جنگ به روايت ...
ارسال شده: شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۴۹ ب.ظ
جنگ به روايت سپاه
همچنان كه زندگى امروز ما براى آيندگان تجربه اى بيش نخواهد بود، اينك ما نيز در برابر تجربه هاى گذشتگان خود هستيم تا با كمك آنها اكنون و آينده اى بهتر بسازيم.
[External Link Removed for Guests]
لغو قرارداد الجزاير
صدام همزمان با آمادگى در مرز و ايجاد درگيرى هاى متوالى و نيز فراهم كردن شرايط سياسى، با طرح بهانه هايى، سرانجام در تاريخ ۲۰/۶/۵۹ در جمع وزراى خارجه كشورهاى عربى، ضمن درخواست كمك و يارى از آنان اعلام داشت كه: «خاكمان را از ايران بازپس مى گيريم.» و در تاريخ ۲۷/۶/۵۹ ، ۳ روز قبل از آغاز رسمى جنگ، قرارداد تعيين حدود مرزى دولتين ايران و عراق را كه به نام قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير معروف است، ملغى كرد و نهايتاً ارتش عراق در روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ تهاجم گسترده خود را از هوا، دريا و زمين به خاك جمهورى اسلامى ايران آغاز كرد.
• اهداف و استراتژى نظامى عراق
در مجموع اهداف و انگيزه هاى دشمن را در موارد زير مى توان دسته بندى كرد:
۱- حاكميت بر اروند و حل و فصل دعاوى مرزى.
۲- جداسازى استان خوزستان.
۳- تضعيف منجر به سقوط نظام جمهورى اسلامى.
[External Link Removed for Guests]
• استراتژى جنگ سريع
جنگ سريع را طراحان عراق براى دستيابى به اهداف خود برگزيدند. اساساً گزينش الگوى استراتژى براساس اطلاعات و اهداف جنگ است. عراقى ها نيز با توجه به موارد زير اقدام به انتخاب و تعيين اين استراتژى كردند:
- فعل و انفعالاتى كه در ارتش عراق (تقويت جدى) و نيز در ارتش ايران (درگير شدن با انقلاب اسلامى و پراكندگى و حذف سران آن) صورت گرفته بود، توان نظامى عراق را نسبت به توان نظامى جمهورى اسلامى برترى داده بود.
- اوضاع داخلى ايران: عراق به اطلاعات نسبتاً دقيقى از اوضاع اقتصادى و سياسى و درگيرى هاى سياسى گروه هاى مخالف در ايران دست يافته و توانسته بود با استفاده از دستگاه هاى جاسوسى غرب، اطلاعات زيادى در مورد وضعيت نيروهاى مسلح ايران كسب كند. استراتژيست هاى عراقى با توجه به اطلاعات و اخبار موجود متقاعد شده بودند كه ارتش جمهورى اسلامى ، توان لازم را براى ورود به يك جنگ گسترده ندارد و همچنين تعارضات سياسى مسئولان مانع از حضور يكپارچه مردمى خواهد شد. بنابراين نيروى قابل توجه و منظمى وجود نخواهد داشت تا در مقابل قواى عراق قدعلم كند.
- زمينه سازى، جذب و تسليح بخشى از ضدانقلابيون در خوزستان و جبهه هاى ميانى و شمالى، حركت سريع ارتش عراق را در انديشه طراحان جنگى اين كشور تسهيل مى نمود.
در مجموع همه توان مادى و غيرمادى و برنامه ريزى ها و تمهيدات به عمل آمده در عراق به منظور دستيابى به اهدافى در نظر گرفته شده بود كه مى بايست طى چند روز محقق شود. شواهد موجود و حوادث بعدى نشان داد كه در استراتژى نظامى ياد شده جاى هيچ عاملى كه منجر به كندى حركت نظامى شود در نظر گرفته نشده بود. بر اين اساس بروز هر عاملى در حركت كه منجر به طولانى شدن جنگ مى گرديد خود به خود شكست استراتژى اوليه را به همراه داشت.
• طراحى مانور
سازمان دهى ارتش عراق در حمله سراسرى به مرزهاى ايران اسلامى مبتنى بر ارزش يابى از مناطق موردنظر صورت گرفت و بر اين اساس جزئيات مانور براى هريك از يگان هاى عمل كننده تدوين شد و سپس يگان ها با ابلاغ ماموريت هاى محوله در سراسر مرز صف آرايى كردند.
• جبهه جنوب
براساس طرح مانور ارتش بعث هدف اصلى عمليات كه جبهه جنوب بود به عهده سپاه سوم عراق گذاشته شد. اين سپاه كه لشكرهاى يك و پنج مكانيزه و لشكر ۹ زرهى را در اختيار داشت براى شروع جنگ لشكر ۳ و ۱۰ زرهى و تيپ ۳۳ نيروى مخصوص را كه قبلاً در سازمان نيروى دريايى عراق بود تحت امر خود گرفت. محورهاى پيش بينى شده عمليات از سوى طراحان جنگ براى تهاجم يك ارتش كلاسيك بر راه ها و معابر وصولى قرار داشت كه به طور طبيعى روش خاصى از تهاجم را ديكته مى كرد. از مشخصات بارز آن استفاده از جاده به منظور تردد وسايل زرهى و پشتيبانى از تك بود. بر همين اساس سپاه سوم عراق نيز متناسب با معابر موجود در جبهه هاى جنوب مانور خود را به شرح زير طراحى كرد:
۱- محور تنومه، شلمچه، خرمشهر
هدف اصلى دشمن در اين محور ضمن محاصره شهر خرمشهر عبور از رودخانه كارون و محاصره و اشغال كامل شهر آبادان بود.
۲- محور نشوه، جفير و اهواز
هدف اصلى در اين محور حركت به سمت اهواز بود. دو محور مذكور ابتدا به لشكر ۵ مكانيزه واگذار شد تا حداكثر به ۴ تيپ ضمن محاصره خرمشهر عبور از كارون و محاصره شهر آبادان و پاكسازى منطقه وسيعى از جنوب اهواز خود را به اهواز رسانده با لشكر ۹ زرهى الحاق نمايد.
۳- محور عماره، چزابه، بستان و سوسنگرد
اين محور از مهم ترين معابر وصولى به سمت مركز استان خوزستان، يعنى اهواز به شمار مى رفت. براى همين لشكر ۹ زرهى موظف گرديد ضمن تصرف شهر هاى بستان، سوسنگرد و حميديه، خود را به اهواز رسانده، در آنجا با ديگر يگان هايى كه از جنوب و شمال به اين نقطه مى رسيدند، الحاق نمايد.
۴- محور فكه، شوش و دزفول
پيشروى در اين محور به دليل گستردگى زمين و عمق اهداف به دو لشكر يك مكانيزه و ۱۰ زرهى واگذار شد كه هر دو مى بايستى از معابر فكه و اطراف آن وارد عمل شوند. لشكر يك ماموريت داشت پس از عبور از فكه به سمت رودخانه كرخه و شوش تك نموده، ضمن پشت سر گذاشتن رودخانه و قطع جاده اهواز - انديمشك محاصره اهواز را از طريق شمال كامل كند. لشكر ۱۰ نيز ماموريت داشت با پشت سر گذاشتن مرز در محور پاسگاه هاى شرهانى و بجليه با دو فلش به حركت خود ادامه دهد. با فلش اول به پاكسازى عين خوش و دشت عباس بپردازد و سپس حركت را به سمت پل نادرى روى رودخانه كرخه ادامه داده، با عبور از آن دزفول را محاصره نمايد و با فلش دوم در محور دهلران جناح مطمئن را برقرار سازد. در مجموع سپاه سوم علاوه بر يگان هاى عمل كننده فوق كه قرار بود هر يك در مراحل اوليه وارد عمل شوند، لشكر سه زرهى را نيز به عنوان احتياط در اختيار داشت تا در صورت لزوم وارد عمل سازد.
•جبهه ميانى
سپاه دوم عراق، فرماندهى و هدايت عمليات را در اين جبهه به عهده داشت. براساس ماموريت و اهميت محور، لشكر هاى ۶ و ۱۲ زرهى و ۲ ، ۴ و ۸ پياده و همچنين چندتيپ مستقل در اختيار اين سپاه قرار گرفت. در اين جبهه نيز متناسب با روح كلاسيك حاكم بر ارتش مجهز عراق، محور هاى عملياتى مشخص شد و براى هر يك اهدافى تعيين گرديد. در اين جبهه هدف عمده، تصرف بخش هايى از خاك جمهورى اسلامى بود تا امكان هرگونه واكنش از سوى رزمندگان اسلام به سمت بغداد از ميان برود و با تامين بغداد، اهداف اصلى در جنوب بهتر دنبال شود. براى تامين اين منظور، تنگه و گردنه پاتاق در عمق ۵۰ كيلومترى خاك جمهورى اسلامى به عنوان نقطه اى كليدى و سوق الجيشى در نظر گرفته شده بود. طبق اين طرح فعاليت دشمن از شمال تا پل دوآب شامل ارتفاعات دالاهو و شاه نشين و از سمت جنوب تا ارتفاعات مهم كاسه گران گسترش مى يافت. براين اساس اهداف ذيل در دستور كار يگان هاى سپاه دوم قرار گرفت.
۱- محور قصر شيرين، سرپل ذهاب، پاتاق
تصرف اين محور كه در واقع مهم ترين بخش عمليات اين جبهه محسوب مى شد، توسط ۳ لشكر به شرح زير انجام مى گرفت: لشكر ۶ زرهى مستقيماً از محور خسروى وارد شد و ضمن اشغال قصر شيرين مامور بود تا سرپل ذهاب و گردنه پاتاق پيشروى كند. اين لشكر از دو جناح توسط لشكر هاى ۴ و ۸ پياده حمايت مى شد. لشكر ۸ در شمال قصر شيرين، با هدف دشت ذهاب و شهر سرپل و لشكر ۴ نيز در جنوب قصر شيرين به سمت گيلانغرب، جناح راست را حفظ مى كرد.
۲- محور مندلى، سومار، نفت شهر
اين ماموريت توسط لشكر ۱۲ زرهى صورت مى گرفت. به خاطر فقدان اهداف مهم در اين محور، ماموريت لشكر ۱۲ به شهر هاى مرزى سومار و نفت شهر و برخى ارتفاعات در شرق اين دو شهر ختم مى گرديد.
۳- محور مهران
اين محور با هدف تصرف شهر مهران و تسلط بر تنگه كنجانچم و در نتيجه قطع جبهه جنوب و شمال، به لشكر ۲ پياده عراق واگذار شد.
