پيشينه تاريخي آبادان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

پيشينه تاريخي آبادان

پست توسط Mardaviz »

" به نام خداوند جان و خرد"


تقدیم به دریاسالارمیلاد
پیشینه تاریخی شهر قهرمان آبادان
آبادان به گزارش برخي از گذشتگان مانند ابن بطوطه در زميني شورهزار «سَبْخَه» واقع بوده و به گفته ابن جزي (به نقل ابن بطوطه) باران در آن نميباريده، كشت و كاري نداشته و نميتوانسته از نظر كشاورزي رونق چنداني داشته باشد.
نويسندة حدود العالم آن را شهركي خرد و بر كرانه دريا وصف ميكند كه «همه حصيرهاي عباداني و حصيرهاي ساماني از آنجا خيزد و نمك بصره و واسط از آنجاست». جغرافي نويسان پيشين عموماً شهر يا شهرك آبادان را درمنتهی الیه شمال غربي خليج فارس و محل گرد آمدن شاخه هاي دجله و ورود ميدانند .
در دائره المعارف کولوئیب آمده است که: این بندر در4000 سال پیش از میلاد مسیح(ع)،محل سکونت تیره هایی ایرانی موسوم به آبادان یا آبادیان بوده است.
برخي از پيشينيان بناي آبادان را به اردشير، جانشين اسفنديار بن گشتاسب نسبت داده اند كه آن را در سواد دجله در ولايت يا «كوره بهمن اردشير» يا بهمنشير امروزي بنياد نهاده است. شهرت آبادان در نخستين سده هاي هجري عمدتاً وابسته به رباطها، خانقاهها و مساجد متعدد، و نيز به سبب مقبره يا تکیه های منسوب به خضر و الياس در حوالي بهمنشير بوده است.
مقبرة خضر تا به امروز پا برجا است و به سبب همين مقبره است؛ آبادان تا اين اواخر در ميان اعراب به «جزيرةالخضر» معروف بوده است.
آبادان از قرن 7 و 8 قمري (13 و 14ميلادي) به بعد رفته رفته رو به ويراني نهاد و بویژه در پي پيشرفت کرانه های آن به درون دريا و نيز در نتيجة رشد بصره و محمره (خرمشهر امروز) اندك اهميت بازرگاني خود را نيز از دست داد وبه دهکده ای تبديل گرديد.
آبادان در دوران عباسيان از حالت دهکده خارج گرديد و به شهری کوچک تبديل شد. در طول تاريخ همواره عثمانی و ايران بر سرتصرف اين جزيره در ستيز و نزاع بوده اند اما بالاخره در سال هزار دويست و پنجاه و سه (1874) ميلادی اين جزيره باردیگر به تملک ايران در آمد.
شكوفايي و گسترش آبادان به دنبال كشف نفت براي نخستين بار در مسجد سليمان (5 خرداد 1287 ه.ش-26 مي 1908ميلادي) و احداث پالايشگاه بزرگ نفت (1909-1912ميلادي) در اين جزيره آغاز شد و در پي آن كارشناسان و كارگران ساده از شهرهاي دور و نزديك راهي اين مركز صنعتي نو بنياد شدند و در نتيجه جامعه ای با زمینه های گوناگون فرهنگي، قومي و اعتقادي در آن پديد آمد و وضعيت اقتصادي آن با شتاب، دگرگوني و پيشرفت يافت. به موازات گسترش صنايع نفت و شكوفايي اقتصادي آبادان، جمعيت شهر آن افزايش يافت، و از 100هزار نفر در 1322 به 226هزار نفر در 1335، و از 276هزار نفر در 1345، به 296هزار نفر در 1355 رسيد.

