خاطرات ری‌شهری از جاسوسی فرمانده وقت نیروی دریایی برای روسیه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي دريايي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
پست: 201
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 117 بار
سپاس‌های دریافتی: 349 بار
تماس:

خاطرات ری‌شهری از جاسوسی فرمانده وقت نیروی دریایی برای روسیه

پست توسط black hawk »

دوستان این مقاله رو به نقل از خبر گذاری شرف نیوز (sharifnews.com) میزارم فقط بدلیل طولانی بودن در چند بخش میزارم

بخش اول
--------------------------------

محمد ری‌شهری وزیر سابق اطلاعات در جلد دوم خاطرات خود كه به تازگی منتشر شده است، نحوه رسیدگی به اتهامات ناخدا بهرام افضلی فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش به اتهام ارتباط و جاسوسی با حزب توده و شوروی سابق را تشریح كرد.

شرح دادگاه ناخدا یكم بهرام افضلی صفحات 95 تا 129 جلد دوم خاطرات محمد ری‌شهری(به عنوان رییس دادگاه) را در بر‌می‌گیرد كه به شرخ ذیل است:


بنده پس از تلاوت قرآن به عنوان حاكم شرع و ریاست دادگاه انقلاب ارتش مطالبی را كه به ذهنم می‌رسید، به عنوان مقدمه بیان كردم. محاكمه اعضای حزب توده از محاكمات تاریخی انقلاب اسلامی ایران و بلكه از محاكمات تاریخی جهان بود و بنا به عللی، از تمامی محاكمات پس از انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری داشت. بدین علت درچند محور به مطالب ذیل اشاره كردم:


1- دستگیری كادر رهبری و اعضای مخفی حزب توده، به رغم سازمان پیچیده‌ای كه داشتند، از جمله عنایات بزرگ الهی بود و می‌توان آن را یكی از معجزات بزرگ این انقلاب الهی به شمار آورد. در واقع،‌ كشف و انهدام چنین حزب سازمان‌یافته و هدایت‌شده‌ای، در عمل از عهده‌ بزرگ‌ترین و نیرومند‌ترین دستگاه‌های ضدجاسوسی جهان نیز خارج بود اما دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی- درحالی كه چندان انسجامی نیافته بود و نیروهای آن تمام ورزیدگی و تجربه شغلی خود را ظرف یك یا دو سال پس از انقلاب به دست آورده‌ بودند - به كشف چنان دستگاه جاسوسی و سازمان مخفی پیچیده‌ای موفق شد.


2- اعترافات اعضای حزب پس از دستگیری از كشف شبكه مخفی آن مهم‌تر بود. در واقع معجزاتی نظیر اعترافات اعضای حزب توده در مصاحبه‌ها با مغز مادی قابل تحلیل نیست. این در حالی بود كه برخی تحلیل‌گران رسانه‌های وابسته، همزمان تبلیغ می‌كردند كه دستگیرشدگان با تزریق دارو اعتراف كرده‌اند و با صدای افراد دیگر روی فیلم‌ آنها گذاشته شده است.


پس از ذكر این نكته، به ضدانقلابیون داخلی و خارجی هشدار دادم كه آگاه باشند صاحب انقلاب اسلامی شخص دیگری است كه از آن حفاظت خواهد كرد و چنانكه تا این زمان تمامی توطئه‌ها به لطف خداوند و توجهات خاص امام زمان - عجل‌اله تعالی فرجه‌الشریف - خنثی شده است، پس از این نیز خنثی خواهد شد. همچنین متذكر شدم كه وابستگان به خارج از كشور در هر لباس، موقعیت و شغل رسوا و گرفتار دادگاه عدل الهی خواهند شد.


3- دستگیری سران حزب توده، بارزترین تجلی شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی بود. این نشانه‌ها و تحقق شعار فوق، گویای رد ادعای هر دو ابرقدرت بر نقش دیگری در تحقق انقلاب اسلامی بود، زیرا همان دادگاهی كه نوكران غرب را محاكمه كرد، بدون هیچ ملاحظه و قایل بودن به تفاوتی، نوكران شرق را نیز محاكمه نمود.


