكم و آنجا كه كوليوس مي جنگيد فقط يك رودخانه بود اما آب نبود و سپاه ها در آب نمي جنگيد .
جنگ آغاز شد و ارابه هاي ايران سريعا به سمت منجنيق هاي يوناني حمله ور شدند بهرحال در وسط ميدان قبرستاني از ارابه ها ايجاد شده بود و سمت راست يونان يعني جناح چپ ايران سپاه دشمن را مي شكافت و تقريبا در حال دور زدن سپاه يونان بودند . كوليوس در جناح راست خود سربازها را بكار نبرد اما پروشات به نيروي چپ خود فرمان حمله داد و ايراني ها به جناح راست يونان حمله ور شدند . در حالي كه صداي شيهه اسب ها و داد و فرياد جنگجويان به گوش مي رسيد ناگهان صداي دگري به گوش رسيد كه صدايي غير از صداي انسان يا حيوان بود . در حالي كه آن صدا شنيده شد اسبها در دو جبهه ايرانيان و يونانيان هيجاني غير عادي از خود بروز دادند و پرندگان زيادي در آسمان پديدار گشت كه مشخص است از چيزي مي گريختند ناگهان جنگجويان احساس كردند نمي توانند بروي زمين بايستند و به زمين مي خوردند مانند اسبها . در همان حال انبوهي از غبار از زمين بر خاست و به طرف اسمان رفت و ناگهان سيلي از آب به جبهه ايرانيان داخل شد و به سوي يونانيان روانه گشت . بر اثر آن زلزله كه در تاريخ آسياي صغير يكي از شديدترين آنهاست بعضي از كوهها فرو ريخت و زمين طوري موج برداشت كه بستر رود هاليس تغيير مسير داده و آب در امتداد مغرب به حركت در امد . دي نون نوشته مدت زلزله چند ساعت بود اما آن اغراق است چراكه اگر چنين بود نه اسياي صغير بلكه قسمتي از آسياي غربي براي هميشه از بين مي رفت . بهرحال مي توان گفت يونانيان شكست خوردند و پيش بيني غيب گوي معبد دلفي به حقيقت پيوست !!!
منبع: سایت /miras.aftablog.ir االبته این روایت در کتابهای تاریخ ایران مشر الدوله، تاریخ هخامنشیان اومستد، سرزمین جاوید و هخامنشیان پی یر بریان نیز نقل شده
داريوش دوم ( اخوس ) پسر اردشير دراز دست به ظاهر پادشاه ايران بود ولي در عمل پريساتيس ( پروشات ) سلطنت مي كرد .
وي اولين كسي است كه در ايران يك واحد سپاهي از زن ها بوجود آورد و به آنها لباس نظامي پوشانيد و پس از او نيز تا انقراض هخامنشيان ديگر كسي چنين كاري انجام نداد البته بايد توجه داشت كه گيرشمن فرانسوي كشف كرده كه در ادوار ما قبل از تاريخ زنان زمامداران ايران بودند و سپاهي از زنان داشتند اما در دوران تاريخي پريساتيس اولين زني است كه چنين كاري كرده . وي بدون ترديد از نوادر روزگار بود و با وجود تعنه ها و نيش هايي كه مورخين يوناني همواره به ايرانيان مي گيرند در هيچ يك ار تاريخ هاي آنها پروشات را از لحاظ اخلاقي مورد ايراد قرار ندادند وي براستي زني سلحشور و فرمانده جنگي لايقي بود اما به هيچ وجه استعداد زمامداري و اصلاح امور را نداشت و صفاتي چون كوروش كبير به هيچ وجه در او ديده نمي شد در نتيجه براي بهبود زندگي ايرانيان كاري نكرد و تنها به فكر اين بود كه لباس هاي گرانبها بپوشد و بر ارابه هاي زرين سوار شود و شكوه خود را به ديگران نشان دهد . دي نون پريساتيس را به هنگام سواري بر اسب چنان توصيف كرده كه گويي از الهه هاست . . پريساتيس هرگاه فكر مي كرد سزاي كسي قتل است بدون اطلاع دادن به اخوس دستور قتل را صادر مي كرد و جلاد در حضور وي امر را اجرا مي كرد و پريساتيس هرگز از اين صحنه ها متاثر نمي شد .
يكي از برادران اخوس كه برادر تني وي بود موسوم به آرسيت بود وي در روز تاجگذاري داريوش دوم در كاخ هاي پارسه ( تخت جمشيد ) سوگند وفاداري ياد كرد تعهد تمكين نمود . آرسيت از سوي پادشاه جديد به شهرباني ( ساتراپي ) كل سوريه منصوب گرديد . آرسيت هم يك سال در سوريه شهرباني كرد اما در سال بعد سپاهي گرد آري كرد كه جمعي از آنان مزدوران يوناني بودند و پس از آن خود را شاه ايران خواند ، پريساتيس سريعا با ارتش خود راه سوريه را در پيش گرفت و گويي با دادن پول و وعده و بعيد مزدوران يوناني را از سپاه آرسيت جدا كرده و در جنگ بزرگي كه نزديكي دمشق انجام شد آرسيت را شكست داد و بدون اينكه به اخوس اطلاع دهد دستور داد زنده زنده پوست آرسيت را مقابل چشم وي بكنند !
