بیماری MS یا (Multiple Sclerosis

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با پزشکي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Thunderclap, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 79
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 14 بار
تماس:

بیماری MS یا (Multiple Sclerosis

پست توسط METRON »

تصویر


بیماری MS یا (Multiple Sclerosis)
بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می شود...



● بیماری MS چیست ؟
بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می شود.
این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به MS را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.
● علت بروز این بیماری چیست ؟
تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی بنظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخهای خود ایمنی داشته باشد. چیزهائی مثل یک ویروس ممکن است باعث تحریک سیستم ایمنی شده و بدن را وادار به تولید پادتنهائی کند که به اشتباه به عناصر خودی بدن حمله میکنند، در بیماری MS این پادتنها به میلین ( Myelin ) که پوشش اعصاب می باشد حمله کرده و آنها را نابود می کنند.
میلین باعث می شود که پیامهای عصبی به سرعت در طول عصب منتقل شود. حال اگر این ماده تخریب شود بر روی عصب نقاطی بدون میلین بنام پلاک بوجود می آید و با گسترش این پلاکها انتقال پیام عصبی در طول عصب کند شده و یا با مشکل مواجه می شود که خود باعث بروز علائم بیماری MS می شود.
البته علاوه بر ویروس ، محققان معتقدند که پاسخهای خود ایمنی ( یعنی عملکرد دستگاه ایمنی علیه میزبان و نه یک عامل خارجی ) می تواند در اثر عوامل محیطی و یا ژنتیکی نیز اتفاق بیفتد.
● علائم بیماری MS چیست ؟
بیشتر بیماران در سنین ۴۰-۲۰ سال متوجه علائم بیماری MS می شوند. نوع این علائم و چگونگی پیشرفت آنها نیز بستگی به محل پلاکها در دستگاه عصبی مرکزی بیمار دارد. آسیب میلین مربوط به اعصابی که پیام عصبی را به ماهیچه ها می برند باعث ایجاد علائم حرکتی می شود ولی درگیری اعصابی که باعث انتقال حس می شوند سبب اختلال حواس مربوطه می شود. علائم معمولاً با خستگی غیر قابل توضیح و گنگ شروع می شود و بدنبال آن ضعف کلی بدن ایجاد می شود.
البته این ضعف ممکن است فقط در یک پا و یا یک دست رخ دهد. بعضی از بیماران دچار تاری دید و یا دیددوگانه ( دود بینی ) می شوند. همچنین علائمی مثل کرختی و سوزن سوزن شدن صورت، دستها و پاها، بدن، اختلال تعادل ، لرز گیجی، اختلال در بلع و یا اختلال در صحبت کردن، از بین رفتن کنترل مثانه هم در بیماری MS مشاهده می شود.
بیماران زیادی که مبتلا به MS می باشند، دچار درد مزمن هم هستند و گروه کمی از این بیماران دردهای حاد را نیز تجربه می کنند که این دردهای حاد، ناگهانی و شدید بوده و اغلب در صورت و یا ناحیه کمر ایجاد می شوند.
روند بیماری MS کلاً غیر قابل پیش بینی است. این بیماری دارای مرحله علامتدار و فعال و مرحله نهفته می باشد. بعضی از بیماران پس از مرحله علامتدار و فعال بیماری وارد یک مرحله نهفته طولانی می شوند که در آن علائم بسیار خفیف می باشد.
ولی بعضی دیگر با وارد شدن در هر مرحله فعال، طول مدت مرحله نهفته آنها کوتاهتر و کوتاهتر می شود و یا کلاً وارد مرحله نهفته نمی شوند. این بیماران که فاز نهفته کوتاهی دارند به احتمال بیشتری دچار ناتوانی های دائمی مثل فلج
می شوند. گرما و استرس هم می توانند باعث بدتر شدن علائم بیماری شوند. بسیاری از بیماران مبتلا به MS، افسرده هم می شوند گرچه محققان مطمئن نیستند که آیا افسردگی از علائم این بیماری است و یا فقط پاسخی به یک بیماری مزمن به شمار می رود. بیماری MS بطور کلی تأثیری بر روی طول عمر بیمار ندارد.
● چگونه این بیماری تشخیص داده می شود ؟
