تجاوز عراق و اشغال خاك ايران

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

تجاوز عراق و اشغال خاك ايران

پست توسط Mr.Amirhessam »

جنگ ۹۷: جنگ تحميلى عراق عليه ايران
انقلاب اسلامى ايران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سبب تزلزل استراتژى دفاعى ايالات متحده آمريكا در منطقه خاورميانه و آسياى غربى شد.
نكته وحشتناك براى استراتژيست هاى آمريكايى اين نبود كه رژيم طرفدار آنها از ميان رفته بلكه نگرانى آنها از اين بود كه دولت انقلابى، بين بهمن ۱۳۵۷ تا آبان ۱۳۵۸ ثابت كرده بود كه ضدآمريكايى است و اين براى آمريكا قابل تحمل نبود كه بزرگترين كشور منطقه با تسلط بر كل سواحل شمالى خليج فارس و درياى عمان به عنوان منبع زياد انرژى (در حالى كه خود نيز ۱۰ درصد انرژى دنيا را در اختيار دارد) رويه اى ضدآمريكايى به خود بگيرد. بنابراين از اواخر ۱۳۵۸ صدام حسين رئيس جمهور عراق چراغ سبز را براى حمله به ايران از سوى آمريكا و شوروى گرفت.
اصل غافلگيرى
ارتش ايران در شرايط عادى قدرتى برتر از عراق بود. در سال ۱۳۵۶ اين نيرو حداقل ۳۰ درصد بزرگتر از همتاى عراقى خود بود. اما در شهريور ۱۳۵۹ اين وضعيت كاملاً فرق مى كرد. صدام حسين در حالى خود را آماده حمله به ايران مى كرد كه تنش هاى داخلى، شعارهاى افراطى ضدارتش، تسويه فرماندهان رده بالا، خروج دهها هزار مستشار آمريكايى و انگليسى و از همه بدتر تحريم ها توان رزمى ماشين جنگى ايران را كاهش داده بود.
اگرچه در اين زمان ايران حدود ۴۸۰ هواپيماى جنگى، ۳۱۰۰ تانك و نفربر زرهى و بالغ بر ۶۰۰ هليكوپتر در برابر ۳۳۵ هواپيماى عراقى، ۱۳۳ هليكوپتر و ۴۰۰۰ تانك و نفربر زرهى داشت اما پراكندگى نيروهاى ايران و فقدان آمادگى سبب شد تا صدام و دنياى غرب (و شوروى) پيروزى بر ايران را ساده ببينند.
نكته اى كه نبايد فراموش شود بحث آمادگى يا عدم آمادگى به هنگام شروع جنگ است. اسرائيل در جنگ ۶ روزه در ژوئن ۱۹۶۷ با استفاده از عنصر غافلگيرى ظرف ۶ ساعت نيروى هوايى كشورهاى مصر، سوريه، اردن، لبنان و حتى عراق را نابود و يا بلااستفاده كرد و طى ۵ روز باقيمانده دهها لشكر مصرى، سورى و اردنى را قبل از آنكه دست به دفاع ببرند وادار به تسليم كرد بنابراين بايد قبول كرد كه «طرف غافلگير شده» پس از تحمل ضربه اول اگر بتواند دوباره تجديد قوا كند كارى در حد معجزه انجام داده است.
شروع دومين جنگ طولانى قرن بيستم
در حالى كه برخى نيروهاى سياسى در داخل ايران آرام آرام راه خود را از انقلاب جدا مى كردند و هنوز صحبت از ماندن و يا انحلال ارتش بود و توان پرسنلى ارتش به ۵۰ درصد سال ۵۶ كاهش يافته بود، بيش از ۱۰۰ هواپيماى عراقى در ساعت ۱۴ روز ۳۱ شهريور با عبور از مرزهاى ايران از ۴ فرودگاه اصلى، ۱۹ شهر ايران را مورد هجوم قرار دادند. هدف اوليه آنها از بين بردن هواپيماهاى ايران بر روى باندها و گرفتن توان واكنش هوايى از سوى ايران بود (عراق با توجه به برترى زرهى خود به ايران تنها از نيروى هوايى ايران هراس جدى داشت و تنها زمانى حاضر به حمله به ايران شد كه مستشاران آمريكايى به صدام اطمينان دادند نيروى هوايى ايران بدون آنها فاقد كارايى است اما گذشت زمان ثابت كرد كه اشتباه بزرگ آنها صدام را نيز دچار مشكل مى كند) نيروى هوايى عراق جز چند مورد محدود نتوانست باندهاى پروازى ايران را از كار بيندازد و هواپيماهاى جنگى ايران نيز با حداقل ۱۰۰۰ خلبان آماده در آشيانه هاى بتونى محفوظ مانده بودند.
اما عراق ضربه اصلى خود را چنان كه گفته شد در روى زمين و با استفاده از ستونهاى عظيم زرهى وارد آورد. ۲ لشكر از شمال (در قالب سپاه اول)، ۵ لشكر از مركز (در قالب سپاه دوم) و ۵ لشكر در جنوب (در قالب سپاه سوم) به سرعت از مرزهاى غيرآماده ايران گذشته و به سمت شهرهاى بزرگ و صنعتى جنوب و مركز ايران سرازير شدند.
در ساعتهاى اوليه جنگ پيشروى نگران كننده دشمن تقريباً همه را مطمئن ساخته بود كه ايران با يك فروپاشى در كليه «جبهه هاى جنگ ۱۳۵۲ كيلومترى» مواجه است. بويژه ۵ لشكر زرهى و موتوريزه عراق در جنوب مركب از لشكر ۹ و ۱۰ زرهى، يك و ۵ مكانيزه و لشكر زبده ۳ زرهى به همراه تيپ نيروهاى مخصوص ۳۳ حركت نگران كننده اى را آغاز كردند و اقدام دشمن دقيقاً حركت يك جنگ برق آسا را داشت. در كل جبهه عظيم جنگ تنها تعدادى نيروى مردمى، عشاير و بخشهايى از لشكرهاى ۹۲ زرهى و ۸۱ خرم آباد مشغول دفاع بودند كه ناگفته پيداست قادر به مقابله با ۲۵۰ هزار سرباز عراقى كه در پناه ۱۱۶۰ توپ سبك و سنگين و آتش پشتيبانى ۳۳۰ فروند هواپيما جنگ را آغاز كرده بودند، نمى شدند.
اولين واكنش ايران
در تهران مسؤولان وقت با نگرانى اخبار جنگ را دنبال مى كردند و به اين نتيجه رسيدند كه اولين گام بايد كاستن از سرعت دشمن باشد و در اين ميان گام اول استفاده از تنها نيروى آماده يعنى نيروى هوايى بود. در اول مهر ۱۳۵۹ ايران در حركتى كه ضمن اهميت نمادين به دنبال زدن ضربه اى جبران ناپذير به عراق بود با بلند كردن ۲۰۰ فروند هواپيما از سطح زمين، ۱۴۰ فروند از آنها را بر فراز خاك عراق به پرواز درآورده و تمام پايگاهها، فرودگاهها و مراكز مهم نيروى هوايى عراق (به جز پايگاه الوليدر غربى ترين نقطه عراق) را مورد حمله قرار دادند. شدت ضربه مذكور به حدى بود كه نيروى هوايى عراق از همان روز اول به عنصر دست دوم جنگ تبديل شد چرا كه نتوانست رهگيرى و دفاع مؤثرى در برابر ايران داشته باشد.
