زردشت

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

زردشت

پست توسط ARMIN »

سلام
مطالبي که مي خواهم بنوسيم خلاصه اي از کتاب «مجموعه قوانين زردشت يا ونديداد اوستا » نوشته «جيمس دار مستتر» و ترجمه دکتر موسي جوان است.
از دوستان ديگر هم تقاضا دارم اگر در مورد دين زردشت اطلاعاتي دارند من را کمک کنند.

اوستا در زمان ساسانيان به 21 کتاب مشتمل بود و هر کتاب بنام Nask (با فتح نون) ناميده مي شد و ونديداد نسک نوزدهم اوستا است که به طور کامل تا به عصر حاضر با قيمانده است.
اوستا کتاب زردشت پس از گرويدن ايرانيان به دين اسلام متروک شد و به جايي رسيد که در حدود سده پنجم هجري ياد آن از خاطره ها محوگرديد. آنکتيل دو پرون دانشمند پرشور فرانسوي نخستين کسي است که در نيمه سده هيجدهم ميلادي براي بدست آوردن کتاب زردشت به هندوستان سفر نمود و مدت سه سال در شهر هاي پارسي نشين هند به تجسس پرداخت و بلاخره نسخ متعدد از باقيمانده نسک هاي اوستا از جمله نسک ونديداد را به زبان پهلوي و ترجمه هاي سانسکريت و گجراني بدست آورد و به پاريس مراجعت کرد و مدت ده سال کوشيد تا ترجمه آن ها را در سال 1776 ميلادي به فرانسه در سه جلد کلان انتشار دهد. با انتشار اين کتب دانشمندان اروپايي امثال بورنف، دار مستتر، وست، راسک، و هوگ در مسافرت هاي خود به هند جزوات کامل تر و قديمي تر به دست آوردند و به تدريج رشته اوستا شناسي جزو باستان شناسي در برنامه دانشگاه هاي برگ جهان قرار گرفت.
اما از جزوات اوستا آنچه تاکنون بدست آمده از يک سوم اوستاي زمان ساسانيان تجاوز نمي کند و به پنج قسمت است:
يکي ونديداد، دوم ينسا ياگتا ها، سوميشتها، چهرم خورده اوستا و پنجم ويسپرد.
پارسيان هندي و زردشتيان بعد از ظهور اسلام بسيار محافظه کار شدند و از دادن کتاب خود به غير از همدينان خود به ديگران خود داري کردند. اين مشکل کار محققان اروپايي در ابتداي امر بود. شاردن سياح جهانگرد فرانسوي هنگام اقامت خود در اصفهان در صدد بر آمد که نسخه اي از کتاب اوستا را از يک روحاني زردشتي خريداري کند ولي او بقدري قيمت را زياد گفت که وي از خريد آن پشيمان شد.آنکتيل دو پرون در مدت سه سال در شهر سورات هند در مدت سه سال به تجسس پرداخت و از بدست آوردن اوستا مايوس شد تا بلاخره با اتفاق افتادن يک جريان سياسي توانست جزواتي بدست آورد. فرايزر انگليسي در مدت دو سال در هند نتوانست چيزي به دست بياورد.
جيمس دار مستتر در مسافرت خود به هند هم با همين مشکلات مواجه شد ناچار خود را مزدا پرست معرفي کرد و چند سخنراني در تمجيد اوستا و دين زردشت ايراد کرد تا توانست به محافل پارسيان وارد شود و از مراسم ديني آن ها ديدن نمايد و حتي عکس هايي از معابد زردشتي بگيرد.


ادامه دارد...
آخرین ويرايش توسط 1 on ARMIN, ويرايش شده در 0.
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

روحانيون متعصب پارسي در پنجاه سال قبل با وضعيتي مواجه شدند که بر خلاف ميل و عقايد ديني آن ها بود و به اين ترتيب از يک طرف ملاحظه نمودند جزوات اوستا به دست دانشمندان غربي افتاده و ترجمه آن ها نيز همه جا به زبان اروپايي منتشر شده است و از طرف ديگر در اين ترجمه ها زردشت را همه جا پيرو خدايان متعدد پنداشته اند و اين امر سبب مي شد از جماعت زردشتيان روز به روز کاسته شود و يا حتي جوانان پارسي نيز دين کهن خود را ترک گويند و از اين سبب در صدد عکس العمل بر آمدند. اين عکس العمل را انجمن زردشتيان بمبئي بعهده گرفت به اين ترتيب که از يک طرف مجله مزدائيسم را در پاريس تاسيس نمود و از طرفي هيئتي به تهران اعزام داشت.
مختصري از شرح حال اوستا و جريان ترجمه اوستا بيان نمودم تا دوستان بدانند که چه بر سر کتاب اوستا بعداز اسلام آمد.

