آنچه در پی می آید بخشی از سخنرانی دکتر صادق طباطبایی است که در مراسم بیست و ششمین سالگرد ربودن امام موسی صدر(شهریور 1383) که توسط جنبش امل در تهران برگزار شد ایراد شده است.
[External Link Removed for Guests]
... در اين فاصله انقلاب ايران به ثمر رسيده بود. دولت ها وشخصيتهاي برجسته يکي پس از ديگري انقلاب را به رسميت مي شناختند وآمادگي سفر به ايران را اعلام مي کردند. ياسرعرفات دوسه روز بعد از پيروزي انقلاب به ايران آمد. معمر قذافي هم تصميم گرفته بود به ايران بيايد. سفرش هم مثل تمام كارهايش غیر متعارف وبسيار عجيب وغريب بود. آن زمان من معاون سياسي - اجتماعي وزارت کشور بودم حدودا" چهار یا پنج هفته ازپیروزی انقلاب اسلامي گذشته بود که از سازمان هواپيمايي کشوری با دفترمن تماس گرفتند و گفتند که يک هواپيماي ناشناس با 140 تا 150 ديپلمات عرب خواهان ورود به آسمان ايران وفرود در تهران است. با وزرات خارجه تماس گرفته بودند، وزير خارجه وقت حضور نداشت. با دفتر نخست وزير تماس گرفتند، ايشان همدان بودند. طبعا از وزارت کشور كسب تكليف شد. من بلافاصله حدس زدم که احتمالا چنين ديوانه بازيي فقط از چنين ديوانه اي بر مي آيد. يک هواپيماي ناشناس،با 140 تا 150 نفرسرنشين دیپلمات واعلام هم نکنند که چه کساني هستند و از کجا می آیند، واجازه ورود نيز بخواهند. بنابراين به هواپيماي کشوري دستور داده شد که هواپيما را به آسمان ايران راه ندهيد واجازه فرود به تهران داده نشود. با قم ودفتر امام تماس گرفتم وبه مرحوم حاج آقا احمد قضيه را اطلاع دادم و گفتم به امام بگوييد چنين مسئله اي رخ داده است. امام هم کار ما را تأييد کردند. دفعات بعد که آقاي قذافي خواهان سفر به ايران بود امام نپذيرفتند وخط قرمزي تعيين کردند. خط قرمز امام روشن شدن مسئلة امام موسي صدر وروشن شدن ابعاد اين جنايت بود که تا امروز هم طول کشيده است. پس از انکه موضع دولت ايران وموضع امام رسما اعلام شد، ليبي به شيوه ديگري متوسل شد. قذافي يکي از مقامات عالي رتبه خود را به ايران فرستاد ومدتی مدید در بيت يکي از مراجع مستقر کرد. اين نماینده آقای قذافی در بیت آن مرجع يک پايگاه قدرتمند سياسي بااستفاده از شيوه هاي انتفاعي درست کرده بود. عده اي از نزديكان آن مرجع عالي قدر تلاششان را براي دیدارشخصیت لیبیائی مزبور با امام از یک سو و جلوگيري از پيگيري مسئله امام موسي صدراز سوی دیگرآغاز كردند.
همان طور که می دانید پيش از انقلاب روابط ايران با ليبي قطع شده بود. بعد از انقلاب تلاش هايي عمدتا"توسط رفقای ایرانی آقای قذافی صورت گرفت تا روابط ديپلماتيک فیما بین دوباره برقرارشود. یکی از بندهاي مقاوله نامه تجديد روابط ايران وليبي تشکيل کميته تحقيق براي پيگيري وروشن کردن مسئله امام موسي صدر بود. در چارچوب اين موافقت نامه کميته اي در ايران تشکيل شد. اين کميته مجموعه اطلاعات، اسناد ومدارک لازم را گردآوري کرده بود. اين مدارك شامل اسناد و مدارك تهيه شده در ايران وایتالیا و لبنان و نیز اسناد مقامات قضايي و ديپلماسي و اطلاعاتي لبنان وهم چنین گزارشات مقامات ايتاليايي و تحقيقات پليس بين الملل بود.اعضای این کمیته نیز نمايندگان رئيس جمهور لبنان و جنبش امل، وکيل خانواده امام موسي صدر واز ايران هم نماينده وزير دادگستري، دو وکيل برجسته ایرانی وسه وکيل بين المللي بودند. من ، هم عضو كمیته مزبوربودم و هم رياست آن را به عهده داشتم . اعضاي اين كميته خود را آماده سفر کرده بود. عصر همان شبي که قرار بود گروه به ليبي سفر کند به ما اطلاع داده شد که دولت ليبي از پذيرفتن کميسيون امتناع مي کند و اعلام كرده که اجازه تحقیق به کميسيون را نمي دهد. وقتي تذکر داده شد که اين مساله در بند هفدهم