پيشتر گفتيم كه اردشير دراز دست با دور انديشي خود قرارداد صلحي بين ايران و يونان امضا كرد اما پريساتيس بخاطر موضوعي كه حتي دو كودك با هم نزاع نمي كنند صلح را بر هم زد ، اين موضوع از اين قرار بود كه هنگامي كه پروشات در سوريه بسر مي برد از عطر قبرسي خوشش آمد و دستور داد عين آن عطر را در ايران توليد كنند اما به او گفتند اين عطر بجز در قبرس در هيچ جاي ديگر بدست نمي آيد چراكه اين عطر تنها از سايش گل بدست نم آيد و ملحقاتي به آن اضافه مي گردد كه از اسرار عطرسايان قبرسي است . اما طبق قرارداد صلح ايران و يونان قبرس جزو ساتراپ هاي يوناني بشمار مي رفت و افراد آن تبعه يونان بودند . پروشات امر كرد بروند و سه نفر از عطرسايان قبرس را از آنجا به حضور وي بياورند . امر وي انجام شد و سه عطر ساي قبرسي به حضور وي آورده شد ، پروشات پرسيد چگونه اين عطر را بدست مي آوريد ؟ آنها گفتند عصاره چند گل را با هم مخلوط كرده و سپس استاد آنها چيزي به آن مي افزايد كه ما نمي دانيم . پروشات امر كرد استاد را به حضورش بياورند ولي استاد حاضر نشد به حضور پريساتيس برسد چراكه مي دانست در صورت رفتن بايد راز خويش را فاش سازد ، حاكم يوناني قبرس نيز اجازه بردن استاد را به پيك هاي پروشات نداد . پريساتيس كه غرورش جريحه دار شده بود بالشكري كه براي جنگ با آرسيت به سوريه آورده بود و نيروي دريايي ايران كه در آسياي صغير متمركز بود به قبرس حمله ور شد و براحتي قبرس را اشغال كرد و استاد را به حضور خواست از او راز عطر را پرسيد و استاد تنها حاضر شد در گوش پروشات نام ماده را فاش كند و به پروشات گفت سولفات مس .
پس از اين پروشات امر كرد كه حاكم يوناني قبرس را به قتل برسانند و مثل هميشه حكم وي اجرا شد ، پساز اين كار پروشات بدون اينكه به كسي آزار برساند از قبرس مراجعت نمود . اما اين كار باعث شد صلح ايران و يونان بر هم خورد !!! تسالي ها آتني ها و اسپارت ها با گرد آوري قشوني به ايالات ايران در آسياي صغير حمله ور شدند و آنها را اشغال كردند و آن شهر ها هم سر به شورش گذاشته به يونانيان گرويدند و يوناني ها پس از اشغال شهرهاي ايراني مثل پروشات حاكم آن را به قتل رسانيدند .
گزنفون مي گويد وقتي ارتش يونان به آسياي صغير لشكر كشيد من كودكي ده ساله بودم اما آن قدر عقل داشتم كه بفهمم اين ارتش مي رود تا انتقام حاكم يوناني جزيره قبرس را بگيرد . گزنفون مي گويد ارتش يوناني تنها موفق به كشتن دو تن از حاكمان ايراني ايالات آسياي صغير شد اما توسيديد مي نويسد كه آنها چهارتن را به قتل رساندند .
اما با آغاز زمستان يوناني ها دست از پيشروي گرفتند و پريساتيس سريعا دستور داد پادگان هاي قسمتي از ولايات ايران سربازاني را به آذربايجان بفرستند تا بعد از ذوب برف ها سريعا عازم يونان شوند . گزنفون مي نويسد پنجاه هزار سرباز پياده و سوار از پادگان هاي ولايات ايران به اذربايجان فرستاده شد و پنجاه هزار سرباز از ارتش تحت السلاح ايران كه در پايتخت بود به سربازان مزبور ملحق گرديد . قسمت اعظم ارابه هاي جنگي ايران به آذربايجان فرستاده شد . قشوني مشتمل بر يكصد هزار سرباز سوار و پياده غير از ارابه هاي جنگي و منجنيق ها و برج هاي متحرك تشكيل شد و همين كه برف ها ذوب شد پريساتيس ارتش خود را به سوي مغرب حركت داد تا زود تر به يونانيان برساند همين امر باعث شد پريساتيس يك روز زود تر از يونانيان به پل رودخانه هاليس ( قزل ايرماق ) برساند و لشكر خود را از پل به ساحل غربي كشانيد و دو سپاه براي كسب اطلاع از هم جاسوساني به سپاه هم فرستادند اما اين جاسوسان در بين راه به هم رسيدند و چون سربازان يوناني از هوپ ليت ها بودنمد براحتي سربازان ايراني را كه نه خفتان داشتند نه زره كشتند و دو تن از آنها را سير كردند و به نزد كوليوس فرمانده سپاه يونان بردند .
