پیش‌گزارش رصد گرفت‌های اسفند 1385

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با نجوم به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

پیش‌گزارش رصد گرفت‌های اسفند 1385

پست توسط gigi64 »

مقدمه:
گرفت‌هاي ماه و خورشيد از بدو تمدن بشري هميشه زيبا و جذاب به شمار نيامده است و چون اين پديده با اوضاع طبيعي اين دو جرم مهم آسمان زمين منافات داشته، لذا آن را شوم مي‌پنداشتند. ولي اكنون اين پديده فرصت زيبايي است تا انسان‌ها را با اين طبيعت فرموش شده آشتي دهد.
نوشتن پيش‌گزارش كار مرسومي است كه در جامعة نجوم آماتوري براي رد و بدل كردن يك‌سري اطلاعات پيش‌رصدي ارزشمند انجام مي‌شود. در گرفت‌هاي ماه و خورشيد نيز وضعيت به همين منوال است و اگر دقت كنيد بولتن‌هاي مفصلي در دنيا براي آن تهيه مي‌شود.حال تصميم داريم تا در اين پيش‌گزارش اطلاعات جامعي را از دو پديدة جذاب كسوف و خسوف كه در اسفند ماه 1385 در پيش داريم، در اختيار علاقه‌مندان به اين پديده‌هاي طبيعي قرار دهيم. اميد است تا مورد پسند علاقه‌مندان قرار گيرد.
كسوف و خسوف چگونه رخ مي‌دهد؟
همان‌طور كه مي‌دانيد اجسام اطراف ما دو حالت دارند. يا منير هستنيد و از خود نور ساطح مي‌كنند و يا غيرمنير هستند و نور اجسام منير اطراف خود را منعكس مي‌كنند و از طريق نور آن‌ها سايه توليد مي‌كنند. در فضاي منظومة شمسي، خورشيد پرتو افشاني مي‌كند و اجسام كدري مانند ماه و زمين نور آن را باز تابش مي‌كنند و در خلاف جهت تابش آن سايه نيز توليد مي‌كنند. زمين در مداري بيضي شكل به دور خورشيد مي‌گردد كه از ديد ناظرين بر روي سطح آن به نظر خورشيد در حال چرخش است؛ اين مدار در اصطلاح دايرة‌البروج (دايره انقلاب خورشيدي) نام دارد. ماه نيز در مداري بيضي شكل به دور زمين مي‌گردد. حال در اين صورت اگر ماه از فضاي بين خورشيد و زمين عبور كند سايه ماه بر زمين مي‌افتد و كسوف روي مي‌دهد و اگر زمين در بين ماه و خورشيد قرار گيرد سايه زمين بر ماه مي‌افتد و شاهد يك خسوف خواهيم بود. اما فاصلة زمين از خورشيد آن‌قدر كم است كه ما ابعاد خورشيد را مي‌توانيم تشخيص دهيم. لذا علاوه بر سايه، نيم‌سايه نيز در اطراف ماه و زمين به‌وجود مي‌آيد.

