سلام دوستان
چه تركيبي از جنگنده هاي مختلف را براي يك عمليات برون مرزي مثلا حمله به يك پايگاه شكاري را پيشنهاد ميكنيد لطفا با ذكر نوع مهمات باشد ضمنا هواپيماهاي نسل پنجم هم نباشد و در حد امكان هواپيماهاي غربي و روسي هم با هم نباشد .
تركيب هواپيماهاي جنگنده براي عمليات برون مرزي
مدیران انجمن: hamed_713, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 1435
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 600 بار
- سپاسهای دریافتی: 10298 بار

-
- پست: 53
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶, ۳:۵۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 22 بار
- سپاسهای دریافتی: 50 بار
اين سوال به عوامل خيلي زيادي بستگي داره و به اين شکل نميشه جواب داد
ولي در مورد حمله به پايگاه شکاري من مقايسه اي بين اف-4ئي و اف-15ئي در عملياتي مشابه حمله به اچ-3 انجام دادم اميدوارم اگر اشتباهي صورت دادم دوستان تذکر بدهند.
[External Link Removed for Guests]
در اين تاپيک مشکلات حمله گفته شده که عبارتد از:
1-در تمام طول مسير هواپيماها ميبايست در ارتفاع پايين (20 تا 30 متري) پرواز مي کردند تا از ديد رادارهاي دشمن پنهان بمانند. در حالت عادي، پرواز در ارتفاع پايين به قدرت و مهارت بسياري نيازمند است اما پرواز در ارتفاع پايين بر فراز منطقهاي کوهستاني تقريبا به کاري غيرممکن ميماند.
اين مشکل در مورد اف-15ئي وجود ندارد و سيستم لانتير با نقشه برداري از سطح زمين و هدايت دسته خلبان و دادن هشدار در پرواز ارتفاع پايين مشکل را حل ميکند.
2-هيچ هواپيمايي به علت محدوديت سوخت نمي توانست چنين مسير طولاني را رفته و بازگردد. پس در حين عمليات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ي کافي دشوار بود مي بايست يک بويينگ براي رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه ميشد. آيا يک بويينگ ميتوانست خود را از ديد رادارها مخفي کند؟ سرعت بويينگ بسيار کمتر از سرعت هواپيماهاي جنگنده است بنابراين فانتومها نمي توانستند همراه اين هواپيماهاي غول پيکر حرکت کنند و در تمام طول مسير از آن در برابر جنگنده هاي عراقي محافظت کنند، حال اگر بويينگ در هر مرحله از عمليات توسط عراقيها هدف قرار ميگرفت تکليف فانتومها چه بود؟ اصولا آيا يک بويينگ 707 شانسي براي گذشتن از مرز عراق و رسيدن به نقطهاي که بايد سوختگيري در آن انجام مي شد را داشت و يا در همان مراحل آغاز عمليات هدف هواپيماهاي رهگير عراقي قرار ميگرفت؟ طبق برنامه ريزي عمليات، پس از اولين نوبت سوختگيري هواپيماي مادر بايد صبر ميکرد تا فانتومها عملياتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که اين بار ديگر عراقي هوشيار شده بودند) دوباره عمليات سوختگيري هوايي را انجام مي داد. در هر مرحله اي از عمليات امکان داشت واقعه ي ناخوشايندي براي هواپيماي سوخت رسان که ذاتا بيدفاع بود رخ دهد و مي دانيم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بويينگ کاملا گره خورده بود.
اف-15ئي باحمل 3 تانکر سوخت قادر به حمل 12 بمب 500 پاوندي مشابه فانتومها هستند و با برد 3900 کيلومتر براي چنين حمله اي نياز به سوختگيري هوايي ندارد.
3- در راه بازگشت مسلما عراقيها که ديگر از حمله آگاه شده بودند هواپيماهاي خود را بدنبال فانتومها مي فرستادند و هواپيماهاي ايراني در اينجا نيز بايد در صورت درگيري خود را حفظ ميکردند.
جنگنده بمب افکنهاي اف-15ئي علاوه بر حمل 3 تانکر سوخت و 2 غلاف نشانه گيري و ناوبري لانتيرن و 12 بمب 500 پاوندي قادر به حمل 4 موشک هوا به هوا از انواع مختلف هم هستند که در چنين حمله اي توان درگيري هوايي با دشمن رو هم دارند همينطور از سيستم اخلالگر و جنگ الکترونيک پيشرفته اي برخوردارند.
حمله اي که توسط خلبانان شجاع و جانبرکف ما با لياقتي که از خود نشان دادند و واقعا جاي تحسين دارد و البته با جنگنده هاي اف-4 انجام دادند بوسيله جنگنده هاي امروزي راحت تر انجام ميشود و احتمالا بخاطر دقت بيشتر هدفگيري نياز کمتري به مهمات و در نتيجه به تعداد جنگنده کمتري نسبت به 8 فروند اف-4 نياز است.