كتزياس كه اين واقعه را مي نويسد بيان مي كند ::
كوليوس پرسيد شماره سربازان سپاه شما چقدر است ؟
سربازها گفتند :: شماره گروهان ما صد نفر است .
كوليوس گفت :: شماره گروهان شما را نپرسيدم بلكه پرسيدم كه شماره سربازان سپاه شما چقدر است ؟
سربازان گفتند :: ما اطلاعي نداريم
كوليوس امر كرد تخت تازيانه را بياورند . يكي از سربازان ايراني را دور كردند و ديگري را به تخت بستند كوليوس از او پرسيد مي گويي شماره سربازان سپاه ايران چقدر است ؟
سرباز گفت من اطلاعي ندارم فقط مي دانم شماره گروهان ما صد نفر است .
به امر كوليوس تازيانه بر پشت آن سرباز اسير زدند اما از دهان آن مرد نه صداي ناله بلند شد نه فريادي برخاست . بعد از بيست ضربه كوليوس دستور داد از زدن ضربه دست بردارند و از سرباز پرسيد : مگر تو درد را احساس نمي كني ؟ سرباز سر را تكان داد و بي حال روي تخت نهاد . بدستور كوليوس آن قدر سرباز را زدند كه خود كوليوس خسته شد پس از آن ديدند سرباز كه موسوم بود به پاد از دهكده راگس ار هوش رفته و شب جان سپرد . بعد از سرباز اول سرباز دوم را تازيانه زدند كتزياس نام سرباز دوم را ننوشته اما گفته او نيز از دادن اطلاع امتناع كرد .بهر حال آن شب نه پروشات از سپاه يونان اطلاعي بدست آورد نه سپاه يونان از ايران . اما يك نكته لازم بذكر است و آن اينكه كوليوس پيش از آنكه عازم جنگ با ايران شود به معبد دلفي رفت و از غيب گوي معبد پرسيدكه از خدايان سوال كنيد آيا مر در جنگ پيروز خواهند كرد ؟ غيب گوي معبد دلفي گفت بله ، مشروط بر اينكه در آب نباشد ! كوليوس گفت من هرگز در آب نمي جنگم براي اينكه در دريا نمي جنكم و آنجا كه كوليوس مي جنگيد فقط يك رودخانه بود اما آب نبود و سپاه ها در آب نمي جنگيد .
جنگ آغاز شد و ارابه هاي ايران سريعا به سمت منجنيق هاي يوناني حمله ور شدند بهرحال در وسط ميدان قبرستاني از ارابه ها ايجاد شده بود و سمت راست يونان يعني جناح چپ ايران سپاه دشمن را مي شكافت و تقريبا در حال دور زدن سپاه يونان بودند . كوليوس در جناح راست خود سربازها را بكار نبرد اما پروشات به نيروي چپ خود فرمان حمله داد و ايراني ها به جناح راست يونان حمله ور شدند . در حالي كه صداي شيهه اسب ها و داد و فرياد جنگجويان به گوش مي رسيد ناگهان صداي دگري به گوش رسيد كه صدايي غير از صداي انسان يا حيوان بود . در حالي كه آن صدا شنيده شد اسبها در دو جبهه ايرانيان و يونانيان هيجاني غير عادي از خود بروز دادند و پرندگان زيادي در آسمان پديدار گشت كه مشخص است از چيزي مي گريختند ناگهان جنگجويان احساس كردند نمي توانند بروي زمين بايستند و به زمين مي خوردند مانند اسبها . در همان حال انبوهي از غبار از زمين بر خاست و به طرف اسمان رفت و ناگهان سيلي از آب به جبهه ايرانيان داخل شد و به سوي يونانيان روانه گشت . بر اثر آن زلزله كه در تاريخ آسياي صغير يكي از شديدترين آنهاست بعضي از كوهها فرو ريخت و زمين طوري موج برداشت كه بستر رود هاليس تغيير مسير داده و آب در امتداد مغرب به حركت در امد . دي نون نوشته مدت زلزله چند ساعت بود اما آن اغراق است چراكه اگر چنين بود نه اسياي صغير بلكه قسمتي از آسياي غربي براي هميشه از بين مي رفت . بهرحال مي توان گفت يونانيان شكست خوردند و پيش بيني غيب گوي معبد دلفي به حقيقت پيوست !!!
منبع: سایت /miras.aftablog.ir االبته این روایت در کتابهای تاریخ ایران مشر الدوله، تاریخ هخامنشیان اومستد، سرزمین جاوید و هخامنشیان پی یر بریان نیز نقل شده
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی

- پست: 1407
- تاریخ عضویت: جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
- محل اقامت: مازندران
- سپاسهای ارسالی: 6679 بار
- سپاسهای دریافتی: 5422 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
big-man نوشته شده:چرا خشایار شاه به یهودیان اجازه داده 75 هزار نفر از ملتش رو قتل عام کنند؟؟؟
راستی چرا روز جهانی کوروش رو غیر از ایرانیا کسی ازش خبر نداره؟؟؟
و....