تصویر
صفحة مداري ماه و زمين منطبق بر هم نيستند و به اندازه‌ي 2/5 درجه با يكديگر فاصله دارند. پس اين دو صفحه در دو نقطه همديگر را قطع مي‌كنند كه در اصطلاح به گره‌هاي صعودي (زماني كه ماه در حال رفتن از جنوب دايرة‌البروج به شمال آن است) و نزولي (زماني كه ماه در حال رفتن از شمال دايرة‌البروج به جنوب آن است) مشهورند. در واقع اگر يكي از گره‌ها در ميان زمين و خورشيد و ماه نيز همزمان در پايان ماه قمري باشد، شاهد يك كسوف خواهيم بود. و همزمان اگر ماه در حالت بدر باشد در گرة مقابل شاهد يك خسوف خواهيم بود. قطر زاويه‌اي ماه و خورشيد در آسمان 5/0 درجه قوسي است و حال اگر صفحة مداري ماه بر صفحة مداري زمين منطبق بود يا زاويه‌اي كمتر از نيم‌درجه داشت، آنگاه ما هر ماه شاهد يك خسوف در وسط و يك كسوف در پايان ماه قمري بوديم.
تصویر
ولي اين گره‌ها به دليل حركت زمين به دور خورشيد جاي ثابتي در آسمان ندارند. در واقع ماه زماني‌كه در مدت 21222/27 (ماه گره‌اي) يك دور كامل به گرد مدار خود مي‌چرخد، در اين مدت خورشيد در آسمان زمين تقريباً به اندازه‌ي 30 درجه جابه‌جا شده است و ماه ناچار است كه دو روز ديگر وقت صرف كند تا به خورشيد برسد كه اين مدت به طور متوسط برابر 53056/29 (ماه هلالي) است. با توجه به اين مسأله، گره‌هاي ماه از ديد ناظرين بر روي زمين حركت قهقرايي (پس‌رونده) پيدا مي‌كنند و اين گره‌ها هر ماه حدود 30 درجه در آسمان به سمت غرب حركت مي‌كنند. به وضوح مشخص است كه در عرض گذشت شش ماه گره‌ها دوباره در امتداد زمين و خورشيد قرار مي‌گيرند و تنها كافي است كه ماه در نزديگي يكي از گره‌ها باشد تا حداقل يك كسوف و يك خسوف را شاهد باشيم.
تصویر
اين نظم در رخ دادن گرفتگي باعث به وجود‌آمدن دوره‌هاي منظمي در تكرار گرفتها مي‌شود. اين دوره‌ها ممكن است كوتاه و يا طولاني باشد. دوره‌هاي كوتاه مدت عبارتند از 1- دورة رشته‌اي و 2- دورة 47 ماه قمري. و دوره‌هاي بلند مدت عبارتند از: 1- دورة ساروس (Saros) و 2- دورة اينكس (Inex). اين دوره‌ها از نظم كوتاه و طولاني حاصل از حركت گره‌ها ايجاد مي‌شود. حال بهتر است كه با تعدادي از اين دوره‌ها آشنا شويم.
دوره‌ي كوتاه مدت رشته‌اي
اين دوره را در واقع زير مجموعة دروه‌هاي ساروس و اينكس مي‌نامند. اين مجموعه نظمي جالب دارد كه هر شش ماه قمري تكرار مي شود. در واقع اين مجموعه كوتاه‌ترين دوره را براي تكرار گرفتگي بيان مي‌كند. (5 Inex-8 Saros=6)
روز 8794365/176=5/6×212221/27
روز 183534/177=6×530589/29
روز 304/0= 8794365/176- 183534/177
درجه 022/4=212/27÷360×304/0
براي مثال در خورشيد‌گرفتگي هر رشته‌ي اين مجموعه با يك كسوف جزئي در يكي از قطبين زمين آغاز مي‌شود و كسوف بعدي در گرة مخالف و در سوي ديگر قطبين زمين كار را ادامه مي‌دهد و هر يك از اين دو گره رفته رفته به استوا نزديكتر شده و پس از عبور از استوا در سوي مخالف قطبين زمين به پايان مي‌رسد. چون در هر گرفت، گره به مقدار 022/4 درجه به سمت شرق حركت مي‌كند پس ديري نمي‌پايد كه با حدود 8 تا 9 گرفت، رشته به سرعت تمام مي‌شود و چون حركت گره جلورونده است پس نزديك به اتمام يا بعد از اتمام رشته، دورة بعدي يك ماه زودتر آغاز مي‌شود كه در تقويم قمري به طور واضح مشهود است. در اين جابه‌جايي رشته، ممكن است باعث شود كه در عرض يك ماه دو گرفت داشته باشيم و در واقع چون جايه‌جايي شش ماه بعد در گره مخالف رخ مي‌دهد پس ممكن است در يك سال قمري چهار كسوف يا خسوف رخ دهد. در هر رشته، معمولاَ ابتدا با چند كسوف غير مركزي (جزئي و نيمسايه‌اي) آغاز مي‌شود و سپس رشته به طرف كسوف‌هاي مركزي (كلي و حلقوي) پيش مي‌رود و سپس رشته با چند كسوف غير مركزي پايان مي‌يابد. حتي اگر در آغاز و پايان رشته شاهد كسوف مركزي باشيم آن كسوف در قطبين زمين رخ مي‌دهد. در جدول زير حركت رشته‌اي را در دوره‌هاي ساروسي مشاهده مي‌كنيد.
ساروس‌هاي پير در بالا، ساروس‌هاي ميان‌سال در وسط و ساروس‌هاي جوان در پايين جدول قرار دارند. جال‌است بدانيد كه با گذشت 5 رشته يك دورة ساروس تكرار مي‌شود.
تصویر
دروه‌ي بلند‌مدت ساروس: در دوره‌ي ساروس بعد از سپري شدن 223 ماه قمري و 242 ماه گره‌اي، گره‌ي صعودي و نزولي تقريباً در مكان سابق خود در فضا قرار مي‌گيرند.
روز 357/6585=242×212221/27
روز 321/6585=223×530589/29
روز 036/0= 322/6585- 357/6585
درجه 478/0=212/27÷360×035/0
