جايگاه زن در ايران باستان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 321
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۵, ۸:۴۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 59 بار

جايگاه زن در ايران باستان

پست توسط کفير »

[size=18] [color=red] من از تمام خانمهایی که این مطلب را می خوانند پیشاپیش معذرت خواهی می کنم این مطاب پاسخی به سخنان یکی از دوستان   
   
اوضاع اجتماعی عهد ساسانیان بر طبق قوانین مدنی مفصلی اداره می‌‌شد، که مبتنی بر احکام زند و اوستا بود... اصل تعدد زوجات اصل تشکیل خانواده به شمار می‌‌رفت. در عمل، تعداد زنانی که مرد می‌‌توانست داشته باشد، به استطاعت او بستگی داشت. ظاهراً مردمان کم بضاعت به طور کلی بیش از یک زن نداشتند. رییس خانه (=کدگ خودای) از حق ریاست دودمان بهره مند بود.(1) یکی از زنان، سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را "پادشاه زن" یا "زن ممتاز" می‌‌خواندند. از او پست تر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را "زن خدمتکار" یا "چاکر زن" می‌‌گفتند. (2) حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود. (3) ظاهراً کنیزان زرخرید و زنان اسیر جزء طبقه چاکر زن بوده اند. معلوم نیست که عده زنان ممتاز یک مرد محدود بوده است یا خیر، اما در بعضی از مباحث حقوقی از مردی که دو زن ممتاز دارد سخن به میان آمده است. (4)

زنانی که عنوان "چاکر زن" داشته اند، فقط اولاد ذکور آنان در خانواده پدری پذیرفته می‌‌شده اند. (5) اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارز جامعه ایرانی به شمار می‌‌رفت، تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می‌‌شمردند و چنین وصلتی را "خویدوده" می‌‌خواندند. این رسم از قدیم معمول بود، حتی در عهد هخامنشیان. مثلاً کمبوجیه دو خواهر خود را در عقد ازدواج داشت، که یکی از آنها آتوسا نام داشت. داریوش دوم، خواهر خود پریساتیس را به زنی گرفت. اردشیر دوم با دو دوختر خود آتوسا و آمستریس و داریوش سوم با دختر خود استاتئرا ازدواج کرد. بهرام چوبین خواهر خود گردیگ را گرفت و مهران گشنسب نیز پیش از اینکه مسیحی بشود خواهر خود را عقد کرده بود. در کتاب حقوق سریانی که راجع به ازدواج است گوید: عدالت خاصه پرستندگان اوهرمزد به نحوی جاری می‌شود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند و مثال‌هایی آورده است که زرتشتیان برای تایید و تقدیس این امر روایت می‌‌کرده اند. (6) در آیین زرتشتی ازدواج با اقارب به هیچ وجه زنا محسوب نمی‌شده، بلکه عمل ثوابی بوده که از لحاظ دینی اجری عظیم داشته است.

هنگام تولد طفل پدر باید شکر خدای را با انجام مراسم دینی خاص و دادن صدقات به جای آورد، صدقه پسر بیش از دختر بود. (7) بایستی طفل خردسال را از آسیب چشم بد محفوظ بدارند و مواظبت کنند، تا زن حایض نزدیک او نشود، زیرا که پلیدی شیطانی آن زن را موجب بدبختی طفل می‌‌پنداشتند. (8) شیطان را به وسیله آتش و روشنایی دور می‌‌کردند، خصوصا در سه شب اول تولد طفل و شیردادن گیاه هوم به طفل می‌‌دادند و روغن بهاری به او می‌‌چشانیدند. (9) تعلیم مذهبی دختر را مادر به عهده می‌‌گرفت، لکن حق شوهر دادن او به پدر اختصاص داشت. (10) اگر پدر در قید حیات نبود، شخص دیگری اجازه شوهر دادن دختر را داشت. این حق نخست به مادر تعلق می‌‌گرفت و اگر مادر مرده بود، متوجه یکی از عموها یا دایی‌های دختر می‌‌شد. دختر خود مستقلا حق اختیار شوی نداشت. (11) از طرف دیگر پدر یا شخص دیگر، که ولی دختر به شمار می‌‌رفت مکلف بود به مجرد رسیدن دختر به سن بلوغ او را شوهر دهد، زیرا منع دختران از توالد گناه عظیمی به شمار می‌‌آمد. (12)

