حتما در مدرسه ,تلويزيون , مسجد و ... اين مطلب را شنيده ايد که زبان عربي کاملترين زبان است و به همين علت خداوند قرآن را به زبان عربي نازل کرده است!! اما آيا اين سخن درست است؟ آيا قوانين گیج کننده صرف و نحو زبان تازي را که در مدرسه به کودکان ایرانی می آموزند به ياد داريد؟! (عدد معدود , صفت موصوف , اعلال ,اعراب............!!!!) . گویی اینکه همين قوانين هم توسط دانشمندان ايراني مثل ابن سيبويه و اخفش و غيره بر اساس قرآن و لهجه قوم قريش تنظيم و استاندارد شده است چون هر قوم و قبيله تازي لهجه و قوانين مختلف خودشان را داشته اند.
اگر منظوراز آموزش زبان تازي آشنايي با مفاهيم قرآن است بايد بگويم که خود عربها هم چيز زيادي از آن نمي متوجه نمی شوند . (اين را من نمي گويم بلکه دقيقا جمله و مثال بالا را از زبان يک عرب عراقي شنيده ام.) پس آيا بهتر نيست به جاي آموزش بيهوده و وقت تلف کن و هزينه بر عربي , معاني اصيل قرآني و اسلامي را بيشتر و بهتر به بچه مدرسه ايها آموزش داد؟
به سخن گفتن تازيان در شبکه هاي تلويزيوني و راديويي گوش کنيد . چنان با درشتي و زبري واژه ها را بر حلق و زبان مي رانند که انگار چيزي در گلويشان گير کرده.......
ال ال ح ال ع ال ظ ال ص .... ال ال ال......!!
اين همه از آن تازيان بيابانگردي بوده که کار و افتخارشان دزدي و راه زني و کشتار بيگناهان و جمع آوري غنايم و تجاوز به زنان و دختران بوده (و هست) .
تازيان بياباني که به فرموده خداوند پست ترين مردم و کافر ترين و دور و ترين مردم و نفهم ترين نسبت به دين خدا هستند....
الاعراب اشد کفرا و نفاقا و اجدروا ان لا يعلم ......... (سوره توبه آيه 97)
و در جاهاي ديگر قرآن مانند سوره شعرا و... بر اين مطلب تاکيد شده است.
آيا به جملات عربي دقت کرده اين که ناقص و نا تمام بوده و از داشتن فعل هاي
(است , هست , بود مانند افعال مهم to be در انگليسي و فعل هاي معادل است و بود و مشتقات آنها در زبانهاي زنده دنيا) محروم است؟
آيا اين زبان است که با جا به جا شدن يک حرکت معني کلمه عوض و يا حتي وارونه مي شود؟!
آيا ميدانيد که خود تازيان هم با زبان خود مشکل دارند و بسياري از آن قوانين عجيب را حتي خودشان هم رعايت نمي کنند؟!
آيا ميدانيد اعراب از 14 صيغه صرف فعل عملا فقط از 6 يا حد اکثر 8 تاي آن استفاده مي کنند و بقيه کار بردي ندارند؟
يذهب , يذهبان , يذهبون , تذهب , تذهبان , يذهبن , تذهب , تذهبان , تذهبون , تذهبين , تذهبان , تذهبن , اذهب , نذهب.
(حالا تازه اين سالمترين فعل تازي است واي به حال معتل و مهموز و...!!!)
حالا به من بگوييد آيا اين نشانه کامل بودن زبان است که صيغه مذکر مخاطب با صيغه مونث غايب يکسان باشد (تذهب) همچنين براي مثني آن ( سه بار تذهبان براي سه صيغه متفاوت!) اصلا ببينم اين مثني مسخره به چه دردي مي خورد؟!
اگر زباني پيدا بشود که براي جمع دو نفر جمع سه نفر جمع 4 نفز -5 نفر و.... صرف فعل جداگانه داشته باشد آيا آن زبان از تازي پيشرفته تر است يا گيج کننده تر ؟!
راستي چگونه ممکن است (به فرموده قرآن ) مردمي پست ترين باشند ولي زبانشان کاملترين؟!
به نظر من خداوند مي خواسته قدرت و عظمت خود را نشان دهد که کتاب موزون و معجزه کلام الهي خود را در قالب اين زبان ناقص نازل فرموده است. (يعني از پست ترين مصالح بهترين چيز ممکن را ساخته)
همانگونه که دين اسلام را در بين پست ترين مردم روي زمين معرفي نموده. از طرفي به فرموده خداوند ( در سوره شعرا آيات 197 تا 202 )اگر اسلام بر ملتي غير عرب نازل مي شد آنها به علت تعصبات کور تازيانه خود آنرا قبول نمي کردند و تنها ملت اينچنين بدوی در کره زمين هستند. ( پس نعوذ با الله شايد خداوند مجبور شده قرآن را به تازي بفرستد !!!) البته اين را به شوخي گفتم . چون خداوند خود بهتر مي داند و ما نادان هستيم.
در اينجا خلاصه اي از تحقيقات دانشمند بزرگ ايران زمين جناب آقاي پروفسور محمود حسابي که علاوه بر درجه علمي در فيزيک و رياضي , ايشان بر 5 زبان (فارسي,تازي , انگليسي , فرانسه , آلماني) به طور کامل و ريشه اي مسلط بوده و با 10 زبان ديگر هم آشنايي داشته اند را در مورد توانمندي زبان فارسي و زبانهاي آريايي ( اوستایی - پهلوی . . . ) بر زبان هاي ديگر به ويژه تازي را ذکر مي کنم.
