از لحاظ علم ریاضی هنوز تعبیر و تفسیر صحیحی از لایتناهی در دست نیست. علّت این نقص در ریاضیات از این بابت است كه محدود نمیتواند وصف نامحدود نماید. از تعبیرهای بسیار زیبایی كه از بینهایت شده است و هنوز علم ریاضی نیز نتوانسته از لحاظ نظری آن را تطبیق نماید ، تعبیری است كه در رسالة شریفة صالحیّه توسط حضرت نورعلیشاه ثانی آمده است. میفرمایند: «لایتناهی دوایر است و مركز نقطه است و دایره نقطة جوّاله موهومه است» .
این تعبیر از دیدگاهی میتواند بر این مصداق قرار گیرد كه حركت از مبداء صفر شروع و به لایتناهی كه میرسد رجوع به مبدأ صفر میكند. چون خصوصیّت هر نقطة روی دایره، آن است كه مبدأ حركت و مقصد آن بر روی هم واقع است. تعبیری عرفانی از این موضوع به معنی این است كه مبداء و معاد (محل عود و برگشت) بر هم قرار دارند. هُوَ ٱلْمَبْدأُ وَ هُوَ ٱلْمَعٰادْ. از لحاظ ریاضی این نتیجه را میتوان برداشت نمود كه صفر بر بینهایت منطبق است. اگر چنین باشد پس مجموعة اعداد كه ظهور دارند و بین صفر و بینهایت واقعاند كجا میتوانند قرار بگیرند. زیرا كه هر وقت از صفر دور شویم به بینهایت نزدیك و هر وقت به سمت بینهایت میرویم از صفر دور میشویم. پس بُعد و قُرب از صفر و بینهایت وقتی منطبق بر هم هستند چه معنایی مییابد؟ در دایره از دو مسیر از مبدأ میتوان به معاد كه به معنی همان محل بازگشت است رسید. در مسیر اوّل اگر حركت اتّفاق نیافتد مبدأ بر مقصد منطبق است ولی وقتی حركت و سیر پیش آمد باید دور لایتنهاهی زده شود تا از مبدأ به معاد رسید.
نقطة مبدأ در ریاضیات به صفر تعبیر میشود و از صفر به بینهایت لزوماً احتیاج به تكثیر عدد مبدأ دارد. ولی هر مضربی از صفر، باز صفر است؛ پس صفر از خود نمیتواند تكثیر یابد، كیفیت صفر از لحاظ علم اعداد قابل وصف نیست چون همانند بحر بیكران لا میماند كه با هر عددی همراه و پنهان است و با هر عددی جمع میشود و در هر عددی هست ولی در مقدار آن عدد اثر و تأثیری ندارد. در هر عددی ضرب شود باز خودش (صفر) میشود. با هر عددی و در هر عددی هم هست ولی در اختفاء و پنهان میباشد. صفر را از لحاظ عرفانی میتوان به ذات اقدس تعبیر نمود كه نه قابل وصف است و نه قابل درك. و در عَمی مطلق است. در قرآن كریم به این وجود گاه با كلمات «هُوَ» یا «هُ» كه ضمائر اشاره به مغایب است اشاره میشود. گرچه این قالب عمومیّت تام ندارد زیرا كه ظرف كلام كفایت تمام بیان را نمیكند و در بسیاری از آیات با استفاده از این ضمائر، اشاره به الله نیز شده كه اسم اعظم و مظهر ذات (هو) است. به عبارتی هر وقت منظور اشاره به ذات الله است هو استفاده میشود و هر وقت غرض اشاره به ظهور ذات است الله بكار برده میشود. در آیة هُوَ ٱللهُ اَحَد اشاره به ذات الله است و هُوَ ٱلاَوَّلُ وَ ٱلاٰخِرُ وَ ٱلظّٰاهِرُ وَ ٱلْبٰاطِنُ اشاره به ظهور ذات در الله دارد.