مراسم نامزدی قالبا در سن طفولیت به عمل می‌‌آمد و ازدواج در جوانی صورت می‌‌گرفت. در پانزده سالگی دختر باید شوهردار می‌‌شد. (13) معمولاً وصلت به وسیله یک نفر واسطه به عمل می‌‌آمد، مهر را تعیین می‌‌کردند. بعد شوهر مبلغی به پدر آن دختر می‌‌پرداخت، ولی می‌‌توانست آن پول را در بعضی موارد مطالبه کند، مثلا: اگر بعد از عروسی معلوم می‌‌شد که زن ارزش آن مبلغ را ندارد. ظاهراً مقصود این است که زن عقیم باشد. (14)

معمولاً پدر خانواده، که صاحب اختیار همه خانواده بود، در عواید اموال خاص همسران و غلامان خود تصرف می‌‌کرد. در موارد طلاقی که با رضای زوجه واقع می‌‌شد زن حق نداشت اموالی را که شوهر در موقع عروسی به او داده بود نگاه دارد. هرگاه شوهری به زن خود می‌‌گفت: از این لحظه تو آزاد و صاحب اختیار خود هستی، زن به این وسیله از نزد شوهر خود طرد نمی‌شد ولی اجازه می‌‌یافت به عنوان "چاکر زن" شوهر دیگری اختیار کند! (15) این رسم باعث دغل بازی‌های بسیاری شده بود. در صورتی که شوهری زن خود را طرد می‌‌کرد، بی آن که صریحا اختیار او را به خود او بسپارد و زن شوی دیگری اختیار می‌‌کرد، فرزندانی که در ازدواج جدید در زمان حیات شوهر اولش می‌‌زایید، از آن شوهر اول بود، یعنی زن تحت تبعیت شوهر اول باقی می‌‌ماند!

شوهر حق داشت، یگانه زن خود را یا یکی از زنانش را (حتی اگر از زنان ممتاز او محسوب می‌‌شد) به مرد دیگری بسپارد! تا این که مرد از خدمات آن زن استفاده کند! رضایت زن شرط نبود! در این صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزندانی که در این ازدواج متولد می‌‌شدند، متعلق به شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب می‌‌شدند! (16) این قرار که شاهد دیگری از مشابهت قضایی وضعیت زوجه و کنیز است، با انعقاد پیمان رسمی صورت می‌‌گرفت، که در طی آن شوهر جدید همه گونه مواظبت و نگاهداری زن را در مدت این ازدواج تعهد می‌‌کرد. این عمل را از اعمال خیر می‌‌دانستند! و کمک به یک هم دین می‌‌شمردند.

زنان حایض نجس و شیطانی محسوب می‌‌شدند، و موجب آلودگی و نجاست محیط به شمار می‌‌رفتند. به همین دلیل دخمه‌های مخصوصی را در زیر زمین خانه‌ها برای زنان حایض می‌‌ساختند. این اتاقک‌ها پنچره‌ای به بیرون نداشت زیرا نور و روشنایی از عناصر مقدس به حساب می‌‌آمد و زنان حایض آن را آلوده می‌‌کردند. زنان دوران حیض خود را باید به تنهایی در این دخمه می‌‌گذراندند و از لمس کردن اعضای دیگر خانواده و نزدیک شدن به آتش خودداری می‌‌کردند. اگر احیانا زن حایض کسی را لمس می‌‌کرد، آن شخص برای پاک شدن باید با ادرار گاو غسل می‌‌کرد. پس از پایان دوره حیض، زن از آن اتاقک خارج می‌‌شد و خود را می‌‌شست و با ادرار گاو غسل می‌‌کرد تا پاک و طاهر شود! (17)