در مرحله بعد فانتومها و اف _ ۵هاى ايرانى به همراه صدها هليكوپتر كبرا و بل عمليات گسترده شكار تانكهاى عراقى را آغاز كردند. اگرچه هنوز گزارشى دقيق از حملات هوايى ايران در دو هفته اول جنگ در دست نيست (يا حداقل نگارنده از آن مطلع نيست) اما گمان مى رود صدها تانك و نفربر عراقى و هزاران سرباز دشمن در همان ۱۵ روز اول جنگ در اثر هزاران سورتى پرواز خلبانان شجاع ايرانى از بين رفته باشند و دليل اين امر نيز كند شدن حركت ارتش عراق در ماه اول جنگ است. بويژه در دشتهاى جنوب خلبانان ايرانى با استفاده از موشكهاى پيشرفته ماوريك و تاو جهنمى واقعى را در برابر ستونهاى پيشروى عراقى ايجاد كرده بودند البته ناگفته پيداست كه متوقف ساختن ۱۲ لشكر كه از حمايت دهها سايت موشكى و ۳۳۰ هواپيماى خودى نيز برخوردارند با نيروى هوايى و هوانيروز بدون «عقبه» ممكن نيست. (سلاح هاى گران قيمت مورد نياز هليكوپترها و هواپيماهاى ايرانى تنها در اختيار آمريكا بود كه طبيعى بود هرگز آن را به ما ندهد).
اما در روى زمين، برخى از لشكرهاى عراقى نظير لشكر ۱۰ زرهى با پيشروى به عمق ۸۰كيلومترى ايران، در حال مسلط شدن بر روى جاده هاى استراتژيك شمال به جنوب ايران مانند اهواز - خرمشهر شده بودند.
لشكر يك زرهى عراق نيز با پيشروى در محور فكه - شوش به دنبال قطع ارتباط جنوب خوزستان با اهواز و ساير شهرهاى شمال استان بود.
اما جدى ترين بخش نبرد به عمليات لشكر ۳ زرهى عراق و تيپ ۳۳ نيروى مخصوص آن و لشكر ۵ زرهى باز مى گشت. اين واحدها شتابان با عبور از كارون به دنبال تسخير آبادان و خرمشهر بودند اما پايدارى مردانه لشكر ۹۲ زرهى اهواز و مقاومتهاى مردمى كه اكنون كم كم شكل سازمان يافته به خود مى گرفت «۱۹ روز حياتى » را از سپاه سوم عراق گرفت وعملاً تلاش عراق معطوف گرفتن اين ۲ شهر مهم شد. در اين مدت سوسنگرد ، بستان ،مهران، دهلران، قصر شيرين، نفت شهر، سومار و موسيان به تصرف عراق درآمده بود اما هنوز دشمن شهرهاى مهم ايران نظير اهواز ، دزفول، آبادان ، خرمشهر و سنندج را نگرفته بود.
بالاخره با پيوستن لشكر ۱۱ پياده عراق به نيروهاى مذكور، (به عبارتى در اوايل آبان ۱۳۵۹ ، ۳ لشكر مجهز عراقى به همراه يك تيپ كماندويى تمام تلاش خود را معطوف گرفتن يك شهر ايران كرده بودند) دشمن موفق به اشغال خرمشهر در ۳ آبان شد و حلقه محاصره آبادان تقريباً تكميل شد.
در جبهه ميانى نيز لشكر ۶ زرهى عراق قصر شيرين و لشكر ۱۲ زرهى عراق نيز سومار و نفت شهر را اشغال كرد.
ورود نيروهاى سازمان يافته
لشكرهاى زرهى ارتش ايران كه در طول هفته هاى اول جنگ چندان آمادگى نداشتند در اين زمان تجهيز شده و به منطقه اعزام شدند (از جمله لشكر ۱۶ زرهى قزوين و لشكر ۸۸ زرهى زاهدان) از آن طرف لشكر ۷۷ خراسان ، لشكر ۸۱ خرم آباد و ۶۴ اروميه نيز به غرب و جنوب اعزام شدند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نيز كه تاكنون بيشتر يك نيروى انقلابى - سياسى بود مبدل به بازوى نظامى انقلاب شد و با تغيير ساختار و استفاده از فرماندهان جوان و شجاع واردعمل شد. عمليات اوليه ايران عليه دشمن اگرچه عمدتاً موفقيت زيادى نداشت . (نظير نصر و توكل ) اما يك اثر بسيار خوب داشت ، پيشروى دشمن را متوقف كرد.در حقيقت صدام جنگ را در ۲ ماه اول باخت چرا كه در جريان پيشروى هاى خود تنها ۱۴هزار كيلومتر مربع (كمتر از يك درصد خاك ايران )، يك شهر مهم و چند شهر كوچك راگرفته بود. اكنون بايد منتظر مى ماند تا ببيند ارتش تجديد قوا كرده ايران در كنار سپاه پاسداران و بسيج ضربات متقابل خود را وارد آورند.
ادامه دارد
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

پست توسط Mr.Amirhessam »

پتانسيل انقلاب
تاريخ مهمترين مدرس انسانها و رهبران است اما صدام از اين مدرس بزرگ هيچ درسى نياموخته بود. ناموفق بودن دولتهاى اروپايى در شكستن مقاومت مردم فرانسه در اواخر قرن ،۱۸ ناموفق بودن دنياى سرمايه دارى دركوبيدن انقلاب ۱۹۱۷ در روسيه و ناموفق بودن آمريكا در ضربه زدن به انقلاب كوبا در ۱۹۵۹ همگى ثابت كننده يك نكته بودند. انقلاب داراى قدرتى خارق العاده و انكارناپذير است. ايران از اين قاعده مستثنى نبود . سرازيرشدن صدها هزار نيروى داوطلب با انگيزه به جبهه هاى جنگ در كنار نبوغ جوانان ايرانى در فرماندهى از يك سو و عظمت سازمان ارتش ايران سبب شد تا خيلى سريع ورق به سود ايران برگردد. در حقيقت خيز اول ارتش عراق به مانند حركتى براى بيداركردن يك نيروى برتر بود. (به جاى آنكه نقش ضربه را ايفا كند)
ضد حمله هاى ايران
پس از آنكه ايران مطمئن شد عراق تمام تلاش خود را كرده و خطر پيشروى مجدد منتفى شده است در جبهه جنوب دست به بزرگترين سازماندهى هاى نظامى زد. (در جبهه هاى ميانى و شمالى نيز سرسختى نيروهاى مردمى، ارتش و عشاير نشان داد كه «عراقيها مردميدان جنگهاى كوهستانى و مناطق صعب العبور نيستند».)
اولين عمليات دراين زمينه عمليات ثامن الائمه براى شكست حصر آبادان بود كه در آن ارتش و سپاه در حالى كه از پشتيبانى سنگين هوايى و هوانيروز بهره مى بردند قواى عراق در شرق كارون را در هم كوبيده و ظرف ۴۸ ساعت محاصره آبادان را در هم شكستند (۵مهر ۱۳۶۰) در اين عمليات ۳۰ گردان پياده و زرهى ايران كه از پشتيبانى ۸ گردان توپخانه ارتش بهره مى بردند شركت كردند.
ضربه بعدى را عراق در ۸ آذر ۱۳۶۰ در محور دشت آزادگان تحمل كرد. اين عمليات كه به نام طريق القدس معروف شد از ۳۲ گردان آفندى زرهى و پياده بهره برد و نيروهاى سپاه و ارتش نيروهاى عراقى را از ۵ محور اصلى در جبهه جنوب (شمال غرب اهواز ) مورد حمله قرار داده و ضربات سنگينى به آنها وارد كردند. كشته و زخمى شدن ۱۰هزار عراقى در كنار انهدام ۱۷۰ تانك و نفربر و غنيمت ۱۵۰ دستگاه ديگر سبب شد تا عراق در شمال خوزستان جبهه دفاعى خود را كاملاً عقب بكشد و خطر حمله به اهواز كلاً منتفى بشود. نكته قابل توجه اينكه حملات هوايى عراق تحت تأثير ضربات نيروى هوايى ايران كلاً خنثى شد و ظرف ۱۰ روز عمليات ۱۶ هواپيماى عراقى و ۴ هلى كوپتر از بين رفت (در عمليات ثامن الائمه نيز نيروى هوايى نقش مهمى در پشتيبانى زمينى داشت).