پزشکان موقعی به MS مشکوک می شوند که بیمار نسبتاً جوان با علائم حرکتی و یا حسی که مرتباً حالت فعال و سپس خفته بخود می گیرد مواجه شوند. پزشکان مانند هر بیماری دیگری باید یک تاریخچه پزشکی دقیق را در کنار معاینه فیزیکی فرد قرار داده تا بتوانند به تشخیص MS نزدیک شوند. البته برای رسیدن به یک تشخیص قطعی باید مجموعه ای از تستها را برای کنار گذاشتن سایر بیماریهای مشابه انجام داد.
بهترین وسیله برای نشان دادن نقاطی از دستگاه عصبی مرکزی ( مغز و نخاع ) که میلین در آنها از بین رفته است و پلاک ایجاد شده MRI می باشد.
پزشک همچنین ممکن است « آزمایشات پتانسیل برانگیخته » را که می توان روی اعصاب و حواس مختلف مثل بینائی، شنوایی ، ... انجام داد، درخواست کنند. در این آزمایشات این اعصاب تحریک شده و سرعت انتقال پیام الکتریکی در آنها اندازه گیری می شود.
بیماران مبتلا به MS پاسخ کندتر و آهسته تری نسبت به تحریک اعصاب از خود نشان می دهند. پزشک همچنین ممکن است آزمایش بررسی مایع مغزی- نخاعی ( که از طریق کمر این مایع گرفته می شود و بر روی آن آزمایشاتی انجام می گیرد ) را درخواست نماید. مایع مغزی – نخاعی در افراد مبتلا به MS حاوی سطوح بالای پروتئین و WBC سفید بالاتر از حد معمول می باشد.
● درمان بیماری MS چیست ؟
هنوز درمان قطعی برای MS پیدا نشده است. امروزه ترکیب درمان داروئی و درمان فیزیکی برای کاهش علائم و یا حتی به مرحله نهفته بردن بیماری توصیه می شود. درمان بیماری MS توسط یک تیم شامل متخصص مغز و اعصاب و متخصص درمان فیزیکی انجام می گیرد. استفاده از داروهای استروئیدی مثل متیل پردنیزون و پردنیزون برای تخفیف علائم بیماری مفید می باشند البته اگر در یک دوره کوتاه مدت مصرف شوند.
استروئیدها همچنین می توانند به بهبود اشکالات بینائی در این بیماران کمک کنند. سایر داروها مثل « بتا اینترفرون » و « گلاتیامر » هم می توانند تعداد حمله های حاد بیماری را کاهش دهند. داروهای اخیر که تزریقی هستند باعث جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به پوشش اعصاب میلین می شوند. سایر داروها هم ممکن است برای رفع علائم همراه بیماری مثل افسردگی، مشکلات ادراری و یا اسپاسم عضلات مورد استفاده قرار گیرند. اسپاسم عضلات بخوبی به تزریق « سم بوتولینوم » پاسخ می دهد که با رفع اسپاسم، درد ناشی از آن نیز بر طرف می شود.
بیماران با مشکلات شدید مثانه ممکن است برای تخلیه ادرار خود به نصب لوله ادارای نیاز پیدا کنند. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنینهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچار آن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهند. برای رفع خستگی نیز علاوه بر بعضی از داروها، تنظیم روش زندگی خود برای قرار دادن دوره های مکرری از زمان جهت استراحت و تجدید قوا می تواند مفید باشد.
● نکاتی در مورد مراقبت بیمار مبتلا MS از خود
هنوز محققان راهی را که بتوان از ابتلا به MS جلوگیری کرد، پیدا نکرده اند. اگر فردی تشخیص MS روی او گذاشته شد، در قدم اول و مهمترین مورد حمایت خوب خانواده، دوستان و اعضای تیم درمانی از وی می باشد تا او خود را تنها احساس نکند.
البته نکاتی را هم خود بیمار مبتلا به MS باید رعایت کند از جمله استفاده از یک روش صحیح و سالم برای زندگی، مصرف منظم داروهای تجویز شده، برنامه منظم برای فعالیت فیزیکی و ورزش، داشتن استراحت به میزان کافی که می تواند فرد را به وضعیت بهتری از سلامت رهنمون شود. همچنین کاهش سطوح استرس فرد بیمار می تواند در کاهش علائم او مؤثر باشد.
همچنین اجتناب از فعالیت زیاد در محیطهای بیرون خصوصاً در هوای زیاد گرم که می تواند باعث تشدید بیماری شود، لازم است. حمام سونا، وان حاوی آب خیلی گرم، دوش با آب گرم گرفتن همگی می توانند باعث بدتر شدن علائم شوند که پرهیز از آنها مفید بنظر می رسد.



