پس از آن بيماري كه ناغافل گرفتارش شد از مستطيل سبز كنار رفت و براي هميشه نام خود را در جمع بزرگان تاريخ فوتبال ايران به يادگار ثبت كرد.
آري صحبت از احمدرضا عابدزادهاي به ميان آمد كه به اعتقاد اكثر بازيكنان دهههاي 60 و 70 فوتبال ملي ما ديگر مثل او زائيده نميشود و نبايد اين طور از كنار ارزشهاي والاي فنياش گذشت.
در آستانه رقابتهاي آسيايي دوحه قطر با بيمهري كنار گذاشته شد چون وجودش ميتوانست منافع برخي افراد را به خطر بياندازد.
گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ در آستانه آغاز رقابتهاي جام ملتهاي آسيا دقايقي با او به گفت و گو پرداخت:
فكر ميكني اين تيم ملي كه خود را براي جام ملتهاي آسيا ساخته و پرداخته ميكند بتواند پس از 31 سال انتظار بار ديگر بر سكوي قهرماني تكيه بزند؟
چرا كه نه، اين آرزوي قلبي من و تمام ايرانيهاي علاقهمند به فوتبال است كه تيم ملي كشورمان در اين رقابتها موفق ظاهر شود و بتواند پس از 31 سال بار ديگر در فوتبال آسيايي يكهتازي كند
و امير قلعهنوعي كه پس از جام جهاني جانشين برانكو شد نخستين تجربه رسمي خود را پيش روي خواهد داشت. وي اكثرا در رقابتهاي مقدماتي جام ملتها و دوستانه تيم ملي را هدايت كرده و طبعا سابقه حضور در چنين فضايي را نداشته است...
حضور يك شخص نميتواند ملاك خوبي براي موفقيت تيم ملي تلقي شود، اين مجموعهاي كه در اختيار قلعهنوعي است اكثرا شامل لژيونرهاي شاغل اروپا و امارات بوده و فكر نميكنم ديگر بهانهاي براي نرسيدن به قهرماني وجود داشته باشد البته نقش همكاران قلعهنوعي بيش از پيش ملموستر خواهد شد و آنها با مشاورههاي خود وي را در مشكلاتي كه در پيش روي خود دارد ياري خواهند كرد.
كدام تيمها ميتوانند قهرماني احتمالي ايران را تحت الشعاع قرار دهند؟
اوضاع در فوتبال آسيا ديگر همانند گذشته نيست و هيچ تيمي براي باختن به ميدان نخواهد آمد. ژاپن، استراليا، عربستان، چين، ازبكستان، امارات و حتي همين مالزي ميزبان هر يك براي اين پيكارها برنامهريزي كردهاند و قاعدتا انگيزه آنها ميتواند كار تيم ملي را مشكلتر كند.
راستي صحبتهاي دايي در برنامه تلويزيوني 90 ديدي كه چطور با گذشتهاش تغيير كرده و يك چهره جديد از او نمايان شده است؟
طبيعي است كه او با كولهباري از تجربه رفتارش با گذشته فرق كند و تغيير رويه بدهد. او با اين قهرماني كه همراه با سايپا به دست آورد خيلي چيزها را ثابت كرد و نشان داد عاشق انتقاد شنيدن است. در ايامي كه به باد شديدترين انتقادات گرفته شده بود كارش را انجام داد و سرانجام هم به قولش پايبند ماند.
ولي قبول داري كه او ميانه خوبي با مطبوعات و رسانههاي جمعي ندارد ؟
من اين را قبول ندارم، انتقاد ميتواند عزم يك فرد يا مجموعهاي را بيشتر كند و آنها را به سمت و سوي هدفي كه دارند برساند. من به شخصه از اين قبيل انتقاداتي كه برخي هم بيپايه و اساس بود شكايت كردم، ولي نتيجهاي نگرفتم و دست آخر همه چيز به خوبي و خوشي تمام شد.
دايي هم بايد همين طور باشد و وقت خود را براي شكايت از اين و آن تلف نكند، اين مسائل براي من و يك نفر مثل دايي بايد عادي تلقي شود.
چرا در تيم پروين سمتي را نميگيري و باز هم در دنياي مربيگري كار نميكني؟
اين افتخار نصيبم نشده كه عليآقا از من دعوت به همكاري كند. اگر او درخواستي داشته باشد با جان و دل حاضرم كه در استيل آذين كار كنم. علي پروين شناسنامه فوتبال ايران است و براي من حكم يك دهداري ديگر را دارد.
طبق حكم عليآبادي كاشاني رسما به عنوان مديرعامل پرسپوليس انتخاب شد و جاي انصاريفرد را گرفت، فكر ميكني او بتواند گرهگشاي مشكلات اين باشگاه باشد؟
اميدوارم كه اصلاحات او در جهت منافع باشگاه انجام شود تا هواداران پرسپوليس خوشحال شوند. اما از حالا نميشود در مورد عملكرد يا مديريت كاشاني نظري داد، بايد حداقل 6 هفته از ليگ بگذرد و بعد ديد كه او چقدر در كارش موفقيت داشته است.
سرمربيگري استيلي چطور، آيا اين جايگاه مناسب حال او است؟
بسياري از بازيكنان اواخر دهه 60 و 70 فوتبال ايران به اين حرفه در بالاترين سطح روي آوردهاند از سطح ملي گرفته تا عرصه باشگاهي. به شخصه معتقدم اين قبيل افراد نبايد خيلي زود وارد دنيا مربيگري بشوند و با پرفراز و نشيب كار كردن خود عملكرد گذشتهشان را زير سوال ببرند.
پرسپوليس فصل آينده چطور تيمي خواهد بود؟
اگر قرار شود به جاي شعار دادن، آقايان مرد عمل باشند و كار كنند آنوقت است كه ميتوانيم ادعا كنيم پرسپوليس سالهاي طلايي خود را تكرار خواهد كرد. اما اگر مثل گذشته شاهد جنگهاي مديريتي باشيم و هيات مديره با مصاحبههاي خود خللي در كار كادر فني ايجاد كند دردي از مشكلات پرسپوليس دوا نخواهد شد.
