گمون کنم مهدی این صندلی به تسریع تایپ فارسیش کمک شایانی کرده باشه!مثل خودم که دیگه رگباری تایپ میکنم!
و اما چون پست آخرمه به قول یک بنده خدایی چند تا چیز بگم تو دلم نمونه!
1.آقا مهدی شاید من یکم بد نوشتم..قطعا دختری که شما توصیفش رو میکنید هم در جامعه هست ولی در محیط اجتماعی که من بزرگ شدم و چند شهری رو هم که زیارت کردم در اقلیت محض بوده اند!
2.خاطره نویسی های من در صندلی ها هم ادامه صندلی خودم نیز نوعی چلنج غیر مستقیم با ذهن مهمان است تا شاید ناخودآگاه تحریک به ذکر خاطره ای مشابه شود!البته هر صندلی نهایتا 3 تا خاطره سهمیه داره!

3.حالا که سنترال را هیچ رقمه نمیفروشی بگو اگر ازت بگیرنش چه حالی میشی؟البته چند باری کوتاه مورد عنایت بوده مثل همون قضیه کپی رایت و...
4.منظورم از همکاری با صداوسیما این بود که اجرای یک برنامه آموزشی در چارچوب حیطه تخصصی تون به شما ارائه شود.
5.شما ادعای تسلط نکردین...ما هم خو میشناسی به جملات آب و تاب ندم وجدانم آسوده نمیشه!ولی بینی و بین الله روانشناسی خوبی دارید و مهمتر از اون قلم قوی
6.از طرف همه کسانی که دربارشون نظر دادین یک تشکر دسته جمعی از شما میکنم.
7.از اظهار لطف دوست گرامی خانم ماتیلدا و شهرام و ان تی و جواد رادیکال که مکتوب نوشتند ممنون
8.خوشحال شدم مهدی از علاقه مندان به قمیشی است...قمیشی هم آهنگهاش زیباست و هم صداش و هم اشعارش معنی و پیام داره...
9.راستی چرا از گراش شما عکس زیادی در اینترنت نبود فقط در ویکی پدیا دیدم!راستی اگر مسئولیت و بودجه هنگفتی به تو داده شود چه کارهایی برای شهرت میکنی و چه افقی برایش در نظر میگیری؟
10.بعد از چند بوق به گوشی جواب میدی؟و اهل بی جواب گذاشتن اس ام اس هستی؟
11.هر وقت آنلاین می شم این صفحه کاربران آنلاین هم باز میکنم...در اکثر موارد در حال پاسخ دادن به پیام خصوصی هستی..چقدر ازت وقت میگیره و تقریبا چند درصد از پیام های خصوصی حالت توضیح واضحاتی دارند که بر اثر عدم توجه کاربر باید بنویسی؟
12.مدیریت سنترال برات استرس زا نیست؟یک فرض در نظر بگیریم یک بابایی که عضو جدید است یک تاپیک بزنه سرشار از الفاظ...و از چشمت دور بمونه!
13.راستی حجاب چادر رو اولی میدونی...کاملا منطقی است البته در چارچوب اختیار و نه اجبار....نظرت درباره روبند و دستکش چیه؟زیاده روی است و یا اعتقاد؟
14.نظری که درباره تبدیل کتاب به کتابهای الکترونیک و پی دی اف ها و سیات های آنلاین دادی واقعا عالی بود...مثلا همین دیوان حافظ و یا مثنوی مولوی اگر دنبال یک شعر با مضمون خاص(فرضا ابراز علاقه و احساس به معشوق) باشیم با یک سرچ ساده در کتاب آنلاین به هدف میرسم و نیازی نیز صدها صفحه را ورق برنیم...کاش در گوشه ای از سنترال و یا بخش ادبیات دیوان حافظ آنلاین را قرار می دادید در کنار این فضای علمی دل را جلا میداد.
15.دلایل سرعت پایین اینترنت رو گفتید و همگی متین..چقدرش میتونه مربوط به نگرانی از رواج دانلود پ_____و**(****رن***___و باشه؟
16.برعکس نظر یاسر معتقدم دختران ایرانی چند سالی است خودشون را کاملا پیدا کرده اند و رشد تحصبلات عالی در بین آنان ظرف سالهای سبب خواهد شد جامعه مردسالار ایرانی آرام آرام به سمت تعادل رفتاری و فکری حرکت کنه.
