ایران بنیانگذار جنگهای نامتقارن
ارسال شده: دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۲, ۵:۴۷ ب.ظ
حدود دو هزار و پانصد چهل سال پیش، ایران نخستین جنگ رسمی و نامتقارنتاریخ را كلید زد. امروزه فرض میشود که جنگ نامتقارن بیشتر برای مقابله بانیروهای قویتر و از لحاظ تکنولوژیکی برجستهتر صورت می
گیرد. اما وقتیکه شما همسایه افغانستان، این قوم ایرانی الاصل دلیر قراربگیرید مجبور خواهید بود جنگ نامتقارن را بیاموزید.
افغانها که در تاریخ از آنها به نام تورانیان نیز یاد شده است از اقوامایرانی با قدمتی همدوره پیشدادیان و از لحاظ نژادی از نژاد تلفیق شده قفقازیسان وزرد بوده است. به شكلی که در سرزمینهای موسوم به سگستان باستان و زابل و هرات وخجند و كروپالاس حتا تا كشمیر و از آن سوی تا داهستان و تاجیكستان، قلمرو تاخت وتاز این مردم كوچنده بوده است.
افغانها مردمی دلیر و سخت زی هستند که به جز تولید مواد مخدر، به كنیهتوزی و جنگجویی نیز شهرهاند. اما آنچه بایسته گشودن این جستار است، تلفیق دو نژادقفقازی سان و نژاد زرد میباشد. این نژاد را با نام تورانیسان میشناسیم و اینک درگستره شمال و شمال شرق افغانستان زندگی می
کنند. مردمی که زشت خویی و كینهتوزی نژاد زرد و سخت كوشی و هوش نژادآریایی یا همان قفقازی سان را دارا می
باشند.
از آنجا که این جستار به جنگ نامتقارن مربوط میشود و نخستین جنگ نامتقارنیک ارتش بزرگ با اقوام كوچنده و ياغیهای افغان روی داده است روا دانستم که کمی درمورد پیشینه و خاستگاه این اقوام سرزمین افغانستان توضیح داده باشم.
حدود دو هزار و پانصد و چهل سال پیش مردمی که در شهرهای بزرگ و متمدنزابلستان و پیرامون سگستان زندگی میکردنداز تازش قومی دد و مخوف و كوچنده یاد میكردند که به دام و دامان و داراک و خان وكنام ایشان دست درازی کرده و چون بادی که بگریزد ز شهر،ناپدید میشوند.
این اتفاقات که موجب شد آخیاک ارشد سگستان و سپهسالار ایران به فکرچارهای بيفتند. چاره این بود، از آنجا که نمی
شود به باد مشت كوبید یا بایست بادبان شد یا چون طوفان بود و آن باد راهناینده شد و شکست.
چنین شد که شهریار ایران فرمان نخستین جنگ نامتقارن را صادر نمود.
در پشت مرزهای ایران (بخش غربی افغانستان امروزی) و در رستنگاه نخستینآثار فلات تبت جنگی بزرگ در انتظار زاده شدن بود. جنگی که تا به آن روز هرگز روینداده بود. جنگی که در آن دو سپاه روبروی هم قرار نمیگرفتند. جنگی که بایست ازفراز كوهها تا ژرفنای درهها پیش میرفت و دشمن، بیگانه نبود. تنی چند ازهمتباران و هم نژادان ما بودند که راه و روشی دگر را برای زیستن برگزیده بودند والبته همزیستی و زادآوری آنان با نژاد زرد نیز موجب تغییر رفتارها و تغییر عادات ناشایستدر میان آنان شده بود.
آریانا آبستن جنگ
نیروهای امپراتوری بزرگ ایران اینبار نمی
توانست از سنگبادها (منجنیق) و ارابههایش سود ببرد. گفته میشود که قاطرنخستین بار برای این جنگ پرورش یافته است. اما نه بنده و نه دیگر تاریخ دانان ومورخین در این مورد اتفاق نظر نداریم با این حال احتمال زیادی دارد که قاطر نخستینبار برای این جنگ پرورش یافته باشد. زیرا در نبرد مصر و نبرد با تازیان و ... نیازبه چنین چارپایی نبوده است اما از آن پس و در جنگ با یونانیان بربر، در جابجاییهادر تنگه داردانل و حتا نیروهای پشتیبان نبرد ترموپیل از قاطر نیز استفاده شده است.
به هر روی این چهار پا جایگزین اسپهای توانمند سیستانی و اسپهای تیزتکاسپاتانا و اسپهای شجاع كارامیسین شدند. در آن جنگ آخیاک و سپهسالار و شهریارایران ورزکهای (نقشه) تازهای را به کار بستند و در مورد آن با ساتراپ سرزمینخجند و ... به سگالش (مشورت) نشستند.