برگردیم به اعداد بین صفر تا بینهایت. در اشراق دیگری میفرمایند «تكثیر عدد مبدأ از واحد است» . با ظهور صفر در عدد یك كه به اصطلاح ریاضیدانان منشأ اعداد طبیعی است كلیه اعداد كه تعداد آنها بینهایت است وجود پیدا میكنند. به عبارت دیگر «یك» مظهر «صفر» است در مجموعة اعداد. از لحاظ عرفانی میتوان عدد یك را ظهور ذات در اسم اعظم دانست. یا به عبارت دیگر عدد یك الله است كه خلقت تمام اعداد از اوست كه اَلْحَمْدُللهِ ٱلَّذی خَلَقَ السَّمٰوٰاتِ وَ الاَرْضَ و ربّ است كه فرمود رَبَّكُمْ ٱلَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا وَ بَثَّ مِنهُمٰا رِجٰالاًٰ كَثیراً وَ نِسٰاءً و فرمود ذٰلِكُمْ ٱللهُ رَبُّكُمْ لاٰ اِلٰهَ اِلاّٰ هُوَ خٰالِقُ كُلِّ شَئٍ و فرمود اِنَّ رَبَّكُمُ ٱللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمٰوٰاتِ وَ الاَرْضَ . این تعبیر را میتوان به این نحو بسط داد كه ذات صفت ندارد اگر صفت میداشت قابل وصف میشد، پس خلقت مربوط به اسم اعظم است. یا در بیان این مقاله «صفر» خالق نیست بلكه خلقت از «یك» منشعب میشود. یكی از معانی خلق شكل دادن یا تغییر شكل دادن است و «یك» میتواند اعداد را شكل دهد یا تغییر شكل دهد با هر عددی جمع شود آن عدد را به سمت بینهایت كه به تعبیر مذكور منطبق بر صفر است نزدیك خواهد گرداند. «یك» همان ربّی است كه انسان را از مبدأ ذات به سمت معاد ذاتی خود میبرد و این رب همان پرورش دهندة یكتا و واحد و «یك» است. یك از لحاظ ریاضی منشاء اعداد طبیعی است و خود اوّلین خلقت است یا به بیان دیگر اوّلین شكل گرفته. و خود خالق باقی اعداد است و به بیان دیگر شكل دهندة همة اعداد است و بسیاری از فلاسفة قدیم «یك» را عدد نمیشمردند و تعدد واحد را اعداد میدانستند. «یك» منشاء سایر رشتههای اعداد موهومی، مختلط، حقیقی، صحیح، اصم، گنگ، و قس علیهذا است.
در هندسه صفر به نقطه تلقی میشود و حركت آن ظهور خط است و تمام صور از خط خلق شده. در حساب جهت رسیدن به بینهایت به معنی منفی و مثبت بینهایت، حدّ چپ و حدّ راست تعریف میشود كه قابل تطبیق با قوس صعود و قوس نزول است. تطبیق واژههای «هو» و «الله» با «صفر» و «یك» بسیار میتواند فراتر از مواردی باشد كه در اینجا آورده شد و تا این مقدار اكتفاء میشود. حال برگردیم به موضوع اصلی این مقاله كه از مبدأ «صفر» چگونه حركت آغاز و از «یك» و جمع اعداد عبور و آخرالامر آن در بینهایت بر «صفر» برمیگردد.
قبل از این موضوع لازم است ببینیم كه «خود» از كجا پیدا شد. با تفكّر و سیر در گذشتة خود در مییابیم كه موجودی به نام «من» در هنگام جنینی خلق شد. وجود جنین قبل از تولّد در جوهر خاك و گیاه و حیوان بود كه از صلب پدر در بطن مادر به هم رسید و از جوهر خاك و گیاه و حیوان تغذیه و رشد نمود. پس خلقت جنین از عدم نبود بلكه از مواد دیگر بود كه تغییر شكل پیدا كرد. با اجتماع سلولهایی كه هر كدام جان مجزائی داشتند موجود جدیدی به نام «خود» ناگاه با دمیدن نفخهای از عدم خلق شد. موهوم «خود» وجود پیدا كرد و در هیكل جنین رشد نمود. «خود» خلقت جدیدی بود كه آمیخته به حقیقت «حق» جنین گردید. «خود» موهوم مجازی بود كه با «حق» حقیقی جنین ممزوج شد. حق و حقّانیَت با «حق» ممزوج در جنین بود ولی «خود» انانیّت صرف و طاغوت وجود بود كه مركب «حق» (جنین) را غاصبانه غصب كرد و «خود» بر جای او نشست.
