آقاي ضرغامي و تريبون ۳0:۲0

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
پست: 3820
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۵, ۲:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: هر جا اینترنت هست... Net.
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

آقاي ضرغامي و تريبون ۳0:۲0

پست توسط DANG3R »

سلام
درسته این خبر قدیمی است ولی خوب است مردم بعضی چیزها را چه قدیمی و چه جدید بدانند!!!


ساعت 20 و حدودا 40 دقيقه
تاريخ: 27/10/1385
برنامه: شبكه دوم سيما، برنامه جذاب ۳0و۲0
گزارشگر: آقاي مرآتي
موضوع: تريبون آزاد
استان: اين بار لرستان (‌خرم آباد)
وضعيت عمومي بينندگان: يا در حال صرف شام يا در ميهماني يا خسته و كوفته برگشته از كار و يا تازه بيرون آمده از باغ مظفر! و يا... .
دورنما، جمعيت انبوهي را نشان مي‌دهد كه با اشتياق تمام، به طرف دوربين آقاي مرآتي هجوم مي‌آورند.

هر كس زورش يا سوزش! بيشتر است، خودش را به ميكروفون مي‌رساند و آقاي مرآتي، ناگهان در ميان جمعيت گم مي‌شود. در حالي كه مرآتي، ميكروفون از دستش رها شده و در ميان جمعيت دست و پا مي‌زند، چند متر دورتر، شخصي ميكروفون به دست، براي خودش در حال صحبت كردن است؛ صحنه‌ها به كمدي شبيهند! اما وقتي به مشكلاتِ مردم خونگرم اين خطه از ميهن، گوش مي‌كنيم، خنده و بغض در هم آميخته مي‌شود. يكي مي‌گويد 22 ماه است حقوق نگرفته؛ آن يكي از چاله‌چوله‌هاي شهر مي‌گويد كه گويي پرشدني نيستند و ديگري مي‌گويد چندين سال است كلنگ كارخانه را زده‌اند، اما هنوز افتتاح نشده و... .
دوربين مي‌چرخد و پسربچه‌اي دوازده، سيزده ساله را كه روي درختي نشسته و آن طرف‌تر خانمي را كه از پنجره خانه‌اش در حال تماشاي مردم است را نشان مي‌دهد.

و بعد نماهايي از اطراف، كه گويي كارگردان برنامه، به خود افتخار مي‌كند كه توانسته است در زمستاني سرد در فضايي بي‌جان پناه، مردم را از خانه و محل كار خود بيرون بكشد و براي آن كه از اين سيل جمعيت ِگرفتار، چند نفري كه سخنوري بهتري مي‌دانند يا دردشان بيشتر است، تصويرشان را بگيرد و آن روز هم برنامه‌اي پر شود و مرآتي ـ به قول خانم شيرين تركمندي ـ با دست پر به برنامه بيايد!
اما نه، صبر كنيد؛ يك صحنه ماندگار! ديگر. آن طرف، روبه‌رو، كنج آن ديوار، چند نفر خانم كه چيزي شبيه چند تكه كاغذ يا كيفي در دست دارند، مرتبا به دوربين اشاره مي‌كنند و به ظاهر مي‌گويند: آقاي مرآتي، تو را خدا بيا به طرف ما. ما نمي‌توانيم از لابلاي اين همه مردان نامحرم، خودمان را به ‌اين و آن بزنيم و مشكلمان را جلوي دوربين بگوييم.
ـ حال ببينيم آقاي مرآتي و دوربين به طرف آنان مي‌رود يا نه؟!
چرخش دوربين و حركت گزارشگر را به دقت دنبال مي‌كنيم... .
اما نه، نه!
دوربين آنان را ديد، ولي متأسفانه وقعي ننهاد و به طرفشان نرفت! (بي‌خيال، صداوسيماست ديگه!)