عراق در حالى كه با انتقال قوا به جبهه جنوب براى ضدحمله آماده مى شد در كمتر از ۴ ماه بعد با ۲ عمليات عظيم ايران مواجه شد كه تكليف را يكسره كرد. ارتش كه در اين زمان با بازيابى قدرت زرهى و توپخانه خود نيروى كلاسيك قابل توجهى محسوب مى شد در كنار صدها هزار نيروى داوطلبى كه در قالب سپاه و بسيج در جنوب گرد آمده بودند بزرگترين تك را در محور شوش ، دزفول و غرب رود كرخه سازمان داد و با ۱۳۳ گردان پياده و زرهى در ۳۰ دقيقه اول فروردين ۱۳۶۱ (در حالى كه اصلاً عراق گمان نمى كرد ايران در شب عيد نوروز دست به حمله بزند) از چند محور اقدام به يورش به عمق مواضع عراق كرد. شكاف ايجاد شده در مواضع عراق آنقدر عميق شد كه دهها هزار سرباز عراقى در گازانبر نيروهاى مسلح ايران به دام افتادند. ايرانيها ضمن بستن دو تنگه مهم رقابيه و عين خوش از پهلو دشمن را دور زده و ۱۵هزار سرباز دشمن را در تله انداختند. درخواست فرماندهان سپاه سوم عراق سبب شد تا صدام با اعزام دهها هواپيما سعى كند رزمندگان ايران را در هم بكوبد حال آنكه پدافندها و سايتهاى «هاك» ايران منتظر اين موقعيت بودند و هواپيماهاى عراقى دسته دسته در اثر آتش زمينى و موشكهاى مدرن هدايت شونده هاك سقوط مى كردند. دراين عمليات ۴ هزار عراقى كشته و ۱۵هزار نفر اسير شدند.(به قولى ۱۸ هواپيما و به روايتى ۲۷ هواپيماى عراقى در ۸ روز نبرد فتح المبين سقوط كرد) درحالى كه انتظار نظاميان عراق اين بود كه ايران پس از اين عمليات عظيم مدتى استراحت به نظاميان خود بدهد اما فرماندهى ايران با توجه به روحيه بالاى نيروها بلافاصله موقعيت را براى بازپس گيرى خرمشهر مناسب ديد و در ۱۰ ارديبهشت با نيروى عظيم پياده، زرهى و مكانيزه (۱۴۴ گردان) در حالى كه از آتش توپهاى عظيم ۱۵۵ و ۲۰۵ ميليمترى بهره مى بردند نيروهاى عراقى را مورد حمله قرار دادند (۲۰واحد توپخانه در اين نبرد شركت داشتند) حملات مذكور در ابتدا با واكنش دشمن مواجه شد چرا كه عراق اين مسأله را (اشغال خرمشهر) به عنوان مسأله اى حيثيتى مى دانست بنابراين با تجهيز حداقل ۲۰۰گردان تصميم گرفت كه در محور طولانى و مهم اهواز - خرمشهر مقاومت كند. اين بار عراق با به كارگيرى هواپيماهاى جديد (كه به تازگى از فرانسه و شوروى دريافت كرده بود) نظير ميراژ و ميگ۲۳ سعى كرد تا برترى هوايى را از ايران بگيرد اما ايران با تغيير تاكتيك هاى هوايى اين برترى را از عراق گرفت و اگرچه به مانند بسيارى از عمليات ديگر نتوانست نيروهاى زمينى را پشتيبانى كند اما نيروى هوايى عراق را نيز از پشتيبانى مؤثر بازداشت. در هر صورت درگيرى صدها هزار سرباز ايرانى و عراقى عظيم تر از آن بود كه نيروهاى هوايى بتوانند در روند كلى آن تأثير بگذارند اما در نهايت در عمليات عظيم بيت المقدس قواى ايران با عبور از كارون دفاع ارتش عراق را متزلزل كرده و اين بار با كشتن ۱۶هزار عراقى بخش بزرگى از ارتش عراق را به دام انداختند. پافشارى صدام حسين مبنى بر پايدارى عراق سبب شد تا نبرد ۲۴روز به درازا بكشد و زمانى كه حلقه محاصره ايران به عراقى ها محكم شد ۱۹هزار سرباز عراقى راهى براى گريز نداشتند. در اين نبرد عظيم بيش از ۵هزار كيلومتر مربع از خاك ايران آزاد شد و ارتش عراق به پشت مرزهاى بين المللى رانده شد. اين عمليات سبب شد تا ۲۰درصد ارتش عراق منهدم شود و عملاً ماشين جنگى عراق زمينگير شود.
آغاز ركود در جنگ
مخالفت ايران با آتش بس از يك سو و ارتش پاره پاره شده عراق از سوى ديگر غرب و شوروى را به اين جمع بندى رساند كه بايد به هر صورت ممكن از ورود ايران به داخل خاك عراق جلوگيرى كند. انهدام حداقل يك سوم توان زرهى و پياده در كنار فرسودگى شديد نيروى هوايى عراق، نويد اين را مى داد كه ايران با يك يا دو عمليات ديگر خود را به شرق بصره برساند و با سقوط اين شهر، زمين هاى صاف و هموار عراق نمى توانست جلوى حداقل يك ميليون سرباز ايرانى را بگيرد و بغداد دور از دسترس نبود. در تابستان ۱۳۶۱ در حقيقت ارتش عراق اصلاً روحيه مبارزه نداشت اما چنان كه گفته شد شرق و غرب تمايلى به اين اتفاق نداشتند بنابراين سيل سلاحهاى روسى، فرانسوى و آلمانى به عراق سرازير شد و اعراب نيز ظرف دو سال ۵۵ميليارددلار كمك به عراق كردند. روسها با اعزام مستشارانى در سطح ژنرال سازمان نيروى زمينى عراق را تغيير داده و ابعاد آن را ۴برابر كردند! از آن طرف فرانسوى ها و روسها براى صدام زرادخانه هوايى تشكيل دادند كه تا آن زمان هيچ ارتش جهان سومى از آن بهره نبرده بود. آمريكايى ها نيز با در اختيار گذاشتن آخرين اخبار مربوط به نقل و انتقالات نظامى ايران (كه توسط آواكس دريافت مى شد) به ژنرالهاى عراقى، به دشمن اين امتياز را داد كه در هيچ عملياتى غافلگير نشود. اين مجموعه مسائل سبب شد تا عمليات هاى رمضان، محرم و والفجر مقدماتى در سال۶۱ بدون فايده به پايان برسد و عملاً جبهه ها ۱۸ماه بدون هيچ جنگ مهمى معطل بماند. از اين زمان به بعد بود كه مقامات كشور براى تقويت قوا كم كم با مشكل مواجه مى شدند. آنها مى ديدند كه در برابر سيل سلاحهاى خارجى كه به عراق ارسال مى شود ايران به دليل تحريم و ضعف نسبى بودجه قادر به تجهيز خود نيست. امام خمينى (ره) نيز كه درخواست نظاميان را براى ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر پذيرفته بودند در چنين شرايطى آتش بس را قابل قبول نمى دانستند چرا كه ايران دست پايين را داشت و از رزمندگان خواستند تا مقامات ايران را با شرايط بهترى رودرروى رژيم عراق قرار دهند.
آغاز به كارگيرى گسترده بمب هاى شيميايى
در سوم اسفند ۱۳۶۲ ، ۲۰ماه پس از ركود در جبهه ها، ايران با تدارك نيرويى عظيم از نيروهاى درگير در فتح خرمشهر، بيش از ۲۸۰ گردان پياده و زرهى را در عمليات خيبر در محور شمال بصره به حركت درآورد. عراقى ها على رغم مقاومت شديد مجبور به عقب نشينى شده و جزيره مجنون را به ايران واگذار كردند. صدام با اين استدلال كه ايرانى ها متجاوزند اقدام به بمباران شديد شيميايى منطقه كرد اما اين امر اگر چه آمار شهدا و مجروحين ايران را بالا برد اما در نهايت ۱۱۸۰ كيلومتر از خاك عراق در شرق بصره به تصرف ايران درآمد.