[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 79
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 14 بار
تماس:

پست توسط METRON »

بيماري مالتيپل اسكلروز را بهتر بشناسيم.


M.S چيست ؟

M.S يك بيماري مزمن است كه به علت تخريب اوليه و از بين رفتن غلاف ميلين در نرونهاي سيستم عصبي مركزي ايجاد مي شود . در اين بيماري غشاء ميلين كه جهت انتقال پيامهاي عصبي ضروري مي باشد دچار آسيب شده ، لذاسرعت انتقال پيام ها كاهش پيـدا مي كند . معمولاً شيوع بيماري در سنين 20 تا 40 سالگي و در زنان دو برابر مردان ، در سفيدپوستان بيش از سياه پوستان بوده ، در نواحي سرد آمريكاي شمالي و اروپا شايع تر است . اگر فردي درمنطقه پرخطر از نظر ابتلاء به M.S به دنيا بيايد و به منطقه كم خطر مهاجرت كند ، پس از 15 سالگي احتمال ابتلاء به M.S مانند منطقه پرخطر اوليه است .



علل وعوامل خطر در MS :

علت اصلي M.S ناشناخته است اما آخرين تئوري مطرح شده حاكي از آن است كه پروسه تخريب ميلين در M.S توسط يك عفونت ويروسي تحريك و آغاز مي شود .

استعداد ژنتيكي و احتمال دخالت ژن هاي متعددي در ايجاد M.S وجود دارد. اما تنها اثر ژن H.L.A بر روي كروموزوم 6 بعنوان يك عامل خطر، بسيار مورد بحث مي باشد . عوامل ديگري مانند عفونت ها ، صدمات فيزيكي ، استرس ، هيجان، خستگي وحاملگــي ( سه ماه پس از زايمان ) نيز مطرح مي باشد .



پاتوفيزيولوژي بيماري M.S :

ميلين ماده اي چرب با سرعت انتقال زياد است كه اطراف آكسون را احاطه نموده و باعث سرعت انتقال پيام هاي عصبي مي شود . در M.S با تخريب اوليه ميلين ، پلاكهايي در امتداد غشاء ميلين تشكيل مي شوند. در مركز اين جراحات سلولهاي اليگودندروسيت مرده وجود دارد كه با التهاب، زخم وتخريب بافت عصبي همراه است. در اين مرحله تلاش توسط سلولهاي اليگودندروسيت در لبه هاي پلاك جهت دوباره سازي ميلين اتفاق مي افتد. شايعترين محل ايجاد پلاك ها ، اعصاب چشم، مغز و نخاع گردني است .