زمان ولادت زردشت

بنا به دلايل مدارکي که از زمان ساسانيان باقي مانده و مورد قبول محققان ارجمند ايراني و غير ايراني واقع شده ترديد نيست که زردشت در سده ششم قبل از ميلاد مي زيست و با کوروش بزرگ هخامنشي و داريوش کبير هم زمان بوده ( اين تاريخ را مترجم کتاب دکتر موسي جوان نقل کرده است) اما اختلافات زيادي در زمان اين تاريخ وجود دارد.

آقاي ابراهيم پور داوود در کناب يسنا جلد اول چاپ تهران سال 1334 راجع به زمان ولادت زردشت در 35 صفحه از صفحه 75 تا 110 بحث کرده و تاريخ زندگي زردشت را سده يازدهم قبل از ميلاد قرار داده است.

آقاي سيد حسن تقي زاده راجه به زمان زردشت تحقيقات عميقانه کرده و اين زمان را با 258 سال قبل از استيلاي اسکندر يعني 855 سال قبل از ميلاد منطبق دانسته .

آقاي سعيد نفيسي در جلد اول تاريخ تمدن ايران ساساني چاپ 1341 خورشيدي صفحه 47 راجع به ولادت زردشت از کلمان هوار دانشمند فرانسوي نقل کرده و چنين مي نويسد « روايات ايراني که در کتاب پهلوي بند هش ضبط شده زمان او را در ميان قرن ششم و هفتم قبل از ميلاد تعيين کرده است.»

اولمستد دانشمند فقيد آمريکايي در کتاب خود چاپ سال 1944 صفحه 259 تاريخ بعثت زردشت را حدود سال 570 قبل از ميلاد مي داند و توضيح داده که از مطالعه در عقايد دانشمندان واضح است که زردشت در سده ششم قبل از ميلاد حيات داشته است.

ادامه دارد...
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

زردشت در فصل اول ونديداد از 16 کشور ايراني نشين، قلمرو سلطنت پادشاهان کياني ، يک به يک ياد کرده است و ضمنا توضيح داده که اين کشور ها را اهورا مزدا براي سکونت ايرانيان آفريده که نام بردن آن ها فکر نمي کنم ضروري باشد. اگر شخصي از دوستان نام هاي آن ها را مي خواهد بگويد تا بنويسم.
کشور هاي شانزده گانه که در فصل اول ذکر شده اکثرا با نام و نشان تعيين شده و براي هر کس معلوم و معين مي باشد. اما راجع به محل دقيق چهار فقره از اين کشور ها ميان دانشمندان اختلاف پديد آمد و اين اختلاف با قي بود تا زماني که باستان شناس شوروي در جنوب روسيه و بالخصوص نزديک مرز هاي شمالي ايران اکتشافاتي انجام داد و محل دقيق آن ها را مشخص کرد.

بعضي از محققان ايراني و کساني که با مطالب اوستا کمتر سرو کار دارند اهريمن را با شيطان يکسان مي دانند. در صورتي که چنين نيست.چنين عقيده اي نا درست و مبني به اشتباه است و شيطان و ابليس در دين اسلام از اهريمن تفاوت دارد همانطور که خداي محمد از اهورا مزدا متفاوت مي باشد.

دلايل آن به شرح زير است:
اول : شيطان مخلوق خداوند است اما اهريمن در آيين زردشت خود آفريده و خود ساخته و بي نياز از اهورا مزدا است.
دوم : شيطان در دين اسلام قوه خلاقه ندارد و چيزي را نمي تواند خلق کند و بيافريند اما اهريمن در اوستا به وصف آفريننده متصف شده و مي تواند علاوه از ديو ها و پريان نامرئي جانداران محسوس و مرئي از قبيل وزغ، مورچه، مار، عنکبون، حشرات و گرگ را خلق کند و بيماري و آفت پديد آورد.
سوم : اهريمن همه جا با خداي زردشت رقابت مي کند اما شيطان در برابر خداي متعال عاجز و نا توان است.
چهارم: مرگ، سرما و زمستان در دين زردشت مخلوق اهريمن است اما در دين اسلام الموت حق و سرما و زمستان نيز يک حادثه سودمند و مفيد مي باشد.