• جبهه شمال
مسئوليت اين جبهه بر عهده سپاه يكم عراق بود كه دو لشكر ۱۱ و ۷ پياده را تحت امر خود داشت. اين سپاه ماموريت داشت ضمن حفاظت از منطقه و كنترل معارضان عراقى، نيرو هاى ضد انقلاب را در وارد ساختن ضربه به جمهورى اسلامى ايران تجهيز، تقويت و هدايت كند و در صورت لزوم نيز برخى از ارتفاعات را به اشغال درآورد. يگان هاى تحت امر سپاه يكم، با وجود اهداف محوله، عملاً نقش احتياط نيروى زمينى ارتش عراق را برعهده داشت.
• اوضاع خودى و دشمن در آستانه آغاز جنگ
الف- وضعيت عراق
عراق با توجه به برنامه ريزى هاى طولانى و گسترده، از آمادگى نظامى مناسبى برخوردار بود. يگان ها و نيرو هاى عمل كننده، عمدتاً با آموزش ها و انجام مانور هاى متوالى و فشرده آمادگى خوبى كسب كرده بودند و تجهيزات و امكانات گسترده اى در اختيار آنان قرار داشت. اقدامات وسيع و فعال مهندسى، زمين مناطق عملياتى و معابر وصولى را براى عبور ستون هاى نظامى آماده و امكان پشتيبانى از يك جنگ گسترده و سريع را مهيا ساخته بود. علاوه بر اين، با استفاده از شيوه هاى رايج اطلاعات، شناسايى دقيق از استعداد و گسترش نيرو هاى نظامى جمهورى اسلامى، وضعيت زمين و عوارض آن صورت گرفته بود. عراق علاوه بر اقدامات داخلى در جهت كسب آمادگى، با اعمال ديپلماسى پرتحرك و فعال به لحاظ سياسى نيز زمينه هاى تهاجم را با اعلام مواضع و طرح بهانه هاى متعدد در سطح بين المللى آماده كرده بود. در واقع كشور عراق صلاحيت سياسى و نظامى خود را براى حمايت بسيارى از كشورهاى جهان به خصوص آمريكا و اروپا براى يك اقدام همه جانبه عليه انقلاب اسلامى احراز كرده بود. عراق به واقع در يك توطئه همه جانبه مورد پشتيبانى كامل استكبار جهانى قرار داشت. به طور كلى آمادگى هاى عراق در محورهاى زير خلاصه مى شود:
- انسجام و آمادگى رزمى نيروها به همراه القاى مداوم انگيزه هاى شديد قومى و ناسيوناليستى
- برخوردارى از امكانات و تجهيزات مدرن نظامى
- سازمان نظامى وسيع و كيفى به لحاظ فرماندهى و كادر
- طرح هاى تدوين شده نظامى
- داشتن عوامل ستون پنجم و ضدانقلاب در داخل ايران
- ديپلماسى پرتحرك و فعال
- حمايت تبليغاتى رسانه هاى خارجى
ب _ وضعيت جمهورى اسلامى ايران
نظام جمهورى اسلامى ايران كه هنوز مدت چندانى از استقرار آن نگذشته بود، با بحران هاى عمده سياسى و اقتصادى و نظامى دست و پنجه نرم مى كرد. بر اين اساس با وجود آگاهى مسئولين از احتمال تهاجم عراق، آمادگى لازم براى مقابله با اين اقدام احتمالى فراهم نيامده بود. اوضاع و احوال سياسى بين المللى برخلاف آنچه عراق از آن سود مى برد، كاملاً عليه جمهورى اسلامى بود. رويارويى انقلاب با جهان غرب و استكبار جهانى و ضربه شديد به حيثيت آمريكا با تسخير لانه جاسوسى و... منجر به فشارها و انزواى سياسى جمهورى اسلامى شده بود كه بلوكه شدن دارايى هاى ايران در كشورهاى آمريكا و اروپا، مشكل فروش نفت، قطع ارسال تجهيزات، قطعات و مهمات نظامى و... از پيامدهاى آن محسوب مى شود. علاوه بر اينها، استكبار براى براندازى انقلاب، به ايجاد بحران هاى داخلى اعم از مسائل اقتصادى و اجتماعى و به ويژه درگيرى هاى نظامى در مناطقى چون كردستان، گنبد، خوزستان و غيره متوسل شده بود كه موجبات تضعيف جمهورى اسلامى را فراهم ساخته بود. در اين شرايط ايران از درگيرى شديد دو جناح سياسى درگير، با اهداف و انگيزه هاى متفاوت، در راس حاكميت كشور رنج مى برد. از سوى ديگر، طى مدتى كه از پيروزى انقلاب سپرى شده بود، هنوز كارى اساسى و بنيادين در جهت تغيير سازمان و فرهنگ حاكم بر ارتش صورت نگرفته بود. سازمان و توان نظامى ارتش بعد از قطع وابستگى هاى آن به آمريكا كه تا مغزاستخوان اين تشكيلات ريشه دوانده بود و شكل جديد مطلوب را نيافته بود كار تصفيه امراى خائن و سرسپرده و جايگزينى آنها هنوز به سامان نرسيده بود، ارتش در بالاترين سطح فرماندهى عناصر مناسبى نداشت و در برخى رده ها نيز چهره هاى مشكوك و بعضاًً ضدانقلاب امكان فعاليت داشتند كه افشا و طرح آنها به زمان بيشترى نياز داشت. در مجموع چنين برآوردهاى نظامى بود كه استراتژيست هاى غرب و عراق را اين گونه متقاعد ساخت كه رژيم بعث در عرض چند روز قادر به اشغال خوزستان و فيصله دادن به مسئله جنگ خواهد بود.
[External Link Removed for Guests]
• تهاجم عراق آغاز جنگ تحميلى
اگرچه جنگ با زمينه سازى هاى عراق و تعارضات و اشغال برخى نقاط مرزى از مدتى قبل از ۳۱ شهريور ۵۹ آغاز شده بود، تهاجم سراسرى و رسمى دشمن در روز ياد شده با به كارگيرى حداكثر توان و پشتيبانى گسترده آتش توپخانه و بمباران هاى وسيع هوايى با پشت سر گذاشتن مرزهاى بين المللى شروع شد. دشمن در اين مرحله در تصرف سرزمين هاى گسترده اى چون غرب شوش و دزفول، بيابان هاى جنوب اهواز و همچنين كوهستان هاى جبهه ميانى با مشكل چندانى مواجه نبود. اما در تصرف شهرها با مقاومت هاى پراكنده و چريكى مردم برخورد كه كندى حركت در اين محورها در نهايت منجر به توقف ارتش عراق قبل از دستيابى به اهداف اصلى شد. از آنجا كه هرگونه كندى در حركت نظامى، آسيب به استراتژى جنگ سريع بود، طراحان نظامى عراق دريافتند كه تصور ناتوانى جمهورى اسلامى غلط بوده و واقعيت ها غير از آن است كه فكر مى كردند. مقاومت مردمى و برخى عوامل ديگر چشم انداز شكست استراتژى مذكور را براى آنان آشكار ساخت. عدم تحقق اهداف مورد نظر در مدت زمان تعيين شده، رژيم بعث را بر آن داشت تا در پايان هفته اول با كاهش حركات نظامى در جبهه هاى جنگ و توسل به اهرم هاى سياسى به جنگ خاتمه دهد. بنابراين گزينش سياست صلح طلبانه از سوى صدام آن هم پس از ۶ الى ۷ روز از آغاز جنگ، حكايت از شكست استراتژى اوليه نظامى عراق و نااميدى به آينده جنگ داشت كه تحولات ناشى از آن جنگ را وارد ميدان جديدى ساخت. عملكرد عراق در اين مرحله بيانگر واهمه و ترس فرماندهان نظامى از ورود به شهر ها و رويارويى با مقاومت هاى مردمى در يك جنگ شهرى است. بنابراين تا هنگامى كه به تصرف مطمئن نمى شدند، از حمله مستقيم و سريع پرهيز مى كردند. به عنوان نمونه تيپ ۳۳ نيروى مخصوص با وجود نزديكى به خرمشهر در انجام اقدامات لازم براى ورود به اين شهر تعلل مى ورزيد و لشكر ۹ نيز به دليل مقاومت دليرانه نيرو هاى انقلابى مردم سوسنگرد از داخل شدن به شهر امتناع داشت. تا آنجا كه تعلل و كندى لشكر ۹ به درازا كشيد و عملاً در طول مرحله مورد نظر طراحان نظامى توفيقى به دست نياورد و بلكه خود به عنوان يك عامل اساسى در توقف محور هاى ديگر جبهه نقش ايفا كرد.
•جبهه ميانى
با وجود اهداف اصلى در جبهه هاى جنوب بخش عمده اى از توان نظامى عراق در جبهه ميانى به كار گرفته شد و اين تعارض عملاً منجر به بروز نقاط ضعف عمده اى در جبهه دشمن گرديد. دشمن در جبهه ميانى و شمالى بيشتر حالت دفاعى به خود گرفته بود. براى اين منظور متناسب با شرايط جغرافيايى حد فاصل مهران تا قصرشيرين انتخاب شد تا در اين محور كه از معابر اصلى هجوم به بغداد و برعكس باختران محسوب مى شود با تصرف بخشى از سرزمين هاى ايران و استقرار در ارتفاعات و تسلط بر معابر و تنگه ها امكان تحرك احتمالى جمهورى اسلامى را به سمت بغداد بگيرد. منطقه مورد نظر در استان هاى ايلام و باختران منطقه اى كوهستانى قلمداد مى شود، براى همين از نظر نظامى محدوديت هاى مانورى دارد. وجود بلندى هاى مرزى كه از مهران به سمت شمال از ارتفاع بيشتر برخوردار است، هرگونه تحركات نظامى را به نقاطى چون تنگه ها محدود مى سازد. قرائن موجود نشان مى دهند كه ارتش عراق براى تامين اهداف خود در اين جبهه ارتفاعاتى را در عمق ۳۰ تا ۵۰ كيلومترى عمق خاك ايران (دالاهو، شاه نشين، پاتاق، كاسه گران و...) انتخاب كرده بود. در اين بلندى ها هرگونه تحرك، محدود به چند تنگه خاص مى گردد كه با تصرف آن با حداقل نيرو امكان پدافند مناسب ايجاد مى شود. بنابراين مهم ترين هدف دشمن در اين منطقه تنگه استراتژيك پاتاق بود. جبهه ميانى علاوه بر اهميت نظامى به دليل وجود شهر هاى متعددى چون مهران، سومار، نفت شهر، گيلانغرب، قصرشيرين و سرپل ذهاب و به خصوص مناطق نفت خيز و تاسيسات مربوط به آن از نظر سياسى و اقتصادى نيز اهميت داشت. مجموع اين عوامل در كنار خوشبينى مفرط نسبت به سهولت پيشروى در جبهه جنوب طراحان نظامى عراق را بر آن داشت تا با وجود اصلى بودن اهداف در جنوب بخش عمده اى از نيرو هاى خود را در اين جبهه به كار گيرند. لذا همزمان با آغاز جنگ ارتش عراق با ۵ لشكر در جبهه ميانى وارد عمل گرديد. اين در حالى است كه با ۴ لشكر مرحله اول جنگ را شروع كرده بود. علاوه بر ۴ لشكر فوق كه از نيروهاى زبده ترى نسبت به جبهه ميانى تشكيل شده بود لشكر سه زرهى را نيز احتياط داشت. به زودى انتقال نيز از جبهه ميانى به جبهه هاى جنوب در دستور كار قرار گرفت...