بيا ييم ارزش زبان شيوا و آهنگين و زيبا و تواناي فارسي را بدانيم و آنرا پاس بداريم و از زنگار واژگان لاتين و تازي پاکش کنيم.
جستار زير، نوشتاري بسيار گويا و شيوا از روانشاد دکتر محمود حسابي، دانشمند بزرگ و فرزانه ايراني، است که توانايي و قدرت بالا و برتر زبان پارسي را در واژهسازي، در مقايسه با بسياري ديگر از زبانهاي جهان، با شرح و بياني دانشوارانه و روشمند، به نمايش ميگذارد و به دشمنان فرهنگ و هويت ريشهدار ايراني، پاسخي کوبنده و درهمشکننده ميدهد.
مقاله پژوهشي دکتر حسابي:
در تاريخ جهان، هر دورهاي ويژگيهايي داشته است. در آغاز تاريخ، آدميان زندگي قبيلهاي داشتند و دوران افسانهها بوده است. پس از پيدايش کشاورزي، دوره دهنشيني و شهرنشيني آغاز شده است. سپس دوران کشورگشاييها و تشکيل پادشاهيهاي بزرگ مانند پادشاهيهاي هخامنشيان و اسکندر و امپراتوري رم بوده است. پس از آن، دوره هجوم اقوام بربري بدين کشورها و فروريختن تمدن آنها بوده است. سپس دوره رستاخيز تمدن است که به نام رنسانس شناخته شده است. تا آن دوره ملل مختلف داراي وسايل کار و پيکار يکسان بودند. ميگويند که وسايل جنگي سربازان رومي و بربرهاي ژرمني با هم فرقي نداشته و تفاوت تنها در انضباط و نظم و وظيفهشناسي لژيونهاي رومي بوده که ضامن پيروزي آنها بوده است. همچنين وسايل جنگي مهاجمين مغول و ملل متمدن چندان فرقي با هم نداشته است.
از دوران رنسانس به اين طرف، ملل غربي کمکم به پيشرفتهاي صنعتي و ساختن ابزار نوين نايل آمدند و پس از گذشت يکي دو قرن، ابزار کار آنها به اندازهاي کامل شد که ملل ديگر را ياراي ايستادگي در برابر حمله آنها نبود. همزمان با اين پيشرفت صنعتي، تحول بزرگي در فرهنگ و زبان ملل غرب پيدا شد؛ زيرا براي بيان معلومات تازه، ناگزير به داشتن واژههاي نويني بودند و کمکم زبانهاي اروپايي داراي نيروي بزرگي براي بيان مطالب مختلف گرديدند.
در اوايل قرن بيستم، ملل مشرق پي به عقبماندگي خود بردند و کوشيدند که اين عقبماندگي را جبران کنند. موانع زيادي سر راه اين کوششها وجود داشت و يکي از آنها نداشتن زباني بود که براي بيان مطالب علمي آماده باشد. بعضي ملل چاره را در پذيرفتن يکي از زبانهاي خارجي براي بيان مطلب ديدند؛ مانند هندوستان، ولي ملل ديگر به واسطه داشتن ميراث بزرگ فرهنگي نتوانستند اين راه حل را بپذيرند که يک مثال آن، کشور ايران است.
براي بعضي زبانها، به علت ساختمان مخصوص آنها، جبران کمبود واژههاي علمي، کاري بس دشوار و شايد نشدني است، مانند زبانهاي سامي ,که اشارهاي به ساختمان آنها خواهيم کرد.
بايد خاطرنشان کرد که شمار واژهها در زبانهاي خارجي، در هر کدام از رشتههاي علمي خيلي زياد است و چند ميليون است. پيدا کردن واژههايي در برابر آنها کاري نيست که بشود بدون داشتن يک روش علمي مطمئن به انجام رسانيد و نميشود از روي تشابه و استعاره و تقريب و تخمين در اين کار پُردامنه به جايي رسيد و اين کار بايد از روي اصول علمي معيني انجام گيرد تا ضمن عمل، به بنبست برنخورد.
براي اين که بتوان در يک زبان به آساني واژههايي در برابر واژههاي بيشمار علمي پيدا کرد، بايد امکان وجود يک چنين اصول علمياي در آن زبان باشد. ميخواهيم نشان دهيم که چنين اصلي در زبان فارسي وجود دارد و از اين جهت، زبان فارسي زباني است توانا، در صورتي که بعضي زبانها ,گو اين که از جهات ديگر سابقه درخشان ادبي دارند ,ولي در مورد واژههاي علمي ناتوان هستند. اکنون از دو نوع زبان که در اروپا و خاورنزديک وجود دارد صحبت ميکنيم که عبارتاند از: زبانهاي هندواروپايي (Indo-European) و زبانهاي سامي (Semitic) [= زبانهاي: عبري، عربي]. زبان فارسي از خانواده زبانهاي هندواروپايي (آريايي) است.