این طبق گفته خودشون روز 13 فروردین افتاده و دلیل این که ما تو این روز میریم 13 بدر و 13 برامون نهصه اینکه میخوایم یه بار دیگه تو خونه هامون کشته نشیم.جالب بدونید تو بعضی کشور ها روز 13 فروردین کاناوال هامون سوزان راه میندازن
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید
[External Link Removed for Guests]
[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بتپرستان
خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید
[External Link Removed for Guests]
[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بتپرستان
خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
جواب دوستان بسیار کامل بود.برای اینکه اون هارو کامل تر کنم ازشما دوستان میخواهم بپرسم که اگر اصالت هخامنشیان را زیر سوال ببریم به کدوم بخش تاریخ خود میخواهیم افتخار کنیم اگر یک خارجی
از تاریخ ما بپرسد کدام سلسله را برای نشان دادن اقتدار کشور خود مثال بزنیم؟قاجار؟پهلوی؟(یادوره سلطه اعراب؟)
درجواب دوستمون که درباره قتل عام دوره خشایارسا پرسیده بودن:قضیه طولانی است ومربوط به استر(ستاره-ریشه کلمه استارلاتین)ومردخای وزیر یهودی خشایارشامیشود که مقبره آن ها درهمدان است جالب است بدانید که این مقبره بعد از مسجد سلیمان مقدس ترین مکان برای یهودیان است.این جای سوال دارد که چرا این مقبره هنوز در شهر همدان وجود دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از تاریخ ما بپرسد کدام سلسله را برای نشان دادن اقتدار کشور خود مثال بزنیم؟قاجار؟پهلوی؟(یادوره سلطه اعراب؟)
درجواب دوستمون که درباره قتل عام دوره خشایارسا پرسیده بودن:قضیه طولانی است ومربوط به استر(ستاره-ریشه کلمه استارلاتین)ومردخای وزیر یهودی خشایارشامیشود که مقبره آن ها درهمدان است جالب است بدانید که این مقبره بعد از مسجد سلیمان مقدس ترین مکان برای یهودیان است.این جای سوال دارد که چرا این مقبره هنوز در شهر همدان وجود دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-
- پست: 41
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ دی ۱۳۸۸, ۱۲:۰۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 32 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
با سلام....... از جوابهاتون ممنونم..... آفرین به شما که اینقد بی تعصبانه جواب دادید.... تو چنتا از فرومای دیگه هم همین متنو نوشتم اما بیشتر متعصبانه برخورد کردن........
لازم میدونم چند نکته رو بگم.
هرجا که این بحث رو میکنم.... بهم میگن مقاله های آقای پورپیرار رو خوندی. اما به جان خودم من تاحالا یه مقاله هم ازش نخوندم فقط یک تیتر مقاله از ایشون دیدم که میگفت امام علی امام نیست و ماجرای غدیر دروغه...فقط همین تیتر رو ازش دیدم و هیچ مقاله ای ازش نخوندم.
نکته ی بعدی اینه که تا اونجایی که من میدونم سندیت تاریخ هخامنشیان بر میگرده به کتب عهد عتیق سپس به تاریخ ویل دورانت به همراه همسر محترمه (بیشتر فیلسوف بودن تا تاریخ دان) و سپس به تاریخ مشیر الدوله یا پیرنیا..... این تاریخ هم اواخر دوره قاجار وارد ایران شده...که بهش میگن تاریخ نوین.... توجه داشته باشید که اگه تاریخ هخامنشیان در کتب عهد عتیق رو قبول نداشته باشید منطقی نیست که تاریخ ویل دورانت و سپس تاریخ پیرنیا رو قبول داشته باشید....
در مورد عید پوریم باید بگم که..یهودیان که قبول دارن کاملا...به همون صورتی که تو تورات نوشته....... ممکنه افرادی بگن که اسناد و کتیبه ها و منشور خودشون تاریخ هخامنشیان رو ثابت میکنن.... اولا توجه داشته باشید که منشور و کتیبه ها توسط تورات رمزگشایی و ترجمه شده از خط میخی... دوما منشور کوروش مخالفانی داره واسه خودش و چند جور ترجمه شده که ترجمه دقیق تر الان برای ما در دسترس است. به هر حال افتخاریه که ایران به صدقه سریه حضرت زرتشت مهد حقوق بشر در جهان هستش....
اما موضوع اینه که این تاریخ اگه قراره دقیق تر بیان بشه بهتره سانسور نشه و جنبه ی نژاد پرستی به خودش نگیره..... منظور اینکه تاریخ ویل دورانت و مشیرالدوله سعی در خوب جلوه دادن تمام پادشاهان هخامنشی دارند که سپس از این دو کتاب های دیگه نوشته شدند..... واسه همینه که چیزی به جز خوبی از این پادشاهان شنیده نمیشه اما تو تورات درمورد زنبارگی و حرمسرا داشتن داریوش و خشایار شاه و حمله کمبوجیه به مصر و حمله داریوش به یونان برای مال و ثروت سخن گفته...........