در واقع در يك دوره‌ي ساروسي كه 03/18 سال شمسي (تقريباً 18 سال و 10 يا 11 روز و 8 ساعت) طول مي‌كشد، خط گره به دليل پيشي گرفتن ماه گره‌اي از ماه هلالي با اختلاف 478/0 درجه به سمت شرق جابه‌جا مي‌شود و با اختلاف 8 ساعت، باعث جابه‌جايي 120 درجه‌اي مسير گرفت به سمت غرب بر روي زمين مي‌شود. در يك دوره‌ي ساروسي مربوط به كسوف، اگر ماه در گره‌ي صعودي باشد كسوف از قطب جنوب زمين با چند كسوف جزئي كار خود را آغاز مي‌كند و بعد از گذشت 69 تا 83 گرفت در قطب شمال زمين كار خود را به پايان مي‌رساند و متعاقباً در گره‌ي نزولي برعكس اين حالت رخ مي‌دهد و با اين حساب هر دوره ساروسي تقريباً عمري بين 1200 تا 1500 سال دارد. براي نمونه در تصوير زير دوره‌ي ساروس 139 (كسوف 09 فروردين 1385 از اين چرخه است) را مشاهد مي‌كنيد كه گرفت‌هاي مركزي آن، چگونه طي 1262سال كره‌ي خاكي ما را در مي‌نورد.
تصویر
دوره‌ي بلند‌مدت اينكس: اين دوره در قبال دوره‌ي ساروس از شهرت بسيار پايين اما از دقت بيشتري برخوردار است و توسط «ون دنبرگ» كشف شده است و برتري آن اين است كه هر دو گره‌ي صعودي و نزولي را پوشش مي‌دهد. اين دوره بعد از سپري شدن 358 ماه قمري و 5/388 ماه گره‌اي يكي در ميان در دو گره‌ي متفاوت روي مي‌دهد.
روز 948/10571=5/388×212221/27
روز 951/10571=358×530589/29
روز 003/0= 948/10571- 951/10571
درجه 040/0=212/27÷360×003/0
در واقع بر عكس دوره‌ي ساروس هر كسوف در اين رشته به اندازه‌ي 040/0 به سمت شرق جابه‌جا مي‌شود (حالت پيش‌رونده). اين مقدار برابر 945/28 سال شمسي (28 سال و 344 روز و تقريباً 23 ساعت) است. در يك دوره‌ي اينكس كسوف‌ها دقيقاً يكي در ميان در دو قطب مخالف زمين تكرار مي‌شوند. در واقع اين مجموعه از ابتدا از قطبين زمين با حدود 140 كسوف جزئي آغاز مي‌شود و پس از حركت به سمت استوا و مركزي شدن كسوف، در حدود 250 كسوف به سمت استوا روي مي‌دهد و پس از آن، مجموعه با 250 كسوف مركزي ديگر دوباره به سمت قطبين بر مي‌گردد و سپس دوباره به سمت استوا تغيير مسير داده و با 140 كسوف جزئي به پايان مي‌رسد. به دليل حركت بسيار آهستة گره‌هاي اين چرخه (040/0 درجه) در هر دوره، تناوب فوق به قدري وسيع است كه مي‌تواند بسياري از دوره‌هاي ساروسي را در خود جاي دهد. در مجموع دوره‌ي اينكس مي‌تواند حاوي 780 كسوف باشد كه عمري بالغ بر 23 هزار سال خواهد داشت! در جدول زير كه توسط «ون دنبرگ» تهيه شده در ستون‌هاي عمودي دوره‌هاي ساروس و در ستون‌هاي افقي دوره‌هاي اينكس قرار دارد. با دو خط وصل شده نيز مي‌توانيد دورة رشته‌اي را در اين جدول بيابيد.
تصویر
«ون دنبرگ» در تحقيقات خود متوجه شد كه به طور متوسط ابتداي هر دوره‌ي اينكس (هر 29 سال يك‌بار) يك ساروس جديد شكل مي‌گيرد.
دورة رشته‌اي در گرفت‌هاي ماه به چه شکل است؟
در يك دوره‌ي رشته‌اي، نظم حاصل از روي‌داد خسوف در هر 6 ماه قمري ملاك قرار مي‌گيرد. در اين دوره به دليل حركت قهقرايي (بازگشتي) گره‌هاي ماه بر روي دايرة‌ابروج كه دليل آن فاصله‌ي به وجود آمده در ماه گره‌اي و ماه قمري كه معادل 30 درجه در هر ماه است، شرايط روي‌داد خسوف هر شش ماه فراهم مي‌شود. لذا هر شش ماه بايد انتظار روي‌داد يك خسوف را داشته باشيم. ولي اين چرخش دقيق نيست و در هر دوره، گره‌‌هاي صعودي و نزولي بر روي نيمسايه و سايه‌ي زمين حركتي پيش‌رونده دارند. يك رشته زماني آغاز مي‌شود كه گره‌ي ماه در ابتداي رشته باشد و معمولاً آغاز رشته اغلب با يك خسوف نيمسايه‌اي و در مواردي با خسوف جزئي است. سپس هر دو گره وارد مراحل مركزي خسوف مي‌شوند و در مركز رشته فقط خسوف كلي رخ مي‌دهد. در ادامه، گره‌ها به سمت خارج سايه پيش‌روي مي‌كنند تا جايي كه با رخ‌دادن چند خسوف ديگر كه اكثر آن‌ها جزئي و نيمسايه‌اي هستند رشته پايان مي‌يابد و دو گره ماه قبل وارد ميدان مي‌شوند و رشته‌ي جديد كار خود را آغاز مي‌كند. در واقع دليل عقب‌گرد خسوف‌ها در تقويم قمري را به همين علت شاهد هستيم. با اين حساب در يك رشته‌ي‌ ماه‌گرفتگي، حداقل 8 و حداكثر 9 خسوف رخ مي‌دهد.
علي‌رغم تصور ما در خسوف نيز مانند كسوف طي يكسال شاهد حداقل 2 و حداكثر 5 خسوف هستيم. آخرين باري كه 5 خسوف در يكسال روي داده است به سال 1879 ميلادي باز مي‌گردد و در اين سال 4 خسوف نيمسايه‌اي به همراه يك خسوف جزئي مهمان آسمان شب بوده است. چنين اتفاقي تا قرن بيست و دوم و سال 2132 ميلادي تكرار نخواهد شد. آخرين باري كه 4 خسوف رخ داده است به سال 1991 ميلادي باز مي‌گردد و تا سال 2020 ميلادي نيز شاهد چنين رويدادي نخواهيم بود.
در جدول رشته‌اي، مركز رشته با رنگ زرد مشخص شده است. در مركز رشته همواره خسوف كلي روي مي‌دهد و نكتة قابل توجه در خسوف‌هاي بلند مدت، فرد بودن رشته است. مانند خسوف 26 تير 1379 كه طولاني‌ترين خسوف كلي قرن گذشته را به خود اختصاص داد. اگر رشته زوج باشد معمولاً يكي از خسوف‌هاي دو رديف، بيشترين مدت خسوف كلي را در رشته به خود اختصاص مي‌دهد.

