جنگ به روايت سپاه
همچنان كه زندگى امروز ما براى آيندگان تجربه اى بيش نخواهد بود، اينك ما نيز در برابر تجربه هاى گذشتگان خود هستيم تا با كمك آنها اكنون و آينده اى بهتر بسازيم.
[External Link Removed for Guests]
لغو قرارداد الجزاير
صدام همزمان با آمادگى در مرز و ايجاد درگيرى هاى متوالى و نيز فراهم كردن شرايط سياسى، با طرح بهانه هايى، سرانجام در تاريخ ۲۰/۶/۵۹ در جمع وزراى خارجه كشورهاى عربى، ضمن درخواست كمك و يارى از آنان اعلام داشت كه: «خاكمان را از ايران بازپس مى گيريم.» و در تاريخ ۲۷/۶/۵۹ ، ۳ روز قبل از آغاز رسمى جنگ، قرارداد تعيين حدود مرزى دولتين ايران و عراق را كه به نام قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير معروف است، ملغى كرد و نهايتاً ارتش عراق در روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ تهاجم گسترده خود را از هوا، دريا و زمين به خاك جمهورى اسلامى ايران آغاز كرد.
• اهداف و استراتژى نظامى عراق
در مجموع اهداف و انگيزه هاى دشمن را در موارد زير مى توان دسته بندى كرد:
۱- حاكميت بر اروند و حل و فصل دعاوى مرزى.
۲- جداسازى استان خوزستان.
۳- تضعيف منجر به سقوط نظام جمهورى اسلامى.
[External Link Removed for Guests]
• استراتژى جنگ سريع
جنگ سريع را طراحان عراق براى دستيابى به اهداف خود برگزيدند. اساساً گزينش الگوى استراتژى براساس اطلاعات و اهداف جنگ است. عراقى ها نيز با توجه به موارد زير اقدام به انتخاب و تعيين اين استراتژى كردند:
- فعل و انفعالاتى كه در ارتش عراق (تقويت جدى) و نيز در ارتش ايران (درگير شدن با انقلاب اسلامى و پراكندگى و حذف سران آن) صورت گرفته بود، توان نظامى عراق را نسبت به توان نظامى جمهورى اسلامى برترى داده بود.
- اوضاع داخلى ايران: عراق به اطلاعات نسبتاً دقيقى از اوضاع اقتصادى و سياسى و درگيرى هاى سياسى گروه هاى مخالف در ايران دست يافته و توانسته بود با استفاده از دستگاه هاى جاسوسى غرب، اطلاعات زيادى در مورد وضعيت نيروهاى مسلح ايران كسب كند. استراتژيست هاى عراقى با توجه به اطلاعات و اخبار موجود متقاعد شده بودند كه ارتش جمهورى اسلامى ، توان لازم را براى ورود به يك جنگ گسترده ندارد و همچنين تعارضات سياسى مسئولان مانع از حضور يكپارچه مردمى خواهد شد. بنابراين نيروى قابل توجه و منظمى وجود نخواهد داشت تا در مقابل قواى عراق قدعلم كند.
- زمينه سازى، جذب و تسليح بخشى از ضدانقلابيون در خوزستان و جبهه هاى ميانى و شمالى، حركت سريع ارتش عراق را در انديشه طراحان جنگى اين كشور تسهيل مى نمود.
در مجموع همه توان مادى و غيرمادى و برنامه ريزى ها و تمهيدات به عمل آمده در عراق به منظور دستيابى به اهدافى در نظر گرفته شده بود كه مى بايست طى چند روز محقق شود. شواهد موجود و حوادث بعدى نشان داد كه در استراتژى نظامى ياد شده جاى هيچ عاملى كه منجر به كندى حركت نظامى شود در نظر گرفته نشده بود. بر اين اساس بروز هر عاملى در حركت كه منجر به طولانى شدن جنگ مى گرديد خود به خود شكست استراتژى اوليه را به همراه داشت.
• طراحى مانور
سازمان دهى ارتش عراق در حمله سراسرى به مرزهاى ايران اسلامى مبتنى بر ارزش يابى از مناطق موردنظر صورت گرفت و بر اين اساس جزئيات مانور براى هريك از يگان هاى عمل كننده تدوين شد و سپس يگان ها با ابلاغ ماموريت هاى محوله در سراسر مرز صف آرايى كردند.
• جبهه جنوب
براساس طرح مانور ارتش بعث هدف اصلى عمليات كه جبهه جنوب بود به عهده سپاه سوم عراق گذاشته شد. اين سپاه كه لشكرهاى يك و پنج مكانيزه و لشكر ۹ زرهى را در اختيار داشت براى شروع جنگ لشكر ۳ و ۱۰ زرهى و تيپ ۳۳ نيروى مخصوص را كه قبلاً در سازمان نيروى دريايى عراق بود تحت امر خود گرفت. محورهاى پيش بينى شده عمليات از سوى طراحان جنگ براى تهاجم يك ارتش كلاسيك بر راه ها و معابر وصولى قرار داشت كه به طور طبيعى روش خاصى از تهاجم را ديكته مى كرد. از مشخصات بارز آن استفاده از جاده به منظور تردد وسايل زرهى و پشتيبانى از تك بود. بر همين اساس سپاه سوم عراق نيز متناسب با معابر موجود در جبهه هاى جنوب مانور خود را به شرح زير طراحى كرد:
۱- محور تنومه، شلمچه، خرمشهر
هدف اصلى دشمن در اين محور ضمن محاصره شهر خرمشهر عبور از رودخانه كارون و محاصره و اشغال كامل شهر آبادان بود.
۲- محور نشوه، جفير و اهواز
هدف اصلى در اين محور حركت به سمت اهواز بود. دو محور مذكور ابتدا به لشكر ۵ مكانيزه واگذار شد تا حداكثر به ۴ تيپ ضمن محاصره خرمشهر عبور از كارون و محاصره شهر آبادان و پاكسازى منطقه وسيعى از جنوب اهواز خود را به اهواز رسانده با لشكر ۹ زرهى الحاق نمايد.
۳- محور عماره، چزابه، بستان و سوسنگرد
اين محور از مهم ترين معابر وصولى به سمت مركز استان خوزستان، يعنى اهواز به شمار مى رفت. براى همين لشكر ۹ زرهى موظف گرديد ضمن تصرف شهر هاى بستان، سوسنگرد و حميديه، خود را به اهواز رسانده، در آنجا با ديگر يگان هايى كه از جنوب و شمال به اين نقطه مى رسيدند، الحاق نمايد.
۴- محور فكه، شوش و دزفول
پيشروى در اين محور به دليل گستردگى زمين و عمق اهداف به دو لشكر يك مكانيزه و ۱۰ زرهى واگذار شد كه هر دو مى بايستى از معابر فكه و اطراف آن وارد عمل شوند. لشكر يك ماموريت داشت پس از عبور از فكه به سمت رودخانه كرخه و شوش تك نموده، ضمن پشت سر گذاشتن رودخانه و قطع جاده اهواز - انديمشك محاصره اهواز را از طريق شمال كامل كند. لشكر ۱۰ نيز ماموريت داشت با پشت سر گذاشتن مرز در محور پاسگاه هاى شرهانى و بجليه با دو فلش به حركت خود ادامه دهد. با فلش اول به پاكسازى عين خوش و دشت عباس بپردازد و سپس حركت را به سمت پل نادرى روى رودخانه كرخه ادامه داده، با عبور از آن دزفول را محاصره نمايد و با فلش دوم در محور دهلران جناح مطمئن را برقرار سازد. در مجموع سپاه سوم علاوه بر يگان هاى عمل كننده فوق كه قرار بود هر يك در مراحل اوليه وارد عمل شوند، لشكر سه زرهى را نيز به عنوان احتياط در اختيار داشت تا در صورت لزوم وارد عمل سازد.
•جبهه ميانى
سپاه دوم عراق، فرماندهى و هدايت عمليات را در اين جبهه به عهده داشت. براساس ماموريت و اهميت محور، لشكر هاى ۶ و ۱۲ زرهى و ۲ ، ۴ و ۸ پياده و همچنين چندتيپ مستقل در اختيار اين سپاه قرار گرفت. در اين جبهه نيز متناسب با روح كلاسيك حاكم بر ارتش مجهز عراق، محور هاى عملياتى مشخص شد و براى هر يك اهدافى تعيين گرديد. در اين جبهه هدف عمده، تصرف بخش هايى از خاك جمهورى اسلامى بود تا امكان هرگونه واكنش از سوى رزمندگان اسلام به سمت بغداد از ميان برود و با تامين بغداد، اهداف اصلى در جنوب بهتر دنبال شود. براى تامين اين منظور، تنگه و گردنه پاتاق در عمق ۵۰ كيلومترى خاك جمهورى اسلامى به عنوان نقطه اى كليدى و سوق الجيشى در نظر گرفته شده بود. طبق اين طرح فعاليت دشمن از شمال تا پل دوآب شامل ارتفاعات دالاهو و شاه نشين و از سمت جنوب تا ارتفاعات مهم كاسه گران گسترش مى يافت. براين اساس اهداف ذيل در دستور كار يگان هاى سپاه دوم قرار گرفت.
۱- محور قصر شيرين، سرپل ذهاب، پاتاق
تصرف اين محور كه در واقع مهم ترين بخش عمليات اين جبهه محسوب مى شد، توسط ۳ لشكر به شرح زير انجام مى گرفت: لشكر ۶ زرهى مستقيماً از محور خسروى وارد شد و ضمن اشغال قصر شيرين مامور بود تا سرپل ذهاب و گردنه پاتاق پيشروى كند. اين لشكر از دو جناح توسط لشكر هاى ۴ و ۸ پياده حمايت مى شد. لشكر ۸ در شمال قصر شيرين، با هدف دشت ذهاب و شهر سرپل و لشكر ۴ نيز در جنوب قصر شيرين به سمت گيلانغرب، جناح راست را حفظ مى كرد.
۲- محور مندلى، سومار، نفت شهر
اين ماموريت توسط لشكر ۱۲ زرهى صورت مى گرفت. به خاطر فقدان اهداف مهم در اين محور، ماموريت لشكر ۱۲ به شهر هاى مرزى سومار و نفت شهر و برخى ارتفاعات در شرق اين دو شهر ختم مى گرديد.
۳- محور مهران
اين محور با هدف تصرف شهر مهران و تسلط بر تنگه كنجانچم و در نتيجه قطع جبهه جنوب و شمال، به لشكر ۲ پياده عراق واگذار شد.
• جبهه شمال
مسئوليت اين جبهه بر عهده سپاه يكم عراق بود كه دو لشكر ۱۱ و ۷ پياده را تحت امر خود داشت. اين سپاه ماموريت داشت ضمن حفاظت از منطقه و كنترل معارضان عراقى، نيرو هاى ضد انقلاب را در وارد ساختن ضربه به جمهورى اسلامى ايران تجهيز، تقويت و هدايت كند و در صورت لزوم نيز برخى از ارتفاعات را به اشغال درآورد. يگان هاى تحت امر سپاه يكم، با وجود اهداف محوله، عملاً نقش احتياط نيروى زمينى ارتش عراق را برعهده داشت.
