عنوان : شيطان شناسي مقاله اي زيبا و مفيد
نويسنده :سيد حسن مدرسي
منبع : مشكاه -شماره51
دوستان توجه دارند پرداختن به مبحث شيطان - ابليس كه يك جن مطرود درگاه الهي است از موضوعات اصلي وبلاگ مي باشد لذا تصميم گرفتيم متن مقالات و كتابهايي كه با موضوع شيطان و ابليس نوشته شده است روي وبلاگ قرار دهيم همچنين معرفي 80 عنوان كتاب با موضوع شيطان و ابليس كه در ايران به چاپ رسيده است – فهرست موضوعي قران درباره ابليس و شيطان – نمايه سازي همراه متن 40 تفسير و 400 جلد از كتاب روايي با موضوع ابليس و شيطان به مرور ان شاءالله روي ولاگ قرار مي گيرد .اميد كه تا اخر عمر در خط توحيد و ولايت اهل البيت پيامبر اعطم حركت كنيم امين .
رسمهايي كه به القاي ابليس برپا شد
آتشپرستي نمرود و نمروديان نيز به القاي ابليس صورت گرفت. درباره نمروديان چنين آمده است كه: ابليس بر صورت پيري بر آنان ظاهر شد ضمن بر شمردن خواص و ارزش حياتي آتش آن را شايسته پرستش معرفي كرد و نمروديان نيز پرستيدن آن را پذيرفتند.
نيرنگهاي ابليس و طرق راندن وي
در عالم خلقت موضوع ابليس يكي از موضوعات مهم و شگفتانگيز است. قرآن كريم ضمن اشاره به نار منشا پيدايش شيطان، به اختصار به خط فكري و موضع گيريها و نسبت وي با خداوند و آدم و آدميزاد، به اين موضوع ميپردازد; اما بعدها توسط اصحاب تفسير، حديث و تفكر مانند ساير داستانهاي قرآن بسط مييابد. ارباب انديشه بر اين عقيدهاند كه جسم وي انبوه و متراكم نبوده جسمي است هوايي و مجرد. هيات ظاهري و شيوه رفت و آمدش نيز با ديگر موجودات تفاوت دارد. داراي شعور و خرد است. به صورتهاي گوناگون تغيير شكل مييابد و از عهده انجام كارهاي سنگين و خارقالعاده برميآيد، نه جايي را فرا ميگيرد و نه در جايي نيز فرود ميآيد (1) در فرهنگ اسلامي وي مبدا غوا، شر و وسوسه معرفي شده و آدمي را در مسير خلاف انسانيت و كمال ميكشاند. نيرويي است كه حق را باطل و باطل را حق و شر را خير و خير را شر مينمايد. هوي و شهوت از وسوسههاي اوست. و صورت انساني در حكم عقبه و گردنهاي است ميان قرارگاه فرشتگان و جايگاه شياطين. هر كس كه راه گمراهي را پيمود پيرو شياطين است و آن كه راه هدايت را برگزيد از اهل الله است (2) با يادآوري گوشهاي از خصوصيات ابليس و حضور فعال او در ميان آدميزاد ميتوان نتيجه گرفت كه: ابليس اگر چه فرشته يا اجنهاي است كه به عالم ملكوت تعلق دارد و از موجودات طبيعت نيست; ولي آثار وجودي او ميتواند در دنيا ظاهر شود (3) علاوه بر اين نسبت ابليس با آدم، از فريب و اغواي وي در بهشت آغاز و به دنيا كشيده ميشود و بدينگونه بين ملك و ملكوت پيوستگي به وجود ميآيد. منشهاي پست ابليسي و انگيزههاي هوي و هوس كه اسباب تاريكي و تشويش محيط دروني آدميان را فراهم ميسازند همه به دنيا و عالم ملك مربوط است و نقش ابليس، در نسبتي كه با آدم دارد، ترسيم شده است. چون ابليس رويي به آدم و رويي به خداوند - نظر به اين كه مخلوق خداست - دارد، به ابليس دوروي معروف است (4) پس وقتي سخن از ابليس به ميان ميآيد وي را مصداق معاني نفرتانگيزي مييابيم كه به دشمني با فرزندان آدم برخاسته است و نقش او در نسبتي كه با آدم دارد مورد توجه قرار ميگيرد، ولي عرفا بجز دو عالم ملك و ملكوت به عالم ديگري نيز اعتقاد دارند و آن جبروت است. در اين عالم دشمني بكلي منتفي است چنان كه عزيزالدين نسفي ميگويد: شهد و حنظل يك طعم دارند، نور و ظلمت، روز و شب يك رنگ دارند... ابليس را با آدم دشمني نيست... (5) اما ابليس در نسبتي كه با آدم دارد، بنابر تصريح قرآن سوگند ياد ميكند كه آدميان را، بجز مخلصين، گمراه ميكنم. وي سايه وسوسه و اوهام را در مسير آنان كه از ايمان تهي هستند مينمايد و آنها را سايه به سايه و گام به گام به دنبال خود ميكشاند تا از مقصد بازميمانند; ولي در مورد آنان كه راههاي نفوذ و وسوسههاي شورانگيز را ميبندند تلاش وي به جايي نميرسد. نمونههاي زير بيانگر دسيسههاي اوست:
ابراهيم خليلعليهالسلام در عالم خواب به ذبح اسماعيل مامور ميشود. ابليس اين بار نيز مانند قصه آدمعليهالسلام به پيروزي خود بر ابراهيم اميدوار است و همان شيوه را به كار ميبرد. خود را به مادر اسماعيل ميرساند و خبر كشتن فرزند را به وي ميدهد. وقتي مادر متوجه ميشود كه ذبح اسماعيل فرماني است كه از جانب حضرت خداوندي صادر شده چنين ميگويد: اگر خداي فرموده باشد... ما رضا داديم و تسليم كرديم. ابليس برخلاف انتظار از فريب مادر مايوس ميشود رو به اسماعيل ميآورد، وي نيز بمحض اطلاع از فرمان الله چنين پاسخ ميدهد: فرمان خداي راست رضينا بحكم الله و سلمنا لامره ابليس چون نتيجهاي نميگيرد خود را به ابراهيم نزديك ميسازد و فرماني را كه وي در خواب يافته است، به القاءات شيطان نسبت ميدهد و وي را از كشتن فرزند برحذر ميدارد; اما ابراهيم خوب ميداند كه القاكننده اين اباطيل كسي جز ابليس نيست لذا او را به خواري از خود ميراند (6) و بدينگونه نيرنگهاي وي خنثي ميگردد و در اراده ابراهيمعليهالسلام خللي وارد نميآيد. ابليس مترصد است كه شكستخود را جبران كند به تصور وي لحظه به آتش افكندن ابراهيم فرصت مناسبي است. به اميد كاميابي تدارك پرتاب وي را فراهم ميآورد و با منجنيق حضرت را درون توده عظيم آتش ميافكنند (7) ; اما اين بار هم بنابر صريح آيه يا نار كوني بردا و سلاما (انبيا /69) اي آتش بر ابراهيم خنك و سالم باش به لطف پروردگار ابراهيم محفوظ ميماند و ابليس به آرزويش نميرسد.
ابليس پيوسته در كار فريب و برهم زدن آرامش آدميزاد است از هر فرصتي سود ميجويد تا روزنهاي براي وسوسهانگيزي بيابد. مردم عادي و ناآگاه بسادگي به دام ابليس گرفتار ميشوند; اما فريب بندگان خاصي مانند عيسيعليهالسلام كه جز رضاي حق به چيز ديگري دلبستگي ندارد، ممكن نيست. ابليس براي به دام انداختن وي بدين گونه زمينهسازي ميكند: به هنگام استراحتخود را به وي نزديك كرده در مورد سنگي كه زير سر نهاده است، چنين ميگويد: (سنگ فرا زير سر نهادي، تنعم كردي، نه ترك دنيا بگفته بودي؟) شايد هدف وي اين بوده است كه حضرت را به برخورداري بيشتري از دنيا برانگيزد. اما وي كه از نيت ابليس آگاه است از آن جزء ناچيز دنيا نيز چشم ميپوشد و چنين ميگويد: اين و همه دنيا را به تو واگذاشتم.
جنود ابليس
چنانچه ياد شد، ابليس براي هر صنفي و قشري از آدميان دامي ميگسترد و شيوه خاصي به كار ميبرد و بنابر تفاسير و روايات، فريبخوردگاني از جن و انس نيز به وي مدد ميرسانند و جنود ابليس محسوب ميشوند. از آن جملهاند:
1 - عصيانگران، بيبندوباران و مخالفان شريعت مطهر، به همين دليل است كه قرآن به ابليس فرمان شركت در اموال و اولاد اين قبيل افراد را ميدهد. وشاركهم في الاموال والاولاد (9) (بنياسرائيل /56) نقش وي در مورد اموالي كه از طريق نامشروع به دست آيد و در راه حرام هزينه گردد و معاش فرزندان اين ناپرهيزگاران نيز از اين طريق تامين شود بدون شك ابليس نيز سهيم و شريك است. در تفسير قمي مضمون بالا نيز به همين ترتيب طرح شده است (10) در جاي ديگر مخالفان شريعتبه كساني گفته ميشود كه وي را رقيب و معارض حضرت باري تلقي ميكنند و او را در سرنوشتخود مؤثر ميدانند و مجري فرمان وي هستند . (11)
2 - آنان كه به گردآوري مال و ثروت همت ميگمارند و فرعونوار غرق در لذت و نعمت هستند; دين و ايمان در نظر آنان مفهوم حقيقي خود را از دست ميدهد و به وسوسه ابليس به كبر و غرور و عصيان دچار ميشوند و بجز خود براي ديگران عزت و كرامتي قائل نيستند، ايشان سبب روشنايي ديده ديو و چشم و چراغ ابليس هستند . (12)