[ویرایش] منابع
1- بارتلمه، دادستان، ص 8؛ حقوق ساسانی، ج 1، ص 31، ج 2، ص 21

2- حقوق ساسانی، ج 1، ص 31

3- بارتلمه، زن در حقوق ساسانی، ص 13

4- آمیانوس، کتاب 22، بند 6، فقره 76

5- وست، متون پهلوی، ج 1، ص 142-143

6- وست، متون پهلوی، ج 2، ص 389

7- دینکرد، کتاب 8، فصل 31، فقره 13-14

8- همان، همان، همان، فقره 21-22

9- همان، همان، فصل 38، فقره 6-7

10- همان، همان، فصل 43، فقره 10

11- همان، همان، همان، فقره 11

12- همان، همان، همان، فقره 20

13- همان، همان، فصل 20، فقره 20

14- همان، همان، همان، فقره 95

15- دادستان، ص 13

16- حقوق ساسانی، ج 1، ص 29

17- وندیداد، فرگرد 16

[External Link Removed for Guests]
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی برده‌داری در ایران عصر ساسانی حکایت می‌کند (بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda and Bardadari در دانشنامه ایرانیکا).

موبدان ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دل‌نگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج می‌برده‌اند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی می‌دانسته‌اند. شاید این نگرانی‌ها از آنجا ناشی می‌شده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان می‌داده‌اند. در کتاب پهلوی «بندهش» چنین گزارش می‌شود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز می‌رنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) است. به این ترتیب زنان نمی‌توانسته‌اند همچو مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند (بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان). همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شده‌اند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم در نیایش‌خوانی‌ها به فروهرش درود فرستاده می‌شود) از بی‌خردی و رازگشایی و اعتماد‌ناپذیر بودن زنان سخن رفته است (آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخش‌های گوناگون).

متون فقهی زرتشتی ساسانی، مقررات و دستورهای سختگیرانه فراوانی در باره اعمال و حرکات زنان دارد، بطوریکه زنان حتی در کوچکترین و شخصی‌ترین کارهای روزمره خود حق تصمیم‌گیری نداشته‌اند. آنان به هنگام دشتان ماهانه موظف بوده‌اند تا در جایی زندان‌مانند و دور از همگان به نام «دشتانستان» اقامت کنند و از آن خارج نشوند و نگاهشان به آتش نیفتد. از آنجا که زنان در این مدت سخت آلوده و خطرناک دانسته می‌شده‌اند، موظف بوده‌اند از ظرف‌های مخصوصی استفاده کنند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج از دشتانستان نداشته باشند. زنان همچنین موظف بوده‌اند تا پس از پایان دشتان، دویست مور دانه‌کش را بکشند و خود را با پیشاب گاو نر شستشو دهند (گاه در برابر یک موبد مرد، چون زنان حق موبد شدن نداشته‌اند). چنانچه زنی در این مدت آهنگ شوهر خود را می‌کرد، سزایش «مرگ ارزانی/ اعدام» بود. (ماتیگان هزار دادستان، آناهیتا پریخانیان، چاپ ایروان، به زبان‌های ارمنی، انگلیسی و روسی؛ همچنین بنگرید به بخش‌های گوناگون از متن اوستایی متأخر «ودیوداد/ وندیداد»).

زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستان می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است (وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش استاد جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص 713 تا 716).

آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان گفته شده است، سفارش می‌کند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون از خانه شوند. اما چنانچه به ناچاری زنان قصد خروج از خانه را داشته‌اند، موظف بوده‌اند با حجاب کامل و پوشش یکدست سر تا پا در انظار همگان ظاهر شوند و چنانچه کمترین آرایش و زیور خود را به دیگران نشان می‌داده‌اند، شایسته جهنم دانسته می‌شده‌اند (بنگرید به بخش‌های گوناگون از کتاب ارداویراف‌نامه). البته زنان اشراف در جامعه طبقاتی زرتشتی ساسانی از این قاعده و بسیاری قواعد دیگر معاف بوده‌اند.

زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن 9 سالگی با شوهری که برایش انتخاب می‌کرده‌اند، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز می‌زند و زندگی بدون شوهر را ترجیح می‌داد، سزاوار مرگ بود. این مجازات همچنین برای زنی که به قهر شوهر خود را ترک گفته بود نیز در نظر گرفته می‌شد (شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، ص 173 تا 175). زنان می‌باید سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو می‌زدند و می‌پرسیده‌اند که آقایش دوست دارد امروز چه کاری برایش انجام شود. با این حال، زنان حق تقاضای طلاق و حق تصرف جهیزیه خود را داشته‌اند. اما پس از طلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهیزیه خود را نداشته‌اند.

مردان طبقه اشراف می‌توانسته‌اند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هر تعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند. همچنین مردان می‌توانسته‌اند تا در صورت فقر و ناتوانی زن خود را بفروشند و یا در صورت ناباروری خود، آنان را برای مدتی معین در اختیار مرد دیگری بگذارند و در واقع اجاره دهند (جزئیات این معامله‌ها را در «ماتیگان هزار دادستان» بخوانید). دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اما چنین به نظر می‌آید که جامعه هرگز از این اجازه منفعت‌طلبانه موبدان استقبال نکرده است.

ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاک می‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد (خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص 350). با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر. (دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی).

نگاره‌های بازمانده از عصر ساسانی نیز از نگاه رایج ساسانیان به زن حکایت می‌کند. در حالیکه نگاره‌های زنان پیش از تاریخ، هخامنشی و اشکانی، با انبوهی از نقش‌های زنانی با شکوه و قدرتمند به دیده می‌آید، بر نگاره‌های ساسانی که بر جام‌ها و موزائیک‌ها بر جای مانده است، زن تنها موجودی است که وظیفه خوشگذرانی و بزم و ساز و آواز مردان را بر عهده دارد. پدیده‌ای که شاهنامه فردوسی نیز به آن اشاره دارد و نام‌های زنان در عصر ساسانی شاهنامه بر خلاف پیشینیان پر افتخار خود همچو فرانک و گردآفرید و منیژه، از شمار فراوانی معشوقگان درباری تشکیل شده است. متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدگی» نیز ویژگی‌های یک زن خوب از دید خسرو را باز می‌گوید. ویژگی‌های که در اندام و جاذبه‌های زنانه خلاصه می‌شوند (متون پهلوی، سعید عریان، ص 82).

[External Link Removed for Guests]
تصویر
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 321
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۵, ۸:۴۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 59 بار

پست توسط کفير »

اين در حالي است که قرآن حضرت زهرا به عنوان کوثر معرفي کرده و حديثي از پيامبر مي خوانيم زنان هديه خداوند هستند
تصویر
New Member
پست: 12
تاریخ عضویت: جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۸۶, ۶:۴۶ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

پست توسط A-10 »

حرفهايت تا حد زيادي درست است و بدجوري پوزه بعضي ها را كه اگر اجازه بدهي ميگويند در زمان كورش ايران ماهواره به فضا ميفرستاد و... را به خاك ماليدي.
در مورد نام كاربريت يك سوال داشتم : كفير . منظورت از كفيرkafir همان ميراژهاي اسرائيل است يا چيز ديگر. چون kafir نام هواپيمايي جنگي اسرائيلي است.
Major
Major
پست: 584
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 69 بار

پست توسط majidjon13 »

بسياري زياد از جملات و توصيف هايي که بالا خواندم شامل حال حاظر بانوان بي گناه و زجر ديده ايران ميشود.

زناني که جزعي ترين حقوق خود نيز منع شده اند..

يک تراژدي تمام عيار براي فيلم نامه نويس ها در روزگار ایندگان.