[External Link Removed for Guests]

ادامه دارد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

پست توسط gigi64 »

تصویر
دورة ساروسي در گرفت‌هاي ماه چگونه رخ مي‌دهد؟
در بررسي دورهاي حاضر ساروس در خسوف به اين نتيجه مي‌رسيم كه چرخه با حداقل 7 و حداكثر 24 خسوف نيمسايه‌اي آغاز مي‌شود. اگر قطر نيمسايه به حدي باشد كه ماه بتواند به‌طور كامل درون آن قرار گيرد آن‌گاه در نوع نادرتر خسوف نيمسايه‌اي، ماه به‌طور كامل وارد نيمسايه مي‌شود. سپس ماه در چرخه‌ي ساروسي رفته رفته به سمت سايه پيش روي مي‌كند و تا زماني كه ماه به‌طور كامل وارد سايه نشده، حداقل 6 و حداكثر 23 خسوف جزئي رخ مي‌دهد تا خسوف‌هاي كلي آغاز شود. سپس ماه درون سايه قرار مي‌گيرد و بسته به قطر سايه و ميزان حركت گره‌ها در هر دوره‌ي ساروسي، حداقل 11 و حداكثر 29 عدد خسوف كلي رخ مي‌دهد. سپس چرخه به سمت خسوف جزئي و خسوف نيمسايه‌اي پيش مي‌رود و پايان مي‌يابد. تعداد خسوف در يك چرخه‌ي ساروسي بين 71 تا 84 عدد است و عمر چرخه نيز بين حداقل 11/1262 سال و حداكثر 5/1496سال به طول مي‌انجامد. اما به راستي كداميك از انواع خسوف‌ها نادرتر رخ مي‌دهد. در بررسي انجام شده بر روي 5 هزار سال ماه گرفتگي به اين نتيجه مي‌رسيم كه علي‌رغم تصورات ما خسوف كلي با 87/28 درصد كمترين رخداد و خسوف نيمسايه‌اي با 59/36 درصد بيشترين رخداد را به خود اختصاص مي‌دهد. اين تفاوت‌ها چشمگير نيست و طي قرن‌هاي مختلف، سهم هر يك از خسوف‌ها اعم از نيمسايه‌اي، جزئي و كلي با يكديگر متفاوت است. در هر قرن نيز به‌طور متوسط 78/238 خسوف رخ مي‌دهد. در قرن حاظر اين مقدار 230 عدد (87 نيمسايه‌اي، 58 جزئي و 85 كلي) است كه از حد ميانگين پايين‌تر است.
چند نوع كسوف روي مي‌دهد؟
گرفت در ساير سيارات منظومة شمسي كه اقماري در اختيار دارند همواره رخ مي‌دهد. ولي يا آن‌قدر قرص قمر از خورشيد كوچكتر است كه نمي‌تواند آن را بپوشاند و يا آن‌قدر بزرگ است كه علاوه بر خورشيد، جو آن را نيز بپوشانند. اما بر روي زمين همه چيز از يك تصادف جالب و نادر آغاز مي‌شود. خورشيد در حدود 400 برابر از ماه بزرگتر است و در عين حال 400 برابر از ماه به زمين دورتر. پس از ديد ناظرين زميني قطر ظاهري ماه و خورشيد در آسمان هم اندازه به‌نظر مي‌رسد.
اما اين پايان كار نيست. چون ماه و زمين در مداري بيضي شكل به گرد خورشيد مي‌گردند و تغيير اين فواصل باعث افزايش و كاهش قطر ظاهري ماه و خورشيد در آسمان زمين مي‌گردند.
همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد در فواصل مختلفي كه ماه از زمين و زمين از خورشيد دارد، حالات متفاوتي روي مي‌دهد. اگر قطر ماه و خورشيد با يكديگر برابر يا قطر ماه بزرگتر باشد در اين صورت كسوف كلي رخ مي‌دهد. همان‌طور كه در جدول بالا مي‌بينيد بهترين زمان براي ديدن كسوف كلي زماني است كه ماه و زمين هر دو در حضيض فاصله‌ي خود قرار داشته باشند. آنگاه كافي است تا كسوف از ناحيه استوا عبور كند تا شاهد 07 دقيقه و 31 ثانيه كسوف كلي باشيم. در كسوف كلي محيط پيرامون ما تاريك مي‌شود و گويي شب فرا رسيده است. خورشيد فروزان كاملاً تاريك شده و تاج خورشيد كه در نور مرئي خورشيد ديده نمي‌شود بر گرد آن پديدار مي‌گردد. ثانيه‌هايي قبل و بعد از كسوف نيز دانه‌هاي بيلي كه حاصل تابش خورشيد از پشت دهانه‌ها و كوه‌هاي ناهموار ماه است پديدار مي‌گردند و منظره‌اي به يادماندني به جا مي‌گذارد.

