جمعي از مسوولان و هنرمندان سينماي ايران عصر شانزدهم اسفند ماه ـ با گذشت يك روز از درگذشت رسول ملاقليپور كارگردان سينماي براي ديدار با خانوادهاش در منزل وي حضور يافتند.
به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، عليرضا رضاداد ، منوچهر محمدي، محمدرضا شرفالدين و محسن علياكبري از كساني بودند كه آخرين برنامهريزيهاي تشييع اين هنرمند درگذشته را پيگيري ميكردند.
بر اين اساس، احتمال اينكه پيكر اين كارگردان فقيد در قطعهي شهداي گمنام بهشتزهرا (س) يا در كنار مزار مادرش در همانجا به خاك سپرده شود، وجود دارد.
محمدرضا شرفالدين مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس كه سابقه دوستياش با ملاقليپور به سال 58 برميگردد، از مراسم روز يكشنبه انجمن و قدرداني از سينماگر دفاع مقدس ميگويد و ميافزايد: در اين مراسم قرار بود جايزهاي هم به رسول براي فيلم «ميم مثل مادر» اهدا شود و دو روز قبل هم در تماسي كه با او داشتم قول داد كه در مراسم حضور داشته باشد. مشغول نوشتن متن تقديرنامه بودم كه اين متن تبديل به بيانيهي انجمن دربارهي درگذشت رسول شد.
وي اظهار داشت: قرار بود بعد از فيلم سينمايياش، سريال «هيچكس سرباز به دنيا نميآيد» را براي ما به تهيهكنندگي سيمافيلم در 52 قسمت بسازد؛ 85 درصد كارهايش هم شده بود. رسول مرتب به شوخي ميگفت: تا نمردم زودتر كار را شروع كنيم.
شرفالدين ميگويد: ما در سال 58 در مركز فرماندهي سپاه، عكاس و فيلمبردار بوديم كه با شروع جنگ به جنوب رفتيم و در عمليات طريقالقدس بستان با هم بوديم و رسول در آنجا زخمي شد و برگشت.
او ميافزايد: جسد بسياري از دوستانم را در جبهه جمع كردم ولي نميدانم چرا طاقت اين يكي را ندارم.
وي با اندوه فراوان ادامه ميدهد: قرار بود فردا با هم به عراق برويم و اربعين را آنجا باشيم. بخش اعظمي از فيلمش در بينالحرمين ميگذشت اما او تنها رفت. هميشه ميگفت از خدا خواستم كه در حال كار بميرم و خدا خواست در حال نوشتن فيلمنامهاي درباره كربلا بميرد.
در حين صبحتهاي شرفالدين تنها پسر ملاقليپور كه در قشم سرباز است، از راه ميرسد. او روز گذشته به شمال رفته و به همراه جنازه پدر بازگشته است. جنازه به سردخانهاي در باغ فيض منتقل ميشود تا فردا صبح براي آخرين وداع به خانه برگردد.
علي بازيگر خردسال فيلم «ميم مثل مادر» به همراه پدرش كه از دوستان ملاقليپور است، ميگويد: عمو رسول پيش خدا رفته است.
پدر علي عكسهايي را نشان ميدهد كه در سفر يك ماه قبل ملاقليپور به ايلام گرفته است. ميگويد: قرار بود عيد به همراه خانوادهاش به ايلام بيايد.
داماد ملاقليپور نيز با تاثر ميگويد: اتاقي كه نشستهايم، اتاق كار آقا رسول است و هر موقع چراغش روشن بود يعني اينكه او مشغول نوشتن بود.
اتاقي ساده با ميزي كوچك كه جاي قلم و كاغذ روي آن را خرما گرفته است.
پدر علي به دستنوشتههايي از ملاقليپور اشاره و اظهار ميكند: در اين نوشتهها او از عزراييل خواسته تا بگذارد فيلم «ميم مثل مادر» را براي مادرش بسازد و بعد به سراغش بيايد.
اما همسر ملاقليپور با افسوس ميگويد: هر موقع سفر رفتي برايم هديه ميآوردي، چرا اين دفعه پيكرت را آوردي!!