خود هیچ منعبی را که از ویکی پدیا قرار داده اید مطالعه فرموده اید؟؟

[External Link Removed for Guests]

زن در اوستا و همچنین در زبان سانسکرت به لقب «ریته‌سیه‌بانو» یا «اَشَه‌بانو» خوانده شده، که به معنی دارنده فروغ راستی و پارسایی است. امروز واژه نخستین در زبان پارسی حذف شده و فقط بانو که، به معنی فروغ و روشنایی است برای زنان به کار می‌‌بریم. باز واژه مادر در اوستا و سنسکرت «ماتری» است که به معنی پرورش دهنده می‌‌باشد و خواهر را «سواسری» یعنی وجود مقدس و خیرخواه می‌‌نامد و زن شوهردار به صفت «نمانوپنتی» یا نگهبان خانه، نامزد شده است.

زن درایران باستان (درمتون پهلوی) مقامی بسیار والا و ارجمند داشته است. مهریکی از ایزدان مادینه بوده که به شکل زن مهر آن نیز وجود دارد. اما بعدها نماد مردانه پیدا کرد. زن ایرانی در دوره هخامنشیان در کلیه امور همچون مردان به کار و پیشه مشغول بوده است. این را کشف سنگ‌نبشته‌های گلی در تخت جمشید به اثبات می‌‌رساند. جالب این که بدانید زنان در هنگام زایمان مرخصی با حقوق داشته‌اند و همچنین پس از زایمان به آنان پاداش‌های گران بها نیر داده می‌‌شد. در برخی از سنگ نبشته‌ها شاهد آن هستیم که مردان در خدمت زنان کار می‌کنند و ریاست کارها به زنان است و نیز می‌‌بینیم که زنانی معرفی شده‌اند که املاک وسیع و کارگاه‌های بزرگی داشته‌اند، همچنین زنان دوره هخامنشی می‌‌توانستند بدون هیچگونه دخالت شوهر در املاک و دارایی‌های خودهرگونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند.

در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیاربالا بود و زن در بسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری می‌‌کرد. بنابرنوشته کتاب نیرنگستان پهلوی، زنان می‌‌توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی حتی با مردان شرکت کننده یا خود به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی می‌‌توانستند درا وقات معینی به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب ماتیکان هزاردادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول شوند. در فروردین یشت و دیگریشت‌ها و همچنین شاهنامه و دیگرحماسه‌های باستانی این سرزمین، اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهن پرست دین دار- که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در گروه زنده و روانان جاوید، درآمده‌اند – نام برده شده و برروان فرهمند آنان درود فرستاده می‌شود. در ایران باستان زنان همچون مردان می‌‌توانستند فنون نظامی را یاد بگیرند و حتی فرماندهی سپاهیان را بر عهده بگیرند (مانند: بانو آرتمیس که فرمانده سپاهیان ایران در برابر یونانیان بود، و گردآفرید که مرزدار ایران بود و در برابر سهراب صف آرایی کرد).

زیبایی تمدن ایران و فرهنگ انسانی اش در اینجا بیشترآشکار می‌شود که زنی ایرانی دارای شخصیت حقوقی و برابر با مردان بوده و می‌‌توانسته به شغل وکالت دادگستری بپردازد و حتی بر مسند قضاوت بنشیند و قضاوت کند. بنابه گفته کتاب هزار دستان (هزار ماده قانون) زنان دانشمند و باسواد به پیشه قضاوت مشغول بوده اند. این زیبایی تمدن دیدن چهره‌هایی درخشان از زنان ایرانی که بر جایگاه والای شاهنشاهی ایران تکیه زده‌اند نمایان تر می‌شود. چهره‌هایی همچون «هما»، «آذرمیدخت»، «پوراندخت»، «دنیاک» و نیز چهره‌هایی مشهوری که فرماندهی سپاهیان ایرانی را بر عهده داشته‌اند: همچون آرتمیس، کردیه، بانوگشسب، گردآفرید و... نیز زنان سیاستمدار و دانشمندی که به تنهایی و یا دوش به دوش مردان خود ایستادند و از این سرزمین پاسداری کردند، زنانی چون: آتوسا (همسرکورش بزرگ)، شهربانو استر، شهربانو موزا، پروشات، آتوسا (همسرسیاستمدارو هوشمند اردشیر دوم)، پانته‌آ، کتایون، سیندخت، فرنگیس، فرانک، شیرین، منیژه، ارنواز، شهرناز، رودابه، تهمینه، دوغدو، پورچیستا (چیستا دخترکوچک آشوزرتشت).