مهم نیست این تاریخ درسته یا نه..... به هرحال تاریخه و باید ازش درس انسان و خداشناسی گرفت..... بزرگترین درس هم اینه که همونطور که کوروش برای یهودی های دربند از نیروی کشوری و لشکری استفاده میکنه و اونا رو نجات میده ....... چه طور ما که در سرزمین کوروش داریم زندگی میکنیم و میدونیم که فلسطینی ها دربند هستند نباید کاری بکنبم؟
منابع تاریخ کیانیان کتاب های نوشته شده در زمان ساسانی هست... و همچنین شاهنامه(البته اگه عصر اساطیر و حماسه در شاهنامه به عنوان افسانه معنی نشه).....
جمشید اسم پادشاه بوده تو کتاب های زرتشت و کتابهای پهلوی و شاهنامه ذکر شده و در اشعار شاعرانی همچون حافظ اسمش به چشم میخوره..... اما تو تاریخ نوین جمشید رو اسم مکان میدونن و داریوش رو پدیدآورنده ی تخت خطاب میکنن...... البته الان دیگه نمیگن تخت جمشید.. تاریخ نوین تری هم به وجود اومده منبعشو من پیدا نکردم هرکی پیدا کرد لطفا بهم بگه..... فقط میدونم که هرکی بلده تایپ کنه اومده تو نت نوشته -- اعراب جم یا جمشید را بزرگترین پادشاه ایران می دانستند-- و اعراب بودند که اسم اونجا رو گزاشتن تخت جمشید..... و میگن در اصل اسمش تخت پارسه بوده و بنا به باستان شناسی هایی که انجام شده این امر ثابت شده---- ینی دیگه نگیم تخت جمشید در واقع میخان تا این ننگ نمونه که چه طور تخت جمشید که برای جمشید هست رو داریوش ساخته.....(هرکس دلیلی ضد این حرف من داره بفرماد)
لازم میدونم چند نکته رو بگم.
هرجا که این بحث رو میکنم.... بهم میگن مقاله های آقای پورپیرار رو خوندی. اما به جان خودم من تاحالا یه مقاله هم ازش نخوندم فقط یک تیتر مقاله از ایشون دیدم که میگفت امام علی امام نیست و ماجرای غدیر دروغه...فقط همین تیتر رو ازش دیدم و هیچ مقاله ای ازش نخوندم.
نکته ی بعدی اینه که تا اونجایی که من میدونم سندیت تاریخ هخامنشیان بر میگرده به کتب عهد عتیق سپس به تاریخ ویل دورانت به همراه همسر محترمه (بیشتر فیلسوف بودن تا تاریخ دان) و سپس به تاریخ مشیر الدوله یا پیرنیا..... این تاریخ هم اواخر دوره قاجار وارد ایران شده...که بهش میگن تاریخ نوین.... توجه داشته باشید که اگه تاریخ هخامنشیان در کتب عهد عتیق رو قبول نداشته باشید منطقی نیست که تاریخ ویل دورانت و سپس تاریخ پیرنیا رو قبول داشته باشید....
در مورد عید پوریم باید بگم که..یهودیان که قبول دارن کاملا...به همون صورتی که تو تورات نوشته....... ممکنه افرادی بگن که اسناد و کتیبه ها و منشور خودشون تاریخ هخامنشیان رو ثابت میکنن.... اولا توجه داشته باشید که منشور و کتیبه ها توسط تورات رمزگشایی و ترجمه شده از خط میخی... دوما منشور کوروش مخالفانی داره واسه خودش و چند جور ترجمه شده که ترجمه دقیق تر الان برای ما در دسترس است. به هر حال افتخاریه که ایران به صدقه سریه حضرت زرتشت مهد حقوق بشر در جهان هستش....
اما موضوع اینه که این تاریخ اگه قراره دقیق تر بیان بشه بهتره سانسور نشه و جنبه ی نژاد پرستی به خودش نگیره..... منظور اینکه تاریخ ویل دورانت و مشیرالدوله سعی در خوب جلوه دادن تمام پادشاهان هخامنشی دارند که سپس از این دو کتاب های دیگه نوشته شدند..... واسه همینه که چیزی به جز خوبی از این پادشاهان شنیده نمیشه اما تو تورات درمورد زنبارگی و حرمسرا داشتن داریوش و خشایار شاه و حمله کمبوجیه به مصر و حمله داریوش به یونان برای مال و ثروت سخن گفته...........
مهم نیست این تاریخ درسته یا نه..... به هرحال تاریخه و باید ازش درس انسان و خداشناسی گرفت..... بزرگترین درس هم اینه که همونطور که کوروش برای یهودی های دربند از نیروی کشوری و لشکری استفاده میکنه و اونا رو نجات میده ....... چه طور ما که در سرزمین کوروش داریم زندگی میکنیم و میدونیم که فلسطینی ها دربند هستند نباید کاری بکنبم؟
منابع تاریخ کیانیان کتاب های نوشته شده در زمان ساسانی هست... و همچنین شاهنامه(البته اگه عصر اساطیر و حماسه در شاهنامه به عنوان افسانه معنی نشه).....
