دكتر شیرزاد سخنرانی خود را چنین آغاز کرد: متاسفانه در زمینه موضوع هستهای جامعه ما دچار فقر اطلاعاتی شدیدی است. ما در شرایطی با این مسئله آشنا شدیم كه كشور در معرض تهدید بود و نوعی جنبش ملی و یا به نظر من، «تبلیغاتی» راه افتاده بود. همین امر، باعث شد تا شرایط برای شناخت واقعبینانه نسبت به ابعاد این فنآوری و مسائل پیرامون آن فراهم نشود.
به گزارش خبرنگار نوروز، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه گفت: در كشورهائی كه فنآوری هستهای در آنها رشد پیدا كرده و موضوع جامعه شده، این بحث چند دهه سابقه دارد. مثلا از دهه شصت این بحث در اروپا وجود داشته است. همانطور كه مطلعید در اواخر جنگ جهانی دوم دو بمب هستهای در ژاپن منفجر شد و پیامد آن، بشر متوجه شد كه سلاح هستهای یك تهدید مرگباری است و البته در كنار سلاحهای هستهای كاربردهای دیگری هم مطرح بوده وهمیشه این بحث در كشورهای دارای فنآوری زنده بوده است. جنبش سبزها در آلمان و فرانسه و ایتالیا سالهاست در حال فعالیت هستند؛ نه تنها در مورد سلاحهای هستهای بلكه برای مقابله با صنایع و فعالیتهای دیگری كه خطرهای زیست محیطی دارد.
شیرزاد با اشاره به اینکه «بحثی كه در سطح محافل روشنفكری و در سطح محافل علمی همه كشورهای پیشرفته بحث روز است در كشور ما هیچ جایگاهی ندارد»، در مورد دلایل این وضعیت توضیح داد: حكومت جهتگیری حاد با این مسئله دارد. بطوری که بنده اگر بخواهم در مورد این مسئله صحبت كنم، با نظرات حكومت مشكل پیدا خواهم كرد هر چند بحث ما، بحث علمی است. نتیجه همین مسایل آن میشود كه اطلاعات جامعه بسیار پائین است و دید جامعه تحت تاثیر تبلیغات یكسویه قرار گرفته است.
این استاد دانشگاه براین اساس پیشبینی کرد به دلیل همین تبلیغات یكسویه، دولت نگذاشته مردم با تمام زمینههای این قصه آشنا شوند. روزی كه ناچار بشوند یك ذره كوتاه بیایند و با همین تبلیغات خودساخته خود با مشكل روبرو خواهند شد. این درست همان وضعیتی است كه زمان جنگ هم داشتیم؛ بطوری که در اواسط جنگ چهار نعل تاراندیم و شعار جنگ دادیم وزمینهای برای صلح جا نگذاشتیم.
وی در ادامه با طرح این سؤال که «انرژی هستهای دارای چه ابعاد و كاربردهایی است؟»، گفت: سه نوع كاربرد برای انرژی هستهای وجود دارد؛ یكی سلاح هستهای دوم :برق و سوم هم مسائل دیگر مثل باستانشناسی و كاربردهای متنوع دیگر در صنعت و کشاورزی.
شیرزاد با بیان اینکه «دو روش اول یك مقداری به هم نزدیك است و بسیاری از مهارتها مشابه است»، توضیح داد: به طور مثال سانتریفوژ كه ساخته میشود برای غنی كردن اورانیوم. اگر اورانیوم را تا چهار درصد غنی كنند برای نیروگاهها به درد میخورد و اگر این كار را تكرار كنند و به صدردرصد نزدیك شوند، میتوانند در سلاح هستهای به كار برند. ابزاری كه برای غنیسازی به كار گرفته میشود، تقریبا مشابه است و برای همین در سطح جهان حساسیت ویژهای نسبت به مسئله غنیسازی وجود دارد.
این استاد فیزیک دانشگاه درباره کاربرد سوم انرژی هستهای در بخشهای پزشکی و کشاورزی گفت: این کاربرد كاملا از دو دسته دیگر جداست و اصولا عنصر اورانیوم در آن، خیلی نقش كلیدی ندارد. یكی از مسائلی هم كه واقعا عذابآور است، این است كه تبلیغات میكنند كه اگر پا به عرصه این فنآوری بگذاریم، آنگاه در صنعت و كشاورزی و پزشكی خیلی پیشرفت خواهیم كرد. در حالیکه نكته این قسمت از فنآوری هستهای مربوط میشود به تولید رادیوایزوتوپها.