شكوفايي تازة آبادان را بايد يكسره وابسته به صنعت نفت دانست. اين پالايشگاه تا 1324 ه.ش،-1945ميلادي- بزرگترين پالايشگاه جهان و مركز عمدة صدور فرآورده هاي نفتي در نيمكرة شرقي به شمار ميآمد و تا پيش از آغاز جنگ عراق و ايران نيز يكي از بزرگترين پالايشگاههاي بزرگ جهان بود. همچنين صنعت پتروشيمي در آبادان بين سالهاي 1339 تا 1349به مرحلة نويني از پيشرفت پا نهاد، ولي به دنبال بروز جنگ متوقف شد.
در سال هزار و سيصد و هجده (1939) دانشکده نفت آبادان به عنوان دومين دانشکده کشور(پس از دانشکده فنی تهران) جهت تربيت نيروی متخصص در پالايشگاه آبادان شروع به کار کرد.
تا پيش از آغاز جنگ ايران و عراق، آبادان بی ترديد پيشرفته ترين شهر ايران از لحاظ تمدن امروزي بود و اينهمه را از خانه سازي، خيابان بندي، ايجاد اسكله، پايانه هاي نفتي، فرودگاه بین المللی و صدها مركز بازرگاني گرفته تا احداث پاركها، سينماها، باشگاهها، فروشگاههاي نوين و غيره، از بركت صنعت نفت داشت.
پالايشگاه نفت منطقة وسيعي از مركز شهر را دربرگرفته بود. مناطق مسكوني كارگران و كاركنان پالايشگاه براساس نقشه هاي حساب شده و با توجه به پايگاه شغلي آنان پيرامون اين مجموعه بزرگ ساخته شده بود و كاركنان پالايشگاه به تناسب موقعيت و حساسيت شغليشان از امكانات رفاهي و خدمات شهري برخوردار بودند. سياست كلي شركت سابق نفت انگليس و ايران در اسكان كاركنان خود و اعطاي امكانات به آنان اين بود كه درجة تخصص، اعتبار شغلي و پايبندي جدي به سلسله مراتب اجتماعي دقيقاً رعايت گردد. اين شيوه كه پس از ملي شدن صنعت نفت در 1329 همچنان دنبال شد، بويژه مناطق مسكوني زير پوشش شركت نفت را به صورت محلاتي متمايز از يكديگر درآورد و ساختي يكسره طبقاتي بر شهر تحميل كرد. ناحية سبز و خرم بريم در كنار اروند رود با منازل وسيع و مجلل آن به مقامات بلندپايه، محلة بوارده با خانه هاي نسبتاً مرفه اش به مديران درجة دوم، و بخشهاي بهمنشير، فرح آباد و جمشيد با خانه هاي كوچكتر و ساده تر به كارگران عادي اختصاص يافته بود.
بخش بيرون از حوزة مديريت شركت نفت كه آثار سنت هاي خانه سازي ایرانی اسلامي بيشتر در آن به چشم ميخورد، از نظم، ترتيب و تسهيلات مناطق مسكوني زيرپوشش شركت نفت برخوردار نبود. در پاره اي از محلات مانند احمدآباد در شرق شهر، كه با 80 هزار نفر جمعيت متراكم خود از محلات فقيرنشين آبادان به شمار ميرفت، آثار سياست تبعيض اجتماعي مشهودتر بود. اعمال سياست توزيع نابرابر امكانات مادي كه منجر به ناهماهنگيهاي ظاهري شده بود، به حوزة فرهنگ و ديگر جنبه هاي معنوي جامعه نيز سرايت كرده بود. مثلاً در 1335 ميزان بيسوادي در احمدآباد 49درصد و در محلات كارگرنشين 35درصد بود، حال آنكه در بريم و بوارده اين ميزان به 3درصد كاهش يافته بود. از كارگران ماهر 45 درصد و از كارگران غيرماهر 55درصد بيسواد بودند.