به هر حال گستردگى ورود عراق در اين جبهه باعث شد تا خيلى سريع به برخى اهداف دست يابد. يگان هاى عراقى با وجود مقاومت به ويژه در قصرشيرين علاوه بر تصرف اين شهر توانستند نفت شهر، سومار، مهران و برخى ارتفاعات را نيز به تصرف خود درآورند. اما با وجود تامين اهداف در برخى محورها مثل مهران و دهلران دشمن در سرپل ذهاب و گيلانغرب با آنكه سه لشكر زرهى و پياده را به كار گرفت با مقاومت شديدى مواجه و حركتش كند شد. در جبهه ميانى نيز شرايط مشابهى حاكم بود. عراق موفق به تامين اهدافش كه مهمترين آن پاتاق و ارتفاعات آن بود نگرديد ضمن ناكامى در تصرف شهرهاى سرپل ذهاب و گيلانغرب به استقرار در ارتفاعات منطقه كه از ويژگى هاى يك پدافند مناسب برخوردار نبود بسنده كرد. در محور خرمشهر ارتش عراق در حوالى پل نو ۴ ۵، كيلومترى شهر متوقف شده بود و خود را براى ورود به شهر آماده مى كرد. در شمال خرمشهر قسمتى از جاده اهواز - خرمشهر به اشغال متجاوزين درآمد ولى اين نيرو هنوز به سمت كارون حركت نكرده بود. در جنوب اهواز دشمن خود را به ۲۰ كيلومترى شهر اهواز رساند. در اين منطقه با وجود اشغال پادگان حميد بخش وسيعى از زمين شمال جفير از جمله هويزه، همچنان فاقد حضور عراقى ها بود. در شمال كرخه كور، نيروهاى بعثى همچنان مترصد اشغال سوسنگرد بودند و در شمال شهر روى تپه هاى الله اكبر مستقر شده بودند. در اين محور بستان كاملاً تحت تسلط اشغالگران قرار داشت. لشكرهاى ۱ و ۱۰ عراق نيز در حاشيه رودخانه كرخه متوقف شده به سمت دهلران در موسيان نيز گسترش يافتند. در جبهه دهلران دشمن حضور چندانى نداشت، صرفاً به تصرف برخى ارتفاعات مرزى و پاسگاه بيات بسنده كرد. شهر مهران و منطقه وسيعى از شرق آن به تصرف نيروهاى عراقى درآمده بود و آنها با استقرار در تنگه كنجانچم موضع دفاعى گرفته بودند. نيروهاى دشمن در محورهاى سومار و قصرشيرين ارتفاعات زيادى را به اشغال خود درآورده خط متصلى را در ارتفاعات غرب سومار، چرميان، بازى دراز، بخشى از دانه خشك، قراويز و كوره موش به اجرا درآوردند. در شمال غرب نيز به دليل حضور ضدانقلاب و تسلط آنان در نقاط مرزى عملاً تحرك عمده اى از ارتش عراق ديده نمى شد. مجموع اخبار و اطلاعات موجود بيانگر اين واقعيت است كه با وجود قوت هاى ارتش عراق عواملى چند آنان را از دستيابى به اهداف موردنظر باز داشت. به علت آن كه طرح زمان بندى محدود اشغالى عملى نگرديد، فرماندهى نظامى عراق مجبور به اتخاذ مواضع پدافندى ناخواسته در شرايطى شد كه مشكلات زيادى را به ماشين جنگى اين كشور تحميل كرده بود. يكى از دلايل عمده شكست ارتش عراق در تحقق پيروزى قطعى سريع، زمينگيرشدن ناخواسته در وضعيت نه چندان مناسب بود.
• تغيير استراتژى نظامى عراق از هفته دوم
در پى ناكامى ارتش عراق در هفته اول و چشم انداز شكست در جنگ رژيم، عراق بر آن شد قبل از اين كه فرصت را از دست بدهد، با حفظ مناطق اشغالى و از موضع برتر ضمن فعال شدن مسائل ديپلماتيك و همراه ساختن مجامع بين المللى، جمهورى اسلامى را كه تصور مى كرد خواهان پايان جنگ است، به صلح وادار كند. مقامات عراق كه از سقوط كامل خوزستان و سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى سخن به ميان مى آوردند، اعلام كردند حاضرند با جمهورى اسلامى از طريق سازمان هاى بين المللى وارد مذاكره شده، آتش بس يك جانبه اعلام كنند. در صورت پذيرش مذاكره از سوى جمهورى اسلامى، عراق با توجه به امتيازات بسيارى كه به خاطر تصرف بخش هايى از خاك ايران به دست آورده بود، مى توانست حرف نهايى را در مذاكرات بزند. غرب و به خصوص آمريكا و همچنين مرتجعين عرب نيز كه منتظر نتيجه نهايى عمليات عراق بودند، با مقاومت غيرمنتظره اى كه از سوى مردم انقلابى مشاهده كردند، فعاليت هاى صلح خواهانه خود را آغاز كرده، هيات هايى را به دو كشور روانه ساختند. مقامات جمهورى اسلامى به خوبى درك كرده بودند تا زمانى كه عراق در داخل خاك ايران حضور دارد، پذيرش هر گونه مذاكره با توجه به سوابق عراق نتيجه اى جز در اختيار نهادن اهرم هاى قوى به اين كشور و استكبار دربرنخواهد داشت. جمهورى اسلامى ايران با شروع تبليغات و پيشنهادات صلح آميز اعلام كرد تا وقتى يك سرباز عراقى در خاك جمهورى اسلامى باقى است، حاضر به مذاكره با عراق نيست. اين موضع گيرى قاطعانه با توجه به زمينگير شدن ارتش عراق، جنگ را وارد مرحله جديدى كرد.
[External Link Removed for Guests]
•اشغال خرمشهر
تا روز هفتم جنگ، عراقى ها همچنان پشت ديوار هاى خرمشهر متوقف بودند. يكى از دلايل اين وقفه، مقاومت نيرو هاى مردمى از يك سو و وحشت عراق براى ورود به شهر و پيش بينى جنگى شديد از سوى ديگر بوده است. بنابراين عراقى ها كه تا اين تاريخ با حداقل توان قصد اشغال شهر را از طرق اجراى آتش و محاصره آن داشتند، ناچار توان بيشترى را صرف ورود به شهر نمودند. تصميم جديد از روز ۷/۷/۵۹ به اجرا درآمد. دشمن كه تلاش خود را در جاده شلمچه تمركز كرده بود، از طريق پل نو به سمت خرمشهر اقدام به تك كرد. اين حمله ابتدا با مقاومت رزمندگان اسلام در حوالى پل نو درهم كوبيده شد و به شكست انجاميد. با ادامه و تشديد مقاومت در محل پل نو، فرماندهى نظامى عراق جبهه اى در حاشيه اروند گشود تا با حركت به سمت بندر، به درون شهر نفوذ كند. طى روز هاى ۹ و ۱۰ مهر، با تقويت شديد نيرو هايش وارد عمل شد، اما با وجود تلاش ۳ روزه كه هدف اصلى اين لشكر اهواز بود. در نتيجه فرعى بودن محور خرمشهر و آبادان آشكار است.
با اجراى شديد آتش توپخانه دشمن در محور بندر تنها توانست ۵۰۰ متر پيشروى كند و موقتاً ساختمان مركزى بندر را به اشغال خود درآورد. تا تاريخ شانزدهم مهر، جنگ و گريز همچنان ادامه داشت و عراقى ها ديوانه وار با كوبيدن سر خود به ديوار هاى شهر تلاش مى كردند راهى به داخل بيايند. در اين روز دشمن با يك مقدمه چينى و طراحى جديد و تقويت مضاعف نيروى عمل كننده و يك برنامه ريزى براى اجراى شديد آتش توپخانه و ادوات، بار ديگر وارد عمل شد. اين حركت عمده دشمن در حالى صورت مى گرفت كه با گذشت ۱۵ الى ۱۶ روز از آغاز جنگ، خستگى طاقت فرساى مبارزات و مقاومت ها بر روح و جان رزمندگان چيره شده بود و افزون بر آن شهادت و جراحت تدريجى نيرو ها و عدم جايگزينى آن، محور هاى مقاومت را با كمبود مدافع مواجه ساخته بود. روز هفدهم، هجوم دشمن از محور هاى مختلف به سوى شهر آغاز شد و شهر زير حجم سنگينى از آتش قرار گرفت. مقاومت نيرو هاى خودى در محور بندر طورى بود كه يگان هاى دشمن را دچار شگفتى كرده بود. به خاطر همان مشكلاتى كه ذكر شد، نيرو هاى دشمن در اكثر محور هاى هجوم توانستند پيشروى كنند. اين پيروزى حركت آنان را براى اشغال نهايى تسهيل كرد و سرانجام به سقوط كامل شهر منجر شد. با طولانى شدن جنگ در خرمشهر، لشكر ۳ عراق، از كارون عبور كرد تا با محاصره آبادان موجبات قطع كمك رسانى به جبهه خرمشهر فراهم گردد.