اساسا در دين زردشت همه اشخاص و اقوام خارج از ائين مزديسني خواه ايراني و غير ايراني به نام ديويسن يعني پرستنده ديو ناميده شده اند.

ادامه دارد....
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

آزمايش قضايي يا ورنينگ در ونداداد

آزمايش قضايي يا ورنينگ از تاسيسات بزرگ دادگستري در ونديداد مي باشد. قاضي و دادرس که در اوستا به نام راتو ناميده شده وقتي در احقاق حق مردد مي شد و يا در جرائم بزرگ در صدد بود مهلتي براي گناهکار قائل شود قضاوت و احقاق حق را به عهده اهورا مزدا يا رشنو خداي قانون گذار محول مي نمود. به اين ترتيب که گناهکار و يا متهم و متخلف را در آب جوشان و داغ مي انداختند و يا فلز گداخته به روي سينه و يا دل وي مي ريختند و اگر نيروي مقاومت در او سحر آسا بود و تصادفا نجات مي يافت حقانيت وي به ثبوت مي رسيد و الا به مجازات خود رسيده است . از اين موضوع در بند 55 و بند هاي ديگر فصل چهار ونديداد نقل شده است.

خود آفريده و خود ساخته هاي زردشت

از موضوعاتي که عقايد زردشت را به خوبي روشن مي دارد صحبت از خود آفريده بودن بعضي از ذوات طبيعت است که به کرات در جزوات اوستا و باالخصوص در ونديداد ياد شده است. در اوستا بعضي از ذوات طبيعت به صفت خوداتا و يا هواداتهه به معني خود آفريده و خود ساخته متصف شده است و اين ذوات به عقيده زردشت از آفريده اي اهورا مزدا خارج مي باشد و از آن جمله در بند 25 فصل 19 و بند 36و42 فصل مذبور و فقرات ديگر اوستا عبارت روشني بي پايان خود آفريده و مکان بيکران خود آفريده و بلاخره مه روز Merezu يا کهکشان خود آفريده و زمان بي فرجام خود آفريده ياد شده اند و اين ذوات بر طبق عقايد زردشت از خالق و آفريننده بي نياز هستند و چون حقيقت اهورا مزدا در روشني بي پايان قرار گرفته همچنان که اهريمن در تاريکي واقع گشته است . آسمان اعلا در بالاي ستارگان به کرات به عنوان مسکن اهورا مزدا و گرونمان و عرش الهي تعببير شده و اين آسمان طبق ونديداد خود آفريده و بيکران است اما آسمان در طبقات پايين تر و در مجاورت زمين و ستاره ها به نام سپهر موسوم گشته و مزدا آفريده است .
از اين موضوع تفاوت ديگر آيين زردشت از دين اسلام واضح و روشن مي گردد و لفظ خوداتا به معني خود آفريده و خود ساخته از اوستا بتدريج در زبان فارسي وارد شده و به واژه خود آي khudui تبديل يافته و به معني خدا و خداوند مصطلح گشته است.


ادامه دارد...
Don't play games with the ones who love you
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

من يك سري از مساعلي كه مطرح شده رو قبلا" كه كمي در مورد زرتشت تحقيق كرده بودم جور ديگه اي ديده بودم
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
pejmanعزيز, همانطور که در پست ها مي خوانيد اختلاف نظر در ميان اکثر مسائل وجود دارد حتي در زمان تولد زردشت. من تنها خلاصه کتابي رامي نويسم که در اولين پست نام بردم. به نظر من نسبت به بقيه کتاب ها قابل قبول تر است.

ممنون از توجه شما :D
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

تا اين جاي مطالب مر بوط مي شد به خلاصه اي از ديباچه کتاب فوق . از اينجا به بعد توضيح مختصري در باره فصل هاي اين کتاب مي نويسم.