مقاوله نامه تجديد روابط ديپلماسي دو کشورمندرج است ، گفته شد که جناب معمر قذافي گفته اند اسم اين کميسيون، کميسيون تحقيق است اما وقتي اين کميسيون پيش از تحقيق نظر خودش را اعلام وابراز کرده ديگر تحقيق معني ندارد. اين بهانه اشاره اي بود به مصاحبه اي که من سه یا چهارهفته قبل از اين تاريخ در لبنان انجام داده و گفته بودم که آنچه بر سر آقاي صدر آمده در ليبي رويداده است ودولت ليبي وشخص معمر قذافي مسئول اين کار است. همچنين گفته بودم ملتي که مي تواند آن" طاغوت کبير" را به زانو در بیاورد می تواند تکلیفش را با اين "عقيد صغير" روشن کند. "عقيد" يعني سرهنگ، و منظورم سرهنگ قذافي بود. وقتي که معلوم شد بهانه آقای قذافی ، آن اظهارات من بوده است، بلافاصله اعلام کردم من نه تنها از رياست اين کميسيون بلکه از عضويت آن هم استعفا مي دهم تا کميسيون بتواند کار تحقيق خود رابا انجام سفر آغاز کند. اينجا به جاي اينکه پاسخ از ليبي بيايد، همان مراجع عالي قدربه توصیه و ابراز نگرانی همان مقام لیبیلئی مستقر در بیت ایشان شبانه خود را به تهران وبه امام رسانده وبه ایشان گفت: آقا ما الان براي ایجاد اتحاد جماهير اسلامي در حال تلاش هستيم، ما کشوري هستيم که در دنيا اين همه دشمن داريم، از اين طرف جبهه شرق، از آن طرف جبهه غرب. ما يک دوست در دنيا بيشتر نداريم وآن جناب معمر قذافي است. من اطلاع دارم كه او هم اكنون به ما كمك مي كند. والان وقت اين نيست که ما به اين مسائل بپردازيم وروابط خودمان با او را تیره کنیم.
روز بعد هم يکي از روزنامه هاي مدعي انقلاب در تهران اين تيتر را زد که" مصلحت صدر يا مصلحت انقلاب، کدام يک در صدراند".
پس از اين دیدار امام من را خواستند وخيلي صميمانه و خصوصي گفتند که به عقيده من شما مدتي اين مسئله را مسکوت بگذاريد تا اين آب وتاب ها و شیطنت های این افراد بخوابد. اشاره شان به افرادي بود منجمله سید مهدی هاشمی ویاران او که در اختیار همان مقام ليبيايي بودند و اينكه این ها انسانهاي سالمي نيستند، به عبارت ديگر مخالفت آنهابا پی گیری قضیه آقای صدر ريشه اعتقادي ندارد، ريشه اقتصادي و انتفاعي دارد. بعدها هم اظهارات سيد مهدي هاشمي را در تلويزيون شنيديد. به اعتراف خوداو پنجاه ميليون دلار از ليبي پول گرفته بود تحت عنوان کمک به سازمانها و جبهه های آزادی بخش . آن هاغیراز پول پودر سرطان زا هم براي حذف مخالفين از لیبیائی ها گرفته بوند که بر حسب اقاریرسید مهدی هاشمی وبه احتمال بسيار قوي در مورد مرحوم رباني املشي از همين پودر سرطانزا استفاده شده بود. خدا مي داند که چه کسان ديگري را با اين پودر نابود کرده اند. به هر حال مسئله پیگیری قضیه دراین جا متوقف شد. بعد جنگ پيش آمد. به طور طبيعي در طول دوران جنگ هم مشکلاتي وجود داشت. باز عده اي از همان ياران قذافي ادعا مي کردند که الان تنها کشوري که به ما اسلحه مي دهد وکمک نظامي مي کند ليبي است. درست نيست که ما در چنين شرايطي بخواهيم ارتباطمان را تيره کنيم. البته در همين مقطع هم يکي دو بار رؤساي جمهور وقت - آيت الله خامنه اي وآقاي هاشمي رفسنجاني - به ليبي سفر و مسئله را مطرح کرده بودند. اما هر بار، با نوعي لودگي قذافي از زير بار مسئله شانه خالي کرده بود. قذافي با لحنی آمیخته با شوخی و تهدید گفته بود که "اين مسئله را فراموش کنيد". اين دو بزرگوار گفته بودند مسئله، مسئله شخصي ما نيست که فراموش کنيم، يک ملت، يک جهان، يک امت پيگيراين ماجرا هستند . به هر حال اين مسئله در این مقاطع دیگرپيگيري نمي شد. اقداماتي که صورت مي گرفت بيشتر توسط افراد خانواده، کميسيونها، سمينارهاي منطقه اي و بين المللي در لبنان وجاهاي مختلف بود، تا اينكه دولت آقاي خاتمي شروع به كار كرد.