جنگ نامتقارن شروع شد
ساتراپهای سیستان و خجند که تجربیاتی در زمینه تعقیب و گریز و جنگهایپراكنده آن اقوام تازشگر داشتند روا دانستند به کمک مام میهن شتافته و مردمایرانشهر را برای همیشه از گزند این قوم شجاع اما تازشگر و نامهربان و خونریزآسوده سازند. طرح دوم پس از پیروزی ساخت دیوارهای بزرگ گرداگرد شهر [ارگ] و کندک[خندق] بود؛ این کار در نبرد با ازبكهای بربر چارهگره افتاده بود اما در برابر آنقوم تازه سربرآورده از دل تاریخ چارهگر نبود. چرا که آنان از فراز كوهها وژرفنای درهها گذشته و از سختترین راهها برای آسیبزدن به مردم و شهرهای ایران ودزدی و چپاول، گذر میكردند.
از راهکنشهای آن بربرها فرو ریختن سنگها بر سر سپاه ایران و یورشهایشبانه بود که با این چارهجویی و روش جنگ نوین دیگر كارگر نمیافتاد. هوش سرشارایرانی با شناسایی و سخت کردن گذرگاههای و تقسیم نیروهایش در كوهستان و مناطقاستراتژیک توانست مهاجمان را غالفگیر کند. آن پابرهنهها که تنها شجاعت و تیر وکمان و شمشیرهای کوتاه داشتند نمیتوانستند در زمین خودشان با سربازان ایرانبجنگند. زیرا که برای آن جنگ از سربازان سیندژ [سنندج امروزی] که عادت بهكوهنوردی و نبرد در مناطق مرتفع داشتند. سربازان هیركانیا [گرگان] که توانمند و دلیربودند و ... استفاده شد. یعنی سپهسالار ایران بسته به نیاز و اینكه در کدام مناطقباید با دشمن روبرو شده و آنها را غافلگیر کند از ابزارهای مناسب استفاده کرد. طرحاستتار در پشت سنگها و استفاده از قاطر برای بردن آذوقه سربازان به مناطق و معابرسخت گذر؛ استفاده نکردن از سلاحهای همیشگی،استفاده از كمند اندازان و گرزداران،فروریختن و خراب کردن راههای برگشت برای دشمن و ... توانست برای چندین دهه شر اینقوم را از سر مردم ایرانشهر و افغانستان امروزی کم کند.
هر چند که مستندات و ... تاریخی در این باره زیاد نیستند. اما با كنكاش درآثار مورخین شریف و نازنین و پاكدست ارمنستان و آنچه در این دو سده به دست آمدهاست و همچنین تحقیقات و نوشتههای گزنفون و همچنین محققان آلمانی و روس و محققانگرانمایه ایرانی و افغان میشود به این نتیجه رسید که جنگ یاد شده جنگی غیر متعارفدر روزگار خود بوده است. جنگی که امروزه ما روشهای دفاع و حملههای برق آسای جنگنا متقارن میخوانیم.
اصولن افغانها فقط دوبار در جنگها شكست خوردهاند؛ آنهم در همین جنگ ودهها قرن بعد هم در برابر نادرشاه بزرگ بوده است. در واقع هر وقت که یک ارتش دستبه جنگ نامتقارن در برابر اقوام جنگجوی شمال شرق افغانستان زده پیروز شده است. امادر غیر این صورت حتا با هایند و تی 72 و فراگفوت و بلک هاوک و آپاچی و ام 1 و ...نمی
شود از پس جنگجویانی که بهطور غریزی جنگ نامتقارن میكنند بر آمد.
سخن آخر
شاید برخی دوستان بگویند که در این صورت باید نام اقوام افغان را به عنوانبنیانگزاران جنگ نامتقارن ثبت کرد. اما اینطور نیست زیرا که ما داریم از یک ارتشسخن میگوییم نه قومی که قصد قتل و غارت چپاول دارد. اقوام بدوی افغان به صورتهوشمند و راهكنشی دست به این نوع جنگ نمیزدند بلكه بر حسب غریزه و شیوه زندگی وكوه نشین بودن و كوچنده بودنشان چنین میکردهاند. در حالیکه ایرانیان به شکلهوشمندانه و هدفمند با آن به مقابله برخاستند.
پینوشت: کوشش کردم از میان نوشتههایم این مقاله را به شکل کوتاه و خلاصهدر اختیار دوستان قرار بدهم. از آنجا که مجبور به خلاصه نویسی شدم طبعن ضعفهایی همموجود است که به بزرگواری خودتان خواهید بخشید.