وی توضیح داد: از لحاظ هستهای به موادی که فعال هستند و پرتوزایی دارند، میگوییم مواد پرتوزا یا رادیواکتیو و به موادی كه پرتوزائی ندارند، رادیو ایزوتوپ میگوییم. تولید رادیوایزوتوپها امری عادی و قدیمی است. در ایران همان راكتوری كه در انتهای خیابان امیرآباد واقع است، از سی سال پیش رادیوایزوتوپ تولید میكند و اصولا قابل خرید هم هست و می توان آن را وارد كرد؛ البته با نظارتهایی كه برای ایمنی كار است.
شیرزاد براین اساس نتیجه گرفت: ما اگر بخواهیم در بخشهای مهم تكنولوژی هستهای پیشرفت كنیم، نیازی به غنیسازی نداریم. در نظنز ایزوتوپ تولید نمیشود. در نظنز اورانیوم غنیشده تهیه میشود كه میتوان برای نیروگاه و یا كارهای دیگر از آن استفاده كرد.
عضو شورای مركزی جبهه مشاركت در ادامه به بحثهای مربوط به تولید انرژی پرداخت و گفت: در زمینه تولید انرژی چند بحث وجود دارد از جمله اینكه آیا منابع انرژی هستهای لایزال است؟ در پاسخ باید گفت كه هرگز اینطور نیست. منابع اولیه انرژی هستهای فناپذیر است وطول عمر محدودی دارد. نكته دوم و دروغ بزرگی كه به مردم گفته میشود این است كه میگویند نفت تمام میشود و باید انرژی هستهای را جایگزین آن كرد. در حالیكه باید گفت انرژی هستهای هم تمام میشود و محدود است. اصولا وضعیت به گونهای نیست كه بتوان تصور كرد كه انرژی هستهای جایگزین انرژی فسیلی شود.
وی ادامه داد: منابع انرژی ارزشمند و تمامشدنی است و باید با برنامهریزی از آن استفاده كرد. فرض بگیریم انرژی فسیلی محدود باشد و انرژی اتمی بتواند بخشی از آن را تامین كند. اما ما در ایران منابع عظیمی داریم و بطور مثال ما میتوانیم عمر چاههای گاز خود را چندبرابر كنیم و قطعا اگر بخواهیم به عنوان یك كشور صاحب نفت درست از آن استفاده كنیم، باید بالاترین تكنولوژی را داشته باشیم. درحالیكه نظام مصرف انرژی در ایران یك نظام مریض است و كشوری كه اینطور منابع خود را نابود میكند، نمیتواند بگوید من جهت تامین انرژی نیاز به انرژی هستهای دارم.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: البته در دنیای امروز نگاه به ذخایر تجدیدپذیر است. ما در كشورمان، منابع انرژی تجدیدپذیر مثل خورشید و باد و.. داریم كه همیشه میتوان از آن استفاده كرد. با توجه به تابش خوب خورشید در كشور ما انرژی خورشیدی میتواند موفق باشد. بنابراین، در عمل ما صدها كار ناكرده داریم و چسبیدهایم به یك كارخاص كه هزینههای زیادی را متوجه كشور میكند.
شیرزاد سپس با طرح این سؤال كه «آیا انرژی هستهای انرژی تمیز و عاری ازهرگونه آلودگی است»، به بحث درباره ابعاد زیست محیطی انرژی هستهای پرداخت و گفت: اورانیوم آخرین عنصر سنگین موجود در طبیعت است و بالاترین طول عمر را دارد. وقتی اورانیوم را در نیروگاه استفاده میكنند، عنصری به نام پلوتونیوم تولید میشود. مادهای كه در طبیعت نیست و نیمه عمرش ده هزار سال است و وحشتناكترین عنصر برای سلامت انسان محسوب میشود. یك زمانی حدود ده هزار سال این ماده خطرناك را تولید میكند. به همین خاطر هم، جنبشهای مخالف فعالیتهای هستهای و جنبشهای سبز میگویند بشر مادهای را تولید میكند كه باید ده هزارسال از آن محافظت كند تا به بشر ضرر نرساند كه این كار تقریبا محال است؛ آن هم برای مادهای چون پلوتونیوم كه یك میلیگرم آن برای آلودگی منبع آب یك شهر بزرگ كافی است.
