ارتش دوپينگي عراق در جنگ تحميلي عليه ايران

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

ارتش دوپينگي عراق در جنگ تحميلي عليه ايران

پست توسط Mr.Amirhessam »

پروسه تصميم گيري کشورها براي حمله نظامي به يک کشور يا کشورهاي ديگر بيشتر معلول متغيرهاي ملي، منطقه اي و بين المللي است. برآورد کلي ظرفيت ملي به ويژه قدرت نظامي کشور مهاجم بيشتر در قبال آخرين وضعيت نظامي کشور هدف معنا و مفهوم پيدا مي کند. چنانچه توازن استراتژيک بين کشور مهاجم و کشور هدف برقرار نباشد، آنگاه متغيرهاي منطقه اي و بين المللي در پروسه تصميم گيري حمله نظامي کشور مهاجم قابل ملاحظه مي شوند.
حمله ارتش عراق به ايران در 31 شهريور 1359 از تصوير استراتژيک مذکور مستثني نيست. برنامه ريزي حمله نظامي رژيم سابق صدام حسين به ايران تابع توان ملي به ويژه قدرت رزمي ارتش سابق عراق در قبال آخرين وضعيت و ظرفيت نظامي ايران و نيز شرايط حساس بين المللي و منطقه اي دهه 70 م قابل محاسبه و کالبد شکافي است.
ساختار و نقش ارتش سابق عراق از يک سو تابع موقعيت ژئواستراتژيک کشور عراق و از سوي ديگر تابع سياستگذاري نظامي رژيم ستيزه جوي صدام حسين بود.
وضعيت کويري، کوهستاني و اختلاطي از اين دو موقعيت جغرافيايي کشور عراق، ارتش سابق آن کشور را شامل يگان هاي پياده کوهستاني؛ زرهي و پياده مکانيزه با حجم زياد آتش، تحرک سريع لجستيک و مهندسي رزمي همراه کرده بود، مشخصات و مختصات ارتش سابق عراق بيشتر براي ايفاي مأموريت هاي ضد شورش هاي مسلحانه در مناطق شهري و روستايي، محاصره روستاها و شهرک هاي کوهستاني و حفاظت از مراکز استراتژيک کشور عراق سازماني شده بود.
قدرت تهاجمي ارتش سابق صدام حسين بيشتر مبتني بر تحرک سريع تانک، حجم زياد آتش پشتيباني و نيروهاي تهاجمي با توسل به موشک هاي بالستيک و تسليحات کشتار جمعي از طريق دهليزهاي کويري و کويري – کوهستاني بود. ارتش سابق عراق از دهليزهاي کويري و کوهستاني به جنوب و غرب کشور ايران حمله ور شد و از طريق دهليزهاي کويري و ساحلي به کويت حمله کرد و جالب اين جا است که ارتش سابق عراق از دهليز کويري، و ساحلي يا دهليزهاي جنوبي توسط نيروهاي ائتلاف به رهبري ارتش فدرال امريکا در جنگ هاي 1992 و 2003 متحمل شکست و فروپاشي شد. و نام ارتش منگول را در منابع مطالعاتي مراکز فکري استراتژي نظامي امريکايي و غربي به خود گرفت.
ارتش سابق عراق در جنگ هاي 1992 و 2003 از يگان هاي پياده و زرهي براي حفاظت از مراکز فرماندهي و استراتژيک رژيم سابق صدام حسين استفاده کرد و به کلي عمق استراتژيک را فراموش کرد و در هر دو مقطع يگان هاي نظامي آن متحمل تلفات شديد در پي حملات موشکي و هوايي نيروهاي ائتلاف در فضاي جنگ مدرن قرار گرفتند. اين دو وضعيت بيشتر حاکي از کار ويژه محدود به امور سرکوب داخلي ارتش سابق عراق بود. آنگاه اين سئوال مطرح مي شود: جسارت حملات نظامي ارتش سابق صدام حسين به ايران از کدام منبع ناشي مي شد؟
صرف نظر از نواحي کوهستاني، موقعيت کويري و ساحلي کشور عراق و نيز ظرفيت هاي ستيزه و رژيم مخلوع صدام حسين، عراق را با درگيري بيشتري در عمق استراتژيک با خليج فارس مواجه ساخته بوده رقابت سنتي با ايران براي ايفاي بازيگر منطقه اي و طمع ورزي مرزي و ارضي نسبت به همسايگان هميشه از رژيم سابق صدام حسين يک منبع بالقوه و بالفعل پرخاشگري ساخته بود. تبديل ايده هاي مخرب مذکور نيازمند نهاد تداخل نظامي بود که ارتش عراق امکان و ظرفيت آن را نداشت و بدين خاطر از اصل غافلگيري و استفاده از فرصت هاي پيش آمده ناشي از تحولات حساس منطقه اي و بين المللي دهه 70 م سود جست. دهه 70 م مصادف با تحولات حساس منطقه اي و بين المللي از جمله هجوم ارتش شوروي سابق به افغانستان و وقوع انقلاب اسلامي در ايران بود.
رويکرد استراتژيک ايالات متحده در دهه 70 م مبتني بر ديدگاه هاي نظامي، امنيتي و سياسي مشتمل بر همکاري با هر نوع رژيم سياسي مخالف نفوذ مسکو، گرايشات ايدئولوژيک و تمايلات ناسيوناليسم افراطي عربي بود، از سوي ديگر؛ رژيم سابق صدام حسين از ويژگي هاي ناسيوناليسم شديد عربي، ايدئولوژي بعثي و همکاري با روس ها و حمايت از گروه هاي تروريستي برخوردار بود، پس چرا طرف معامله با امريکا قرار گرفت؟
به نظر مي رسد که رژيم سابق صدام حسين بيشتر طرف معامله تاکتيکي نه استراتژيک با امريکا در دهه 70 م قرار گرفت. اما پس از جنگ تحميلي 1988 به بهانه حمله عراق به کويت، ارتش عراق که متحمل فروپاشي تدريجي شد رژيم سابق صدام حسين را با خطر انقراض قرارداد و سرانجام دولت سابق صدام حسين را در سال 2003 خلع کرد.
خط قرمز امريکا پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران (فوريه 1979) از البرز به منتهي اليه زاگرس تغيير پيدا کرده بود. شوروي از پوشه مهار امريکا خارج شده بود و مسکو به دنبال تشکيل دولت پشتون مارکسيستي در افغانستان بود و قدرت تهاجمي شوروي سابق در دهه 70 م براساس دکترين برژنف بيش از گذشته منافع حياتي ايالات متحده را در منطقه اقيانوس هند شامل آنگولا، يمن، هندوستان، خليج فارس تا ويتنام را مورد چالش قرار داده بود.
اينجا بود که ارتش دوپينگي عراق براي انجام حمله نظامي به ايران نامزد شد. اين انتخاب چندين علت داشت اولاً تسليحات روسي ارتش سابق عراق به تنهايي قادر به تخريب قدرت نظامي ارتش ايران نبود و آن که رژيم سابق صدام حسين و متحدين سنتي واشنگتن به اهميت تسليحات غربي و امريکايي پي مي بردند، ثانياً، رژيم سابق صدام حسين براي تحقق آرمان هاي مخرب ستيزه جويانه خود به تدريج از مدار سياسي نظامي شوروي خارج و به مدار امريکا نزديک مي شد، ثالثاً تضعيف تدريجي ارتش سابق عراق راه را براي حضور نظامي ايالات متحده در منطقه خليج فارس باتکيه بر us.centcom us.socom براي برقراري توازن استراتژيک در خليج فارس فراهم مي کرد و رابعاً با مهار سياسي و نظامي رژيم سابق صدام حسين شاخک هاي نفوذ سياسي و ايدئولوژيک آن در تهديد عليه اسراييل مهار و کنترل مي شد، عراق به تدريج به رژيم هاي محافظه کار سلطنتي و جمهوري نزديک تر مي شد، از رژيم هاي انقلابي عربي چون سوريه و ليبي فاصله مي گرفت و بهتر از همه تزريق تسليحات غير متعارف به عراق براي جنگ عليه ايران، دامنه اتهامات رژيم سابق صدام حسين را زيادتر مي کرد.
بدين ترتيب ارتش سابق عراق که معلول محاسبات استراتژيک امريکا شده بود، مستعد حمله نظامي به ايران شد، ارتش دوپينگي عراق بدون توجه به فقدان عقبه استراتژيک و بافت رزم داخلي، به جنگ فرسايشي عليه ايران و تهاجم به کويت پرداخت و سرانجام در جنگ هاي 1992 و 2003 متلاشي گرديد و نام ارتش منگول به خود گرفت.

دکتر حميد هاد يان
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”