سير بيماري در M.S به چهارگونه است :

1- عودكننده – فروكش كننده

2- پيشرونده ثانويه

3- پيشرونده اوليه

4- عودكننده پيشرونده



علائم كلينيكي :

1- ضعف و احساس مورمور شدن در اندام هاي تحتاني در اثر درگيري مغز ونخاع

2- كاهش بينايي ، به علت التهاب عصب بينايي

3- عدم تعادل ، به دليل درگيري مخچه

4- مشكلات مثانه و روده به دليل درگيري نخاع

5- عدم كارآيي مثانه، كه مي تواند به صورت ترس از ادرار كردن ، تكرر ادرار ، كاهش احساس دفع ادرار ، بي اختياري وتجمع ادرار وجود داشته باشد .

6- كاهش يا افزايش تون عضله دترسور ، عضله گردن مثانه ويا اسفنكتر خارجي مثانه . مهمترين اشـــكال در مثانـــــــه ، هايپررفلكسي مي باشد كه همراه با انقباض اسفنكتر مثانه ،عضله دترسور هم منقبض مي شود .

7- يبوست و عدم كارآيي روده به دليل ضايعه در نخاع، عدم تحرك ، كم آبي ، عوارض داروها و كاهش تغذيه مي باشد . عدم كنترل مدفوع بسيار نادراست ، اما ممكن است بوجود آيد .

8- عدم توانايي جنسي بدليل وجود ضايعات در راههاي اتونوميك بالارونده و پايين رونده و ضايعه در فيبرهاي حسي نخاع .

9- خستگي كه به علت انقباض عضلات ايجــــاد مي شود و نيزسبب كاهش انرژي ، عدم كنترل حركت ، مشكل در مراقبتهاي شخصي و مسائل جنسي و كاهش مسئوليت شغلي و تفريحــي مي گردد .

10- افسردگي در اثر ناتواني و يا سير بيماري بوجود مي آيد .



تست هاي تشخيصي :

1- بررسي مايع مغزي نخاعي (C.S.F)

2- بررسي مسير اعصاب شنوايي و بينايي از جهت كاهش سرعت انتقال پيامهاي عصبي

3- M.R.I از مغز و نخاع جهت تشخيص پلاكها



برنامه ريزي جهت درمان :

1- درمان حملات حاد بيماري شامل: كورتيكواستروئيد ، بصورت وريدي يا خوراكي مي باشد كه هر دو مورد سركوب كننده سيستم ايمني در مقابل ويروسها است و تا زمان بهبودي مورد استفاده قرار مي گيرد كه بايد كنترل و پيگيري به عمل آيد . نوع خوراكي اين دارو بايد تدريجاً كم و سپس قطع شود . آزايتوپرين يا سايتوكسان يا ايموران از ديگــــر مهار كننده هاي بيماري M.S پيشرونده مي باشند .

2- درمان در زمان تشديد علائم بيماري M.S :



الف ) داروهاي اينترفرون بتا Lb مانند Betaseron كه يك داروي ضدويروس براي بيماراني كه مكرراً دچار بهبودي و عود بيماري مي شوند تجويز مي گردد و بصورت زيرجلدي ، يكروز در ميان تزريق مي گردد .



ب ) داروهاي اينترفرون بتا La مانند Avonex در حملات عودكننده هفته اي يكبار عضلاني تزريـــق مي گردد.



ج ) Rebif تنها اينترفرون بتا La است كه بصورت سرنگ آماده تزريق با دو مقدار 22mg و 44mg موجود مي باشــد كه هفته اي 3 بار زيرجلدي تزريق مي گردد و پيش آگهي بسيار خوبي در كاهش ناتوانيهاي بيمار در آينده دارد .



د ) دارویCopaxane جهت حملات عود كننده M.S مفيد است و عوارض اينترفرونها مانند تب ، لرز ، رنگ پريدگي ، خستگي ، افسردگي و واكنشهاي پوستي را ندارد . عوارض شامل فشار قفسه سينه ، برافروختگي و كوتاه شدن تنفس در كمتر از 15 دقيقه مي باشد كه ندرتاً گزارش شده است.