وی در ادامه تاكید كرد: بحث آلودگیهای زیست محیطی فعالیتهای هستهای بحثی بشری است و نمیتوان به سرنوشت زمین بیتفاوت بود. در حالیكه ما متاسفانه سرگرم مسائل حاشیهای شدهایم، بحث ضایعات هستهای به یك معضل حلنشدنی تبدیل شده و بعنوان نمونه، مردم ایتالیا رای دادند كه نیروگاهها را جمع كنید.
شیرزاد در ادامه انتقاداتش از تبلیغات یكسویه درباره انرژی هستهای گفت: ما داریم روی چیزی دست میگذاریم كه نمیدانیم چیست. در حالیكه میشد مملكت را به سمتی نبرد كه مصوبهای در شورای امنیت علیه ما بگذرانند كه در عمل، ما را از انرژی هستهای محروم كنند.
وی در ادامه با بیان اینكه « یك صنعت برای كشور در صورتی میتواند توجیهپذیر باشد كه اولا فنآوری و نیروی انسانی آن و ثانیا منابع اولیه آن را داشته باشیم»، گفت: ما در بحث هستهای هیچكدام از این دو دلیل را نداریم؛ نه نیروی انسانی ماهر داریم و نه مواد اولیه آن را.
شیرزاد افزود: كلیدیترین مساله در صنعت هستهای ما این است كه ما مواد اولیه یعنی اورانیوم را نداریم. اطلاعات موجود نشان میدهد اورانیوم شناختهشده در ایران یكی در معدن ساغند است با حدود هشتصد تن و دیگری در معادن بندرعباس كه حدود ششصد تن ذخیره دارد. از این منابع میتوان هزار و چهارصد تن كیك زرد تولید كرد؛ در حالی كه استرالیا حدود یك میلیون تن وكانادا حدود ششصد میلیون تن ذخیره دارد اما در جداول منابع اورانیوم جهانی، ایران جایگاهی ندارد و عمده ذخایر زمین هم در نزدیكی قطب شمال واقع است.
وی با اشاره به اینكه «تنها معدن فعال كنونی ایران ساغند یزد است كه روی این معدن با همكاری چینیها دو چاه با عمق چهارصد متر زده شده»، گفت: هزینه تمامشده حفر چاه در عمق پایین خیلی بالاست و اورانیوم حاصل از آن، چند برابر قیمت جهانی تمام میشود. در واقع، اورانیوم از این عمق خارج كردن امتیاز نیست. ضمن آنكه به علت نداشتن فنآوری توان استخراج ما هنوز معلوم نیست.
عضو شورای مركزی جبهه مشاركت با اشاره به اینكه «نیروگاه بوشهر سالی سی و پنج تن اورانیوم غنیشده میخواهد»، افزود: حتی در صورت به نتیجه رسیدن استخراج كل اورانیوم معادن ساغند یزد، این منابع تنها میتواند حدود ده سال نیروگاه بوشهر را تغذیه كند. ضمن آنكه این نیروگاه بعد از چهل سال قرار است هزار مگاوات برق تولید كند یعنی دو درصد از برق كشور.
شیرزاد در ادامه تاكید كرد: ما نمیتوانیم بدون همكاری دنیا وارد یك فنآوری شویم كه در دست دیگران است. ما ابتدا باید نوع رابطهمان را با دیگران درست كنیم. متاسفانه ما بدون توجه به این واقعیتها، فقط به تبلیغات میپردازیم و در تلویزیون فنآوری هستهای را چنان ساده جلوه می دهند كه گویی آب خوردن است.
شیرزاد سخنانش را با پرسش از رییسجمهوری پایان داد: آقای احمدینژاد مدتی پیش گفتند كه ما اگر بتوانیم به انرژی هستهای دست یابیم، ده سال جلو خواهیم افتاد. سئوال ما این است كه چند سال دیگر نتیجه خواهد داد؟ الان ما نتیجه تحریمها را میبینیم و متاسفانه سعی در پوشاندن آن میشود.
نوروز نيوز


)