4- در دادگاه حزب توده، یك حزب و عده‌ای از فعالان حزبی و سیاسی محاكمه نشدند. بلكه - چنان كه روشن شد- عده‌ای جاسوس كه تحت عنوان حزب به فعالیت جاسوسی می‌پرداختند، محاكمه گردیدند.


5- اكثریت قریب به اتفاق اعضای سازمان مخفی حزب توده در زمره نظامیان بودند و من لازم می‌دانستم از حیثیت نظامیان درمقدمه دادگاه دفاع كنم. بنابراین تاكید كردم كه شمار نظامیانی كه با حزب همكاری داشتند، اندك بوده است و به رغم تلاش‌های بسیار حزب توده برای جذب افراد بیشتر از ارگان‌های ارتش، در مجموع كمتر از 200 نفر را در تمامی ارگان‌های نظامی و انتظامی - اعم از ژاندارمری، شهربانی و ارتش - جذب نموده كه ما آنها را به عنوان افراد نظامی و ارتش به رسمیت نمی‌شناسیم.


دراینجا مثال مشهور مرحوم ‌آیت‌اله سیدابوالحسن اصفهانی را ذكر كردم. مشهور است كه به ایشان اطلاع دادند كه طلبه‌ای سرقت كرده است، ایشان فرمودند: نگویید طلبه‌ای مرتكب سرقت شده است، بگویید یك دزد طلبه شده است منظورم از ذكر این مثال تاكید بر برائت نظامیان از اقدامات مخرب حزب توده بود و یادآوری كردم كه ما این قبیل نظامی‌ها را افراد نابابی می‌شناسیم كه ملبس به لباس نظامیان شده‌اند اما نظامی نیستند زیرا فرد نظامی به وطن خود خیانت نمی‌كند. علاوه بر این آمار اندك نظامیان نفوذی حزب توده نشان داد كه بدنه نیروهای مسلح سازمان سالم و محكمی است زیرا افراد جذب شده بسیار قلیل و انگشت‌شمار بودند.


6- در پایان این مقدمه متذكر شدم كه محاكمه سران حزب توده از محاكمه سران سازمان مخفی حزب توده آغاز می‌شود زیرا اولاً پرونده‌ سران و اعضای كادر مركزی حزب در آن زمان تكمیل نگردیده و به دادگاه تحویل نشده بود و ثانیاً اولویت‌ محاكمه‌ سران سازمان مخفی حزب توده، ناشی از ماهیت برانداز این حزب بود و بصیرت كافی را برای محاكمات بعدی برای دادگاه فراهم می‌ساخت به طوری كه پس از آن این امكان فراهم می‌آمد كه محاكمه‌ سران و اعضای كادر مركزی آغاز شود.


پس از این محاكمه افضلی را آغاز كردم. موضوع اتهامات علیه امنیت ملی از طریق جاسوسی و عضویت و فعالیت در تشكیلات مخفی با هدف براندازی بود. بهرام افضلی در سال‌های 1332-33با مسایل سیاسی آشنا شده و فعالیت خود را در ارتباط با سازمان جوانان حزب توده آغاز كرده بود. پس از مدتی در حین نوشتن شعار، دستگیر و اندك زمانی بعد آزاد شده بود. بعد از آزادی، ‌او فعالیت سیاسی خود را قطع كرده و در پایان تحصیلات دوران متوسطه وارد ارتش شده بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره با حزب توده تماس گرفته و به عضویت تشكیلات درآمده بود. وی فعالیت خود را در شبكه‌ مخفی نظامی تشكیلاتی با نام مستعار آرش و تحت مسوولیت جوادی (سیدمحمد معزز) و خسرو‌(محمدمهدی پرتوی) آغاز كرده بود. افضلی قرارهایی را اجرا و برخی جلسات تشكیلاتی را درمنزل خود و یكی از افراد تشكیلات مخفی همراه مسولان تشكیلاتی خود برگزار كرده بود. همچنین اطلاعات بسیاری را درباره مسایل مختلف سیاسی محرمانه و سری از طریق تماس با مقامات به دست می‌آورد و این اطلاعات را در اختیار جاسوسان شوروی سابق- مستقر در ایران- قرار می‌داد. در ضمن وی یك بار با كیانوری نیز دیدار كرده بود. افزون بر این، پرداخت ماهیانه 2000 تومان، حق عضویت و كمك مالی مستقل به مبلغ 20 هزار تومان و دادن كوپن نفت و بنزین به تشكیلات از جمله اتهامات او بود.