کتاب ونديداد تشکيل شده از بيست و دو فصل که همانطور که گفتم بيشتر قوانين زردشت است.
من به طور اجمالي از هر فصل کتاب مختصري ذکر مي کنم.

فصل اول :

در فصل اول کشور هاي ايراني واقع در شمال و مشرق ايران باستان را را نوشته و به طور کامل مکان و جزئيات آن را ذکر کرده است.
اين کشور ها عبارتند از:
1) ايران ويج يا آريا ويج
2) سغد يا سغديان
3) مرو يا مورو
4) بلخ يا باختر
5) نيسايه يا پارت
6) هرات يا هرووه
7) کابل يا وه اکتره
8 ) اوروا يا اوغاتج
9) گرگان يا هيرکاني
10) رخج يا اراخوزيه
11) هتومنت يا هلمند
12) راگا يا ري
13)چخر يا چرخ
14) ورنه يا گيلان و ديلم
15) هپته هند و يا پنچاپ هند
16) رنگها و يا رنها در سرزمين قفقازيه کنوني در مجاورت ايران ويج

در اين فصل از کتب در 20 بند اين کشور ها را توضيح مي دهد . براي اينکه خوانندگان محترم به طور کامل با نحوه توضيح اين سرزمين ها آشنا شوند من بند 20 فصل اول را عيننا براي شما مي نويسم:

20- شانزدهمين کشور با نزهت که من اهورا مزدا آفريده ام سرزمين واقع در سرچمه رود رنها، Ranha يا رنگها است. مردم در اين سرزمين بي سرپرست و بي شاه زندگي مي کنند. اهريمن پر مرگ، بر ضد آن سرماي ديو آفريده پديد آورد.


ادامه دارد....
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

فصل دوم :

فصل دوم کتاب مشتمل بر 43 بند است. اين فصل ملاقات اهورامزدا با زردشت را بيان مي کندو همچنين بيان مي کند که جمشيد براي سلطنت در ايران زمين انتخاب شده است. در اين فصل حادثه يخبندان و طوفان را نيز ذکر مي کند. در اين فصل علاوه بر موارد فوق اشاره اي دارد به غار جمکرد و نقشه دروني اين غار.

بعد از دادن پيشنهاد اهورامزدا به جشيد براي سلطنت و قبول او اجمشيد در بند 6 مي گويد :
در سلطنت من نه باد گرم، نه باد سرد، نه بيماري و نه مرگ هيچ کدان نخواهد بود.

اين فصل تا بند 19 توضيح مي دهد که چگونه به دستور اهورا مزدا ،جمشيد زمين را براي زندگي چهار پايان ريزو درشت و مردمان پهن و قابل زندگي کرد.
به طوري که چند بار جمشيد با شمشير زدن بر زمين و با خواهش کرن از اسفندار مذ spenta armaiti زمين را پهن مي کند. براي اينکه شما دوستان بهتر جريان را متوجه بشوند. نحوه دستور دادن اهورا مزدا به جمشيد و نحوه انجام دادن اين کار را در بند 13 و 14 برايتان عينا مي نويسم (قسمت هاي داخل پراتز را خودم اظافه کرده ام) .

13. من (اهورامزدا) ، جم (جمشيد) زيبا را آگاه ساختم و به وي گفتم ، اي جم پسر ديو جهان، زمين از ستور مردمان و سگ و پرنده و آتش سرخ و سوزان پرشده و براي سکونت چهار پايان ريز و درشت و مردمان جاي خالي باقي نمانده است.

14. جم در اين هنگام در روشنايي و طريق خورشيد بسوي جنوب پيش رفت و زمين را با حلقه زرين فشرد و با شمشير سوراخ کرد و چنين گفت : اي اسفندار مذ، خواهش مي کنم بخاطر دوستي و براي اينکه رمه ريز و درشت و مردمان را در تو جاي دهم گشاد شو و پهن شو.

در ادامه فصل مي بينيم که اهورا مزدا جمشيد را آگاه مي سازد که زمستان نکبت بار همراه با سرماي سخت و ويران کننده پديد خواهد آمد و برف سنگين و دانه درشد خواهد باريد (بند 22).
و به جمشيد دستور ساخت غاري مي دهد که تمام مردم و جانوران را در آن جاي دهد و به طور کامل مشخصات غار را بيان مي کند . بيان مشخصات غار که در حدود 20 بند از اين کتاب را تشکيل مي دهد در حوصله بحث ما نيست. جمشيد غار را مي سازد و تمام موجودات را در آن جمع مي کند تا از سرما در امام بمانند.