• اوضاع خودى و دشمن در آستانه آغاز جنگ
الف- وضعيت عراق
عراق با توجه به برنامه ريزى هاى طولانى و گسترده، از آمادگى نظامى مناسبى برخوردار بود. يگان ها و نيرو هاى عمل كننده، عمدتاً با آموزش ها و انجام مانور هاى متوالى و فشرده آمادگى خوبى كسب كرده بودند و تجهيزات و امكانات گسترده اى در اختيار آنان قرار داشت. اقدامات وسيع و فعال مهندسى، زمين مناطق عملياتى و معابر وصولى را براى عبور ستون هاى نظامى آماده و امكان پشتيبانى از يك جنگ گسترده و سريع را مهيا ساخته بود. علاوه بر اين، با استفاده از شيوه هاى رايج اطلاعات، شناسايى دقيق از استعداد و گسترش نيرو هاى نظامى جمهورى اسلامى، وضعيت زمين و عوارض آن صورت گرفته بود. عراق علاوه بر اقدامات داخلى در جهت كسب آمادگى، با اعمال ديپلماسى پرتحرك و فعال به لحاظ سياسى نيز زمينه هاى تهاجم را با اعلام مواضع و طرح بهانه هاى متعدد در سطح بين المللى آماده كرده بود. در واقع كشور عراق صلاحيت سياسى و نظامى خود را براى حمايت بسيارى از كشورهاى جهان به خصوص آمريكا و اروپا براى يك اقدام همه جانبه عليه انقلاب اسلامى احراز كرده بود. عراق به واقع در يك توطئه همه جانبه مورد پشتيبانى كامل استكبار جهانى قرار داشت. به طور كلى آمادگى هاى عراق در محورهاى زير خلاصه مى شود:
- انسجام و آمادگى رزمى نيروها به همراه القاى مداوم انگيزه هاى شديد قومى و ناسيوناليستى
- برخوردارى از امكانات و تجهيزات مدرن نظامى
- سازمان نظامى وسيع و كيفى به لحاظ فرماندهى و كادر
- طرح هاى تدوين شده نظامى
- داشتن عوامل ستون پنجم و ضدانقلاب در داخل ايران
- ديپلماسى پرتحرك و فعال
- حمايت تبليغاتى رسانه هاى خارجى
ب _ وضعيت جمهورى اسلامى ايران
نظام جمهورى اسلامى ايران كه هنوز مدت چندانى از استقرار آن نگذشته بود، با بحران هاى عمده سياسى و اقتصادى و نظامى دست و پنجه نرم مى كرد. بر اين اساس با وجود آگاهى مسئولين از احتمال تهاجم عراق، آمادگى لازم براى مقابله با اين اقدام احتمالى فراهم نيامده بود. اوضاع و احوال سياسى بين المللى برخلاف آنچه عراق از آن سود مى برد، كاملاً عليه جمهورى اسلامى بود. رويارويى انقلاب با جهان غرب و استكبار جهانى و ضربه شديد به حيثيت آمريكا با تسخير لانه جاسوسى و... منجر به فشارها و انزواى سياسى جمهورى اسلامى شده بود كه بلوكه شدن دارايى هاى ايران در كشورهاى آمريكا و اروپا، مشكل فروش نفت، قطع ارسال تجهيزات، قطعات و مهمات نظامى و... از پيامدهاى آن محسوب مى شود. علاوه بر اينها، استكبار براى براندازى انقلاب، به ايجاد بحران هاى داخلى اعم از مسائل اقتصادى و اجتماعى و به ويژه درگيرى هاى نظامى در مناطقى چون كردستان، گنبد، خوزستان و غيره متوسل شده بود كه موجبات تضعيف جمهورى اسلامى را فراهم ساخته بود. در اين شرايط ايران از درگيرى شديد دو جناح سياسى درگير، با اهداف و انگيزه هاى متفاوت، در راس حاكميت كشور رنج مى برد. از سوى ديگر، طى مدتى كه از پيروزى انقلاب سپرى شده بود، هنوز كارى اساسى و بنيادين در جهت تغيير سازمان و فرهنگ حاكم بر ارتش صورت نگرفته بود. سازمان و توان نظامى ارتش بعد از قطع وابستگى هاى آن به آمريكا كه تا مغزاستخوان اين تشكيلات ريشه دوانده بود و شكل جديد مطلوب را نيافته بود كار تصفيه امراى خائن و سرسپرده و جايگزينى آنها هنوز به سامان نرسيده بود، ارتش در بالاترين سطح فرماندهى عناصر مناسبى نداشت و در برخى رده ها نيز چهره هاى مشكوك و بعضاًً ضدانقلاب امكان فعاليت داشتند كه افشا و طرح آنها به زمان بيشترى نياز داشت. در مجموع چنين برآوردهاى نظامى بود كه استراتژيست هاى غرب و عراق را اين گونه متقاعد ساخت كه رژيم بعث در عرض چند روز قادر به اشغال خوزستان و فيصله دادن به مسئله جنگ خواهد بود.
[External Link Removed for Guests]
• تهاجم عراق آغاز جنگ تحميلى
اگرچه جنگ با زمينه سازى هاى عراق و تعارضات و اشغال برخى نقاط مرزى از مدتى قبل از ۳۱ شهريور ۵۹ آغاز شده بود، تهاجم سراسرى و رسمى دشمن در روز ياد شده با به كارگيرى حداكثر توان و پشتيبانى گسترده آتش توپخانه و بمباران هاى وسيع هوايى با پشت سر گذاشتن مرزهاى بين المللى شروع شد. دشمن در اين مرحله در تصرف سرزمين هاى گسترده اى چون غرب شوش و دزفول، بيابان هاى جنوب اهواز و همچنين كوهستان هاى جبهه ميانى با مشكل چندانى مواجه نبود. اما در تصرف شهرها با مقاومت هاى پراكنده و چريكى مردم برخورد كه كندى حركت در اين محورها در نهايت منجر به توقف ارتش عراق قبل از دستيابى به اهداف اصلى شد. از آنجا كه هرگونه كندى در حركت نظامى، آسيب به استراتژى جنگ سريع بود، طراحان نظامى عراق دريافتند كه تصور ناتوانى جمهورى اسلامى غلط بوده و واقعيت ها غير از آن است كه فكر مى كردند. مقاومت مردمى و برخى عوامل ديگر چشم انداز شكست استراتژى مذكور را براى آنان آشكار ساخت. عدم تحقق اهداف مورد نظر در مدت زمان تعيين شده، رژيم بعث را بر آن داشت تا در پايان هفته اول با كاهش حركات نظامى در جبهه هاى جنگ و توسل به اهرم هاى سياسى به جنگ خاتمه دهد. بنابراين گزينش سياست صلح طلبانه از سوى صدام آن هم پس از ۶ الى ۷ روز از آغاز جنگ، حكايت از شكست استراتژى اوليه نظامى عراق و نااميدى به آينده جنگ داشت كه تحولات ناشى از آن جنگ را وارد ميدان جديدى ساخت. عملكرد عراق در اين مرحله بيانگر واهمه و ترس فرماندهان نظامى از ورود به شهر ها و رويارويى با مقاومت هاى مردمى در يك جنگ شهرى است. بنابراين تا هنگامى كه به تصرف مطمئن نمى شدند، از حمله مستقيم و سريع پرهيز مى كردند. به عنوان نمونه تيپ ۳۳ نيروى مخصوص با وجود نزديكى به خرمشهر در انجام اقدامات لازم براى ورود به اين شهر تعلل مى ورزيد و لشكر ۹ نيز به دليل مقاومت دليرانه نيرو هاى انقلابى مردم سوسنگرد از داخل شدن به شهر امتناع داشت. تا آنجا كه تعلل و كندى لشكر ۹ به درازا كشيد و عملاً در طول مرحله مورد نظر طراحان نظامى توفيقى به دست نياورد و بلكه خود به عنوان يك عامل اساسى در توقف محور هاى ديگر جبهه نقش ايفا كرد.
•جبهه ميانى
با وجود اهداف اصلى در جبهه هاى جنوب بخش عمده اى از توان نظامى عراق در جبهه ميانى به كار گرفته شد و اين تعارض عملاً منجر به بروز نقاط ضعف عمده اى در جبهه دشمن گرديد. دشمن در جبهه ميانى و شمالى بيشتر حالت دفاعى به خود گرفته بود. براى اين منظور متناسب با شرايط جغرافيايى حد فاصل مهران تا قصرشيرين انتخاب شد تا در اين محور كه از معابر اصلى هجوم به بغداد و برعكس باختران محسوب مى شود با تصرف بخشى از سرزمين هاى ايران و استقرار در ارتفاعات و تسلط بر معابر و تنگه ها امكان تحرك احتمالى جمهورى اسلامى را به سمت بغداد بگيرد. منطقه مورد نظر در استان هاى ايلام و باختران منطقه اى كوهستانى قلمداد مى شود، براى همين از نظر نظامى محدوديت هاى مانورى دارد. وجود بلندى هاى مرزى كه از مهران به سمت شمال از ارتفاع بيشتر برخوردار است، هرگونه تحركات نظامى را به نقاطى چون تنگه ها محدود مى سازد. قرائن موجود نشان مى دهند كه ارتش عراق براى تامين اهداف خود در اين جبهه ارتفاعاتى را در عمق ۳۰ تا ۵۰ كيلومترى عمق خاك ايران (دالاهو، شاه نشين، پاتاق، كاسه گران و...) انتخاب كرده بود. در اين بلندى ها هرگونه تحرك، محدود به چند تنگه خاص مى گردد كه با تصرف آن با حداقل نيرو امكان پدافند مناسب ايجاد مى شود. بنابراين مهم ترين هدف دشمن در اين منطقه تنگه استراتژيك پاتاق بود. جبهه ميانى علاوه بر اهميت نظامى به دليل وجود شهر هاى متعددى چون مهران، سومار، نفت شهر، گيلانغرب، قصرشيرين و سرپل ذهاب و به خصوص مناطق نفت خيز و تاسيسات مربوط به آن از نظر سياسى و اقتصادى نيز اهميت داشت. مجموع اين عوامل در كنار خوشبينى مفرط نسبت به سهولت پيشروى در جبهه جنوب طراحان نظامى عراق را بر آن داشت تا با وجود اصلى بودن اهداف در جنوب بخش عمده اى از نيرو هاى خود را در اين جبهه به كار گيرند. لذا همزمان با آغاز جنگ ارتش عراق با ۵ لشكر در جبهه ميانى وارد عمل گرديد. اين در حالى است كه با ۴ لشكر مرحله اول جنگ را شروع كرده بود. علاوه بر ۴ لشكر فوق كه از نيروهاى زبده ترى نسبت به جبهه ميانى تشكيل شده بود لشكر سه زرهى را نيز احتياط داشت. به زودى انتقال نيز از جبهه ميانى به جبهه هاى جنوب در دستور كار قرار گرفت...