منظورم زن سالاری نیست..با هر دو مخالفم...منظور عبور از این افکار و رسیدن به یک بلوغ اجتماعی است که دیگر نسبت به تواناییهای زنان با دید تمسخر نگاه نکنند.
17.خواستگاری دختر از پسر هم بد نیست ولی همانطور که آقا مهدی گفتند پذیرش شکست در خانمها پایینه! و برخی آقایون تا 20 بار خواستگاری هم جا دارند! ولی نمیدونم یک خانوم پس از شکست در خواستگاری چه حالی بهش دست میده!ضمنا دختر باید ناز داشته باشه و این جز زیبایی های فطری دختره...
18.راستی اگه بعضی وقتها نظراتم رو هم در سوالات غیرمستقیم مینوشتم قصدم تحمیل نظر نبود...چون میدونم هر مهمانی نظری داره ولی خوب اینطوری بهتر میشه یک قیاسی از دو نظر متفاوت در صندلی برای خواننده پدید بیاد..حتی اگر هیچکدام از دو نظر رو قبول نداشت باشه...اگر هم زیاده گویی شد شرمنده!
--------------------------
و اما پکیج آخر!
1.زیباترین جمله ای که تا به حال شنیده اید؟
2.ویژگیهای متمایز بهترین دوستی که الان باهاش در ارتباط هستید؟
3.سنترالیها به خوبی از رفتار هم در این محیط مجازی تاثیر میگیرند...و هر کسی نمود رفتاری خاصی دارد...یکی شوخ طبعه..یکی خیلی مودبه...یکی به نگاه تخصصی علاقه داره...یکی ملایمه...چیزی که متوجه شدم هرکدوم از افراد با این خصوصیات اخلاقاشون با بقیه خودبه خود به مرور زمان ترکیب شده و یک تلفیق نسبتا کاملتر پدید اومده!
مثلا خود من قبل از صندلی یکجواریی حس شوخی ام با شما نمی امد ولی اینجا شما هم از قالب در اومدید و حس میکنیم الان خیلی خاکی تر هستید..این بحثو تعمیم میدم به همه کاربرا...کلا حس میکنم بچه های اصلی سایت که بار اصلی فعالیت در سنترال به دوششون هست از نظر رفتاری به هم نزدیک تر شدن و درک بهتری از هم پیدا کردند...خود شما از این روند چه تحلیلی دارین؟
4.برنامه ابتکاری و متنوعی برای آینده سنترال در ذهنتون هست؟(چیزی که تا الان سکرت باشه و نگفته باشین)
5.واژگان به مصاف مهدی میروند!
مهدی در کعبه و طواف
مهدی در جوار ضریح نجف
------------------
مهدی و گردش در طبیعت همراه با نگاهی متفکرانه به جوشش آب یک چشمه!
مهدی و دلی که ناگهان از کف دهد و ازدواجی قریب الوقوع!
علاقه مهدی به دختری 7 ساله
مهدی شهردار گراش می شود!
مهدی و لذت بردن از برنامه نویسی
مهدی و حسش به رانندگی با سرعت!
مهدی و پرواز با کایت!
مهدی و شنا در سواحل خلیج فارس!
مهدی و قلیان میوه ای!
مهددی و سیگار!
----------
مهدی و دیدار مادر پس از مدتی طولانی
مهدی و دیدار از مزار و اشکی در فراق پدر
مهدی و دردل با خدا
مهدی و سکوت آرامبخش شب
------------------------
مهدی و تفکر به خویشتن
مهدی و دیدار از دارالایتام
مهدی و دیدار با جانبازان
مهدی و یادکردن از شهدا
-------------------------
مهدی و بغض و دردلی که دوست دارد بگوید ولی نمی تواند!
--------------------------------
*********************
از همگی دوستان شرکت کننده در این صندلی خاطره انگیز و به یادماندنی که گمان می کنم برای خود مهدی نیز اولین بار باشد که اینگونه مورد انبوه پرسشها با مضامین متفاوت قرار گرفته باشد تشکر میکنم...اگر مهدی نکته ای و جمع بندی خاصی بنویسه هم خوشحال می شیم

شادزی مهرافزون









