صهيون در انديشه تسخير دنياي کودکان با ابزار سينما
خبرگزاري "مهر" - گروه فرهنگ و هنر : پس از مرگ مشکوک " يوزف استالين " در سال 1953 صهيونيست ها برگي تازه در سياست جهاني را ارايه کردند . طرح فروپاشي شوروي که يکي از ابزار هاي آن سينما است.
به خدمت گرفتن هنرمندان مستعد در سطح جهاني مي توانست زمينه ذهني فرو پاشي شوروي واردوگاه سوسياليستي را فراهم سازد . کمپاني هاي بزرگ انتشارات وسينما دست به کار شدند و رمانها و فيلم هايي چون ( فرار از گولاک ، دکتر ژيواگو ، قلعه حيوانان ، 1984 و...) نوشته و به تصوير کشيده شد.
اما تثبيت تفکر و جهان بيني صهيون در دنياي کودکان تاثيري به مراتب بيشتر از تبليغ براي بزرگسالان نتيجه مي دهد .
داستان و فيلم سينمايي " قلعه حيوانات " از جورج ارول از تاريخ انتشار( 1958 ) تا سه دهه بعد موقعيت احزاب کمونيستي را درجهان متاثر ساخت و داستاني که در قالب تمثيل حيوانات در مزرعه اي که شوروي را در اذهان متبادر مي کرد و به روايت اضمحلال شوروي مي پرداخت زير ساخت هاي ابرقدرت شوروي را نشانه گرفت .
استيون اسپيلبرگ سينماگري که راه يهوديان معروف هاليوود را ادامه مي دهد و البته شيوه هاي کاري مدرن تري هم دارد در 18 دسامبر 1946 در شهر سيني سياتي ايالت اوهايو متولد شد و با داشتن اعتقادات متعصب يهودي و متاثر از کارگردان يهودي پرکار سيسيل بي دوميل فيلم سازي رادر پيش گرفت.
اواولين فيلم سينمايي اش را با نام " دوئل" در سال 1971 ساخت. از آن زمان تاکنون فيلم هاي زيادي ساخته است که هر يک به نوعي مبلغ و معرف انديشه ها وافکار صهونيست ها است. اسپيلبرگ همچنين در ادامه فعاليت هاي حرفه اي خود با تاسيس کمپاني هاي فيلمسازي به حمايت از فيلمسازان هم انديشه و متخصص پرداخت .
" فرار جوجه اي" محصول سال 2000 کمپاني دريم ورکز با همکاري شرکت انگليسي " آردمن انيميشن " بود. اين فيلم با کارگرداني نيک پارک و پيتر لرد ساخته شد ولي روايتي شبيه آثار استيون اسپيلبرگ را به تصوير کشيد . در اين پروژه اسپيلبرگ با بهره گيري از موفقيت اين دو فيلمساز انگليسي مخاطبين آثار آن ها را هدف گرفت . روايت داستان در داستان و ارايه کارتصويري پر از جلوه هاي ويژه همراه باموسيقي تاثير گذار و پرهيز از ارائه پيام هاي مستقيم نشانه هاي سينماي اسپيلبرگ است که در تمام ساختار فرار جوجه اي جريان دارد . اسپيلبرگ که در همه زمينه ها از همکاري وسيع نخبگان برخورداراست علاوه بر موفقيت هاي اقتصادي با آثار خود توانسته القا بيشتر ين تاثير انديشه بر تماشاگر ( به ويژه تماشاگراي که از ميان کودکان ونوجوانان هستند) را نيز مهيا کند.
در فيلم فرار جوجه اي اسپيلبرگ و گروهش از در هم تنيدن دو فيلم بازداشتگاه شماره 17 ساخته ويليام وايلر و فرار بزرگ ساخته جان استرجس دردهه شصت و هفتاد و در قالب " مزرعه حيوانات " جورج ارول سود مي برد وتماشاچي را تحت تاثير دروغ بزرگ صهيونيست ؛ کشتار چند ميليوني يهوديان در اردوگاههاي آلماني جنگ جهاني دوم قرارمي دهد.
فيلم شرح حال تعدادي مرغ تخمگذار درمزرعه ( تو، اي ، وي ) است که بايد براي صاحب مزرعه و مرغداري روزانه از چهار تخم کمتر نگذارند. مرغ هايي که نتوانند خواسته ارباب را اجابت کنند کشته مي شوند
فضاي مرغداري شبيه به دو فيلم ياد شده بازداشتگاه شماره 17 و فرار بزرگ است. ديوارهاي بلند و سيم خاردارهاي چند لايه که به وسيله ماموران گشتاپو که درهيات سگ هاي سياه ديده مي شوند حفاظت مي شوند. شروع فيلم با الگوي فرار بزرگ است که مرغ هاي زنداني با قاشق هاي شان تونل هايي از زير ديوارها و سيم خاردارها حفرمي کنند و هر بار نيز گرفتار سگ هاي سياه مي شوند و باز در کلبه شماره 17 جلسه مي گذارند . جلساتي که بازسازي نعل به نعل صحنه هايي از فيلم ويليام وايلراست.
"جينجر" رهبر مرغ ها است که به آنها القا مي کند در پي نقشه کشيدن و اجرا کردن نقشه فرار باشند .