به هر حال گستردگى ورود عراق در اين جبهه باعث شد تا خيلى سريع به برخى اهداف دست يابد. يگان هاى عراقى با وجود مقاومت به ويژه در قصرشيرين علاوه بر تصرف اين شهر توانستند نفت شهر، سومار، مهران و برخى ارتفاعات را نيز به تصرف خود درآورند. اما با وجود تامين اهداف در برخى محورها مثل مهران و دهلران دشمن در سرپل ذهاب و گيلانغرب با آنكه سه لشكر زرهى و پياده را به كار گرفت با مقاومت شديدى مواجه و حركتش كند شد. در جبهه ميانى نيز شرايط مشابهى حاكم بود. عراق موفق به تامين اهدافش كه مهمترين آن پاتاق و ارتفاعات آن بود نگرديد ضمن ناكامى در تصرف شهرهاى سرپل ذهاب و گيلانغرب به استقرار در ارتفاعات منطقه كه از ويژگى هاى يك پدافند مناسب برخوردار نبود بسنده كرد. در محور خرمشهر ارتش عراق در حوالى پل نو ۴ ۵، كيلومترى شهر متوقف شده بود و خود را براى ورود به شهر آماده مى كرد. در شمال خرمشهر قسمتى از جاده اهواز - خرمشهر به اشغال متجاوزين درآمد ولى اين نيرو هنوز به سمت كارون حركت نكرده بود. در جنوب اهواز دشمن خود را به ۲۰ كيلومترى شهر اهواز رساند. در اين منطقه با وجود اشغال پادگان حميد بخش وسيعى از زمين شمال جفير از جمله هويزه، همچنان فاقد حضور عراقى ها بود. در شمال كرخه كور، نيروهاى بعثى همچنان مترصد اشغال سوسنگرد بودند و در شمال شهر روى تپه هاى الله اكبر مستقر شده بودند. در اين محور بستان كاملاً تحت تسلط اشغالگران قرار داشت. لشكرهاى ۱ و ۱۰ عراق نيز در حاشيه رودخانه كرخه متوقف شده به سمت دهلران در موسيان نيز گسترش يافتند. در جبهه دهلران دشمن حضور چندانى نداشت، صرفاً به تصرف برخى ارتفاعات مرزى و پاسگاه بيات بسنده كرد. شهر مهران و منطقه وسيعى از شرق آن به تصرف نيروهاى عراقى درآمده بود و آنها با استقرار در تنگه كنجانچم موضع دفاعى گرفته بودند. نيروهاى دشمن در محورهاى سومار و قصرشيرين ارتفاعات زيادى را به اشغال خود درآورده خط متصلى را در ارتفاعات غرب سومار، چرميان، بازى دراز، بخشى از دانه خشك، قراويز و كوره موش به اجرا درآوردند. در شمال غرب نيز به دليل حضور ضدانقلاب و تسلط آنان در نقاط مرزى عملاً تحرك عمده اى از ارتش عراق ديده نمى شد. مجموع اخبار و اطلاعات موجود بيانگر اين واقعيت است كه با وجود قوت هاى ارتش عراق عواملى چند آنان را از دستيابى به اهداف موردنظر باز داشت. به علت آن كه طرح زمان بندى محدود اشغالى عملى نگرديد، فرماندهى نظامى عراق مجبور به اتخاذ مواضع پدافندى ناخواسته در شرايطى شد كه مشكلات زيادى را به ماشين جنگى اين كشور تحميل كرده بود. يكى از دلايل عمده شكست ارتش عراق در تحقق پيروزى قطعى سريع، زمينگيرشدن ناخواسته در وضعيت نه چندان مناسب بود.
• تغيير استراتژى نظامى عراق از هفته دوم
در پى ناكامى ارتش عراق در هفته اول و چشم انداز شكست در جنگ رژيم، عراق بر آن شد قبل از اين كه فرصت را از دست بدهد، با حفظ مناطق اشغالى و از موضع برتر ضمن فعال شدن مسائل ديپلماتيك و همراه ساختن مجامع بين المللى، جمهورى اسلامى را كه تصور مى كرد خواهان پايان جنگ است، به صلح وادار كند. مقامات عراق كه از سقوط كامل خوزستان و سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى سخن به ميان مى آوردند، اعلام كردند حاضرند با جمهورى اسلامى از طريق سازمان هاى بين المللى وارد مذاكره شده، آتش بس يك جانبه اعلام كنند. در صورت پذيرش مذاكره از سوى جمهورى اسلامى، عراق با توجه به امتيازات بسيارى كه به خاطر تصرف بخش هايى از خاك ايران به دست آورده بود، مى توانست حرف نهايى را در مذاكرات بزند. غرب و به خصوص آمريكا و همچنين مرتجعين عرب نيز كه منتظر نتيجه نهايى عمليات عراق بودند، با مقاومت غيرمنتظره اى كه از سوى مردم انقلابى مشاهده كردند، فعاليت هاى صلح خواهانه خود را آغاز كرده، هيات هايى را به دو كشور روانه ساختند. مقامات جمهورى اسلامى به خوبى درك كرده بودند تا زمانى كه عراق در داخل خاك ايران حضور دارد، پذيرش هر گونه مذاكره با توجه به سوابق عراق نتيجه اى جز در اختيار نهادن اهرم هاى قوى به اين كشور و استكبار دربرنخواهد داشت. جمهورى اسلامى ايران با شروع تبليغات و پيشنهادات صلح آميز اعلام كرد تا وقتى يك سرباز عراقى در خاك جمهورى اسلامى باقى است، حاضر به مذاكره با عراق نيست. اين موضع گيرى قاطعانه با توجه به زمينگير شدن ارتش عراق، جنگ را وارد مرحله جديدى كرد.
[External Link Removed for Guests]
•اشغال خرمشهر
تا روز هفتم جنگ، عراقى ها همچنان پشت ديوار هاى خرمشهر متوقف بودند. يكى از دلايل اين وقفه، مقاومت نيرو هاى مردمى از يك سو و وحشت عراق براى ورود به شهر و پيش بينى جنگى شديد از سوى ديگر بوده است. بنابراين عراقى ها كه تا اين تاريخ با حداقل توان قصد اشغال شهر را از طرق اجراى آتش و محاصره آن داشتند، ناچار توان بيشترى را صرف ورود به شهر نمودند. تصميم جديد از روز ۷/۷/۵۹ به اجرا درآمد. دشمن كه تلاش خود را در جاده شلمچه تمركز كرده بود، از طريق پل نو به سمت خرمشهر اقدام به تك كرد. اين حمله ابتدا با مقاومت رزمندگان اسلام در حوالى پل نو درهم كوبيده شد و به شكست انجاميد. با ادامه و تشديد مقاومت در محل پل نو، فرماندهى نظامى عراق جبهه اى در حاشيه اروند گشود تا با حركت به سمت بندر، به درون شهر نفوذ كند. طى روز هاى ۹ و ۱۰ مهر، با تقويت شديد نيرو هايش وارد عمل شد، اما با وجود تلاش ۳ روزه كه هدف اصلى اين لشكر اهواز بود. در نتيجه فرعى بودن محور خرمشهر و آبادان آشكار است.
با اجراى شديد آتش توپخانه دشمن در محور بندر تنها توانست ۵۰۰ متر پيشروى كند و موقتاً ساختمان مركزى بندر را به اشغال خود درآورد. تا تاريخ شانزدهم مهر، جنگ و گريز همچنان ادامه داشت و عراقى ها ديوانه وار با كوبيدن سر خود به ديوار هاى شهر تلاش مى كردند راهى به داخل بيايند. در اين روز دشمن با يك مقدمه چينى و طراحى جديد و تقويت مضاعف نيروى عمل كننده و يك برنامه ريزى براى اجراى شديد آتش توپخانه و ادوات، بار ديگر وارد عمل شد. اين حركت عمده دشمن در حالى صورت مى گرفت كه با گذشت ۱۵ الى ۱۶ روز از آغاز جنگ، خستگى طاقت فرساى مبارزات و مقاومت ها بر روح و جان رزمندگان چيره شده بود و افزون بر آن شهادت و جراحت تدريجى نيرو ها و عدم جايگزينى آن، محور هاى مقاومت را با كمبود مدافع مواجه ساخته بود. روز هفدهم، هجوم دشمن از محور هاى مختلف به سوى شهر آغاز شد و شهر زير حجم سنگينى از آتش قرار گرفت. مقاومت نيرو هاى خودى در محور بندر طورى بود كه يگان هاى دشمن را دچار شگفتى كرده بود. به خاطر همان مشكلاتى كه ذكر شد، نيرو هاى دشمن در اكثر محور هاى هجوم توانستند پيشروى كنند. اين پيروزى حركت آنان را براى اشغال نهايى تسهيل كرد و سرانجام به سقوط كامل شهر منجر شد. با طولانى شدن جنگ در خرمشهر، لشكر ۳ عراق، از كارون عبور كرد تا با محاصره آبادان موجبات قطع كمك رسانى به جبهه خرمشهر فراهم گردد.
پس از عبور يگان هاى مامور از كارون در تاريخ ۱۹/۷/،۵۹ تعرضات نيروهاى عراقى در خرمشهر تشديد گرديد و در گام بعد، عراقى ها توانستند در ۲۱ مهر با استفاده از تاريكى شب و استفاده از امر غافلگيرى به ساختمان هاى كوى طالقانى كه از نظر سوق الجيشى براى مدافعان حائز اهميت بود، رسيده، آن را به اشغال خود درآوردند. بنابراين دشمن با كسب جا پا در مدخل شهر، محاصره پادگان دژ و همچنين عبور از كارون، خرمشهر را در معرض سقوط كامل قرار داد. تنها مقاومت حماسه آفرينان بود كه اجازه تسلط دشمن را به سادگى به شهر نداد. با توجه به شرايط فوق، حركت بعدى دشمن تسريع شد تا اينكه دشمن با حمله اى سنگين در تاريخ ۲۴مهر تسلط را بر شهر قطعى كرد. در اين روز دشمن از دو محور پادگان دژ، كشتارگاه و خيابان چهل مترى به سمت قلب شهر و از محور سوم به سمت پل خرمشهر پيشروى كرد. تهاجم دشمن كه طى چند روز به شدت ادامه داشت، نيرو هاى مقاومت را تضعيف كرده بود. اصرار عراقى ها براى تصرف شهر تا حدى بود كه شب ها نيز دستور درگيرى داشتند تا هرچه بيشتر جبهه مقاومت را تضعيف كنند. در اين روز سنگين ترين درگيرى ها رخ داد و با پيشروى يگان هاى عراقى، شهر در معرض سقوط قرار گرفت، طورى كه نيرو هاى مدافع براى ممانعت از سقوط شهر بى محابا با اسلحه سبك و كوكتل با نيرو هاى دشمن و تانك هاى آنان روبه رو مى شدند.
شدت درگيرى در اين روز و حماسه خون و شهادت، روز ۲۴ مهر را خونين ترين روز درگيرى ساخت تا جايى كه به خاطر اين روز نام خرمشهر به خونين شهر تغيير يافت. از اين تاريخ سقوط شهر قطعى بود، اما رزمندگان اسلام به خود اجازه نمى دادند با دست خود، شهر را به دشمن واگذار كنند. در نتيجه حتى با وجود فشار برخى مسئولان مبنى بر تخليه شهر، حاضر به خروج از شهر نشدند و به مقاومت ادامه دادند. تلاش دشمن ادامه يافته، حلقه محاصره به سمت مسجد جامع و پل خرمشهر تنگ تر شد. جنگ ۲۴ مهر، تلفات سنگينى به يگان هاى عراقى وارد كرد و سازمان يگان ها را از هم پاشيد، براى همين تداوم عمليات احتياج به فرصتى داشت تا يگان ها را بازسازى كرده، با تقويت خود، مقدمات ضربه نهايى را فراهم سازند. در اين فاصله تيپ ۱۱۲ و نيرو هاى جيش الشعبى و گارد مرزى، جبهه عراقى ها را تقويت كرد و سرانجام با شروع آبان ماه، يورش نهايى عراقى ها به سمت دو هدف مهم يكى پل و ديگرى مسجد جامع آغاز شد. بار ديگر خرمشهر شاهد شديدترين درگيرى ها شد. پس از دو روز عراقى ها توانستند با بستن پل خرمشهر و دستيابى به مسجد جامع اشغال خرمشهر را كامل كنند. اشغال خرمشهر هر چند با پرداخت بهايى گزاف از روى دوش فرماندهى نظامى عراق برداشته شد، اما مقاومت خرمشهر فصلى برجسته در تاريخ جنگ تحميلى محسوب مى شود.