وقتي که هم زمان با برگزاری همايش بزرگداشت شخصیت امام صدردردانشگاه مفيد قم خواهر امام موسي صدر ودختر ايشان خدمت مقام معظم رهبري رسيدند، ايشان بعد از "اظهار تاسف از این که این ماجرا تا امروز به تعويق افتاده وکار اساسي از طرف ايران انجام نشده " تا به نتيجه اي برسد با صراحت گفتند که" اين وظيفه جمهوري اسلامي است که با جديت مسئله را پيگيري کند. در اين سالها غفلت شده است، بايد جبران کنيم. حال که آقاي خاتمي رئيس جمهور هستند با جديت پيگيري کنند. بايد تمامي راهها را تا آخر برويم حتي اگر به قطع رابطه با ليبي بينجامد." اين اظهارات، رهنمود مقام معظم رهبري بود. ....
مخالفت بعضی از مراجع با پیگیری سرنوشت امام موسی صدر
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 820
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4147 بار
- سپاسهای دریافتی: 2180 بار
msm, سلام وتشكر
ميبخشيد اين سيد مهدي هاشمي اگر اشتباه نكنم داماد اون مرجع تقليد بوده (همون مرجعي كه الآن تو اصفهان زندگي ميكنه ودر زمان امام بركنار شده بود)درسته؟
ميبخشيد اين سيد مهدي هاشمي اگر اشتباه نكنم داماد اون مرجع تقليد بوده (همون مرجعي كه الآن تو اصفهان زندگي ميكنه ودر زمان امام بركنار شده بود)درسته؟
باآزمايش hla وثبت نام در پايگاه پيوند مغز استخوان كشور در بيمارستان شريعتي شانس زندگي را در بيماران سرطان خون و... افزايش دهيد [External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 353
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: اهواز
- سپاسهای ارسالی: 148 بار
- سپاسهای دریافتی: 354 بار
Re: مخالفت بعضی از مراجع با پیگیری سرنوشت امام موسی صدر
msm نوشته شده:
پس از انکه موضع دولت ايران وموضع امام رسما اعلام شد، ليبي به شيوه ديگري متوسل شد. قذافي يکي از مقامات عالي رتبه خود را به ايران فرستاد ومدتی مدید در بيت يکي از مراجع مستقر کرد. اين نماینده آقای قذافی در بیت آن مرجع يک پايگاه قدرتمند سياسي بااستفاده از شيوه هاي انتفاعي درست کرده بود. عده اي از نزديكان آن مرجع عالي قدر تلاششان را براي دیدارشخصیت لیبیائی مزبور با امام از یک سو و جلوگيري از پيگيري مسئله امام موسي صدراز سوی دیگرآغاز كردند.
پس از اين دیدار امام من را خواستند وخيلي صميمانه و خصوصي گفتند که به عقيده من شما مدتي اين مسئله را مسکوت بگذاريد تا اين آب وتاب ها و شیطنت های این افراد بخوابد. اشاره شان به افرادي بود منجمله سید مهدی هاشمی ویاران او که در اختیار همان مقام ليبيايي بودند و اينكه این ها انسانهاي سالمي نيستند، به عبارت ديگر مخالفت آنهابا پی گیری قضیه آقای صدر ريشه اعتقادي ندارد، ريشه اقتصادي و انتفاعي دارد. بعدها هم اظهارات سيد مهدي هاشمي را در تلويزيون شنيديد. به اعتراف خوداو پنجاه ميليون دلار از ليبي پول گرفته بود تحت عنوان کمک به سازمانها و جبهه های آزادی بخش . آن هاغیراز پول پودر سرطان زا هم براي حذف مخالفين از لیبیائی ها گرفته بوند که بر حسب اقاریرسید مهدی هاشمی وبه احتمال بسيار قوي در مورد مرحوم رباني املشي از همين پودر سرطانزا استفاده شده بود. خدا مي داند که چه کسان ديگري را با اين پودر نابود کرده اند. ....
پيشاپيش خاطر نشان مي سازم كه مطلب ذيل بدون جانبداري از شخص خاصي نوشته شده است.