در جبهه مركزى نيز از دو عمليات مسلم بن عقيل و والفجر۳ در سالهاى ۶۱ و ۶۲ مى توان به عنوان عمليات مهم سالهاى ميانى جنگ نام برد. در هر دوى اين عمليات كه در مناطق صعب العبور سومار و مهران جريان داشت ارتش و سپاه موفق به تصرف بخشهاى باقيمانده از مناطق غربى تحت اشغال عراق شدند. عمليات عاشورا در ۳۰مهر ۱۳۶۳ حركت ديگرى در منطقه بود كه منجر به استقرار قواى ايران در جاده مندلى - بدره در خاك عراق شد اما همان طور كه قبلاً نيز ذكر شد بايد تكليف جنگ در جبهه عظيم جنوب مشخص مى شد بنابراين در اواخر سال۶۳ نيروهاى سپاه و بسيج دست به تجديد قوا در محور هورالهويزه در شمال بصره زدند. اين عمليات كه تحت نام بدر آغاز شد به دنبال تسلط بر جاده عماره - بصره بود و مى توانست مقدمه محاصره بصره از شمال و جنوب باشد. عمليات مذكور عملياتى بسيار جسورانه بود و خارج از انتظار ارتش عراق. در ۱۹اسفند۱۳۶۳ ، ۱۱۵گردان از نيروهاى سپاه، بسيج و ارتش تحت فرماندهى سپاه با در هم كوبيدن خطوط دفاعى عراق خود را از ۳محور به شرق دجله رساندند و براى اولين بار بصره و جنوب عراق را با خطر محاصره مواجه كردند. طبيعى بود كه صدام نمى توانست چنين مسأله اى را تحمل كند و دهها لشكر عراقى مأموريت يافتند تا نيروهاى ايران مستقر در شمال بصره را وادار به ترك مواضع كنند. ماهواره هاى جاسوسى آمريكا و شوروى نيز كه اوضاع جنگ را با دقت دنبال مى كردند بلافاصله تركيب و شكل آرايش قواى ايران را به اطلاع سرفرماندهى ارتش عراق رساندند و قبل از استقرار نيروهاى ايران به مواضع خود امواج هواپيماها و هلى كوپترهاى عراقى مواضع ايران را زير آتش گرفتند. در اين عمليات كه يك هفته به طول انجاميد ۱۳۰گردان عراقى كه ۲۸گردان آن از نيروهاى زبده گارد رياست جمهورى بودند وارد عمليات شدند اين در حالى بود كه نيروهاى زرهى دشمن نسبت به نيروهاى خودى ۱۰ بر يك بود و در چنين شرايطى عنصر شجاعت و از جان گذشتگى به تنهايى كارساز نبود بنابراين دستور عقب نشينى داده شد.
تداوم عمليات ايذايى توسط دشمن
عراق كه استراتژى حمله به تأسيسات اقتصادى ايران بويژه نفتكش ها را از اسفند۶۲ دنبال مى كرد پس از آن كه پى برد توان هجومى ايران هنوز بسيار بالا است در اواخر اسفند۱۳۶۳ حملات هوايى و موشكى خود را به شهرها آغاز كرد. در اين مرحله ارتش مذكور با بهره گيرى از هواپيماهاى فوق مدرن ميراژ، سوخو،۲۴ ميگ۲۵ و توپولوف ضرباتى را به اقتصاد ايران زد كه اگرچه تأثير فورى بر روند جنگ در جبهه ها نداشت اما در درازمدت چرخهاى اقتصاد كشور را به عنوان بازوى حمايتى جبهه ها كند كرد.
ادامه دارد
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

پست توسط Mr.Amirhessam »

فتح فاو
ضربات بسيار سنگين عراق به شهرها و اقتصاد ايران، سبب شد تا مسؤولان سياسى و اقتصادى كشور از نيروهاى مسلح بخواهند تا هرچه سريعتر با فشار در جبهه ها مانع حملات ناجوانمردانه عراقى ها شود.
در چنين شرايطى بود كه نيروهاى سپاه دست به طرح ريزى عمليات متهورانه والفجر۸ زدند.
اين عمليات كه درتاريخ جنگهاى آبي_ خاكى داراى اهميت زيادى محسوب مى شود تنها با از جان گذشتگى بيش از ۱۰۰ هزار نيروى بسيجى، سپاهى و ارتشى به موفقيت رسيد چرا كه ۱۴۰ گردان زرهى بايد با عبور از رود خروشان و عريض اروند خود را رودر روى بيش از ۲۰۰ گردان دشمن قرار مى دادند. اكنون ديگر مسلم شده بود كه ماهواره هاى قدرتهاى بزرگ نقل و انتقالات ايران را به اطلاع فرماندهى عراق مى رسانند. بنابراين لازم بود عمليات در اختفاى كامل صورت بگيرد.
در ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ مردان قورباغه اى ايران با عبور از اروند دست به قبول خطر بزرگى زدند. اما قبل از اينكه عراقيها در غرب اروند از خواب بيدار شوند اولين «سرپلها» به دست آمد و سيل نيروهاى ايرانى حركت با قايق را براى دستيابى به ساحل غربى اروند آغاز كردند. اما در اين مرحله، مقابل آنها آتش سلاحهاى سبك نبود بلكه عراقى ها با استفاده از آتش سنگين توپخانه و خمپاره اروند را به آتش كشيدند.
البته در سمت شرقى رود نيز ۱۶ گردان توپخانه ارتش ايران از سنگين ترين توپهاى خود براى پشتيبانى يگانهاى آفندى استفاده كردند و آنگونه كه گفته مى شود سنگين ترين «آتش تهيه» طول جنگ را در ۱۹ روز جنگ فاو برسر دشمن ريختند.
پس ازآنكه ۱۴۰ گردان نيروى ايرانى در داخل خاك عراق و پشت به اروند رود مستقر شدند، ژنرالهاى عراقى به «صدام عصبانى» قول دادند كه ايرانى ها را يا در باتلاقهاى جنوب دفن كنند و يا در شط العرب (اروندرود) خفه كنند.
با اين نويد لشكرهاى زرهى عراق تحت پوشش نيروى هوايى عراق كه اكنون با ۶۰۰ هواپيما به قدرت اول منطقه مبدل شده بود عظيم ترين ضدحمله ها را عليه ايران ترتيب دادند. امواج حملات عراقى ها (كه اينك چون در خاك خود مى جنگيدند انگيزه هم داشتند) را رزمندگان ايرانى چگونه دفع كردند نكته اى است كه هنوز ابعاد آن بخوبى گفته نشده، برترى زرهى (رود اروند مانع عبور تانكهاى ايرانى شده بود) برترى خردكننده هوايى و برترى نفرات را ۱۴۰ هزار سرباز ايرانى بايد تنها با ازخودگذشتگى خنثى مى كردند. فشار سنگين دشمن برروى نيروهاى بسيج و سپاه سبب شد تا ارتش نيز با اعزام واحدهاى موشكى خود به منطقه شدت حملات هوايى عراق را كاهش دهد و عراق با از دست دادن ۳۹ هواپيما در چند روز ناگهان هزاران سورتى پرواز خود عليه نيروهاى ايرانى را به حداقل كاهش داد.
از آن طرف در دهها كيلومتر شمالى تر از منطقه عملياتى والفجر، واحدهاى ارتش اقدام به حمله به شلمچه و كوشك كردند تا عراق بيش از اين نتواند به فاو نيرو اعزام كند. اين مسأله سبب شد تا به مرور وضع نيروهاى ايران در فاو تثبيت شود و دشمن نيز پس از آنكه پس از ۷۰ روز نبرد بى امان نتوانست ايرانيها را به عقب براند اقدام به ايجاد يك ديوار دفاعى عظيم كرد. درحالى كه همزمان ۲ اتفاق مهم افتاد اول آنكه ايران با كويت هم مرز شد و اين مسأله حساسيت برانگيز (براى جهان) بود و دوم آنكه عراق كل ارتباطاتش را با خليج فارس ازدست داد.
