واژه آريايي به معني شريف و واژه ايران بمعناي سرزمين آريايي است.
سرزمين اصلي آريايي ها وسعتي به پهناي جلگه هاي شمالي درياي سياه ودرياي خزر، و از جنوب روسيه تا تركمنستان و رودهاي سيحون و جيحون بوده است.
آريايي هايي كه به فلات قاره ايران مهاجرت و ماندگار گرديدند،طبق كتيبههخامنشيان مادها در شمال غرب،پارس ها در جنوب،هيركانيان در استر آباد،پارتها در خراسان،آريان ها در هريرود،درانگيان در افغانستان تاسيستان،آراخوتيان در قندهار،باكتريان در هندوكش تا جيحون،سغديان در كوههايسيحون به جيحون،خوارزميان در منطقه وسيع خيوه،مارگيان در دشت مرغاب ومرو،و در نهايت ساكارتيان در زاگرس شرقي ساكن بوده اند.
تشكيل نخستين دولت آريايي توسط مادها و در حدود سال ۷۰۰ ق-م به همتطوايف مختلف و به پادشاهي دهقاني بنام (ديااكو)در هگمتانه(اكباتان) شكلگرفت.
در سال ۶۵۵ ق-م و پس از ديااكو فرزندش فرورتيش(با فتح و) به تخت نشست ودر سال ۶۳۳ ق- م فرزند وي هووخ شتره جانشين پدر گرديد و روزبروز به اقتدارخود مي افزودند.
در خصوص تولد زرتشت برخي مورخان بر اين عقيده اند چون آريايي ها نور رامي پرستيدند، بنا براين پرستش مهر در مذهب مادها هم وجود داشته ، ليكن برطبق متون حاضر زرتشت پيامبردر قرن ۷ ق-م در اوروميه متولد و در ۳۰ سالگيدر ارس كنوني به پيامبري مبعوث و به امر خداي يگانه (اهورامزدا)اقدام بهشناساندن دين خود به ويشتاسب پادشاه باختر نمود،و به سرعت دين زرتشت وكتاب اوستا در توران و ايران زمين وهند وآسياي صغير رواج و گسترش يافت.
اوستاي كنوني شامل يسنه- ويسپرد- ونديداد- يشت ها- و خرده اوستا مي باشد.
پس از سلطنت هووخ شتره فرزند وي آژي دهاك در سال ۵۸۵ ق-م جانشين پدر وبمدت ۲۶ سال حكومت نمودو بالاخره توسط دختر زاده خود بنام كوروش هخامنشيسلسله مادها منقرض و دوران بزرگ پادشاهي سلسله هخامنش آغاز گرديد.
كوروش هخامنشي از طايفه پاسارگاد و قوم بزرگ پارسيان در سال ۵۵۰ ق-م شكوه عظمت ايرانيان را در اكباتان بنيان نهاد.
اينك و براستي چنانچه در زندگي كوتاه اين بزرگ مرد تاريخ ايران باستانقدري تامل و تعمق نماييم ،پي به اين واقعيت خواهيم برد كه چگونه است كه طيفقط ۲۰ سال از سال ۵۵۰ ق-م تا ۵۳۰ ق-م يك پادشاه بتواند كليه يوناني هايآسياي صغير را مطيع گردانده و بدون جنگ بابل بزرگ را تصرف نمايدو دانيالنبي از انبياء بني اسراييل با رغبت تمام و لطف اين پادشاه در منطقه شوشزندگي و وفات يابد، و يهوديان رانده شده از فلسطين را مجددا به زادگاه خودبرگرداندو دستور تجديد بناي بيت المقدس را بدهد و تمام سران پادشاهي ماداز جمله هوركانيان - پارتيان- و باكتريايي ها فرمانبردار وي گردند وامپراطوري بزرگ هخامنشي از سند و جيحون تا درياي اژه و مصر امتداد يابد.
و اين خلاصه اي از شكل گيري تمدن كهن ايران باستان بود.
به مناسبت روز ۷ ابان پيشكش ملت بزرگ ايران.