3- درمان علامتي در M.S :

الف ) در هنگام عدم كارايي مثانه ، داروي اكسي بوترين و پروبانتيلين استفاده مي شود .

ب ) جهت درمان يبوست، پسيليوم – هيدروموكيلوئيدو بيزاكوديل

ج ) براي رفع خستگي، آمونتادين – فنوباربيتال – كلونازپام

و ) جهت گزگز و مورمور شدن كار با مازپين – فني توئين – امي تريتيلين



برنامه ريزي پرستاران در مراقبتهاي باليني بيماران M.Sكنترل علائم كلينيكي مانند :

1- تشخيص مشكلات بينايي از قبيل دو بيني و تاري ديد

2- گرفتن تاريخچه دقيق بيماري

3- تشخيص توانايي هاي حركتي از قبيل راه رفتن و كاركرد اندامهاي داخلي مانند روده ها ومثانه و بررســي عملكرد كار كليه ها

تشخیص های پرستاری و مداخلات

تشخیص پرستاری: يبوست در بيماران M.S :

كم تحركي وتخريب ميلين دو علت عمده يبوست است.

مداخله : رژيم غذايي پرفيبروپرحجم + مايعات 2000 سي سي روزانه مصرف كنند و در روز يكبار دفع داشته باشند .



تشخیص پرستاری: كمبود يا فقدان توانايي در فعاليتهاي روزمرهمداخله :

1- ايجاد تعادل بين كار ، استراحت ، ورزش و تفريح

2- انجام فعاليت روزانه بدون خستگي شديد در بيمار

3- استفاده از رژيم غذايي پركالري و پرپروتئين

4- كاهش تحريكات فيزيكي جهت پيشگيري از اسپاسم



5- ايجاد كشش در عضلات دچار اسپاسم حداقل 2 بار در روز

6- استفاده از داروهاي ضداسپاسم مانند بكلوفن طبق دستور پزشك

7- حركت دادن مفاصل دوبار در روز توسط خود بيمار يا پرستار مسئول

8- برطبق نوع و درجه تغيير شكل مفاصل در بيماران M.S استفاده از اسپلينت ، عصا ، واكر ويا صندلي چرخدار الزامي است .



تشخیص پرستاری: نداشتن اطلاعات كافي بيمار در مورد M.S

مداخله :

1- ارجاع و معرفي به مراكز يا انجمنهاي M.S

2- كم كردن استرس وعوامل استرس زا توسط آموزش به بيمار



تشخیص پرستاری: كاهش اعتماد به نفش در بيمار

مداخله:

1- تشخيص زمينه هاي رواني واجتماعي بيمار



2- تقويت اعتماد به نفس در بيمار

3- بررسي وحمايت بيمار در صورت افسردگي واسترس از طريق گروه درماني و گرفتن تاريخچه خانوادگي



ارزشيابي نهايي :

نهايتاً با بررسي و ارزشيابي نتايچ مورد انتظار واضح است كه كنترل ومعالجه M.S شايد نياز به زمان بسيار طولاني داشته باشد .



منابع :

1. Medical .Surgical.Nursing Jorcom Black 2001

2. MSS. com

تهیه کننده:

رقيه منتصري

كارشناس پرستاري بیمارستان نمازی
Major I
Major I
پست: 79
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 14 بار
تماس:

پست توسط METRON »

امروزه شواهد علمي بسياري وجود دارد كه اهمييت و نقش تغذيه را در حفظ سلامت بيماران MS ثابت كرده. اگرچه اكثر دستورات توصيه هاي عمومي است و تمام افراد بايد از آن پيروي كنند, ولي مواردي نيز وجود دارد كه در بيماران MS بر آنها تاكيد شده. افراد با عادات غذايي نادرست بايد بعد از آگاهي از برنامه تغذيه صحيح به تدريج و در چند مرحله از برنامه غذايي مناسب استفاده كنند. لذت بردن از غذا يك اصل مهم در تغذيه است و محروميت مطلق از مواد غذايي مورد علاقه وجود ندارد وبه همين علت اگر خوراكي هايي خارج از چهارچوب برنامه توصيه شده هستند مي توانند به مقدار كم و در دفعات كمتر استفاده شوند.

