ایران بنیانگذار جنگهای نامتقارن

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي زميني به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 31
تاریخ عضویت: جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۱, ۴:۳۹ ب.ظ
محل اقامت: قزوين
سپاس‌های ارسالی: 65 بار
سپاس‌های دریافتی: 99 بار

ایران بنیانگذار جنگهای نامتقارن

پست توسط آرتب »

حدود دو هزار و پانصد چهل سال پیش، ایران نخستین جنگ رسمی و نامتقارنتاریخ را كلید زد. امروزه فرض می‌شود که جنگ نامتقارن بیشتر برای مقابله بانیروهای قوی‎تر و از لحاظ تکنولوژیکی برجسته‎تر صورت می


‎گیرد. اما وقتیکه شما همسایه افغانستان، این قوم ایرانی الاصل دلیر قراربگیرید مجبور خواهید بود جنگ نامتقارن را بیاموزید.
افغانها که در تاریخ از آنها به نام تورانیان نیز یاد شده است از اقوامایرانی با قدمتی همدوره پیشدادیان و از لحاظ نژادی از نژاد تلفیق شده قفقازی‎سان وزرد بوده است. به شكلی که در سرزمینهای موسوم به سگستان باستان و زابل و هرات وخجند و كروپالاس حتا تا كشمیر و از آن سوی تا داهستان و تاجیكستان، قلمرو تاخت وتاز این مردم كوچنده بوده است.
افغانها مردمی دلیر و سخت زی هستند که به جز تولید مواد مخدر، به كنیهتوزی و جنگجویی نیز شهره‎اند. اما آنچه بایسته گشودن این جستار است، تلفیق دو نژادقفقازی سان و نژاد زرد می‎باشد. این نژاد را با نام تورانیسان میشناسیم و اینک درگستره شمال و شمال شرق افغانستان زندگی می


‎کنند. مردمی که زشت خویی و كینه‎توزی نژاد زرد و سخت كوشی و هوش نژادآریایی یا همان قفقازی سان را دارا می


‎باشند.
از آنجا که این جستار به جنگ نامتقارن مربوط می‌شود و نخستین جنگ نامتقارنیک ارتش بزرگ با اقوام كوچنده و ياغی‎های افغان روی داده است روا دانستم که کمی درمورد پیشینه و خاستگاه این اقوام سرزمین افغانستان توضیح داده باشم.
حدود دو هزار و پانصد و چهل سال پیش مردمی که در شهرهای بزرگ و متمدنزابلستان و پیرامون سگستان زندگی می‎کردنداز تازش قومی دد و مخوف و كوچنده یاد می‎كردند که به دام و دامان و داراک و خان وكنام ایشان دست درازی کرده و چون بادی که بگریزد ز شهر،‌ناپدید می‎شوند.
این اتفاقات که موجب شد آخیاک ارشد سگستان و سپهسالار ایران به فکرچاره‎ای بيفتند. چاره این بود، از آنجا که نمی


‎شود به باد مشت كوبید یا بایست بادبان شد یا چون طوفان بود و آن باد راهناینده شد و شکست.
چنین شد که شهریار ایران فرمان نخستین جنگ نامتقارن را صادر نمود.
در پشت مرزهای ایران (بخش غربی افغانستان امروزی) و در رستنگاه نخستینآثار فلات تبت جنگی بزرگ در انتظار زاده شدن بود. جنگی که تا به آن روز هرگز روینداده بود. جنگی که در آن دو سپاه روبروی هم قرار نمی‎گرفتند. جنگی که بایست ازفراز كوه‎ها تا ژرفنای دره‎ها پیش می‌رفت و دشمن، بیگانه نبود. تنی چند ازهمتباران و هم نژادان ما بودند که راه و روشی دگر را برای زیستن برگزیده بودند والبته همزیستی و زادآوری آنان با نژاد زرد نیز موجب تغییر رفتارها و تغییر عادات ناشایستدر میان آنان شده بود.
آریانا آبستن جنگ
نیروهای امپراتوری بزرگ ایران اینبار نمی