پس از عبور يگان هاى مامور از كارون در تاريخ ۱۹/۷/،۵۹ تعرضات نيروهاى عراقى در خرمشهر تشديد گرديد و در گام بعد، عراقى ها توانستند در ۲۱ مهر با استفاده از تاريكى شب و استفاده از امر غافلگيرى به ساختمان هاى كوى طالقانى كه از نظر سوق الجيشى براى مدافعان حائز اهميت بود، رسيده، آن را به اشغال خود درآوردند. بنابراين دشمن با كسب جا پا در مدخل شهر، محاصره پادگان دژ و همچنين عبور از كارون، خرمشهر را در معرض سقوط كامل قرار داد. تنها مقاومت حماسه آفرينان بود كه اجازه تسلط دشمن را به سادگى به شهر نداد. با توجه به شرايط فوق، حركت بعدى دشمن تسريع شد تا اينكه دشمن با حمله اى سنگين در تاريخ ۲۴مهر تسلط را بر شهر قطعى كرد. در اين روز دشمن از دو محور پادگان دژ، كشتارگاه و خيابان چهل مترى به سمت قلب شهر و از محور سوم به سمت پل خرمشهر پيشروى كرد. تهاجم دشمن كه طى چند روز به شدت ادامه داشت، نيرو هاى مقاومت را تضعيف كرده بود. اصرار عراقى ها براى تصرف شهر تا حدى بود كه شب ها نيز دستور درگيرى داشتند تا هرچه بيشتر جبهه مقاومت را تضعيف كنند. در اين روز سنگين ترين درگيرى ها رخ داد و با پيشروى يگان هاى عراقى، شهر در معرض سقوط قرار گرفت، طورى كه نيرو هاى مدافع براى ممانعت از سقوط شهر بى محابا با اسلحه سبك و كوكتل با نيرو هاى دشمن و تانك هاى آنان روبه رو مى شدند.
شدت درگيرى در اين روز و حماسه خون و شهادت، روز ۲۴ مهر را خونين ترين روز درگيرى ساخت تا جايى كه به خاطر اين روز نام خرمشهر به خونين شهر تغيير يافت. از اين تاريخ سقوط شهر قطعى بود، اما رزمندگان اسلام به خود اجازه نمى دادند با دست خود، شهر را به دشمن واگذار كنند. در نتيجه حتى با وجود فشار برخى مسئولان مبنى بر تخليه شهر، حاضر به خروج از شهر نشدند و به مقاومت ادامه دادند. تلاش دشمن ادامه يافته، حلقه محاصره به سمت مسجد جامع و پل خرمشهر تنگ تر شد. جنگ ۲۴ مهر، تلفات سنگينى به يگان هاى عراقى وارد كرد و سازمان يگان ها را از هم پاشيد، براى همين تداوم عمليات احتياج به فرصتى داشت تا يگان ها را بازسازى كرده، با تقويت خود، مقدمات ضربه نهايى را فراهم سازند. در اين فاصله تيپ ۱۱۲ و نيرو هاى جيش الشعبى و گارد مرزى، جبهه عراقى ها را تقويت كرد و سرانجام با شروع آبان ماه، يورش نهايى عراقى ها به سمت دو هدف مهم يكى پل و ديگرى مسجد جامع آغاز شد. بار ديگر خرمشهر شاهد شديدترين درگيرى ها شد. پس از دو روز عراقى ها توانستند با بستن پل خرمشهر و دستيابى به مسجد جامع اشغال خرمشهر را كامل كنند. اشغال خرمشهر هر چند با پرداخت بهايى گزاف از روى دوش فرماندهى نظامى عراق برداشته شد، اما مقاومت خرمشهر فصلى برجسته در تاريخ جنگ تحميلى محسوب مى شود.
• محاصره آبادان
بنا به اسناد و مدارك موجود آبادان يكى از اهداف عمده عراق در تهاجم بود كه طبق اظهار كارشناسان نظامى عراقى اهميت استراتژيكى نيز داشته است. اين منطقه مى توانست آرزوهاى ديرينه حزب بعث را براى تسلط بر اروندرود و همچنين دستيابى به سواحل مناسب در خليج فارس تحقق بخشد. همزمان با اوج درگيرى ها در خرمشهر از تاريخ شانزدهم مهر به بعد همه اخبار و شواهد حكايت از قصد دشمن براى عبور از كارون و محاصره آبادان داشت، اما توجه چندانى از سوى فرماندهان خودى به اين جبهه نشد، هر چند در صورت توجه نيز عدم آمادگى نظامى جمهورى اسلامى مانع بود تا بخشى ديگر از نيروها صرف اين جبهه شود. سرانجام طى روزهاى نوزده و بيست مهر نيروهاى عراق با نصب پل بى هيچ مقاومتى از كارون عبور كردند و بدون برخورد با مانعى جدى خود را به جاده آسفالته اهواز - آبادان رسانده، آن را در حد فاصل مارد تا جنوب دارخوين مسدود كردند و در مرحله بعد به سمت آبادان سرازير شدند. نيروهاى عراقى پس از گسترش سرپل خود و تامين جناح چپ در محورهاى سلمانيه و جنوب دارخوين با سه فلش به سمت آبادان حركت كردند. بخشى از نيروها در حد فاصل كارون و جاده اهواز _ آبادان به سمت جنوب حركت كردند. بخشى ديگر مستقيماً از روى جاده آسفالت به سمت پل ورودى شهر آبادان در ايستگاه ۷ و بخش سوم كه به نظر مى رسد، فلش اصلى بود، با عبور از جاده اهواز - آبادان به سمت جاده آبادان، ماهشهر و بهمنشير به راه افتاد. عراقى ها تا تاريخ ۲۳/۷/۵۹ ضمن حضور بر روى جاده ماهشهر و مسدود ساختن آن در محورهاى ايستگاه ۷ و ايستگاه ۱۲ خود را به دروازه هاى شهر نزديك كردند و آبادان از نظر ارتباط زمينى محاصره شد. مشكل كمبود نيرو اجازه نمى داد نيروهاى جان بر كف در همه محورها روياروى دشمن باشند. رزمندگان اسلام با حداقل امكانات دو جبهه مهم در آبادان در ايستگاه ۷ و ۱۲ گشودند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. پس از محاصره نسبى شهر نوعى توقف و تعلل از سوى دشمن براى ادامه جنگ در اين محور مشاهده شد كه مى توان چند عامل زير را در جهت تبيين آن برشمرد:
- شدت درگيرى هاى شهرى در خرمشهر و اصلى بودن آن
- واهمه و ترديد نيروهاى محاصره كننده در محور آبادان براى ورود به جزيره آبادان
- مقاومت هاى انجام شده و طبيعتاً تحمل تلفات
به هر حال اين بلاتكليفى عراقى ها در شرق كارون به رزمندگان اسلام فرصت داد تا ضمن جلوگيرى از ورود دشمن به آبادان، تعرضات و عملياتى را هر چند محدود و گاه ناموفق انجام دهند. اين اوضاع تا چهار آبان يعنى با اشغال كامل خرمشهر كه تمركز فرماندهى نظامى عراق به جبهه آبادان معطوف شد، ادامه يافت. پس از اين تاريخ دشمن زمينه سازى هاى لازم را براى عبور از بهمنشير انجام داد تا با حضور در جزيره آبادان و اتصال خود به اروندرود محاصره آبادان را كامل كند و شهر را بدون تن دادن به درگيرى ديگرى همچون درگيرى خرمشهر اشغال نمايد.
• تلاش ناموفق دشمن در سوسنگرد
هر چند توجه اصلى دشمن به محور خرمشهر و آبادان معطوف مى شد، اما نيروهاى عراقى در جبهه سوسنگرد از تحرك باز نايستاده، تلاش مى كردند با پشت سر گذاشتن شهر سوسنگرد براى دستيابى به اهواز و الحاق با لشكرهاى ديگر اقدام به پيشروى كنند. نخستين بار هفتم مهر بود كه دشمن با برخوردار بودن از موضعى برتر از شمال سوسنگرد وارد آن شد و از طرف ديگر تلاش اصلى خود را متوجه شرق سوسنگرد و از جاده سوسنگرد حميديه به سمت اهواز حركت كرد. رزمندگان از محورهاى مختلف به بخش شمالى شهر رفتند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. شدت فشار دشمن و آتش توپخانه اى كه از قبل همه شهر را فرا گرفته بود، گسترده تر از تعداد اندك نيروهاى مقاومت بود. در نتيجه با شهيد و مجروح شدن برخى و عقب نشينى برخى ديگر دشمن وارد مى شود. با تسلط دشمن در منطقه و پشت سر گذاشتن سوسنگرد پيشروى عراق به عمق خاك ايران اسلامى شدت يافت و در اندك زمانى به علت فقدان نيروى دفاعى عراقى ها به يك كيلومترى حميديه رسيدند. حضور دشمن در اين منطقه خطر قطع جاده مهم اهواز - انديمشك را به وجود آورد كه خطرى اساسى براى شهر اهواز بود. نيروهاى خودى با عجله سنگرهايى براى مقاومت تدارك ديدند. مسلم بود كه حركت دشمن تداوم خواهد يافت. در اين ميان تعدادى از رزمندگان كه سنگين ترين سلاح آنان آرپى جى۷ بود، تصميم گرفتند عليه دشمن عمليات كنند. اين حمله كه بعدها به شبيخون اول يا عمليات «غيور اصلى» موسوم شد، در ساعت يك بامداد روز نهم مهر با شليك همزمان ۹ آرپى جى۷ به سوى تانك ها و نفربرهاى دشمن آغاز شد و رزمندگان با ورود به درون مواضع دشمن به انهدام تانك ها و مواضع آنها اقدام كردند با آنكه عمليات از نظم مناسبى برخوردار نبود موجب وحشت عراقى ها شد و آنان را به عقب نشينى واداشت طورى كه با روشن شدن هوا، مسافت زيادى عقب نشينى كردند. دشمن كه ابتدا از سرعت پيشروى و فقدان مقاومت جدى تعجب كرده بود با اين عمليات احتمال فريب را از سوى نيروهاى اسلام از نظر دور نداشت و عقب نشينى كرد. در نتيجه شهرهاى سوسنگرد و حتى بستان نيز آزاد شد و تحت كنترل نيروهاى اسلام درآمد. لشكر ۹ عراق با استقرار در مرز چزابه مجدداً حركت خود را آغاز كرد كه به علت فقدان نيروى كافى در بستان اين شهر به تدريج به اشغال عراقى ها درآمد و يگان هاى دشمن به سمت سوسنگرد سرازير شدند. با توجه به حضور قبلى در تپه هاى الله اكبر از دو جناح شهر سوسنگرد تحت تهاجم قرار گرفت.