ادامه دارد...
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

فصل سوم :

فصل سوم کتاب از 42 بند تشکيل شده است.
در ابتداي اين فصل توضيح مي دهد که زراعت و درختکاري زمين را شاد و خرسند مي کند و اين کار اهريمن و ديو را مي گريزاند.
در ادامه مي خوانيم که اگر شخصي جسد مرده را به تنهايي حمل کند کيفر اعدام در انتظار اوست.
در انتهاي فصل اشاره شده به اينکه، کيفر تازيانه براي کسي که مرده را در زمين دفن کند در نظر گرفته شده است.

در ابتدا زردشت از اهورامزدا مي پرسد کدام زمين در درجه اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم خوشخت تر است؟ که اهورامزدا در 6 بند ابتدايي اين فصل اين زمين ها را نام مي برد.
در بند 6 تا 11 فصل، زردشت سوال مي کند کدام زمين در درجه اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم در اندوه و ناراحتي است که اهورامزدا اين زمين ها را نيز نام مي برد.
در بند 12 و 13 ،اهورامزدا جواب زدشت در مورد اينکه کيست که در درجه اول و دوم شعف و خرسندي زمين را فراهم مي آورد را پاسخ مي دهد.
در ادامه اهورامزدا در مورد اين که نبايد جسد مرده را به تنهايي حمل کنيم و اگر حمل کنيم چه کيفري برايمان در نظر گرفته مي شود توضيح مي دهد.
از بند 36 به بعد در مورد خاک کردن جسد مرده در زمين توضيح داده شده است. بند 36 کتاب را به طور کامل براي شما مي نويسم:

36. اي آفريننده جهان جسماني و اي مقدس، بگو بدانم، کسي که جسد مرده انسان يا لاشه سگ را در زمين دفن کند و نصف سال بگذرد بي آنکه از زير خاک يرون آورد چه کيفر خواهد ديد؟
اهورا مزدا پاسخ داد و گفت: کيفر چنين شخصي پانصد ضره تازيانه اسپاهه و پانصد ضره تازيانه سروشه خواهد بود.

در انتهاي فصل در اين مورد توضيح داده شده که دين مزدا مرد پارسا را پاک مي کند. بند 42 فصل را در زير مي نويسم:

42. دين مزدا، اي اسپيتمه زردشت، مرد پارسا را از هر انديشه بد، گفتار بد ، کردار بد پاک و طاهر مي سازد همچنانکه باد تند دشت را پاک مي سازد.
کردار چنين شخصي اي اسپيتمه زردشت، هرگاه در آينده پسنديده باشد از همه گناهان آمرزيده مي شود.


ادامه دارد....
Don't play games with the ones who love you
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 249
تاریخ عضویت: شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19 بار
سپاس‌های دریافتی: 46 بار
تماس:

پست توسط salo »

زرتشت

زَرتُشت، زردشت،'متن ایتالیک'متن ایتالیک''زردهُشت یا زراتُشت'(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی‌گری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زرتشت در روز ششم فروردین زاده شده ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندین هزار سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) در روستای انبی دانسته‌اند. پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه شمال غربی ‌ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز پنجم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یك تورانی به نام توربراتور کشته شد.



معنی اسم زرتشت

بیشتر از ده شکل برای اسم زرتشت در زبان فارسی موجود است.زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره دست و زره هشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر می نامد و گاه نیز اسم خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده می شود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» ذکر می شود.البته این اسم خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان می گویند.ظاهراً معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است.

از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کرده است.دینون یونانی آنرا به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده است.آنچه که مشخص است این است که این اسم مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.انواع و اقسام معنی برای آن درست کرده اند که شرح همه آنها موجب طول کلام خواهد شد.البته اکثر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند.بارتولومه جزء اول را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده است.شاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمده است ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده است.

در جزء دوم این اسم اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر مانند بسیاری از اسامی قدیم ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی می دهد و به همان معنی است که امروز در فارسی می باشد.مثل فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را می دهد.