• محاصره آبادان
بنا به اسناد و مدارك موجود آبادان يكى از اهداف عمده عراق در تهاجم بود كه طبق اظهار كارشناسان نظامى عراقى اهميت استراتژيكى نيز داشته است. اين منطقه مى توانست آرزوهاى ديرينه حزب بعث را براى تسلط بر اروندرود و همچنين دستيابى به سواحل مناسب در خليج فارس تحقق بخشد. همزمان با اوج درگيرى ها در خرمشهر از تاريخ شانزدهم مهر به بعد همه اخبار و شواهد حكايت از قصد دشمن براى عبور از كارون و محاصره آبادان داشت، اما توجه چندانى از سوى فرماندهان خودى به اين جبهه نشد، هر چند در صورت توجه نيز عدم آمادگى نظامى جمهورى اسلامى مانع بود تا بخشى ديگر از نيروها صرف اين جبهه شود. سرانجام طى روزهاى نوزده و بيست مهر نيروهاى عراق با نصب پل بى هيچ مقاومتى از كارون عبور كردند و بدون برخورد با مانعى جدى خود را به جاده آسفالته اهواز - آبادان رسانده، آن را در حد فاصل مارد تا جنوب دارخوين مسدود كردند و در مرحله بعد به سمت آبادان سرازير شدند. نيروهاى عراقى پس از گسترش سرپل خود و تامين جناح چپ در محورهاى سلمانيه و جنوب دارخوين با سه فلش به سمت آبادان حركت كردند. بخشى از نيروها در حد فاصل كارون و جاده اهواز _ آبادان به سمت جنوب حركت كردند. بخشى ديگر مستقيماً از روى جاده آسفالت به سمت پل ورودى شهر آبادان در ايستگاه ۷ و بخش سوم كه به نظر مى رسد، فلش اصلى بود، با عبور از جاده اهواز - آبادان به سمت جاده آبادان، ماهشهر و بهمنشير به راه افتاد. عراقى ها تا تاريخ ۲۳/۷/۵۹ ضمن حضور بر روى جاده ماهشهر و مسدود ساختن آن در محورهاى ايستگاه ۷ و ايستگاه ۱۲ خود را به دروازه هاى شهر نزديك كردند و آبادان از نظر ارتباط زمينى محاصره شد. مشكل كمبود نيرو اجازه نمى داد نيروهاى جان بر كف در همه محورها روياروى دشمن باشند. رزمندگان اسلام با حداقل امكانات دو جبهه مهم در آبادان در ايستگاه ۷ و ۱۲ گشودند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. پس از محاصره نسبى شهر نوعى توقف و تعلل از سوى دشمن براى ادامه جنگ در اين محور مشاهده شد كه مى توان چند عامل زير را در جهت تبيين آن برشمرد:
- شدت درگيرى هاى شهرى در خرمشهر و اصلى بودن آن
- واهمه و ترديد نيروهاى محاصره كننده در محور آبادان براى ورود به جزيره آبادان
- مقاومت هاى انجام شده و طبيعتاً تحمل تلفات
به هر حال اين بلاتكليفى عراقى ها در شرق كارون به رزمندگان اسلام فرصت داد تا ضمن جلوگيرى از ورود دشمن به آبادان، تعرضات و عملياتى را هر چند محدود و گاه ناموفق انجام دهند. اين اوضاع تا چهار آبان يعنى با اشغال كامل خرمشهر كه تمركز فرماندهى نظامى عراق به جبهه آبادان معطوف شد، ادامه يافت. پس از اين تاريخ دشمن زمينه سازى هاى لازم را براى عبور از بهمنشير انجام داد تا با حضور در جزيره آبادان و اتصال خود به اروندرود محاصره آبادان را كامل كند و شهر را بدون تن دادن به درگيرى ديگرى همچون درگيرى خرمشهر اشغال نمايد.
• تلاش ناموفق دشمن در سوسنگرد
هر چند توجه اصلى دشمن به محور خرمشهر و آبادان معطوف مى شد، اما نيروهاى عراقى در جبهه سوسنگرد از تحرك باز نايستاده، تلاش مى كردند با پشت سر گذاشتن شهر سوسنگرد براى دستيابى به اهواز و الحاق با لشكرهاى ديگر اقدام به پيشروى كنند. نخستين بار هفتم مهر بود كه دشمن با برخوردار بودن از موضعى برتر از شمال سوسنگرد وارد آن شد و از طرف ديگر تلاش اصلى خود را متوجه شرق سوسنگرد و از جاده سوسنگرد حميديه به سمت اهواز حركت كرد. رزمندگان از محورهاى مختلف به بخش شمالى شهر رفتند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. شدت فشار دشمن و آتش توپخانه اى كه از قبل همه شهر را فرا گرفته بود، گسترده تر از تعداد اندك نيروهاى مقاومت بود. در نتيجه با شهيد و مجروح شدن برخى و عقب نشينى برخى ديگر دشمن وارد مى شود. با تسلط دشمن در منطقه و پشت سر گذاشتن سوسنگرد پيشروى عراق به عمق خاك ايران اسلامى شدت يافت و در اندك زمانى به علت فقدان نيروى دفاعى عراقى ها به يك كيلومترى حميديه رسيدند. حضور دشمن در اين منطقه خطر قطع جاده مهم اهواز - انديمشك را به وجود آورد كه خطرى اساسى براى شهر اهواز بود. نيروهاى خودى با عجله سنگرهايى براى مقاومت تدارك ديدند. مسلم بود كه حركت دشمن تداوم خواهد يافت. در اين ميان تعدادى از رزمندگان كه سنگين ترين سلاح آنان آرپى جى۷ بود، تصميم گرفتند عليه دشمن عمليات كنند. اين حمله كه بعدها به شبيخون اول يا عمليات «غيور اصلى» موسوم شد، در ساعت يك بامداد روز نهم مهر با شليك همزمان ۹ آرپى جى۷ به سوى تانك ها و نفربرهاى دشمن آغاز شد و رزمندگان با ورود به درون مواضع دشمن به انهدام تانك ها و مواضع آنها اقدام كردند با آنكه عمليات از نظم مناسبى برخوردار نبود موجب وحشت عراقى ها شد و آنان را به عقب نشينى واداشت طورى كه با روشن شدن هوا، مسافت زيادى عقب نشينى كردند. دشمن كه ابتدا از سرعت پيشروى و فقدان مقاومت جدى تعجب كرده بود با اين عمليات احتمال فريب را از سوى نيروهاى اسلام از نظر دور نداشت و عقب نشينى كرد. در نتيجه شهرهاى سوسنگرد و حتى بستان نيز آزاد شد و تحت كنترل نيروهاى اسلام درآمد. لشكر ۹ عراق با استقرار در مرز چزابه مجدداً حركت خود را آغاز كرد كه به علت فقدان نيروى كافى در بستان اين شهر به تدريج به اشغال عراقى ها درآمد و يگان هاى دشمن به سمت سوسنگرد سرازير شدند. با توجه به حضور قبلى در تپه هاى الله اكبر از دو جناح شهر سوسنگرد تحت تهاجم قرار گرفت.
*تهيه شده در مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى (با تلخيص) بنقل از روزنامه شرق
جنگ به روايت ...
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 1189
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۵۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 16928 بار
- سپاسهای دریافتی: 4259 بار
جنگ به روايت ارتش
[External Link Removed for Guests]
صدام پس از ملغى نمودن يك جانبه قرارداد مرزى ۱۹۷۵ الجزاير در مقابل ديدگاه مجامع بين المللى در شهريور ،۱۳۵۹ در جبهه اى به طول ۱۳۵۲ كيلومتر و در قسمت هايى تا عمق ۸۰ كيلومتر در چند محور شمالى با نيروى جزيى، منطقه ميانى به منظور به دست آوردن نقاط استراتژيك و منطقه جنوبى كه تلاش اصلى دشمن بود بيشتر از ۱۴ هزار كيلومتر مربع از خاك جمهورى اسلامى را به اشغال درآورد و در كمتر از دو سال ۱۳۰۰ روستا را ويران نمود و شهرهايى نظير هويزه، قصرشيرين، خسروى، موسيان، سومار و ازگله را صددرصد با خاك يكسان نمود و به ده ها شهر آسيب فراوان زد.
[External Link Removed for Guests]
• علل پيشروى در روزهاى نخستين و توقف ناگهانى دشمن
در ابتداى تجاوز:
پيشروى سريع و گسترده دشمن در روزهاى اول دلايل بسيار دارد كه مى توان به سازماندهى دقيق نيروهاى دشمن بلافاصله پس از پيروزى انقلاب اسلامى با اطمينان از پشتيبانى ابرقدرت ها و كشورهاى منطقه و در مقابل عدم انسجام نيروهاى مسلح ما در روزهاى اول جنگ، همچنين عدم موازنه قوا و وضعيت زمين در بسيارى از نقاط به طورى كه با عبور از اولين يگان هاى مستقر در خطوط مرزى مشكلى براى پيشروى نداشت (البته يگان هاى در خط در حد توان در مقابل دشمن مقاومت نمودند لكن عدم موازنه قوا اجازه ايستادگى به آنها نداد) همچنين صرف بخشى از توان نيروهاى مسلح در مقابله با گروهك ها و عناصر خودفروخته ضد انقلاب و وجود بنى صدر به عنوان فرمانده كل قوا و ديگر مواردى كه نياز به بررسى عميق و دقيق ترى دارد را مى توان علت پيشروى مقدماتى دشمن دانست و اما علل توقف و تثبيت دشمن نيز به عوامل مختلفى مربوط مى شود. چرا دشمن پيشروى خود را ادامه نداد؟
در اين مورد از نقطه نظر كارشناسان نظامى دلايل بسيار وجود دارد كه عبارتند از:
الف- چنانچه جبهه اى بيش از حد گسترش پيدا كند از نظر لجستيك (تدارك و آمادرسانى)، همچنين فرماندهى دچار اشكال خواهد شد؛ در جايى كه جبهه اى به وسعت ۱۴۰۰۰ كيلومتر مربع و در عرضى بيش از ۱۳۰۰ كيلومتر و در بعضى نقاط تا عمق ۷۰ كيلومتر كارى بس دشوار بوده است مسلماً در ادامه و گسترش آن به مشكلاتش افزوده مى شد، ضمن اينكه دشمن كه با مقاومت جمهورى اسلامى روبه رو شده بود تحكيم مواضع را در بعضى مناطق بر پيشروى ترجيح مى داد و به مرور مصمم شد با پدافندى قوى در مقابل عكس العمل هاى احتمالى جمهورى اسلامى ايستادگى كرده ضمن اينكه خود بتواند فشار را در زمان مقتضى بر روى نقاط دلخواهش افزايش دهد.
ب- موانع طبيعى و وضعيت زمين: از ديگر موارد همانگونه كه مشخص است موانعى بود كه طبعاً جلوى پيشروى عراق را مى گرفت. عراق اگر از اين موانع عبور مى كرد در بازگشت سريع قطعاً دچار مشكل مى شد.