چنانچه این «خود» از مغصب پیاده شود و مالك حقیقی را بر جای نشاند «حق» را بر مركب تن نشانده است. لذا نفی «خود» تنها راه اثبات «حق» است و هنگامی كه «خود» مسلط بر كشور تن است انسان كافر است. چون كفر به معنای پوشش است و «حق» بر او پوشیده و پنهان است. كفر به معنی دیگر پرستش «خود» توسط «خود» است. وقتی خلع و لبس شروع و حركت آغاز شد كفر تبدیل به شرك میشود كه هم خودپرست و هم خداپرست میشود كه دوپرستی است. اگر خلع و لبس ادامه یابد و نفی «خود» سبب اثبات «حق» در وجود شود فناء از «خود» و «بقاء» به «حق» پیش میآید. در مرتبهای كه فناء تام از «خود» در گرفت بقاء تام به «حق» متحقق است و این مرحله را توحید گویند.
كه یكی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الاّ هو
پس اگر تمام اله را نفی كرد به لا اله خواهد رسید و لا اله نفی اله «خود» است و اثبات الا الله كه فرمود: لاٰ اِلٰهَ اِلاّٰ ٱلله.
میفرمایند : «نور وجود از مقام نقطه تنزّل و سعه به هم رسانید تا به عالم طبع رسید منتشر و مخفی گردید چون قاعدة مخروط، و از او ظلّی افتاد مخروطی و رفته رفته نور وجود ضعیف شد تا به نقطة هیولی و مادّة المواد رسید و این شكل برای خیال مُقَرِّب است. و در برگشت از خط جماد و نبات و حیوان و انسان سیر بر عالم مثال نماید تا به اوّل برگردد، صورت دائره گردد دارای قوس نزول و قوس صعود».
درقوس نزول به اصطلاح ریاضیات حركت همانند حدّ چپ است و در قوس صعود بازگشت از هیولی به نور به مشابه حدّ راست است. همینطور میفرمایند: «نقطه بدور خود گشت به نقطه برگشت خطی احداث كرد فقط نقطه بود، همه از وهم توست از سرعت سیر، كه نقطه دائره است از سرعت سیر تجدد هست نماید چون دائره شعله جوّاله و خط قطرة نازله» .
در دعایی منصور حلاج فرمود:
بِیْنی وَ بَیْنَكَ إنیِّنی یُنٰازِعُنی فَارْفَعْ بِلُطْفْ إنیِّنی مِن الْبَین
مائی ما چون شد عدم شد موجها بحر قدم منصور وقتم دمبدم گویم انا الحق برملاء
مسیر خلع و لبس از ظهور یك امكانپذیر است، كه فرمود: اللهُ وَلیُّ ٱلُّذینَ ٰامَنوُا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ اِلیَ النّوُرِ پس برای نفی «خود» مقراض «لا» لازم است. میفرمایند: «اگر در مظهری تجلّی دیدی به همان مظهر دل بند شو كه این محدود ترا به نامحدود رساند و این شرك ترا موحد نماید و این پابندی از علایق خلاصت فرماید، ظاهرش بت معنی او بت شكن است» . مقراض «لا» وجود رب یا همان واحد است. هم حیات دهنده (یُحیی) و هم میراننده (یُمیت) است. در مأمن او بودن خروج از تاریكیها به نور است یا خروج از «خود» به «حق» است.
ز بس بستم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من تو آمد خرده خرده، رفت من آهسته آهسته
در این مسیر گاهی «خود» را در محضر «حق» میبیند، گاهی «خود» را در حضور «حق» میبیند. در مرحلهای حلول اجتناب ناپذیر مینماید كه حالّ (فرود آینده) در محلّ (فرودگاه) حلول (فرود) میكند و سالك «حق» را در «خود» میبیند و این مرحله هنوز شرك و دوپرستی است زیرا هم «حق» و هم «خود» را میبیند و چارهای از آن نیست. جلوتر به اتّحاد میرسد كه »حق» را با «خود» و «خود» را با «حق» میبیند كه:
اَنَا مَنْ اَهْویٰ وَ مَنْ اَهْویٰ اَنَا نَحْنُ رُوحٰانِ حَللْنٰا بَدَناً
و:
من با تو چنانم ای نگار یمنی خود در غلطم كه من توام یا تو منی
مجنون سلام الله علیه فرمود:
من كیام لیلی و لیلی كیست من ما یكی روحیم اندر دو بدن
تا نفی مطلق «خود»، شرك نسبی وجود دارد تا آنجا كه لا اله مطلق در وجود حاصل شود و الاّ الله در وجود نماند كه مقام توحید گویند. تمام مراحل توحید از توحید افعالی و توحید صفاتی و توحید ذاتی همه مراحلی از سیر «خود» به «حق» است. هر وقت مشاهده نمود كه شكسته بست عالم «حق» است و «خود» مؤثّر نیست به توحید افعالی میرسد كه معرفت «حق» به جبّاریت است. هرگاه همة صفات را از «حق» دید به توحید صفاتی رسیده و هرگاه ذات اشیاء را ذات «حق» دید به توحید ذاتی رسیده است.