زردشت دهقان زاده ای بوده که اصلیت آن به مادها بازمی گردد.پیام های او به وسیله ی سروده هایش که گات یاگاهان نامیده می شوند به مارسیده است


تبار و خانواده زرتشت

جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود.

هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او روحانی، پسر دوم جنگجو و پسر سوم شبان بوده است.

لفظ اشو که به معني مقدس روحاني و جسماني راستي و درستي است و در اوستا زياد آمده است صفت يا عنوان پيغمبر مي باشد. به طوري که در اکثر جاهاي اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص يافته و ديگر مقامي بالاتر از ان نيست که مخلوقي از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئي مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مه‌آباديان نامیده اند


خاستگاه زرتشت

این پیامبر ایرانی‌ در یشت‌های‌ کهن‌ سخن‌ میآید که‌ در (اَریّانَ و یَوچَه‌) در ساحل‌ رود (دائیتی) در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ متولد گردید در (زامیادیشت‌) زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ ئی‌ میداند که‌ در آن‌ دریاچه‌ (کوسَویّ) است‌ که‌ مطابقتی‌ با دریاچه‌ هامون‌ دارد. بهر تقدیر ناحیه‌ (اَریانَّ و یوچَه‌) گاه‌ خوارزم‌ پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آن را آذربایجان‌ و بعضاً بدلیل‌ مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ (اَرُدویسورااناهیتا) می‌شود آن را در سیستان‌ ذکر کرده‌اند. امروز بر این‌ باوریم‌ که‌ گاهان اثری‌ قبل‌ از زرتشت‌ پیامبر محسوب‌ می‌شود تاریخ‌ موجودیت‌ زرتشت‌ را نمی‌توان‌ بطور قطع‌ مشخص‌ نمود که‌ احتمالاً قدمت‌ آن‌ از ۱۴۰۰ سال‌ قبل‌ از میلاد تا ۶۳۰ سال‌ ق م‌ می‌دانند. زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخواست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌‌ بودند.


منابع:تاریخ جامع ادیان
Novice Poster
Novice Poster
پست: 97
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶, ۴:۳۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار
تماس:

پست توسط bbk_agp »

زرتشت اردبیلی است!

تصویر
تصویر

نام کوهی که به اسم سبلان در ایران شناخته می شود در اصل "ساوالان" است. گفته می شود، "ساو" در ترکی یعنی وحی، و "الان" در ترکی یعنی کسی که می گیرد، پس "ساوالان" می شود: کسی که وحی می گیرد... گفته می شود چون زرتشت در این کوه وحی می گرفته این نام بر آن نهاده شده است.
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

زرتشت

پست توسط ganjineh »

زرتشت، که فروهر او ستوده باد، هنگامی که درگذشتهفتاد و هفت سال از زایش او گذشته بود، چهل و هفت سال از هم‌سخنی‌اش وسی‌وپنج سال پس از آن بود که گشتاسب دین را پذیرفته بود (دینکرت هفتم، فصل5، بند1). در کتاب گزیده‌های زادسپرم (فصل 25، بند5) روز درگذشت اشوزرتشت،روز خور از ماه دی است.

در همین کتاب از برگزاری آیین یزشن در روزدرگذشت پیامبر یاد شده است. مراسمی که اکنون هم به شیوه‌ای ساده‌تر در اینروز برای فروشی همه درگذشتگان و به ویژه فروشی اشوزرتشت سپیتمان به جایآورده می‌شود. یزشن همان واژه‌ای است که در فارسی «جَشَن» یا «جَشن» شدهاست. روز درگذشت اشوزرتشت برای زرتشتیان روز سوگواری نیست روز یزشن استیعنی روز ستایش و بزرگداشت یکی از پدیده‌های نیک اهورامزدا، روز بزرگداشتفروشی‌های پاک و نورانی.
تصویر
زرتشتیانچندین بار در سال برای فروشی‌های پاک از کیومرث تا سوشیانس آیین ستایش ونیایش بر پا می‌کنند. یک بار در آغاز سال در روز فروردین و ماه فروردین(جشن فروردینگان)، بار دیگر در ده روز آخر سال که پنج روزش به نام پنجهکوچک و پنج روز دیگرش به نام پنجه بزرگ شهرت دارد و پنجه بزرگ برابر باگاهنبار همس‌پت‌میدیم و گاه آفرینش انسان است، و یک بار هم در روز درگذشتاشوزرتشت که انسانی اشو یا اشون یعنی انسانی کامل بود و روز درگذشت او رامی‌توان روزی دانست که روان پاک آن بزرگمرد به فروشی پاکش پیوست.