در زبانهاي سامي واژهها بر اصل ريشههاي سه حرفي يا چهار حرفي قرار دارند که به نام ثلاثي و رباعي گفته ميشوند و اشتقاق واژههاي مختلف براساس تغيير شکلي است که به اين ريشهها داده ميشود و به نام ابواب خوانده ميشود. پس شمار واژههايي که ممکن است در اين زبانها وجود داشته باشد، نسبت مستقيم دارد با شمار ريشههاي ثلاثي و رباعي. پس بايد بسنجيم که حداکثر شمار ريشههاي ثلاثي چه قدر است. براي اين کار يک روش رياضي به نام جبر ترکيبي (Algebre Combinatoire) به کار ميبريم. حداکثر تعداد ريشههاي ثلاثي مجرد مساوي 19656 (نوزده هزار و ششصد و پنجاه و شش)مي شود و نميتواند بيش از اين تعداد ريشه ثلاثي در اين زبان وجود داشته باشد . درباره ريشههاي رباعي ميدانيم که تعداد آنها کم است و در حدود پنج درصد تعداد ريشههاي ثلاثي است، يعني تعداد آنها در حدود 1000 است. چون ريشههاي ثلاثياي نيز وجود دارد که به جاي سه حرف فقط دو حرف وجود دارد که يکي از آنها تکرار شده است؛ مانند فعل (شَدَّ) که حرف «د» دوبار به کار رفته است. از اين رو بر تعداد ريشههايي که در بالا حساب شده است، چندهزار ميافزاييم و جمعاً عدد بزرگتر بيست و پنج هزار (25000) ريشه را ميپذيريم.
چنان که گفته شد، در زبانهاي سامي از هر فعل ثلاثي مجرد ميتوان با تغيير شکل آن و يا اضافه [کردن] چند حرف، کلمههاي ديگري از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول ميباشد، مانند: فَعّلَ، فاعَلَ، اَفَعلَ، تَفَعّلَ، تَفاعَلَ، اِنفَعَلَ، اِفتَعَلَ، اِفعَلَّ، اِفعالَّ، اِستَفعَلَ … از هر کدام از افعال، اسامي مختلفي اشتقاق مييابد: اول، نامهاي مکان و زمان؛ دوم، نام ابزار؛ سوم، نام طرز و شيوه؛ چهارم، نام حرفه؛ پنجم، اسم مصدر؛ ششم، صفت (که ساختمان آن ده شکل متداول دارد)؛ هفتم، رنگ؛ هشتم، نسبت؛ نهم، اسم معني. با در نظر گرفتن همه انواع اشتقاق کلمات، نتيجه گرفته ميشود که از هر ريشهاي حداکثر هفتاد مشتق ميتوان به دست آورد (البته در عمل حدود 3/1 آن کاربرد دارد.). پس هر گاه تعداد ريشهها را که از 25000 کمتر است در هفتاد ضرب کنيم، حداکثر کلمههايي که به دست ميآيد 1750000 = 70 × 25000 ( که يک عملا حدود 600000 ششصد هزار تا يعني يک سوم آن قابل استفاده است) کلمه است. يک اشکالي که در فراگرفتن اين نوع زبان است، اين است که براي تسلط يافت به آن بايد دستکم 25000 (بيست و پنج هزار) ريشه را از برداشت و اين کار براي همه مقدور نيست، حتي براي اهل آن زبان، چه رسد به کساني که با آن زبان بيگانه هستند. اکنون اگر تعداد کلمات لازم آن از 600 هزار عدد بگذرد، ديگر در ساختار اين زبان راهي براي اداي يک معني نوين وجود ندارد مگر اين که معني تازه را با يک جمله ادا کنند. به اين علت است که در فرهنگهاي لغت از يک زبان اروپايي به زبان عربي ميبينيم که عده زيادي کلمات به وسيله يک جمله بيان شده است، نه به وسيله يک کلمه! مثلاً کلمه Confronation که در فارسي آن را ميشود به «روبهرويي» ترجمه کرد، در فرهنگهاي فرانسه يا انگليسي به عربي، چنين ترجمه شده است: «جعل الشهود و جاهاً و المقابله بين اقولهم»!!! کلمه Permeabtlity که ميتوان آن را در فارسي با کلمه «تراوايي» بيان کرد، در فرهنگهاي عربي چنين ترجمه شده است: امکان قابلية الترشح!!!
اشکال ديگر در اين زبانا، اين است که چون تعداد کلمات کمتر از تعداد معاني مورد لزوم است و بايد تعداد زيادتر معاني ميان تعدا کمتر کلمات تقسيم شود، پس به هر کلمهاي چند معني تحميل ميشود در صورتي که شرط اصلي يک زبان علمي اين است که هر کلمهاي فقط به يک معني دلالت بکند تا هيچ گونه ابهامي در فهميدن مطلب علمي باقي نماند. به طوري که يکي از استادان دانشمند دانشگاه اظهار ميکردند، در يکي از مجلههاي خارجي خواندهاند که در برابر کلمات بيشمار علمي که در رشتههاي مختلف وجود دارد، آکادمي مصر که در تنگناي موانع [ياد شدن در] بالا واقع شده است، چنين نظر داده است که بايد از به کار بردن قواعد زبان عربي در مورد کلمات علمي صرف نظر کرد و از قواعد زبانهاي هندواروپايي استفاده کرد. مثلاً در مورد کلمه Cephalopode که به جانوران نرمتني گفته ميشود مانند «اختاپوس» که سر و پاي آنها به هم متصلاند و در فارسي به آنها «سرپاوران» گفته شده است، بالاخره کلمه « رأسه رجليه !!» را پيشنهاد کردهاند که اين ترکيب به هيچ وجه عربي نيست. براي خود کلمه Mollusque که در فارسي «نرمتنان» گفته ميشود، در عربي يک جمله به کار ميرود: «حيوان عادم الفقار»!
قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبانهاي هندواروپايي است. ميخواهيم ببينيم چگونه در اين زبانها ميشود تعداد بسيار زيادي واژه علمي را به آساني ساخت. زبانفارسي داراي شمار کمي ريشه در حدود 1500 (هزار و پانصد) عدد ميباشند و داراي تقريباً 250 پيشوند (Prefixe) و در حدود 600 پسوند (Suffixe) هستند که با اضافه کردن آنها به اصل ريشه ميتوان واژههاي ديگري ساخت. مثلاً از ريشه «رو» ميتوان واژههاي «پيشرو» و «پيشرفت» را با پيشوند «پيش»، و واژههاي «روند» و «روال» و «رفتار» و «روش» را با پسوندهاي «اند» و «ار» و «اش» ساخت. در اين مثال، ملاحظه ميکنيم که ريشه «رو» به دو شکل آمده است: يکي «رو» و ديگري «رف». با فرض اين که از اين تغيير شکل ريشهها صرف نظر کنيم و تعداد ريشهها را همان 1500 بگيريم، ترکيب آنها با 250 پيشوند، تعداد 375000 = 250 × 1500 (سيصد و هفتاد و پنج هزار) واژه را به دست ميدهد. اينک هر کدام از واژههايي که به اين ترتيب به دست آمده است را ميتوان با يک پسوند ترکيب کرد. مثلاً از واژه «خودگذشته» که از پيشوند «خود» و ريشه «گذشت» درست شده است، ميتوان واژه «خودگذشتگي» را با افزودن پسوند «گي» به دست آورد و واژه «پيشگفتار» را از پيشوند «پيش» و ريشه «گفت» و پسوند «ار» به دست آورد. هرگاه 375000 واژهاي را که از ترکيب 1500 ريشه با 250 پيشوند به دست آمده است با 600 پسوند ترکيب کنيم، تعداد واژههايي که به دست ميآيد، ميشود 225000000 = 600 × 375000 (دويست و بيست و پنج ميليون !!!!!!!!!!!!!). بايد واژههايي را که از ترکيب ريشه با پسوندهاي تنها به دست ميآيد نيز حساب کرد که ميشود 900000 = 600 × 1500 (نهصد هزار). پس جمع واژههايي که فقط از ترکيب ريشهها با پيشوندها و پسوندها به دست ميآيد، ميشود: 226275000 = 900000 + 375000 + 225000000 يعني دويست و بيست و شش ميليون و دويست و هفتاد و پنج هزار واژه. در اين محاسبه فقط ترکيب ريشهها را با پيشوندها و پسوندها در نظر گرفتيم، آن هم فقط با يکي از تلفظهاي هر ريشه. ولي ترکيبهاي ديگري نيز هست مثل ترکيب اسم با فعل (مانند: پيادهرو) و اسم با اسم (مانند: خردپيشه) و اسم با صفت (مانند: روشندل) و فعل با فعل (مانند: گفتگو) و ترکيبهاي بسيار ديگر در نظر گرفته شده و اگر همه ترکيبهاي ممکن را در زبانهاي هندواروپايي بخواهيم به شمار آوريم، تعداد واژههايي که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معيني ندارد و نکته قابل توجه اين است که براي فهميدن اين ميليونها واژه فقط نياز به فراگرفتن 1500 ريشه و 850 پيشوند و پسوند داريم، در صورتي که ديديم در يک زبان سامي (تازي) براي فهميدن دو ميليون واژه بايد دستکم 25000 ريشه را از برداشت و قواعد پيچيده صرف افعال و اشتقاق را نيز فراگرفت و در ذهن نگاه داشت.
اساس توانايي زبانهاي هندواروپايي در يافتن واژههاي علمي و بيان معاني همان است که شرح داده شد. زبان فارسي يکي از زبانهاي هندواروپايي است و داراي همان ريشهها و همان پيشوندها و پسوندها است. تلفظ حروف در زبانهاي مختلف هندواروپايي متفاوت است ولي اين تفاوتها طبق يک روالي پيدا شده است. توانايياي که در هر زبان هندواروپايي وجود دارد، مانند يوناني و لاتين و آلماني و فرانسه و انگليسي، در زبان فارسي هم همان توانايي وجود دارد. روش علمي در اين زبانها مطالعه شده و آماده است و براي زبان فارسي به کار بردن آنها بسيار ساده است. براي برگزيدن يک واژه علمي در زبان فارسي فقط بايد واژهاي را که در يکي از شاخههاي زبانهاي هندواروپايي وجود دارد با شاخه فارسي مقايسه کنيم و با آن همآهنگ سازيم.