*تهيه شده در مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى (با تلخيص) بنقل از روزنامه شرق
همچنان كه زندگى امروز ما براى آيندگان تجربه اى بيش نخواهد بود، اينك ما نيز در برابر تجربه هاى گذشتگان خود هستيم تا با كمك آنها اكنون و آينده اى بهتر بسازيم.
[External Link Removed for Guests]
لغو قرارداد الجزاير
صدام همزمان با آمادگى در مرز و ايجاد درگيرى هاى متوالى و نيز فراهم كردن شرايط سياسى، با طرح بهانه هايى، سرانجام در تاريخ ۲۰/۶/۵۹ در جمع وزراى خارجه كشورهاى عربى، ضمن درخواست كمك و يارى از آنان اعلام داشت كه: «خاكمان را از ايران بازپس مى گيريم.» و در تاريخ ۲۷/۶/۵۹ ، ۳ روز قبل از آغاز رسمى جنگ، قرارداد تعيين حدود مرزى دولتين ايران و عراق را كه به نام قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير معروف است، ملغى كرد و نهايتاً ارتش عراق در روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ تهاجم گسترده خود را از هوا، دريا و زمين به خاك جمهورى اسلامى ايران آغاز كرد.
• اهداف و استراتژى نظامى عراق
در مجموع اهداف و انگيزه هاى دشمن را در موارد زير مى توان دسته بندى كرد:
۱- حاكميت بر اروند و حل و فصل دعاوى مرزى.
۲- جداسازى استان خوزستان.
۳- تضعيف منجر به سقوط نظام جمهورى اسلامى.
[External Link Removed for Guests]
• استراتژى جنگ سريع
جنگ سريع را طراحان عراق براى دستيابى به اهداف خود برگزيدند. اساساً گزينش الگوى استراتژى براساس اطلاعات و اهداف جنگ است. عراقى ها نيز با توجه به موارد زير اقدام به انتخاب و تعيين اين استراتژى كردند:
- فعل و انفعالاتى كه در ارتش عراق (تقويت جدى) و نيز در ارتش ايران (درگير شدن با انقلاب اسلامى و پراكندگى و حذف سران آن) صورت گرفته بود، توان نظامى عراق را نسبت به توان نظامى جمهورى اسلامى برترى داده بود.
- اوضاع داخلى ايران: عراق به اطلاعات نسبتاً دقيقى از اوضاع اقتصادى و سياسى و درگيرى هاى سياسى گروه هاى مخالف در ايران دست يافته و توانسته بود با استفاده از دستگاه هاى جاسوسى غرب، اطلاعات زيادى در مورد وضعيت نيروهاى مسلح ايران كسب كند. استراتژيست هاى عراقى با توجه به اطلاعات و اخبار موجود متقاعد شده بودند كه ارتش جمهورى اسلامى ، توان لازم را براى ورود به يك جنگ گسترده ندارد و همچنين تعارضات سياسى مسئولان مانع از حضور يكپارچه مردمى خواهد شد. بنابراين نيروى قابل توجه و منظمى وجود نخواهد داشت تا در مقابل قواى عراق قدعلم كند.
- زمينه سازى، جذب و تسليح بخشى از ضدانقلابيون در خوزستان و جبهه هاى ميانى و شمالى، حركت سريع ارتش عراق را در انديشه طراحان جنگى اين كشور تسهيل مى نمود.
در مجموع همه توان مادى و غيرمادى و برنامه ريزى ها و تمهيدات به عمل آمده در عراق به منظور دستيابى به اهدافى در نظر گرفته شده بود كه مى بايست طى چند روز محقق شود. شواهد موجود و حوادث بعدى نشان داد كه در استراتژى نظامى ياد شده جاى هيچ عاملى كه منجر به كندى حركت نظامى شود در نظر گرفته نشده بود. بر اين اساس بروز هر عاملى در حركت كه منجر به طولانى شدن جنگ مى گرديد خود به خود شكست استراتژى اوليه را به همراه داشت.
• طراحى مانور
سازمان دهى ارتش عراق در حمله سراسرى به مرزهاى ايران اسلامى مبتنى بر ارزش يابى از مناطق موردنظر صورت گرفت و بر اين اساس جزئيات مانور براى هريك از يگان هاى عمل كننده تدوين شد و سپس يگان ها با ابلاغ ماموريت هاى محوله در سراسر مرز صف آرايى كردند.
• جبهه جنوب
براساس طرح مانور ارتش بعث هدف اصلى عمليات كه جبهه جنوب بود به عهده سپاه سوم عراق گذاشته شد. اين سپاه كه لشكرهاى يك و پنج مكانيزه و لشكر ۹ زرهى را در اختيار داشت براى شروع جنگ لشكر ۳ و ۱۰ زرهى و تيپ ۳۳ نيروى مخصوص را كه قبلاً در سازمان نيروى دريايى عراق بود تحت امر خود گرفت. محورهاى پيش بينى شده عمليات از سوى طراحان جنگ براى تهاجم يك ارتش كلاسيك بر راه ها و معابر وصولى قرار داشت كه به طور طبيعى روش خاصى از تهاجم را ديكته مى كرد. از مشخصات بارز آن استفاده از جاده به منظور تردد وسايل زرهى و پشتيبانى از تك بود. بر همين اساس سپاه سوم عراق نيز متناسب با معابر موجود در جبهه هاى جنوب مانور خود را به شرح زير طراحى كرد:
۱- محور تنومه، شلمچه، خرمشهر
هدف اصلى دشمن در اين محور ضمن محاصره شهر خرمشهر عبور از رودخانه كارون و محاصره و اشغال كامل شهر آبادان بود.
۲- محور نشوه، جفير و اهواز
هدف اصلى در اين محور حركت به سمت اهواز بود. دو محور مذكور ابتدا به لشكر ۵ مكانيزه واگذار شد تا حداكثر به ۴ تيپ ضمن محاصره خرمشهر عبور از كارون و محاصره شهر آبادان و پاكسازى منطقه وسيعى از جنوب اهواز خود را به اهواز رسانده با لشكر ۹ زرهى الحاق نمايد.
۳- محور عماره، چزابه، بستان و سوسنگرد
اين محور از مهم ترين معابر وصولى به سمت مركز استان خوزستان، يعنى اهواز به شمار مى رفت. براى همين لشكر ۹ زرهى موظف گرديد ضمن تصرف شهر هاى بستان، سوسنگرد و حميديه، خود را به اهواز رسانده، در آنجا با ديگر يگان هايى كه از جنوب و شمال به اين نقطه مى رسيدند، الحاق نمايد.
۴- محور فكه، شوش و دزفول
پيشروى در اين محور به دليل گستردگى زمين و عمق اهداف به دو لشكر يك مكانيزه و ۱۰ زرهى واگذار شد كه هر دو مى بايستى از معابر فكه و اطراف آن وارد عمل شوند. لشكر يك ماموريت داشت پس از عبور از فكه به سمت رودخانه كرخه و شوش تك نموده، ضمن پشت سر گذاشتن رودخانه و قطع جاده اهواز - انديمشك محاصره اهواز را از طريق شمال كامل كند. لشكر ۱۰ نيز ماموريت داشت با پشت سر گذاشتن مرز در محور پاسگاه هاى شرهانى و بجليه با دو فلش به حركت خود ادامه دهد. با فلش اول به پاكسازى عين خوش و دشت عباس بپردازد و سپس حركت را به سمت پل نادرى روى رودخانه كرخه ادامه داده، با عبور از آن دزفول را محاصره نمايد و با فلش دوم در محور دهلران جناح مطمئن را برقرار سازد. در مجموع سپاه سوم علاوه بر يگان هاى عمل كننده فوق كه قرار بود هر يك در مراحل اوليه وارد عمل شوند، لشكر سه زرهى را نيز به عنوان احتياط در اختيار داشت تا در صورت لزوم وارد عمل سازد.
•جبهه ميانى
سپاه دوم عراق، فرماندهى و هدايت عمليات را در اين جبهه به عهده داشت. براساس ماموريت و اهميت محور، لشكر هاى ۶ و ۱۲ زرهى و ۲ ، ۴ و ۸ پياده و همچنين چندتيپ مستقل در اختيار اين سپاه قرار گرفت. در اين جبهه نيز متناسب با روح كلاسيك حاكم بر ارتش مجهز عراق، محور هاى عملياتى مشخص شد و براى هر يك اهدافى تعيين گرديد. در اين جبهه هدف عمده، تصرف بخش هايى از خاك جمهورى اسلامى بود تا امكان هرگونه واكنش از سوى رزمندگان اسلام به سمت بغداد از ميان برود و با تامين بغداد، اهداف اصلى در جنوب بهتر دنبال شود. براى تامين اين منظور، تنگه و گردنه پاتاق در عمق ۵۰ كيلومترى خاك جمهورى اسلامى به عنوان نقطه اى كليدى و سوق الجيشى در نظر گرفته شده بود. طبق اين طرح فعاليت دشمن از شمال تا پل دوآب شامل ارتفاعات دالاهو و شاه نشين و از سمت جنوب تا ارتفاعات مهم كاسه گران گسترش مى يافت. براين اساس اهداف ذيل در دستور كار يگان هاى سپاه دوم قرار گرفت.
۱- محور قصر شيرين، سرپل ذهاب، پاتاق
تصرف اين محور كه در واقع مهم ترين بخش عمليات اين جبهه محسوب مى شد، توسط ۳ لشكر به شرح زير انجام مى گرفت: لشكر ۶ زرهى مستقيماً از محور خسروى وارد شد و ضمن اشغال قصر شيرين مامور بود تا سرپل ذهاب و گردنه پاتاق پيشروى كند. اين لشكر از دو جناح توسط لشكر هاى ۴ و ۸ پياده حمايت مى شد. لشكر ۸ در شمال قصر شيرين، با هدف دشت ذهاب و شهر سرپل و لشكر ۴ نيز در جنوب قصر شيرين به سمت گيلانغرب، جناح راست را حفظ مى كرد.
۲- محور مندلى، سومار، نفت شهر
اين ماموريت توسط لشكر ۱۲ زرهى صورت مى گرفت. به خاطر فقدان اهداف مهم در اين محور، ماموريت لشكر ۱۲ به شهر هاى مرزى سومار و نفت شهر و برخى ارتفاعات در شرق اين دو شهر ختم مى گرديد.
۳- محور مهران
اين محور با هدف تصرف شهر مهران و تسلط بر تنگه كنجانچم و در نتيجه قطع جبهه جنوب و شمال، به لشكر ۲ پياده عراق واگذار شد.