جمشید اسم پادشاه بوده تو کتاب های زرتشت و کتابهای پهلوی و شاهنامه ذکر شده و در اشعار شاعرانی همچون حافظ اسمش به چشم میخوره..... اما تو تاریخ نوین جمشید رو اسم مکان میدونن و داریوش رو پدیدآورنده ی تخت خطاب میکنن...... البته الان دیگه نمیگن تخت جمشید.. تاریخ نوین تری هم به وجود اومده منبعشو من پیدا نکردم هرکی پیدا کرد لطفا بهم بگه..... فقط میدونم که هرکی بلده تایپ کنه اومده تو نت نوشته -- اعراب جم یا جمشید را بزرگترین پادشاه ایران می دانستند-- و اعراب بودند که اسم اونجا رو گزاشتن تخت جمشید..... و میگن در اصل اسمش تخت پارسه بوده و بنا به باستان شناسی هایی که انجام شده این امر ثابت شده---- ینی دیگه نگیم تخت جمشید در واقع میخان تا این ننگ نمونه که چه طور تخت جمشید که برای جمشید هست رو داریوش ساخته.....(هرکس دلیلی ضد این حرف من داره بفرماد)

-
- پست: 41
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ دی ۱۳۸۸, ۱۲:۰۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 32 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
mason نوشته شده:جواب دوستان بسیار کامل بود.برای اینکه اون هارو کامل تر کنم ازشما دوستان میخواهم بپرسم که اگر اصالت هخامنشیان را زیر سوال ببریم به کدوم بخش تاریخ خود میخواهیم افتخار کنیم اگر یک خارجی
از تاریخ ما بپرسد کدام سلسله را برای نشان دادن اقتدار کشور خود مثال بزنیم؟قاجار؟پهلوی؟(یادوره سلطه اعراب؟)
قصد من این نیست...... اگه هم روزی اثبات بشه تاریخ هخامنشیان جعلی هست .....به جای هخامنشیان از کیانیان صحبت میشه... که خیلی هم بهتره.... من چند تا سوال مطرح کردم. همین... و به این دلیل که کسی جواب قابل قبولی نداشت تا الان, حتی معلمان و استادان تاریخ.... من در حال طی کردن سیر تکاملی باور به جعلی بودن این تاریخ هستم....
در کل نباید جوری گفته بشه که ایجاد وطن پرستی و نژاد پرستی افراطی کنه........ فقط نباید مورد سوء استفاده قرار بگیره ..نباید با اسم های یونانی در تاریخ خودمون ذکر بشه..( مگه کی خسرو و کی آرش و کی قباد و بقیه اسم ها چه بدی دارن؟) علاقه ی شدید تاریخ نوین به نژاد پارسها تا اونجایی که درصدد هستند اسم ایرانو به پرشیا و تخت جمشیدو به تخت پارسه تغییر بدند نقطه ی سیاهیه که باید پاک بشه........ و جوری بیان نشه که عظمت حبابوار برای ایران ایجاد بشه....
بیشتره کسانی که دم از تاریخ هخامنشیان و ساسانیان میزنن تمام شاهان و حکومت های بعد از ورود اسلام به ایران از جمله افشاریه و صفویان و زندیه که دوره شکوفایی علمی و اخلاقی ایران هست رو زیر سوال میبرن ...اما اگه زاویه دید رو عوض کنیم چنصد برابر از انتقادهایی که از این دوره ها میشه در دوران هخامنشی و ساسانی وجود داره.. و فقط به این دلیل که هخامنشیان تاریخی قدیمی تر از این دوران هستند و دوران قبل از ورود اسلام به ایران است هیچ از هخامنشیان و ساسانیان انتقاد نمیشه...... و اگه بدی ای از هخامنشیان میشنوند حتی با سند...باور نمیکنن و سند رو زیر سوال میبرن و اگر خوبی ای از هخامنشیان حتی در وبلاگی بدون منبع میبینند..جوری باور میکنن که انگار در اون دوران بودند و از نزدیک شاهد اتفاق چنین رخدادهایی بودند.........

- پست: 148
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۱۶ ق.ظ
- محل اقامت: zigomigota@gmail.com
- سپاسهای ارسالی: 415 بار
- سپاسهای دریافتی: 411 بار
- تماس:
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
milatave نوشته شده:mason نوشته شده:
بیشتره کسانی که دم از تاریخ هخامنشیان و ساسانیان میزنن تمام شاهان و حکومت های بعد از ورود اسلام به ایران از جمله افشاریه و صفویان و زندیه که دوره شکوفایی علمی و اخلاقی ایران هست رو زیر سوال میبرن ...اما اگه زاویه دید رو عوض کنیم چنصد برابر از انتقادهایی که از این دوره ها میشه در دوران هخامنشی و ساسانی وجود داره.. و فقط به این دلیل که هخامنشیان تاریخی قدیمی تر از این دوران هستند و دوران قبل از ورود اسلام به ایران است هیچ از هخامنشیان و ساسانیان انتقاد نمیشه...... و اگه بدی ای از هخامنشیان میشنوند حتی با سند...باور نمیکنن و سند رو زیر سوال میبرن و اگر خوبی ای از هخامنشیان حتی در وبلاگی بدون منبع میبینند..جوری باور میکنن که انگار در اون دوران بودند و از نزدیک شاهد اتفاق چنین رخدادهایی بودند.........