ج- برخلاف انتظار صدام در روزها و ماه هاى اول، ارتش و نيروهاى موجود اعم از ژاندارمرى، سپاه، كميته و مردم در مقابل هجوم ارتش عراق مقاومت هاى سرسختانه اى نشان دادند و به مرور تشكل سپاه پاسداران و انسجام ارتش و حضور بيشتر مردم اجازه پيشروى به عراق را نداد و تمايل بيشتر عراق به نفوذ و حمله، منجر به مقابله شديدتر ملت و نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران مى شد.مثلاً تلاش يگان هاى لشگر ،۹۲ دانشجويان دانشگاه افسرى، عناصر كميته انقلاب اسلامى، ژاندارمرى و سپاه و مردم در جنوب و همچنين نجات گيلان غرب در تنگ حاجيان با اقدام به موقع هلى كوپترهاى هوانيروز و گروه رزمى كبير از (لشگر ۸۸) و كمك و حمايت بى دريغ مردم قهرمان اين شهرها، همچنين ايستادگى يگان هايى از تيپ ۳ لشگر ۸۱ و گروه هاى جنگ هاى نامنظم در عقب راندن دشمن از سر پل ذهاب و غيره نمونه هاى بارزى از مقاومت مردم و نيروهاى مسلح است. در نهايت بايد گفت اگر براى صدام امكان پذير بود قطعاً به پيشروى خود ادامه مى داد و براى رسيدن به اهداف شوم خود از هيچ تلاشى كوتاهى نمى كرد. شكست حصر آبادان بدترين ضربات را بر روح و جسم ارتش صدام وارد ساخت.
[External Link Removed for Guests]
•شيوه هاى مقابله با دشمن
الف- عمليات هاى درون مرزى
راجع به تك ها و عمليات در طول جنگ مى توان تقسيم بندى زير را قائل شد:
- عمليات چريكى، پراكنده و ايذايى مانند شبيخون ها و نظاير آنكه در اوايل جنگ بيشتر شاهد آن بوديم. هر گروه يا افرادى كه توانايى انجام اين گونه حركات را داشتند داوطلبانه و با ابزارى ساده مثل تفنگ يا آرپى جى به مقابله با نفرات يا نفربرهاى دشمن مى رفتند.به طور مثال در ابتداى جنگ سرعت پيشروى دشمن به حدى بود كه بيم تصرف جاده مهم اهواز انديمشك وجود داشت و لازم بود ضربه اى به دشمن وارد آيد. آماده كردن سنگرهاى تعجيلى در حميديه و اولين شبيخون كه قبل از روشن شدن هوا توسط داوطلبان شهادت، با آرپى جى، نارنجك تفنگى و... به دشمن زده شده و همچنين شكار تانك ها و خودروهاى دشمن در فرداى آن شب توسط هوانيروز از موارد غيرقابل تصور براى عراق بود.
• عمليات و تك هاى محدود
آنچه كه در اين قسمت مدنظر است سلسله عمليات و تك هاى تقريباً محدودى است كه اكثراً با موفقيت همراه بوده اند و اين گونه عمليات ضمن رزم با دشمن اهداف حاشيه اى را نيز دنبال مى كند از جمله كسب اطلاعات دقيق تر از امكانات، استعداد، وضعيت خطوط پدافندى، توان دشمن و... كه اين گونه تك ها و عمليات در طول جنگ يا توسط ارتش با كمك هاى جانبى نيروهاى مردمى و سپاه و يا توسط سپاه و نيروهاى بسيج و كمك هاى جانبى ارتش صورت مى گرفته است. تك هاى محدودى كه پيروزى ها و موفقيت هايى را به دنبال داشته است بسيارند ليكن به چند مورد اجمالاً اشاره مى كنم: تك تيپ سوم لشگر ۸۱ زرهى در ساعت ۲۳ روز ۲۸/۹/۵۹ كه منجر به تصرف ارتفاعات سيدصادق و كلينه در منطقه سومار شد و به رغم پاتك سنگين دشمن در ساعت ۳ روز بعد رزمندگان اين تيپ توانستند ارتفاعات را حفظ كرده و پاتك دشمن را دفع كنند. عمليات خوارزم (ميمك) كه مى توان گفت نخستين پيروزى مهم ارتش بود و طى آن تيپ يك زرهى لشگر ۸۱ و عناصرى از بسيج عشايرى، ايل خزل، گروهان ژاندارمرى صالح آباد موفق شدند در ۱۹ و ۲۰/۱۰/۵۹ اهداف تعيين شده در ارتفاعات ميمك را متصرف شوند. لازم به ذكر است اين عمليات در شرايطى انجام شد كه عراق مواضع پدافندى مستحكمى را ايجاد كرده و همان گونه كه گفته شد نخستين پيروزى جمهورى اسلامى از ابتداى جنگ را مى توان عمليات خوارزم ذكر كرد. از ديگر تك هاى موفق كه توسط ارتش و سپاه انجام شد مى توان به موارد زير اشاره كرد: عمليات امام مهدى عج در غرب سوسنگرد ۲۶/۱۲/،۵۹ عمليات شهيد شيخ فضل الله نورى در شمال آبادان ۲۵/۲/،۶۰ عمليات فرمانده كل قوا خمينى روح خدا در شرق كارون ۲۱/۳/۶۰ و عمليات شهيدمدنى در سوسنگرد ۱۱/۶/۶۰.
• عمليات گسترده
اگرچه عده اى معتقدند عمليات بزرگ در طول دفاع مقدس عمليات غيركلاسيك بوده اما كارشناسان نظامى بر اين عقيده اند كه بسيارى از پيروزى هاى درخشان ما در طول جنگ تحميلى در قالب عمليات كلاسيك اجرا شده و هر زمان كه به اصول و آيين نامه هاى جنگ توجه دقيق ترى شده پيروزى هاى درخشانى نيز نصيب ما شده است. البته حضور بسيجيان جان بركف و تركيب يگان هاى ارتش و سپاه و بسيج و در واقع مردمى شدن جنگ اين ادعا را اثبات مى كند و ناگفته نماند كه نمى توان شيوه هاى نو و تجربيات گرانبهايى كه در طول دفاع مقدس نصيب جمهورى اسلامى شده را ناديده انگاشت چه بسا اجراى بسيارى از طرح ها و ابتكارات ما در مخيله دشمن هم نمى گنجيد اما همين ابتكارات وقتى در قالبى دقيق و صحيح به كار بسته مى شد نتيجه اى بهتر به دنبال داشت. بى ترديد اولين پيروزى بزرگ كه از نظر سياسى و نظامى سنگين ترين لطمه را در اوايل جنگ به جسم و روح ارتش عراق وارد ساخت عمليات ثامن الائمه (ع) بود كه توسط لشگر ۷۷ چند گردان از سپاه، نيروهاى مردمى داوطلب و يگان هايى از ژاندارمرى صورت گرفت و حصر آبادان شكسته شد.صدام كه خود را تا آن زمان اسطوره اى شكست ناپذير مى پنداشت با اين عمليات فهميد كه رزمندگان ميهن اسلامى اعم از مردم و سپاه و ارتش نخواهند گذاشت بر اين خيال باطل باقى بماند. به هر صورت اين عمليات راهگشاى ديگر عمليات گسترده و پيروز بود. تقريباً دو ماه بعد در ۳۰ دقيقه بامداد هشتم آذر ۶۰ عمليات طريق القدس (كربلا يك) اولين تجلى قدرت مردم و نتايج حضور سازماندهى شده بسيج مردمى در كنار ارتش بود و ضمن آزادى بستان ارتباط جبهه هاى شمالى و جنوبى عراق قطع و ۸۰۰ كيلومتر مربع از سرزمين اسلامى از لوث وجود دشمن پاك شد و چهار ماه بعد عمليات فتح المبين در ۳۰ دقيقه بامداد يكم فروردين سال ۶۱ شكل گرفت و ادغام مناسب نيروها و فرماندهى مشترك ارتش و سپاه در رده هاى مختلف براساس تجربه و لياقت و طرح هاى هماهنگى، آزادى صدها كيلومتر مربع در غرب دزفول و شوش را به ارمغان آورده و صدها روستا از زير آتش دشمن خارج شد. البته قبل از عمليات فتح المبين عمليات مطلع الفجر- محمد رسول الله (ص) و مولاى متقيان (معروف به جنگ چزابه) در مناطق گيلان غرب، نوسود و كرخه كور نيز پيروزى هاى درخشانى را به همراه داشت. پيروزى ديگرى كه بسيارى از كارشناسان نظامى آن را بزرگترين پيروزى در دفاع مقدس مى دانند آزادى خرمشهر طى عمليات بيت المقدس بود كه در ۳۰ دقيقه بامداد دهم ارديبهشت سال ۶۱ صورت گرفت و طى آن بيش از ۵۵۰۰ كيلومتر مربع از اراضى اشغالى آزاد شد. ناگفته نماند در هر كدام از اين عمليات پيروز، نيروى هوايى و هوانيروز نقش حياتى داشتند. همچنين آتش هاى پشتيبانى توپخانه ارتش را به هيچ وجه نمى توان ناديده گرفت. از ديگر عملياتى كه عمدتاً به منظور بيرون راندن دشمن از خاك جمهورى اسلامى و بعضاً ادامه آن در خاك عراق و واردساختن لطماتى به دشمن صورت مى گرفته است مى توان به محرم، والفجرها (منهاى والفجر ۲ ، ۸ و ۹ كه در خاك عراق انجام شد)، ميمك، كربلاى ۱-،۴ كربلاى ،۶ كربلاى ،۹ نصر ۵ و ۶ و ۷ اشاره كرد .
[External Link Removed for Guests]
ب- عمليات برون مرزى
شايد بتوان عمليات رمضان را اولين و بزرگترين عمليات برون مرزى رزمندگان اسلام با تركيب ارتش و سپاه دانست كه در ساعت ۳۰/۲۱ مورخه ۲۳/۴/۶۱ در وسعت ۱۵۰۰ كيلومتر مربع و به منظور دوركردن آتش دشمن از شهرهاى جنوبى كشور و ضربه زدن به پيكر ارتش متجاوز عراق صورت گرفت و پس از آن نزديك به ۵۰ عمليات در خاك عراق انجام شد كه از آن جمله مى توان به موارد زير اشاره كرد: والفجر دو در منطقه حاج عمران در ۲۹/۴/۶۲ _ خيبر در هورالهويزه و جزاير مجنون در ۳/۱۲/،۶۲ كربلاى ۳ انهدام اسكله الاميه در خليج فارس ۱۱/۶/،۶۵ عمليات نامنظم فتح ۳ در عمق ۳۰۰ كيلومترى خاك عراق در زاخو ۲۴/۸/،۶۵ كربلاى ۵ در منطقه شلمچه ۱۹/۱۰/،۶۵ عمليات نامنظم فتح در عمق ۷۰ كيلومترى در منطقه رواندوز عراق ۲۲/۱۱/ ،۶۵ كربلاى ۷ در حاج عمران ۱۲/۱۲/۶۵ ، كربلاى ۱۰ در ماووت عراق ۳۰/۱/۶۶ ، نصر ۴ در استان سليمانيان ۳۱/۳/،۶۶ نصر ۸ در ماووت عراق ۲۹/۸/۶۶ ، والفجر ۱۰ در منطقه حلبچه ۲۵/۱۲/۶۶. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه بعضى از عمليات انجام شده گرچه خود نتيجه مطلوبى نداشت ولى باعث درگيرشدن نيروهاى ارتش عراق مى گرديد تا دشمن نتواند از نيروهاى پدافندى خود بهره بگيرد و به كمك يگان هاى مورد حمله بشتابد. به طور مثال چنانچه ارتش در شلمچه و ام الرصاص كوشك تك نمى كرد عراق بسيارى از نيروهايش را به فاو مى برد و كار را براى رزمندگان ما كه در والفجر هشت فاو را فتح كردند مشكل تر مى ساخت بنابراين پيروزى در يك عمليات به ده ها عامل بستگى دارد و ضمن اينكه زحمات يگان تكور را نبايد ساده انگاشت تلاش يگان هاى پياده و زرهى همجوار و عناصر پشتيبانى كننده اعم از هوانيروز نيروى هوايى، توپخانه و يگان هاى پشتيبانى رزمى و پشتيبانى خدمات رزمى را نبايد فراموش كرد. بى شك تلاش و از خودگذشتگى خلبانان، نيروى هوايى، پشتكار و خدمات شبانه روزى سنگرسازان بى سنگر جهادسازندگى، پشتيبانى آتش توپخانه هاى ارتش و جسارت و شجاعت خلبانان هوانيروز و... همگى در پيروزى هاى درخشان ارتش و سپاه نقش حياتى داشتند.