3 - غضب يكي ديگر از سپاهيان ابليس استشايد به اين دليل كه منشا پيدايش آن دو آتش است و با هم سنخيت دارند و يا به قول پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله غضب از آتش شيطان ريشه گرفته است كه سرخي چشمها و برآمدگي رگهاي گردن به هنگام خشم نشانه آن است. همانگونه كه خوي و خصلت منفي آتش سوختن و نابود كردن است، تيزي خشم نيز وقتي از حد اعتدال بگذرد، چون برتري جويي، خودخواهي و دشمني را سبب ميگردد. (13) آفتهايي كه از اين رهگذر بر جامعه وارد ميآيد بيترديد بيشتر از آتش است. در نكوهش خشم، توصيه ابليس به موسيعليهالسلام هشداري براي اهل بصيرت است. وي ميگويد: آنگاه كه خشم ميگيري مرا ياد آور، زيرا من همچون خون در تو جاري و ساري هستم . (14)
بجز موارد مذكور، در تفاسير و احاديث اجابت كنندگان دعوت ابليس به بتپرستي، معصيتكاران، همنشينان شياطين: از نسل و تبار ابليس يا فرزندان آدم، جنود ابليس معرفي شدهاند . (15)
اموري كه به وسيله ابليس پيريزي شد:
ابليس در آن هنگام كه به همراه فرشتگان مامور ميشود تا به نشانه تعظيم، در برابر آدم به خاك بيفتد و سجده كند. به مقايسه نار و خاك ميپردازد. سرانجام خود را شريفتر از آدم ميپندارد و از امر پروردگار سرميپيچد. و براي نخستين بار اساس قياس را پي ميريزد اول من قاس ابليس خود را بزرگ ميبيند. و با تكبر و تجبر ايمانش را بر باد ميدهد. و كفربالله نيز اولين كفر است كه در نتيجه نافرماني وي تحقق مييابد كه ان اول كفر كفر بالله حيثخلق الله آدم كفر ابليس حيث رد علي الله امره (16) ابليس اولين كسي است كه به هنگام نزديك شدن آدم به شجره ممنوعه، به شادي ستيافتن بر وي آواز ميخواند و هنگام هبوط وي به عالم طبيعت، به سرود خواني ميپردازد: فلما استتر علي الارض ناح وقتي عزت و منزلتخود را از دست ميدهد و از رحمت پروردگار نااميد ميشود... و به استقرار در روي زمين مقيد ميگردد نوحهسرايي ميكند: (17) وي پايهگذار آموزش انواع موسيقي و خوانندگي در زمان فرزندان قابيل است و مرداني به نام يوبل و توبلقين آن را از ابليس ميآموزند . (18) لواط يكي ديگر از امور نفرتانگيزي است كه ابليس اساس آن را در ميان قوم لوط ريخت. در قصه اين قوم آمده است كه ابليس با برخي از زنان آنها آميزش كرد و عمل خلاف اخلاق زنا را در بين آنان اشاعه داد. همو بود كه ايشان را به نكبتبارترين عمل (لواط) ترغيب كرد و اعراض از زنان فرجام اين عادت مذموم بود . (19) ابليس پس از اغواي مردان بنابر روايت از امام باقرعليهالسلام خود را به صورت زنان درآورد، به سراغشان آمد و براي برانگيختن حس حسادت زنانه، نقطه حساسي را نشانه گرفته و چنين گفت: مردان شما با هم درميآميزند؟ گفتند: آري. ما اين كار را ديديم. و آن چنان با مهارت زمينه را فراهم ميآورد كه با القاي طرح پيشنهادي، بيدرنگ موافقت كردند و به مساحقه روي آوردند (20) ابليس در فاصله بين رسالت ادريس و نوح نيز بيكار ننشست زنان زيباي شوهردار دشت را به راه منفور زنا و فاحشگي كشانيد و آميزش آنان را با مردانن زيباي كوهستان سبب گرديد و سطح وسيعي را آلوده ساخت . (21) حسد و تعصب نابجا نيز از جمله اموري معرفي شده كه ابليس آنها را پيريزي كرده است. وي نسبتبه آدم حسد ورزيد و خلقتخود را برتر و شريفتر از وي انگاشت، از امر خدا سرباز زد كه به هبود و سقوط وي منجر گرديد . (22) و بالاخره وي از اهل آتش اولين كسي است كه جامهاي از آتش ميپوشد و پيشاپيش پيروان خود حركت ميكند و ميگويد: و اثبوراه و يجيبونه و اثبورهم فيقول الملائكة لاتدعوا اليوم ثبورا واحدا و ادعوا ثبورا كثيرا (فرقان /14). (23)
رسمهايي كه به القاي ابليس برپا شد