تصویر
تصویر
اگر قرص ماه از خورشيد كوچكتر باشد ديگر نمي‌تواند آن را بپوشاند و ناچار است سطح خورشيد را طي طريق (ترانزيت) كند كه در بهترين حالت حلقه‌اي از خورشيد بر گرد ماه مي‌ماند. به اين شكل از كسوف، حلقوي گويند. اگر زمين در حضيض و ماه در اوج مداري خود باشند، آنگاه حلقه‌ي بسيار كلفتي از خورشيد تشكيل مي‌شود. در اين صورت كسوف حلقوي با بيشينه‌اي معادل 12 دقيقه و 30 ثانيه اتفاق مي‌افتد. در كسوف حلقوي بروز هلال نادر خورشيد از زيبايي‌هاي آن محسوب مي‌شود.
تصویر
تصویر
حال اگر قطر ماه و خورشيد خيلي نزديك به هم باشد آن‌گاه اين انحناي زمين است كه با دور‌شدن و نزديك شدن سايه ماه به زمين باعث ايجاد يك كسوف مخلوط كلي- حلقوي مي‌شود. در اين حالت در ابتدا و انتهاي مسير، ماه نمي‌تواند قرص خورشيد را بپوشاند و شاهد كسوف حلقوي خواهيم بود. ولي در وسط مسير قطر ماه كمي بزرگتر شده و ثانيه‌هايي خورشيد را در پس خود پنهان مي‌كند. در مسير حلقوي، به دليل هم‌اندازه بودن سطح ماه و خورشيد دانه‌هاي بيلي به وفور ديده مي‌شود. در مسير كلي نيز به دليل كوچك بودن مخروط سايه، هوا بسيار روشنتر از كسوف‌هاي كلي ديگر است و ممكن است به دليل هم اندازه بودن سطح ماه و خورشيد شاهد پديده‌ي نادر دو حلقه‌ي الماس باشيم.
تصویر
تصویر
ر واقع كسوف كلي حلقوي در يك چرخه‌ي ساروسي باعث تغيير نوع كسوف در ادامه‌ي دوره مي‌شود كه بسته به نوع چرخه كه فاصلة ماه از زمين در حال كاهش باشد و يا افزايش از حلقوي به كلي و از كلي به حلقوي تغيير مي‌يابد.نوع چهارم كسوف‌ها جزئي است. كسوف جزئي در حالتي رخ مي‌دهد كه مخروط سايه در فضا قرار دارد و تنها نيمسايه است كه به زمين مي‌رسد. در اين حالت تمام مناطق واقع در مسير كسوف شاهد يك كسوف جزئي هستند و هر چه زمين به مخروط سايه معلق در فضا نزديك‌تر باشند، درصد پوشيدگي بيشتري از ماه (كه در قطبين زمين قرار دارد) را شاهد خواهيم بود. البته نيمسايه ماه در هر سه كسوف قبلي كه توضيح داده شد نيز وجود دارد و باعث كسوف جزئي مي‌شود و مناطقي كه در مخروط سايه قرار ندارند كسوف را به صورت جزئي خواهند ديد.
تصویر
چند نوع خسوف روي مي‌دهد؟
همان‌طور كه در قسمت‌هاي قبل ذكر شد، پديده‌ي خسوف يا ماه گرفتگي زماني رخ مي‌دهد كه ماه از نيمسايه يا سايه‌ي زمين عبور كند. در اين حالت بسته به نوع عبور ماه سه نوع خسوف رخ مي‌دهد. اگر قسمت يا تمام ماه وارد نيمسايه زمين شود، خسوف نيمسايه‌اي روي مي‌دهد كه در اين حالت تنها از درخشندگي ماه مقداري كاسته مي‌شود. غلظت نيمسايه از خارج به داخل افزايش مي‌يابد، لذا هر چه ماه بيشتر وارد نيمسايه شود، مقدار كاسته‌شدن نور ماه (مانند خسوف 24 اسفند 1384) بارزتر خواهد بود.
تصویر
نوع ديگر خسوف، به شكل جزئي روي مي‌دهد. در خسوف جزئي، ماه ابتدا وارد نيمسايه شده، ولي قسمتي از ماه وارد سايه‌ي زمين مي‌شود. در خسوف جزئي ماه بيشتر از ساير مواقع در لبه‌هاي سايه‌ي زمين حركت مي‌كند و فرصت بيشتري را براي بررسي مقدار غلظت جو زمين بر روي ماه فراهم مي‌آورد.
تصویر
نوع آخر خسوف به صورت كلي روي مي‌دهد. در اين حالت تمام قرص ماه پس از ورود به نيمسايه به سايه نيز وارد مي‌شود. به علت وجود جو در اطراف زمين، انكسار نور قرمز خورشيد در جو زمين در امواج بلند به سطح ماه مي‌رسد و باعث روشن‌ و قرمز بودن ماه در حين خسوف كلي مي‌شود. ولي ماه در حين چند گرفت كلي رنگ مشابهي ندارد و عواملي همچون ميزان غبار موجود در جو و نحوه‌ي عبور ماه از درون سايه و همچنين قرار‌گيري ماه در اوج و حضيض باعث تيره‌تر يا روشن‌تر شدن ماه در حين گرفت كلي مي‌شود.
تصویر
پيش به سوي رصد گرفت‌هاي اسفند 1385
اگر نظري به آن‌چه گذشته اندازيم، خواهيد ديد كه طي يك‌سال و نيم گذشته در اتفاقي نادر، اكثر گرفت‌هاي ماه و خورشيد در ايران قابل مشاهد بوده است.
كنون در آخرين روزهاي سال 1385 دو گرفت از اين مجموعة زيبا كه مشاهد مي‌كنيد باقي مانده است كه قصد داريم تا به بررسي اهميت و بررسي آن بپردازيم.
بررسي خسوف كلي12-13 اسفند 1385
براي پي‌بردن به اهميت خسوف فوق لازم است تا با خسوف‌هاي آينده در ايران مقداري آشنا شويم.
تصویر
تصویر
تصویر
اين جدول 21 سال خسوف را از سال 1380 تا 1400 نشان مي‌دهد. خسوف‌هايي كه تمام مراحل آن از ايران ديده خواهد شد با رنگ سبز مشخص شده است. اما ممكن است قسمتي از مراحل خسوف كلي (رنگ نيلي)، خسوف جزئي (رنگ قرمز) و خسوف نيمسايه‌اي (رنگ زرد) را از ايران شاهد باشيم. و در آخر خسوف‌هايي را مشاهد مي‌كنيد كه هيچ‌كدام از مراحل خسوف در ايران قابل رويت نيست (رنگ سفيد).
همان‌طور كه در اين جدول ملاحظه مي‌كنيد، آخرين خسوف كلي كه در ايران تمام مراحل آن ديده شده به 15 ارديبهشت 1383 باز مي‌گردد. حال با گذشت 1033 روز بار ديگر فرصتي پيش مي‌آيد تا بار ديگر به تماشاي تمام مراحل خسوف كلي در ايران بنشينيم. اين مسأله در كنار رصد انواع خسوف طي يكسال گذشته جلوة زيبايي به رصد آن مي‌بخشد. اين در صورتي است كه در يك انتظار طولاني بايد تا 25 خرداد 1390 صبر كنيم تا شاهد يك خسوف جذاب و البته با گرفت كلي طولاني باشيم كه تمام مراحل آن از ايران ديده شود. حتي بعد از سال 1390 بايد انتظار طولاني‌تري را تا سال 1397 براي رصد خسوف كلي ديگري باشيم! پس ملاحظه مي‌كنيد كه رصد خسوف فوق بسيار حائز اهميت است.
اهميت ديگر اين خسوف طولانيبودن كل گرفت است. بعد از خسوف بسيار طولاني 26 تير 1379 اين خسوف از معدود خسوف‌هايي خواهد بود كه مجموع تمام مراحل ورود و خروج ماه به نيمسايه و سايه بيش از 6 ساعت مي‌رسد.
خسوف 12-13 اسفند 1385 عضو ساروس 123 است. اين ساروس از حالت ميانسالي خود گذشته و با سه خسوف كلي ديگر، خسوف‌هاي جزئي آغاز مي‌شود. يعني طي 3 دروة ساروسي ديگر، دائماً از ميزان مدت زمان گرفت كلي كم مي‌شود و ماه رفته رفته به شمال سايه زمين نزديك مي‌شود تا ديگر شاهد خسوف جزئي در اين دوره باشيم. خسوف قبلي اين دوره در تاريخ 20 فوريه 1989 رخ داد كه آن خسوف با طلوع ماه بعد از شروع خسوف جزئي در تمام ايران ديده شده است. جدول زير اطلاعات جامع‌تري از اين دورة ساروسي و همچنين اطلاعات عمومي خسوف فوق را به شما نشان مي‌دهد.
تصویر
تصویر
در دياگرام زير، ورود و خروج ماه به نيمسايه و سايه زمين از ديد ناظر واقع بر روي دايره انقلاب خورشيدي به تصوير كشيده شده است.
تصویر
حال در جدول زير اطلاعات جامع‌تري از اين خسوف را مشاهد مي‌كنید:
تصویر
همان طور که می بینید، تمام مراحل این خسوف زیبا در تمام ایران دیده می شود (به‌جز گوشة كوچكي از جنوب شرقي ايران) ولی این خسوف در سایر کشورها چه وضعیتی دارد؟ بهتر است تا به تصویر زیر توجه کنید.