توانمندی زبان فارسي دربرابر زبان تازي (عربي)
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 234
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
- محل اقامت: ايران
- سپاسهای ارسالی: 13 بار
- سپاسهای دریافتی: 40 بار
- تماس:
توانمندی زبان فارسي دربرابر زبان تازي (عربي)
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2732
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 12804 بار
- سپاسهای دریافتی: 4580 بار
Re: توانمندی زبان فارسي دربرابر زبان تازي (عربي)
Damavand نوشته شده:حتما در مدرسه ,تلويزيون , مسجد و ... اين مطلب را شنيده ايد که زبان عربي کاملترين زبان است و به همين علت خداوند قرآن را به زبان عربي نازل کرده است!! اما آيا اين سخن درست.
دوست عزيز كي و چه كسي تا حالا همچين حرفي رو زده كه شما مي گيد ؟؟
قرآن براي اين به زبان عربي هست كه در ان زمان اين قوم احتياج به كمك داشتن نه چيز ديگري؟
و پيشنهاد مي كنم زياد به اختلافات دامن نزنيد و زخم هاي كهنه رو باز نكنيد
بگزار مسلمان با مسلمان بجنگد غرب
با اين حرفا قوت مي گيرد !!!
[FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif] این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,
[FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر
[FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر

-
- پست: 1086
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۳۸ ق.ظ
- محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
- سپاسهای ارسالی: 103 بار
- سپاسهای دریافتی: 117 بار

-
- پست: 451
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 22 بار
maryam-paizi نوشته شده:بازهم جفنگيات يك ناسيوناليست دو آتيشه يا به تعبير قديمي خودم (( تفاله هاي كوروش)) البته با عرض معذرت!![]()
من نميدانم هدف ايشان از چنين مزخرفاتي چه بودۀ!و همين طور كساني كه مثل او فكر ميكنند چه در سرشان ميگذرد!![]()
با كوبيدن زبان عربي (كه حدود نيمي از كلمات زبان فارسي عربي هستند ) ميخواهي چه چيزي را ثابت كني!
كه ما تاريخ nهزار سال تاريخ داريم و اين جور فخر فروشي هاي ابلهانهميخواهيد با كوروش داريوش نشخوار كردنتان فقط عقدهاي نژاد پرستانه خودتان را تسكين دهي!
من نفرتم را از شما و امثال شماشو ينيست هاي باستان گرا پنهان نميكنم.
آنان كه فخر اجداد دارند سگانند دل به استخوان خود شاد دارند
من در اين پست اصلا قصد توهين به تاريخ و هويت كشورم( كه به آن افتخار هم ميكنم) ندارم. ام بعضي دوستان هم شورش را در اورده اند.
هرچند که بعید میدونم پستتون ویرایش یا حذف نشه ! ولی باید بگم چنین افرادی کم نیستند !!! روز به روز هم دارن بیشتر میشن ! از اون طرف اسلام و عرب پرست ها ی افراطی ، از این طرف هم تاریخ پرستان افراطی ( به قول خودشون وطن پرست ) ! فکر کنم فراموش شده که باید چه چیزی باید پرستیده بشه !!!
لبخند تلخ ...
فکر میکنم مختصر منطقی جمله ی زیر رو تایید کنه که :
هر زبانی نقاط قوت و ضعف خود را دارد ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حالا یه نکته ی مهم :
من فکر میکنم منشا این تنفر وطن پرستان (!) عقب ماندگی ما به خاطر تجاوز اعراب در هزار و چهار صد سال پیش می باشد (!)
به نظر بنده این مورد میتواند موثر باشد اما همه ی ماجرا نیست . اصل ماجرا به خودمان بر می گردد . این هایی که میگویند همه چیز زیر سر آمریکا و انگلیس هست کاری میکنند که در علوم رفتاری به آن میگویند « فرافکنی » !
هرچند که باز هم من خیانت های آن ها ( آمریکا انگلیس و ... ) را رد نمیکنم ، اما باز هم به این مورد اعتقاد دارم که هیچ کس بیشتر از خودمان در این عقب ماندگی مقصر نیست .
وقتی فردی بلند میشود و تحریفی را در دین گوشزد میکند او را کافر مینامند (!) و اجازه ی حرف زدن را به او نمیدهند ( حداقلش اجازه ندادن به حرف زدن هست ، حداکثرش را خودتان حدس بزنید ! ) مسلما چنین کشوری عقب خواهد ماند .
آخر چطور میشود هجوم هزار و چهار صد سال پیش باعث شود کشوری نتواند هنوز هم پیشرفت کند ؟؟؟؟؟
ژاپن ویران از جنگ جهانی را ببنید !!! در چند دهه برای خودش غولی شد ! نه نفت داشت نه گاز ! فقط :
مردم و دولتی کوشا ، با پشتکار و افکاری باز :
« ژاپنی ها سخت بر این باورند که بهترین سرمایه ای که می توان برای نسل های آینده به ارث گذاشت و بهترین شیوه ای که می توان از طریق آن آینده ی نسل ها را اطمینان بخش ساخت اینست که به آنان تعلیم و تربیتی داد که اندیشه را غنی سازد و افق ذهنی را توسعه بخشد . »منبع : آموزش و پرورش تطبیقی به قلم دکتر احمد آقا زاده
لبخند تلخ ...

- پست: 1575
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار
- تماس:
خب يک چيزهايي رو فراموش کرديم و يک عده سودجو هم فلفل مي ريزند.