و نماي آخر؛ مردمي كه هنوز حرف دلشان تمام نشده، ناباورانه مي‌بينند كه آقاي مرآتي با دوربينش در حال خداحافظي است و گويي، از جمعيت فرار مي‌كند و ميليون‌ها بيننده، با اعصابي خـرد و خراب و دلي غمبار از اين همه مشكلات مطرح شده و بي‌پاسخ.

اما پلان بعدي چيست؟
ـ استوديو خبر ۳0و۲0، خانم تركمندي با آن خنده هميشگي! گويي، نمي‌داند چه چيزي پخش كرده و نمي‌داند مخاطب را در چه حالتي رها كرده است!
با خونسردي تمام، روي صحنه ظاهر شده و مي‌گويد: تريبون آزاد بعدي ِآقاي مرآتي، استان گلستان (گرگان).
همين؛ نقطه، سر خط!

اما چند نكته با رعايت ايجاز و اختصار با رئيس محترم صداوسيما (با نهايت ادب به دليل حرمتي كه براي وي قايلم).
1ـ جناب آقاي ضرغامي، آيا خودتان ـ چه به عنوان منتقد يا منتقد عنه ـ حاضريد يك لحظه پشت اين تريبون قرار گيريد؟ يا اين كه بايد از قبل جاي تريبون، مخاطبان، سكوت محض، ميكروفون آماده، مجري مؤدب و غيره برايتان فراهم شود؟
قطعا با شناختي كه از حضرت‌عالي دارم، خودتان را از اين مردم بالاتر نمي‌دانيد و شأن مردم را نيز پايين‌تر از خود نمي‌دانيد.
2ـ جناب آقاي ضرغامي عزيز، مي‌دانيد زمستان است؟ آيا نمي‌شد آن جمعيت را در جايي زير سر پناهي مستقر كرد؟ چرا در اين برنامه، با شأن مردم فهيم ايران در همه استان‌ها، اين‌گونه بي‌اهميت برخورد مي‌شود‌؟

3ـ آقاي ضرغامي، قبول بفرماييد اگر انعكاس اين مشكلات در رسانه درست باشد ـ كه هست ـ به ‌اندازه هر روزي كه از عمر مشكلات اين بندگان پاك خدا گذشته و رسانه زير مسئوليت شما در اطلاع‌رسانيِ آنها كوتاهي كرده، همكاران شما نيز به ‌اندازه همان كساني كه در ايصالِ حقوق اينها كوتاهي كرده‌اند، مقصرند. پس اين همه شبكه استاني و خبري و برنامه‌هاي ويژه و... چه مي‌كنند تا مشكلات در يك برنامه پنج دقيقه‌اي تلنبار شود؟

4ـ البته منعكس كردن يك بحث است و خوب منعكس كردن، خوب و دلسوزانه و متعهدانه پيگيري كردن و خوب مردم را توسط مديران دخيل، قانع كردن هم بحثي ديگر است!

5 ـ جناب ضرغامي عزيز، اگر اين گونه مطالب را همه بايد بدانند، آن هم در پربيننده‌ترين بخش ويژه شبكه دو، در آن صورت، يك پرسش مطرح است و آن اين كه در همان شب، تنها در يك بخش 7 دقيقه و 38 ثانيه تبليغ ميان برنامه در سريال باغ مظفر پخش شد (به جز تبليغ‌هاي غير مستقيم داخل خود سريال)، آيا گمان مي‌كنيد مشكلات مردم، ارزش هزينه كردن از بيت‌المال براي دادن وقت بيـشتر را ندارد‌؟ حتما انتظار نداريد هزينه بيان مشكلات مردم، مثل توليد پفك نمكي و... پول تبليغشان از جيب مردم، مستقيم پرداخت شود؟
(اشتباه نشود، مي‌دانم كه تبليغ پفك و... نيز كمك به اقتصاد كشور است و به گونه‌اي در كاهش اين مشكلات هم اثر دارد اما...).

