مراسم عزاداري امام حسين و فلسفه ي اجزاي آن

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 77
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۲۸ ق.ظ
تماس:

مراسم عزاداري امام حسين و فلسفه ي اجزاي آن

پست توسط mhdsoft »

به نام خدا

من نمي دانم آخر چرا برخي چيزها در زمان ما دارد تغيير مي کند. براي مثال - مراسم عزاداري اما حسين (ع) الان اصلا" و هوياتا" دارد تغيير مي کند و حتي در برخي جاها به سوي آن مي رود که مردم از آن دور مي شوند !

از نظر اينجانب - سالها پيش ( شايد همان نزديک به صد سال پيش ) که اين مراسم باب شد - فلسفه ي بزرگي پشت آن بود. در آن سالها - پرده خواني و مراسمهاي تعزيه و ... در ايران شکوه خاصي داشت و مردم ايران به هنر علاقه ي عجيبي نشان مي دادند و مطالعات بسيار زيادي داشتند. اما متاسفانه اين عادت رو به فراموشي رفته است و در سالهاي پس از انقلاب با درگير شدن ايران به مسله اي به نام جنگ - و هشت سال ادامه ي آن - خيلي از مسايل فرهنگي ما را دگرگون کرده است. من صرفا" نمي توانم بگويم مقوله اي به نام تهاجم فرهنگي توانسته تاثير خود را بگذارد. براي اين موضوع دليلي دارم که در پايان توضيح خواهم داد.

در سالهاي قبل از انقلاب که مراسم عزاداري امام حسين شکل گرفت - بخشي به نام دسته ي عزاداري مفهوم يافت- فنوز نفهميدم که چه کسي آنرا باب کرد. اما فلسفه ي آن به اين صورت است :

المي که در جلوي دسته به راه مي افتد : يک شي بزرگ با ورقهاي نرم آهني. در روزگار قديم و در جنگهاي قديمي چيزي به نام تفنگ وجود نداشته است و سپاهيان از وسيله اي ابتدايي تر و قدرتمند به نام تير و کمان استفاده مي کردند. از اينرو شخصي به در جلوي سپاه الم بزرگ را بلند مي کرده است و سپاهيان پشت آن سنگر مي گرفتند و به راه مي افتادند تا وقتي تير رها رشده از کمان دشمن بدان اصابت مي کند به خاطر حالت ارتجاعي آن اصطلاحا" کمانه کند و بازگردد و به افراد سپاه آسيبي نرساند.

زنجير زدن : اگر فيلمهاي سينمايي ايراني و خارجي را ديده باشيد - تن پوش سربازان در قديم معمولا" حلقه هاي فلزي تشکيل شده بود که اصطلاحا" بدان زره مي گفتند تا وقتي شمشير دشمن بدان اصابت مي کند تا حدودي جلوي صرفه و آسيب رساندن به بدن را بگيرد. وقتي سپاهيان به راه مي افتادند صدايي زنجير وار از آن خارج مي شد - مانند صداي زنجير زدن دسته هاي عزا داري.

رنگ سياه لباس عزاداران : به نشانه ي عزا و يک دست بودن لشگر است

تبل : تبل جنگ است

نمي دانم - من با تحقيق و تفکر در اين مسايلي که بيان نمودم برايم مراسم عزاداري شکل جالب تر و با شکوه تري پيدا کرده است. نمي دانم آيا کسي با دانستن اين موضوع هنوز مي پندارد که بايد زنجير را چنان بر شانه ي خود بکوبد که به قرمزي در آيد تا صواب بيشتري ببرد ؟ يا قمه بزند ؟

واقعا" براي من سوال است که چرا اين فلسفه ها فراموش شده است تا جايي که حتي برخي از افراد مذهي مي خواهند مثلا" الم را از مراسم حذف کنند - چون مي گويند شبيه صليب است ؟؟؟؟؟؟ تازه من انتظار داشتم آنها چون سن سال بيشتر دارند و موهايشان سفيد تر است - بهتر از ما جوانان اين مسايل را بدانند !؟

و من فکر مي کنم همه اش يک دليل خاص دارد. جامعه ما ظاهر گرا شده است و از حالت مفهومي خارج شده است. يعني فقط سعي مي کند ظاهر برخي مسايل فرهنگي را حفظ کند و کاري ندارد از کجا آمده و ... . وقتي هم به مشکلي بر مي خورند مي گويند تهاجم فرهنگي و ... ! مگر تهاجم فرهنگي همين طوري خودش به جلو مي آيد و مي گويد من تهاجمم ؟ خير - از نظر اينجانب تهاجم فرهنگي وقتي تهاجم مي شود که ما فلسفه ي فرهنگ و اعتقادات و سنتهاي خودمان را گم کنيم.

من فکر مي کنم اين مسله ي ظاهر نگري حتي به حوزه ي دين داري ما مردم ايران نيز وارد شده است ! اکثر مردم فکر مي کنند اگر قرآن کريم را تنها با صوت جليل بخوانند همان قرآن خواندن است و بس. حتي اگر ندانند چه مي خوانند. اينها همه ظاهر گرايي و حفظ ظاهر است و در نهايت مي توان گفت اين کار فقط صوت زيبا دارد. و وقتي متن قرآن را متوجه نشويد که چه است - پس .... اصل و اساس آمدن قرآن به زير سوال مي رود.

براي مثال ديگر من به ياد دارم در زمان کودکيم - هر کس در کنار خيابان تکه ناني مي ديد آنرا مي بوسيد و به کناري مي گذاشت اما الان حتي لگد مال هم مي شود !
اين يعني از دست دادن ارزشهاي دروني يک فرهنگ . نمي دانم اما من فکر مي کنم از آنجا که بعد از زمان جنگ بزرگتر هاي ما با مسايل اقتصاداي مجبور شدند دست و پنجه نرم کنند آموزش اين مسايل تقريبا" غير ممکن شد - لعنت بر صدام که اين جنگ را راه انداخت - و حالا اين وظيفه ي ما جوانان است که براي نسل بعد اين فلسفه ها را ياد بگيريم و پيدا کنيم و آموزش دهيم که حد اقل از انحرافات جلوگيري کنيم.

در پناه حق
Junior Poster
Junior Poster
پست: 114
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ق.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 104 بار
سپاس‌های دریافتی: 65 بار

پست توسط usof k »

عالي بود
همچنين نقد آخرش :smile:
خدايا آن که تو را دارد چه ندارد ؟

و آن که تو را ندارد چه دارد ؟ امام حسين (ع)
Major I
Major I
پست: 301
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۰۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 60 بار
سپاس‌های دریافتی: 44 بار

پست توسط bmyazdani »

حرف حساب جواب نداره :smile:
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 77
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۲۸ ق.ظ
تماس:

خواهش مي کنم

پست توسط mhdsoft »

به نام خدا

دوستان از شما من صميمانه متشکرم و خوشحالم که مطلبي که نگاشتم خريدار دارد. لطفا" شما هم در زمان مناسب اين گونه مطالب را به دوستان و فرزندان و خانواده ي خود انتقال دهيد - تا فرهنگمان جاودانه بماند.
در پناه حق
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”