اولا
عربي را ياد مي گيريم چون زبان قرآن است و فهم عربي دانستن قرآن را برايمان هموار مي کند همان طور که مي دانيم امکان ترجمه از زباني به زبان ديگر به طور دقيق به هيچ عنوان امکان پذير نيست.هم اکنون ميبينيم که ترجمه هاي قرآن با وجود مفهوم مشترک ولي متفاوت است.به همين دليل هيچ گاه ترجمه قرآني بدون نسخه عربي آن ارايه نمي شود و مورد پسند نيست.
مقاله بالا علمي نمي باشد چون
1.تمام دبيران و استادان زبان شناسي که داشته ام و صحبت کرده ام همگي به دستور زبان قدرتمند و دقيق عربي اعتراف داشته اند.
2.خودتان از تلفظ عشقي انگليسي و نوشتار عشقي فارسي (توفان طوفان - گذاشتن - گزاشتن!) خبر داريد.
3.اگر مقاله بالا علمي بود حتما نقاط قوت عربي نيز بيان مي شد.
همچنين
اولا
زبان اسلام و قرآن عربي است.
دوما
در تمام کشورها بيش از 2 يا 3 زبان آموزش مي دهند.
سوما
اگر عربي فراموش شود اسلام نيز فراموش شده است.
دوست عزیز کی گفته
ما بعد اسلام پیشرفت نکردیم بلکه تمام پیشرفتمان را مدیون به اسلام هستیم.
شما بیا تعداد دانشمندان و کتب و شعرا قبل و بعد اسلام را مقایسه کن و روی ترازو بگذار چی می شود؟ شما کدام دانشمند و شاعر ایرانی دارای شهرت جهانی قبل از اسلام می شناسید کجای ایران باستان ابن سینا و فردوسی و سعدی و ابوریحان و ... داشته است.
ضعیف شدن اسلام از حدود 300 تا 250 سال پیش شروع شد و 40 الی 50 سال پیش تمام شد و از آن موقع بیداری مجدد جهان اسلام آغاز شد و همچنان ادامه دارد و انشاالله تا 30 الی 40 دیگر دوباره همان ابرقدرت جهانی که به اسم Islamic World می شناسند خواهیم شد. دوران مغول را فراموش کرده اید که چگونه جهان اسلام آسیب دید و ضعیف شد
ولی بعد 50 الی 60 سال آنچنان قدرتمندشد که بیزانس و آتن و شرق اروپا به جهان اسلام پیوست و اروپایی ها به پدرانشان لعنت می فرستادند(به دلیل تحریک مغول به هجوم )
این دفعه جهان اسلام کل اروپا و چین و روسیه را فتح خواهد کرد.
اولا
عربي را ياد مي گيريم چون زبان قرآن است و فهم عربي دانستن قرآن را برايمان هموار مي کند همان طور که مي دانيم امکان ترجمه از زباني به زبان ديگر به طور دقيق به هيچ عنوان امکان پذير نيست.هم اکنون ميبينيم که ترجمه هاي قرآن با وجود مفهوم مشترک ولي متفاوت است.به همين دليل هيچ گاه ترجمه قرآني بدون نسخه عربي آن ارايه نمي شود و مورد پسند نيست.
مقاله بالا علمي نمي باشد چون
1.تمام دبيران و استادان زبان شناسي که داشته ام و صحبت کرده ام همگي به دستور زبان قدرتمند و دقيق عربي اعتراف داشته اند.
2.خودتان از تلفظ عشقي انگليسي و نوشتار عشقي فارسي (توفان طوفان - گذاشتن - گزاشتن!) خبر داريد.
3.اگر مقاله بالا علمي بود حتما نقاط قوت عربي نيز بيان مي شد.
همچنين
اگر منظوراز آموزش زبان تازي آشنايي با مفاهيم قرآن است بايد بگويم که خود عربها هم چيز زيادي از آن نمي متوجه نمی شوند . (اين را من نمي گويم بلکه دقيقا جمله و مثال بالا را از زبان يک عرب عراقي شنيده ام.) پس آيا بهتر نيست به جاي آموزش بيهوده و وقت تلف کن و هزينه بر عربي , معاني اصيل قرآني و اسلامي را بيشتر و بهتر به بچه مدرسه ايها آموزش داد؟
اولا
زبان اسلام و قرآن عربي است.
دوما
در تمام کشورها بيش از 2 يا 3 زبان آموزش مي دهند.
سوما
اگر عربي فراموش شود اسلام نيز فراموش شده است.
دوست عزیز کی گفته
آخر چطور میشود هجوم هزار و چهار صد سال پیش باعث شود کشوری نتواند هنوز هم پیشرفت کند
ما بعد اسلام پیشرفت نکردیم بلکه تمام پیشرفتمان را مدیون به اسلام هستیم.
شما بیا تعداد دانشمندان و کتب و شعرا قبل و بعد اسلام را مقایسه کن و روی ترازو بگذار چی می شود؟ شما کدام دانشمند و شاعر ایرانی دارای شهرت جهانی قبل از اسلام می شناسید کجای ایران باستان ابن سینا و فردوسی و سعدی و ابوریحان و ... داشته است.