زرتشتیانبر این باورند که فروشی، نوری از سوی اهورامزدا است که به ودیعه در وجودهمه موجودات از جمله انسان نهاده می‌شود و بعد از مرگ دوباره بهنورهمه‌نورها یعنی اهورامزدا می‌پیوندد. هر انسانی فروهر خود را دارد و براساس نوشته‌های زرتشتی اهورامزدا در ازل فروهر همه موجودات را آفرید و ایننیروهای اهورایی او را در آفرینش جهان مادی و نگهداری آن یاری کردند.

«اهورامزدابه زرتشت سپیتمان گفت: ایدون ترا گویم ای پاک سپیتمان، دربارۀ زور و نیرو،فرّ و یاری و پشتیبانیِ فروهرهای توانای پیروز پاکان، که چه سان مرا بهیاری آمدند، که چه سان مرا یاوری کردند. با شکوه و فر آنان آسمان را دربالا نگه می‌دارم که روشن و پدیدار است که این زمین را در گرفته است ...»(یشت‌ها، فروردین‌یشت، بند 1- 2).
---
آرامگاه زرتشتیان تهران، 5دیماه روز ویژه ای را می گذراند. جمعیت زیادی از همکیشان اینجا گرد آمدندتا همراه با سایر زرتشتیان ایران و جهان، یاد نخستین پیام آور راستی راگرامی بدارند. بوی عود همه جا پیچیده؛ سنگ های درگذشتگان با گلاب شستشوداده می شود و گل بر روی آنها قرار می گیرد. همکیشان در حالی که چهره هایغمناک ندارند، خدابیامرزی می دهند و با یکدیگر به خوش و بش می پردازند. آشنیز داده می شود تا هم بهره شوند. آشی که روزها آماده سازیش به طولانجامیده. آوای آرامش بخش اوستا به همراه بوی عود فضا را آکنده است. امروزروز ویژه ای است.
تصویر

تصویر
تصویر

---
آیین درگذشت اشوزرتشت در یزد

تصویر

تصویر

---
5 دیماه : سالگرد درگذشت پیام آور راستی " اشوزرتشت اسپنتمان "
اشوزرتشتپس از پایان رسالت خود که آموزش راستی و آرامش به انسان ها بود در شهر بلخبسر می برد . در سن هفتاد و هفت سالگی هنگامی که گشتاسب کیانی و پسرشاسفندیار فرمانروای بلخ آن زمان از پایتخت خارج شده بودند ، فرمانروایتورانی ارجاسب که دشمن دیرینه ایرانیان بود از فرصت استفاده نموده وتورابراتور فرمانده سپاه خود را با لشگری بسیار به ایران فرستاد . لشگرتورانی دروازه های شهر بلخ را با همه دلاوری ایرانیان در هم شکست و هنگامیکه اشوزرتشت پیامبر ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ بهنیایش مشغول بودند با یورش سپاهیان مهاجم همگی جان باختند .

اشوزرتشتگرچه از جهان رفت و از دیده ها پنهان گشت ولی روان پاکش همراه با اندرز وآموزه های جاودانه اش پیوسته زنده ماند . طوری که پس از هزاران سال نامبلندش بر سر زبانها و فروغ مهرش در درون دلهاست .

در ستـــایش پیام آور نور و راستی :

چنانکه بر جای نهادند آبهای گل آلود ، خاکسترت را
باشد که بار دگر شعله بیفروزی در این ظلمت لحظه ها
و نورت را بنمایانی برشب ایران زمین
آنگاه
خون جاری آتشت گرمی دلهای ما و
سروده های سپیدت ، زخمه بر انداممان خواهد بود
ای پاکمرد وارسته ، جاودان پیامبر اهورائی
نه شاهان هخامنشی ایم که خود را نگهبان آتش مقدست خوانیم و
ره به بیگانه دهیم
نه حکاک آتشگاهت بر تن سکه های ضربی
که خود در آتشت افکنیم .
ما از تبار گدایان راستی هستیم
از دیاری سرد که گاه با بوی خاکسترت پروازی آبی در خیالمان می آید
پروازی که تصویر تاختنت را میان پلید دیوان با خود دارد
پروازی سرشار از زمزمه های روحانیوارت در گوشمان ، بر دلمان و تنمان
ای جاودان پیامبر ، زرتشت اهورائی
کدام آریایی تقدس خورشید فروزانت را به فراموشی خاک سپرد و
بر لبانمان مهر سکوت زد ؟
کدام بود ؟ کدام آنکه خود را حق و ما را ناحق خواند ؟