ابليس از لحظهاي كه از طاعتحقتعالي سرپيچيد: ففسق عن امر ربه ، (24) و مصيبت عظيم مهجوري گريبانش را گرفت، درصدد فريب و گمراهي ذريه آدم برآمد و بنا بر قرآن، احدي بجز مخلصين از وسوسههاي فريبنده وي رهايي نمييابد، كه قابيل يكي از فريبخوردگان است كه بيچون و چرا تسليم وي ميگردد. در انديشه قتل برادر است اما سرگردان است كه چگونه و چه وقت اين نيت را عملي سازد. ابليس كه در انتظار چنين لحظهاي استشيوه قتل را به وي القا ميكند. قابيل نيز بر طبق دستور سنگي را به هنگام خواب بر سر برادر فرود ميآورد و وي را به قتل ميرساند نقشه بعدي ابليس ترغيب قابيل به برپايي آتشكدهاي است كه آن را براي عبادت و پرستش وي و همسرش ضرور تلقي ميكند. قابيل هم ميپذيرد و آتشگاهي برپا ميكند و آتش را ميپرستد . (25) و از آن پس رسم قتل و آتشپرستي رايج ميگردد. آتشپرستي نمرود و نمروديان نيز به القاي ابليس صورت گرفت. درباره نمروديان چنين آمده است كه: ابليس بر صورت پيري بر آنان ظاهر شد ضمن بر شمردن خواص و ارزش حياتي آتش آن را شايسته پرستش معرفي كرد و نمروديان نيز پرستيدن آن را پذيرفتند. ابليس هم دور از چشم ايشان در بيابان آتش عظيمي برافروخت و مردم را بدانجا فراخواند پس از گرد آمدن ابليس هم آمد، آن را عطيه آسماني معرفي كرد و همه را به پرستش آن دعوت كرد همه آتش را سجده كردند و بدين طريق آتشپرستي در بين آنان برجاي ماند. (26) در تاريخ يعقوبي، آتشپرستي نمرود به گونه بالا ذكر شده و اندك تفاوتي كه دارد مربوط به جايگاه سخن گفتن ابليس است كه گفته شده سخن گفتن ابليس با نمرود از درون آتش بوده است . (27)
موجودي كه بنابر تفسير به فاسق و مريد: خروج از طاعتخدا موصوف است شيطانا مريدا (نسا /117) (28) و به عنتخداوند گرفتار آمده است از وي جز فتنهانگيزي توقع ديگري نبايد داشت، اگر هنگامي كه براي اولينبار درم و دينار در حضور ابليس زده ميشود و وي به نشانه علاقه آن را ميبوسد و برچشم ميمالد و دوستداران درم و دنيا را بنده خود ميخواند بر وي ايرادي نيست زيرا او خوب ميداند كه چنين پديدهاي تا چه حد در اسارت بنيآدم نقش دارد. (29) بنابراين درم و دينار و مال و منال در صورت غفلت در تحصيل و صرف آن ميتواند اسباب لغزش دارنده آن را فراهم كند. در جاي ديگر، ابليس پارساي بخيل را دوستتر از فاسق سخي معرفي ميكند و چنين استدلال ميكند كه: عمل بخيل به سبب بخل باطل ميگردد . (30) پس صفتي با چنين كاربردي بي ترديد مطلوب ابليس است و روزنهاي استبراي افساد بخيل. ديگر از راههاي نفوذ ابليس همان صفت منفور عجب و تكبر است كه صورت ملكيتخود او را به زشتترين صورتها تبديل كرد و طوق مذلت و لباس صغار در او پوشانيد . (31) و چون خود ابليس كبر وزريد و ثمره تلخ آن را لمس كرد با اشاره به مرارتهاي حاصل نوح را به پرهيز از عجب و تكبر توصيه ميكند (32) اما براي اغواي افراد معمولي آن را به صورت باارزشترين صفتها جلوه ميدهد و اگر ابليس به لشكريان خود دستور ميدهد كه در بين مؤمنان بيداد و حسد را اشاعه دهند به اين دليل است كه بيدادگري و حسادت نزد خداوند با شرك برابر است. (33) وي در صورت حكومت چنين صفاتي است كه ميتواند مؤمنان را زير سلطه و نفوذ خود درآورد. در اهميتحسد و آثار شوم آن هشدار ابليس به نوحعليهالسلام چنين است بر تو باد كه حذر كني از حسد، بدرستي كه قابيل حسد برد بر هابيل و او را بكشت . (34)
بنابر آنچه گذشت ابليس دشمني ناپيداست و كارش فريب و نيرنگ است و ميتواند در همه شؤون آدميزاد تصرف كند همواره در انديشه سرازير كردن وي از قله رفيع انسانيت است. چيزهايي را به او القا ميكند كه اصلي و حقيقتي در آنها نيست. چون هوي و هوس منشا تسلط و استيلاي اوست لذا وي را به پيروي از آن دعوت ميكند. پس بايد راه نفوذ چنين دشمن خطرناكي را بست. براي جلوگيري از سلطه وي راههايي ارائه شده است. صدرالدين شيرازي راه چيرگي بر ابليس را در نياشاميدن شراب كشنده دنيا و نپرداختن به خواهشها و شهوات مهلك آن ميداند. وي هوي و هوس را در حكم غذاي ابليس تلقي ميكند وي معتقد است كه دل را بايد به وسيله مخالفتبا خواهشهاي نفس، از تصرف ابليس بيرون آورد و با ذكر الهي آن را - كه جلوهگاه انوار حق و به عبارتي عرش رحمان است - آبادان كرد. پس جنگ ميان ذكر خدا و وسوسه شيطان همانند كشمكش ميان نور و تاريكي و يا شب و روز است و به همين جهت پيغمبر اكرمصلي الله عليه وآله فرموده است: شيطان در فرزند آدم همچون خون در رگها روان است پس گذرگاه او را كه شهوت استبايد به گرسنگي تنگ گردانيد، زيرا گرسنگي است كه شهوت را مهار ميكند .(35)