بلعكس نفی «یك» استدراج است كه فرمود: وَ ٱلَّذینَ كَفَرُوا اَوْلِیٰاؤُهُمْ ٱلطّٰاغوُتِ یُخْرِجوُنَهُمْ مِنَ النّوُرِ اِلیَ ٱلظُّلَمٰاتِ . در مأمن او نبودن خروج از نور به تاریكیهاست كه خروج از «حق» به «خود» است.
پس منظور از تمام اعمال عبادی نفی «خود» و اثبات «حق» است. اگر «خود» نفی شد «حق» اثبات میشود و اگر عملی منجر به نفی «خود» شد منجر به اثبات «حق» میشود و در غیر این صورت «حق» ناپدید و «خود» در كفر خود پنهان میگردد. كه فرمودند: «عبادتِ مقرِّبِ جان به جانان اطاعت و اهتمام بطاعت و بیرون آمدن از خودیت است» .
در بررسی قرآن و انجیل و تورات و كتب عرفانی و دستورات انبیاء و اولیاء و اوصیاء الهی به نتیجهای برمیخوریم كه آن حركت از خود به خدا میباشد. تمام دستورات عبادی میتوانند حول و حوش این حركت تعبیر و تفسیر شوند. خلع و لبس مراحل این حركت است، كه در هر مرتبه بخشی از خودیت را فانی و سهمی از حقیقت را در وجود انسان باقی میسازد. به عبارت دیگر كلیة مراحل از فناء «خود» تا بقاء به «حق» همه با خلع مرتبة ادنی و لبس مرتبة اعلی همراه است. ابتدای این حركت و سیر از خودیت محض شروع و به حقیقت محض پایان مییابد. گرچه خودیت محدود و حقیقت لایتناهی است. بیعت فروختن «خود» به «حق» است، دعا خواستن «حق» است، ذكر یاد «حق» است، فكر نظر كردن بر «حق» است، نماز فراموشی «خود» به «حق» است، روزه نفی مشتهیات «خود» است، خمس و زكات نفی مالكیت «خود» است، حج به دور «حق» گردیدن است، جهاد تلاش در نفی «خود» است و امر به معروف امر كردن «خود» به «حق» و نهی از منكر نهی كردن «خود» از غیر«حق»، تَوَلّی نزدیك شدن به «حق» و دوری از «خود» و تبّری دوری از «خود» و نزدیك شدن به «حق» است.
تمام صفات حسنه كه حد تعادل صفات از افراط و تفریط آنان است در مسیر حركت از «خود» به «حق» پیدا و متمكّن میشوند كه معنای دیگری از مراحل تخلیه و تزكیه و تحلیه و تجلیه میباشند. چون به تدریج در وجود سالك «حق» جایگزین «خود» میشود لذا صفات رذیله كه منبعث از «خود» است به تدریج از بین رفته و صفات حمیده كه منبعث از «حق» است بروز مییابند.
در انتهای سفر از «خود» به «حق» نفی مطلق «خود» و اثبات مطلق «حق» قرار دارد. اگر نفی خود منجر به فناء شد وحدت رخ دهد كه خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی فرماید: «در وحدت سالك و سلوك و سیر و مقصد و طلب و طالب و مطلوب نباشد، كُلُّ شَئٍ هٰالِكٌ اِلاّ وَجْهَهُ و اثبات این سخن و بیان هم نباشد و نفی این سخن و بیان هم نباشد، و اثبات و نفی متقابلانند و دوئی مبدأ كثرت است آنجا نفی و اثبات نباشد و نفی نفی و اثبات اثبات هم نباشد و نفی اثبات و اثبات نفی هم نباشد و این را فناء خوانند كه معاد خلق با فناء باشد همچنان كه مبدأ ایشان از عدم بود: كَمٰا بَدَاَ كُمْ تَعُودونَ » . و فرمود كُلُّ مَنْ عَلَیْهٰا فٰانٍ وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذوُالْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ و وجه پروردگار ما باقی و ساری است و به هر سو روی آوری – حتّی به سوی خود- روی او بینی كه: اَیْنَمٰا تُوَلّوُا فَثَمَّ وَجْهُ ٱللهِ .