دوست گرامی اگر هخامنشیان وجود نداشتند یا در موجودیتشون شبه داری از کجا و با چه منطقی عنوان می کنی :
اگه زاویه دید رو عوض کنیم چنصد برابر از انتقادهایی که از این دوره ها میشه در دوران هخامنشی و ساسانی وجود داره
اگر دروغ بودن پس از کجا برا خودت حساب کتاب کردی که هخامنشیان چنصد برابر صفوبه - افشاریه - زندیه مورد انتقاد بودن ؟
اگر هم وجود داشتن پس چرا شبه داری ؟
طبق کدوم سند و مدرک میگی :
بیشتره کسانی که دم از تاریخ هخامنشیان و ساسانیان میزنن تمام شاهان و حکومت های بعد از ورود اسلام به ایران از جمله افشاریه و صفویان و زندیه که دوره شکوفایی علمی و اخلاقی ایران هست رو زیر سوال میبرن
من به شخصه تا حالا ندیدم کسی بخاطر دوره هخامنشیان این سه دوره رو نفی کنه . اما زیاد پیش میاد وقتی این دوران رو در مقام مقایسه قرار می دیم انتقاد هایی به عملکرد پادشاهان بعد از اسلام عنوان میشه .
اگر واقعا دنبال حقیقت هستی نیاز نیست حرف های دکتر روازاده ( بخوانید روانی زاده ) رو در مورد تاریخ ایران تکرار کنی . قبل تر از شما ایشون در این مورد تشکیک کرده بودن ( دقیقا با همون منطق شما )
در دنیای امروز مردم هر کشوری به دنبال یه کوزه شکسته می گردن تا با نشون دادن اون به دنیا بگن ما تاریخ داریم . جالب اینجاست که شما این همه نشانه و آثار باقی مونده از هخامنشیان رو ندیده میگیری و در مورد موجودیتشون شبه ایجاد می کنی .
کتیبه های گنجنامه . تخت جمشید . پاسارگاد . و ... همه نشانه هایی از وجود تمدن هخامنشی بوده که وجود داشتن .اما دوست عزیز جمشید که ازش یاد می کنی پادشاه اساطیری محسوب میشه .که ریشه در داستان های ایران داره .
ما براي رفتن آمديم نه براي ماندن
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
سلام خدمت دوستان گرامی

کاربر محترم saeed_saba

ضمن عرض سلام وادب

لطفا در ارسال مطلب ادب و متانت در کلام و گفتار را رعایت فرمایید
تا به الان از محتوای مطالب ارسالی بسیار راضی هستم، از دوستانی که جانب ادب و احترام را نگه داشتند کمال تشکر را دارم
در این پست سوالاتی مطرح شده که لزوما باید بدون تعصب و با مدارک و منابع جواب داده شود
لطفا دوستان مطالب ارسالی خود را به شخص خاصی خطاب نفرمایند
با تشکر
رونین
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 464
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
- محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
- سپاسهای ارسالی: 3381 بار
- سپاسهای دریافتی: 1794 بار
Re: چند سوال مهم درباره اصالت وجود هخامنشیان
دوست گرامی جناب آقای milatave
من پس از تکرار مطالب علیرغم پاسخهای داده شده، دیگر قصد پاسخ به این پست را نداشتم ولی پس از آنکه پاسخهای دوستان و دوست گرامی جناب رونین را دیدم لازم دیدم مطالبی را یادآوری کنم.
درست فرمودید پاسخها بسیار بی تعصب داده شد ولی چیزی که برای من جای سئوال دارد تعصب زیاد شما در زیر سئوال بردن است. من فکر می کردم پاسخها به اندازه کافی قانع کننده بوده است.
بهتر است برای پاسخ به سئوالاتی که در ذهن شما شکل گرفته اندکی نیز مطالعه را چاشنی کار خود کنید البته این مطالعه نیز باید کاملا بی طرف و بی تعصب باشد.
تعجب می کنم که تمامی کتیبه هایی که در آنها داریوش و ... که در آنها نیاکان خود را بر می شمرند و از کانال سوئز تا یونان را شامل می شود را در نظر نگیرید. تمامی داستانها (نمونه اش داستان لئونیداس)و نمایشنامه های اروپایی را نادیده بگیرید و ... . آثار موجود در موزه های بزرگ دنیا را نبینید و بسیاری موارد دیگر. مثلا قید شدن نام آنها در بین سلسله فراعنه مصر به خط هیروگلیف، روایات کتزیاس، گزنفون و هرودوت و ...
در خصوص کیانیان و تاریخ حضور ایشان در ایران تاریخ دقیقی در دسترس نیست، مدارکی که جز برخی کتب مانند اوستا، شاهنامه و برخی کتب دیگر موجود نیست حال چگونه با وجود اینهمه مدارک شما برایتان جای سئوال است و تنها با استناد به این کتب شما به نتیجه می رسید برای من سئوال پیش آمده است که خواهشمندم این را شما پاسخ دهید.