مصرف چربي ها:

به خاطر تشكيل تركيبات سمي و مضر براي بافت دستگاه عصبي مركزي و اثر مصرف چربي هاي ضروري كه نقش مهمي در ترميم و نگهداري سلولهاي عصبي دارند از اهمييت خاصي برخوردار است, خصوصا با توجه به عملكرد آن در بروز بيماريهاي قلبي و عروقي و افزايش وزن, مقدار چربي دريافتي و نوع آن بايد مشخص شود.

چربي هاي گياهي ( چند زنجيره اي ) بايد به جاي چربي هاي حيوانيجايگزين شوند.

انواع چربي هاي گياهي مثل روغن آفتابگردان و روغن گلهاي پامچال (Omega3), مواد با چربي هاي حيواني مثل ماهي تن, شاه ماهي و ماهي خالدار

دستورات كلي

اجتناب از:

1.پختن و مصرف غذاهاي چرب خصوصا گوشتهاي چرب و تمام چربي هاي با منشا حيواني

2.فرآورده هاي لبني پرچرب

3.سس هاي مايونز و تمامي سس هاي داراي چربي زياد

4.غذاهاي بسيار شيرين, كيك, بيسكوئيت شيريني , آبنبات

5. غذاهاي حساسيت زا مثل تخم مرغ, شير, سيب زميني, گوجه فرنگي, بادمجان, مخمرها, نان گندم و شكر, برخي از ميوه ها (بسته به واكنش بيمار), مواد غذايي با رنگهاي افزودني (نوشابه ها) و يا مواد نگهدارنده (كنسروها), ادويه, تمام ميوه ها و سبزيهايي كه خوب شسته نشده اند يا با افزايش دهنده هاي رشد تغذيه شده اند (سموم باقيمانده روي آنها مي تواند سمي و حساسيت زا باشد)

بيماران خود بايد با دقت به برنامه غذايي روزانه, غذاهاي حساسيت زا را شناخته و آنها را حذف كنند.

6.مصرف قهوه, الكل, كولا و چاي

توصيه هاي غذايي

مصرف:

1.چربي هاي محدود و انتخاب شده ( چربي هاي داراي Omega3, Omega6)

2.ميوه ها و سبزيهاي تازه و تميز (سبزيهاي داراي برگ سبز پررنگ)

3.جوانه دانه ها خصوصا(دانه يونجه) كه بايد موقع شروع به جوانه زدن ميل شوند.

4. پودر جلبك آبهاي تازه (بصورت بسته بندي شده در برخي فروشگاهها موجود است)

5.مايعات: آب تازه و تصفيه شده 2 ليتر (8ليوان) در روز, ساير چاي هاي گياهي (به جاي چاي معمولي) و آبميوه رقيق شده

اثر و خواص برنامه غذايي مناسب:

مواد غذايي علاوه بر رساندن انرژي اوليه به بدن موجب حفظ عملكرد مناسب و تقويت دستگاههاي مختلف(دستگاه ايمني, قلب و عروق, اعصاب و . . . ) مي شوند كه نتيجه آن احساس خوب بودن و قرارگرفتن در وضعيت روحي و جسمي مطلوب است كه در بيماريهاي مزمن اهمييت مضاعفي پيدا كنند.

برنامه غذايي بايد انتخاب شده و شامل مواد مورد نياز باشد (مغذي و مطلوب) پس بايد قبل از خريد فهرست كليه احتياجات سبد خريد خود را از نظر نوع و مقدار اقلام مورد نياز تهيه كنيد.