تفاوت در برخورداري از مزاياي مادي زندگي و امتيازهاي اجتماعي، ماية بروز اختلاف در ديدگاهها، علايق، گرايشها، نظامهاي ارزشي و چگونگي رفتار گروههاي گوناگون اجتماعي آبادان گرديد. در حالي كه كارگران شركت نفت و ديگر توده هاي زحمتكش آبادان تمايلات ديني و آيينهاي ملي خويش را حفظ ميكردند، گرايشهاي مذهبي و خلق و خوي ايراني در طبقات مرفه (به علت تماس بيشتر و نزديكتر با غربيان و كوشش در پيروي از آنان و رنگ پذيري از فرهنگ غربي و ارزشهاي آن) اندك اندك رو به سستي ميرفت. به طور خلاصه، صنعت نفت مايه ايجاد آنچنان طبقات متمايزي در جامعة آبادان شده بود كه مانند آن در ديگر شهرهاي ايران به چشم نميخورد. تنها عامل نيرومندي كه ميتوانست مقداري به آميزش اجتماعي كمك كند، بازار بود. افزون بر اين، سنتهاي بازار و بازاريان در سويي كاملاً مخالف شركت نفت و نوع جامعه اي كه پديد آورده بود، عمل ميكرد. آبادان را شهر اضداد و يا شهر سفيد و سياه توصيف كرده اند؛ بخش سفيد آن نمونة يك شهر اروپايي و بخش سياهش نمونة يك شهر عقبماندة شرقي است.
با آغاز جنگ عراق و ايران در 31 شهريور 1359 آبادان آماج تهاجمات هوايي و زميني ارتش عراق گشت و خسارات مالي و جاني فراوان برآن وارد آمد. اين جنگ به پالايشگاه، تأسيسات نفتي، بندرگاهها، فرودگاه و ديگر مراكز صنعتي و اقتصادي، شبكة آبرساني، تأسيسات برق و نيز به مناطق مسكوني آسيب بسيار رساند و ماية كاسته شدن فاحش جمعيت شهر، توليد نفت و تعطيل يا ركود فعاليتهاي اقتصادي شد. آبادان در اوايل جنگ نزديك به يك سال در محاصرة كامل عراقيها ماند و پس از شكستن محاصره نيز تا مدتها هدف گلوله بارانهاي بی امان دشمن بود و در نتيجه تقريباً جاي سالمي در شهر باقي نماند. ميزان زيانهاي وارده بر تأسيسات نفت و پتروشيمي آبادان تا پايان شهريور 1361 به رقم 113 ميليارد و 280 ميليون ريال سر زد.
بر اثر فرو ريختن انواع مواد مخرب و آتشزا بر آبادان و نيز به واسطة بی آبي، بخش مهمي از فضاي سبز شهر از ميان رفت و اين براي شهري چون آبادان كه هوايي فوق العاده گرم و شرايط اقليمي نامساعدي دارد، بسيار زيانبار بود. افزون بر اين، كاربرد سلاحهاي شيميايي توسط اعراب عراقی، فضاي شهر را دچار آلودگيهاي شيميايي كرد كه اين، در جاي خود، در راندن مردم از شهر تاثير بسيار گذاشت.
براي ترميم خرابيها و بازسازي آبادان به موازات ديگر نقاط آسيبديده كشور، گامهايي توسط دولت، نهادهاي انقلابي، هيئتهاي اسلامي و گروههاي ملي برداشته شده و برنامه هاي عمراني بزرگ و گسترده اي فراهم و رهبري و هماهنگ ساختن كوششهاي مربوط به بازسازي ويرانيهاي ناشي از جنگ به ستاد «بازسازي و نوسازي مناطق جنگزده» كه در وزارت كشور جمهوري اسلامي ايران مستقر است، سپرده شده است...پایان
نویسنده و گردآورنده:مرداویچ
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

پست توسط Mil@d »

با سپاس از زحمتي که براي تدارک اين مقاله و معرفي شهر عزيز من در سي سي نمودي چند نکته را در تکميل مقاله اضافه مي کنم.
.اختلاف طبقاتي در آبادان به شدت عجيب و وحشتناک است.مدير شرکت نفت حدود 3 الي 4 ميليون حقوق به عير از حق ماموريت مزايا و... مي گيرد.
خانوادهاي تحت پوش کميته امداد و بهزيستي با ماهي 15000 تومان!!!!
بخش مرفه نشين آبادان يعني بريم تقريبا از نظر مذهبي تهي شده است و همه تو عشق و حال غرقند.
ولي حاشيه شهر و اعراب مقيم ان به شدت مذهبي.
در اين شهر حدود هشتاد هزار عرب زبان و حدود دويست هزار پارس و بقيه از تيره هاي گوناگونند.
جمعيت شهر با خرمشهر که در نزديکي ان قرار دارن حدود نيم ميليون نفر است.
روند بهينه سازي فضاي تفريحي شهري نيز کند است.
ولي يک نکته جال در شهرهاي ديگر که بعد از اذان مغرب مانند زمان حضرت محمد همه جا تعطيل مي شود تازه ابادانيا ميريزن بيرون و تا 12 شي و در ايام عيد تا 1.5 بيرونند.
محرم که ديگه نگو ونپرس.
لباس پوشيدن ابادنيها بسيار عالي و حتي اگه جيبشان خالي باشد آخرين مد روز را مي پوشند.
خيابون پهلوي يا ته لنجي ها پاتوق دختر پسراي خوش تيپه.

به قول سندي

ولک کا ابادان 5 کيلومتر دمت گرم.

اباداني قلبش پاکه همه دوسش دارند برو بچه هاشون همه اهل حالن.
دختراشون قشنگو خوشکلن.

ولک کا ابادان 5 کيلومتر دمت گرم.

اچ تي تي بازي تو کوچه چه باصفا بود يادته باحال ترين محله شهر محله ما بود يادته

محله ما چه صفاست خونه سلیمون سر راست

یکم کوچه بازاری و بیش از حد خاکی شدم ولی کاریش نمیتونم بکنم تو فاز ابادان که میرم یخ شخصیتیم شکسته میشه و...عنان از کف میدم
  بی  
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”