• جبهه شمال
مسئوليت اين جبهه بر عهده سپاه يكم عراق بود كه دو لشكر ۱۱ و ۷ پياده را تحت امر خود داشت. اين سپاه ماموريت داشت ضمن حفاظت از منطقه و كنترل معارضان عراقى، نيرو هاى ضد انقلاب را در وارد ساختن ضربه به جمهورى اسلامى ايران تجهيز، تقويت و هدايت كند و در صورت لزوم نيز برخى از ارتفاعات را به اشغال درآورد. يگان هاى تحت امر سپاه يكم، با وجود اهداف محوله، عملاً نقش احتياط نيروى زمينى ارتش عراق را برعهده داشت.
• اوضاع خودى و دشمن در آستانه آغاز جنگ
الف- وضعيت عراق
عراق با توجه به برنامه ريزى هاى طولانى و گسترده، از آمادگى نظامى مناسبى برخوردار بود. يگان ها و نيرو هاى عمل كننده، عمدتاً با آموزش ها و انجام مانور هاى متوالى و فشرده آمادگى خوبى كسب كرده بودند و تجهيزات و امكانات گسترده اى در اختيار آنان قرار داشت. اقدامات وسيع و فعال مهندسى، زمين مناطق عملياتى و معابر وصولى را براى عبور ستون هاى نظامى آماده و امكان پشتيبانى از يك جنگ گسترده و سريع را مهيا ساخته بود. علاوه بر اين، با استفاده از شيوه هاى رايج اطلاعات، شناسايى دقيق از استعداد و گسترش نيرو هاى نظامى جمهورى اسلامى، وضعيت زمين و عوارض آن صورت گرفته بود. عراق علاوه بر اقدامات داخلى در جهت كسب آمادگى، با اعمال ديپلماسى پرتحرك و فعال به لحاظ سياسى نيز زمينه هاى تهاجم را با اعلام مواضع و طرح بهانه هاى متعدد در سطح بين المللى آماده كرده بود. در واقع كشور عراق صلاحيت سياسى و نظامى خود را براى حمايت بسيارى از كشورهاى جهان به خصوص آمريكا و اروپا براى يك اقدام همه جانبه عليه انقلاب اسلامى احراز كرده بود. عراق به واقع در يك توطئه همه جانبه مورد پشتيبانى كامل استكبار جهانى قرار داشت. به طور كلى آمادگى هاى عراق در محورهاى زير خلاصه مى شود:
- انسجام و آمادگى رزمى نيروها به همراه القاى مداوم انگيزه هاى شديد قومى و ناسيوناليستى
- برخوردارى از امكانات و تجهيزات مدرن نظامى
- سازمان نظامى وسيع و كيفى به لحاظ فرماندهى و كادر
- طرح هاى تدوين شده نظامى
- داشتن عوامل ستون پنجم و ضدانقلاب در داخل ايران
- ديپلماسى پرتحرك و فعال
- حمايت تبليغاتى رسانه هاى خارجى
ب _ وضعيت جمهورى اسلامى ايران
نظام جمهورى اسلامى ايران كه هنوز مدت چندانى از استقرار آن نگذشته بود، با بحران هاى عمده سياسى و اقتصادى و نظامى دست و پنجه نرم مى كرد. بر اين اساس با وجود آگاهى مسئولين از احتمال تهاجم عراق، آمادگى لازم براى مقابله با اين اقدام احتمالى فراهم نيامده بود. اوضاع و احوال سياسى بين المللى برخلاف آنچه عراق از آن سود مى برد، كاملاً عليه جمهورى اسلامى بود. رويارويى انقلاب با جهان غرب و استكبار جهانى و ضربه شديد به حيثيت آمريكا با تسخير لانه جاسوسى و... منجر به فشارها و انزواى سياسى جمهورى اسلامى شده بود كه بلوكه شدن دارايى هاى ايران در كشورهاى آمريكا و اروپا، مشكل فروش نفت، قطع ارسال تجهيزات، قطعات و مهمات نظامى و... از پيامدهاى آن محسوب مى شود. علاوه بر اينها، استكبار براى براندازى انقلاب، به ايجاد بحران هاى داخلى اعم از مسائل اقتصادى و اجتماعى و به ويژه درگيرى هاى نظامى در مناطقى چون كردستان، گنبد، خوزستان و غيره متوسل شده بود كه موجبات تضعيف جمهورى اسلامى را فراهم ساخته بود. در اين شرايط ايران از درگيرى شديد دو جناح سياسى درگير، با اهداف و انگيزه هاى متفاوت، در راس حاكميت كشور رنج مى برد. از سوى ديگر، طى مدتى كه از پيروزى انقلاب سپرى شده بود، هنوز كارى اساسى و بنيادين در جهت تغيير سازمان و فرهنگ حاكم بر ارتش صورت نگرفته بود. سازمان و توان نظامى ارتش بعد از قطع وابستگى هاى آن به آمريكا كه تا مغزاستخوان اين تشكيلات ريشه دوانده بود و شكل جديد مطلوب را نيافته بود كار تصفيه امراى خائن و سرسپرده و جايگزينى آنها هنوز به سامان نرسيده بود، ارتش در بالاترين سطح فرماندهى عناصر مناسبى نداشت و در برخى رده ها نيز چهره هاى مشكوك و بعضاًً ضدانقلاب امكان فعاليت داشتند كه افشا و طرح آنها به زمان بيشترى نياز داشت. در مجموع چنين برآوردهاى نظامى بود كه استراتژيست هاى غرب و عراق را اين گونه متقاعد ساخت كه رژيم بعث در عرض چند روز قادر به اشغال خوزستان و فيصله دادن به مسئله جنگ خواهد بود.
[External Link Removed for Guests]
• تهاجم عراق آغاز جنگ تحميلى
اگرچه جنگ با زمينه سازى هاى عراق و تعارضات و اشغال برخى نقاط مرزى از مدتى قبل از ۳۱ شهريور ۵۹ آغاز شده بود، تهاجم سراسرى و رسمى دشمن در روز ياد شده با به كارگيرى حداكثر توان و پشتيبانى گسترده آتش توپخانه و بمباران هاى وسيع هوايى با پشت سر گذاشتن مرزهاى بين المللى شروع شد. دشمن در اين مرحله در تصرف سرزمين هاى گسترده اى چون غرب شوش و دزفول، بيابان هاى جنوب اهواز و همچنين كوهستان هاى جبهه ميانى با مشكل چندانى مواجه نبود. اما در تصرف شهرها با مقاومت هاى پراكنده و چريكى مردم برخورد كه كندى حركت در اين محورها در نهايت منجر به توقف ارتش عراق قبل از دستيابى به اهداف اصلى شد. از آنجا كه هرگونه كندى در حركت نظامى، آسيب به استراتژى جنگ سريع بود، طراحان نظامى عراق دريافتند كه تصور ناتوانى جمهورى اسلامى غلط بوده و واقعيت ها غير از آن است كه فكر مى كردند. مقاومت مردمى و برخى عوامل ديگر چشم انداز شكست استراتژى مذكور را براى آنان آشكار ساخت. عدم تحقق اهداف مورد نظر در مدت زمان تعيين شده، رژيم بعث را بر آن داشت تا در پايان هفته اول با كاهش حركات نظامى در جبهه هاى جنگ و توسل به اهرم هاى سياسى به جنگ خاتمه دهد. بنابراين گزينش سياست صلح طلبانه از سوى صدام آن هم پس از ۶ الى ۷ روز از آغاز جنگ، حكايت از شكست استراتژى اوليه نظامى عراق و نااميدى به آينده جنگ داشت كه تحولات ناشى از آن جنگ را وارد ميدان جديدى ساخت. عملكرد عراق در اين مرحله بيانگر واهمه و ترس فرماندهان نظامى از ورود به شهر ها و رويارويى با مقاومت هاى مردمى در يك جنگ شهرى است. بنابراين تا هنگامى كه به تصرف مطمئن نمى شدند، از حمله مستقيم و سريع پرهيز مى كردند. به عنوان نمونه تيپ ۳۳ نيروى مخصوص با وجود نزديكى به خرمشهر در انجام اقدامات لازم براى ورود به اين شهر تعلل مى ورزيد و لشكر ۹ نيز به دليل مقاومت دليرانه نيرو هاى انقلابى مردم سوسنگرد از داخل شدن به شهر امتناع داشت. تا آنجا كه تعلل و كندى لشكر ۹ به درازا كشيد و عملاً در طول مرحله مورد نظر طراحان نظامى توفيقى به دست نياورد و بلكه خود به عنوان يك عامل اساسى در توقف محور هاى ديگر جبهه نقش ايفا كرد.
•جبهه ميانى
با وجود اهداف اصلى در جبهه هاى جنوب بخش عمده اى از توان نظامى عراق در جبهه ميانى به كار گرفته شد و اين تعارض عملاً منجر به بروز نقاط ضعف عمده اى در جبهه دشمن گرديد. دشمن در جبهه ميانى و شمالى بيشتر حالت دفاعى به خود گرفته بود. براى اين منظور متناسب با شرايط جغرافيايى حد فاصل مهران تا قصرشيرين انتخاب شد تا در اين محور كه از معابر اصلى هجوم به بغداد و برعكس باختران محسوب مى شود با تصرف بخشى از سرزمين هاى ايران و استقرار در ارتفاعات و تسلط بر معابر و تنگه ها امكان تحرك احتمالى جمهورى اسلامى را به سمت بغداد بگيرد. منطقه مورد نظر در استان هاى ايلام و باختران منطقه اى كوهستانى قلمداد مى شود، براى همين از نظر نظامى محدوديت هاى مانورى دارد. وجود بلندى هاى مرزى كه از مهران به سمت شمال از ارتفاع بيشتر برخوردار است، هرگونه تحركات نظامى را به نقاطى چون تنگه ها محدود مى سازد. قرائن موجود نشان مى دهند كه ارتش عراق براى تامين اهداف خود در اين جبهه ارتفاعاتى را در عمق ۳۰ تا ۵۰ كيلومترى عمق خاك ايران (دالاهو، شاه نشين، پاتاق، كاسه گران و...) انتخاب كرده بود. در اين بلندى ها هرگونه تحرك، محدود به چند تنگه خاص مى گردد كه با تصرف آن با حداقل نيرو امكان پدافند مناسب ايجاد مى شود. بنابراين مهم ترين هدف دشمن در اين منطقه تنگه استراتژيك پاتاق بود. جبهه ميانى علاوه بر اهميت نظامى به دليل وجود شهر هاى متعددى چون مهران، سومار، نفت شهر، گيلانغرب، قصرشيرين و سرپل ذهاب و به خصوص مناطق نفت خيز و تاسيسات مربوط به آن از نظر سياسى و اقتصادى نيز اهميت داشت. مجموع اين عوامل در كنار خوشبينى مفرط نسبت به سهولت پيشروى در جبهه جنوب طراحان نظامى عراق را بر آن داشت تا با وجود اصلى بودن اهداف در جنوب بخش عمده اى از نيرو هاى خود را در اين جبهه به كار گيرند. لذا همزمان با آغاز جنگ ارتش عراق با ۵ لشكر در جبهه ميانى وارد عمل گرديد. اين در حالى است كه با ۴ لشكر مرحله اول جنگ را شروع كرده بود. علاوه بر ۴ لشكر فوق كه از نيروهاى زبده ترى نسبت به جبهه ميانى تشكيل شده بود لشكر سه زرهى را نيز احتياط داشت. به زودى انتقال نيز از جبهه ميانى به جبهه هاى جنوب در دستور كار قرار گرفت...