6ـ آيا رسانه ملي تنها در مسائل مهم سياسي و بين‌المللي، ملي است؟
نه. به نظر حقير، حتي توليد صاف و بي عيب يك سوزن خياطي در كشور اسلامي هم ملي است. نظم در كار مديران، نظم در امور اجتماعي و نظم در به تصوير كشيدن فرهنگ اصيل مردم در صدا و سيما هم ملي است و نحوه پرداختن به آن، بايد در قواره سازندگان و برنامه‌نويسان و برنامه‌پردازان باشد. آيا پرداختن به ‌اين گونه مشكلات مردم در حد يك تريبون شيشه‌اي با يك گزارشگر غيركارشناس (البته بسيار عزيز و فهيم و دوست داشتني) با يك ميكروفون و... هست؟ (در اين باب، بحث بسيار است و بايد آن را به حول و قوه الهي به مقالي ديگر در مجالي ديگر سپرد).

7ـ جناب آقاي ضرغامي! حتما شنيديد كه چه كي از ميان جمعيت گفت، 22 ماه است حقوق نگرفته‌ايم؟ و كسي گفت چند سال است خيابان‌ها حفاري شده، ولي آسفالت نشده‌اند (مشكلي كه تقريبا سال‌هاست در همه شهرها وجود دارد).
باور كنيد در هر مشكلي كه پاي كوتاهي دولت چه كنوني و چه گذشته‌ها، در ميان باشد، علتي از آن قصور را نيز بايد در رسانه ملي جستجو كرد؛ آن رسانه به همان مقدار كه براي فرهنگ‌سازيِ بيان مشكلات مردم وظيفه دارد هم با انعكاس مشكلات مي‌تواند مديران را فعال كند؛ ‌هم با لاپوشاني آنها، مي‌تواند مديران را به خمودي برد.
در آن 22 ماهي كه آن بنده خدا حقوقش را دريافت نكرده و در اين همه سال كه هر روزه خياباني آسفالت مي‌شود و بعد توسط شركت‌هاي گوناگون كنده مي‌شود و بعد... و آن سال‌هاي طولاني كه كلنگ كارخانه‌اي به زمين خورده و هنوز افتتاح نشده است، رسانه ملي با اين همه توسعه شبكه‌اي چه مي‌كرده؟

8ـ جناب آقاي ضرغامي! چه خوب است در اين باب، در بخش ويژه خبري 22 و 30 عملكرد مديران صدا و سيما، توسط مردم به نقد كشيده شود! واقعا رسانه ملي به فراخور اين تسميه، ‌در بخش‌هاي مديريتي، اقتصادي، عمراني، فرهنگي... عمل كرده است؟
قبول دارم كه بخش مهمي از مسئوليت در اين حوزه‌ها را سازمان‌ها و وزارتخانه‌هاي مربوطه عهده دارند، اما فكر نمي‌كنيد بخش وسيعي از كار دست شماست؟ و آيا گمان نمي‌كنيد برخي برنامه‌هاي رسانه، متأسفانه بخشي از كارهاي فرهنگي مفيد ديگر بخش‌ها را حتي خنـثي مي‌كند؟ (پيشنهاد مي‌كنم يك بار ديگر شب‌هاي برره و سريال نرگس و... را به دقت ببينيد و اشعار كوچه بازاري بعضي ترانه‌هاي صداوسيما را كه جز نهادينه كردن غم و اندوه و عشق‌هاي خياباني در آنها، بار فرهنگي ديگري وجود ندارد، با كمي تأمل گوش كنيد و تريبون آزاد را در اين باب ميان مردم ببريد (البته ‌اينجا بحث تخصصي است و بايد خودش ميان افراد خاص برود).

