ان سوی پنجره

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴, ۱۱:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

ان سوی پنجره

پست توسط susan »

تنها بهانه سرودنم

خود. تنها ترانه جاری رگهایم

چه بی غزل

مرا پشت این پنجره دلتنگ . سنجاق کرده است

بالهایم را که بی بهانه از هم دریده است

چه بی پناه

پای گلدانهای خالی رها کرده است

انسوی پنجره باد می وزد

بر فراز ارزوهای شبزده بی تاویل

ارزوهایی که چه اسان در پوچی ریشه دوانده است

انسوی پنجره باد می وزد

وچه مغرور و خسته

پژواک لالایی کودکی را در خود گم کرده است

بر فراز اسمان تمثیل دختری تنها

چه غمگنانه باد می وزد چه سر کش و عاصی باد می وزد....

انسوی پنجره

کور سوی ستاره ای مبهوت در اسمانی دور

چه بی رمق

از باد بی سامان در امان مانده است

ستاره ای که چه هراسان

در هیچ

نام تو را اواز کرده است

اما

انسوی پنجره

باد

اخرین شعله را

بر مزار من

خاموش کرده است.

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۰۴ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas »

آنسوی پنجره



جدال شحنه مست و دزد خمار



و سهم من

در گیر و دار

این هیچ و پوچ

تاراج سکوتم است



آه آنسوی ها . . .



زندگی نثارتان
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”