زیرنویس:
1 البتّه در فیزیك جدید این مسئله تحت عنوان كجی فضا(distortion of space) مطرح است.
2صالحیّه، اشراق 2.
3 سورة توحید، آیة 1. او خدای یگانه است.
4سورة حدید، آیة 3. اوست اوّل و آخر و ظاهر و نهان.
5 صالحیّه، اشراق 9.
6 سورة انعام، آیة 1. ستایش الله را كه آسمانها و زمین را خلق كرد.
7 سوره نساء، آیة 1. ربّ شما كسی كه شما را از نفس واحد خلق كرد و از او جفتش را خلق كرد و از آنان مردان بسیار و زنان گسترانید.
8 سورة انعام، آیة 102. این است الله رب شما، نیست خدایی جز او آفرینندة همه چیز.
9 سورة اعراف، آیة 54. همانا ربّ شما الله است كه آسمانها و زمین را خلق كرد.
10 صالحیّه، توحید 16.
11 آتش گردان.
12 صالحیّه، توحید 37.
13 سورة بقره، آیة 257. الله ولی كسانی است كه ایمان آوردند. خارج میكند آنها را از تاریكیها به نور.
14 صالحیّه، حقیقت 488.
15 سورة بقره، آیة 257. آنان كه كفر ورزیدند اولیاء آنها طاغوت است كه خارج كند آنها را از نور به تاریكی.
16 صالحیّه، حقیقت 555.
17 سورة قصص، آیة 88. هر چیزی نابود است جز روی او.
18 سورة اعراف، آیة 29. بدانسان كه آغازتان كرد برمیگردید.
19 اوصاف الاشراف، خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1369، صفحة 101.
20 سورة رحمن، آیات 27-26. هركسی بر آن است كه فانی است و پاینده است روی پروردگار تو صاحب جلال و بزرگواری.
21 سورة بقره، آیة 115. به هر سو كه روی آرید همان جاست روی او.
ارسال : بتول شاه كرمی
به نقل از هوپا
نظریه ی بی نهایت در ریاضیات معاصر
در اين بخش ميتوانيد در مورد رياضيات در سطوح و گرايشهاي مختلف به بحث بپردازيد
مدیر انجمن: شوراي نظارت
پرش به
- بخشهاي داخلي
- ↲ اخبار و قوانين سايت
- ↲ سوالات، پيشنهادات و انتقادات
- ↲ مرکز جوامع مجازي - CentralClubs Network
- ↲ سرويس ميزباني وب - CentralClubs Hosting
- ↲ مجله الکترونيکي مرکز انجمنهاي تخصصي
- بخش تلفن همراه
- ↲ نرم افزار تلفن همراه
- ↲ Symbian App
- ↲ Android App
- ↲ Windown Phone App
- ↲ iOS App
- ↲ JAVA Mobile App
- ↲ بازيهاي تلفن همراه
- ↲ Symbian Games
- ↲ Android Games
- ↲ iOS Games
- ↲ Windows Phone Games
- ↲ JAVA Mobile Games
- ↲ گوشيهاي تلفن همراه
- ↲ Sony
- ↲ Samsung
- ↲ GLX
- ↲ Dimo
- ↲ Huawei
- ↲ Motorola
- ↲ Nokia
- ↲ گوشيهاي متفرقه
- ↲ سرگرميهاي تلفن همراه
- ↲ خدمات و سرويسهاي مخابراتي
- ↲ تازه ها و اخبار تلفن همراه
- ↲ مطالب كاربردي تلفن همراه
- ↲ متفرقه در مورد تلفن همراه
- ↲ سوالات و اشکالات تلفن همراه
- بخش كامپيوتر