ديگر از راههاي بستن گذرگاه ابليس تسميه
(بسمله) و ذكر بسمالله الرحمن الرحيم است. سلاح ذكر، ذاكر را از شر وسوسههاي فريبنده حفظ ميكند. ذاكر در واقع با گفتن تسميه خود را از زير سلطه ابليس رها ساخته و تحتحمايت و سلطنت رحمن قرار ميدهد و به صفات او متصف ميگردد و از اتصاف به صفات الهي است كه دل صفا مييابد و بر اثر مواظبتبر ذكر و توجه به روح و باطن ذكر است كه رهايي ممكن ميشود. اين آيه نه تنها باعث آرامش ذاكر ميگردد، بلكه نزول آيه قبل از هر چيز، آرامش بادها، تموج درياها... و هبوط شياطين را از آسمانها... سبب گرديد . (36) وقتي آتش هولناك دوزخ از قدرت ذكر بسمالله گريزان گردد در فرار ابليس كه خود طعمه چنان آتشي است ديگر ترديدي برجاي نميماند. چنان كه در تاثير آن آمده است بنده مؤمن چون در حال نزع بسمالله بگويد سكرات مرگ بر او آسان شود و خاك لحد بر او روضه رضوان گردد... و آتش دوزخ از او گريزان بود . و شرط برخورداري از اين ارزشها صدق نيت است. در آثار حيرتآور تسميه گفتار عليعليهالسلام كه علاوه بر معاني بالا، ديگر خواستهها را در برميگيرد، چنين است: بسمالله. .. آرامبخش دلها، داروي دردها، دور كننده پليديها، آسان كننده دشواريها و برطرف كننده غمهاست . (37) ذكر مزبور در صورتي كه از روي اخلاص و نيتباطني قرائتشود بجز هزيمت لشكر تلبيس ابليس، آثار بيشماري بر آن مترتب است كه برخي از آنها در قالب الفاظ بدينگونه آمده است: اي نامي كه به هر جايي قدم زني و به هر كويي قدم نهي رنگ كس نگيري و همه را به رنگ خود برآوري... به ديوان ديوان رسيدي لشكر تلبيس ابليس را هزيمت كردي. به ميدان سلطان درآمدي، سر سروران و گردنكشان را به چنبر طاعت آوردي... . (38) هر طاعت و عبادت بدني مانند تهليل (لااله الا الله) گفتن و تسبيح و نماز و ورد، داراي روح و جسمي است. جسم آن عبارت است از حركات و سكنات محسوس كه بجز خالق، گوشهاي از آن دامن مخلوق را نيز ميگيرد. (اشتراك بين خالق و مخلوق) كه آن را ريا و تظاهر مينامند. اما روح آن عبارت است از اخلاص كامل و نيتباطني... پس وقتي قرآن، تشرف به پيشگاه حق را مبتني بر عمل شايسته ذكر ميكند و عمل شايسته را در عبادت بيشائبه و خالص ميداند (110 / كهف و3 / زمر)، ناظر به عبادتي با آن روح است و عبادت بدني در واقع پلي استبراي رسيدن به عبادت روحاني و عبور از اين مرحله انسان را به اخلاص باطني ميرساند . (39) و ثمره عبادت بدني به تزكيه و تحليه برميگردد كه اين دو بخش در آيه قد افلح من تزكي (اعلي /14) حقا كه فلاح و رستگاري يافت آن كه تزكيه كرد و آيه وذكر اسم ربه فصلي (اعلي /15) و به ذكر نام خداي خويش پرداخت و نماز كرد، طرح شده است و آيه و ثيابك فطهر و لباس خويش پاكيزه دار (مدثر /4) به تمام عبادات بدني اشاره دارد; اما تزكيه، پاكي از پليديهاي قواست كه ريشه همه آنها دلبستگي به زرق و برق دنيا و زينتهاي آن است، لذا پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله ميفرمايد: دوستي دنيا سرآغاز و منشا هر خطا و نادرستي است (حب الدنيا راس كل خطيئة) كه در سه اصل حرص، كبر و حسد خلاصه شده است; اما تحليه، عبارت از كسب فضيلتها و معرفتها و خو گرفتن به اخلاق الهي است تا آن كه صفا و شفافيت پيدا كرده صور وجود به تمام و كمال بر شكل واقعي خود مشاهده گردد. و ابوعلي سينا نيز، ترقي آدمي را در صفاي نفس دانسته و ميگويد: آن را به وسيله دانشها پاك گردان تا كمال يافته و تمامي موجودات را مشاهده نمايي . (40) اكنون كه زمينه آشنايي با جسم و روح و مقصود عبادات فراهم شد، با توجه به فرمايش پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله كه: لا اله الا الله برترين شعبه ايمان است و قرآن ولذكر الله اكبر (عنكبوت /45) دليل برتري كلمه توحيد بر ديگر اذكار و اعمال شايسته اين است كه در برابر هر عمل خيري (بجز لااله الا الله) ضدي است كه در كفه مقابل آن قرار دارد; اما ضد توحيد شركت است كه هيچ گاه در يك ترازو گرد نميآيند همچنان كه وجود و عدم براي يك شخص، در ذات او جمع نميگردد. پس معتقد به لااله الا الله مشرك نميتواند باشد و جمع بين آن دو ممكن نيست. صاحب مفاتيحالغيب چنين نتيجهگيري ميكند: چون براي اين ذكر معادلي وجود ندارد كه بتوان در كفه ديگر ترازو گذارد، لذا چيزي بر او برتري ندارد. پس اگر قرآن، آن را صفت اكبر توصيف ميكند بيدليل نيست و ذكر با اين خصوصيتبيترديد ذكر قلب است نه گردش زبان و قلب چون برترين اعضاست پس ذكر قلب نيز از ديگر اعضا بزرگتر و برتر است . (41) وقتي رسول خداصلي الله عليه وآله ذكر مذكور را برترين گفتار خود و پيامبران پيشين تلقي ميكند و امت را به مداومتبر آن ميخواند در برتري آن نميتوان ترديد كرد . (42) و تا زماني كه اعضا بخصوص قلب، زير نفوذ ابليس و جنود او قرار دارد چون اعمال به القا و وسوسه وي شكل ميگيرد، ابليسي است و ما براي اين كه از شر اين دشمن نيرومند رهايي يابيم و بر شركهاي بزرگ هواپرستي غالب آييم، بايد سر به خاك مذلت نهيم و به ذات مقدس پروردگار پناه بريم . (43) و در زير پرچم حكومت رحمن قرار گيريم. البته تشخيص اين معني كه آيا تحت نفوذ ابليس هستيم يا به لطف و توفيق حضرت باري سر بر آستانش نهادهايم كار آساني نيست; اما آثار وسوسههاي ابليس را در لحظه غلبه خشم يا زماني كه درين انديشه هستي كه از خدمت و محبتبه آنان كه در آزار و اذيت تو كوشيدهاند خودداري كني، بخوبي ميتوان حس كرد كه بنابر آيه: و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله (اعراف /200) بايد از شر او به خدا پناه بري تا از مكر و نيرنگهايش در امان بماني و آيه ديگر نشانه تصرف وي را چنين طرح ميكند در صورتي كه ابليس بخواهد تو را به خاطر خوي و صلتشايسته به بيراهه كشاند فاستعذ بالله (فصلت /36) از شر وسوسههاي او به خدا پناه ببر (44) و در تفسير آيه مذكور به گفتگوي پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله و ابليس چنين اشاره شده كه آن بزرگوار وي را در نهايت درماندگي و آشتفگي ميبيند، چون دليل آن را جويا ميشود، ابليس سبب آزردگي خود را در چهار چيز ذكر ميكند: يكي، آواز اسب رزمندگان در صحنه پيكار با كافران. دوم، آواز مؤذنان بر ماذنه، سوم، كسب و كاري كه بر طبق دستور شرع و ايمان انجام گيرد. چهارم، اعوذ بالله من الشيطان الرجيم گفتن بنده مؤمن است. سپس آن بزرگوار مخاطب قرار گرفته ضرورت تجهيزاتي نظير زره، برگستوان، خود، مغفر، خيل و لشكر براي نبرد با دشمن ظاهري توصيه شده است و در نبرد امتبا دشمن نامرئي نيز تدارك ادواتي متناسب با وي ياد شده است كه بنابر قرآن اذا قرات القرآن فاستغذ بالله (نحل /98) زره آنان است و قل اعوذ برب الناس (الناس /1) برگستوان آنهاست. در چنين وضعيتي است كه امت در نبرد با دشمن پيروز و از وساوس او ايمن ميشوند . (45) بجز موارد بالا قرائتبرخي از سورههاي قرآن نيز در فرار ابليس تاثير عميق دارند. ابن عباس ميگويد: در قرآن سورهاي به اندازه سوره قل يا ايها الكافرون (كافرون /1) خشم ابليس را برنميانگيزد، زيرا از سويي اعتراف به توحيد است و از سوي ديگر اظهار انزجار و بيزاري از شرك . (46) در تاييد ارزش تعويذ، مفهوم خبر رسيده از رسول گراميصلي الله عليه وآله چنين است: هر معصيتي كه از بنده سرميزند به تهييج ابليس و ايادي اوست. با ذكر استعاذه ابليس از وي ميرمد و درهاي معاصي بر وي بسته ميشود و رستگاري بنده را از آتش سوزان به دنبال ميآورد كه: اغلقوا ابواب المعاصي بالاستعاذة (47) چون راههاي ورود قاطع طريق