به هر حال گستردگى ورود عراق در اين جبهه باعث شد تا خيلى سريع به برخى اهداف دست يابد. يگان هاى عراقى با وجود مقاومت به ويژه در قصرشيرين علاوه بر تصرف اين شهر توانستند نفت شهر، سومار، مهران و برخى ارتفاعات را نيز به تصرف خود درآورند. اما با وجود تامين اهداف در برخى محورها مثل مهران و دهلران دشمن در سرپل ذهاب و گيلانغرب با آنكه سه لشكر زرهى و پياده را به كار گرفت با مقاومت شديدى مواجه و حركتش كند شد. در جبهه ميانى نيز شرايط مشابهى حاكم بود. عراق موفق به تامين اهدافش كه مهمترين آن پاتاق و ارتفاعات آن بود نگرديد ضمن ناكامى در تصرف شهرهاى سرپل ذهاب و گيلانغرب به استقرار در ارتفاعات منطقه كه از ويژگى هاى يك پدافند مناسب برخوردار نبود بسنده كرد. در محور خرمشهر ارتش عراق در حوالى پل نو ۴ ۵، كيلومترى شهر متوقف شده بود و خود را براى ورود به شهر آماده مى كرد. در شمال خرمشهر قسمتى از جاده اهواز - خرمشهر به اشغال متجاوزين درآمد ولى اين نيرو هنوز به سمت كارون حركت نكرده بود. در جنوب اهواز دشمن خود را به ۲۰ كيلومترى شهر اهواز رساند. در اين منطقه با وجود اشغال پادگان حميد بخش وسيعى از زمين شمال جفير از جمله هويزه، همچنان فاقد حضور عراقى ها بود. در شمال كرخه كور، نيروهاى بعثى همچنان مترصد اشغال سوسنگرد بودند و در شمال شهر روى تپه هاى الله اكبر مستقر شده بودند. در اين محور بستان كاملاً تحت تسلط اشغالگران قرار داشت. لشكرهاى ۱ و ۱۰ عراق نيز در حاشيه رودخانه كرخه متوقف شده به سمت دهلران در موسيان نيز گسترش يافتند. در جبهه دهلران دشمن حضور چندانى نداشت، صرفاً به تصرف برخى ارتفاعات مرزى و پاسگاه بيات بسنده كرد. شهر مهران و منطقه وسيعى از شرق آن به تصرف نيروهاى عراقى درآمده بود و آنها با استقرار در تنگه كنجانچم موضع دفاعى گرفته بودند. نيروهاى دشمن در محورهاى سومار و قصرشيرين ارتفاعات زيادى را به اشغال خود درآورده خط متصلى را در ارتفاعات غرب سومار، چرميان، بازى دراز، بخشى از دانه خشك، قراويز و كوره موش به اجرا درآوردند. در شمال غرب نيز به دليل حضور ضدانقلاب و تسلط آنان در نقاط مرزى عملاً تحرك عمده اى از ارتش عراق ديده نمى شد. مجموع اخبار و اطلاعات موجود بيانگر اين واقعيت است كه با وجود قوت هاى ارتش عراق عواملى چند آنان را از دستيابى به اهداف موردنظر باز داشت. به علت آن كه طرح زمان بندى محدود اشغالى عملى نگرديد، فرماندهى نظامى عراق مجبور به اتخاذ مواضع پدافندى ناخواسته در شرايطى شد كه مشكلات زيادى را به ماشين جنگى اين كشور تحميل كرده بود. يكى از دلايل عمده شكست ارتش عراق در تحقق پيروزى قطعى سريع، زمينگيرشدن ناخواسته در وضعيت نه چندان مناسب بود.
• تغيير استراتژى نظامى عراق از هفته دوم
در پى ناكامى ارتش عراق در هفته اول و چشم انداز شكست در جنگ رژيم، عراق بر آن شد قبل از اين كه فرصت را از دست بدهد، با حفظ مناطق اشغالى و از موضع برتر ضمن فعال شدن مسائل ديپلماتيك و همراه ساختن مجامع بين المللى، جمهورى اسلامى را كه تصور مى كرد خواهان پايان جنگ است، به صلح وادار كند. مقامات عراق كه از سقوط كامل خوزستان و سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى سخن به ميان مى آوردند، اعلام كردند حاضرند با جمهورى اسلامى از طريق سازمان هاى بين المللى وارد مذاكره شده، آتش بس يك جانبه اعلام كنند. در صورت پذيرش مذاكره از سوى جمهورى اسلامى، عراق با توجه به امتيازات بسيارى كه به خاطر تصرف بخش هايى از خاك ايران به دست آورده بود، مى توانست حرف نهايى را در مذاكرات بزند. غرب و به خصوص آمريكا و همچنين مرتجعين عرب نيز كه منتظر نتيجه نهايى عمليات عراق بودند، با مقاومت غيرمنتظره اى كه از سوى مردم انقلابى مشاهده كردند، فعاليت هاى صلح خواهانه خود را آغاز كرده، هيات هايى را به دو كشور روانه ساختند. مقامات جمهورى اسلامى به خوبى درك كرده بودند تا زمانى كه عراق در داخل خاك ايران حضور دارد، پذيرش هر گونه مذاكره با توجه به سوابق عراق نتيجه اى جز در اختيار نهادن اهرم هاى قوى به اين كشور و استكبار دربرنخواهد داشت. جمهورى اسلامى ايران با شروع تبليغات و پيشنهادات صلح آميز اعلام كرد تا وقتى يك سرباز عراقى در خاك جمهورى اسلامى باقى است، حاضر به مذاكره با عراق نيست. اين موضع گيرى قاطعانه با توجه به زمينگير شدن ارتش عراق، جنگ را وارد مرحله جديدى كرد.
[External Link Removed for Guests]
•اشغال خرمشهر
تا روز هفتم جنگ، عراقى ها همچنان پشت ديوار هاى خرمشهر متوقف بودند. يكى از دلايل اين وقفه، مقاومت نيرو هاى مردمى از يك سو و وحشت عراق براى ورود به شهر و پيش بينى جنگى شديد از سوى ديگر بوده است. بنابراين عراقى ها كه تا اين تاريخ با حداقل توان قصد اشغال شهر را از طرق اجراى آتش و محاصره آن داشتند، ناچار توان بيشترى را صرف ورود به شهر نمودند. تصميم جديد از روز ۷/۷/۵۹ به اجرا درآمد. دشمن كه تلاش خود را در جاده شلمچه تمركز كرده بود، از طريق پل نو به سمت خرمشهر اقدام به تك كرد. اين حمله ابتدا با مقاومت رزمندگان اسلام در حوالى پل نو درهم كوبيده شد و به شكست انجاميد. با ادامه و تشديد مقاومت در محل پل نو، فرماندهى نظامى عراق جبهه اى در حاشيه اروند گشود تا با حركت به سمت بندر، به درون شهر نفوذ كند. طى روز هاى ۹ و ۱۰ مهر، با تقويت شديد نيرو هايش وارد عمل شد، اما با وجود تلاش ۳ روزه كه هدف اصلى اين لشكر اهواز بود. در نتيجه فرعى بودن محور خرمشهر و آبادان آشكار است.
با اجراى شديد آتش توپخانه دشمن در محور بندر تنها توانست ۵۰۰ متر پيشروى كند و موقتاً ساختمان مركزى بندر را به اشغال خود درآورد. تا تاريخ شانزدهم مهر، جنگ و گريز همچنان ادامه داشت و عراقى ها ديوانه وار با كوبيدن سر خود به ديوار هاى شهر تلاش مى كردند راهى به داخل بيايند. در اين روز دشمن با يك مقدمه چينى و طراحى جديد و تقويت مضاعف نيروى عمل كننده و يك برنامه ريزى براى اجراى شديد آتش توپخانه و ادوات، بار ديگر وارد عمل شد. اين حركت عمده دشمن در حالى صورت مى گرفت كه با گذشت ۱۵ الى ۱۶ روز از آغاز جنگ، خستگى طاقت فرساى مبارزات و مقاومت ها بر روح و جان رزمندگان چيره شده بود و افزون بر آن شهادت و جراحت تدريجى نيرو ها و عدم جايگزينى آن، محور هاى مقاومت را با كمبود مدافع مواجه ساخته بود. روز هفدهم، هجوم دشمن از محور هاى مختلف به سوى شهر آغاز شد و شهر زير حجم سنگينى از آتش قرار گرفت. مقاومت نيرو هاى خودى در محور بندر طورى بود كه يگان هاى دشمن را دچار شگفتى كرده بود. به خاطر همان مشكلاتى كه ذكر شد، نيرو هاى دشمن در اكثر محور هاى هجوم توانستند پيشروى كنند. اين پيروزى حركت آنان را براى اشغال نهايى تسهيل كرد و سرانجام به سقوط كامل شهر منجر شد. با طولانى شدن جنگ در خرمشهر، لشكر ۳ عراق، از كارون عبور كرد تا با محاصره آبادان موجبات قطع كمك رسانى به جبهه خرمشهر فراهم گردد.