ضعیف شدن اسلام از حدود 300 تا 250 سال پیش شروع شد و 40 الی 50 سال پیش تمام شد و از آن موقع بیداری مجدد جهان اسلام آغاز شد و همچنان ادامه دارد و انشاالله تا 30 الی 40 دیگر دوباره همان ابرقدرت جهانی که به اسم Islamic World می شناسند خواهیم شد. دوران مغول را فراموش کرده اید که چگونه جهان اسلام آسیب دید و ضعیف شد
ولی بعد 50 الی 60 سال آنچنان قدرتمندشد که بیزانس و آتن و شرق اروپا به جهان اسلام پیوست و اروپایی ها به پدرانشان لعنت می فرستادند(به دلیل تحریک مغول به هجوم )
این دفعه جهان اسلام کل اروپا و چین و روسیه را فتح خواهد کرد.
هیهات منا الذلة

-
- پست: 451
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 22 بار
Sardar نوشته شده:خب يک چيزهايي رو فراموش کرديم و يک عده سودجو هم فلفل مي ريزند.
اولا
عربي را ياد مي گيريم چون زبان قرآن است و فهم عربي دانستن قرآن را برايمان هموار مي کند همان طور که مي دانيم امکان ترجمه از زباني به زبان ديگر به طور دقيق به هيچ عنوان امکان پذير نيست.هم اکنون ميبينيم که ترجمه هاي قرآن با وجود مفهوم مشترک ولي متفاوت است.به همين دليل هيچ گاه ترجمه قرآني بدون نسخه عربي آن ارايه نمي شود و مورد پسند نيست.
مقاله بالا علمي نمي باشد چون
1.تمام دبيران و استادان زبان شناسي که داشته ام و صحبت کرده ام همگي به دستور زبان قدرتمند و دقيق عربي اعتراف داشته اند.
2.خودتان از تلفظ عشقي انگليسي و نوشتار عشقي فارسي (توفان طوفان - گذاشتن - گزاشتن!) خبر داريد.
3.اگر مقاله بالا علمي بود حتما نقاط قوت عربي نيز بيان مي شد.
همچنيناگر منظوراز آموزش زبان تازي آشنايي با مفاهيم قرآن است بايد بگويم که خود عربها هم چيز زيادي از آن نمي متوجه نمی شوند . (اين را من نمي گويم بلکه دقيقا جمله و مثال بالا را از زبان يک عرب عراقي شنيده ام.) پس آيا بهتر نيست به جاي آموزش بيهوده و وقت تلف کن و هزينه بر عربي , معاني اصيل قرآني و اسلامي را بيشتر و بهتر به بچه مدرسه ايها آموزش داد؟
اولا
زبان اسلام و قرآن عربي است.
دوما
در تمام کشورها بيش از 2 يا 3 زبان آموزش مي دهند.
سوما
اگر عربي فراموش شود اسلام نيز فراموش شده است.
دوست عزیز کی گفتهآخر چطور میشود هجوم هزار و چهار صد سال پیش باعث شود کشوری نتواند هنوز هم پیشرفت کند
ما بعد اسلام پیشرفت نکردیم بلکه تمام پیشرفتمان را مدیون به اسلام هستیم.
شما بیا تعداد دانشمندان و کتب و شعرا قبل و بعد اسلام را مقایسه کن و روی ترازو بگذار چی می شود؟ شما کدام دانشمند و شاعر ایرانی دارای شهرت جهانی قبل از اسلام می شناسید کجای ایران باستان ابن سینا و فردوسی و سعدی و ابوریحان و ... داشته است.
ضعیف شدن اسلام از حدود 300 تا 250 سال پیش شروع شد و تا 40 الی 50 سال پیش تمام شد و از آن موقع بیداری مجدد جهان اسلام آغاز شد و همچنان ادامه دارد و انشاالله تا 30 الی 40 دیگر دوباره همان ابرقدرت جهانی که به اسم Islamic World می شناسند خواهیم شد. دوران مغول را فراموش کرده اید که چگونه جهان اسلام آسیب دید و ضعیف شدولی بعد 50 الی 60 سال آنچنان قدرتمندشد که بیزانس و آتن و شرق اروپا به جهان اسلام پیوست و اروپایی ها به پدرانشان لعنت می فرستادند(به دلیل تحریک مغول به هجوم )
![]()
این دفعه جهان اسلام کل اروپا و چین و روسیه را فتح خواهد کرد. همچنان که زمزمه های مسلمان شدن روسها شنیده می شود و از طرفی جمعیت روس های غیر مسلمان روز به روز کاهش پیدا می کند.
بله ! درست می فرمایید .
من میگم :
اسلام مشکلی نداره ! اون چیزی که مشکل داره ، چیزهای من دراوردی ایه که به اسم اسلام به خورد ملت داده شده و یکی از عوامل مهم عقب ماندگی ما در عصر حاضر هست !!!
من توی یه انجمن مذهبی درباره ی یکی از همین چیزای من دراوردی ( البته تا اونجایی که میدونم انگلیس دراوردیه ) یه سوالی پرسیدم هنوز هم که هنوزه ( بعد از گذشت چند هفته ! ) کسی نتونسته براش جوابی بده !!!
جالبه که این موضوع بسیار هم عادی هست و در جامعه ی ما هنجار به حساب میاد !!!!! و منی که اون سوال رو پرسیدم رسما هنجار شکنی کردم !