خبرگزاري دانشجويان ايران
عزراييل مهلت بده تا «ميم مثل مادر» را براي مادرم بسازم
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
عزراييل مهلت بده تا «ميم مثل مادر» را براي مادرم بسازم
آخرین ويرايش توسط 1 on Leila, ويرايش شده در 0.
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، قبل از شروع برنامه، جمعيت زيادي از هنرمندان و مردم در تالار وحدت جمع شده بودند و در دور تا دور تالار پارچه نوشتههاي تسليت نصب بود.
مراسم راس ساعت 9 آغاز شد و اكبر نبوي، معاون فرهنگي خانه سينما به عنوان مجري برنامه در ابتدا درباره رسول ملاقلي پور و وفات او به عنوان ضايعهاي براي سينماي ايران سخن گفت.
او سپس از مجيد مجيدي، كارگردان سينما دعوت كرد تا درباره ملاقلي پور صحبت كند.مجيد مجيدي نيز با اشاره به آشنايي خود با ملاقلي پور از او به عنوان يك هنرمند متعهد و تاثيرگذار در سينماي دفاع مقدس نام برد.
*شرفالدين : ما الان بايد كربلا ميبوديم
سخنران ديگر اين مجلس، محمدرضا شرف الدين ، مدير عامل انجمن سينماي دفاع مقدس بود. شرفالدين در سخنان خود گفت:« نمي دانم چه بگويم. ما الان بايد كربلا ميبوديم. رسول دائم زنگ مي زد كه مدارك چي شد؟ به اربعين نزديك شديم.»
وي سپس به بيان خاطرهاي از ملاقلي پور پرداخت و افزود: رسول قرار بود فيلمي براي امام حسين(ع) بسازد. اما يكدفعه منصرف شد. وقتي دليلش را پرسيدم، گفت: اگر فيلم را بسازم و آنچه مي خواستم در نيايد، چه جوابي بايد به مردم بدهم؟ من لياقت فيلمسازي براي آقا را ندارم.»
شرفالدين در پايان گفت:« وقتي دوستان هنري ما خبر وفات ملاقلي پور را شنيدند، همه يكباره جمع شدند. آنها نه به عنوان هنرمند يا مسئول، بلكه خالصانه آمدند تا يك گوشه كار را دست بگيرند . اين نشان دهنده همدلي هنرمندان است، اما آيا بايد عزيزي برود تا اين همدليها پررنگ شود.
* محمدي: گفت با يك ساك كوچك مي روم
منوچهر محمدي، تهيهكننده فيلم« ميم مثل مادر» به عنوان سخنران ديگر مجلس ضمن عرض تسليت به حاضران جلسه گفت: ما كه در سينما هستيم مي دانيم راحت پيش نميآيد كه فيلم اول يك هنرمند نينوا باشد و فيلم آخرش كربلا .
وي افزود: 22 بهمن به اتفاق هم رفتيم كربلا و قرار شد براي اربعين هم به كربلا برويم تا او صحنههايي مستند از اين حادثه بگيرد و در فيلمش استفاده كند، دوشنبه به او زنگ زدم و گفتم هر لحظه ممكن است مشكل ويزا حل شود. آماده باش. رسول گفت: يك ساك كوچك دارم كه هر وقت بگويي حاضر است.
محمدي در پايان گفت: ديشب فيلمنامه عصر روز دهم را ميخواندم. آخرين صحنه آن مربوط به بينالحرمين بود. رسول قرار بود با پا آنجا برود، اما با دل رفت.
* شادمان: عمو رسول زود رفت
علي شادمان، بازيگر خردسال فيلم« ميم مثل مادر» به عنوان سخنران ديگر مجلس از خاطره همكاري خود با رسول ملاقليپور سخن گفت و افزود: در صحنه آخر فيلم عمو رسول سرش را كنار گوش من گذاشت و گفت: فيلم را براي فاطمه زهرا (ص) مي سازم و به خاطر همين دوستش دارم. شايد سال ديگر من نباشم.»
شادمان ادامه داد: عمو رسول رفت. خيلي زود رفت و نه تنها دل من كه دل همه ايرانيها براي او تنگ شده است.