صحبتهاي اقاي طباطبايي متاسفانه نشانه بارزي از خلط مبحث مي باشد.ايشان احتمالا بعلت تعصب زيادي كه به جناب صدر دارند فراموش كرده است كه شهيدمحمد منتظري رهبري ساتجا را بعهده داشته و رابط شناخته شده ليبي بود نه معدوم هاشمي.
امد و رفت سران ليبي به بيت ان مرجع از طريق مرحوم شهيد منتظري صورت مي گرفت كه متاسفانه اقاي طباطبايي با پيش كشيدن ماجراي هاشمي كه ربطي به اين ماجرا نداشته بگونه اي مطلب را جمع كرده كه گويي عده اي جنايتكار سران ليبي را پذيرش كرده اند.
براي اينكه يكطرفه قضاوت نكنيم به خاطرات ان مرجع صفحه 440 نگاهي مي اندازيم.
من هنگامي كه در پاريس خدمت امام بودم پسر مرحوم آقاي حاج آقا موسي صدر كه نام ايشان " صدر الدين " است خدمت امام رسيدند و از ايشان استمداد ميكردند كه قضيه پدرشان پيگيري شود، امام هم از ايشان دلجويي كردند و به ايشان وعده دادند كه اين قضيه را ان شاء الله پيگيري ميكنند. بعد كه آمديم به ايران و انقلاب پيروز شد آقاي صادق طباطبايي (پسر مرحوم آيت الله آقاي سلطاني) خيلي عليه ليبي فعاليت ميكرد، مرحوم محمد ما هم با قذافي از زمان مبارزات در خارج كشور مربوط بود و او را يك فرد انقلابي و ضد آمريكا ميدانست و معتقد به گسترش ارتباط با ليبي بود، ما ميگفتيم حالا كه تازه انقلاب به پيروزي رسيده در سياست خارجي كمك ميخواهيم، دولت عربستان و سران بسياري از كشورها كه با ما مخالفند ولي قذافي از اينكه انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيده ابراز خوشحالي ميكند، عقيده من اين بود كه قضيه ناپديد شدن آقاي صدر را بايد اقدام كرد ولي بايد دوستانه از قذافي خواست و چگونگي ماجرا را جو يا شد نه اينكه در راديو و تلويزيون و سخنرانيها عليه قذافي سخنراني بكنيم، آقاي صادق طباطبايي كه از قوم و خويشهاي آقاي صدر بود در بيروت سخنراني و يا مصاحبه كرده بود و عليه قذافي حرفهايي زده بود كه ما با اين معنا مخالف بوديم و ميگفتيم نبايد مرتب عليه خود و انقلاب جوانمان دشمن تراشي بكنيم ; البته من با آقاي حاج آقا موسي صدر سابقه آشنايي و رفاقت داشتم و ايشان مدتي هم پيش من درس خوانده است، در درس مطول و قوانين من شركت ميكرد، آدم فاضل و خوش فكر و با استعدادي بود، ايشان به همراه مرحوم آقاي بهشتي و آقاي حاج آقا موسي زنجاني از شاگردان خوب مرحوم آقاي داماد بودند و گو يا با هم مباحثه هم ميكردند. بعد از اين حادثه اي كه براي ايشان اتفاق افتاد يك بار حاج احمد آقاخميني آمد پيش من كه مادر آقا موسي ابراز بي تابي ميكند و شما يك نامه اي به قذافي بنويسيد كه اين قضيه را پيگيري كند، من يك نامه مفصلي به زبان عربي به قذافي نوشتم [color=red]و شخصيت آقا موسي و ارزش او را براي جهان اسلام يادآور شدم و اينكه ايشان به ليبي آمده و در آنجا مفقود شده است مقتضي است كه شما به صورت جدي پيگيري كنيد و اين مشكل را حل كنيد، و نامه را به حاج احمد آقا دادم و نمي دانم ايشان آن را فرستادند يا نه،متاسفانه من از آن نامه كپي نگرفتم ولي شايد خود نامه در آرشيو حاج احمد آقا موجود باشد; مرحوم امام هم گو يا اقدام كرده بودند ولي عاقبت قضيه مشخص نشد كه چگونه بوده است . خلاصه من با اقدام در اين زمينه مخالف نبودم ولي با دشمن تراشي در آن جو و شرايط كه انقلاب نوپاي ما دشمنان زيادي داشت مخالف بودم ; من اين مطلب را در همان اوايل انقلاب كه امام در خانه آقاي حاج شيخ محمد يزدي در قم بودند در مورد ضرورت تحكيم روابط با كشورهاي اسلامي و بخصوص كشورهاي همسايه به ايشان هم گفتم .