البته امروزه با وجود مهمات دقيق مثل بمبهاي JDAM , Paveway احتمالا در چنين حمله اي از اين مهمات هم استفاده شود.
ولي در مورد حمله به پايگاه شکاري من مقايسه اي بين اف-4ئي و اف-15ئي در عملياتي مشابه حمله به اچ-3 انجام دادم اميدوارم اگر اشتباهي صورت دادم دوستان تذکر بدهند.
[External Link Removed for Guests]
در اين تاپيک مشکلات حمله گفته شده که عبارتد از:
1-در تمام طول مسير هواپيماها ميبايست در ارتفاع پايين (20 تا 30 متري) پرواز مي کردند تا از ديد رادارهاي دشمن پنهان بمانند. در حالت عادي، پرواز در ارتفاع پايين به قدرت و مهارت بسياري نيازمند است اما پرواز در ارتفاع پايين بر فراز منطقهاي کوهستاني تقريبا به کاري غيرممکن ميماند.
اين مشکل در مورد اف-15ئي وجود ندارد و سيستم لانتير با نقشه برداري از سطح زمين و هدايت دسته خلبان و دادن هشدار در پرواز ارتفاع پايين مشکل را حل ميکند.
2-هيچ هواپيمايي به علت محدوديت سوخت نمي توانست چنين مسير طولاني را رفته و بازگردد. پس در حين عمليات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ي کافي دشوار بود مي بايست يک بويينگ براي رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه ميشد. آيا يک بويينگ ميتوانست خود را از ديد رادارها مخفي کند؟ سرعت بويينگ بسيار کمتر از سرعت هواپيماهاي جنگنده است بنابراين فانتومها نمي توانستند همراه اين هواپيماهاي غول پيکر حرکت کنند و در تمام طول مسير از آن در برابر جنگنده هاي عراقي محافظت کنند، حال اگر بويينگ در هر مرحله از عمليات توسط عراقيها هدف قرار ميگرفت تکليف فانتومها چه بود؟ اصولا آيا يک بويينگ 707 شانسي براي گذشتن از مرز عراق و رسيدن به نقطهاي که بايد سوختگيري در آن انجام مي شد را داشت و يا در همان مراحل آغاز عمليات هدف هواپيماهاي رهگير عراقي قرار ميگرفت؟ طبق برنامه ريزي عمليات، پس از اولين نوبت سوختگيري هواپيماي مادر بايد صبر ميکرد تا فانتومها عملياتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که اين بار ديگر عراقي هوشيار شده بودند) دوباره عمليات سوختگيري هوايي را انجام مي داد. در هر مرحله اي از عمليات امکان داشت واقعه ي ناخوشايندي براي هواپيماي سوخت رسان که ذاتا بيدفاع بود رخ دهد و مي دانيم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بويينگ کاملا گره خورده بود.
اف-15ئي باحمل 3 تانکر سوخت قادر به حمل 12 بمب 500 پاوندي مشابه فانتومها هستند و با برد 3900 کيلومتر براي چنين حمله اي نياز به سوختگيري هوايي ندارد.
3- در راه بازگشت مسلما عراقيها که ديگر از حمله آگاه شده بودند هواپيماهاي خود را بدنبال فانتومها مي فرستادند و هواپيماهاي ايراني در اينجا نيز بايد در صورت درگيري خود را حفظ ميکردند.
جنگنده بمب افکنهاي اف-15ئي علاوه بر حمل 3 تانکر سوخت و 2 غلاف نشانه گيري و ناوبري لانتيرن و 12 بمب 500 پاوندي قادر به حمل 4 موشک هوا به هوا از انواع مختلف هم هستند که در چنين حمله اي توان درگيري هوايي با دشمن رو هم دارند همينطور از سيستم اخلالگر و جنگ الکترونيک پيشرفته اي برخوردارند.
حمله اي که توسط خلبانان شجاع و جانبرکف ما با لياقتي که از خود نشان دادند و واقعا جاي تحسين دارد و البته با جنگنده هاي اف-4 انجام دادند بوسيله جنگنده هاي امروزي راحت تر انجام ميشود و احتمالا بخاطر دقت بيشتر هدفگيري نياز کمتري به مهمات و در نتيجه به تعداد جنگنده کمتري نسبت به 8 فروند اف-4 نياز است.
البته امروزه با وجود مهمات دقيق مثل بمبهاي JDAM , Paveway احتمالا در چنين حمله اي از اين مهمات هم استفاده شود.