نقش آمريکا در فيلم هايي که اسپيلبرگ کارگرداني يا تهيه کرده به عنوان نجات دهنده يهوديان و اروپايي ها از شهر فاشيم است. در فيلم هاي نجات سرباز رايان و سه گانه انيدياناجونز و ... اين امر به خوبي ديده مي شود و در فرار جوجه اي هم پرچم آمريکا هراز گاهي نشان داده مي شود. همچنين خلباني که از بيرون به داخل اردوگاه ( مرغ داري) نفوذ کرده است آمريکايي است. رائول خلبان آمريکايي در طي مباحث طولاني با جينجر به توافق مي رسند که مرغ ها بايد تمرين پريدن وبال زدن کنند تا آمادگي براي فراردسته جمعي پيش آيد. تمرين ادامه مي يابد و در بين مرغ ها هم جلسات سري برگزار مي شود.
جينجر در يکي ازسخنراني هايش در برابر ترس از سگ ها مي گويد: " نگهبان درذهن ماست. اگر آمادگي مقابل را داشته باشيم و آرزوي پريدن به بيرون از اينجا را در خور تقويت کنيم نگهبانان بيروني چيزي نيستند."
رائول آمريکايي هم آنها را سخت تمرين مي دهد و با استفاده از سکوهاي لاستيکي پرتاب کننده ، مرغ ها به توانايي هاي بيشتر مي رسند . در اين ميان دو نفر سمسار فرانسوي هم هرازگاهي پيدا مي شوند که در فکر معامله با آنها هستند و به پريدن هايشان مي خندند و کارشان را ديوانگي مي نامند.
رائول آمريکايي در قسمت دوم آماده سازي آنها را به رقص وا مي دارد. در کارخانه دستگاه جديدي آورده اند . با تصميم ارباب يکي از مرغ ها را براي امتحان کردن دستگاه مي برند تا از آن پيراشکي مرغ تهيه کنند . قرار است به زودي بقيه مرغ ها هم به داخل ماشين ( کوره هاي آدم سوزي هيتلري که از روغن اسيران صابون مي ساختند) ريخته شوند. را کي ( قهرمان فيلم هاي آمريکايي که در راه آرمان ها از جان خود مي گذرد) به کمک مرغ در درون ماشين افتاده مي شتابد . ماشيني با چرخ دنده هاي زياد , پرس هاي قوي با گاز روشن . او چرخ دنده ها را از کار مي اندازد وموفق مي شود مرغ را به ميان مرغ ها بازگرداند . راکي و رائول آمريکايي از چرخ دنده ها هواپيما مي سازند ودر اقدامي جمعي هواپيمايشان را که همه درداخل آن نشسته اند به پرواز مي آورند. سگ هاي نگهبان و صاحب کارخانه و مباشر او کشته مي شوند. مرغ ها سرانجام به ( سرزمين موعود) که چمنزاري پرصفاست مي رسند و زيبايي آنجا را برتر از تصوراتشان مي يابند .
اسپيلبرگ با پشتيباني ساخت فيلم سينمايي انيميشن و با استفاده از سه مرجع ياد شده پيشين روايت صهيونيستي از تاريخ را برابرچشمان کودکان و نوجوانان قرارمي دهد . انيميشين که ازساخته هاي شرکت انحصاري سازنده انيميشن هاي مرسوم کمپاني والت دسيني گامي به جلوتر برداشته و نه تنها به عنوان اسناد از آن ها بهره مي برند بلکه ضمن زنده نمودن آن سه مرجع در اذهان روايت خود را نيز تا رسيدن به " سرزمين موعود " تلقين مي کند .
استراتژيست هاي صهيون با هدف قرار دادن اذهان کودکان و نوجوانان آنها رادر جهت اميال خودشان قرار مي دهند . کودکان و نوجواناني که در صورت متاثر شدن از هنر صهيونيستي در بزرگسالي هم مصرف کننده هاي دروغ هاي بزرگ تر صهيونيست ها خواهند شد.
سينماي به شدت سياسي هاليوود در همه زمينه ها با جلب رضايت تماشاگران علاوه بر سودهاي ميليارد دلاري ، بيش از هرچيز تبليغ و گسترش انديشه را دراولويت دارد . اين حقيقت که سينما بعد از جنگ افزار دومين محصول صادراتي آمريکا به جهان محسوب مي شود, اين نکته را ياد آور مي شود که سينما حتي کار آمد تر از جنگ افزار عمل مي کند . ياد آوري اين که شوروي و اردوگاه شرق با موشک هاي بالستيک از بين نرفت بلکه با تهاجم فرهنگي گسترده متلاشي شد تائيدي بر اين کارکرد است. در مورد افغانستان و عراق توليد دهها فيلم سينمايي و ارسال آن به وسيله شبکه هاي ماهواره اي و بر روي پرده سينما ها زمينه يورش هاي فاشيستي و اشغال را فراهم آوردند .
در اين ميان بهترين بازار مصرف که سودي دوچندان و در طول زمان پايدار را تامين مي کند ذهن کودکان و نوجوانان سراسر کره خاکي است . فتح اين بازار مصرف در کشورهاي مخالف صهيون اهميت بيشتري دارد . کودکاني که امروز با فيلم هاي سينمايي و انيميشن هاي توليدي منطقي منطبق بر تفکر صهيونيسم پيدا مي کنند فردا با صاحب اين تفکر مخالفت نخواهند کرد .
منبع : خبر گزاري مهر