**اظهارات مسئول تشكیلات مخفی

پیش از آنكه افضلی از خود دفاع كند، از محمدمهدی پرتوی (خسرو) مسئول سازمان مخفی حزب خواستم كه در باره سازمان مخفی حزب، زمان تشكیل و اهداف آن صحبت كند.


پرتوی (با نام مستعار خسرو) اظهاركرد كه سابقه‌ تشكیلات مخفی حزب به سال‌های قبل از پیروز انقلاب بازمی‌گردد. بنا به گفته‌هایش، او از سال 1352 به اتفاق چندنفر- كه از زندان شاه آزاد شده‌بودند- درجست‌وجوی راهی برای مبارزه با رژیم شاه از طریق رادیو پیك ایران با خط مشی حزب توده آشنا می‌شوند و درجهت شعارها و روش‌های پیشنهادی حزب كه از طریق رادیو منتشر می‌شد، عمل می‌كنند. بدین ترتیب بتدریج گروهی به نام سازمان نوید پدید می‌آید و در سالهای پیش از انقلاب فعالیت خود را گسترش می‌دهد. مهم‌ترین عرضه فعالیت این گروه ظاهراً انتشار نشریه‌ مخفی نوید بوده است و در عین حال ارتباطات محدودی با مركزیت و رهبری حزب توده در خارج از كشور نیز داشتند كه عمدتاً برای گرفتن رهنمودهای سیاسی و تبادل اسناد ونشریات حزبی صورت می‌گرفت و این روال تا هنگام پیروزی انقلاب ادامه داشت.


پرتوی اظهار كرد كه پس از پیروزی انقلاب و بازگشت رهبری حزب توده به داخل كشور، كیانوری به این تشكیلات - كه در حكم تشكیلات مخفی حزب توده فعالیت می‌كرد - اعلام كرد كه پلنوم شانزدهم، در روزهای نخستین پیروزی انقلاب، در خارج از كشور تشكیل و در آن بر مخفی ماندن تشكیلات نوید تاكید شده است زیرا برخورداری از نیروی دخیره مخفی به علت جلوگیری از ضربات احتمالی به حزب تا زمان تثبیت انقلاب لازم است البته به گفته پرتوی بعدها مشخص شد كه مسله به همان ترتیب كه كیانوری به آنها منتقل كرده بود؛ نبود و این تصمیم نه در پلنوم شانزدهم، بلكه به دستور مستقیم اربابان حزبی شوروی سابق اتخاذ شده بود.


پرتوی همچنین توضیح داد كه پس از پیروزی انقلاب تا هنگام دستگیری‌ گسترده‌ اعضای حزب توده، تشكیلات به فعالیت و عضوگیری به منظور كسب خبر از ارگان‌ها و نهادهای گوناگون می‌پرداخت. وی اعتراف كرد كه كسب خبر هدف مرحله‌ای و كوتاه مدت این تشكیلات و در درازمدت هدف آن ادامه كار در شرایط ایراد ضربه‌ احتمالی به حزب بوده است. درضمن وی به جمع‌آوری و اختفای سلاح‌های تحت اختیار اعضای حزب اشاره كرد. این سلاح‌ها درجریان انقلاب، از پادگان‌ها به دست حزب رسیده بود. پرتوی به موارد دیگری نیز نظیر ایجاد چاپخانه‌ مخفی، تدارك رده‌های خروج از مرز برای فرار احتمالی رهبران حزب در شرایط دشوار و نیز ایجاد خانه‌های امن برای نگهداری و اختفای رهبران حزب در شرایط تعقیب قانونی اشاره كرد.