‎توانست از سنگبادها (منجنیق) و ارابه‎هایش سود ببرد. گفته می‌شود که قاطرنخستین بار برای این جنگ پرورش یافته است. اما نه بنده و نه دیگر تاریخ دانان ومورخین در این مورد اتفاق نظر نداریم با این حال احتمال زیادی دارد که قاطر نخستینبار برای این جنگ پرورش یافته باشد. زیرا در نبرد مصر و نبرد با تازیان و ... نیازبه چنین چارپایی نبوده است اما از آن پس و در جنگ با یونانیان بربر، در جابجایی‎هادر تنگه داردانل و حتا نیروهای پشتیبان نبرد ترموپیل از قاطر نیز استفاده شده است.
به هر روی این چهار پا جایگزین اسپهای توانمند سیستانی و اسپهای تیزتکاسپاتانا و اسپهای شجاع كارامیسین شدند. در آن جنگ آخیاک و سپهسالار و شهریارایران ورزک‎های (نقشه) تازه‎ای را به کار بستند و در مورد آن با ساتراپ سرزمینخجند و ... به سگالش (مشورت) نشستند.
جنگ نامتقارن شروع شد
ساتراپ‎های سیستان و خجند که تجربیاتی در زمینه تعقیب و گریز و جنگهایپراكنده آن اقوام تازشگر داشتند روا دانستند به کمک مام میهن شتافته و مردمایرانشهر را برای همیشه از گزند این قوم شجاع اما تازشگر و نامهربان و خونریزآسوده سازند. طرح دوم پس از پیروزی ساخت دیوارهای بزرگ گرداگرد شهر [ارگ] و کندک[خندق] بود؛ این کار در نبرد با ازبكهای بربر چاره‎گره افتاده بود اما در برابر آنقوم تازه سربرآورده از دل تاریخ چاره‎گر نبود. چرا که آنان از فراز كوه‎ها وژرفنای دره‎ها گذشته و از سخت‎ترین راه‎ها برای آسیب‎زدن به مردم و شهرهای ایران ودزدی و چپاول، گذر می‎كردند.
از راه‎کنشهای آن بربرها فرو ریختن سنگها بر سر سپاه ایران و یورشهایشبانه بود که با این چاره‎جویی و روش جنگ نوین دیگر كارگر نمی‎افتاد. هوش سرشارایرانی با شناسایی و سخت کردن گذرگاه‎های و تقسیم نیروهایش در كوهستان و مناطقاستراتژیک توانست مهاجمان را غالفگیر کند. آن پابرهنه‎ها که تنها شجاعت و تیر وکمان و شمشیر‎های کوتاه داشتند نمی‎توانستند در زمین خودشان با سربازان ایرانبجنگند. زیرا که برای آن جنگ از سربازان سین‎دژ [سنندج امروزی] که عادت بهكوهنوردی و نبرد در مناطق مرتفع داشتند. سربازان هیركانیا [گرگان] که توانمند و دلیربودند و ... استفاده شد. یعنی سپهسالار ایران بسته به نیاز و اینكه در کدام مناطقباید با دشمن روبرو شده و آنها را غافلگیر کند از ابزارهای مناسب استفاده کرد. طرحاستتار در پشت سنگها و استفاده از قاطر برای بردن آذوقه سربازان به مناطق و معابرسخت گذر؛ استفاده نکردن از سلاح‎های همیشگی،‌استفاده از كمند اندازان و گرزداران،فروریختن و خراب کردن راه‎های برگشت برای دشمن و ... توانست برای چندین دهه شر اینقوم را از سر مردم ایرانشهر و افغانستان امروزی کم کند.
هر چند که مستندات و ... تاریخی در این باره زیاد نیستند. اما با كنكاش درآثار مورخین شریف و نازنین و پاكدست ارمنستان و آنچه در این دو سده به دست آمدهاست و همچنین تحقیقات و نوشته‎های گزنفون و همچنین محققان آلمانی و روس و محققانگرانمایه ایرانی و افغان می‌شود به این نتیجه رسید که جنگ یاد شده جنگی غیر متعارفدر روزگار خود بوده است. جنگی که امروزه ما روشهای دفاع و حمله‎های برق آسای جنگنا متقارن می‎خوانیم.
اصولن افغانها فقط دوبار در جنگ‌ها شكست خورده‎اند؛ آنهم در همین جنگ وده‎ها قرن بعد هم در برابر نادرشاه بزرگ بوده است. در واقع هر وقت که یک ارتش دستبه جنگ نامتقارن در برابر اقوام جنگجوی شمال شرق افغانستان زده پیروز شده است. امادر غیر این صورت حتا با هایند و تی 72 و فراگفوت و بلک هاوک و آپاچی و ام 1 و ...نمی


‎شود از پس جنگجویانی که بهطور غریزی جنگ نامتقارن می‎كنند بر آمد.
سخن آخر
شاید برخی دوستان بگویند که در این صورت باید نام اقوام افغان را به عنوانبنیانگزاران جنگ نامتقارن ثبت کرد. اما اینطور نیست زیرا که ما داریم از یک ارتشسخن می‏گوییم نه قومی که قصد قتل و غارت چپاول دارد. اقوام بدوی افغان به صورتهوشمند و راهكنشی دست به این نوع جنگ نمی‎زدند بلكه بر حسب غریزه و شیوه زندگی وكوه نشین بودن و كوچنده بودنشان چنین می‎کرده‎اند. در حالیکه ایرانیان به شکلهوشمندانه و هدفمند با آن به مقابله برخاستند.
پی‎نوشت: کوشش کردم از میان نوشته‎هایم این مقاله را به شکل کوتاه و خلاصهدر اختیار دوستان قرار بدهم. از آنجا که مجبور به خلاصه نویسی شدم طبعن ضعفهایی همموجود است که به بزرگواری خودتان خواهید بخشید.
خاک راه ملت ایران: آرتب
مولف جستار: آرتب
تاليف اختصاصي براي ارتشي دات كام
بدرود ای رفیق می و یار مستی‌ام
من خردی تو دیدم و بخشایمت به مهر
ور نیز دیده‌ای تو؛ ببخشای پستی‌ام
وبلاگ من: دانشنامه دفاعی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زميني”