ايران- سرزمين آريايي ها
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
ايران- سرزمين آريايي ها
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
Re: ايران- سرزمين آريايي ها
HRG نوشته شده:باكتريان در هندوكش تا جيحون
HRG جان اطلاعاتی در مورد این قوم داری؟ اسمشون که خیلی جالبه! و اینکه میشه بگب در منطقه جنوب شرق فعلی، در گذشته چه اقوامی ساکن شدند(از آریایی ها)
از لطفت قبلا تشکر میکنم

اندکی صبر...

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
SAAMY4, خواهش می کنم :
باکتریان در دامنه های شمالی هندوکش تا کنار جیحون که همان بلخ امروزی در افغانستان است .
حدود دوره ای که ساخت نینوا به پایان رسید نینوس اولین شاه آشور به فکر فتح باکتریان افتاد. چون از شمار و شجاعت مردانی که به جنگ آنها میرفت، آگاه و نیز به دشواری سرزمینهایی که می بایست از آنها عبور کند ، واقف بود، نیروهایی را از تمام سرزمینهای تحت حاکمیتش گرد هم آورد؛ زیرا وی که در نخستین لشکر کشی ناکام شده بود برآن شد تا با سپاهی گران، بر باکتریانی ها حمله ور شود. بنابراین سپاهی از تمام نقاط امپراطوری گرد آورد، که بنابر گفته کتزیاس، بالغ بر یک میلیون و هفتصد هزار پیاده نظام، بیش از دویست و ده هزار سواره نظام و حدود ده هزار و ششصد ارابه ی داس دار بود.
در آن زمان اوکسیارت پادشاه باختر ( باکتریا) بود، و فرمان داد تا تمام مردان بزرگسال سرزمینش که بالغ بر 400هزار نفر می شدند برای جنگ آماده شوند. پس از آنکه اجازه داد تا قسمتی از نیروهای نینوس وارد یک دشت کوچک شوند، گردنه پشت و روبروی آنها را بست و در آن دشت به آنها حمله ور شد. نزدیک به صد هزار نفر از آنهار کشتند و بقیه را وادار به فرار کردند. با فرا رسدن بقیه سپاه نینوس، باکتریایی ها مجبور شدند به قلعه های خویش پناه ببرند. به این ترتیب ارتبا و اتحاد آنها قطع شد و نینوس توانست تمام شهرها را یکی پس از دیگری به جز "باکتر" فتح کند. شهر به مدت طولانی در محاصره بود.
همسر سمیرامیس که دلتگ او بود شخصی را فرستاد تا او را از دیار خویش به نزدش ببرد. پس از رسیدن سمیرامیس به منطقه، وی با بررسی وضعیت موجود، یک نقشه جدید طراحی کرد که باعث شکست بلخیان و پیروزی آشوریان شد. پادشاه شجاعت سمیرامیس را ستود و در ابتدا به وی هدایایی اعطا کرد. نینوس که از زیبایی سمیرامیس غرق در حیرت شده بود از همسر او خواست تا اورا به وی وانهد. در ازای آن به وی وعده داد دخترش سوزان را به ازدواجش درآورد. منونس نمی خواست به چنین درخواستی تن دهد، ولی شاه او را تهدید کرد که اگر به فرمانش گردن ننهد، چشمانش را از حدقه بیرون خواهد آورد. همسر تیره بخت، از این تهدیدات ترسید و وجودش از خشم و اندوه لبریز شد؛ او خود را به دار آویخت و بدین ترتیب نینوس، سمیرامیس را تصاحب کرد.
باکتریان در دامنه های شمالی هندوکش تا کنار جیحون که همان بلخ امروزی در افغانستان است .
حدود دوره ای که ساخت نینوا به پایان رسید نینوس اولین شاه آشور به فکر فتح باکتریان افتاد. چون از شمار و شجاعت مردانی که به جنگ آنها میرفت، آگاه و نیز به دشواری سرزمینهایی که می بایست از آنها عبور کند ، واقف بود، نیروهایی را از تمام سرزمینهای تحت حاکمیتش گرد هم آورد؛ زیرا وی که در نخستین لشکر کشی ناکام شده بود برآن شد تا با سپاهی گران، بر باکتریانی ها حمله ور شود. بنابراین سپاهی از تمام نقاط امپراطوری گرد آورد، که بنابر گفته کتزیاس، بالغ بر یک میلیون و هفتصد هزار پیاده نظام، بیش از دویست و ده هزار سواره نظام و حدود ده هزار و ششصد ارابه ی داس دار بود.