- ↲ نرم افزار كامپيوتر
- ↲ گرافيک و طراحي کامپيوتري
- ↲ طراحي صفحات اينترنتي
- ↲ سوالات و اشکالات نرم افزاري
- ↲ برنامه نويسي
- ↲ C Base Programming
- ↲ Dot Net Programming
- ↲ Web Programming
- ↲ Other Programming
- ↲ Software Engineering
- ↲ Java Programming
- ↲ Database Programming
- ↲ سخت افزار كامپيوتر
- ↲ امنيت و شبكه
- ↲ امنيت
- ↲ شبکه
- ↲ تازه ها و اخبار دنياي کامپيوتر
- ↲ مطالب كاربردي كامپيوتر
- ↲ متفرقه در مورد کامپيوتر
- بخش هوا فضا
- ↲ نيروي هوايي ايران
- ↲ متفرقه درباره نیروی هوایی
- ↲ نیروی هوایی و سازندگی
- ↲ حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي
- ↲ تیزپروازان در بند
- ↲ شهدا و جانباختگان نیروی هوایی
- ↲ عملیاتهاي نيروي هوايي
- ↲ دستاوردها و اخبار نيروي هوايي
- ↲ تاریخچه نیروی هوایی در ایران
- ↲ هوانيروز ايران
- ↲ حماسه و حماسه آفرينان هوانيروز
- ↲ شهدا و جانباختگان هوانيروز
- ↲ دستاوردها و اخبار هوانيروز
- ↲ هواپيماها
- ↲ هواپيماهاي نظامي
- ↲ هواپيماهاي غير نظامي
- ↲ هواپيماهاي بدون سرنشين
- ↲ بالگردها
- ↲ بالگردهاي نظامي
- ↲ بالگردهاي غير نظامي
- ↲ بالگردهاي بدون سرنشين
- ↲ اخبار بالگردها
- ↲ تسليحات هوايي
- ↲ موشكهاي هوا به هوا
- ↲ موشكهاي هوا به زمين
- ↲ موشکهاي دريايي
- ↲ موشکهاي زمين به هوا
- ↲ موشکهاي زمين به زمين
- ↲ ديگر مباحث هوانوردي
- ↲ الکترونيک هواپيمايي
- ↲ موتورهاي هوايي
- ↲ شبيه سازهاي پرواز
- ↲ گالري تصاوير هوافضا
- ↲ تصاوير هواپيماهاي جنگنده
- ↲ کليپهاي هوايي
- ↲ تصاوير هواپيماهاي بمب افکن
- ↲ تصاوير هواپيماهاي ترابري
- ↲ تصاوير هواپيماهاي مسافربري
- ↲ تصاوير هواپيماهاي شناسايي
- ↲ تصاوير بالگردهاي نظامي
- ↲ تصاوير بالگردهاي غير نظامي
- ↲ تصاوير نمايشگاههاي هوايي
- ↲ تصاوير متفرقه هوايي
- ↲ انجمن نجوم
- ↲ منظومه شمسي
- ↲ كيهانشناسي
- ↲ گالري تصاوير نجوم
- ↲ اخبار نجوم
- ↲ اخبار هوافضا و هوانوردي
- ↲ مدرسه هوانوردي
- ↲ كتابخانهي هوا فضا
- ↲ متفرقه در مورد هوا فضا
- بخش جنگ افزار
- ↲ ادوات زميني
- ↲ ادوات زرهي
- ↲ تجهيزات انفرادي
- ↲ تسليحات سنگين و توپخانهاي
- ↲ خودروهاي نظامي
- ↲ تسليحات ضد زره
- ↲ ادوات دريايي
- ↲ ناوهاي هواپيمابر
- ↲ ناوشکنها
- ↲ رزم ناوها
- ↲ ناوچهها
- ↲ زيردرياييها
- ↲ تجهيزات و تسليحات دريايي
- ↲ ساير ادوات دريايي
- ↲ گالري تجهيزات و ادوات دريايي
- ↲ اخبار ادوات دريايي
- ↲ اخبار نظامي
- ↲ گالري نظامي
- ↲ متفرقه در مورد جنگ افزار
- بخش دفاع مقدس