امیدورام جمعیت مسلمان های واقعی افزایش پیدا کند عزیز برادر نه ...

-
- پست: 451
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 22 بار

- پست: 237
- تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 13 بار
- سپاسهای دریافتی: 83 بار
بعد اون وقت هميه اين تاپيک ها مربوط به زبان فارسي بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!
چرا به بحث عرب و پارس روي آورديد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و بعد يکي از دوستان گفته بود چطور حمله اعراب 1400 سال پيش موجب عقب ماندگي امروز ما شده ؟
اگه من به اين سوال جواب بدم خودم هم تاپيکي را ارسال کردم که ربطي به موضوع نداره
دوستان الان سه روزه که دارم روي موضوعي مطالعه مي کنم که مي شه ريشه اختلاف بين پارسيان و اعراب را در اون مطرح کرد اميد وارم در آن تاپيک اين موارد مطرح بشه

- پست: 1106
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۱۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 176 بار
- سپاسهای دریافتی: 468 بار
- تماس:
پیشتاز سخن گسترا ن ** ایا نخبه استاد نام آوارن
زبان دری راست از تو سپاس ** که بودی تو دیوار آنرا اسا س
عروس سخن را بیا راستی ** بدان سان که نبود درآن کاستی
فرادست استا د نظم در ی ** تو بر کهکشان خرد مشتری
سخن سنج ماهر به بز م سخن ** حکیم سخنور به هر انجمن
به اوج سپهر خرد آفتاب ** به بزم سخن گستران نکته یاب
به در یای اندیشه غواص چست ** به میدان حکمت سوار نخست
چه خوش گفت سلطان درگاه فضل ** که برتر زگوهر بود جای فضل
"نجوید کسی بر کسی برتری " ** "مگرکزطریق هنر پر وری"
نمیری تو ای خاص فرزانگان ** بود نام تو زنده ی جاودان
بود جاودان عز و تمکین تو ** اگر چه که سنگ است بالین تو
تو بر اوج اوج ادب بی نظیر ** به بزم سترگان حکیم اثیر
بنا کردی ازنظم شعر رفیع ** ز اعجاز معنی و لفظ بدیع
بود خمسه ات بر سپهر ادب ** درخشان شهابی بر اورنگ شب
زفرهاد و شیرین زدی داستان ** به شیرینی لفظ و طبع روان
بدان سان که فرهاد در کارعشق ** بشد رونق افزای بازار عشق
زشعر تو شد نام او جاودان ** وگر نه نه نامی بدش نه نشان
گرامیست نامت به هر انجمن ** ز لطف معانی چو آید سخن
بسا شاعران تشاعر پسند ** به تقلید خمسه سخن رانده اند
دریغا که چون زان بگیری سراغ ** بیاد آورد قصه ی کبک و زا غ
هنرمند آن شد که نو آفرید ** سزد شعر را تا نو آید پد ید
نه هر کس که آینه گستر شود ** به اقلیم معنی سکند ر شود
نه هر پهلو ان مرد نامی شود ** نه هر نظم گستر نظامی شود
"نظامی که نطم دری کار اوست ** دری نظم کردن سزاوار اوست"
زبان دری راست از تو سپاس ** که بودی تو دیوار آنرا اسا س
عروس سخن را بیا راستی ** بدان سان که نبود درآن کاستی
فرادست استا د نظم در ی ** تو بر کهکشان خرد مشتری
سخن سنج ماهر به بز م سخن ** حکیم سخنور به هر انجمن
به اوج سپهر خرد آفتاب ** به بزم سخن گستران نکته یاب
به در یای اندیشه غواص چست ** به میدان حکمت سوار نخست
چه خوش گفت سلطان درگاه فضل ** که برتر زگوهر بود جای فضل
"نجوید کسی بر کسی برتری " ** "مگرکزطریق هنر پر وری"
نمیری تو ای خاص فرزانگان ** بود نام تو زنده ی جاودان
بود جاودان عز و تمکین تو ** اگر چه که سنگ است بالین تو
تو بر اوج اوج ادب بی نظیر ** به بزم سترگان حکیم اثیر
بنا کردی ازنظم شعر رفیع ** ز اعجاز معنی و لفظ بدیع
بود خمسه ات بر سپهر ادب ** درخشان شهابی بر اورنگ شب
زفرهاد و شیرین زدی داستان ** به شیرینی لفظ و طبع روان
بدان سان که فرهاد در کارعشق ** بشد رونق افزای بازار عشق
زشعر تو شد نام او جاودان ** وگر نه نه نامی بدش نه نشان
گرامیست نامت به هر انجمن ** ز لطف معانی چو آید سخن
بسا شاعران تشاعر پسند ** به تقلید خمسه سخن رانده اند
دریغا که چون زان بگیری سراغ ** بیاد آورد قصه ی کبک و زا غ
هنرمند آن شد که نو آفرید ** سزد شعر را تا نو آید پد ید
نه هر کس که آینه گستر شود ** به اقلیم معنی سکند ر شود
نه هر پهلو ان مرد نامی شود ** نه هر نظم گستر نظامی شود
"نظامی که نطم دری کار اوست ** دری نظم کردن سزاوار اوست"
ميخواهيد با كوروش داريوش نشخوار كردنتان فقط عقدهاي نژاد پرستانه خودتان را تسكين دهي! 