ادامه دارد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

پست توسط gigi64 »

تصویر
در واقع اگر در منطقة زرد باشيد، تمام مراحل خسوف را خواهيد ديد ولي اگر در منطقة نارنجي باشيد فقط قسمتي از خسوف سايه‌اي را در هنگام طلوع يا غروب ماه شاهد خواهيد بود. اگر هم در منطقة صورتي باشيد فقط شاهد خسوف نيمسايه‌اي در هنگام طلوع يا غروب ماه هستيد و اگر هم در منطقة مشخص شده با رنگ زرشكي باشيد نمي‌توانيد هيچ‌كدام از مراحل خسوف را مشاهده كنيد.

ماه هنگام خسوف در صورت فلكي اسد قرار دارد و سيارة زحل در نزديكي ماه خود نمايي مي‌كند
تصویر
اما ما بار ديگر در زمان خسوف كلي شاهد يك اختفاي ستاره‌اي خواهيم بود. ستاره‌اي كه اختفاي آن با ماه در زمان بدر با ابزارهاي قوي قابل تشخيص است. ولي دست تقدير نور ماه را به‌قدري كاهش داده تا به راحتي شاهد اين اختفا باشيم. ستارة Y56 صورت فلكي اسد با قدر 9/5 در ساعت 03:10 در پشت ماه قرمز پنهان شده و در ساعت 03:54 در حالي كه قسمتي از ماه از سايه زمين خارج شده، از قسمت تاريك ماه كه هنوز در سايه قرار دارد، خارج خواهد شد.