- ↲ حماسه دفاع مقدس
- ↲ تخريب و خنثي سازي
- بخش خودرو و وسايل نقليه
- ↲ مباحث فنی و تخصصی خودرو
- ↲ معرفي خودرو
- ↲ تازهها و اخبار خودرويي
- ↲ گالري خودرو
- ↲ متفرقه وسايل نقليه
- بخش پزشکي
- ↲ پزشكي و درمان
- ↲ پزشکي
- ↲ سوال پزشکي
- ↲ بهداشت
- ↲ بهداشت عمومي
- ↲ بهداشت مواد غذايي
- ↲ لوازم آرايشي و بهداشتي
- ↲ متفرقه در مورد پزشکي
- ↲ روانشناسي و روان پزشكي
- بخش فرهنگ، تمدن و هنر
- ↲ فرهنگي هنري
- ↲ شعر و ادبيات
- ↲ فيلم و سينما
- ↲ هنرهاي نمايشي
- ↲ فرهنگ هنرهاي نمايشي
- ↲ موسيقي
- ↲ عكس و نقاشي
- ↲ تاريخ، فرهنگ و تمدن
- ↲ تاريخ ايران
- ↲ تاريخ جهان
- ↲ فلسفه
- ↲ زبانهاي خارجي
- ↲ زبان انگليسي
- ↲ زبان اسپانيايي
- ↲ هنر آشپزي
- بخش علم، فناوري و آموزش
- ↲ انجمن علم و فناوري
- ↲ انجمن آموزش
- ↲ کتاب و فرهنگ مطالعه
- ↲ دانش عمومی
- ↲ کنکور و دانشگاه
- ↲ جامعه شناسي
- ↲ خانواده
- ↲ متفرقه جامعه شناسي
- ↲ حقوق و قضا
- ↲ علوم
- ↲ فيزيک
- ↲ شيمي
- ↲ رياضي
- ↲ متالورژي
- ↲ پليمر
- ↲ علوم کشاورزي
- ↲ گياهان زراعي و باغي
- ↲ گياهان دارويي
- ↲ طبیعت و محیط زیست
- ↲ زيست شناسي
- ↲ عمران
- ↲ بتن و سازههاي بتني
- ↲ معماري و شهرسازي
- ↲ سبکها و مشاهير معماري
- ↲ شهرسازي
- ↲ معماري داخلي
- ↲ معماري منظر
- بخش الکترونيک و رباتیک
- ↲ مفاهیم اولیه و پایه در الکترونیک
- ↲ نرم افزارهای کمکی الکترونیک
- ↲ مدارهای مجتمع
- ↲ سوالات و پرسشهای مفاهیم پایه
- ↲ مدارات ساده و آسان
- ↲ مدارهای آنالوگ و دیجیتال
- ↲ شبیه ساز و طراحی مدار
- ↲ مدارات صوتی
- ↲ مدارات، منابع تغذیه سویچینگ و اینورتوری
- ↲ مدارات مخابراتی
- ↲ میکروکنترلرهای AVR
- ↲ آموزش و مثالها AVR
- ↲ طرح آماده و کامل شده AVR
- ↲ میکروکنترلرهای ARM
- ↲ سایر میکروکنترولرها و پردازندهها
- ↲ سایر میکروکنترلرها
- ↲ مدار مجتمع برنامه پذیر FPGA
- ↲ رباتیک
- ↲ اخبار و مصاحبه ها در رباتیک
- ↲ آموزش و مقالات رباتیک
- ↲ پروژهها تکمیل شده رباتیک
- ↲ مدارها و مکانیک در رباتیک
- ↲ رباتهای پرنده
- ↲ برق و الکترونیک عمومی
- ↲ تعمیر لوازم برقی
- ↲ اخبار برق و الکترونیک
- بخش بازيهاي رايانهاي
- ↲ بازيهاي رايانهاي
- ↲ كنسولهاي بازي
- ↲ PSP
- ↲ اخبار بازيها
- بخش تجاري اقتصادي
- ↲ بخش اقتصادی و مالی
- ↲ تجارت آنلاين
- ↲ بورس
- ↲ تحلیل و سیگنال روز
- ↲ کار آفرینی
- بخشهاي متفرقه
- ↲ بخش ويژه
- ↲ ساير گفتگوها
- ↲ صندلي داغ
- ↲ اخبار و حوادث
- ↲ انجمن ورزش
- ↲ آکواريوم و ماهيهاي زينتي
- ↲ معرفي سايتها و وبلاگها