سپس پرتوی درباره وابستگی نیروهای نظامی حزب به تشكیلات مخفی توضیح داد. وی سابقه‌ این جریان را به اوایل سال 1358 مربوط دانست. در آن زمان گروهی از افراد ارتشی كه تحت تاثیر تبلیغات و شعارهای حزب قرار گرفته و هوادار حزب بودند، به دفتر حزب مراجعه یا از طریق رابطین حزبی تقاضای عضویت كرده‌بودند. از این رو كیانوری در سال 1358 برخی از قراردادهای ارتباط این افراد ارتشی را بر عهده پرتوی گذاشت و او نیز مجموعه‌ این قراردادها را به زیرمجموعه خود محول می‌كرد. افضلی از جمله اشخاصی بود كه تماسهایی با حزب تماس برقرار كرد. این گونه ارتباطات درسال 1358 محدود بود و در عین حال مسولان تشكیلات مخفی، به صورت پراكنده با ارتشی‌ها، افسران، درجه‌داران، همافران و نیروهای شهربانی و ژاندرمری ارتباط برقرار می‌كردند. به گفته پرتوی در اوایل سال 1359 به دستور كیانوری قرار بر این شد كه برای ازدیاد تدریجی افراد ارتش در تشكیلات مخفی، تشكیلات جداگانه‌ای برای آنها ایجاد شود. به اعتراف پرتوی منظور از ایجاد تشكیلات مستقل برای ارتشی‌ها مخفی‌تر شدن فعالیت‌ها و ضمانت بیشتر برای حفظ این نیروها بود. بدین ترتیب از آغاز سال 1359 برخی از كادرهای با سابقه تشكیلات مخفی، كه پیش از انقلاب فعالیت می‌كردند، از تشكیلات مخفی جدا شدند و در یك یا دو شاخه‌ مجزا مسئولیت افراد ارتشی را به عهده گرفتند.


تركیب درشاخه‌ مجزای ارتش تحت مسئولیت عده‌ای از كادرهای غیرنظامی در تشكیلات مخفی تا هنگام دستگیری ادامه داشت.


در عین حال _ چنانكه «پرتوی» توضیح داد _ از جمله وظایف اساسی و جاری بخش ارتش تشكیلات مخفی، گسترش فعالیت‌ها بود كه از دو طریق صورت می‌گرفت:


الف) از طریق انتقال افراد مراجعه‌كننده به دفتر حزب یا كسانی كه از طریق آشنایان خود در تشكیلات علنی حزب با حزب تماس می‌گرفتند، به تشكیلات مخفی


ب) از طریق اعضای ارتش شاخه مخفی كه زمینه‌های مساعدی برای جذب نیروهای جدید داشتند.


در ادامه، «پرتوی» مكانیسم‌ها‌ی حفاظتی تشكیلات مخفی را در برقراری ارتباطات تشكیلات تشریح كرد. وی اشاره كرد كه رهنمودهای امنیتی خاصی برای حفظ تشكیلات و اعضای آن داده می‌شد. ارتباطات تمامی اعضا به صورت انفرادی برقرار می‌شد و هر عضو ارتش تحت نظر یكی از كادرهای حزبی غیرارتشی فعالیت می‌كرد. ظاهراً رهنمودهای مسئولان تشكیلات مخفی به نحوه پنهان كردن عقاید ماركسیستی و تظاهر منافقانه به اسلام مربوط بوده است؛ به طوری كه نیروهای نظامی بتوانند در محل شغلی خود موقعیت‌شان را تثبیت كنند و حتی موقعیت‌های تازه‌ای به دست بیاورند. بنابراین اهداف مرحله‌ای و كوتاه مدت تشكیلات مخفی، در قالب نوعی كار اطلاعاتی منظم برآورده می‌شد. اطلاعات موردنظر از درون ارتش از طریق مناصب شغلی و تماس با ارتشی‌ها یا از طریق بریخ از مقامات سیاسی كشور - كه افراد نظامی امكان تماس با آنها را داشتند _ جمع‌آوری می‌شد. طبق اعترافات «پرتوی»، وی تمامی این گونه اطلاعات را به «كیانوری» ارایه می‌داد. علاوه بر این، نیروهای شوروی سابق برخی اطلاعات نظامی خاص را نیز به طور مستقیم از حزب می‌خواستند كه به دستور «كیانوری»، «پرتوی» در چندین مرحله به نیروهای آنها تحویل می‌داد.