[External Link Removed for Guests]
ج- پدافندهاى موثر در مقابل تك ها و پاتك هاى دشمن
از آنچه كه در طول جنگ تحميلى و پس از آن كمتر صحبتى به ميان آمده مقاومت و ايستادگى دلاورمردان نيروهاى مسلح در مقابل تك ها و پاتك هاى دشمن بوده است در صورتى كه در بسيارى از عمليات دفاع مقدس حفظ مواضع متفرقه به مراتب مشكل تر از تسخير و تصرف اوليه آن بوده است. عراق بارها براى بازپس گيرى نقاط استراتژيك از دست داده با نيرويى به استعداد چند برابر نيروهاى ما پاتك نموده است و رزمندگان ما با سخت ترين شرايط در حفظ آن مقاومت كرده اند كه كارى بس دشوار بوده و به قول معروف «به دريا رفته مى داند مصيبت هاى توفان را.» بى ترديد حفظ بسيارى از نقاط ميهن اسلامى جز با كشته شدن و انتخاب شهادت موثر نبود. شهداى گمنامى كه زير باران گلوله هاى دشمن جان داده اند تا عاشوراى حسينى را دوباره تكرار كنند. به اميد آنكه در آينده به اين مقوله نيز بيشتر توجه داشته باشيم اشاراتى به تعدادى از پدافندهاى موثر در مقابل حركت دشمن خواهيم داشت:
شكست دشمن در تلاش براى تصرف پل نادرى و قطع جاده مهم انديمشك- اهواز در هشتم و نهم سال ۵۹ عراق با دو لشگر از بهترين و قوى ترين لشگرهاى خود تك گسترده اى براى تصرف پل نادرى بر روى رود كرخه انجام داد كه تلاش و فداكارى يگان هاى لشگر ۲۱ و يك گردان از لشگر ۷۷ نزاجا كه مستقلاً حضور داشتند مانع از تصرف پل نادرى شد. تصرف پل توسط عراق مساوى بود با قطع مهم جاده انديمشك- اهواز و چنانچه خود را به ارتفاعات شمالى منطقه مى رساند كليه ارتباطات جنوب قطع مى شد و اين مقدمه اى بود براى سقوط حتمى آبادان و اهواز. به محض اينكه خبر حمله عراق به گوش مردم دزفول رسيد با ابتدايى ترين وسايل آمدند كه به ارتش كمك كنند. البته نيازى به كمك مردم عزيز نبود لذا از آنان در ابتداى پل كرخه تشكر و قدردانى شد ليكن همين حضور مردم باعث افزايش روحيه رزمندگان شد و بحمدالله عراق با ناكامى مواجه شد.
۲- مقاومت كم نظير گردان ۱۴۴ پياده لشگر ۲۱ حمزه در ۵ كيلومترى آبادان
فرمانده وقت گردان در اين مورد مى گويد: «دشمن جاده ماهشهر را در ۵ كيلومترى آبادان قطع كرده بود و به ما دستور داده شد به منظور تعويق در حركت و محاصره آبادان توسط دشمن خود را درگير كرده تا زمان لازم براى رسيدن يكى از تيپ هاى لشگر ۷۷ به منظور شكستن حصر آبادان به دست آيد. گردان را در ۱۰ كيلومترى آبادان سازماندهى كرديم و پس از استقرار در محل هاى موردنظر با دشمن برخورد كرديم و با دادن تعدادى شهيد و زخمى به پيشروى ادامه داديم كه به نبرد تن به تن منجر شد و پس از روشن شدن هوا دشمن با آتش سنگين توپخانه و تير مستقيم تانك گردان را زير آتش گرفت و كليه خودروهاى ما را منهدم كرد و تا ساعت ۴ بعدازظهر همان روز اين وضعيت ادامه پيدا كرد، جز چند نفر همگى زخمى و شهيد شدند اما نتيجه بسيار مطلوبى داشت چرا كه سازمان يگان هاى جلويى دشمن به هم خورد و براى سازماندهى مجدد حداقل به چند روز وقت نياز داشت و در همين زمان نيروى كمكى كه از قبل پيش بينى شده بود رسيد و ارتش عراق در ورود به آبادان ضربه سختى متحمل شد. آرى يك گردان خود را فدا كرد تا آبادان سقوط نكند و در نتيجه با حضور نيروهاى مسلح حصر شكسته شود. درودى بى پايان بر سربازان و درجه داران و افسران شهيد اين گردان و شهداى جنگ تحميلى.»
۳- حفاظت از تنگ مشيداغ توسط يك گردان سوار زرهى
به علت حساسيت تنگ مشيداغ، دشمن در ساعات اوليه ۷ اسفند سال ۵۹ اقدام به پياده كردن نيروهاى كماندويى و محاصره يك دسته سوار زرهى نيروى زمينى ارتش كرده و به دليل طغيان رودخانه كرخه كه امكان پشتيبانى و تقويت رزمندگان وجود نداشت، رزمندگان لشگر ۲۱ به استعداد تقريبى يك گروهان توسط چند فروند هلى كوپتر هوانيروز به كمك هم رزمانشان شتافتند و ضمن حفظ تنگ مشيداغ تلاش دشمن نيز به شكست منتهى شد.
۴- حفظ ارتفاعات فسيل (شمال ميمك) توسط لشگر ۸۱ كرمانشاه
پس از عمليات ميمك در مهرماه سال ۶۳ هنوز چند سال از تصرف ارتفاعات فسيل توسط رزمندگان نگذشته بود كه عراق با چندين گردان كماندويى در سه مرحله پاتك كرد و در هر سه مرحله با ايستادگى و مقاومت كم نظير عناصر لشگر ۸۱ باختران مواجه شد كه دشمن با همه تلاش خود نتوانست ارتفاعات را اشغال كند.
۵- حفظ ارتفاع ۴۰۲ در سومار
اين ارتفاع در سال ۶۱ در عمليات مسلم بن عقيل آزاد شد و عراق هر سال يك يا دو بار به ارتفاع تك مى كرد، نهايتاً در يكم تيرماه سال ۶۶ با قدرت تمام با استفاده از سه تيپ مستقل و يك لشگر در عرض نه كيلومتر تك نمود كه با مقاومت و ايستادگى تيپ دو لشگر ۸۸ مواجه شد. طى ۱۱ روز بارها عراق با تمام قدرت درصدد تصرف ارتفاع برآمد و يا شايد بيشتر از ۲۰۰۰ كشته داد ولى نتوانست موفق شود. عراق مجدداً در سوم خردادماه ۶۷ با آتش شديد تر و همان استعداد قبلى به ارتفاع تك كرد كه با رشادت و ايستادگى تيپ دو و عناصرى از تيپ يك لشگر ۸۸ به عقب رانده شد.
۶- مقاومت لشگر ۲۳ نيروهاى مخصوص در ارتفاعات منطقه سردشت
در تاريخ ۱۷/۴/۶۷ دشمن با دو لشگر و پيش بينى و آمادگى كامل بر روى ارتفاعات ۲۲۱۵ و ۲۲۱۶ منطقه عمومى سردشت سمت چپ دو پا را كه مدت ها قبل به تصرف رزمندگان درآمد در طول سه روز حدود نه بار تك كرده و با همه آتش هاى سبك و سنگين كه بر روى ارتفاع ريختند دلاوران لشگر همچنان بر جاى خود محكم و استوار ايستادند و دشمن با برجا گذاشتن تعداد زيادى كشته مجبور به عقب نشينى شد.
۷- ايستادگى لشگر ۱۶ زرهى در مقابل هجوم ۴۰۰ تانك عراقى
عراق در ۳۱/۴/۶۷ قصد داشت از تنگ نياز عبور كرده و به ايلام دست پيدا كند كه با مقاومت سرسختانه عناصر لشگر ۱۶ زرهى جلوى تهاجم ۴۰۰ تانك عراق گرفته شد و حتى چندين دستگاه تانك دشمن نيز به غنيمت گرفته شد. طبق گفته ناظران حتى فرمانده وقت لشگر با آرپى جى به مقابله با تانك ها برخاست و نهايتاً دشمن به عقب رانده شد.
روابط عمومى نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران بنقل از روزنامه شرق
[External Link Removed for Guests]
صدام پس از ملغى نمودن يك جانبه قرارداد مرزى ۱۹۷۵ الجزاير در مقابل ديدگاه مجامع بين المللى در شهريور ،۱۳۵۹ در جبهه اى به طول ۱۳۵۲ كيلومتر و در قسمت هايى تا عمق ۸۰ كيلومتر در چند محور شمالى با نيروى جزيى، منطقه ميانى به منظور به دست آوردن نقاط استراتژيك و منطقه جنوبى كه تلاش اصلى دشمن بود بيشتر از ۱۴ هزار كيلومتر مربع از خاك جمهورى اسلامى را به اشغال درآورد و در كمتر از دو سال ۱۳۰۰ روستا را ويران نمود و شهرهايى نظير هويزه، قصرشيرين، خسروى، موسيان، سومار و ازگله را صددرصد با خاك يكسان نمود و به ده ها شهر آسيب فراوان زد.