چه پروژه‌هايي در زمان خسوف قابل انجام است؟

اولين و ساده‌ترين نوع آن تعيين رنگ ماه در زمان خسوف است. همان‌طور كه اشاره شد عبور امواج بلند از جو زمين در هنگام خسوف كلي به سطح ماه مي‌رسد و باعث قرمز شدن رنگ ماه در هنگام خسوف كلي مي‌شود. ولي سه عامل در تعيين رنگ خسوف نقشي اساسي دارند.

1- ميزان ابر و غبار موجود در جو زمين 2- فاصلة ماه از زمين 3- فاصلة ماه از مركز سايه

«آندره دانژون» اخترشناس فرانسوي قرن بيستم، 5 نوع رنگ را با توجه به عوامل بالا براي خسوف كلي پيش‌بيني كرد كه به مقياس دانژون شهرت يافت. در واقع اين رنگ‌ها هر كدام بر اساس سه عامل فوق ممكن است به‌طور جداگانه در هر خسوف رخ دهد.

L=0: به معني خسوفي بسيار تيره كه در آن قرص ماه تقريباً ناپديد مي‌شود به خصوص در وسط كليت
L=1: به معني خسوفي تيره كه قرص ماه به رنگ خاكستري يا قهوه‌اي در مي‌آيد و جزئيات روي آن به زحمت ديده مي‌شود
L=2: به معني خسوفي به رنگ سرخ جگري كه بخش مركزي سايه زمين بسيار تيره و قسمت‌هاي بيروني آن به نسبت روشن‌تر است
L=3: به معني خسوفي است به رنگ قرمز آجري كه حاشيه سايه در اين حالت بسيار روشن و به رنگ زرد است
L=4: به معني خسوفي به رنگ سرخ مسي و يا نارنجي كه حاشيه سايه در اين حالت بسيار روشن بوده و ته رنگ آبي دارد.

حال شما مي‌توانيد در زمان اوج خسوف كلي ببينيد كه ماه به كداميك از رنگ‌هاي فوق در خواهد آمد و سپس مقياس دانژون را با چشم غير‌مسلح تعيين كنيد. در خسوف امسال فاصلة ما از زمين برابر 402208 كيلومتر و فاصلة مركز ماه از مركز سايه در لحظة اوج گرفت كه با گاما بيان مي‌شود، برابر 3174/0 درجه است. حدس اوليه به ما مي‌گويد كه اين مقياس بر اساس گرفت‌هاي قبلي و استفاده از دو عامل فوق بايد بين L=3 و L=4 باشد. مسلم است كه شرايط جوي كه عامل اصلي هستند تأثير نهايي را خواهد گذاشت.

از ديگر پروژه‌هاي معروفي كه مي‌توان اجرا كرد، ثبت زماني برخورد ساية زمين با دهانه‌هاي معروف سطح ماه است كه اين خود پروژه‌اي جالب و جذاب است و شما مي‌توانيد بر تجارب رصدي خود اضافه كنيد. توجه داشته باشيد كه موفقيت اين پروژه علاوه بر رصدگاه مناسب به دور از اغتشاشات جوي بايد با يك دستگاه تلسكوپ مناسب كه دهانه‌هاي ماه به وضوح در آن مشخص باشد انجام شود. براي اجراي اين پروژه كافي است تا تعدادي از دهانه‌هاي معروف ماه را با استفاده از نقشه‌ها و نرم‌افزارهاي مرتبط با ماه شناسايي كنيد و آن‌ها را به ترتيب عبور سايه زمين ليست‌بندي كنيد و 4 نوع برخورد سايه را براي آن‌ها در نظر بگيريد. برخورد اول: مماس شدن سايه زمين با لبة شرقي دهانه، برخورد دوم: مماس شدن سايه زمين با لبة غربي ماه كه هر دوي اين برخوردها در مرحلة اول خسوف جزئي رخ مي‌دهد. و در مرحلة دوم خسوف جزئي نيز به همنين منوال است و برخورد 3 و 4 اتفاق مي‌افتد. دهانه ممكن است كوجك باشد و برخوردها زود رخ دهد و ممكن است آن‌قدر بزرگ باشند كه بين برخورد اول و دوم يا سوم و چهارم چند دقيقه به‌طول انجامد.
بررسي كسوف جزئي 28 اسفند 1385

براي پي‌بردن به اهميت اين كسوف لازم است تا ابتدا با گرفت‌هاي آينده در ايران مقداري آشنا شويد. همان‌طور كه مي‌دانيد تا 27 سال ديگر ساية ماه از كشور ايران عبور نمي‌كند و براي رصد كسوف كلي تا تنها شاهد گرفت‌هاي جزئي در خاك ايران خواهيم بود. در واقع در اين مدت تنها طي 10 سال آينده شاهد دو كسوف حلقوي در كشورهاي حاشيه جنوبي ايران خواهيم بود كه تنها كسوف حلقوي 1 تير 1399 از آب‌هاي ساحلي ايران در درياي عمان عبور خواهد كرد و در واقع رصد آن تنها بر روي كشتي ميسر خواهد بود. اگر طي سال‌هاي آينده از نعمت كسوف كلي به‌بهره هستيم ولي كسوف جزئي زيادي را در كشورمان شاهد خواهيم بود كه يك نمونه از آن را در آخر سال خواهيد ديد. نكتة جالب در اين كسوف برابري حال و هواي اين كسوف با كسوف كلي 30 اسفند 1412 است. جذابيت ديگر اين كسوف در طلوع خورشيد گرفته از ديار خراسان است كه اين اتفاق بعد از كسوف به‌ ياد ماندني 2 آبان 1374 بار ديگر در ايران اتفاق مي‌افتد. از طرفي كسوف جزئي در ايرن كه مخصوصاً در دنيا جزئي باشد نيز كمتر رخ مي‌دهد.