خاک راه ملت ایران: آرتب
مولف جستار: آرتب
تاليف اختصاصي براي ارتشي دات كام
گیرد. اما وقتیکه شما همسایه افغانستان، این قوم ایرانی الاصل دلیر قراربگیرید مجبور خواهید بود جنگ نامتقارن را بیاموزید.
افغانها که در تاریخ از آنها به نام تورانیان نیز یاد شده است از اقوامایرانی با قدمتی همدوره پیشدادیان و از لحاظ نژادی از نژاد تلفیق شده قفقازیسان وزرد بوده است. به شكلی که در سرزمینهای موسوم به سگستان باستان و زابل و هرات وخجند و كروپالاس حتا تا كشمیر و از آن سوی تا داهستان و تاجیكستان، قلمرو تاخت وتاز این مردم كوچنده بوده است.
افغانها مردمی دلیر و سخت زی هستند که به جز تولید مواد مخدر، به كنیهتوزی و جنگجویی نیز شهرهاند. اما آنچه بایسته گشودن این جستار است، تلفیق دو نژادقفقازی سان و نژاد زرد میباشد. این نژاد را با نام تورانیسان میشناسیم و اینک درگستره شمال و شمال شرق افغانستان زندگی می
کنند. مردمی که زشت خویی و كینهتوزی نژاد زرد و سخت كوشی و هوش نژادآریایی یا همان قفقازی سان را دارا می
باشند.
از آنجا که این جستار به جنگ نامتقارن مربوط میشود و نخستین جنگ نامتقارنیک ارتش بزرگ با اقوام كوچنده و ياغیهای افغان روی داده است روا دانستم که کمی درمورد پیشینه و خاستگاه این اقوام سرزمین افغانستان توضیح داده باشم.
حدود دو هزار و پانصد و چهل سال پیش مردمی که در شهرهای بزرگ و متمدنزابلستان و پیرامون سگستان زندگی میکردنداز تازش قومی دد و مخوف و كوچنده یاد میكردند که به دام و دامان و داراک و خان وكنام ایشان دست درازی کرده و چون بادی که بگریزد ز شهر،ناپدید میشوند.
این اتفاقات که موجب شد آخیاک ارشد سگستان و سپهسالار ایران به فکرچارهای بيفتند. چاره این بود، از آنجا که نمی
شود به باد مشت كوبید یا بایست بادبان شد یا چون طوفان بود و آن باد راهناینده شد و شکست.
چنین شد که شهریار ایران فرمان نخستین جنگ نامتقارن را صادر نمود.
در پشت مرزهای ایران (بخش غربی افغانستان امروزی) و در رستنگاه نخستینآثار فلات تبت جنگی بزرگ در انتظار زاده شدن بود. جنگی که تا به آن روز هرگز روینداده بود. جنگی که در آن دو سپاه روبروی هم قرار نمیگرفتند. جنگی که بایست ازفراز كوهها تا ژرفنای درهها پیش میرفت و دشمن، بیگانه نبود. تنی چند ازهمتباران و هم نژادان ما بودند که راه و روشی دگر را برای زیستن برگزیده بودند والبته همزیستی و زادآوری آنان با نژاد زرد نیز موجب تغییر رفتارها و تغییر عادات ناشایستدر میان آنان شده بود.
آریانا آبستن جنگ
نیروهای امپراتوری بزرگ ایران اینبار نمی
توانست از سنگبادها (منجنیق) و ارابههایش سود ببرد. گفته میشود که قاطرنخستین بار برای این جنگ پرورش یافته است. اما نه بنده و نه دیگر تاریخ دانان ومورخین در این مورد اتفاق نظر نداریم با این حال احتمال زیادی دارد که قاطر نخستینبار برای این جنگ پرورش یافته باشد. زیرا در نبرد مصر و نبرد با تازیان و ... نیازبه چنین چارپایی نبوده است اما از آن پس و در جنگ با یونانیان بربر، در جابجاییهادر تنگه داردانل و حتا نیروهای پشتیبان نبرد ترموپیل از قاطر نیز استفاده شده است.
به هر روی این چهار پا جایگزین اسپهای توانمند سیستانی و اسپهای تیزتکاسپاتانا و اسپهای شجاع كارامیسین شدند. در آن جنگ آخیاک و سپهسالار و شهریارایران ورزکهای (نقشه) تازهای را به کار بستند و در مورد آن با ساتراپ سرزمینخجند و ... به سگالش (مشورت) نشستند.