[External Link Removed for Guests]
• علل پيشروى در روزهاى نخستين و توقف ناگهانى دشمن
در ابتداى تجاوز:
پيشروى سريع و گسترده دشمن در روزهاى اول دلايل بسيار دارد كه مى توان به سازماندهى دقيق نيروهاى دشمن بلافاصله پس از پيروزى انقلاب اسلامى با اطمينان از پشتيبانى ابرقدرت ها و كشورهاى منطقه و در مقابل عدم انسجام نيروهاى مسلح ما در روزهاى اول جنگ، همچنين عدم موازنه قوا و وضعيت زمين در بسيارى از نقاط به طورى كه با عبور از اولين يگان هاى مستقر در خطوط مرزى مشكلى براى پيشروى نداشت (البته يگان هاى در خط در حد توان در مقابل دشمن مقاومت نمودند لكن عدم موازنه قوا اجازه ايستادگى به آنها نداد) همچنين صرف بخشى از توان نيروهاى مسلح در مقابله با گروهك ها و عناصر خودفروخته ضد انقلاب و وجود بنى صدر به عنوان فرمانده كل قوا و ديگر مواردى كه نياز به بررسى عميق و دقيق ترى دارد را مى توان علت پيشروى مقدماتى دشمن دانست و اما علل توقف و تثبيت دشمن نيز به عوامل مختلفى مربوط مى شود. چرا دشمن پيشروى خود را ادامه نداد؟
در اين مورد از نقطه نظر كارشناسان نظامى دلايل بسيار وجود دارد كه عبارتند از:
الف- چنانچه جبهه اى بيش از حد گسترش پيدا كند از نظر لجستيك (تدارك و آمادرسانى)، همچنين فرماندهى دچار اشكال خواهد شد؛ در جايى كه جبهه اى به وسعت ۱۴۰۰۰ كيلومتر مربع و در عرضى بيش از ۱۳۰۰ كيلومتر و در بعضى نقاط تا عمق ۷۰ كيلومتر كارى بس دشوار بوده است مسلماً در ادامه و گسترش آن به مشكلاتش افزوده مى شد، ضمن اينكه دشمن كه با مقاومت جمهورى اسلامى روبه رو شده بود تحكيم مواضع را در بعضى مناطق بر پيشروى ترجيح مى داد و به مرور مصمم شد با پدافندى قوى در مقابل عكس العمل هاى احتمالى جمهورى اسلامى ايستادگى كرده ضمن اينكه خود بتواند فشار را در زمان مقتضى بر روى نقاط دلخواهش افزايش دهد.
ب- موانع طبيعى و وضعيت زمين: از ديگر موارد همانگونه كه مشخص است موانعى بود كه طبعاً جلوى پيشروى عراق را مى گرفت. عراق اگر از اين موانع عبور مى كرد در بازگشت سريع قطعاً دچار مشكل مى شد.
ج- برخلاف انتظار صدام در روزها و ماه هاى اول، ارتش و نيروهاى موجود اعم از ژاندارمرى، سپاه، كميته و مردم در مقابل هجوم ارتش عراق مقاومت هاى سرسختانه اى نشان دادند و به مرور تشكل سپاه پاسداران و انسجام ارتش و حضور بيشتر مردم اجازه پيشروى به عراق را نداد و تمايل بيشتر عراق به نفوذ و حمله، منجر به مقابله شديدتر ملت و نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران مى شد.مثلاً تلاش يگان هاى لشگر ،۹۲ دانشجويان دانشگاه افسرى، عناصر كميته انقلاب اسلامى، ژاندارمرى و سپاه و مردم در جنوب و همچنين نجات گيلان غرب در تنگ حاجيان با اقدام به موقع هلى كوپترهاى هوانيروز و گروه رزمى كبير از (لشگر ۸۸) و كمك و حمايت بى دريغ مردم قهرمان اين شهرها، همچنين ايستادگى يگان هايى از تيپ ۳ لشگر ۸۱ و گروه هاى جنگ هاى نامنظم در عقب راندن دشمن از سر پل ذهاب و غيره نمونه هاى بارزى از مقاومت مردم و نيروهاى مسلح است. در نهايت بايد گفت اگر براى صدام امكان پذير بود قطعاً به پيشروى خود ادامه مى داد و براى رسيدن به اهداف شوم خود از هيچ تلاشى كوتاهى نمى كرد. شكست حصر آبادان بدترين ضربات را بر روح و جسم ارتش صدام وارد ساخت.
[External Link Removed for Guests]
•شيوه هاى مقابله با دشمن
الف- عمليات هاى درون مرزى
راجع به تك ها و عمليات در طول جنگ مى توان تقسيم بندى زير را قائل شد:
- عمليات چريكى، پراكنده و ايذايى مانند شبيخون ها و نظاير آنكه در اوايل جنگ بيشتر شاهد آن بوديم. هر گروه يا افرادى كه توانايى انجام اين گونه حركات را داشتند داوطلبانه و با ابزارى ساده مثل تفنگ يا آرپى جى به مقابله با نفرات يا نفربرهاى دشمن مى رفتند.به طور مثال در ابتداى جنگ سرعت پيشروى دشمن به حدى بود كه بيم تصرف جاده مهم اهواز انديمشك وجود داشت و لازم بود ضربه اى به دشمن وارد آيد. آماده كردن سنگرهاى تعجيلى در حميديه و اولين شبيخون كه قبل از روشن شدن هوا توسط داوطلبان شهادت، با آرپى جى، نارنجك تفنگى و... به دشمن زده شده و همچنين شكار تانك ها و خودروهاى دشمن در فرداى آن شب توسط هوانيروز از موارد غيرقابل تصور براى عراق بود.
• عمليات و تك هاى محدود
آنچه كه در اين قسمت مدنظر است سلسله عمليات و تك هاى تقريباً محدودى است كه اكثراً با موفقيت همراه بوده اند و اين گونه عمليات ضمن رزم با دشمن اهداف حاشيه اى را نيز دنبال مى كند از جمله كسب اطلاعات دقيق تر از امكانات، استعداد، وضعيت خطوط پدافندى، توان دشمن و... كه اين گونه تك ها و عمليات در طول جنگ يا توسط ارتش با كمك هاى جانبى نيروهاى مردمى و سپاه و يا توسط سپاه و نيروهاى بسيج و كمك هاى جانبى ارتش صورت مى گرفته است. تك هاى محدودى كه پيروزى ها و موفقيت هايى را به دنبال داشته است بسيارند ليكن به چند مورد اجمالاً اشاره مى كنم: تك تيپ سوم لشگر ۸۱ زرهى در ساعت ۲۳ روز ۲۸/۹/۵۹ كه منجر به تصرف ارتفاعات سيدصادق و كلينه در منطقه سومار شد و به رغم پاتك سنگين دشمن در ساعت ۳ روز بعد رزمندگان اين تيپ توانستند ارتفاعات را حفظ كرده و پاتك دشمن را دفع كنند. عمليات خوارزم (ميمك) كه مى توان گفت نخستين پيروزى مهم ارتش بود و طى آن تيپ يك زرهى لشگر ۸۱ و عناصرى از بسيج عشايرى، ايل خزل، گروهان ژاندارمرى صالح آباد موفق شدند در ۱۹ و ۲۰/۱۰/۵۹ اهداف تعيين شده در ارتفاعات ميمك را متصرف شوند. لازم به ذكر است اين عمليات در شرايطى انجام شد كه عراق مواضع پدافندى مستحكمى را ايجاد كرده و همان گونه كه گفته شد نخستين پيروزى جمهورى اسلامى از ابتداى جنگ را مى توان عمليات خوارزم ذكر كرد. از ديگر تك هاى موفق كه توسط ارتش و سپاه انجام شد مى توان به موارد زير اشاره كرد: عمليات امام مهدى عج در غرب سوسنگرد ۲۶/۱۲/،۵۹ عمليات شهيد شيخ فضل الله نورى در شمال آبادان ۲۵/۲/،۶۰ عمليات فرمانده كل قوا خمينى روح خدا در شرق كارون ۲۱/۳/۶۰ و عمليات شهيدمدنى در سوسنگرد ۱۱/۶/۶۰.
• عمليات گسترده
اگرچه عده اى معتقدند عمليات بزرگ در طول دفاع مقدس عمليات غيركلاسيك بوده اما كارشناسان نظامى بر اين عقيده اند كه بسيارى از پيروزى هاى درخشان ما در طول جنگ تحميلى در قالب عمليات كلاسيك اجرا شده و هر زمان كه به اصول و آيين نامه هاى جنگ توجه دقيق ترى شده پيروزى هاى درخشانى نيز نصيب ما شده است. البته حضور بسيجيان جان بركف و تركيب يگان هاى ارتش و سپاه و بسيج و در واقع مردمى شدن جنگ اين ادعا را اثبات مى كند و ناگفته نماند كه نمى توان شيوه هاى نو و تجربيات گرانبهايى كه در طول دفاع مقدس نصيب جمهورى اسلامى شده را ناديده انگاشت چه بسا اجراى بسيارى از طرح ها و ابتكارات ما در مخيله دشمن هم نمى گنجيد اما همين ابتكارات وقتى در قالبى دقيق و صحيح به كار بسته مى شد نتيجه اى بهتر به دنبال داشت. بى ترديد اولين پيروزى بزرگ كه از نظر سياسى و نظامى سنگين ترين لطمه را در اوايل جنگ به جسم و روح ارتش عراق وارد ساخت عمليات ثامن الائمه (ع) بود كه توسط لشگر ۷۷ چند گردان از سپاه، نيروهاى مردمى داوطلب و يگان هايى از ژاندارمرى صورت گرفت و حصر آبادان شكسته شد.صدام كه خود را تا آن زمان اسطوره اى شكست ناپذير مى پنداشت با اين عمليات فهميد كه رزمندگان ميهن اسلامى اعم از مردم و سپاه و ارتش نخواهند گذاشت بر اين خيال باطل باقى بماند. به هر صورت اين عمليات راهگشاى ديگر عمليات گسترده و پيروز بود. تقريباً دو ماه بعد در ۳۰ دقيقه بامداد هشتم آذر ۶۰ عمليات طريق القدس (كربلا يك) اولين تجلى قدرت مردم و نتايج حضور سازماندهى شده بسيج مردمى در كنار ارتش بود و ضمن آزادى بستان ارتباط جبهه هاى شمالى و جنوبى عراق قطع و ۸۰۰ كيلومتر مربع از سرزمين اسلامى از لوث وجود دشمن پاك شد و چهار ماه بعد عمليات فتح المبين در ۳۰ دقيقه بامداد يكم فروردين سال ۶۱ شكل گرفت و ادغام مناسب نيروها و فرماندهى مشترك ارتش و سپاه در رده هاى مختلف براساس تجربه و لياقت و طرح هاى هماهنگى، آزادى صدها كيلومتر مربع در غرب دزفول و شوش را به ارمغان آورده و صدها روستا از زير آتش دشمن خارج شد. البته قبل از عمليات فتح المبين عمليات مطلع الفجر- محمد رسول الله (ص) و مولاى متقيان (معروف به جنگ چزابه) در مناطق گيلان غرب، نوسود و كرخه كور نيز پيروزى هاى درخشانى را به همراه داشت. پيروزى ديگرى كه بسيارى از كارشناسان نظامى آن را بزرگترين پيروزى در دفاع مقدس مى دانند آزادى خرمشهر طى عمليات بيت المقدس بود كه در ۳۰ دقيقه بامداد دهم ارديبهشت سال ۶۱ صورت گرفت و طى آن بيش از ۵۵۰۰ كيلومتر مربع از اراضى اشغالى آزاد شد. ناگفته نماند در هر كدام از اين عمليات پيروز، نيروى هوايى و هوانيروز نقش حياتى داشتند. همچنين آتش هاى پشتيبانى توپخانه ارتش را به هيچ وجه نمى توان ناديده گرفت. از ديگر عملياتى كه عمدتاً به منظور بيرون راندن دشمن از خاك جمهورى اسلامى و بعضاً ادامه آن در خاك عراق و واردساختن لطماتى به دشمن صورت مى گرفته است مى توان به محرم، والفجرها (منهاى والفجر ۲ ، ۸ و ۹ كه در خاك عراق انجام شد)، ميمك، كربلاى ۱-،۴ كربلاى ،۶ كربلاى ،۹ نصر ۵ و ۶ و ۷ اشاره كرد .
