جواب بقراط

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

جواب بقراط

پست توسط ARMIN »

جواب بقراط


آورده‌اند كه چون كار بقراط حكيم بالا گرفت و حكمت خود در بسيط عالم بسط كرد، عزلت اختيار كرد و در غاري رفت و هم آنجا تنها روزگار مي‌گذاشت؛ تا پادشاه وقت را علتي پديد آمد و طبيبان از معالجت عاجز شدند. و مرين مَلك را وزيري بود شاگرد بقراط. پس رسولي به بقراط فرستاده او را استدعا كرد تا ملِك را معالجت كند. بقراط امتناع نمود و نيامد. وزير، خود برفت تا مگر به قول او بيايد. و چون به نزديك بقراط رسيد او را ديد در غاري مقام كرده و لباس خود از گياه ساخته و غذايي از حشيش پرداخته. وزير او را به حضرت ملِك استدعا كرد. بقراط گفت: «من از سر مخالطت مردمان و خدمت پادشاهان برخاسته‌ام و در اين گوشه عزلت اختيار كرده، نيايم بازگرد.» و هر چند كه وزير جهد كرد، بقراط به سخن وي التفات نكرد. وزير برنجيد و از سر كراهيتي تمام گفت: «اگر تو خدمت ملوك توانستي كرد، تو را گياه نبايستي خورد.» بقراط بخنديد و گفت: «اگر تو گياه بتوانستي خورد، تو را خدمت ملك نبايستي كرد.» و اين كلمه جان حكمت و كان موعظت گشت؛ كه هر كه بر خود پادشاه تواند بود، او را از بندگي كردن همه پادشاهان عار آيد.

عوفي
Don't play games with the ones who love you
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”