در آن زمان اوکسیارت پادشاه باختر ( باکتریا) بود، و فرمان داد تا تمام مردان بزرگسال سرزمینش که بالغ بر 400هزار نفر می شدند برای جنگ آماده شوند. پس از آنکه اجازه داد تا قسمتی از نیروهای نینوس وارد یک دشت کوچک شوند، گردنه پشت و روبروی آنها را بست و در آن دشت به آنها حمله ور شد. نزدیک به صد هزار نفر از آنهار کشتند و بقیه را وادار به فرار کردند. با فرا رسدن بقیه سپاه نینوس، باکتریایی ها مجبور شدند به قلعه های خویش پناه ببرند. به این ترتیب ارتبا و اتحاد آنها قطع شد و نینوس توانست تمام شهرها را یکی پس از دیگری به جز "باکتر" فتح کند. شهر به مدت طولانی در محاصره بود.
همسر سمیرامیس که دلتگ او بود شخصی را فرستاد تا او را از دیار خویش به نزدش ببرد. پس از رسیدن سمیرامیس به منطقه، وی با بررسی وضعیت موجود، یک نقشه جدید طراحی کرد که باعث شکست بلخیان و پیروزی آشوریان شد. پادشاه شجاعت سمیرامیس را ستود و در ابتدا به وی هدایایی اعطا کرد. نینوس که از زیبایی سمیرامیس غرق در حیرت شده بود از همسر او خواست تا اورا به وی وانهد. در ازای آن به وی وعده داد دخترش سوزان را به ازدواجش درآورد. منونس نمی خواست به چنین درخواستی تن دهد، ولی شاه او را تهدید کرد که اگر به فرمانش گردن ننهد، چشمانش را از حدقه بیرون خواهد آورد. همسر تیره بخت، از این تهدیدات ترسید و وجودش از خشم و اندوه لبریز شد؛ او خود را به دار آویخت و بدین ترتیب نینوس، سمیرامیس را تصاحب کرد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
و این ماجرا هم روایتی دیگر از باکتریان :
عنوان بختيارى مجموع طوايف و ايلاتى كه در نواحى كوهستانى واقع بين چهارمحال و فارس و خوزستان (ميدان نفتون) و لرستان زندگى مى كنند و به دو شعبه جداگانه موسوم به هفت لنگ و چهارلنگ تقسيم مى شوندداده شده است. شعبه هفت لنگ مشتمل بر ۵۵ تيره و شعبه چهارلنگ داراى ۲۴ تيره است كه مردان آنها در سوارى و تيراندازى شهره اند. طوايف بختيارى مذهب شيعه و آداب و رسوم و قصه ها و ترانه هاى خاص دارند و رؤساى آنها به عنوان «خان» مشهورند، كه رئيس كل طوايف «ايلخانى »خوانده مى شود. طوايف بختيارى عنوان« لر بزرگ» دارند و در باب اصل آنها اختلاف است. قولى كه به موجب آن اصل اين طوايف يا بعضى از آنها به سرزمين «باكتريان» منسوب اند، با وجود شهرت، ظاهراً مأخذ درستى ندارد.
عنوان بختيارى مجموع طوايف و ايلاتى كه در نواحى كوهستانى واقع بين چهارمحال و فارس و خوزستان (ميدان نفتون) و لرستان زندگى مى كنند و به دو شعبه جداگانه موسوم به هفت لنگ و چهارلنگ تقسيم مى شوندداده شده است. شعبه هفت لنگ مشتمل بر ۵۵ تيره و شعبه چهارلنگ داراى ۲۴ تيره است كه مردان آنها در سوارى و تيراندازى شهره اند. طوايف بختيارى مذهب شيعه و آداب و رسوم و قصه ها و ترانه هاى خاص دارند و رؤساى آنها به عنوان «خان» مشهورند، كه رئيس كل طوايف «ايلخانى »خوانده مى شود. طوايف بختيارى عنوان« لر بزرگ» دارند و در باب اصل آنها اختلاف است. قولى كه به موجب آن اصل اين طوايف يا بعضى از آنها به سرزمين «باكتريان» منسوب اند، با وجود شهرت، ظاهراً مأخذ درستى ندارد.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
این هم مقاله ای درباره اقوام اریایی ساکن جنوب شرق:
آریائیان حدود ۴۵۰۰سال پیش. به شکل قبیله های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر می زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبانهای هند و ایرانی سخن میگفتند) خود را آریایی مینامیدند. نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو (مانند ریگودا) دید.
بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر میرسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره های مختلفی صورت گرفته است که در پایان دوران نوسنگی (7000 سال پ.م.) آغاز شد و تا 4000 پ.م. ادامه داشته است. آریاییان ساکن سرزمین هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می شود.
نخستین آریاییهایی که به ایران آمدند شامل کاسیها (کانتوها ـ کاشیها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسیها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک میشناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارسها در قسمت جنوبی و پارتها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارتها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.
تورانی ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده است.
واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار میدهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته میشدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخشهایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخشهایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).
درباره خاستگاه آریائیان که در نوشتههای کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند دیدگاه طرح شده است:
یکی از این دیدگاهها میگوید که آریائیان در حدود هشتهزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال میزیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به ط
آریائیان حدود دوهزار سال پ. م. به شکل قبیله های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر می زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبانهای هند و ایرانی سخن میگفتند) خود را آریایی مینامیدند. نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو (مانند ریگودا) دید.
بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر میرسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره های مختلفی صورت گرفته است که در پایان دوران نوسنگی (7000 سال پ.م.) آغاز شد و تا 4000 پ.م. ادامه داشته است. آریاییان ساکن سرزمین هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می شود.
نخستین آریاییهایی که به ایران آمدند شامل کاسیها (کانتوها ـ کاشیها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسیها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک میشناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارسها در قسمت جنوبی و پارتها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارتها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.
تورانی ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده است.
واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار میدهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته میشدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخشهایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخشهایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).
درباره خاستگاه آریائیان که در نوشتههای کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند دیدگاه طرح شده است:
یکی از این دیدگاهها میگوید که آریائیان در حدود هشتهزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال میزیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کردهاند که قومهای ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاهها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم میداند.
رف کوههای قفقاز حرکت کردهاند که قومهای ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاهها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم میداند.
منبع :brtja.persianblog
آریائیان حدود ۴۵۰۰سال پیش. به شکل قبیله های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر می زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبانهای هند و ایرانی سخن میگفتند) خود را آریایی مینامیدند. نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو (مانند ریگودا) دید.
بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر میرسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره های مختلفی صورت گرفته است که در پایان دوران نوسنگی (7000 سال پ.م.) آغاز شد و تا 4000 پ.م. ادامه داشته است. آریاییان ساکن سرزمین هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می شود.
نخستین آریاییهایی که به ایران آمدند شامل کاسیها (کانتوها ـ کاشیها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسیها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک میشناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارسها در قسمت جنوبی و پارتها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارتها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.
تورانی ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده است.
واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار میدهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته میشدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخشهایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخشهایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).
درباره خاستگاه آریائیان که در نوشتههای کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند دیدگاه طرح شده است:
یکی از این دیدگاهها میگوید که آریائیان در حدود هشتهزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال میزیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به ط
آریائیان حدود دوهزار سال پ. م. به شکل قبیله های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر می زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبانهای هند و ایرانی سخن میگفتند) خود را آریایی مینامیدند. نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو (مانند ریگودا) دید.
بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر میرسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره های مختلفی صورت گرفته است که در پایان دوران نوسنگی (7000 سال پ.م.) آغاز شد و تا 4000 پ.م. ادامه داشته است. آریاییان ساکن سرزمین هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می شود.
نخستین آریاییهایی که به ایران آمدند شامل کاسیها (کانتوها ـ کاشیها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسیها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک میشناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارسها در قسمت جنوبی و پارتها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارتها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.
تورانی ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده است.
واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار میدهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته میشدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخشهایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخشهایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).
درباره خاستگاه آریائیان که در نوشتههای کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند دیدگاه طرح شده است:
یکی از این دیدگاهها میگوید که آریائیان در حدود هشتهزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال میزیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کردهاند که قومهای ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاهها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم میداند.
رف کوههای قفقاز حرکت کردهاند که قومهای ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاهها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم میداند.
منبع :brtja.persianblog
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
درسته 