[External Link Removed for Guests]
ب- عمليات برون مرزى
شايد بتوان عمليات رمضان را اولين و بزرگترين عمليات برون مرزى رزمندگان اسلام با تركيب ارتش و سپاه دانست كه در ساعت ۳۰/۲۱ مورخه ۲۳/۴/۶۱ در وسعت ۱۵۰۰ كيلومتر مربع و به منظور دوركردن آتش دشمن از شهرهاى جنوبى كشور و ضربه زدن به پيكر ارتش متجاوز عراق صورت گرفت و پس از آن نزديك به ۵۰ عمليات در خاك عراق انجام شد كه از آن جمله مى توان به موارد زير اشاره كرد: والفجر دو در منطقه حاج عمران در ۲۹/۴/۶۲ _ خيبر در هورالهويزه و جزاير مجنون در ۳/۱۲/،۶۲ كربلاى ۳ انهدام اسكله الاميه در خليج فارس ۱۱/۶/،۶۵ عمليات نامنظم فتح ۳ در عمق ۳۰۰ كيلومترى خاك عراق در زاخو ۲۴/۸/،۶۵ كربلاى ۵ در منطقه شلمچه ۱۹/۱۰/،۶۵ عمليات نامنظم فتح در عمق ۷۰ كيلومترى در منطقه رواندوز عراق ۲۲/۱۱/ ،۶۵ كربلاى ۷ در حاج عمران ۱۲/۱۲/۶۵ ، كربلاى ۱۰ در ماووت عراق ۳۰/۱/۶۶ ، نصر ۴ در استان سليمانيان ۳۱/۳/،۶۶ نصر ۸ در ماووت عراق ۲۹/۸/۶۶ ، والفجر ۱۰ در منطقه حلبچه ۲۵/۱۲/۶۶. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه بعضى از عمليات انجام شده گرچه خود نتيجه مطلوبى نداشت ولى باعث درگيرشدن نيروهاى ارتش عراق مى گرديد تا دشمن نتواند از نيروهاى پدافندى خود بهره بگيرد و به كمك يگان هاى مورد حمله بشتابد. به طور مثال چنانچه ارتش در شلمچه و ام الرصاص كوشك تك نمى كرد عراق بسيارى از نيروهايش را به فاو مى برد و كار را براى رزمندگان ما كه در والفجر هشت فاو را فتح كردند مشكل تر مى ساخت بنابراين پيروزى در يك عمليات به ده ها عامل بستگى دارد و ضمن اينكه زحمات يگان تكور را نبايد ساده انگاشت تلاش يگان هاى پياده و زرهى همجوار و عناصر پشتيبانى كننده اعم از هوانيروز نيروى هوايى، توپخانه و يگان هاى پشتيبانى رزمى و پشتيبانى خدمات رزمى را نبايد فراموش كرد. بى شك تلاش و از خودگذشتگى خلبانان، نيروى هوايى، پشتكار و خدمات شبانه روزى سنگرسازان بى سنگر جهادسازندگى، پشتيبانى آتش توپخانه هاى ارتش و جسارت و شجاعت خلبانان هوانيروز و... همگى در پيروزى هاى درخشان ارتش و سپاه نقش حياتى داشتند.
[External Link Removed for Guests]
ج- پدافندهاى موثر در مقابل تك ها و پاتك هاى دشمن
از آنچه كه در طول جنگ تحميلى و پس از آن كمتر صحبتى به ميان آمده مقاومت و ايستادگى دلاورمردان نيروهاى مسلح در مقابل تك ها و پاتك هاى دشمن بوده است در صورتى كه در بسيارى از عمليات دفاع مقدس حفظ مواضع متفرقه به مراتب مشكل تر از تسخير و تصرف اوليه آن بوده است. عراق بارها براى بازپس گيرى نقاط استراتژيك از دست داده با نيرويى به استعداد چند برابر نيروهاى ما پاتك نموده است و رزمندگان ما با سخت ترين شرايط در حفظ آن مقاومت كرده اند كه كارى بس دشوار بوده و به قول معروف «به دريا رفته مى داند مصيبت هاى توفان را.» بى ترديد حفظ بسيارى از نقاط ميهن اسلامى جز با كشته شدن و انتخاب شهادت موثر نبود. شهداى گمنامى كه زير باران گلوله هاى دشمن جان داده اند تا عاشوراى حسينى را دوباره تكرار كنند. به اميد آنكه در آينده به اين مقوله نيز بيشتر توجه داشته باشيم اشاراتى به تعدادى از پدافندهاى موثر در مقابل حركت دشمن خواهيم داشت:
شكست دشمن در تلاش براى تصرف پل نادرى و قطع جاده مهم انديمشك- اهواز در هشتم و نهم سال ۵۹ عراق با دو لشگر از بهترين و قوى ترين لشگرهاى خود تك گسترده اى براى تصرف پل نادرى بر روى رود كرخه انجام داد كه تلاش و فداكارى يگان هاى لشگر ۲۱ و يك گردان از لشگر ۷۷ نزاجا كه مستقلاً حضور داشتند مانع از تصرف پل نادرى شد. تصرف پل توسط عراق مساوى بود با قطع مهم جاده انديمشك- اهواز و چنانچه خود را به ارتفاعات شمالى منطقه مى رساند كليه ارتباطات جنوب قطع مى شد و اين مقدمه اى بود براى سقوط حتمى آبادان و اهواز. به محض اينكه خبر حمله عراق به گوش مردم دزفول رسيد با ابتدايى ترين وسايل آمدند كه به ارتش كمك كنند. البته نيازى به كمك مردم عزيز نبود لذا از آنان در ابتداى پل كرخه تشكر و قدردانى شد ليكن همين حضور مردم باعث افزايش روحيه رزمندگان شد و بحمدالله عراق با ناكامى مواجه شد.
۲- مقاومت كم نظير گردان ۱۴۴ پياده لشگر ۲۱ حمزه در ۵ كيلومترى آبادان
فرمانده وقت گردان در اين مورد مى گويد: «دشمن جاده ماهشهر را در ۵ كيلومترى آبادان قطع كرده بود و به ما دستور داده شد به منظور تعويق در حركت و محاصره آبادان توسط دشمن خود را درگير كرده تا زمان لازم براى رسيدن يكى از تيپ هاى لشگر ۷۷ به منظور شكستن حصر آبادان به دست آيد. گردان را در ۱۰ كيلومترى آبادان سازماندهى كرديم و پس از استقرار در محل هاى موردنظر با دشمن برخورد كرديم و با دادن تعدادى شهيد و زخمى به پيشروى ادامه داديم كه به نبرد تن به تن منجر شد و پس از روشن شدن هوا دشمن با آتش سنگين توپخانه و تير مستقيم تانك گردان را زير آتش گرفت و كليه خودروهاى ما را منهدم كرد و تا ساعت ۴ بعدازظهر همان روز اين وضعيت ادامه پيدا كرد، جز چند نفر همگى زخمى و شهيد شدند اما نتيجه بسيار مطلوبى داشت چرا كه سازمان يگان هاى جلويى دشمن به هم خورد و براى سازماندهى مجدد حداقل به چند روز وقت نياز داشت و در همين زمان نيروى كمكى كه از قبل پيش بينى شده بود رسيد و ارتش عراق در ورود به آبادان ضربه سختى متحمل شد. آرى يك گردان خود را فدا كرد تا آبادان سقوط نكند و در نتيجه با حضور نيروهاى مسلح حصر شكسته شود. درودى بى پايان بر سربازان و درجه داران و افسران شهيد اين گردان و شهداى جنگ تحميلى.»
۳- حفاظت از تنگ مشيداغ توسط يك گردان سوار زرهى
به علت حساسيت تنگ مشيداغ، دشمن در ساعات اوليه ۷ اسفند سال ۵۹ اقدام به پياده كردن نيروهاى كماندويى و محاصره يك دسته سوار زرهى نيروى زمينى ارتش كرده و به دليل طغيان رودخانه كرخه كه امكان پشتيبانى و تقويت رزمندگان وجود نداشت، رزمندگان لشگر ۲۱ به استعداد تقريبى يك گروهان توسط چند فروند هلى كوپتر هوانيروز به كمك هم رزمانشان شتافتند و ضمن حفظ تنگ مشيداغ تلاش دشمن نيز به شكست منتهى شد.
۴- حفظ ارتفاعات فسيل (شمال ميمك) توسط لشگر ۸۱ كرمانشاه
پس از عمليات ميمك در مهرماه سال ۶۳ هنوز چند سال از تصرف ارتفاعات فسيل توسط رزمندگان نگذشته بود كه عراق با چندين گردان كماندويى در سه مرحله پاتك كرد و در هر سه مرحله با ايستادگى و مقاومت كم نظير عناصر لشگر ۸۱ باختران مواجه شد كه دشمن با همه تلاش خود نتوانست ارتفاعات را اشغال كند.
۵- حفظ ارتفاع ۴۰۲ در سومار
اين ارتفاع در سال ۶۱ در عمليات مسلم بن عقيل آزاد شد و عراق هر سال يك يا دو بار به ارتفاع تك مى كرد، نهايتاً در يكم تيرماه سال ۶۶ با قدرت تمام با استفاده از سه تيپ مستقل و يك لشگر در عرض نه كيلومتر تك نمود كه با مقاومت و ايستادگى تيپ دو لشگر ۸۸ مواجه شد. طى ۱۱ روز بارها عراق با تمام قدرت درصدد تصرف ارتفاع برآمد و يا شايد بيشتر از ۲۰۰۰ كشته داد ولى نتوانست موفق شود. عراق مجدداً در سوم خردادماه ۶۷ با آتش شديد تر و همان استعداد قبلى به ارتفاع تك كرد كه با رشادت و ايستادگى تيپ دو و عناصرى از تيپ يك لشگر ۸۸ به عقب رانده شد.
۶- مقاومت لشگر ۲۳ نيروهاى مخصوص در ارتفاعات منطقه سردشت
در تاريخ ۱۷/۴/۶۷ دشمن با دو لشگر و پيش بينى و آمادگى كامل بر روى ارتفاعات ۲۲۱۵ و ۲۲۱۶ منطقه عمومى سردشت سمت چپ دو پا را كه مدت ها قبل به تصرف رزمندگان درآمد در طول سه روز حدود نه بار تك كرده و با همه آتش هاى سبك و سنگين كه بر روى ارتفاع ريختند دلاوران لشگر همچنان بر جاى خود محكم و استوار ايستادند و دشمن با برجا گذاشتن تعداد زيادى كشته مجبور به عقب نشينى شد.
۷- ايستادگى لشگر ۱۶ زرهى در مقابل هجوم ۴۰۰ تانك عراقى
عراق در ۳۱/۴/۶۷ قصد داشت از تنگ نياز عبور كرده و به ايلام دست پيدا كند كه با مقاومت سرسختانه عناصر لشگر ۱۶ زرهى جلوى تهاجم ۴۰۰ تانك عراق گرفته شد و حتى چندين دستگاه تانك دشمن نيز به غنيمت گرفته شد. طبق گفته ناظران حتى فرمانده وقت لشگر با آرپى جى به مقابله با تانك ها برخاست و نهايتاً دشمن به عقب رانده شد.
روابط عمومى نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران بنقل از روزنامه شرق