بسیاری از شرق شناسان بزرگ مانند گیرشمن، هاید ماری کخ، اومستد، ماری ژان موله، بریان و ... که عمری را بسیار بیشتر از ما در این راه سپری کرده اند وجود چنین اشخاصی را تایید کرده اند. پس خواهش می کنم در ابتدا مطالعه فرمایید تا بتوانید بی تعصب نتیجه گیری نمایید.
در پایان مه هم با دوست گرامی Saeed saba موافقم که در دنیای حاضر هر کشوری می کوشد تا سابقه فرهنگ و تمدن خود را تا جای ممکن عقب تر ببرد.
همچنن دوست گرامی نام پرشیا (پارس)به ایران تغییر داده شده است (کمتر از 100 سال است)و در تمامی کتب معتبر تاریخی هنوز این نام پا برجاست. به همین دلیل در تمامی دنیا نام پرشیا به همان اندازه نام ایران در کتب مربوط به تاریخ و تمدن کاربرد دارد.
در خصوص سلسله های بعدی که شما نام بردید نیز نافی سلسله های قبل از خود نیستند ولی توجه داشته باشید که این سلسله ها 1000 تا 2000 سال پس از سلسله های مورد بحث شما ظهور یافته اند که قاعدتا باید پیشرفت داشته باشند اگرچه در بسیاری نموارد مانند خارج کردن چشم 30000 نفر در کرمان، قتل عام تفلیس، و بسیاری از شهرهای در زمان جنگ در طول تاریخ اِن پیشرفت مشاهده نمی شود.
من پس از تکرار مطالب علیرغم پاسخهای داده شده، دیگر قصد پاسخ به این پست را نداشتم ولی پس از آنکه پاسخهای دوستان و دوست گرامی جناب رونین را دیدم لازم دیدم مطالبی را یادآوری کنم.
درست فرمودید پاسخها بسیار بی تعصب داده شد ولی چیزی که برای من جای سئوال دارد تعصب زیاد شما در زیر سئوال بردن است. من فکر می کردم پاسخها به اندازه کافی قانع کننده بوده است.
بهتر است برای پاسخ به سئوالاتی که در ذهن شما شکل گرفته اندکی نیز مطالعه را چاشنی کار خود کنید البته این مطالعه نیز باید کاملا بی طرف و بی تعصب باشد.
تعجب می کنم که تمامی کتیبه هایی که در آنها داریوش و ... که در آنها نیاکان خود را بر می شمرند و از کانال سوئز تا یونان را شامل می شود را در نظر نگیرید. تمامی داستانها (نمونه اش داستان لئونیداس)و نمایشنامه های اروپایی را نادیده بگیرید و ... . آثار موجود در موزه های بزرگ دنیا را نبینید و بسیاری موارد دیگر. مثلا قید شدن نام آنها در بین سلسله فراعنه مصر به خط هیروگلیف، روایات کتزیاس، گزنفون و هرودوت و ...
در خصوص کیانیان و تاریخ حضور ایشان در ایران تاریخ دقیقی در دسترس نیست، مدارکی که جز برخی کتب مانند اوستا، شاهنامه و برخی کتب دیگر موجود نیست حال چگونه با وجود اینهمه مدارک شما برایتان جای سئوال است و تنها با استناد به این کتب شما به نتیجه می رسید برای من سئوال پیش آمده است که خواهشمندم این را شما پاسخ دهید.
بسیاری از شرق شناسان بزرگ مانند گیرشمن، هاید ماری کخ، اومستد، ماری ژان موله، بریان و ... که عمری را بسیار بیشتر از ما در این راه سپری کرده اند وجود چنین اشخاصی را تایید کرده اند. پس خواهش می کنم در ابتدا مطالعه فرمایید تا بتوانید بی تعصب نتیجه گیری نمایید.
در پایان مه هم با دوست گرامی Saeed saba موافقم که در دنیای حاضر هر کشوری می کوشد تا سابقه فرهنگ و تمدن خود را تا جای ممکن عقب تر ببرد.
همچنن دوست گرامی نام پرشیا (پارس)به ایران تغییر داده شده است (کمتر از 100 سال است)و در تمامی کتب معتبر تاریخی هنوز این نام پا برجاست. به همین دلیل در تمامی دنیا نام پرشیا به همان اندازه نام ایران در کتب مربوط به تاریخ و تمدن کاربرد دارد.
در خصوص سلسله های بعدی که شما نام بردید نیز نافی سلسله های قبل از خود نیستند ولی توجه داشته باشید که این سلسله ها 1000 تا 2000 سال پس از سلسله های مورد بحث شما ظهور یافته اند که قاعدتا باید پیشرفت داشته باشند اگرچه در بسیاری نموارد مانند خارج کردن چشم 30000 نفر در کرمان، قتل عام تفلیس، و بسیاری از شهرهای در زمان جنگ در طول تاریخ اِن پیشرفت مشاهده نمی شود.
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی