حميد هيدارن- بحث انتخاب رئيس آينده فدراسيون فوتبال داغترين موضوع اين روزهاي ورزش كشور است. اينكه چه كسي سكان هدايت پردردسرترين فدراسيون ورزش ايران را در دست خواهد گرفت و چگونه اين وظيفه خطير را به انجام خواهد رساند، ذهن اغلب فوتبالدوستان را به خود مشغول كرده است.
روال كار در دورههاي گذشته به اين صورت بوده كه سازمانتربيتبدني شرايط عمومي كانديداهاي حضور در انتخابات را اعلام ميكرد و افراد مختلف از صنوف و اقشار متنوع جامعه بنا بر انگيزههايي كه داشتند ثبت نام كرده و منتظر گزينش نهايي ميشدند. عدهاي از ف_ * ل*_ ت ر سازمان رد نميشدند، عدهاي انصراف ميدادند و در نهايت آنكه از همه مشهورتر بود و يا توسط خود سازمانتربيتبدني به عنوان سرپرست موقت منصوب شده بود با اكثريت آرا بر كرسي رياست مينشست
مبحثي كه قرار است از امروز به آن بپردازيم پيدا كردن راهكاري بهتر براي گزينش فرد اصلح نه تنها جهت حضور در فدراسيون فوتبال كه براي ساير فدراسيونها و حتي ارگانهاي ديگر است. فرمولي فراگير كه قابل تعميم به تمام مجامع گزينشي است.
در جوامع پيشرفته از نظر تدوين قوانين مدني به جاي آنكه ابتدا افراد معرفي شده و سپس قلم قرمز به روي يكيك آنها كشيده شود تا يك نفر باقي بماند طور ديگري عمل ميكنند.
يعني ابتدا شرايط و شاخصههاي مدير يا مسؤول مورد نظر تبيين ميشود و سپس مقايسه ويژگيهاي افراد با شرايط تدوين شده صورت خواهد پذيرفت.
در واقع وقتي ما بدانيم يك مدير چه خصوصياتي بايد داشته باشد و البته در انتخاب مسؤول مربوطه اين معيارها را لحاظ نماييم خود به خود كساني براي شركت در گزينش نهايي باقي ميمانند كه حائز شاخصههاي فوقالذكر باشند.
ما معتقديم در مورد انتخاب رئيس فدراسيون فوتبال ايران نيز بايد اين قاعده را رعايت كنيم و به همين دليل از امروز شرايط مورد نظر را به كنكاش خواهيم گذاشت.
اولين فاكتوري كه رئيس فدراسيون فوتبال بايد داشته باشد مقبوليت وي در نزد اهالي فوتبال اعم از كارشناسان و فوتبالدوستان است.
در دهه اخير بعضاً افرادي بر ميز رياست فدراسيون تكيه زدند كه به دليل نداشتن رابطه تعريف شده با فوتباليها و يا عدم مقبوليت از ديد اهالي فن و متخصصان، هيچ گاه نتوانستند انتخابهاي صد در صد درستي داشته باشند و با وجود صرف وقت و هزينه قابل توجه با خاطري مكدر و نيز در زير بار شديد انتقادات كنار رفتند.
فوتبالي بودن و پيشكسوت بودن رئيس آينده فدراسيون مجموعههاي ذيربط و نيز اهالي فوتبال را به تبعيت از ديدگاههاي فني وي مجاب ميكند.
البته اين مجاب شدن شرط كافي نيست و رئيس فدراسيون بايد در عمل نيز نشان دهد كه از تجارب خود به شكلي منصفانه و با ديدي عدالت محورانه استفاده خواهد كرد.
او بايد مديران شاغل و كنار گود نشسته فوتبال را به لحاظ سوابق كاري، تواناييها و انديشههايشان بشناسند تا بتواند گزينشي صحيح بر طبق اصول و برنامههاي مورد نظر خود داشته باشد.
در جامعه امروز فوتبالدوستان ايراني گرچه داشتن «عكس با البسه ورزشي» به مصداق گذشتهاش اهميت ندارد اما نميتوان منكر شد كه رئيس غير فوتبالي خيلي سخت با فوتباليها ارتباط برقرار كرده و به نظر ميرسد اين رويه به قوت خود باقي است. پس به اين نتيجه ميرسيم كه رئيس فدراسيون فوتبال به عنوان متولي اين رشته بايد خود از فوتباليها و اصطلاحا از جنس فوتبال باشد.
او ميتواند در صورت صلاحديد و احساس نياز از مديران متخصص در ساير حوزهها نيز استفاده كند اما حرف اول و آخر را خود بايد بزند.
فوتبال ايران مثل اغلب كشورهاي جهان حاشيههاي فراواني دارد. تشخيص سرچشمه مسائل جانبي و پيدا كردن راهكاري براي مقابله يا اصلاح آنها از دست كساني بهتر برميآيد كه با فوتبال آشنا باشند و به تعبيري پيه اين رشته ورزشي در ميادين ورزشي به تن آنها خورده باشد.
مديري ميتواند در اين مسأله موفق باشد كه پتانسيل افراد را بشناسد، نوع برخورد با آنها را بلد باشد و ارجح بر تمام مسائل ذكر شده از «مقبوليت عمومي» برخوردار باشد. پس اين شرط اول كانديداهاي مورد نظر براي تصدي پست رياست فدراسيون خواهد بود.