افزايش تلاش غرب و روسيه براى قبول آتش بس از سوى ايران
سفر مك فارلين به تهران و پافشارى غرب به پايان جنگ، نشاندهنده نگرانى جهان از فروپاشى ارتش عراق بود. اما رد درخواستهاى آنها ازسوى تهران (به دو دليل اول آنكه دوباره روحيه نظاميان ايرانى به مانند سال ۶۱ بالا رفته بود و دوم آنكه صدام نيز حاضر به قبول شرايط ما نبود چرا كه بخوبى مى دانست با حمايتهاى بى امان غرب امكان ندارد در جنگ شكست بخورد.) سبب شد تا دور تازه مسلح شدن ارتش عراق آغاز شود. عراق دراين زمان ۷ هزار تانك و نفربر با ۲۵۰۰ دستگاه توپ، ۶۰۰هواپيما، ۴۰۰ هلى كوپتر و حدود يك ميليون سرباز دراختيار داشت و از همه مهمتر آنكه از كمكهاى اطلاعاتى غرب نيز بهره مى برد و بنابراين شوروى، آمريكا و اروپا به اين جمع بندى رسيدند كه اگر قرار است جنگ ادامه يابد بايد استراتژى جديد جلوگيرى از هرگونه پيشروى جديد توسط ايران باشد.
حملات بى نتيجه
پس از آنكه درجنوب ايران «دست بالا» را پيداكرد درجبهه مركزى نيز در ۶۵‎/۴‎/۱۹ در عملياتى سخت، سپاه مجدداً مهران را آزاد كرد اما در شمال عمليات والفجر۹ به دليل برترى قواى دشمن نفوذ به عمق خاك عراق و تسلط بر سليمانيه بى اثر ماند و عمليات كربلاى ۲ نيز اگرچه (در ۱۱ شهريور ۱۳۶۵) به موفقيت نسبى ايران انجاميد، اما تأثير آن محدود بود. در مجموع جبهه هاى شمالى و ميانى در سالهاى جنگ شاهد نبردهاى بزرگ و خونين بود اما صعب العبور بودن منطقه از يكسو و تمركز قواى عراق براى تأمين شهر بغداد سبب شده بود تا رزمندگان ايران قادر به عبور از دفاع متراكم دشمن نشوند.
در جنوب بصره نيز عمليات كربلاى۴ على رغم تمركز قابل توجه نيروها (بالغ بر ۲۵۰ گردان از نيروهاى سپاه) به دليل لورفتن عمليات توسط ماهواره هاى آمريكا ناموفق ماند. چرا كه عراقى ها معبرهاى اصلى عمليات را از روز قبل تسخير كردند و عملياتى كه در ۳ ديماه ۱۳۶۵ آغاز شد ظرف ۴۸ ساعت متوقف شد.
در ۱۹ ديماه همان سال نبردهاى عظيم شرق و جنوب بصره تحت نام كربلاى۵ آغاز شد و در بزرگترين رويارويى تاريخ جنگ بيش از ۷۰۰ هزار سرباز از طرفين در نبردى سرنوشت ساز با يكديگر درگير شدند.
۲۰۰ گردان نيروى بسيج تحت فرماندهى سپاه پاسداران با حمله به خطوط مستحكم ارتش عراق در شلمچه، نبردى را آغاز كردند كه ۴ هفته به طول انجاميد وبرنده آن عملاً به عنوان برنده نهايى معرفى مى شد چرا كه عراق بيشترين تمركز قوا را در شلمچه، كانال ماهى و بوبيان داشت.
عراق كه در ابتدا گمان مى كرد با نيروهاى موجود قادر به جلوگيرى از پيشروى نيروهاى ايران است بتدريج فهميد كه براى جلوگيرى از پيشروى ايران نياز به ورود نيروهاى زبده گارد رياست جمهورى و نيروهاى مخصوص است.
بنابراين با اعزام ۱۰۲ گردان نيروى ويژه گارد دركنار ۵۹ گردان زرهى و مكانيزه بزرگترين صف آرايى را برابر نيروهاى ايران انجام داد. (حداقل ۵۰۰ گردان) نبردهاى كربلاى ۵ را مى توان خونين ترين نبرد براى طرفين از ابتداى جنگ دانست. اگرچه آمار شهداى ايران در عمليات شلمچه به طور دقيق اعلام نشده است اما بسيجيان شلمچه را سمبل شهادت طلبى و ايثار مى دانند و اين منطقه به محل شهادت بسيارى از رزمندگان تبديل شد. وجود منطقه باتلاقى، نهرهاى متعدد، كانال ماهى و جزاير متعدد شرايط بسيار نامطلوبى براى طرفين درگير فراهم كرده بود به گونه اى كه گرچه عراقيها در اين منطقه مدافع بودند اما بالغ بر ۱۰۰ هزار كشته و زخمى متحمل شدند و در نهايت منطقه را رها كرده و عقب نشستند. پيروزى خونين كربلاى ۵ سبب گرديد تا قطعنامه ۵۹۸ تدوين شود كه درآن به بسيارى از خواسته هاى ايران تأكيد شده بود اگرچه براى ايران كامل كننده هدفى نبود. به فاصله كمتر از يك ماه (۲۲ فروردين ۱۳۶۶) ايران در عمليات كربلاى ۸ جنگ را در كانال ماهى و شرق بصره پى گرفت اما صدام حسين كه اكنون پى برده بود در جنوب ارتش او از ضعف روحيه رنج مى برد با چراغ سبز آمريكا و شوروى اقدام به استفاده گسترده از سلاح شيميايى (به گونه اى كه نيروهاى خودش نيز آسيب ديدند) كرد و در همان حال با اعزام دهها لشكر نيرو به جاى نيروهاى قبلى امكان حمله مجدد را از ايران گرفت اين آخرين تحرك جدى نظامى ايران در جنگ بود.
ضربات متقابل ارتش عراق
سازمان ارتش عراق در سال ۶۶ به اندازه اى بزرگ شده بود كه مى توان گفت بدون اغراق كشور ۱۵ ميليون نفرى عراق از كشور ۸۰۰ ميليون نفرى هند ارتش بزرگترى داشت. مضافاً آنكه سربازانى از ۲۳ مليت در اين ارتش خدمت مى كردند از داوطلبان عادى عرب تا رنجرهاى مصرى و اردنى آموزش ديده توسط ارتش آمريكا و انگليس. از لژيونهاى فرانسوى گرفته تا تك تيراندازان آفريقايى. اين ارتش عظيم تنها «اعتماد به نفس» نداشت، بنابراين به تشويق آمريكا و شوروى در ۲۹ فروردين ۱۳۶۷ صدها هزار سرباز عراقى با به كارگيرى گسترده هلى كوپتر و پشتيبانى هلى كوپترها فاو را ظرف ۴۸ ساعت گرفت و جناح جنوبى ايران را ضعيف كرد. همزمان نيروى عظيم دريايى آمريكا در نبردى نابرابر ناوگان دريايى ايران را مورد حمله قرار داد و ضمن صدمه زدن به ۲ رزمناو سهند و سبلان، جوشن را غرق كرد. از اين زمان به بعد سرعت وقايع به سرعت به زيان ايران پيش رفت گويى ۸ سال جنگ و موضع آفندى توان دفاعى ايران را تحليل برده بود. در مجنون و شلمچه عراق با تقويت قوا دست به حملات متقابل زد و سقوط هواپيماى مسافرى ايران در ۱۲ تير ۱۳۶۷ توسط ناووينسنس سبب شد تا تهران متوجه شود ادامه جنگ بى فايده است.
قبول آتش بس
قبول قطعنامه ۵۹۸ در ۲۷ تير ۱۳۶۷ توسط امام خمينى (ره) اگرچه سبب بهت ايران و جهان شد اما مرور اسناد نشان مى دهد در بين مقامات ارشد جمهورى اسلامى اين نكته چيز چندان عجيبى نيز نبوده است.
كاهش درآمدهاى نفتى ايران از ۲۲ ميليارددلار به ۶ ميليارددلار در سال ۶۵ و ۸ ميليارددلار در سال ،۶۶ در كنار انهدام دهها نيروگاه و پالايشگاه، غرق شدن مداوم نفتكشهاى ايران، بمباران اسكله هاى نفتى خارك سبب شده بود تا اقتصاد ايران در يك قدمى فروپاشى قرار بگيرد. از بعد نظامى نيز در سالهاى پايانى جنگ روند اعزام نيروهاى داوطلب به جبهه ها كند شده و از آن طرف ارتش به شدت تحليل رفته بود. بهترين نيروهاى ارتش در جبهه ها شهيد شده و يا معلوليت آنها را از ادامه جنگ بازداشته بود. بهترين سرداران سپاه شهيد شده و نخبگان برنامه ريز به همراه گردانهاى خود در زير آتش سنگين دشمن گرفتار شده و هرگز بازنگشتند. نيروى هوايى ارتش ايران به كمتر از ۷۰ فروند هواپيما فعال رسيده بود. موشك هاى ضدرادار عراق چشمان مدافعان موشكى كشور را نابينا كرده و پدافندها قادر به رديابى هواپيماهايى كه اكنون با هجوم به عمق ۶۰۰ كيلومترى ايران در نكا (نيروگاه) و تهران (پالايشگاه) هر هدف با ارزشى را از بين مى بردند، نبود.