* حجت الاسلام مطلبي: او از همه ما جلو زد
حجت الاسلام مطلبي، از دوستان قديمي رسول ملاقلي پور نيز در اين مراسم حضور داشت و به بيان خاطراتي مشترك با ملاقلي پور پرداخت:« آشنايي ما مربوط به30 سال قبل و در محلههاي قلعه مرغي و 20 متري ابوذر بود. من از آن زمان رسول را به عنوان جواني پاك و معتقد ميشناختم و دوستي ما از آن زمان تاكنون ادامه دارد.
وي افزود: پيامبر خدا ميفرمود: بهترين شما كسي است كه بداند خيلي زود مي رود حتي اگر به اندازه نوح عمر كند. رسول اين را خوب مي دانست و از همه ما جلو افتاد.
* مير كريمي: فيلمهاي رسول عمق تنهايي اش را نشان ميدادند
رضا مير كريمي،مدير عامل خانه سينما نيز با حضور در مراسم گفت: بعد از صحبتهاي دوستان چيزي جز تسليت براي گفتن ندارم.
وي افزود:«فيلمسازان انسانهاي حساس هستند و احساس نيرومند دارند، اما در بيان اين احساس جز در قالب كارشان ناتوان هستند. به همين دليل هميشه تنهايند.من هرگاه در سالن تاريك سينما فيلم هاي رسول را مي ديدم، به عمق تنهايي او پي ميبردم و اين مسئله به شدت مرا را تكان ميداد. اميدوارم زيارتش قبول باشد.»
* معصومه ملاقلي پور: پدرم زنده است
دختر كوچك ملاقلي پور هم از ديگر سخنرانهاي مجلس بود. او گفت: وقتي از من خواسته شد تا در مراسم امروز صحبت كنم ، قبول نكردم، اما شب پدرم را ديدم كه از من ناراحت شده است. به همين دليل آمدم تا حرف بزنم. اما فقط ميگويم پدرم زنده است و حرف ديگري ندارم.»
* رضايي: رسول تابلوي صداقت بود
محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت و فرمانده سابق سپاه، در ابتداي سخنانش از دوستي خود و رسول ملاقلي پور بويژه در چند سال اخير سخن گفت و افزود:« رسول تابلوي صداقت بود. او با روحي لطيف و دلي دردمند پيام رسان بخشي از حوادث دفاع مقدس شد و در كنار ديگر فيمسازان تابلوي صادقانهاي از مظلوميت رزمندگان را به نمايش گذاشت. او مسافر واقعي سفر كربلا بود.»
رضايي در پايان افزود:« از خداوند متعال ميخواهم به پاس اين زحمات او را با شهداي كربلا و دفاع مقدس محشور بگرداند. براي خانواده ايشان طلب صبر و مغفرت و براي سينماي دفاع مقدس سربلندي و عزت خواهانم.
* جعفري جلوه: ملاقليپور يك عاشورايي تمام عيار بود.
جعفري جلوه ، معاون سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد سخنران بعدي مراسم بود كه با اشاره به فيلمسازي ملاقلي پور گفت: او همه عمر سينمايياش را در عاشورا گذاشت. با نينوا به عرصه سينما آمد و به كربلا رفت و در قطعه كربلايي 8 سال دفاع مقدس حضور پررنگي داشت. او راوي عشق بود و روح عاشورايي ملت را به زبان سينمايي بيان كرد و تا عصر روز دهم بر سينماي عاشورايي پاي فشرد، اين فيلم را ساخت و رفت.
وي افزود: مگر عصر روز دهم چيزي جز چنين صحنهاي است. او سال پرشوري را پشت سر گذاشت. گويي مي دانست فرصت كم است. سالي كه گذشت ، اوج فعاليتهاي او بود. او اين شور، حرارت و انرژي را در زماني كه سينما دوباره جان ميگيرد، به همه سينمايي ها داد و رفت. ايدهها ، آرمانها و صداقت او با ماست و با ما خواهد بود تا اوج سينماي ملي.
* صفاري هرندي: ابلاغ سلام رئيس جمهور
صفار هرندي ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز با حضور در مراسم ، ابتدا پيام احمدي نژاد، رئيس جمهور را براي حاضران در جلسه قرائت
كرد :« ابتدا اجازه مي خواهم ابلاغ كننده سلام رئيس جمهور به جمع حاضر باشم و تسليت ايشان خطاب به مردم شريف و خانواده مرحوم ملاقلي پور را بيان كنم».
در پيام رئيس جمهور آمده بود: خبر ناگوار در گذشت هنرمند ملي كشور و فيلمساز برجسته دفاع مقدس موجب تاسف و تالم شد. بيشك فقدان ايشان ضايعهاي براي مجموعه هنري كشور و ملت ايران است. اينجانب مصيبت وارده را به ملت شريف ايران و خانواده آن مرحوم تسليت ميگويم و براي روح پرتلاطم رسول ملاقلي پور ، پرواز در جوار رسول خدا را آرزو ميكنم.
صفار هرندي بعد از ابلاغ پيام رياست جمهوري افزود: اگر چشم دل باز كينم. ميتوانيم روح لطيف رسول عزيز را بر فراز اين مكان و اين جمع مشاهده كنيم.
وي در پايان گفت: امسال سال رسول بود. او آثاري را بر جاي گذاشت كه نشانه تسليم رضايتمندانه او در برابر تقدير بود و همان تسليم گواه است كه رسول امسال در جايگاهي كه جايگاه رضايت است، قرار گرفته. رسول را در سال رسول الله در جوار خداوندي بار دارند، اينها اتفاقي نيست.
* علي ملاقلي پور: پدرم فرمانده سينماي جنگ بود
علي ملاقلي پور در پايان مراسم ضمن تشكر از همه حاضران گفت:« وقتي كسي لباس سياه ميشود، انگار سقف آسمان روي سرش پايين آمده است.»
وي افزود:« هر چند به نظر مي رسد سايه پدرم از سرم كوتاه شده، اما دلم خوش است كه سايه اش به سوي آسمان رفته و بزرگتر شده است.»
او در پايان گفت:« رسول احدي كه تا آخرين لحظات در كنار پدرم بود، دوربين پدر را به من داد و گفت:« اين اسلحه پدرت است، نگهش دار. پدرم علاقه ويژهاي به نمايش زندگي فرماندهان جنگ داشت، حالا كه او رفته احساس مي كنم او فرمانده سينماي جنگ بود."
بعد از اين سخنان حاضران در مراسم به پيشنمازي حجتالاسلام دكتر بهداروند بر پيكر رسول ملاقلي پور «نماز ميت» خواندند و سپس پيكر او به بهشت زهرا منتقل شد.
خبرگزاري فارس
مراسم راس ساعت 9 آغاز شد و اكبر نبوي، معاون فرهنگي خانه سينما به عنوان مجري برنامه در ابتدا درباره رسول ملاقلي پور و وفات او به عنوان ضايعهاي براي سينماي ايران سخن گفت.
او سپس از مجيد مجيدي، كارگردان سينما دعوت كرد تا درباره ملاقلي پور صحبت كند.مجيد مجيدي نيز با اشاره به آشنايي خود با ملاقلي پور از او به عنوان يك هنرمند متعهد و تاثيرگذار در سينماي دفاع مقدس نام برد.
*شرفالدين : ما الان بايد كربلا ميبوديم
سخنران ديگر اين مجلس، محمدرضا شرف الدين ، مدير عامل انجمن سينماي دفاع مقدس بود. شرفالدين در سخنان خود گفت:« نمي دانم چه بگويم. ما الان بايد كربلا ميبوديم. رسول دائم زنگ مي زد كه مدارك چي شد؟ به اربعين نزديك شديم.»
وي سپس به بيان خاطرهاي از ملاقلي پور پرداخت و افزود: رسول قرار بود فيلمي براي امام حسين(ع) بسازد. اما يكدفعه منصرف شد. وقتي دليلش را پرسيدم، گفت: اگر فيلم را بسازم و آنچه مي خواستم در نيايد، چه جوابي بايد به مردم بدهم؟ من لياقت فيلمسازي براي آقا را ندارم.»
شرفالدين در پايان گفت:« وقتي دوستان هنري ما خبر وفات ملاقلي پور را شنيدند، همه يكباره جمع شدند. آنها نه به عنوان هنرمند يا مسئول، بلكه خالصانه آمدند تا يك گوشه كار را دست بگيرند . اين نشان دهنده همدلي هنرمندان است، اما آيا بايد عزيزي برود تا اين همدليها پررنگ شود.
* محمدي: گفت با يك ساك كوچك مي روم
منوچهر محمدي، تهيهكننده فيلم« ميم مثل مادر» به عنوان سخنران ديگر مجلس ضمن عرض تسليت به حاضران جلسه گفت: ما كه در سينما هستيم مي دانيم راحت پيش نميآيد كه فيلم اول يك هنرمند نينوا باشد و فيلم آخرش كربلا .
وي افزود: 22 بهمن به اتفاق هم رفتيم كربلا و قرار شد براي اربعين هم به كربلا برويم تا او صحنههايي مستند از اين حادثه بگيرد و در فيلمش استفاده كند، دوشنبه به او زنگ زدم و گفتم هر لحظه ممكن است مشكل ويزا حل شود. آماده باش. رسول گفت: يك ساك كوچك دارم كه هر وقت بگويي حاضر است.
محمدي در پايان گفت: ديشب فيلمنامه عصر روز دهم را ميخواندم. آخرين صحنه آن مربوط به بينالحرمين بود. رسول قرار بود با پا آنجا برود، اما با دل رفت.
* شادمان: عمو رسول زود رفت
علي شادمان، بازيگر خردسال فيلم« ميم مثل مادر» به عنوان سخنران ديگر مجلس از خاطره همكاري خود با رسول ملاقليپور سخن گفت و افزود: در صحنه آخر فيلم عمو رسول سرش را كنار گوش من گذاشت و گفت: فيلم را براي فاطمه زهرا (ص) مي سازم و به خاطر همين دوستش دارم. شايد سال ديگر من نباشم.»
شادمان ادامه داد: عمو رسول رفت. خيلي زود رفت و نه تنها دل من كه دل همه ايرانيها براي او تنگ شده است.
* حجت الاسلام مطلبي: او از همه ما جلو زد
حجت الاسلام مطلبي، از دوستان قديمي رسول ملاقلي پور نيز در اين مراسم حضور داشت و به بيان خاطراتي مشترك با ملاقلي پور پرداخت:« آشنايي ما مربوط به30 سال قبل و در محلههاي قلعه مرغي و 20 متري ابوذر بود. من از آن زمان رسول را به عنوان جواني پاك و معتقد ميشناختم و دوستي ما از آن زمان تاكنون ادامه دارد.
وي افزود: پيامبر خدا ميفرمود: بهترين شما كسي است كه بداند خيلي زود مي رود حتي اگر به اندازه نوح عمر كند. رسول اين را خوب مي دانست و از همه ما جلو افتاد.
* مير كريمي: فيلمهاي رسول عمق تنهايي اش را نشان ميدادند
رضا مير كريمي،مدير عامل خانه سينما نيز با حضور در مراسم گفت: بعد از صحبتهاي دوستان چيزي جز تسليت براي گفتن ندارم.
وي افزود:«فيلمسازان انسانهاي حساس هستند و احساس نيرومند دارند، اما در بيان اين احساس جز در قالب كارشان ناتوان هستند. به همين دليل هميشه تنهايند.من هرگاه در سالن تاريك سينما فيلم هاي رسول را مي ديدم، به عمق تنهايي او پي ميبردم و اين مسئله به شدت مرا را تكان ميداد. اميدوارم زيارتش قبول باشد.»
* معصومه ملاقلي پور: پدرم زنده است
دختر كوچك ملاقلي پور هم از ديگر سخنرانهاي مجلس بود. او گفت: وقتي از من خواسته شد تا در مراسم امروز صحبت كنم ، قبول نكردم، اما شب پدرم را ديدم كه از من ناراحت شده است. به همين دليل آمدم تا حرف بزنم. اما فقط ميگويم پدرم زنده است و حرف ديگري ندارم.»
* رضايي: رسول تابلوي صداقت بود
محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت و فرمانده سابق سپاه، در ابتداي سخنانش از دوستي خود و رسول ملاقلي پور بويژه در چند سال اخير سخن گفت و افزود:« رسول تابلوي صداقت بود. او با روحي لطيف و دلي دردمند پيام رسان بخشي از حوادث دفاع مقدس شد و در كنار ديگر فيمسازان تابلوي صادقانهاي از مظلوميت رزمندگان را به نمايش گذاشت. او مسافر واقعي سفر كربلا بود.»
رضايي در پايان افزود:« از خداوند متعال ميخواهم به پاس اين زحمات او را با شهداي كربلا و دفاع مقدس محشور بگرداند. براي خانواده ايشان طلب صبر و مغفرت و براي سينماي دفاع مقدس سربلندي و عزت خواهانم.
* جعفري جلوه: ملاقليپور يك عاشورايي تمام عيار بود.
جعفري جلوه ، معاون سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد سخنران بعدي مراسم بود كه با اشاره به فيلمسازي ملاقلي پور گفت: او همه عمر سينمايياش را در عاشورا گذاشت. با نينوا به عرصه سينما آمد و به كربلا رفت و در قطعه كربلايي 8 سال دفاع مقدس حضور پررنگي داشت. او راوي عشق بود و روح عاشورايي ملت را به زبان سينمايي بيان كرد و تا عصر روز دهم بر سينماي عاشورايي پاي فشرد، اين فيلم را ساخت و رفت.
وي افزود: مگر عصر روز دهم چيزي جز چنين صحنهاي است. او سال پرشوري را پشت سر گذاشت. گويي مي دانست فرصت كم است. سالي كه گذشت ، اوج فعاليتهاي او بود. او اين شور، حرارت و انرژي را در زماني كه سينما دوباره جان ميگيرد، به همه سينمايي ها داد و رفت. ايدهها ، آرمانها و صداقت او با ماست و با ما خواهد بود تا اوج سينماي ملي.
* صفاري هرندي: ابلاغ سلام رئيس جمهور
صفار هرندي ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز با حضور در مراسم ، ابتدا پيام احمدي نژاد، رئيس جمهور را براي حاضران در جلسه قرائت
كرد :« ابتدا اجازه مي خواهم ابلاغ كننده سلام رئيس جمهور به جمع حاضر باشم و تسليت ايشان خطاب به مردم شريف و خانواده مرحوم ملاقلي پور را بيان كنم».
در پيام رئيس جمهور آمده بود: خبر ناگوار در گذشت هنرمند ملي كشور و فيلمساز برجسته دفاع مقدس موجب تاسف و تالم شد. بيشك فقدان ايشان ضايعهاي براي مجموعه هنري كشور و ملت ايران است. اينجانب مصيبت وارده را به ملت شريف ايران و خانواده آن مرحوم تسليت ميگويم و براي روح پرتلاطم رسول ملاقلي پور ، پرواز در جوار رسول خدا را آرزو ميكنم.
صفار هرندي بعد از ابلاغ پيام رياست جمهوري افزود: اگر چشم دل باز كينم. ميتوانيم روح لطيف رسول عزيز را بر فراز اين مكان و اين جمع مشاهده كنيم.
وي در پايان گفت: امسال سال رسول بود. او آثاري را بر جاي گذاشت كه نشانه تسليم رضايتمندانه او در برابر تقدير بود و همان تسليم گواه است كه رسول امسال در جايگاهي كه جايگاه رضايت است، قرار گرفته. رسول را در سال رسول الله در جوار خداوندي بار دارند، اينها اتفاقي نيست.
* علي ملاقلي پور: پدرم فرمانده سينماي جنگ بود
علي ملاقلي پور در پايان مراسم ضمن تشكر از همه حاضران گفت:« وقتي كسي لباس سياه ميشود، انگار سقف آسمان روي سرش پايين آمده است.»
وي افزود:« هر چند به نظر مي رسد سايه پدرم از سرم كوتاه شده، اما دلم خوش است كه سايه اش به سوي آسمان رفته و بزرگتر شده است.»
او در پايان گفت:« رسول احدي كه تا آخرين لحظات در كنار پدرم بود، دوربين پدر را به من داد و گفت:« اين اسلحه پدرت است، نگهش دار. پدرم علاقه ويژهاي به نمايش زندگي فرماندهان جنگ داشت، حالا كه او رفته احساس مي كنم او فرمانده سينماي جنگ بود."
بعد از اين سخنان حاضران در مراسم به پيشنمازي حجتالاسلام دكتر بهداروند بر پيكر رسول ملاقلي پور «نماز ميت» خواندند و سپس پيكر او به بهشت زهرا منتقل شد.
خبرگزاري فارس
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