جنگ نامتقارن شروع شد
ساتراپهای سیستان و خجند که تجربیاتی در زمینه تعقیب و گریز و جنگهایپراكنده آن اقوام تازشگر داشتند روا دانستند به کمک مام میهن شتافته و مردمایرانشهر را برای همیشه از گزند این قوم شجاع اما تازشگر و نامهربان و خونریزآسوده سازند. طرح دوم پس از پیروزی ساخت دیوارهای بزرگ گرداگرد شهر [ارگ] و کندک[خندق] بود؛ این کار در نبرد با ازبكهای بربر چارهگره افتاده بود اما در برابر آنقوم تازه سربرآورده از دل تاریخ چارهگر نبود. چرا که آنان از فراز كوهها وژرفنای درهها گذشته و از سختترین راهها برای آسیبزدن به مردم و شهرهای ایران ودزدی و چپاول، گذر میكردند.
از راهکنشهای آن بربرها فرو ریختن سنگها بر سر سپاه ایران و یورشهایشبانه بود که با این چارهجویی و روش جنگ نوین دیگر كارگر نمیافتاد. هوش سرشارایرانی با شناسایی و سخت کردن گذرگاههای و تقسیم نیروهایش در كوهستان و مناطقاستراتژیک توانست مهاجمان را غالفگیر کند. آن پابرهنهها که تنها شجاعت و تیر وکمان و شمشیرهای کوتاه داشتند نمیتوانستند در زمین خودشان با سربازان ایرانبجنگند. زیرا که برای آن جنگ از سربازان سیندژ [سنندج امروزی] که عادت بهكوهنوردی و نبرد در مناطق مرتفع داشتند. سربازان هیركانیا [گرگان] که توانمند و دلیربودند و ... استفاده شد. یعنی سپهسالار ایران بسته به نیاز و اینكه در کدام مناطقباید با دشمن روبرو شده و آنها را غافلگیر کند از ابزارهای مناسب استفاده کرد. طرحاستتار در پشت سنگها و استفاده از قاطر برای بردن آذوقه سربازان به مناطق و معابرسخت گذر؛ استفاده نکردن از سلاحهای همیشگی،استفاده از كمند اندازان و گرزداران،فروریختن و خراب کردن راههای برگشت برای دشمن و ... توانست برای چندین دهه شر اینقوم را از سر مردم ایرانشهر و افغانستان امروزی کم کند.
هر چند که مستندات و ... تاریخی در این باره زیاد نیستند. اما با كنكاش درآثار مورخین شریف و نازنین و پاكدست ارمنستان و آنچه در این دو سده به دست آمدهاست و همچنین تحقیقات و نوشتههای گزنفون و همچنین محققان آلمانی و روس و محققانگرانمایه ایرانی و افغان میشود به این نتیجه رسید که جنگ یاد شده جنگی غیر متعارفدر روزگار خود بوده است. جنگی که امروزه ما روشهای دفاع و حملههای برق آسای جنگنا متقارن میخوانیم.
اصولن افغانها فقط دوبار در جنگها شكست خوردهاند؛ آنهم در همین جنگ ودهها قرن بعد هم در برابر نادرشاه بزرگ بوده است. در واقع هر وقت که یک ارتش دستبه جنگ نامتقارن در برابر اقوام جنگجوی شمال شرق افغانستان زده پیروز شده است. امادر غیر این صورت حتا با هایند و تی 72 و فراگفوت و بلک هاوک و آپاچی و ام 1 و ...نمی
شود از پس جنگجویانی که بهطور غریزی جنگ نامتقارن میكنند بر آمد.
سخن آخر
شاید برخی دوستان بگویند که در این صورت باید نام اقوام افغان را به عنوانبنیانگزاران جنگ نامتقارن ثبت کرد. اما اینطور نیست زیرا که ما داریم از یک ارتشسخن میگوییم نه قومی که قصد قتل و غارت چپاول دارد. اقوام بدوی افغان به صورتهوشمند و راهكنشی دست به این نوع جنگ نمیزدند بلكه بر حسب غریزه و شیوه زندگی وكوه نشین بودن و كوچنده بودنشان چنین میکردهاند. در حالیکه ایرانیان به شکلهوشمندانه و هدفمند با آن به مقابله برخاستند.
پینوشت: کوشش کردم از میان نوشتههایم این مقاله را به شکل کوتاه و خلاصهدر اختیار دوستان قرار بدهم. از آنجا که مجبور به خلاصه نویسی شدم طبعن ضعفهایی همموجود است که به بزرگواری خودتان خواهید بخشید.
خاک راه ملت ایران: آرتب
مولف جستار: آرتب
تاليف اختصاصي براي ارتشي دات كام