واحدهاى زرهى ايران از كمبود شديد تانك رنج مى برد و در برابر لشكرهاى زرهى عراق كه هركدام از ۲۵۰ تانك بهره مى بردند، لشكرهاى زرهى ايران هركدام كمتر از ۶۰ تانك داشت كه عمدتاً به دليل ضعف توپ و يا شنى از كارايى بالايى برخوردار نبودند. به نوشته نشريه ايتاليايى اسپرلو در ارديبهشت ۱۳۶۷ در برابر ۷ هزار تانك عراقى ايران ۱۰۵۰ تانك، در برابر ۶۰۰ توپ ايرانى عراق ۵۶۰۰ توپ و در برابر ۲۰۰ هواپيماى ايران (كه عمدتاً در اواخر جنگ به دليل ضعف قطعات قادر به پرواز نبودند) عراق ۵۰۰ هواپيما داشت. عراق در اين زمان از ۳۰۰ موشك اسكادبى بهره مند بود (كه ۱۲۰ فروند آن در اواخر ۱۳۶۶ به تهران اصابت كرد و ۴۲۰ هلى كوپتر ديگر نيز نيروى هوايى و زمينى عراق را پشتيبانى مى كردند.
در اين شرايط ايران راهى جز قبول آتش بس نداشت.
حضرت امام (ره) نيز در پيام خود به مناسبت پايان جنگ و پذيرش قطعنامه فرمودند: «قبول اين مسأله براى من از زهر كشنده تر است ولى راضى به رضاى خدايم و براى رضايت او اين جرعه را نوشيدم... اما تصميم امروز فقط براى تشخيص مصلحت بود.»
در حالى كه حكومت نيمه منزوى بعثى در اوايل دهه ۸۰ توانست دنيايى از متحدان چپگرا و راستگرا را در بين اعراب (از عرفات و حكام يمن گرفته تا كويت، مصر و سعوديها از او حمايت مادى و نظامى كردند) و جهان (دولتهاى كمونيستى شوروى، يوگسلاوى، رومانى، چكسلواكى، در اردوى شرق تا آلمان، انگليس، فرانسه، آمريكا و ايتاليا در غرب) براى خود دست و پا كند طبيعى بود كه ما نتوانيم جنگ را ادامه دهيم.
هنگامى كه عراق احمقانه كوشيد پس از قبول آتش بس توسط ايران در ۱۳۶۷‎/۴‎/۳۱ با حملات گسترده در غرب و جنوب خاك ايران را تصرف كند (و اين حملات را بدون كمك قدرتها و شايد بدون توافق آنها انجام داد) سيل داوطلبان ايرانى، نيروهاى هوابرد و واحدهاى ارتش و سپاه با ضربات سنگين و پياپى به آنها نشان دادند كه «مردونامرد» كيست.
و عراق اگر از پشتيبانى جهانى برخوردار نبود هرگز نمى توانست حتى يكسال پس از فتح خرمشهر دوام بياورد. (تنها در ۴ روز نبرد بين روزهاى
۱۳۶۷‎/۴‎/۳۱ تا ۱۳۶۷‎/۵‎/۳ هزاران نفر از نيروهاى خيانتكار موسوم به مجاهدين خلق به همراه صدها تانك، زرهپوش و نفربر ، به همراه واحدهاى زرهى عراقى در محور اسلام آباد - كرمانشاه در منطقه چهارزبر و پاتاق مقهور نيروهاى مسلح ايران شدند آن هم در حاليكه دنيا گمان مى كرد ايران در آستانه فروپاشى كامل قرار دارد).
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

پست توسط Mr.Amirhessam »

نتايج جنگ
جنگ ايران و عراق ۲ سال بيش از جنگ ۶ ساله «دوم جهانى» ، ۵سال بيش از جنگ كره و ۴ سال بيش از جنگ جهانى اول به طول انجاميد.از نظر اندازه زمانى اين جنگ تنها با جنگ ويتنام در قرن بيستم قابل اندازه گيرى و مقايسه است.
آمارتلفات وشهداى اين جنگ بسيار بيش ازمجموع كشته هاى ۵ جنگ اعراب و اسرائيل در سال هاى ۱۹۷۳ ۱۹۶۷، ۱۹۵۶، ۱۹۴۸،و ۱۹۸۲ است.
اينكه جنگ ايران و عراق به سود چه كسى تمام شد سؤال سختى است اما قطعاً عراق از اين نبرد سودى نبرد. فضاى راديكاليزه اى كه پس از جنگ در عراق حاكم شد كشور مذكور را به سوى جنگ كويت در ۱۹۹۱ و نهايتاً جنگ ويرانگر ۲۰۰۳ و پايان ۳ دهه حكومت بعثى ها در عراق سوق داد.
اين جنگ ايران را نيز ۸ سال به عقب انداخت. اگرچه ايران با استفاده از مديريت مناسب، از سال ۱۳۶۸ به بعدطى ۳ برنامه اقتصادى آثار جنگ را از بين برد (حال آنكه عراق، امروز كشورى جنگ زده و «پرتاب شده به عقب» است) اما بايد اذعان كرد كه ۸ سال جنگ پتانسيل سازندگى را مبدل به قدرت رزمى كرد و اين مسأله رشد اقتصادى ايران را براى يك دهه با وقفه مواجه كرد. اگرچه جنگ و عواقب آن فوايدى نيز داشت. از جمله آنكه قدرت رزمى ايران را ثابت كرد. مانع از هم پاشيدن ارتش در ايران شد واز همه مهمتر قدرت اتكا به خود و خودكفايى را در ايران بالا برد.
سرتيپ حسن فرمانده سابق نيروى هوايى عراق در سپتامبر سال ۲۰۰۴ در مصاحبه با ساندى تايمز مى گويد: ۵۲ هزار مستشار روس به ارتش عراق در جنگ كمك مى كردند اين در حالى بود كه مستشاران استراليايى، آلمانى، آمريكايى، زلاندنواى، مصرى، يوگسلاوى، سودانى، لهستانى ، بلغارى، اسپانيايى و فرانسوى را نيز مى توانيم در ارتش صدام ببينيم.
وى اذعان مى كند: در عمليات كربلاى ۵ طرح دفاعى بصره را كه روسها ريخته بودند بى فايده ديديم و زمانى كه ايرانى ها از ديوار دفاعى ما گذشتند ماهواره هاى روسى از تمام امكانات خود براى رديابى دقيق نيروهاى مهاجم (و اطلاع دادن به واحدهاى توپخانه) استفاده كردند.
سرتيپ حسن وجود خلبانان (باتجربه) مصرى را در ارتش صدام تأييد كرد و گفت كه رابط آمريكا و عراق همين خلبانان بودند.
به گفته وى آواكسهاى عربستان سعودى بهترين همكارى را با عراق داشتند و همين امر به عراقيها امكان بمباران دقيق مواضع ايران را داد.
وى اذعان مى كند كه دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا رابط اصلى سيا و ارتش عراق بوده و عكسهاى ماهواره اى را در اردن در اختيار مقامات عراقى مى گذاشته است.