9ـ جناب ضرغامي عزيز! اگر روزنامه‌ها را بخوانيد، خواهيد ديد اساتيد دانشگاه و نخبگان كشور و حتي برخي از بزرگان علما در مجامع و مجالس و كلاس‌هاي درس از آن رسانه انتقادهاي اساسي دارند (البته اصل نقد در ميان جامعه هم شورآفرين است و هم بالنده)، اما گمان مي‌كنيد چرا آن قشر خاص بايد آن گونه نقدها را مأيوسانه در آن مجامع و... بيان كنـند؟ آيا اگر مجراي درستي براي اطلاع از سرانجام نظرشان وجود داشت، شأن آنها بالاتر از نقد بي‌حضور منتقدعنه نبود؟

10ـ در اين برنامه، حتما ديديد كه سيل جمعيت با پرسش‌هاي انبوه رها شدند و گويي، گزارشگر محترم از مردم در حال فرار بود! راستي، آقاي مرآتي از چه چيزي فرار مي‌كرد؟
الف: از آشكار شدن مشكلات مردم؟
ب: از اين كه رسانه ملي براي اين مسايل وقت ندارد؟!

پ: از انبوه پرسش‌هاي مردم؟
ت: از خدشه‌دار شدن وجهه رسانه ملي؟

ث: از شكسته شدن دوباره تريبون شيشه‌اي زير دست و پاي مردم فهيم؟ (راستي مي‌دانيد آنچه از فتواي مراجع برداشت مي‌شود، در اين گونه خسارت‌ها به بيت‌المال، كساني كه تمهيد نظم و ترتيب را در آن برنامه از پيش نچـيده بودند، ضامنند و نبايد هزينه تعمير تريبون از بيت‌المال پرداخت شود؟).

ج: از زير دست و پا ماندن آقاي مرآتي؟
چ: از پاسخ مسئولان؟
ح: اصلا آيا فرار كردن از اين مردم خونگرم از موضع ادب و نزاكت است؟

حتي اگر اين‌گونه برنامه‌سازي براي تلنگر زدن به مديران باشد، تا مديران به ميان مردم بروند و خودشان مشكلات مردم را بي‌پروا بشنوند، او بايد مي‌ماند و همه سؤال‌ها را مي‌شنيد و پاسخ مي‌گرفت. (دست‌كم من و امثال من به عنوان يك مخاطب، اين پاسخ را از شما مي‌خواهم)
به اميد آن روز

در پايان براي جلوگيري از تلنبار شدن مشكلات مردم و خلوت‌تر شدن تريبون آزاد ۳0و۲0، راهكارهايي پيشنهاد مي‌‌شود:
1ـ سفرهاي استاني رئيس‌جمهور امروز هك امر ملي شده است و دست‌كم بيش از دو سال ديگر ادامه خواهند داشت. آيا نمي‌طلبد به ‌اين موضوع ـ كه ديگر تنها يك سفر تنها نيست و مهم‌ترين مسائل هر استان و كشور در آنها تصويب مي‌شود ـ يك شبكه ويژه اختصاص داد و مصوبات و درددلها و كمبودها را به صورت ويژه و خاص در آنها پيگيري كرد؟
2ـ كم‌ترين خواسته آن است كه تريبون ۳0و۲0 بايد از اين شيوه خارج و به صورت چالشي وارد عمل شود كه لازمه آن نيز اختصاص وقتي مناسب و بيش از يك ساعت و دو ساعت به ‌اين امر است (البته قبول دارم كه از جذابيتش كاسته مي‌شود).

3ـ همان گونه كه نحوه قانونگذاري و مصوبات مجلس شوراي اسلامي به صورت زنده از راديو پخش مي‌شود، مي‌طلبد نحوه عمل به آن قوانين كه بيشتر در شوراهاي اداري استان تصميم‌گيري مي‌شود، از شبكه‌هاي استاني پخش شود، تا مردم نسبت عملكرد و توان مديران خود نيز آگاه شوند؛ البته چون تا‌كنون چنين موردي نبوده است، مي‌توان به صورت آزمايشي در يكي دو استان تجربه كرد و در صورت توفيق، آن را به جاهاي ديگر تسري داد.
والسلام
ارسال پست

بازگشت به “اخبار و حوادث”