-
- پست: 577
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۷:۲۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 502 بار
- سپاسهای دریافتی: 231 بار
با تایید فرمایشات بهنام عزیز
باید عرض کنم نداشتن بینش درست در مورد اتفاقی که افتاده باعث به وجود آمدن این موضع گیری شد. امام موسی صدر نماینده امام در لبنان بودند و یکی از امید های انقلاب که اگر در میان مردم باقی می ماند شاید خیلی از اشتباهات و برخوردها در طول این سالها اتفاق نمی افتاد.
لیبی در جنگ های داخلی لبنان دخالات مسقیم داشت و منافع اون در روشن بودن آتش این جنگ ها و وجود اختلاف در میان طرف های سیاسی و مذهبی بود که امام موسی صدر تمام این آتش و اختلافات رو خاموش کرد و در طول19 سال فعالیت ریشه ای از تشیعرا زنده کرد که ثمره اون رو در حال حاضر می بینیم.
امام موسی صدر در کنار شهید بهشتی و شهید مطهری و شهید مفتح و رهبری... جز شاگردان خاص امام بودند که قرار بود بار تحقق آرمان های انقلاب بر دوش این عزیزان باشند که....
فکر نمی کنم نیازی به توضیح در مورد عمق تفاوت های فکری و بینش این عزیزان با دیگر بزرگان باشه.
در زمان جنگ هم امام بعد از پیگیری های فراوان آقای هاشمی و رهبری حاضر شدند که روابط هرچند محدود جهت تامین نیاز های دفاعی برقرار شود ولی همچنان پیگیری واقعه را در نظر داشتند.
اما با گذشت زمان واقیعت روحیه انقلابی و ضد استکباری قذافی معلوم و تلاش های اون در جهت منافع غرب و حمایت های پنهان غرب از اون نمایان شد.
متاسفانه این مرجع تقلید دقیقا عکس همین بینش رو در مقابل برابر دامادشون در پیش گرفتند و .... مسائل و برخوردهایی از این دست نهایتا باعث صدور اون حکم شد.
باید عرض کنم نداشتن بینش درست در مورد اتفاقی که افتاده باعث به وجود آمدن این موضع گیری شد. امام موسی صدر نماینده امام در لبنان بودند و یکی از امید های انقلاب که اگر در میان مردم باقی می ماند شاید خیلی از اشتباهات و برخوردها در طول این سالها اتفاق نمی افتاد.
لیبی در جنگ های داخلی لبنان دخالات مسقیم داشت و منافع اون در روشن بودن آتش این جنگ ها و وجود اختلاف در میان طرف های سیاسی و مذهبی بود که امام موسی صدر تمام این آتش و اختلافات رو خاموش کرد و در طول19 سال فعالیت ریشه ای از تشیعرا زنده کرد که ثمره اون رو در حال حاضر می بینیم.
امام موسی صدر در کنار شهید بهشتی و شهید مطهری و شهید مفتح و رهبری... جز شاگردان خاص امام بودند که قرار بود بار تحقق آرمان های انقلاب بر دوش این عزیزان باشند که....
فکر نمی کنم نیازی به توضیح در مورد عمق تفاوت های فکری و بینش این عزیزان با دیگر بزرگان باشه.
در زمان جنگ هم امام بعد از پیگیری های فراوان آقای هاشمی و رهبری حاضر شدند که روابط هرچند محدود جهت تامین نیاز های دفاعی برقرار شود ولی همچنان پیگیری واقعه را در نظر داشتند.
اما با گذشت زمان واقیعت روحیه انقلابی و ضد استکباری قذافی معلوم و تلاش های اون در جهت منافع غرب و حمایت های پنهان غرب از اون نمایان شد.
متاسفانه این مرجع تقلید دقیقا عکس همین بینش رو در مقابل برابر دامادشون در پیش گرفتند و .... مسائل و برخوردهایی از این دست نهایتا باعث صدور اون حکم شد.
و يارانم
در مشقت هاي فوق الطاقه چندين ساله هيچ مقصودي نداشته و نداريم جز
حفظ ايران از تعرضات خارجي و فشار خائنين داخلي ، تامين آزادي رنجبران ستمديده مملكت و استقلال حكومت
كوچك
در مشقت هاي فوق الطاقه چندين ساله هيچ مقصودي نداشته و نداريم جز
حفظ ايران از تعرضات خارجي و فشار خائنين داخلي ، تامين آزادي رنجبران ستمديده مملكت و استقلال حكومت
كوچك