در چنين شرايطى بايد گفت كه جنگ ايران و عراق بدون اغراق جنگى بى سابقه و بى بديل بوده و چرا كه هيچگاه در دنيا كشورى تنهاى تنها قادر به دفاع در برابر ارتشى با پشتيبانى بى دريغ توسط ۲۳ كشور نبوده است. ارتش عراق در ۱۹۹۱ زمانى كه برابر چنين شرايطى قرار گرفت ظرف ۴۵ روز به كلى از هم پاشيد يوگسلاوى نيز در اواخر دهه ۹۰ در برابر حملات مشترك ناتو نتوانست حتى يك ماه مقاومت كند، مصر در ۱۹۵۶ هنگام مواجهه با ۳ كشور مهاجم طى چند هفته از پاى درآمد. اسرائيل هنگامى كه در اكتبر ۱۹۷۳ از ۳ طرف مورد هجوم قرار گرفت و غافلگير شد اگر از كمك به موقع اروپا و آمريكا برخوردار نمى شد ظرف يك هفته مجبور بود خطوط دفاعى خود را در تل آويو در برابر لشكرهاى زرهى مصرى پايه ريزى كند.
ايران در جنگ با عراق بارها و بارها تمام محاسبات نظامى را برهم زد.
از زمانى كه تعدادى دانشجوى دانشكده افسرى در كنار پرسنل از جان گذشته لشكر ۹۲ زرهى اهواز و نيروهاى مردمى ، ۳۴ روز در برابر ۳ لشكر عراق در خرمشهر مقاومت كردند تا زمانى كه گردان ۱۴۴ لشگر ۲۱ در ۵ كيلومترى آبادان خود را فدا كرد تا نيروهاى لشكر ۷۷ برسند و مانع از سقوط آبادان شوند تا زمانى كه هواپيماهاى نيروى هوايى ارتش خلاف كليه دستورالعملهاى رايج با رساندن خود به ارتفاع ۱۰ تا ۲۰ مترى زمين واحدهاى زرهى عراق را به مسلسل مى بستند يا بسيجيانى كه در كربلاى ۵ و خيبر به جاى عقب نشينى دست به مقاومت مى زدند يا گذر از رودخانه هاى خروشان كرخه، اروند، دجله و... بدون برخوردارى از پشتيبانى هاى مرسوم هوايى تا مقابله با ارتشى كه در هوا ۹ برابر، در بخش زرهى ۷ برابر، در بخش توپخانه ۸ برابر و... از برترى برما برخوردار بود. همه نشان دهنده يك چيز بود و آن اينكه ايران و ايرانى جنگ نمى خواهد اما اگر «آغاز شود» دشمن سالم از مهلكه بيرون نخواهد رفت.
نتيجه جنگ ايران و عراق فقط همين بود. يادآورى اين نكته كه ايران از هزاران سال قبل به اين سو اگر به اين نتيجه رسيده كه حمله دشمن ناجوانمردانه بوده از قدرت آن نهراسيده و از لژيونهاى ورزيده رومى گرفته تا سربازان هراس انگيز عثمانى تا تفنگداران انگليسى كه در بوشهر اسير مشتى نيروى بومى شدند بدانها اجازه ورود به فلات ايران را نمى دهد و اين رمز ماندگارى ملت ايران است و همين امر سبب شده تا امروز آمريكا نسخه اى را كه براى بغداد مى پيچد براى ايران ناكارا بداند و قبل از آنكه به اجماع بين المللى عليه ايران دست نيابد سربازان خود را وارد منطقه هاى ايرانى نشين نكند.
اين از بازى هاى تاريخ است كه رشد بى تناسب ارتش عراق طى سالهاى ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۹ به جاى آنكه موجب تضعيف ايران شود موجب دردسر براى غرب شود و منجر به جنگ ۲۰۰۳ شود كه در هر صورت بازنده آن عراق و برنده آن ايران بود. جنگ ايران و عراق پس از ۸ سال قريب به ۳۸۱ هزار كشته و زخمى براى عراق و ۳۰۰ هزار شهيد براى ايران به جاى گذاشت. (عراق بيش از ۷۲ هزار اسير داد) بيش از هزار ميليارد دلار خسارت به اقتصاد دو قدرت منطقه وارد كرد و سبب معلوليت و جراحت ميليونها نفر ديگر شد. كاش هرگز اين جنگ رخ نمى داد، اما ديوانگى مردانى چون صدام حسين را جز با بازوى نظامى يا بيمارستانهاى مجهز (!) نمى توان درمان كرد.
اين جنگ ۲۸۸۷ روزه همچنين سبب سقوط ۴۷۱ هواپيما و نابودى ۵۸۰۰ تانك و نفربر براى عراق شد و علاوه بر آن ۱۷۰۰ تانك و نفربر آنها نيز به غنيمت ايران درآمد.
جنگ ۹۸:نبرد دره بقاع
اسرائيل كه در جنگ اكتبر ۱۹۷۳ تا آستانه شكست كامل پيش رفته بود، توانست با تطميع مصر اين كشور مهم و پرجمعيت عرب را از گردونه دشمنان بى شمار خود خارج كند و اكنون نوبت سوريه بود كه با زدن ضربه اى سريع كنار گذاشته شود.
مبارزان فلسطينى
براى مبارزان فلسطينى نبرد هيچ گاه پايان نخواهد يافت. آنها براى دستيابى به سرزمينى براى زندگى بايد بجنگند. در سال هاى ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۲ ده ها هزار مبارز فلسطينى در جنوب لبنان، ۲۹۰ حمله عليه نيروهاى اسرائيلى مستقر در شمال فلسطين اشغالى انجام دادند. در اين زمان بود كه اسرائيل به دنبال طرحى به نام «لبنان سوزان» رفت. اهداف اين حركت كوبيدن همزمان نيروهاى فلسطينى، تصرف جنوب لبنان براى ايجاد يك ديوار حائل ۴۰ كيلومترى بين نيروهاى عرب و اسرائيل و از همه مهمتر از بين بردن نيروهاى سورى مستقر در شرق و شمال لبنان بود. خيال صهيونيست ها از جانب اعراب نيز راحت بود. عراق در منجلاب جنگ با ايران دست و پا مى زد و اعراب خليج فارس نيز تحت تأثير القائات غرب همه توجه خود را معطوف به ايران كرده بودند. مصر نيز در ماه عسل طولانى خود با اسرائيل بود و لبنان گرفتار جنگ داخلى.
آغاز جنگ
اسرائيلى ها در ساعت ۱۱ روز ۶ ژوئن ۱۹۸۲ با عبور از جنوب لبنان از ۳ محور غرب، مركز و شرق به مركز اين كشور حمله بردند. ۴۰ هزار سرباز اسرائيلى در قالب واحدهاى زرهى و مكانيزه بسرعت در حالى كه از پوشش هوايى برخوردار بودند در جنوب لبنان پخش شده و با كمترين مقاومت به پيشروى ادامه دادند.
۸ هزار رزمنده فلسطينى مستقر در منطقه كه از هيچ پشتيبانى آتش سنگينى برخوردار نبودند راه را در عقب نشينى به سوى بيروت ديدند. حال آن كه هواپيما و توپ هاى اسرائيل در پشت سر آن ها ديوارى از آتش ايجاد كرد تا با اين عمل اين نيروها را به دام بيندازد. در اين زمان نيروهاى سورى به دفاع از فلسطينيان به دام افتاده از محل استقرار خود در بلندى هاى «جزين» اقدام به گشودن آتش عليه واحدهاى اسرائيلى كردند. گويى اسرائيل فقط منتظر همين موضوع بود چون بلافاصله آريل شارون وزير دفاع اسرائيل به نيروى هوايى اسرائيل دستور داد كليه واحدهاى موشكى سوريه را كه در دره بقاع (سه راه بزرگراه دمشق - بيروت) قرار داشت، از بين ببرند.
سايت هاى موشكى سورى در دره بقاع برگ برنده سوريه در لبنان بود كه همزمان بيروت و دمشق و نيمه شمالى لبنان را پوشش مى داد و مانع پرواز آزادانه اسرائيلى ها مى شد. سرعت عمل اسرائيل در حمله اين سايت ها بى سابقه بود. آن ها در چهارمين دوره جنگ، ۱۷ سايت اصلى موشكى «سام» را ظرف يك ساعت نابود كردند.