زنان در ایران باستان

از سخنرانی زنده یاد کورش آریامنش در جشنواره سیدنی (استرالیا)





ب ? زن در وزیری

بدبختانه دو تازش بزرگ و خردکننده: نخست اسکندر و سپس تازیان به ویژه٬ همه دستمایه و نشانه ها و ماندمانهای کشور ما را به نابودی کشاندند و در آتش سوزاندند و به آب دادند. از این رو کمتر یادمانهایی از گذشته به ویژه از زمان ماد و اشکانیان به جای مانده است که بتوان بر آنها تکیه نمود. ولی از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده و به گونه پراکنده به دست رسیده است٬ نشان میدهد که زن ایرانی به والاترین پایه های گردانندگی کشور دست یافته و با پشتکار ستودنی و کاردانی به انجام کارها پرداخته است.



? آرتادخت? از زنانی است که وزیر دارایی ? اردوان چهارم اشکانی? میشود و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید٬ کشور را به توانگری میرساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.



پ ? زن در سرداری و فرماندهی

زنان در هنر تیراندازی٬ اسب سورای٬ جنگاوری٬ نبرد .... فراوان آموزش میدیدند٬ به گونه ای که گاه کارکشتگی و بیباکیشان بدانجا میرسید که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن میکردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده میشدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند٬ کم نیستند. اینان نه تنها به شکار و تیراندازی میرفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان می ربودند که همراه مردان در میدانهای جنگ٬ شاهکارهایی می آفریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان میشد. از این رو با شایستگی نشان دادن٬ خود به فرماندهی میرسیدند و همچون سرداران بی پروا٬ در رده جلوی سپاه٬ پرچم به دست میگرفتند و جنگها را رهبری میکردند.



? آرتمیس? یا آرتمیز در چم راست گفتار بزرگ٬ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ ‌کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ ‌سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.



از سرداران سرشناس و بی پروا و کارآمد و برازنده دیگر٬ ? گردیه? خواهر بهرام چوبین است که در دلاوری و جنگاوری بلندآوازه مبیاشد. او پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ ‌آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با ? تور? فرمانده نیروی خاغان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.

فردوسی در این باره چنین میسراید:

همـه لشـــگر چیـن بـر هـم شــکسـت

بسی کشت و افکند و چندی به خست

ســراســر همـه دشـت شـد رود خـون

یکــی بـی سـر و دیـگری سـرنـگـون

چــو پـیـروز شـد سـوی ایـران کشــید

بـر شــــــهریـــار دلـــیــــران کشــــید

بــه روز چـهـــارم بــه آمــــوی شــــد

نــدیــدی زنـی کـــو جـهـانـجـوی شــد

استاد سخن از زبان سربازان ?گردیه? که با شگفتی از دلاوریهایش٬ او را ستودند٬ میسراید:

نـه جـنـبـانـدت کـوه آهـن ز جـای

یلان را به مردی تویی رهمنـای

ز مـرد خـردمـنـــــد بـیـــــــدارتـر
ز دســتــــور دانـنـده هـشـیـارتـر

هـمه کهتـرانـیـم و فرمان تراست

بـدین آرزو رای و پیمـان تراست

? گردآفرید ? زن جنگاور برجسته دیگری است که با سهراب پسر رستم٬ دست و پنجه نرم میکند و سپاهیان را به شگفتی وامیدارد. فردوسی از زبان سهراب هم آورد ? گردیه ? چنین میسراید:

بـدانسـت سـهراب کـه دختـر است

ســر مـوی او ار در افســر اســت

شگفت آمدش گفت از ایران سپـاه

چـنـیـن دخـتـــر آیــد بــه آوردگــاه

ســــواران جـنــگی بـه روز نـبـرد

هـمـانـا بـه ایـــــــران درآرنـد گـرد

زنـانـشـان چـنـیـنـنـد ز ایـرانیــــان

چگـونه انـد گـردان و جنگ آوران

? بانو گشنسب? دختر رستم و همسر ? گیو? نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.



? زربانو? دختر دیگر رستم میباشد که از سواران تیرانداز و جنگجو به شمار می آمده و با رزم دلاورانه خود زال٬ آذربرزین و تخواره را از زندان آزاد کرده است.



نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ ‌اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ ‌بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):



- ? آپاما ? دختر ? سپیتمن ? که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬‌ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد.

- ? آذرنوش? در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.

- ? آرتونیس? در چم راست و درست٬ دختر ?ارته باز? که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.

- ? آریاتس? در چم آریایی پاک و درست از سرداران هخامنشی.

- ? آسپاسیا? در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.

- ? آمسترس ? در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.

- ? ابردخت? در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.

- ? استاتیرا? در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬‌ دختر داریوش سوم هخامنشی.

- ? ُبرزآفرید? در چم آفریده شکوه و والایی٬ ‌از سرداران ساسانی.

- ? برزین دخت? در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.

- ? پریساتیس? در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.

- ? داناک ? در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.

- ? سی سی کام? در چم کامروا و پیروز٬ ‌مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.

- ? سورا? در چم گلگون رخ٬‌ دختر اردوان پنجم اشکانی.

- ? گلبویه ? از سرداران و جنگجویان ساسانی.

- ? ماه آذر? از سرداران ساسانی.

- مهر مس? در چم مهر بزرگ٬ ‌خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.

- مهر یار? از سرداران ساسانی.

- میترادخت? در چم دختر مهر٬‌ دختر خورشید٬ ‌از سرداران اشکانی.

- نگان? در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.

- ورزا? در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.

- وهومسه ? در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ ‌از سرداران هخامنشی.

- هومی یاستِر? در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.

- ? یوتاب? در چم درخشنده و بیمانند٬‌ خواسته و پرفروغ٬‌ خواهر ? آریوبرزن? سردار بیباک و دلیر داریوش سوم در جنگ با اسکندر. یوتاب فرماندهی بخشی ار سپاهیان برادر را داشت که در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست و اگر یک روستایی٬‌ راهی دیگر را به اسکندر نشان نمیداد تا از آن جا شبیخون بزند٬ شکست خورده و سپاهیانش تار و مار شده بودند. یوتاب همراه برادر آن اندازه جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود به جای گذاشتند.

[External Link Removed for Guests]
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 96
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۶, ۲:۲۲ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 4 بار

پست توسط mqx »

[quote="A-10"]حرفهايت تا حد زيادي درست است و بدجوري پوزه بعضي ها را كه اگر اجازه بدهي ميگويند در زمان كورش ايران ماهواره به فضا ميفرستاد و... را به خاك ماليدي.
منظورت چیه؟
تو با این مشکل داری که کوروش آدم فوق العاده ای بود و اسمش در قران هست یا با توصیفات زیادی؟
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 148
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۱۶ ق.ظ
محل اقامت: zigomigota@gmail.com
سپاس‌های ارسالی: 415 بار
سپاس‌های دریافتی: 411 بار
تماس:

پست توسط saeed_saba »

با سلام
دوستان سو تفاهم نشه
حقوق بشر اون موقع رو با الان مقايسه نکنيد
در ايران باستان چيزهايي ارزش بوده که الان ممکنه ارزش نباشه
ما براي رفتن آمديم نه براي ماندن

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”