ادامه صحبت‌های «پرتوی» به اهداف درازمدت تشكیلات مخفی مربوط می‌شد. او با اشاره به صحبت‌های دادستان، درباره بخشی از مبانی ایدئولوژیك ماركسیسم صحبت كرد و اشاره كرد كه به طور كلی ماركسیسم در آن چه قانونمندی‌های عینی تكامل جامعه‌ انسانی در مسیر نیل به سوسیالیسم از آن یاد می‌شود، شكست خورده است. به عبارت دیگر، تجربه نشان داده است كه این گونه قانونمندی‌ها تخیلاتی بیش نیستند كه به دلیل اشتباهات واضح تئوریك، در بدو شكل‌گیری این ایدئولوژی و نیز بعدها به دلیل مقاصد سیاسی خاصی كه جنبش كمونیستی جهانی تعقیب می‌كرد، به آنها تاكید شده است. «پرتوی» ذكر كرد كه به دلیل عینی نبودن این قانونمندی‌ها و ماهیت تخیلی آنها، خود به خود در نیل به مقاصد غایی ایدئولوژی ماركسیسم، زور جانشین قانونمندی‌ها شده است و از جمله مهمترین اهرم‌ها در كاربرد زور، نیروهای مسلح است. وی تاكید مداوم كمونیست‌ها، طی چند دهه روی تئوری پردازی برای توجه به ارتش در كشورهای مختلف _ به ویژه در جهان سوم _ و قایل بودن به نقش سرنوشت‌ ساز برای ارتش را نشانه‌ رواج این دیدگاه‌ در حزب كمونیست شوروی عنوان كرد.


«پرتوی» عمل حزب توده را دنباله‌ این سیستم فكری و در پیروی از تئوری‌‌پردازی‌های شوروی معرفی كرد و هدف درازمدت از گسترش فعالیت‌ها در ارتش را _ مبنی بر این دیدگاه _ ایجاد سازمانی مخفی و قدرتمند ذكر كرد كه در درازمدت و در لحظه‌ای مناسب بتواند با واردكردن ضربه‌ای خاص، قدرت را به دست بگیرد. البته «پرتوی» مدعی بود كه زمان مشخصی را برای انجام این عمل مدنظر نداشته‌اند و یا او اطلاع نداشته است. سپس او وضعیت ایران را با افغانستان مقایسه كرد و چشم‌انداز طراحی شده از سوی شوروی سابق را مشابه آن دانست. در عین حال یادآوری كرد كه چنین شبیه‌سازی به فاجعه‌ای بزرگ برای كشور منجر می‌شد و در صورت وقوع، صدمات بسیاری وارد می‌كرد. همچنین «پرتوی» اضافه كرد كه احتمال و امكان بروز چنین حركاتی به واسطه عمق و وسعت نفوذ انقلاب در میان مردم وجود نداشته است؛ زیرا اول اینكه به رغم كوشش‌های حزب توده، نیروهای جذب شده از ارتش، گروه اندك و ناچیزی را شامل می‌شدند كه در عمل قادر به براندازی نبودند و دوم این كه حتی در صورت برخورداری از چنین نیرویی در ارتش، امكان موفقیت چنین اقدامی وجود نداشت. او اذعان كرد كه اكثریت قریب به اتفاق نیروهای ارتشی در رده‌های مختلف، به ویژه بدنه ارتش، هوادار انقلاب و اسلام است و سایر نیروهای مسلح _ از جمله سپاه و بسیج _ و به طور كلی مردم اجازه چنین اقدامی را نمی‌دادند. «پرتوی» این مسئله را نیز از جمله فرضیات «ورشكست‌شده» ماركسیسم برشمرد كه به فرض موفقیت نیز به بهای خون میلیون‌ها نفر از مردم مبارز كه در برابر آن می‌ایستادند، تمام می‌شد.
ارسال پست

بازگشت به “ادوات دريايي”