اين در حالى بود كه در همان زمان به دهها اسكادران هوايى سوريه دستور مقابله با هواپيماهاى مهاجم به دره بقاع داده شده بود، اما همين تأخير يك ساعته سبب شد تا آنها دره مذكور را غرق در آتش ببينند. در حقيقت اسرائيل با بهره گيرى از تجربه جنگ ۱۹۷۳ دريافته بود كه نابود كردن پايگاه هاى «سام» تنها با استفاده از خلبانان ورزيده اى كه در ارتفاع بسيار كم (۲۰ تا ۳۰ مترى زمين) پرواز كنند امكان پذير است چون رادار قادر به رديابى هواپيما نيست و موشك نيز كارايى لازم را ندارد.
هواپيماهاى مدرن اف-۱۶ و اف ـ۱۵ در كنار هواپيماهاى فانتوم و كفير با استفاده از سيستم هاى اختلال الكترونيك و پارازيت رادارهاى «سام» را مختل كرده و با موشك هاى هدايت شونده سايت ها را يكى يكى از كار مى انداختند.
همزمان جنگنده هاى اسرائيلى ۲۹ هواپيماى سورى از انواع ميگ ۲۱ و ميگ ۲۳ را قبل از آن كه وقت گريز بيابند، ساقط كردند (بدون آن كه خود متحمل تلفاتى شوند). از اين لحظه به بعد گويى تاريخ تكرار مى شد. نيروى هوايى اسرائيل با به كارگيرى تمام توان خود به مانند جنگ ژوئن ۱۹۶۷ به پشتيبانى هوايى از ۴۰ هزار سرباز و صدها تانك خود پرداخت.
مقاومت شجاعانه ۸ هزار مبارز فلسطينى نيز دردى را دوا نمى كرد و حجم آتش اسرائيلى ها آن ها را در سواحل غربى لبنان بشدت تحت فشار گذاشته و آن ها از رسيدن كمك سوريه نااميد شده بودند زيرا نيروى هوايى اسرائيل پيشروى اولين واحد زرهى سوريه در دره بقاع را سد كرده بود.
لشگر سوم زرهى سوريه نيز كه اميد اصلى مدافعان بود (و حركت خود را از شمال آغاز كرده بود) ناگهان خود را با نيروهاى ضربتى هوايى اسرائيل روبرو ديد و قبل از آن كه بتواند واكنشى نشان دهد بخش بزرگى از تانك هاى خود را از دست داد.
موفقيت هاى نيروى هوايى اسرائيل
سوريه در اين زمان از نيروى هوايى بزرگى برخوردار بود و فرماندهى اين كشور نمى توانست ناظر نابودى كامل نيروهايش در جنوب لبنان باشد. بنابراين سورى ها به اعزام هواپيماهاى بيشتر به منطقه ادامه دادند، اما نتيجه اين نبردها «فاجعه» بود. بين ۹ تا ۱۱ ژوئن سورى ها در نبردهاى هوايى ۵۳ هواپيماى ديگر خود (سانحه ۳۹ فروند قبلى) از دست دادند در حالى كه تلفات اسرائيل تنها يك هواپيما و صدمه ديدن يك اف-۱۵ بود ( كه خود را به پايگاه رساند).
سوريه كه وضع را چنين ديد از ۱۱ ژوئن به بعد استفاده از نيروى هوايى را به حداقل رساند. نيروى هوايى اسرائيل در طول اين جنگ با اجراى ۲۰۰۰ سورتى پرواز (در برخى روزها اسرائيل ۴۰۰پرواز در روز انجام مى داد) عملاً جور نيروى زمينى خود را نيز كشيد.
استفاده از هواپيماهاى پيشرفته مثل اف-۱۶ و اف-۱۵ و اجراى جنگ الكترونيك از دلايل اصلى پيروزى اسرائيلى ها بود. علاوه بر آن كه خلبانان اسرائيل با شناخت دقيق تكنيك سورى ها مى دانستند هواپيماهاى آنها از «زمين» دستور مى گيرند بنابراين از همان ابتدا با انهدام ارتباطات «كنترل زمينى» آنها تماس بين خلبانان مذكور و فرماندهى سوريه را مختل كردند.
در جنگ هاى هلى كوپترى نيز اسرائيل با از دست دادن ۴ هلى كوپتر كبرا و ديفندر حدود ۱۰۰ مورد را با موشك هاى «تاو» هدف قرار داد، حال آن كه سوريه با انهدام ۷ تانك اسرائيلى ۱۲ هلى كوپتر غزال فرانسوى را از دست داد.
پايان جنگ
عدم دخالت مؤثر ارتش كوچك لبنان، فقدان تجهيزات مبارزان كم تعداد فلسطينى و شكست شديد نيروهاى سوريه سبب شد تا نيروهاى اسرائيل با تصرف صيدا، نبطيه و جزين به حومه بيروت برسند و جنگ را ظرف ۱۷ روز به اتمام برسانند.
نتيجه نبرد
نبرد كوتاه مدت دره بقاع يك پيام جدى داشت. دوره جنگ هاى ساده گذشته است. جنگ ها ديگر الكترونيكى، فوق پيشرفته و سريع است. در زمانى كه خلبانان سورى به دليل سردرگمى فرماندهى خود دسته دسته جان خود را از دست مى دادند، خلبانان اسرائيلى با ۱۰ دقيقه بريفينگ اهداف خود را شناسايى و منهدم مى كردند.
در جنگ هاى جديد هر كسى كه بتواند از «ضد الكترونيك»، سيستم هاى چف، پارازيت اندازها و اطلاعات استفاده بهترى كند پيروز ميدان است. ديگر تعداد هواپيما و تانك مهم نيست. اسرائيل و سوريه تقريباً به يك اندازه هواپيما و تانك داشتند، اما سوريه تقريباً جنگ نكرده آن را باخت.
نكته ديگر اين كه اگر چه سوريه از آن سال به بعد به دنبال استراتژى برابرى نظامى با اسرائيل رفت و بين سال هاى ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۱ به كلى ارتش خود را دگرگون كرد. اما تصميم گرفت در هيچ شرايطى با اسرائيل نجنگد مگر آن كه از پشتيبانى جدى اعراب برخوردار شود، اين موضوع سبب عقب نشينى جدى اين كشور در سياستگذارى هاى خارجى او شد و بويژه پس از سقوط اتحاد شوروى اين كشور مبدل به يك قدرت درجه دو در نبرد بين اعراب و اسرائيل شد.
سوم آن كه اكنون اسرائيل بسيار جسورتر شده و پى برده كه ديگر در جهان عرب قدرتى قادر به مقابله با او نيست. مصر و سوريه همواره (از ۱۹۵۶ به اين سو) پاى ثابت نبردها بودند و در غياب آن ها نه اعراب ثروتمند خليج فارس و نه كشورهاى فقير و يا كم جمعيت نظير لبنان، اردن و يمن هيچ كدام سرباز اين ميدان سخت نيستند.
شايد اگر جنبش هاى مردمى مثل جنبش حزب الله در جنوب لبنان و انتفاضه در فلسطين نبود اسرائيل تن به ترك جنوب لبنان و نوار غزه نيز نمى داد.
البته اهميت عراق را نيز نبايد از ياد برد. اين كشور نيز كه تنها از طريق خاك اردن با اسرائيل مرتبط است مى توانست به بهانه انهدام نيروگاه اتمى تموز خود در ۱۹۸۱اقدام تلافى جويانه عليه اسرائيل انجام دهد، اما جنگ طولانى آن كشور با ايران (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) از يك سو و هجوم به كويت در ۱۹۹۰ سبب شد تا اين كشور وارد جاده اى شود كه انتهاى آن نابودى ملت عراق بود.
و نكته آخر اينكه هزاران مبارز فلسطينى مجبور شدند با كنار گذاشتن سلاح هاى خود به تونس (در ۲۵۰۰كيلومترى سرزمين مادرى شان) بروند. بنابراين اسرائيل همزمان پرونده مبارزات مسلحانه ۸ هزار چريك باتجربه فلسطين را نيز بست (اگرچه ۲ سال بعد نيز با حمله هوايى و كماندويى به شمال آفريقا پايگاه هاى اين نيروها را دوباره به آتش كشيد).
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

پست توسط Mr.Amirhessam »

منبع:روزنامه ايران
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

دستت درد نکند. :smile:
منبع هم روزنامه ايران :-o
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”