اليالله را بستي و موانع را از سر راه برگرفتي و فتح ابواب كردي، به حريم كبريا داخل شو. يعني به مقام مقدس اسم اعظم رب انسان كامل پناه ببر و ابليس را از سر صدق رجيم بخوان - روح تكبيرات نماز پناه بردن به ذات احديت و گريزاندن ابليس است كه اگر ابليس را با بلند كردن دست در تكبيرات به دور افكندي و خود او و مظاهر او را رجم كردي آن را از رجم در رمي جمرات در حج كاملتر دان چه اينجا رمي به پشتسر است و آنجا به پيش رو... (48) بنابر آنچه ياد شد ابليس دشمن و رقيب ديرينه آدم است. دشمني وي از بهشت آغاز و به دنيا كشيده شد. وي مدام در انديشه فتنهانگيزي است و بيشتر، صاحبان روحهاي ضعيف و عقلهاي بيمار و مستعد در معرض وسوسههاي فريبنده او هستند. وي نظر به اين كه ناپيداست و از موقعيت و امكانات خارقالعادهاي برخوردار است و زمان و موضع تسلط او بر آدميزاد نيز پوشيده است، لذا ميتواند بآساني آدميان را در خدمت هواها و مقاصد پليد خود درآورد و اخلاق جامعه را به سقوط و انحراف بكشاند. پس نبرد با دشمني با اين خصوصيات بمراتب دشوارتر از جنگ با دشمنان ظاهري است از اينجاست كه پيامبر اكرمصلي الله عليه وآله پيروان را به مقابله با جنگي بزرگتر ميخواند اعدا عدوك نفسك اللتي بين جنبيك و قرآن شيوه صيانتبندگان را از چنگ ابليس در اعتصام بحبلالله ذكر ميكند و ميگويد: آنان كه در حمايت عصمت من باشند، تو را بر ايشان راهي و دستي و تسلطي نيست (49) و به قول مولوي:
ساحل نفس رها كن به تك دريا رو كاندرين بحر ترا خوف نهنگي نبود
ماوراءالطبيعه/شيطان
در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت
پرش به
- بخشهاي داخلي
- ↲ اخبار و قوانين سايت
- ↲ سوالات، پيشنهادات و انتقادات
- ↲ مرکز جوامع مجازي - CentralClubs Network
- ↲ سرويس ميزباني وب - CentralClubs Hosting
- ↲ مجله الکترونيکي مرکز انجمنهاي تخصصي
- بخش تلفن همراه
- ↲ نرم افزار تلفن همراه
- ↲ Symbian App
- ↲ Android App
- ↲ Windown Phone App
- ↲ iOS App
- ↲ JAVA Mobile App
- ↲ بازيهاي تلفن همراه
- ↲ Symbian Games
- ↲ Android Games
- ↲ iOS Games
- ↲ Windows Phone Games
- ↲ JAVA Mobile Games
- ↲ گوشيهاي تلفن همراه
- ↲ Sony
- ↲ Samsung
- ↲ GLX
- ↲ Dimo
- ↲ Huawei
- ↲ Motorola
- ↲ Nokia
- ↲ گوشيهاي متفرقه
- ↲ سرگرميهاي تلفن همراه
- ↲ خدمات و سرويسهاي مخابراتي
- ↲ تازه ها و اخبار تلفن همراه
- ↲ مطالب كاربردي تلفن همراه
- ↲ متفرقه در مورد تلفن همراه
- ↲ سوالات و اشکالات تلفن همراه
- بخش كامپيوتر
- ↲ نرم افزار كامپيوتر
- ↲ گرافيک و طراحي کامپيوتري
- ↲ طراحي صفحات اينترنتي
- ↲ سوالات و اشکالات نرم افزاري
- ↲ برنامه نويسي
- ↲ C Base Programming
- ↲ Dot Net Programming
- ↲ Web Programming
- ↲ Other Programming
- ↲ Software Engineering
- ↲ Java Programming
- ↲ Database Programming
- ↲ سخت افزار كامپيوتر
- ↲ امنيت و شبكه
- ↲ امنيت
- ↲ شبکه
- ↲ تازه ها و اخبار دنياي کامپيوتر
- ↲ مطالب كاربردي كامپيوتر
- ↲ متفرقه در مورد کامپيوتر
- بخش هوا فضا
- ↲ نيروي هوايي ايران
- ↲ متفرقه درباره نیروی هوایی
- ↲ نیروی هوایی و سازندگی
- ↲ حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي
- ↲ تیزپروازان در بند
- ↲ شهدا و جانباختگان نیروی هوایی
- ↲ عملیاتهاي نيروي هوايي
- ↲ دستاوردها و اخبار نيروي هوايي
- ↲ تاریخچه نیروی هوایی در ایران
- ↲ هوانيروز ايران
- ↲ حماسه و حماسه آفرينان هوانيروز
- ↲ شهدا و جانباختگان هوانيروز
- ↲ دستاوردها و اخبار هوانيروز
- ↲ هواپيماها
- ↲ هواپيماهاي نظامي
- ↲ هواپيماهاي غير نظامي
- ↲ هواپيماهاي بدون سرنشين
- ↲ بالگردها
- ↲ بالگردهاي نظامي
- ↲ بالگردهاي غير نظامي
- ↲ بالگردهاي بدون سرنشين
- ↲ اخبار بالگردها
- ↲ تسليحات هوايي
- ↲ موشكهاي هوا به هوا
- ↲ موشكهاي هوا به زمين
