زماني كه يك خائن به کام مرگ مي رود.

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

زماني كه يك خائن به کام مرگ مي رود.

پست توسط big-man »

  كه يك خاعن روبه مرگ مي رود.


روز شنبه 28 مي 2005 در يک نشست تحليلي که با شرکت تني چند از دوستان در هلند برگزار شد اين نتيجه حاصل گرديد که آقاي رجوي رهبر مادام العمر مجاهدين در اثر ماهها دپرسيو سکته کرده است.

از شواهد و قرائن پيداست که رجوي قادر به تکلم نيست.

سکته و سکوت رهبر ايدئولوژيک مجاهدين خلق مسبوق به اوايل سال 2003 ميلادي به هنگام حمله نيروهاي ائتلاف به عراق است که منجر به سرنگوني صدام حسين و رژيم بعث او گرديد.

اقاي رجوي طبق گفته مهدي ابريشمچي از 4 ماه قبل يقين حاصل کرده بود که در نهايت امريکا به عراق حمله خواهد کرد لذا آقاي رجوي در حالت افسردگي شديد روحي و بر باد رفتن همه رؤياهاي قدرت طلبانه اش به سر مي برد.

حمله امريکا به عراق و سرنگوني سريع صدام شوک قلبي به رهبر وارد کرد ودستگاه تکلم وي را از کار انداخت.

طبق مدارک غير قابل انکار اقاي رجوي از تاريخ مارس 2003 يکباره زبان بست و تا کنون نه تنها نتوانسته است به سخن آيد بلکه ديگر قادر نيست در انظار عمومي و در جمع انسانها ظاهر شود.

حمله امريکا و سقوط رژيم بعث، علاوه بر شوک رهبري، شوک بسيار عظيمي را به مجاهدين خلق و کل سيستم وارد ساخت بطوري که اين سيستم را مختل نمود و مرکزي ترين نقطه، يعني نقطه رهبري و دقيقا زبان وي را بطور صد درصد قفل و از کار انداخته است.

سکته که معني سطحي و ساده آن ايست و سکون است شامل ايست و سکون هر چيزي مي تواند بشود سکته فيزيکي منجر به از کار افتادن قلب و يا مغز انسان مي شود اما سکته هاي ديگري نيز وجود دارد که از آن جمله سکته سياسي يعني سکوت و سکون سياسي است که دامنگير رهبري خاص الخاص مجاهدين گرديده است.

فهم عميق اين نوع سکته لازمه برآورد کردن پارامتر هائي است که در آن دخيل بوده اند.

اما نوع سکته اي که در مورد رجوي مطرح است به گونه ايست که ايشان ديگر قادر به تکلم نمي باشد. بسته شدن زبان به دو گونه ممکن و ميسر است، يکي در اثر سکته فيزيکي است که سکته قلبي و مغزي را شامل مي شود که در مورد رجوي هر دو نوع سکته محتمل است و ديگري در اثر شکست و انسداد سياسي است که منجر به بسته شده دهان رهبر گرديده است اما به هر حال هر يک از اين دوشق متصور باشد انچه که مسلم است سکته و، سکوت است که گريبان رهبر را گرفته و ول نمي کند.

من احتمال نمي دهم که رجوي مرده باشد يعني جسم او زنده است اما روحش مرده و در واقع مرده متحرکي است که مخفي شده و يا او را مخفي کرده اند.

احتمال ديگر اين است که سکته علاوه بر بستن زبان، صورت او را از حالت عادي خارج کرده و کج و معوج نموده، بشکلي که شرم دارد در انظار ظاهر شود.

درهر صورت حمله امريکا باعث از کار افتادن سيستم حکومتي ديکتاتور سابق عراق و از طرفي از کار افتادن سيستم مغزي اقاي رجوي ديکتاتور هم پيمان او گرديده است.

وارد شدن يکباره اين همه مصيبت البته در توان هيچ فردي نيست و زياد نبايد رجوي را سرزنش کرد، عذاب تنهائي و اختفا و حرف مردم اگر به عذاب شکست و بد بياري اضافه شود کافي است انسان را از پاي درآورد.

در پستهای آينده اگر فرصتي دست داد نکات ديگري در خصوص سکوت 30 ماهه مسعود رجوي اشاره خواهم  
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”