پس از عبور يگان هاى مامور از كارون در تاريخ ۱۹/۷/،۵۹ تعرضات نيروهاى عراقى در خرمشهر تشديد گرديد و در گام بعد، عراقى ها توانستند در ۲۱ مهر با استفاده از تاريكى شب و استفاده از امر غافلگيرى به ساختمان هاى كوى طالقانى كه از نظر سوق الجيشى براى مدافعان حائز اهميت بود، رسيده، آن را به اشغال خود درآوردند. بنابراين دشمن با كسب جا پا در مدخل شهر، محاصره پادگان دژ و همچنين عبور از كارون، خرمشهر را در معرض سقوط كامل قرار داد. تنها مقاومت حماسه آفرينان بود كه اجازه تسلط دشمن را به سادگى به شهر نداد. با توجه به شرايط فوق، حركت بعدى دشمن تسريع شد تا اينكه دشمن با حمله اى سنگين در تاريخ ۲۴مهر تسلط را بر شهر قطعى كرد. در اين روز دشمن از دو محور پادگان دژ، كشتارگاه و خيابان چهل مترى به سمت قلب شهر و از محور سوم به سمت پل خرمشهر پيشروى كرد. تهاجم دشمن كه طى چند روز به شدت ادامه داشت، نيرو هاى مقاومت را تضعيف كرده بود. اصرار عراقى ها براى تصرف شهر تا حدى بود كه شب ها نيز دستور درگيرى داشتند تا هرچه بيشتر جبهه مقاومت را تضعيف كنند. در اين روز سنگين ترين درگيرى ها رخ داد و با پيشروى يگان هاى عراقى، شهر در معرض سقوط قرار گرفت، طورى كه نيرو هاى مدافع براى ممانعت از سقوط شهر بى محابا با اسلحه سبك و كوكتل با نيرو هاى دشمن و تانك هاى آنان روبه رو مى شدند.
شدت درگيرى در اين روز و حماسه خون و شهادت، روز ۲۴ مهر را خونين ترين روز درگيرى ساخت تا جايى كه به خاطر اين روز نام خرمشهر به خونين شهر تغيير يافت. از اين تاريخ سقوط شهر قطعى بود، اما رزمندگان اسلام به خود اجازه نمى دادند با دست خود، شهر را به دشمن واگذار كنند. در نتيجه حتى با وجود فشار برخى مسئولان مبنى بر تخليه شهر، حاضر به خروج از شهر نشدند و به مقاومت ادامه دادند. تلاش دشمن ادامه يافته، حلقه محاصره به سمت مسجد جامع و پل خرمشهر تنگ تر شد. جنگ ۲۴ مهر، تلفات سنگينى به يگان هاى عراقى وارد كرد و سازمان يگان ها را از هم پاشيد، براى همين تداوم عمليات احتياج به فرصتى داشت تا يگان ها را بازسازى كرده، با تقويت خود، مقدمات ضربه نهايى را فراهم سازند. در اين فاصله تيپ ۱۱۲ و نيرو هاى جيش الشعبى و گارد مرزى، جبهه عراقى ها را تقويت كرد و سرانجام با شروع آبان ماه، يورش نهايى عراقى ها به سمت دو هدف مهم يكى پل و ديگرى مسجد جامع آغاز شد. بار ديگر خرمشهر شاهد شديدترين درگيرى ها شد. پس از دو روز عراقى ها توانستند با بستن پل خرمشهر و دستيابى به مسجد جامع اشغال خرمشهر را كامل كنند. اشغال خرمشهر هر چند با پرداخت بهايى گزاف از روى دوش فرماندهى نظامى عراق برداشته شد، اما مقاومت خرمشهر فصلى برجسته در تاريخ جنگ تحميلى محسوب مى شود.
• محاصره آبادان
بنا به اسناد و مدارك موجود آبادان يكى از اهداف عمده عراق در تهاجم بود كه طبق اظهار كارشناسان نظامى عراقى اهميت استراتژيكى نيز داشته است. اين منطقه مى توانست آرزوهاى ديرينه حزب بعث را براى تسلط بر اروندرود و همچنين دستيابى به سواحل مناسب در خليج فارس تحقق بخشد. همزمان با اوج درگيرى ها در خرمشهر از تاريخ شانزدهم مهر به بعد همه اخبار و شواهد حكايت از قصد دشمن براى عبور از كارون و محاصره آبادان داشت، اما توجه چندانى از سوى فرماندهان خودى به اين جبهه نشد، هر چند در صورت توجه نيز عدم آمادگى نظامى جمهورى اسلامى مانع بود تا بخشى ديگر از نيروها صرف اين جبهه شود. سرانجام طى روزهاى نوزده و بيست مهر نيروهاى عراق با نصب پل بى هيچ مقاومتى از كارون عبور كردند و بدون برخورد با مانعى جدى خود را به جاده آسفالته اهواز - آبادان رسانده، آن را در حد فاصل مارد تا جنوب دارخوين مسدود كردند و در مرحله بعد به سمت آبادان سرازير شدند. نيروهاى عراقى پس از گسترش سرپل خود و تامين جناح چپ در محورهاى سلمانيه و جنوب دارخوين با سه فلش به سمت آبادان حركت كردند. بخشى از نيروها در حد فاصل كارون و جاده اهواز _ آبادان به سمت جنوب حركت كردند. بخشى ديگر مستقيماً از روى جاده آسفالت به سمت پل ورودى شهر آبادان در ايستگاه ۷ و بخش سوم كه به نظر مى رسد، فلش اصلى بود، با عبور از جاده اهواز - آبادان به سمت جاده آبادان، ماهشهر و بهمنشير به راه افتاد. عراقى ها تا تاريخ ۲۳/۷/۵۹ ضمن حضور بر روى جاده ماهشهر و مسدود ساختن آن در محورهاى ايستگاه ۷ و ايستگاه ۱۲ خود را به دروازه هاى شهر نزديك كردند و آبادان از نظر ارتباط زمينى محاصره شد. مشكل كمبود نيرو اجازه نمى داد نيروهاى جان بر كف در همه محورها روياروى دشمن باشند. رزمندگان اسلام با حداقل امكانات دو جبهه مهم در آبادان در ايستگاه ۷ و ۱۲ گشودند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. پس از محاصره نسبى شهر نوعى توقف و تعلل از سوى دشمن براى ادامه جنگ در اين محور مشاهده شد كه مى توان چند عامل زير را در جهت تبيين آن برشمرد:
- شدت درگيرى هاى شهرى در خرمشهر و اصلى بودن آن
- واهمه و ترديد نيروهاى محاصره كننده در محور آبادان براى ورود به جزيره آبادان
- مقاومت هاى انجام شده و طبيعتاً تحمل تلفات
به هر حال اين بلاتكليفى عراقى ها در شرق كارون به رزمندگان اسلام فرصت داد تا ضمن جلوگيرى از ورود دشمن به آبادان، تعرضات و عملياتى را هر چند محدود و گاه ناموفق انجام دهند. اين اوضاع تا چهار آبان يعنى با اشغال كامل خرمشهر كه تمركز فرماندهى نظامى عراق به جبهه آبادان معطوف شد، ادامه يافت. پس از اين تاريخ دشمن زمينه سازى هاى لازم را براى عبور از بهمنشير انجام داد تا با حضور در جزيره آبادان و اتصال خود به اروندرود محاصره آبادان را كامل كند و شهر را بدون تن دادن به درگيرى ديگرى همچون درگيرى خرمشهر اشغال نمايد.
• تلاش ناموفق دشمن در سوسنگرد
هر چند توجه اصلى دشمن به محور خرمشهر و آبادان معطوف مى شد، اما نيروهاى عراقى در جبهه سوسنگرد از تحرك باز نايستاده، تلاش مى كردند با پشت سر گذاشتن شهر سوسنگرد براى دستيابى به اهواز و الحاق با لشكرهاى ديگر اقدام به پيشروى كنند. نخستين بار هفتم مهر بود كه دشمن با برخوردار بودن از موضعى برتر از شمال سوسنگرد وارد آن شد و از طرف ديگر تلاش اصلى خود را متوجه شرق سوسنگرد و از جاده سوسنگرد حميديه به سمت اهواز حركت كرد. رزمندگان از محورهاى مختلف به بخش شمالى شهر رفتند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. شدت فشار دشمن و آتش توپخانه اى كه از قبل همه شهر را فرا گرفته بود، گسترده تر از تعداد اندك نيروهاى مقاومت بود. در نتيجه با شهيد و مجروح شدن برخى و عقب نشينى برخى ديگر دشمن وارد مى شود. با تسلط دشمن در منطقه و پشت سر گذاشتن سوسنگرد پيشروى عراق به عمق خاك ايران اسلامى شدت يافت و در اندك زمانى به علت فقدان نيروى دفاعى عراقى ها به يك كيلومترى حميديه رسيدند. حضور دشمن در اين منطقه خطر قطع جاده مهم اهواز - انديمشك را به وجود آورد كه خطرى اساسى براى شهر اهواز بود. نيروهاى خودى با عجله سنگرهايى براى مقاومت تدارك ديدند. مسلم بود كه حركت دشمن تداوم خواهد يافت. در اين ميان تعدادى از رزمندگان كه سنگين ترين سلاح آنان آرپى جى۷ بود، تصميم گرفتند عليه دشمن عمليات كنند. اين حمله كه بعدها به شبيخون اول يا عمليات «غيور اصلى» موسوم شد، در ساعت يك بامداد روز نهم مهر با شليك همزمان ۹ آرپى جى۷ به سوى تانك ها و نفربرهاى دشمن آغاز شد و رزمندگان با ورود به درون مواضع دشمن به انهدام تانك ها و مواضع آنها اقدام كردند با آنكه عمليات از نظم مناسبى برخوردار نبود موجب وحشت عراقى ها شد و آنان را به عقب نشينى واداشت طورى كه با روشن شدن هوا، مسافت زيادى عقب نشينى كردند. دشمن كه ابتدا از سرعت پيشروى و فقدان مقاومت جدى تعجب كرده بود با اين عمليات احتمال فريب را از سوى نيروهاى اسلام از نظر دور نداشت و عقب نشينى كرد. در نتيجه شهرهاى سوسنگرد و حتى بستان نيز آزاد شد و تحت كنترل نيروهاى اسلام درآمد. لشكر ۹ عراق با استقرار در مرز چزابه مجدداً حركت خود را آغاز كرد كه به علت فقدان نيروى كافى در بستان اين شهر به تدريج به اشغال عراقى ها درآمد و يگان هاى دشمن به سمت سوسنگرد سرازير شدند. با توجه به حضور قبلى در تپه هاى الله اكبر از دو جناح شهر سوسنگرد تحت تهاجم قرار گرفت.
*تهيه شده در مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى (با تلخيص) بنقل از روزنامه شرق