- ↲ موشکهاي دريايي
- ↲ موشکهاي زمين به هوا
- ↲ موشکهاي زمين به زمين
- ↲ ديگر مباحث هوانوردي
- ↲ الکترونيک هواپيمايي
- ↲ موتورهاي هوايي
- ↲ شبيه سازهاي پرواز
- ↲ گالري تصاوير هوافضا
- ↲ تصاوير هواپيماهاي جنگنده
- ↲ کليپهاي هوايي
- ↲ تصاوير هواپيماهاي بمب افکن
- ↲ تصاوير هواپيماهاي ترابري
- ↲ تصاوير هواپيماهاي مسافربري
- ↲ تصاوير هواپيماهاي شناسايي
- ↲ تصاوير بالگردهاي نظامي
- ↲ تصاوير بالگردهاي غير نظامي
- ↲ تصاوير نمايشگاههاي هوايي
- ↲ تصاوير متفرقه هوايي
- ↲ انجمن نجوم
- ↲ منظومه شمسي
- ↲ كيهانشناسي
- ↲ گالري تصاوير نجوم
- ↲ اخبار نجوم
- ↲ اخبار هوافضا و هوانوردي
- ↲ مدرسه هوانوردي
- ↲ كتابخانهي هوا فضا
- ↲ متفرقه در مورد هوا فضا
- بخش جنگ افزار
- ↲ ادوات زميني
- ↲ ادوات زرهي
- ↲ تجهيزات انفرادي
- ↲ تسليحات سنگين و توپخانهاي
- ↲ خودروهاي نظامي
- ↲ تسليحات ضد زره
- ↲ ادوات دريايي
- ↲ ناوهاي هواپيمابر
- ↲ ناوشکنها
- ↲ رزم ناوها
- ↲ ناوچهها
- ↲ زيردرياييها
- ↲ تجهيزات و تسليحات دريايي
- ↲ ساير ادوات دريايي
- ↲ گالري تجهيزات و ادوات دريايي
- ↲ اخبار ادوات دريايي
- ↲ اخبار نظامي
- ↲ گالري نظامي
- ↲ متفرقه در مورد جنگ افزار
- بخش دفاع مقدس
- ↲ حماسه دفاع مقدس
- ↲ تخريب و خنثي سازي
- بخش خودرو و وسايل نقليه
- ↲ مباحث فنی و تخصصی خودرو
- ↲ معرفي خودرو
- ↲ تازهها و اخبار خودرويي
- ↲ گالري خودرو
- ↲ متفرقه وسايل نقليه
- بخش پزشکي
- ↲ پزشكي و درمان
- ↲ پزشکي
- ↲ سوال پزشکي
- ↲ بهداشت
- ↲ بهداشت عمومي
- ↲ بهداشت مواد غذايي
- ↲ لوازم آرايشي و بهداشتي
- ↲ متفرقه در مورد پزشکي
- ↲ روانشناسي و روان پزشكي
- بخش فرهنگ، تمدن و هنر
- ↲ فرهنگي هنري
- ↲ شعر و ادبيات
- ↲ فيلم و سينما
- ↲ هنرهاي نمايشي
- ↲ فرهنگ هنرهاي نمايشي
- ↲ موسيقي
- ↲ عكس و نقاشي
- ↲ تاريخ، فرهنگ و تمدن
- ↲ تاريخ ايران
- ↲ تاريخ جهان
- ↲ فلسفه
- ↲ زبانهاي خارجي
- ↲ زبان انگليسي
- ↲ زبان اسپانيايي
- ↲ هنر آشپزي
- بخش علم، فناوري و آموزش
- ↲ انجمن علم و فناوري
- ↲ انجمن آموزش
- ↲ کتاب و فرهنگ مطالعه
- ↲ دانش عمومی
- ↲ کنکور و دانشگاه
- ↲ جامعه شناسي
- ↲ خانواده
- ↲ متفرقه جامعه شناسي
- ↲ حقوق و قضا
- ↲ علوم
- ↲ فيزيک
- ↲ شيمي
- ↲ رياضي
- ↲ متالورژي
- ↲ پليمر
- ↲ علوم کشاورزي
- ↲ گياهان زراعي و باغي
- ↲ گياهان دارويي
- ↲ طبیعت و محیط زیست
- ↲ زيست شناسي
- ↲ عمران
- ↲ بتن و سازههاي بتني
- ↲ معماري و شهرسازي
- ↲ سبکها و مشاهير معماري
- ↲ شهرسازي
- ↲ معماري داخلي
- ↲ معماري منظر
- بخش الکترونيک و رباتیک
- ↲ مفاهیم اولیه و پایه در الکترونیک
- ↲ نرم افزارهای کمکی الکترونیک
- ↲ مدارهای مجتمع
- ↲ سوالات و پرسشهای مفاهیم پایه
- ↲ مدارات ساده و آسان
- ↲ مدارهای آنالوگ و دیجیتال
- ↲ شبیه ساز و طراحی مدار
- ↲ مدارات صوتی
- ↲ مدارات، منابع تغذیه سویچینگ و اینورتوری
- ↲ مدارات مخابراتی
- ↲ میکروکنترلرهای AVR
- ↲ آموزش و مثالها AVR
- ↲ طرح آماده و کامل شده AVR
- ↲ میکروکنترلرهای ARM
- ↲ سایر میکروکنترولرها و پردازندهها
- ↲ سایر میکروکنترلرها
- ↲ مدار مجتمع برنامه پذیر FPGA
- ↲ رباتیک
- ↲ اخبار و مصاحبه ها در رباتیک
- ↲ آموزش و مقالات رباتیک
- ↲ پروژهها تکمیل شده رباتیک
- ↲ مدارها و مکانیک در رباتیک
- ↲ رباتهای پرنده
- ↲ برق و الکترونیک عمومی
- ↲ تعمیر لوازم برقی
- ↲ اخبار برق و الکترونیک
- بخش بازيهاي رايانهاي
- ↲ بازيهاي رايانهاي
- ↲ كنسولهاي بازي
- ↲ PSP
- ↲ اخبار بازيها
- بخش تجاري اقتصادي
- ↲ بخش اقتصادی و مالی
- ↲ تجارت آنلاين
- ↲ بورس
- ↲ تحلیل و سیگنال روز
- ↲ کار آفرینی
- بخشهاي متفرقه
- ↲ بخش ويژه
- ↲ ساير گفتگوها
- ↲ صندلي داغ
- ↲ اخبار و حوادث
- ↲ انجمن ورزش
- ↲ آکواريوم و ماهيهاي زينتي
- ↲ معرفي سايتها و وبلاگها