مصرف مناسب و به اندازه ويتامين هاي لازم مانند ويتامين هاي C و E و گروه B و املاح معدني چون منگنز, منيزيم, موليبدن, سلنيم و روي نيز در حفظ سلامتي بيماران ضروري مي باشد و در عين حال مصرف زياد و نابجاي ويتامين هاي چون A و B6 مي تواند خطرناك باشد.

با عنايت به نقش مهم چربي ها در سوخت و ساز بدن و به وجود آوردن انرژي لازم براي اعمال حياتي و لزوم حضور آن براي ساخت بافتهاي حياتي انواع چربي هاي مفيد ( مخصوصاً چربي هاي داراي تركيبات Omega3و Omega6 كه نقش محافظتي را نيز در بروز بيماريهاي قلبي و عروقي دارند ) توصيه مي شود.

به نقل از سايت ايران لينك
Major I
Major I
پست: 79
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 14 بار
تماس:

پست توسط METRON »

تصویر

نگاهی به حضور پررنگ ام اس در رسانه ها



چهارمین کنگره بین المللی ام اس در سالن های همایش های صدا و سیما روز جمعه به پایان رسید. در این کنگره سخنرانانی از سایر کشورها نیز شرکت داشتند و برخی از آخرین ترقیات در تشخیص و درمان این بیماری مورد بررسی قرار گرفت. تعداد زیادی از متخصصان ایرانی نیز در این سمینار مقالاتی ارائه کردند. برگزاری چنین سمینارهایی در هرحال از یک سو نشانه رشد کمی و کیفی دانش مغز و اعصاب در کشور ماست؛ رشته یی که با توجه به عمق تئوریک و علمی آن تاکنون تحت الشعاع رشته های عملی تر جراحی داخلی قرار داشت و از سوی دیگر با توجه به افزایش آگاهی عمومی از شیوع بالای بیماری هایی نظیر ام اس افزایش دانش متخصصان مربوطه به شدت مورد لزوم است. اما با این همه نمی توان نکات چندی را ناگفته گذاشت.
بیماری ام اس اگرچه شناخته شده ترین بیماری مغز و اعصاب است اما به هیچ وجه شایع ترین و مهمترین آنها نیست. اما به دلایلی که توضیح همه این دلایل آسان نیست سایر بیماری های مغز و اعصاب را به شدت تحت الشعاع خود قرار داده تا جایی که به نظر می رسد بیماری هایی که می روند تا به مسائلی ملی بدل شوند، در سایه قرار گرفته اند. بیماری هایی مانند آلزایمر و سایر بیماری های زوال عقل سالمندی که با استفاده از اطلاعات عمومی و صرف مختصری هزینه می توان (برخلاف ام اس) از آنها پیشگیری اولیه به عمل آورد و عملاً از شیوع آنها کاست، می روند تا به یک مساله ملی با عواقب بی شمار اجتماعی اقتصادی بدل شوند. در اینجا با بخش قابل توجهی از جمعیت کشور روبه رو هستیم که کیفیت حیات آنان و خانواده هایشان جزء مسوولیت های اساسی نه تنها جامعه پزشکی بلکه تمامی سرویس های خدماتی یک کشور است. در اینجا مسائل متعدد تشخیصی، درمانی و مراقبتی وجود دارد که تک تک آنها نیازمند توجه، وقت و هزینه کافی هستند؛ هزینه هایی که باعث صرفه جویی بیشتری در منابع مادی و معنوی کشور می شوند. تبیین حقوق بیماران مبتلا به آلزایمر و خانواده های آنان جزء اساسی ترین وظایف متخصصان مغز و اعصاب و تشکل هایی است که ایشان اداره می کنند. متاسفانه حتی کنگره سراسری آلزایمر نیز روز پنجشنبه به دلیل همزمانی تحت الشعاع اجلاس صدا و سیما قرار گرفت؛ کنگره یی که قاعدتاً می بایست در مقیاسی بسیار گسترده تر و با تشریک مساعی بسیاری از سازمان های دولتی و خصوصی شامل دانشگاه ها، مراکز توانبخشی، مراکز خیریه، سازمان های بیمه گر و حتی موسسه های فرهنگی تشکیل شود و منجر به تصمیم گیری های مهمی پیرامون جنبه های مختلف آلزایمر می شد. از سوی دیگر ما در زمینه پیشگیری، درمان و مراقبت از بیماران سکته مغزی نیز مشکلات فراوانی داریم. ما جزء معدود کشورهایی هستیم که واحد سکته مغزی نداریم، سیستمی اجتماعی برای انتقال سریع بیماران نیندیشیده ایم، تدابیری منطقی برای تهیه داروهای بسیار گران قیمتی که در سه ساعت اول می توانند نجات دهنده باشند، نیندیشیده ایم و همه اینها مستلزم ساعت ها کار کارشناسی با متخصصان مختلف و اطلاع رسانی سنجیده و البته تدارک مراکز بزرگ تر مراقبت از بیماران سکته مغزی است که باید بتوانند بستری شدگان «واحد سکته مغزی» را در خود جا بدهند تا این واحد بتواند بیماران بیشتری را بپذیرد. ما نه تنها هیچ کدام از این امکانات را نداریم بلکه انجمن سکته مغزی و کنگره سکته مغزی هم نداریم.
در مورد بیماری صرع هم اگرچه مشکلات ما به شوری سکته مغزی نیست اما بهتر است یادآوری کنم که ما هنوز هیچ مرکز تخصصی جراحی صرع نداریم. چنین مراکزی در همه جای دنیا در حال گسترش هستند و نقش مهمی در درمان بیماران مبتلا به صرع بازی می کنند.
روشن است که مقصود بنده به هیچ وجه کاستن از امکانات مربوط به بیماری ام اس نیست بلکه مقصود توجه همزمان به سایر بیماری هایی است که اهمیت کمتری ندارند. اما نکته دیگری که باید افزود اینکه چنین همایش هایی فرصت بسیار مناسبی هستند برای تعمیق دانش ما از بیماری هایی که پیشرفت های تکنولوژیک فزاینده در آنها مشکلات فرهنگی و اجتماعی خاصی در سطح ملی برای ما پدید می آورند. بررسی و آموزش آخرین پیشرفت ها اگرچه الزامی است اما مهمتر از آن تصمیم گیری در مورد کاربرد خاص این تکنولوژی در فرهنگ ماست که در این فرصت ها با حضور کارشناسان گوناگون می توان به توافق ها و قطعنامه های عملی دست یافت.
اگرچه انتخاب سالن صدا و سیما برای همایش «ام اس» احتمالاً تصادفی بوده است اما خیلی هم بی مسما نیست. علاقه زایدالوصف خبرنگاران و برنامه سازان صدا و سیما به بیماری «ام اس» که قطعاً برگرفته از درخواست های فراوان بینندگان و شنوندگان است برای همه متخصصان مغز و اعصاب آشکار است. باید گفت بهتر است این برنامه سازان محترم ضمن برآورده ساختن سلایق بینندگان خود، تلاشی هم برای ساختن نوعی سلیقه جدیدتر و مفیدتر داشته باشند و ضمن اختصاص وقت به بیماری هایی نظیر ام اس که اطلاعات عمومی مردم نقشی در کاهش شیوع آنها ندارد و حتی ممکن است به وحشت عمومی از این بیماری بینجامد، اوقاتی را هم به بیماری هایی اختصاص دهند که با گسترش اطلاعات می توان از آنها پیشگیری اولیه کرد و اساساً آمار ابتلای آنان را پایین آورد.



بابک زمانی
تندرست باشيد.
پرستار بدمهر شيرين زبان به از بد خوئي که بود مهربان
ارسال پست

بازگشت به “پزشکي”