جداول زير بيشتر شما را با اين كسوف آشنا مي‌كند
تصویر
همان‌طور كه مشخص است، دورة ساروسي فوق جوان بوده و با دو كسوف جزئي ديگر، اولين كسوف كلي اين مجموعه در قطب شمال زمين آغاز به كار مي‌كند. حال بهتر است به بررسي مسير اين كسوف در ايران و جهان بپردازيم.

كسوف جزئي در ساعت 04:09 به زمان ايران با طلوع خورشيد از غرب جزيره بنگال آغاز شده و پس از در بر گرفتن شرق و جنوب قاره آسيا به سمت شمال و شمال شرقي آن پيشروي كرده و ساعت 06:02 در سواحل شمالي آلاسكا نيمسايه از سطح زمين جدا مي‌شود. بيشترين قدر كسوف به ميزان 5/87 درصد در غرب روسيه رخ مي‌دهد.

در نقشة زير مناطقي كه با رنگ زرد مشخص شده تمام مراحل كسوف را خواهند ديد. در مناطق مشخص شده با رنگ نارنجي، تنها قسمتي از كسوف قبل و بعد از رسيدن كسوف به اوج ديده خواهد شد و در مناطق صورتي كسوف در حال بسته‌شدن يا بازشدن، غروب يا طلوع مي‌كند. همان‌طور كه مشخص است كشور ايران در منطقة صورتي قرار دارد و زماني كسوف را مي‌بينيد كه در حال باز شدن است.
تصویر
در ايران كسوف جزئي با طلوع خورشيد تنها در نيمة شرقي ايران ديده خواهد شد. در واقع با طلوع خورشيد در نيمة غربي ايران ماه از سطح خورشيد رخت بر‌بسته است. بهترين نقطه براي رصد كسوف پاسگاه مرزي جهانباني در شمال شرقي ايران است. در اين نقطه در هنگام طلوع خورشيد در حدود 63 درصد از قطر آن توسط ماه پوشيد شده است.

همان‌طور كه در تصوير زير مشاهد مي‌كنيد. اگر در شرق خط قرمز دروني باشيد كسوف را بعد از جدا شدن از سطح افق شاهد خواهيد بود و لحظاتي بعد كسوف اتمام مي‌بابد. حال اگر در بين دو خط قرمز باشيد، كسوف در حال طلوع خورشيد پايان مي‌يابد و اگر در غرب خط قرمز خارجي باشد ديگر كسوفي را شاهد نخواهيد بود. ولي اگر در در هر صورت در نيمة شرقي به خصوص شمال شرقي ايران باشيد گرفت بيشتري را شاهد خواهيد بود.
تصویر
در تصوير سمت راست طلوع كسوفي شبيه به كسوف فوق را در شمال شرقي و در تصوير سمت راست طلوع كسوفي را شبييه به كسوف فوق در ايران مشاهد مي‌كنيد. در واقع در شمال شرقي ايران طلوع مثلثي از خورشيد جلوة زيبايي به اين كسوف خواهد بخشيد.
تصویر
تصویر

اما مسأله مهم در رصد هر كسوف اطلاع از ميزان ابرناكي منطقه در آن فصل از سال است. تصوير زير مسير كسوف جزئي را بر روي نقشة ميزان احتمال پوشش ابري نشان مي‌دهد

تصویر
همان‌طور كه در اين جدول مشاهد مي‌كنيد، كشور هند بهترين منطقه براي رصد اين كسوف محسوب مي‌شود. در منطقة شمال شرقي ايران بين 60 تا 70 درصد امكان ابري بودن هوا در زمان كسوف پيش‌بيني مي‌شود. حال آن‌كه در جنوب شرقي و قسمتي از مركز ايران اين امكان به 50 تا 60 درصد كاهش مي‌يابد.

اگر به هر دليلي نتوانيد اين كسوف جزئي را ببينيد بايد تا 11 اَمرداد 1387 صبر كنيد. در آن كسوف باز هم پاسگاه مرزي جهانباني بهترين نقطه براي رصد خواهد بود. ولي اگر منتظر كسوفي مشابه 28 اسفند 1385 هستيد بايد تا 12 آبان 1392 صبر كنيد كه اين كسوف سهم نيمة غربي ايرن ساعتي پيش از غروب خورشيد است.

سخن پاياني

همان‌طور كه مي‌دانيد به‌طور معمول هر شش ماه قمري شاهد يك خسوف و يك كسوف هستيم. حال در معدود باري مي‌توانيم شاهد هر دوي اين گرفت‌ها در ايرن باشيم. پس اين فرصت را از دست ندهيد و اين روزها را در ذهن خود جاودانه كنيد.
منابع:

كتاب كسوف نوشتة جك.ب.زيركر

سايت مرد كسوف دنيا [External Link Removed for Guests]

نرم‌افزار wineclipse

نرم‌افزار فرانسوي Eclipse

نرم افزار Accurate Times 5.1

نرم‌افزار Moon Calclator 6.0
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “انجمن نجوم”