---
فرتوری از سالروز درگذشت اشوزرتشت در شیراز

خبرنگارامرداد – شهرام پوردهي – شيراز : گاه ائيوي سروترم (شامگاه) 4 دي ماه بودكه ديگي بزرگ بر روي شعله هاي آتش قرار گرفت ، تا آش گندمي براي مراسمدرگذشت اشوزرتشت آماده شود .
تا شروع مراسم يعني ساعت 6 پسين 5 دي ماهپير و جوان بر سر ديگ باشنده شدند و ضمن هم زدن اين آش، هر كس زيرلبزمزمه‌اي كرد كه خود مي‌دانست و خدايي كه از دل بندگانش آگاه است و البتهجوان‌ها مي‌گفتند اينگونه بختشان باز مي‌شود.
صبح 5 دي ماه خبرنگارامرداد سري به آرامگاه زرتشتيان شيراز زد ، سكوتي غير قابل توصيف بر آنجاحاكم بود ، سكوتي كه شايد به مناسبت چنين روزي متفاوت و دلنشين‌تر به نظرمي‌رسيد.
از پسين 5 دي ماه تعدادي از بانوان با باشندگي در آشپزخانه يباغ اشوداد شيراز به پختن سيروگ پرداختند . هر چه نگاه مي‌كردي همدلي بودو همكاري ، هر كس به شيوه اي كمك مي‌كرد ، يكي چانه خمير مي‌گرفت ، يكيخمير پهن مي‌كرد ، بر دست مي‌گرفت و بر تابه‌ي روغن مي‌انداخت ، ديگري ازآن پرستاري مي‌كرد تا خوش رنگ شود و ديگري آن را به قسمت هاي مساوي برشمي‌داد .
يكي جواني را براي پهن كردن خمير آموزش مي داد و چه زيبا بودديدن آن ، اشوزرتشت هميشه بر آموزش تكيه داشت و خود نخستين آموزگار بود .
كمكم با نزديك شدن به ساعت 6 پسين همه چيز آماده بود ، ميز داخل تالار بهزيبايي تمام چيده شده بود ، تالار كم كم پر شد تا با خواندن اوستا توسطموبد اسفنديار موبد اين مراسم آغاز شود .
پس از پايان اوستا پريساباستاني مجري برنامه بر روي سن باشنده شد ، وي ضمن پاسداشت انديشه‌هايزرتشت ، يادآور واقعه‌اي شد كه سالها قبل در چنين روزي به وقوع پيوست ،زلزله ي بم ، وي ياد و خاطره ي عزيزان از دست رفته را گرامي‌داشت .
دردنباله آتريا قدس و نيلوفر بنداريان به سرپرستي آناهيتا پشوتني زادهبندهايي از گاتها را خواندند تا نوبت به نوجوانان برسد تا به سرپرستيناهيد فلفلي و هنرنمايي مهتاب گشتاسبي ، آرين قدردان ، پرهام ماوندادي ،فرشته هنگامي ، نيكو فلاحتي ، آزيتا قدس و پرنيان كوكلري در كلاس درسبنشينند و از اشوزرتشت بگويند و احساسات خود را درباره ي پيامبرشان بگويند.
سپس مهرداد قدردان درخصوص گاهان و انديشه هاي اشوزرتشت سخن گفت كه مورد توجه باشندگان قرار گرفت .
پس از پايان مراسم باشندگان با آش گندم و سيروگ پذيرايي شدند . تصویر

---
<!-- m -->[External Link Removed for Guests]<!-- m -->
<!-- m -->[External Link Removed for Guests]<!-- m -->
<!-- m -->[External Link Removed for Guests]<!-- m -->
<!-- m -->[External Link Removed for Guests]<!-- m -->
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”